هـــدف


از جمله تفاوتهایی که در هدف گذاری انسانها دیده میشود، «هدف گذاری رقابتی» در مقابل «هدف گذاری استراتژیک» است.

هدف گذاری استراتژیک، بر اساس چشم اندازهای شخصی من تعیین میشود اما هدف گذاری رقابتی در مقایسه با دیگران.

اجازه بدهید با دو مثال این تفاوت را شفاف تر کنم. فرض کنید که دوست دارید در زمان پیری، یک باغ داشته باشید. به دو شکل میتوانید هدفگذاری کنید:
روش اول – هدف گذاری استراتژیک: چشم انداز من برای زمان پیری، باغی است که در آن حداقل چهار درخت میوه مختلف باشد. استخری کوچک. اتاقی برای استراحت و …
بر اساس محاسبات ساده میتوان نتیجه گرفت که مثلاً یک باغ ۴۰۰۰ متری کافی است.
روش دوم – هدف گذاری رقابتی: الان در میان دوستان و بستگان، بزرگترین باغ را آقای … دارد که ۵۰۰۰۰ متر است. پس من باید حداقل یک باغ ۵۰۰۰۱ متری داشته باشم!

آیا به تفاوت این دو نوع هدف گذاری فکر کرده اید؟
در نوع اول، شما میدانید که برای چه تلاش میکنید و موفقیت و شکست شما در دستیابی به این هدف، تابع تلاش و کوشش و تصمیم های شماست. اگر هم باغ ۴۰۰۰ متری را خریدید  و از اطرافیان کسی باغ ۴۰۰۰۰ متری خرید، شما احساس باخت نمیکنید. هدف شما از باغ ۴۰۰۰ متری مشخص بوده و به هدف خود دست یافته اید.

اما در نوع دوم، وقتی باغ را هم خریدید، هر روز باید کنترل کنید و تحقیق کنید که آیا دیگر دوستان و بستگان باغ بزرگتری خریده اند یا نه! و کافی است فرد دیگری باغ بزرگتری بخرد تا شما احساس شکست کنید!


ادامه نوشته

توصیه هایی ناب برای فراموش کردن گذشته تلخ


باورهای انسان ها شکل دهنده و تنظیم کننده رفتارشان است و با توجه به این اصل که انسان ها محصول افکار و باورهای خودشان هستند، با تکرار و تلقین های سازنده می توانند زندگی لذت بخشی را برای خود رقم بزنند.
 
امام صادق علیه السلام: هر که به خانواده ‏اش نیکى کند، خداوند بر عمرش بیفزاید.
وقتی شب ها به خاطر ناراحتی ها و پشیمانیهای گذشته نمی توانید بخوابید، وقتی نمی توانید از گذشته عبور کنید و به آینده هیچ امیدی ندارید، یعنی اینکه همچنان در گذشته مانده اید، یعنی گذشته و حوادث تلخ آن لحظات زندگی شما را به راحتی می بلعد، بی آنکه خودتان متوجه باشید.
در گذشته در جا نزنید
برای عبور از گذشته شاید با چالشی بزرگ مواجه شوید. ناراحتی های گذشته که لاینحل باقی مانده، گاهی اجازه نمی دهد از گذشته به سرعت عبور کنید و به امید آینده، رو به جلو بروید. از این رو سعی دارید از گذشته فرار کرده یا آن را کتمان کنید. به این ترتیب، به جای درس گرفتن از تجارب گذشته، دائم در کشاکش فراموش کردن آن، در گذشته در جا می زنید و ناخودآگاه اجازه می دهید تا گذشته شما را در کام خود فرو ببرد. اگر از گذشته به درستی نمی توانید عبور کنید از یک درمانگر کمک بگیرید.
گذشته را نمی توان تغییر داد
شما شاید بپذیرید که آنچه را که در گذشته اتفاق افتاده، نمی توانید تغییر بدهید و اگر هنوز به این باور نرسیده اید که گذشته در گذشته است، آسیب جدی به خودتان خواهید زد و در تمام روابط تازه تان اتفاقات تلخ گذشته، فضا را سمی و زهرآگین می کند و دیگران را از شما دور می سازد و در نتیجه، تک و تنها با کوله ای پر از افکار منفی در گذشته خواهید ماند.
به سوی آینده گام بردارید


ادامه نوشته

دشمن پنهان


ترس را همه ما انسان‌ها می‌شناسیم: ترس از مرگ، ترس از شکست، ترس از رازهای نو، ترس از نگاه تحقیرآمیز دیگران، ترس کودک از مدرسه وحتی ترس بیمار از صندلی انتظار مطب دکتر که با خودش در کشمکش است تا آرام و مسلط باشد. تقریبا هر چیزی که در دنیا هست احتمال دارد روزی باعث ترس کسی شده باشد.

به تازگی یک سایت اینترنتی در حوزه روان‌شناسی، فهرست بلندبالایی مشتمل بر ۱۵۰۰ نوع ترس مرضی یا هراس انسان مدرن را منتشر کرد. مانند ترس از تلفن، ترس از اعداد و یا شوخی کردن که واقعا مدرن هستند. مدنظر در این مبحث بیشتر ترس‌هایی است که ریشه روانی دارند و اشخاص مبتلا به آنها لحظه‌ای از آسیب‌های آنها ایمن نمی‌مانند.

هراس و وحشت از ترس یک امر عادی و معمولی نیست که یک بار بیاید و برود بلکه در نهاد انسان ریشه می‌دواند و او را دائما از یک یا چند چیز می‌ترساند.

کسی از بلندی یا ارتفاع می‌ترسد، دیگری از فضای بسته، دیگری از تاریکی و یا هواپیما.

آیا ترس‌های شدید و غیرمعقول با شخصیت و دوران کودکی انسان رابطه دارد؟


ادامه نوشته

سی پیشنهاد برای یک زندگی شادمانه‌تر


برای داشتن حالی بهتر و حسی خوش‌تر، نیاز نیست کارهای آن‌چنانی و خرج‌های آن‌چنانی بکنیم. کافی است نکاتی ریز اما موثر را به‌خاطر داشته باشیم و به آنها «عمل کنیم». مطلب حاضر، سی تا از این نکات را در قالبی خواندنی به شما عرضه می‌کند.

۱- هر روز ۱۰ تا ۳۰ دقیقه پیاده‌روى کنید و به هنگام راه رفتن، لبخند بزنید. این بهترین داروى ضدافسردگى است.

۲- هر روز حداقل ۱۰ دقیقه در یک مکان کاملا ساکت و بى‌‌‌سروصدا بنشینید.
۳- هرگز از خوابتان نزنید. یک دستگاه ضبط فیلم بخرید و برنامه‌هاى تلویزیونى مورد علاقه‌تان را که شب‌ها دیروقت پخش مى‌شوند، ضبط کنید و روز بعد ببینید.

۴- هر روز صبح که از خواب بلند مى‌شوید، جمله زیر را تکمیل کنید: «هدف امروز من ….… است.» و نیز بگویید: «خدایا! به من کمک کن تا امروز هم دنیا را به جای بهتری برای زیستن تبدیل کنم.»

۵- با این سه «الف» زندگى کنید: انرژى، اشتیاق، احساس یگانگى.
۶- نسبت به سال قبل کتاب‌هاى بیشترى بخوانید و بازى‌هاى بیشترى بکنید.


ادامه نوشته

چطور برند شخصی پایدار بسازیم؟


هرکدام از ما در حال حاضر یک برند داریم و با ویژگی‌هایی شناخته می‌شویم. این برند معمولا با دو عامل تخصص و ویژگی‌های رفتاری شکل می‌گیرد. این‌که شما در کاری میزان مشخصی تخصص داشته باشید ( در سطح ضعیف، متوسط یا عالی باشید) باعث می‌شود تا تعریفی از شما در ذهن اطرافیان شکل بگیرد. اما صرفا تخصص نیست که برند شما را می‌سازد. نوع رفتار شما نیز برند شما را می‌سازد. پرسنال برندینگ با نتیجه فعالیت‌های ما شکل می‌گیرد اما باید دقت کرد “با نتیجه‌ی فعالیت‌ها” و این یعنی، فعالیت‌ها از درون ما نشات می‌گیرند و به اطراف ما منتقل می‌شوند. احتمالا شنیده‌اید که می‌گویند طرف آدم متخصصی است اما بداخلاق است. یا بسیار آدم حرفه‌ای و خوش اخلاقی است. این‌ها جمله‌های معروفی هستند که هرکدام از ما ممکن است هر روز بشنویم.

برای شکل‌گیری موثر برند شخصی‌مان در محیط کار چه به‌عنوان مدیر، کارشناس یا کارآفرین می‌توانید از مدل زیر استفاده کنید:

در قدم اول، ایجاد برند شخصی (پرسنال برندینگ) یعنی خود شناسی. شما نیاز دارید تا شناخت بسیار خوبی از توانایی‌ها، ضعف‌ها و رفتارهای خود داشته باشید. برای ساخت یک برند شخصی موفق مشخصا بایدهوش اجتماعی خود را افزایش دهید و احساسات و هیجانات خود را مدیریت نمایید. باید تاثیر کارها و رفتارهای خود را بر محیط اطراف خود بیشتر درک کنید و همواره در مسیر بهبود و اصلاح حرکت کنید.


ادامه نوشته

دوره آموزشی رایگان :شناخت توانایی ها     


شما برای رشد و پیشرفت بر رفع نقاط ضعف خود تمرکز می‌کنید یا تقویت نقاط قوت؟

    چرا عده ای به سرعت پیشرفت می کنند و به موفقیت دست پیدا می کنند و عده ای دیگر با وجود تلاشهایی که می کنند حرکت رو به جلو ندارند؟
    بسیاری اینطور تصور می کنند که برای موفقیت و پیشرفت باید نقاط ضعف خود را از بین ببرند در حالیکه در بسیاری از مواقع نقاط ضعف از بین نمی روند. انسانهای موفق درک کرده اند که به جای صرف زمان برای از بین بردن نقاط ضعف خود باید روی نقاط قوت و توانایی های خود سرمایه گذاری کنند.
    آیا کار و زندگی شما برمبنای توانایی های تان است؟
    تحقیقات موسسه گالوپ بر روی بیش از ۳ میلیون نفر از انسانها در نقاط مختلف دنیا نشان می دهد که کسانی که می توانند موفق باشند و موفقیت خود را همواره تکرار کنند، افرادی هستند که توانایی های خود را میشناسند و اهداف خود را برمبنای توانایی های خود انتخاب می کنند و برمبنای توانایی های خود حرکت می کنند.


ادامه نوشته

پنج مشخصه‌ بزرگ‌ترین مدیران جهان


اغلب اوقات کارفرمایان در ارتباطات خود با کارمندان‌شان دقت نمی‌کنند، آنها باید توجه داشته باشند که دقیقا همان چیزی را از کارمندانشان دریافت می‌کنند که به ایشان می‌دهند.
وقتی کارمندان شما می‌دانند که شما به آرای ایشان و به زندگی‌های‌شان توجه دارید، آنگاه احساس ارزشمندی بیشتری می‌کنند. آنها به نوبه خود، این توجه شما را به فرم یک کارمند اختصاصی جبران می‌کنند و به شما احترام می‌گذارند. یک صاحب کسب و کار چه چیزی بیشتر از این می‌خواهد؟ اکنون، مساله تنها بر سر اطمینان حاصل کردن از این امر است که شما مشخصه‌ توجه و تمرکز مورد نیاز برای هدایت کارمندان را کسب کرده‌اید.
در اینجا  پنج مشخصه بزرگ‌ترین مدیران کسب و کار امروز را ذکر می‌کنیم.

مردمی باشید
به طور معمول، مردم به نحوی باطنی یا قلبی با مدیران همانندسازی می‌کنند. گفته می‌شود این امر به آن خاطر است که چنین مردمی باور دارند نوعی احساس ویژه در آنها شکوفا می‌شود که این پیام را می‌دهد: «مرا انتخاب کن». وقتی به عنوان بخشی از یک جمعیت هدایت می‌شوید، بسیار بیشتر پذیرفته‌شده خواهید بود. آن افرادی که «مافوق جمعیت» هستند به منزله‌ اقلیت نخبه‌گرا دیده می‌شوند و ارتباط گرفتن  با این دسته از افراد دشوار است.

فروتن باشید
مدیران بزرگ می‌دانند که هیچ کس، از جمله خود آنها، بهتر یا بدتر از سایرین نیست. هر کس ارزش خاص خودش را دارد و مهارت‌ها به طور جمعی در آنها حاضر است.
مدیران بزرگ طوری مرتبه و موضع خودشان را تعیین می‌کنند که اگر روزی گروه را ترک کنند، گروه همچون سابق قدرتمند بر جا بماند. مدیران بزرگ مقاومت و نیرومندی را در گروه افزایش می‌دهند و افراد را از وابستگی به یک فرد خاص می‌رهانند.

ساده و بی‌تکلف باشید


ادامه نوشته

بیست وپنج  نکته‌ شغلی که کسی بهم نگفت


دهه اول کار کردن،احتمالن مزخرف‌ترین دوران زندگی هر کسی‌ست.
آدم مثل دونده‌ای کور به در و دیوار می‌خورد. نه می‌داند چه می‌خواهد و حتا اگر بداند، نمی‌داند چطور به آن برسد. من هم تجربیات کار را به سخت‌ترین و پرهزینه‌ترین راه‌های ممکن کسب کردم. چهارده سال پیش هیچ‌کس نبود که اینها را بهم بگوید. شاید اگر بود هم به حرفهاش گوش نمی‌کردم. شاید هم زندگی‌م تغییر می‌کرد. اینجا می‌نویسمشان به این امید که شما ناچار نباشید از راه سخت یادشان بگیرید.

۱ -کاری را انجام بدهید که ازش لذت می‌برید.
اگر لذت می‌برید معنیش این است که خوب انجامش می‌دهید. وقتی خوب انجامش می‌دهید معنیش این است که آدم «اون کاره» هستید ( فحش نیست!) وقتی آدم اون‌کاره هستید یعنی همیشه برایتان موقعیت کاری خوب وجود دارد.
یک نجار درجه یک از یک پزشک درجه سه می‌تواند بیشتر درآمد داشته باشد.

۲- تا زمانی که به کاری برسید که ازش لذت می‌برید همین که کاری بکنید که آزارتان ندهد کافی‌ست.
قرار است هشت ساعت در روزتان را به ازای درآمد بدهید. نات ئه بیگل دیل. همه دنیا دارند این کار را می‌کنند. بعضی جاهای دنیا کارگران بیست ساعت از شبانه‌روزشان را در عوض یک وعده غذای گرم و جای خواب غیر مسقف می‌فروشند. پس زیاد سخت نگیرید.
من در دوران خدمت تایپیست بودم. دو سال تمام روزی هشت ساعت کارم این بود که نامه ‌های اداری پر از غلط نگارشی را ( که سرهنگ جان می‌نوشت) تایپ کنم. بعد مدتی فهمیدم می‌توانم هشت ساعت مغزم را به حالت اسلیپ ببرم و بگذارم دستم کار کند. می‌توانم نیمه پر لیوان را ببینم: بعد آن هشت ساعت مغزم با کلی انرژی ذخیره شده آماده نوشتن بود و الان در تایپ ده انگشتی می‌توانم با تایپیست‌های حرفه‌ای مسابقه بدهم.


ادامه نوشته

حــقـیــقــت


هـر حـقـیـقــتی از سـه مـرحـلـه می گـذرد:
 
ابـتـدا، بـه مـسـخره گـرفـتـه مـیـشود
بـعـد بـه شـدتـــــ بـا آن مـخالـفـتـــــ مـیـشـود
و در آخـر، بـه عـنـوان امـری بـدـیهـی پـذـیـرفـتـه میـشـود.
 
" آرتورشوپنهاور "

ده ترفند برای بیدار شدن در صبح زود


در حقیقت، یک عامل مهم برای راحت بیدار شدن از خواب در صبح زود، ریتم شبانه روزی و یا ساعت داخلی بدن است. اگر برای شما سخت است که صبح زود بیدار شوید، این مطلب را بخوانید!
افکارنیوز: گاهی اوقات برای به موقع رسیدن سر کار و یا هر جای دیگری، زنگ ساعت خود را کوک می کنید تا از خواب بیدار شوید. اما قبل از آنکه از خواب سیر شوید، ساعتتان زنگ می زند و شما زنگ آن را خاموش می کنید و می خوابید و در نهایت دیرتر از خواب بیدار می شوید و دیر به سر کارتان می رسید. در حقیقت، یک عامل مهم برای راحت بیدار شدن از خواب در صبح زود، ریتم شبانه روزی و یا ساعت داخلی بدن است. اگر برای شما سخت است که صبح زود بیدار شوید، این مطلب را بخوانید!
 
۱– علت بیدار شدن در صبح زود را بدانید
برای انجام هر کاری از جمله سر یک ساعت مشخصی بیدار شدن از خواب، باید دلیل مشخصی وجود داشته باشد؛ مثلا آیا می خواهید با خانواده خود صبحانه بخورید؟ یا می خواهید کمی ورزش کنید؟ یا اینکه می خواهید خود را برای یک روز خوب آماده کنید و یا از استرس ناشی از دیر رسیدن به محل کار خسته شده اید. بعد از اینکه دلیل بیدار شدنتان در صبح زود معلوم شد، راجع به آن با خانواده خود صحبت کنید، زیرا آنها نیز همانند ساعت زنگ دار می توانند به شما در بیدار شدن کمک کنند.
 
۲ – راجع به کارهای صبح روز بعد فکر کنید
وقتی فهمیدید بعد از بیدار شدن از خواب، چه کار باید انجام دهید، می توانید کاری کنید که بیشتر بخوابید. با کاهش فعالیت های صبح روز بعد، می توانید ساعت زنگدار خود را چند دقیقه دیرتر کوک کنید. اگر تصمیم دارید با اعضای خانواده خود صبحانه بخورید، شب قبل وسایل سر کار یا مدرسه خود را مرتب کنید.
 
۳ – ساعت داخلی بدن خود را بشناسید


ادامه نوشته

هفت سوالی که هر کسی که می خواهد کار جدیدی را شروع کند باید از خود بپرسد.


تصمیم گرفتم این کتاب را که در لیست پرفروشترین کتاب ها به انتخاب مجله نیویورک تامیز قراردارد، خلاصه کرده ومطالب اصلی آنرا برای شما مخاطبان عزیز خوشفکری بازگو کنم ،امیدوارم مفید واقع شود.

1. چه کسی هستید؟
نویسنده ضمن مطرح کردن این پرسش به عنوان پرسش اول بیان می کند: در طی جستجوی مسیر شغلیتان نحوه ای که شروع می کنید بر جایی که از آن سر در می آورید تاثیر می گذارد.
مبنا و نقطه شروع شما متکی بر شناخت این است که کیستید وخواهان چه هستید.

ضروری است اول از همه دریابید به چه پایبندید و باورهایتان چیست؛ در غیر اینصورت همواره این ریسک وجود دارد که گرفتار آن مسیر شغلی شوید که هرگز خواستار آن نبودید.
ببینید چه چیزی شما را بر می انگیزاند، در صبح شما را به بیرون از رختخواب می پراند و با روز جدیدی به شوق می آورد. نه اینکه زندگیتان را تسلیم قضاوت های دیگران بکنید و فقط برای اثبات لیاقتتان به دیگران کاری را انجام دهید که هر روز احساس کنید کمی به سوی مرگ پیش می روید!

نگرش محدود از تعریف خودتان، با لحاظ کردن گذشته، مثلا اینکه «من پسر فلانی هستم» ، «اهل فلان جا هستم»، «در فلان جا کار کرده ام» وسعت زندگیتان را در بر نمی گیرد، این امر می تواند شما را از ایجاد ارتباط با اهداف متعالیتان باز دارد.


ادامه نوشته

اعلامیه ورود به محل کار


بر درب ورودی آفیس ها و ساختمان های اپل، نوشته ای نصب شده است که توجه هر یک از کارکنان و افرادی که وارد این شرکت می شوند را به خود جلب می کند.

این متن که جدیدن از طریق سایت اینستاگرام به بیرون درز پیدا کرده است، نمایانگر تفکر و دیدگاه سازمانی غول فناوری اطلاعات اپل و بنیانگذار آن استیو جابز فقید است.

به نظر من، باید این نوشته با مفاهیم بسیار قوی و انگیزشی که دارد، بر ورودی هر شرکت و یا کسب و کاری، چه کوچک و چه بزرگ، که می خواهد موفق شود و پیشرفت کند، نصب شود و هر روز توسط کارکنان خوانده شود!

پیام خوش آمدگویی اپل به کارمندان جدید الاستخدام
ترجمه فارسی (ترجمه ی ارتباطی و آزاد):

دو نوع کار هست: کارهای معمولی و کارهایی که زندگی تان است.


ادامه نوشته

هنر مذاکره : گام‌های پنج گانه مذاکره


برای همه ما بارها پیش آمده که در زندگی روزمره مذاکره کنیم. به آخرین باری که مذاکره کردید فکر کنید. چه شرایطی را تجربه کردید؟ نتیجه مذاکره چه بود؟ آیا به نتیجه دلخواه رسیدید؟
برای مثال، احتمالا پیش آمده است که از همکار خود خواسته باشید که به شما در انجام پروژه‌ای کمک کند و در عوض شما به او قول داده‌اید که در یکی از کارهایش به او کمک خواهید کرد. و یا مثلا، از دوست خود خواسته‌اید که برنامه خود را تغییر دهد تا بتواند در مهمانی همراه شما باشد؛ و یا اینکه در مورد بالا بردن حقوق ماهیانه‌تان مذاکره کرده‌اید. بر اساس نتایجی که به دست آورده‌اید، می‌توانید مهارت‌های مذاکره خود را محک بزنید. نتیجه هر چه باشد، خبر خوش اینکه مهارت‌های مذاکره قابل یادگیری و توسعه است.

مراحل پنج گانه مذاکره:

مرحله اول : آماده سازی
آماده سازی یکی از طولانی‌ترین مراحل مذاکره است چرا که شامل فعالیت‌های مختلفی می‌شود:
- مشخص کردن اهداف: در این مرحله باید مشخص کنید که از انجام این مذاکره "چه هدفی" را دنبال می‌کنید؟ به علاوه باید برای خود روشن کنید که طرف مذاکره در پی چه هدفی است؟ دقت داشته باشید که اهداف مورد نظر، مشخص و توجیه پذیر باشند. در عین حال توجه داشته باشید که مذاکره با درد و دل و راهی برای تخلیه احساسات و عواطف فرق دارد. از این رو شما باید در انجام مذاکره معطوف اهداف طرفین باشید. هدفی که شما برای مذاکره انتخاب می‌کنید باید واقع بینانه باشد؛ با این حال فضایی را برای بلند پروازی ایجاد کنید.
به طور مثال ممکن است که برای مذاکره‌ای جهت دریافت منابع مالی از یکی از حامیان پروژه کارآفرینی اجتماعی خود، میزان آخرین دریافت مالی از این موسسه را با درصدی معقول افزایش، مد نظر قرار دهید. بر اساس این مثال، هدف شما دریافت کمک‌های مالی بیشتر از یک حامی مالی پروژه است. سپس باید به اهداف طرف مقابل بیاندیشید. از خود بپرسید که آیا دلایلی دارید که باعث می‌شود فکر کنید که حامی مالی، توان حمایت بیشتری از پروژه‌تان را دارد؟ چه چیز آنها را برای ارائه منابع مالی بیشتر ترغیب می‌کند؟ مثلا آیا ممکن است که ارائه خدمات گسترده‌تر با کیفیتی بیشتر به مخاطبین پروژه، برای حامی مالی شما انگیزه‌‌ساز باشد؟


ادامه نوشته

معرفی کتاب824 : قدرت ارتباطات


کاستلز در این کتاب جدید بر نقش شبکه های ارتباطی در قدرت سازی در جامعه و مخصوصا قدرت سیاسی تاکید می کند. او قدرت را «ظرفیت نسبی [تعریف می کند] که یک کنشگر اجتماعی را قادر می سازد تا به صورت ناهمسنگ به روش هایی که در جهت خواست، منافع و ارزش های کنشگران قدرتمند عمل می کند و بر تصمیمات سایر کنشگران اجتماعی اثر بگذارد» (صفحه 10). قدرت یک ویژگی افراد یا گروه ها نیست بلکه یک رابطه است. این تعریف به صورت آشکار با شبکه ها و جامعه شبکه ای که موضوع اصلی این کتاب است، تناسب دارد.

ادعای اصلی کاستلز این است که :
1) شبکه های ارتباطی نقش اصلی را در قدرت سازی در هر شبکه ای، از جمله شبکه های شرکتی، مالی، صنایع فرهنگی، فناوری یا شبکه های قدرت، دارند و

2) برنامه ریزی تک شبکه ها و انتقال میان شبکه های مختلف منابع اصلی قدرت هستند. او حتی می گوید که برنامه ریزان شبکه ها (شرکت های رسانه ای، نهادهای همگانی، ناشران، سردبیران، متخصصان) و انتقال دهندگانی مثل روپرت مرداک که شبکه های رسانه ای، فرهنگی، سیاسی و مالی را به هم پیوند می دهد، دارندگان قدرت در جامعه شبکه ای هستند (صفحه 429).


ادامه نوشته

معرفی کتاب 755 : چگونه بدرخشيم ...


چه چيز باعث درخشش يك فرد مي شود؟
چه چيز افرادي را كه حس رضايت از زندگي دارند را نسبت به افرادي كه حس پشيماني دارند ممتاز مي نمايد؟
اين جا يك نكته وجود دارد: اين موضوع ربطي به پول موجود در حساب بانكي، شهرت، جوايز، رتبه و ... ندارد. بسياري از افراد كارها را اول از همه به پايان نمي برند ولي با اين حال به عظمت دست مي يابند و مدت ها در خاطر افراد باقي مي مانند، در حالي كه بسياري از آن هايي كه كار را اول از همه به پايان مي رسانند، فرد بزرگي تلقي نمي شوند و زود به فراموشي سپرده خواهند شد.
اهميتي ندارد كه دارايي ات در بانك چقدر است. هوش و استعداد نيز بر خلاف آن چه كه مردم تصور مي كنند مهم نيست. آموزش، تعليم و تربيت، كمال، هوش، سخنوري و خوش تيپي اهميت دارند ولي در درجه اول نيستند.

موضوعي كه واقعا اهميت دارد اين است كه شما با آن چه كه داريد چه مي كنيد؟
اگر هيچ چيز نتواند مانع پيشرفت شما شود، اگر شما ريسك كنيد و از تمام وجود مايه بگذاريد، اگر شما به خوبي به دنيا خدمت كنيد، شما از كاري كه كرده ايد راضي خواهيد بود و مي درخشيد، در چشم دنيا مي درخشيد، در چشم كساني كه برايتان اهميت دارند و هم چنين در چشمان خود.
هرچه يك مدير بيشتر بتواند به افرادش كمك كند، مدير بزرگ تري خواهد شد و هم چنين سازمان عالي تري خواهد داشت. به زبان ساده تر؛ بهترين مديران، موثرترين عملكرد را در افرادشان ايجاد مي كنند و كارآمدي را در نهاد افرادشان مي پرورانند. اين قضيه براي مربيان فوتبال، رهبران اركستر، مديران عامل شركت ها ي بزرگ و صاحبان مشاغل كوچك نيز صادق است. آن ها مانند كيمياگراني هستند كه سرب مديريت نهفته افراد را به طلا تبديل مي كنند. دقيق تر بگويم آن ها طلاي وجود هر كس را كشف و آن را استخراج مي كنند.


ادامه نوشته

چهل وپنج جمله مدیریتی از چهل وپنج کتاب مدیریت



1- اجرا بزرگ‌ترین مساله ی مطرح نشده در مدیریت امروز است و نبود آن بزرگ‌ترین مانع موفقیت و بیش‌تر ناکامی‌هایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته می‌شود.

2- شرکت‌هایی که برای کارهای درست وقف شده‌اند و برای مسوولیت‌های اجتماعی خود تعهدنامه‌ای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آن‌ها‌یی هستند که این کارها را نمی‌کنند. …

3-به جای پرداختن به برنامهء استراتژیک, به تفکر و ایده‌های استراتژیک روی آورید.

4-در بازاریابی نوین )بازاردانی(به جای داشتن سبد محصولات باید به داشتن سبد مشتریان توجه داشت.

5- رمز برد و پیروزی روشن است: بکوشیم تا در یک زمینه دوبار بازنده نشویم.

6- انسان در بازی گاهی می‌برد و گاهی چیز یاد می‌گیرد.

7- هنر بازاریابی امروز بلکه اسکیمو را به عنوان یک مشتری خشنود همواره در کنار داشتن است.

8- مشتریان زبان گویایی دارند, اگر بی‌واسطه با آن‌ها در ارتباط بوده و گوشی شنوا داشته باشیم می‌توان از ایشان چیزهای زیادی یاد گرفت.

9- مسیر ناهموار تحوی باید به‌کوشش خود مدیر پیموده شود, زیرا تحوی چیزی نیست که مدیر فرمان دهد و دیگران اجرا کنند.

10- به جای شغل, در پی مشتری باشید, اگر انسان بتواند محصولی عرضه کند که خواهان داشته باشد, از بیکاری نجات‌یافته است.

11- دنیا را دوگونه می‌توان تغییر داد: با قلم(کاربست اندیشه) و با شمشیر (کاربست زور)


ادامه نوشته

سخنان جان ماکسول- متخصص رهبری


اگر مي خواهيد عرض خيابان را طي كنيد، يك يا دو درجه تغيير مسير، آسيبي به شما نخواهد زد. اما اگر مي خواهيد از عرض اقيانوس بگذريد چند درجه خطا در محاسبه مي تواند شما را به دردسر بيندازد.

درباره طول مدت عمرمان كاري از ما ساخته نيست، اما مي توانيم درباره نحوه گذراندن آن تصميم بگيريم.

دارندگان ديد بلند به هنگام رويارويي با مشكلات با تحمل جنبه هاي ناگوار و دفع آنها، مشكلات را به فرصت مبدل مي كنند.

بيشتر مردم در دامنه ي كوه، صعود را رها نمي كنند، بلكه آنها در نيمه ي راه صعود را رها مي كنند.

زياد كار كردن هنر نيست، هوشمندانه كار كردن هنر است.

مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد.

اگر خود به خويشتن اعتماد نداريد، ديگران هم به شما اعتماد نخواهند كرد.

امروز بايد گامي شجاعانه برداريد تا فردا به اوج توانايي خود برسيد.


ادامه نوشته

چرا «آقا رضا» هرگز ثروتمند نخواهد شد؟


آقا رضا آدم شریفی است. درستکار است و اهل کسب حلال. تعمیرکار ماشین است. جنس نامرغوب و تقلبی به گروه خونش نمی‌خورد. تمیز و دقیق کار می‌کند. قولی نمی‌دهد که از عهده‌اش برنیاید. اگر بگوید می‌توانم ماشین‌ات را تعمیر کنم، می‌تواند. وسط کار برای کارنابلدی لنگ‌ات نمی‌گذارد. ایراد اضافه هم برای ماشین‌ات نمی‌تراشد. می‌توانی با اعتماد کامل، سوییچ و ماشین را دست‌اش بدهی و سالم و قبراق تحویل‌اش بگیری. عجیب هم عاشق کارش است. توی سرما و گرما، حتی در تاریکی شب، با یک لامپ و سیم سیار زیر ماشین می‌رود؛ سیگاری می‌گیراند و زیر لب آوازی می‌خواند و کارش را پی‌ می‌گیرد. اما با این همه خوبی و کاربلدی، آقا رضا هنوز تعمیرگاهی از خودش ندارد. ماشین‌ها را در محل مشتری یا داخل کوچه، نزدیک خانه‌اش، تعمیر می‌کند. و اگر همین‌طور به کارش ادامه بدهد، هرگز تعمیرگاه و پولی فراتر از قوت روزانه نخواهد داشت. حتما کنجکاو شده‌اید و می‌پرسید چطور چنین چیزی ممکن است؟ لطفا در ادامۀ مطلب همراه ما باشید.


ادامه نوشته

برای پیشرفت در زندگی این ۱۰ کار را کنار بگذار


اگر می‌خواهی پرواز کنی و به موقعیت‌های بهتر برسی باید کارهایی که بر دوشت سنگینی می‌کند و تو را پایین می‌کشد را ترک کنی این امور در بیشتر مواقع واضح نیستند و به چشم نمی‌آیند.

از همین امروز شروع کن و دیگر کارهای زیر را انجام نده …

۱- نگذار نظرات و عقاید دیگران کنترل امور زندگی‌ات را در دست بگیرد: اطرافیان ممکن است نامت را بدانند اما داستان زندگی‌ات را هرگز نمی‌دانند! می‌دانند چه کارهایی انجام داده ای اما نمی‌دانند چگونه! پس نظرات آن‌ها را جدی نگیر. آن چه مهم است عقیدهٔ خودت است نه آن‌ها. همیشه باید کاری را انجام دهی که به برای خودت و زندگی‌ات مفید است نه آن چه به کار دیگران می‌آید.

۲- به خاطر شکست‌های گذشته شرمنده نباش: گاهی شکست می‌خوریم و این امری کاملاً طبیعی است. هر چه زودتر این اصل را بپذیری زودتر به موفقیت‌های بعدی می‌رسی. گذشته آینهٔ آینده نیست. شکست دیروز، امروز، لحظهٔ پیش، شش ماه گذشته، شانزده ماه قبل … اثری روی لحظهٔ حاضر نخواهد داشت. مهم اینست که از این لحظه چگونه استفاده کنی.


ادامه نوشته

بقیه عمرت را می خواهی چه کنی؟


طبق نوشته کتاب "اسرار سخنرانی و ارائه های استیو جابز" در سال 1983 اپل به دنبال جذب رئیس وقت شرکت پپسی جان اسکالی بود. اما اسکالی رغبتی به این کار نشان نمی داد. اما جابز توانست با یک جمله وی را متقاعد کند. اسکالی در کتاب خود به نام ادیسه می نویسد:

«ما در ضلع غربی بالک رو به رودخانه هادسون نشسته بودیم، او [جابز] سرانجام مستقیما از من پرسید:"آیا قصد داری به اپل بیایی؟" من گفتم: "استیو، به راستی من کاری را که تو انجام می دهی دوست دارم. برایم هیجان انگیزند. چگونه کسی می تواند شیفته آن نشود؟ اما بطور واضح برایم قابل درک نیست. استیو دوست دارم برایت یک شماور باشم و هر طور شده کمکت کنم. اما فکر نمی کنم  که بتوانم به اپل بیایم.»


ادامه نوشته

تجزيه و تحليل SWOT شخصی ؛ ابزار تقويت استفاده از استعدادهای فردی


سازمان‌ها و شرکت‌ها معمولا برای تدوين استراتژی‌های خود، از روش شناخته شده تحلیل  (روش برنامه‌ریزی استراتژیک که مخفف قوت، ضعف، فرصت و تهدیدات موجود در یک پروژه است) برای ارزيابی شرايط محيطی خود و رقبايشان استفاده می‌کنند

اما جالب است بدانيد اين روش تنها ويژه سازمان‌ها نيست و برای افرادی که به دنبال بهبود و رشد شغلی و فردی خود هستند نيز کاربرد دارد. اگر شما توان استفاده از استعدادهای خود را به حداکثر برسانيد، احتمالا در زندگی شخصی خود موفق خواهيد بود. علاوه بر اين، چنانچه نقاط قابل بهبود را بشناسيد و مديريت کنيد، تاثيرات منفی کمتری در کار شما خواهند داشت. سوال اين است که چگونه نقاط قوت و قابل بهبود خود را شناسايي می‌کنيد و تجزيه و تحليل شما از فرصت‌ها و تهديدهای محيطی شما چگونه است؟ ابزار SWOT، تکنيکی قوی برای کمک به اين موضوع است. علت قدرتمند بودن اين ابزار اين است که با کمی تفکر و تعمق به شما کمک می‌کند تا شرايط محيطی خود را بهتر تحليل کنید.
معرفی ابزار
اين ابزار کليه نقاط قوت و قابل بهبود (ضعف) داخلی شما و تمامی فرصت‌ها و تهديدهای محيط بيرونی شما را به تصوير می‌کشد. کليد تکميل و انجام مناسب اين ابزار، داشتن روحيه‌ای مناسب برای بهبود و رشد شغلی و ايجاد آن به عنوان يک مزيت رقابتی است. برای انجام تجزيه و تحليل SWOT شخصی، بر اساس دسته بندی انجام شده، به سوالات زير پاسخ دهيد:
نقاط قوت (Strengths)
شما چه ويژگی‌های خاصی داريد که ديگران فاقد آن هستند؟ (به طور مثال مهارت‌ها، گواهی‌نامه‌ها، آموزش‌ها يا ارتباطات خاص)
چه کاری را بهتر از همه انجام می‌دهيد و در آن نسبت به ديگر افراد متمايز هستيد؟
به چه منابع شخصی دسترسی داريد؟
افراد ديگر (به طور خاص ریيس شما)، چه نقاط قوتی در شما می‌بينند؟
به کدام دستاورد خود افتخار می‌کنيد؟
آيا با افراد با نفوذ در ارتباط هستيد؟
به اين پرسش‌ها از منظر خودتان و افراد ذی نفع خود پاسخ دهيد. اگر فکر می‌کنيد اين کار سخت است، ليستی از ويژگی‌های شخصيتی خود بنويسيد که به طور اميدوارانه بعضی از آنها نقاط قوت شما خواهد بود!
نمونه‌هاي ديگری از نقاط قوت می‌تواند مهارت مديريت پروژه قوی، توانايي بهبود فرآيندها و توانايي فروش خيلی خوب باشد.
نقاط‌ ضعف يا قابل بهبود (Weaknesses)
معمولا از انجام کدام کارها به دليل اعتماد به نفس پايين، دوری می‌کنيد؟
اطرافيان در شما چه نقاط قابل بهبودی می‌بينند؟


ادامه نوشته

خود را مجبور به پیشرفت کنید


به محض اینکه شما به اهدافتان می رسید
مثلاً " یافتن یک همراه فوق العاده خوب ،
تأسیس یک شرکت موفق، پرداخت بدهی هایتان یا
هر چیز دیگر "ممکن است شور و احساساتتان را
از دست بدهید و دیگر به سخت کار کردن تمایل
نداشته باشید.

شما همین موضوع را در مورد برندگان بخت
آزمائی که پولشان را به راحتی از دست می
دهند،
کسانی که ثروت زیادی برایشان به ارث
می رسد و هرگز موفق نمی شوند و ملاکین و
اجاره داران خسته ای که تسلیم مواد مخدر شده
اند، شنیده و تجربه کرده اید.

این مسئله را "رون هوبارد" در اوایل سال های
۱۹۵۰دریافت:
"بشر تنها در مواجه با محیط چالش انگیز به
صورت عجیبی پیشرفت می کند. "


ادامه نوشته

رضــایــــت


برای آینده تان هدف تعیین کنید. هرگز به کمتر از آن هدف رضایت ندهید. درک کنید که افراد دیگری در دنیا وجود دارند، با مشکلاتی بسیار بزرگتر از مشکلات شما. قدر چیزهای خوب را در زندگیتان بدانید. و بخاطر اوقاتی که با عزیزانتان دارید سپاسگزار باشید. زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان سپری کنید. ارزش چیزهای ساده را در زندگی بفهمید و گرفتار مادیات نشوید. ساده زندگی کنید، خودتان باشید و خوشبخت.
 

SMART GOAL


اهداف هر شخص نمایانگر شخصیت درونی اوست. انسان‌های با شخصیتی فعال و پویا براحتی به اهداف والای خود دست می‌یابند، شخصیتی که حالات بیرونی او را شکل می‏دهند. دستیابی به اهداف هر چند کوچک، باعث ایجاد تفکری مثبت نسبت به خود و در نتیجه بالا بردن ضریب اعتماد بنفس و در نهایت آسان جلوه نمودن همۀ امور می‏شود. اما بی مقدمه، چگونه هدفی دست یافتنی است؟ یا به زبانی دیگر اهداف چگونه باید انتخاب شوند تا سریعتر به آنها نائل شده و نتیجۀ بهتری بگیریم ؟

این بحث که چگونه هدف خود را برگزینیم رابطۀ مستقیم با دستیابی به آن دارد. هدفی که از اعتبار کمی برخوردار باشد به زودی کمرنگ شده و در میان راه رسیدن به آن متوقف می‏شویم. بعضی اوقات ما هدفهایمان را با ارزشهایمان اشتباه گرفته و به دنبال ارزشهایمان روز و شب می‏دویم ولی ابتدا باید بدانیم که تعاریف هدف و ارزش هر کدام بطور جداگانه چیست.

ارزش : همان چیزی است که ما برای رسیدن نهایی به آنها تلاش کرده و هدفهایمان را در مسیر کامل شدن ارزشهایمان انتخاب می‏کنیم. ما هم اکنون بسیاری از ارزشهایمان را می‏دانیم مثلا : کمال، رشد، خوشبختی، سعادت و …

هدف : خواسته‏ای دقیق، ملموس، دست یافتنی، دارای اندازه و مختصات دقیق، کاملا روشن و مشخص است.
مثلا هدف در زمینۀ مالی:‌ ‏خواهید ۱۰ میلیون تومان پول به صورت نقد داشته باشید.
هدف در زمینۀ شغلی: می‏خواهید یک فروشگاه لوازم خانگی در میدان...شهر با وسایل … داشته باشید.
هدف در زمینۀ اخلاقی: می‏خواهید دروغ نگویید.


ادامه نوشته

نکته مدیریتی : کاراته باز ماهر


راز بزرگ اجرای کاراته ، یاد گرفتن 4000 حرکت مختلف نیست .

در کاراته 4000 حرکت مختلف وجود ندارد ؛ بلکه این ورزش فقط شامل 12 حرکت است .

برای رسیدن به درجه استادی در این ورزش نیازی به انجام 4000 حرکت مختلف نمی باشد بلکه انجام 12 حرکت برای این منظور کافی به نظر می رسد ، اما با 4000 بار تکرار هر حرکت .


ادامه نوشته

تاثیر سه شیوه تفکر بر افزایش اعتماد به نفس


بیشتر اوقات نوع احساسات ما در موقعیت های متفاوت، از دید ما نسبت به آنها ناشی می شود. این نگرش اغلب درست است اما نه همیشه!

به عنوان مثال گاهی بدون هیچ دلیلی با خودمان سر جنگ داریم! یا در مورد انگیزه های دیگران از حرف ها و کارهایشان اشتباه می کنیم. این مسائل موجب بروز مشکلات متعدد، ناراحتی و قضاوت‌های ناعادلانه در مورد دیگران خواهد شد.

تفکر آگاهانه، منطقی و مثبت ابزارهای ساده ای هستند که کمک می کنند در این شرایط قرار نگیریم.

ریچارد اس. لازاروس (Richard s. Lazarus) تعریفی فراگیر از استرس ارائه می کند که بر اساس آن فرد هنگامی احساس استرس می کند که فکر کند آن چه از او می خواهند بیش از منابع اجتماعی و شخصی‌ای است که در اختیار دارد است.


ادامه نوشته

بگو «من خودم را دوست دارم» تا معجزه‌ها آغاز شوند!


جهانی که ما خودمان را در آن یافته‌ایم، هرچند ممکن است در ظاهر گاهی اوقات مغشوش و درهم‌ریخته به نظر برسد، اما بر پایۀ نظمی دقیق و خلل‌ناپذیر اداره می‌شود. در این دنیا، یکی از قوانین کلیدی، قانون «علت و معلول» است. یعنی برای پدیدار شدن هر نتیجه‌ای، باید مقدماتی وجود داشته باشد. بنابراین اگر انتظار داشته باشیم با نشستن در خانه و پا روی پا انداختن و هیچ کاری و اقدامی نکردن، در برابرمان پول ظاهر شود، راه به خطا برده‌ایم. باید از خودمان بپرسیم: «این مقدار پول برای چه باید به من برسد؟» اگر در سمینار و یا کارگاه «شاد باشید و ثروتمند شوید» شرکت کرده باشید، می‌دانید که پول یک «نشانه» است؛ نشانۀ ارزشی که شما در جهان ایجاد کرده‌اید.

اما گفتن «من خودم را دوست دارم» چه کمکی به پولدارتر شدن شما می‌کند؟ پاسخ، ساده و روشن است: وقتی شما خودتان را دوست دارید، به نفع خودتان کار می‌کنید؛ بنابراین فرصت‌ها را می‌بینید و برای استفادۀ درست از فرصت‌ها، اقدام می‌کنید. می‌دانیم که همه چیز از «فکر» آغاز می‌شود. «فکر» ما تبدیل به «احساس» می‌شود و احساس در ما موجب بروز یک «رفتار» می‌شود و این رفتار ما را به «نتیجه» می‌رساند. (برای آگاهی بیشتر در این باره، می‌توانید به سمینار «چرا چشم‌ها را باید شست؟» مراجعه کنید.) بنابراین اگر فکر «من خودم را دوست دارم» در من جا بیفتد، آن‌وقت «نتیجه»های این فکر هم چیزهایی خواهد بود که من دوستشان دارم و خودِ آن نتیجه‌های دوست‌داشتنی، بیشتر از پیش کمک می‌کنند تا من باز هم خودم را بیشتر دوست داشته باشم!


ادامه نوشته

کـــــی شکست میخورید؟


«تا لحظه ای که دست از تلاش برنداشته اید، شکست نخورده اید».

آلبرت اینشتین.


مهندسی اعتماد آفرینی


اعتماد کردن یا اعتماد نکردن، مسأله این است! مسأله‌ای که همواره در تصمیم‎گیری‎های ما جای دارد و راه گریزی از آن نیست، چرا که ما هر روز مجبوریم تا انتخاب کنیم که به چه کسی اعتماد کنیم و به چه کسی خیر. رهبران کسب و کار می‎توانند به مدد مهارت خود در مهندسی اعتماد به گونه‎ای بر تصمیم‎گیری‎های کارکنان‎شان تأثیر گذارند که آن‎ها نه فقط به مدیران بالادست خود اعتماد کنند، بلکه نسبت به دیگر همکاران خود و سازمان نیز اعتماد داشته باشند.
رابرت هرلی (Robert Hurley) در کتاب 256 صفحه‎ای خود با عنوان تصمیم به اعتماد (The Decision to Trust) که در سال 2011 به بازار عرضه شد، مدلی به نام مدل تصمیم به اعتماد (DTM) را معرفی کرد که دربردارنده‎ی 10 عامل بود. سه عامل اولیه مرتبط با فرد اعتماد کننده است، این سه عامل عبارتند از: سطح تحمل ریسک و ریسک‎پذیری، سطح تعادل روانی اعتمادکننده (Trustee)، و جایگاه قدرتی فرد اعتمادکننده.

و اما هفت عامل دیگر همان‎گونه که روی شکل مشخص است، عوامل موقعیتی هستند، این عوامل عبارتند از: امنیت، تشابهات، هم‎سویی منافع، سطح خیرخواهی درک شده توسط طرفین، توانمندی و صلاحیت، قابلیت پیش‎بینی، و قدرت تعامل. سه عامل نخست بیشتر به شخصیت فرد مقابل در نظر فردی که می‎خواهد به او اعتماد کند برمی‎گردد، در حالی که 7 عامل دیگر بیشتر در خصوص ادراک فرد اعتمادکننده از موقعیت است و به آن بستگی دارد.
این عوامل ده‎گانه می‎تواند به مدیران سازمان‎ها در تشخیص دلایل و چرایی وجود سطح اعتماد پایین و یا بالا در سازمان کمک کند. هم‎چنین رهبران کسب و کار قادر خواهند بود تا از این طریق نقش مثبت و یا منفی خود را در این معادله بیابند. در ادامه یادداشت به مرور پنج تاکتیک مهندسی اعتماد برای جلب اعتماد سایرین می‎پردازیم:
1-    منافع خود را هم‎راستای کسانی قرار دهید که اعتماد آن‎ها را می‎خواهید
رهبران مسلط به مهندسی اعتماد سعی می‎کنند با همسو ساختن منافع ذی‎نفعان و پرهیز از مقابل هم قرار دادن آن‎ها و ایجاد تضاد منافع، به یک هم‎افزایی دست یابند.


ادامه نوشته

مرور یک کتاب: چگونه در مصاحبه‎های شغلی بدرخشیم


کتاب "از کی می‎توانیم همکاری خود را آغاز کنیم؟: راهنمای موفقیت در مصاحبه‎های شغلی" When can you start? How to ace the interview & win the job به قلم پائول فرایبرگر، مرجع جویندگان کار به شمار می‎رود و راهنمایی ارزشمند برای موفقیت در آزمون‎های استخدامی است. این کتاب 240 صفحه‎ای در مدت کوتاهی پس از عرضه توانسته نظرات بسیاری را به خود جلب کند. گای کاواساکی بزرگ درباره‎ی اهمیت این کتاب می‎گوید، «اگر این کتاب را بخوانید زودتر به شغل مورد نظرتان دست خواهید یافت.»
همانگونه که می‎دانیم مصاحبه‎های شغلی مرحله‎ای با اهمیت در روند جست‎وجوی کار هستند. به گونه‎ای که می‎توانند شانس استخدام را تا میزان بالایی افزایش یا کاهش دهند. حال آنکه آمادگی برای انجام مصاحبه می‎تواند مانع از بروز بسیاری از مشکلات و نابسامانی‎ها در فرآیند مصاحبه شود و بدین ترتیب احتمال استخدام افزایش یابد.
یافتن شغل این روزها گاه به یک آرزوی دست نیافتنی می‎ماند، تا جایی که برخی افراد تنها با شنیدن واژه "مصاحبه" دستپاچه می‎شوند و در نتیجه یا از خیر آن شغل می‌گذرند ویا به دلیل تنش‎های درونی نمی‎توانند در جلسه مصاحبه برخود مدیریت کنند. اما فرایبرگر که خود سالها دست راست جویندگان کار بوده، تکنیکهایی دارد که می‎توانند تأثیر بسزایی بر روند مذاکرات شغلی بگذارند. دانستن چگونگی یافتن شغل و چگونگی انجام مصاحبه‎های اثربخش از مهارتهای ضروری در دنیای کنونی به شمار می‎رود.


ادامه نوشته

نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید- تحلیل شخصی سوات


از استعدادها و فرصت‌هایتان نهایت استفاده را ببرید. نقاط ضعف و قوتتان چیست؟
برای بالا بردن میزان احتمال موفقیت‌هایتان در زندگی باید بیشترین استفادهٔ ممکن را از استعدادهایتان ببرید. اگر به نقاط ضعفتان واقف باشید با مشکلات کمتری روبرو خواهید شد. مدیرت این ضعف‌ها موجب می‌شود در کاری که انجام می‌دهید تا آنجا که امکان دارد از این ضعف‌ها دور باشید.

پرسش اصلی آن است که چگونه می‌توان این نقاط ضعف و قوت را شناخت و فرصت‌ها و تهدیدهای ناشی از آن را تحلیل کرد!؟ تحلیل سوات تکنیکی مؤثر برای این کار محسوب می‌شود.

آن چه از سوات تکنیکی قوی ساخته است، آن است که می‌تواند فرصت‌هایی که به چشم نمی‌آیند را پررنگ کند و در نتیجه با شناسایی نقاط ضعف و با مدیریت و حذف تهدیدهای سر راه به پیشرفت ما کمک کند.


ادامه نوشته

پــــنـــجاه سوال برای آزاد کردن ذهن


در دگرش تلاش خواهیم کرد از این دست مطالب و نوشته ها بطور متناوب منتشر کنیم.زیرا طرح سوال یکی از مهمترین فعالیت هایی است که نتیجه آن ایجاد تغییر ، تحول و دگرگونی است.

بقول استاد عزیزی “سوال ذهن را قلاب می کند.” همیشه یافته های بزرگ بشریت نتیجه اندیشیدن به یک سوال ساده است و گاه حاصل تغییر زاویه نگاه به سوالی است که ممکن است بارها آن را شنیده اما از منظری جدید هرگز به آن ننگریسته بودیم.

به شما دوست خواننده پیشنهاد می کنم همه سوال ها را یکبار مرور کنید و این صفحه را در لیست علاقه مندی های خودتان داشته باشید و هر چند روزی یکبار به آن سری بزنید و به یکی از سوال ها که برای شما بیشترین کشش را ایجاد می کند لحظاتی بیاندیشید.


سوال هایی که در ادامه می بینید جواب درست یا غلط قطعی ندارند.
گاهی سوال درست همان جواب درست است!

۱) اگر نمی دانستی چند ساله هستی، تخمین خودت چند سالگی بود؟

۲) کدام بدتر است؟ شکست؟ یا هیچ تلاشی نکردن؟


ادامه نوشته

پـنــج دلیل ترس از تغییر


هنگامی که به ترس هایمان از دگرش ها آگاه شویم می توانیم اولین قدم ها را برای نابودی آن ها برداریم.

۱)ترس از شکست
ترس از شکست مورد متداولی است. افراد فکر می کنند موفق نمی شوند، وقتشان تلف می شود و در پایان چیزی عایدشان نمی شود.
آن ها از شکست می ترسند چون مغرورند بنابراین ترجیح می دهند هیچ اقدامی نکنند. این ترس ها بی مورد و غیر منطقی اند و می توان به راحتی بر آن ها فائق آمد.

۲)ترس از درد، ناراحتی و تلاش


ادامه نوشته

عمر کوتاه ما و بیست مورد تحمل ناپذیر


 از پا ننشین. در مسیر زندگی هر روز ناخودآگاه و بی سر و صدا انتخابی می کنی! حرکت را بر می گزینی و بر می خیزی. اگر حس می‌کنی در حال در جا زدنی بدان که فقط داری تحمل می کنی و دیگر هیچ! زمان آن فرارسیده است که زندگیت را بازسازی کنی.

ساده و کوتاه می‌گوییم! تغییر را شروع کن! تحمل موارد زیر کافیست!

۱) کسانی که قدر و منزلتت را پایین می آورند. روابط باید یاری‌گر تو باشند نه موجب اذیت و آزارت. وقتت را با کسانی سپری کن که باهوش و مهربان و خواستنی هستند. [۱۲ نشانه اصلی برای پایان یک رابطه]

۲) محیط کار نفرت انگیز! فرصت شغلی اول یا دومی که سر راهت قرار می گیرد را انتخاب نکن. به جستجویت ادامه بده. سرانجام کار مورد علاقه‌ات را خواهی یافت. اگر زمانی دیدی سخت کار می‌کنی و از لحظه لحظه ی آن لذت می بری بدان درست آمده ای، از ادامه بازنمان. تو در آستانه ی حرکتی عظیم هستی. وقتی بر پایه شور و هیجانت کار کنی نه تنها سخت نیست بلکه همه چیز لذت بخش است.

[البته می‌دانیم که در این روزگار سخت و با وجود انواع فشارهای اقتصادی، فرصت های کار نایابند ، اما بدان که موفق ها همیشه در بدترین روزگاران ساخته شده و وضعیت موجود را تغییر داده اند. در ضمن  بدانید همیشه آن کسی که محیط کار شما را نفرت انگیز می کند دیگران نیستند :  چگونه در محیط کار شادی آفرین باشیم؟]

۳) منفی بافی‌های خودت! در مورد آنچه دائماً با خودت زمزمه می کنی و اثرات حساس آن آگاه باش. گاهی به آن چه می گویی و به خودت تلقین می کنی فکر کن. اگر دیدی منفی است آن را با افکار مثبت جایگزین کن.

۴) روابط غیر ضروری! دقیقاً آن چه را که می خواهی بگو! و برای آن چه می گویی تلاش کن. واضح حرف بزن. بپرس! مسائل را باز کن و هیچ موردی را نادیده نگیر.


ادامه نوشته

چگونه در محیط کار شادی آفرین باشیم؟


شادی مقوله ای حاضر و آماده نیست. چند سال پیش در یک مطب کار می‌کردم. همیشه به مباحث پزشکی علاقمند بودم و این شغل به من اجازه می‌داد که به راحتی در مطب رفت و آمد کنم. من می‌توانستم حتی در حین عمل جراحی در اتاق بمانم. حتی در مورد نسخه‌ها اطلاعاتی بدست آورده بودم. با بیمارهای قسمت فیزیوتراپی صحبت می‌کردم و …

به طور کلی شغل خوبی بود ولی من از آن راضی نبودم. هر جایی که می‌خواستم سرک می‌کشیدم و حتی مسئولیت‌هایی داشتم که به حق شایستهٔ آن بودم. در مدت کوتاهی در آن جا روی من حساب می‌شد ولی دوستان زیادی نداشتم البته اگر همان چند نفر را دوست بنامیم! اگرچه محیط کارم خوب بود و درست به همان کاری مشغول بودم که عاشقش بودم ولی هر روز از تصمیمم به ادامهٔ آن کار ناخشنود تر می‌شوم. از شغلم متنفر نیستم ولی آیا این شرایطی است که در پی‌اش بودم!؟ آیا در آینده بهتر خواهد شد؟ یا باید سعی کنم برای همیشه با این شرایط کنار بیایم!؟


ادامه نوشته

سه پند لقمان به پسرش


روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.

اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!

دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی

و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی


ادامه نوشته

نکته ها 932


عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد.

تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است.

دشوارترین قدم، همان قدم اول است.

امید، درمانی است که شایدشفا  ندهد، ولی کمک می کند تا درد را تحمل کنیم.


ادامه نوشته

فاصله بین کامیابی وناکامی


عمل کردن تنها راه آموختن و تجربه کردن است.

«بیشتر از آن‌چه که لازم است می‌دانیم، کمتر از آن‌چه که لازم است عمل می‌کنیم.»

عمل کردن تنها راه آموختن و تجربه کردن است.


   یک پژوهش جالب :ساختن زندگي و امرار معاش


مارك البيون در كتاب خود باعنوان  «ساختن زندگي و امرار معاش» ، درباره يك  مطالعه آشكاركننده از افرادي مي نويسد كه دو مسير كاملا متفاوت را پس از فراغت از تحصيل دانشگاهي طي كرده اند.

    وي چنين مي گويد:يك بررسي از فارغ التحصيلان دانشكده بازرگاني، سابقه 1500 نفر را از 1960 تا 1980 میلادی مورد مطالعه قرار داده است. در آغاز، فارغ التحصيلانبه دو گروه تقسيم شدند.
    گروه الف: كساني بودند كه گفته بودند مي خواستند اول پول درآورند  تا بعداً هركار خواستند بكنند. يعني اول مشكلات مالي خود را حل و فصل كنند، بعداً به امور ديگر زندگي بپردازند.
    گروه ب : شامل كساني بود كه ابتدا به دنبال علاقه واقعي خود بودند و اطمينان  داشتند كه پول عاقبت خود به دنبال آن مي آيد.


ادامه نوشته

اگر از زندگی تان خسته شده اید این کارها را انجام دهید


در زیر 6 نکته عنوان می‌کنیم که کمکتان می‌کند وقتی زیر بار استرس زندگی خسته و کلافه شدید، احساس بهتری پیدا کنید.

    1 - اسیر دام « اعتقاد به دنیای عادل » نشوید
    اعتقاد به دنیایی عادل نوعی تعصب شناختی است که توسط روانشناسان اجتماعی مورد مطالعه قرار گرفته است. بعنوان مثال، افراد اکثراً این رویکرد را دارند که می‌گویند اگر دیگران فقیر هستند، مستحق آن فقر هستند.

    اسیر این دام نشوید که فکر کنید اگر دچار مشکل هستید، مستحق آن مشکلاتید و به این دلیل باید عذاب بکشید که انسان بی‌ارزشی هستید.

    روزگار به هیچ وجه عادل نیست. بسیاری افراد باهوش و بااستعداد در شرایط بسیار سخت زندگی می‌کنند. همه ما تصمیمات ضعیف در زندگی زیاد گرفته‌ایم. گاهی‌وقت‌ها این تصمیمات عواقب کمی به دنبال دارند و گاهی مجبور می‌شوید تا آخر عمر با عواقب این تصمیمامتان دست و پنجه نرم کنید.

    2 - به خودتان یادآور شوید که بهترین تلاشتان را می‌کنید
    به خودتان یادآور شوید که باتوجه به امکانات و شرایطتان، هر چه از دستتان همین الان برمی‌آید را انجام می‌دهید. تمرین کنید انعطاف‌پذیر باشید تا بتوانید از فرصت‌ها برای تغییر بهره ببرید.


ادامه نوشته

گامی به جلو


مقدار اين دو شاخص را هر هفته يكبار اندازه‌گيري نموده و به چهار سوال زير پاسخ دهند:

1-      براي دستيابي به اهداف در هفته گذشته چه كردم؟

2-      چه مشكلاتي در هفته گذشته پيش روي من بوده است؟

3-      برنامه هفته آينده من براي دستيابي به اين اهداف چيست؟

4-      اهداف يا شاخص‌هاي جديد من و اولويت بندي آن‌ها نسبت به اهداف قبلي كدام موارد هستند؟


ادامه نوشته

نکته ها 930


چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند، اما خدا را نمی شناسند
بواسطه آشنایی با تو، با خدا آشنا شوند
.
.
هیچ چیز در طبیعت برای خود زندگی نمی کند
رودخانه ها آب خود را مصرف نمی کنند
درختان میوه خود را نمی خورند
خورشید گرمای خود را استفاده نمی کند
گل ، عطرش را برای خود گسترش نمی دهد
نتیجه :
زندگی برای دیگران ، قانون طبیعت است . . .
.
.
سکه های پول همیشه صدا دارند
اما اسکناس ها بی صدا هستند
پس هنگامی که ارزش و مقام شما بالا میرود
بیشتر آرام و بی صدا باشید . . .


ادامه نوشته

افسردگی دوستی مهربان است


افسردگی همانند دیگر احساسات انسان، دوستی مهربان است که اگر ذهنمان را پذیرای پیام او کنیم، در می یابیم که با نیتی خالص و عاشقانه ،قصد دارد ما را به بیداری و یکپارچگی برساند. افسردگی همیشه ناشی از این است که شرایط زندگی ما با خود واقعی و خواسته های قلبی مان هماهنگ نیست. افسردگی می گوید: ” تو آنچه را که می توانی باشی رها کرده ای و به کمتر از آن رضایت داده ای.”

افسردگی دوستی مهربان است که از دیدن ما رنج می برد.

 چه چیز باعث رنج ما می شود؟

هرگاه اسیر ترس ها و شک های درون خود نسبت به قابلیت بروز خواسته ها، رویاها و ایده های خلاقمان هستیم و به خاطر این ترس ها از عمل دست می شوییم، رنج می کشیم. کم کم با فاصله گرفتن از قدرت و پتانسیل خود ، افسردگی به سراغمان می آید تا بلکه هشدار دهد.

وقتی به زبان و پیام افسردگی توجه می کنیم ، می بینیم تا روزی که مصمم به تغییر شرایط زندگی خود نشده ایم،طعم تلخ افسردگی در زبان ما می ماند و رنج ما ادامه پیدا می کند.


ادامه نوشته

چــرخ زنـــدگــی

دایره ای شش بخشی برای ارزیابی وضعیت فعلی در مسیر زندگی - الگویی از مکتب کمال

معنای بخش‌های مختلف چرخ زندگی:

- موفقیت‌های فردی: چقدر به علاقه‌های فردی خود توجه دارید و برای انجام آنها وقت می‌گذارید؟ چقدر احساس می‌کنید بهترین دوست خودتان هستید و کارهایی را که دوست دارید انجام می‌دهید؟ آیا اگر مثلا به عکاسی علاقه دارید، می‌خواهید دوره‌های آموزشی دلخواهتان را بگذرانید، کتاب‌هایی را که دوست دارید بخوانید، به سفر بروید، در رستورانی با خوتان خلوت کنید و خودتان را به یک غذای خوشمزه مهمان کنید و... برای این کارها وقت می‌گذارید؟ هر چه بیشتر بتوانید به این امور بپردازید و احساس رضایت داشته باشید که این علائق شما پاسخ مناسب می‌گیرند و به‌عبارت دیگر، مورد غفلت و چشم‌پوشی واقع نشده‌اند، امتیاز شما در این بخش بالاتر است.


ادامه نوشته

حکایت : پرواز شاهين

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند.
یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.

این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند.
روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد.

صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.

درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد.


ادامه نوشته

زندگی شاد چیست؟ زندگی پرمعنا کدام است؟

استیون هاوکینگ می گوید معنای زندگی هر فرد همان است که خود انتخاب می کند

شادی و زندگی معنادار و هدفمند از مهمترین عواملی هستند که مردم خوشبختی خود را با آن می سنجند. با اینکه زندگی شاد و با معنا با هم در ارتباط متقابل هستند اما دانشمندان می گویند این دو کاملا با هم تفاوت دارند.
سلامتی، دوست داشته شدن، موفقیت در کار، بزرگ کردن فرزندانی سالم، خدمت به کشور یا پایبندی به اعتقادات معمولا از رموز خوشبختی و رضایت از زندگی به شمار می روند اما هیچکدام نمی توانند باعث شاد زیستن شوند.

این نتیجه تحقیق روانشناسان دانشگاههای فلوریدا، مینه سوتا و استنفورد است که درویژه نامه "جورنال روانشناسی مثبت" منتشر شده است.


ادامه نوشته

ده اصل گاندی برای دگرش جهان

” ایمانت را به بشریت از دست نده. بشریت یک اقیانوس است اگر چند قطره از آن آلوده شود اقیانوس آلوده نشده است.”
” تفاوت بین آن چه انجام می دهیم و آن چه می توانیم انجام دهیم برای حل همه ی مشکلات جهان کفایت می کند. “
” اگر شوخ نبودم و طبعی لطیف نداشتم سال ها پیش خودکشی کرده بودم.”

نیازی به معرفی گاندی نیست. همگان مردی که در سال ۱۹۴۷ هند را از استعمار انگلیس رهایی بخشید می شناسند.


ادامه نوشته

نکته ها 919

بی سوادان قرن ۲۱ کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند ، بلکه کسانی هستند که نمی توانند آموخته های کهنه را دور بریزند و دوباره بیاموزند …
    الوین تافلر

    نعره هیچ شیری خانه چوبی مرا خراب نمی کند، من از سکوت موریانه ها می ترسم.

    به شخصیت خود….. بیشتر از آبرویتان اهمیت دهید.. زیرا شخصیت شما… جوهر وجود شماست.. و آبرویتان… تصورات دیگران نسبت به شماست

    باران که میبارد همه پرنده ها به دنبال سر پناهند اماعقاب برای اجتناب از خیس شدن بالاتراز ابرهاپرواز میکند این دیدگاه است که تفاوت را خلق میکند…

    گورستان ها پر از افرادی است که روزی گمان می کردن که . . . چرخ دنیا بدون آنها نمی چرخد
   

    یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند و ذره ای از نورش کاسته نشود …


ادامه نوشته

چهارده کتابی که خواندن‌شان برای مدیران امروز از نان شب واجب‌تر است

دلیل، آنچه مدیران می‌توانند در این کتاب‌ها بیاموزند حاصل دانش و تجربیاتی است که به احتمال در کمتر کتاب دانشگاهی و درسی می‌توان آموخت. دانشگاه هاروارد اکنون در اقدامي تازه فهرستی از کتاب‌های فوق‌العاده را تهیه کرده که برای رهبران کسب و کار امروز و آینده مفید است. با تعدادی از این کتاب‌ها در ادامه آشنا می‌شوید و ادامه آنها را می‌توانید در شماره فردا و در همین ستون مطالعه کنید.

رساله امپراتور: مارکس اورلیوس
(The Emperor`s Handbook)
اورلیوس از سال 161 تا 180 بعد از میلاد مسیح زمامدار روم بود. وی در تاریخ به عنوان یک «پادشاه فیلسوف مسلک» شناخته می‌شود. اندیشه‌های این مرد همچنان نقشه راه رهبران بزرگ است. این امپراتور اندیشمند با آنکه هرگز قصد چاپ دست‌نوشته‌های خود را نداشت، اما درس گفتارهایی جاودانه درخصوص آیین و فلسفه رواقیون و زندگی و رهبری از او به یادگار مانده است. اورلیوس در جایی می‌گوید که «برای داشتن یک زندگی شاد به چیزهای زیادی نیاز نیست؛ همه چیز درون خودتان است.» یا در جایی دیگر با تاکید بر اهمیت تغییر و تحول که امروزه از ملزومات رهبری است بیان می‌دارد که «جهان هستی یعنی تغییر؛ این اندیشه‌هاي ما است که زندگانی ما را می‌سازد.»

هنر جنگ: سان تزو
(Art of War)

«هنرجنگ» یکی از قدیمی‌ترین کتاب‌ها در استراتژی نظامی در جهان است. در جنگ، زمانی که قادر به حمله هستیم، باید عکس آن را نشان دهیم. وقتی می‌توانیم از نیروهایمان استفاده کنیم، باید طوری وانمود کنیم که نمی‌توانیم. وقتی که نزدیک دشمن هستیم باید کاری کنیم که دشمن خیال کند دور هستیم. زمانی که دور هستیم باید خود را نزدیک نشان بدهیم. سپس حمله را آغاز کنید و دشمن را شکست بدهید. کسب و کار و تجارت مانند جنگ است. همان طور که در جنگ با دشمن درگیر هستیم، در تجارت هم با رقبا در نبردیم. توانایی تطبیق دشمن جنگی با رقیب تجاری، تصرف زمین‌های همسایه با بازارهای جدید تجاری، روز و شب جنگیدن با زمان ورود کالا به بازار رقابت و...مثال‌هایی از این مقایسه هستند.


ادامه نوشته

دوازده گام موفقیت از منظر محمودمعظمی


ذهن انسان بخش‌های مختلفی دارد که برای سادگی، آن را به دو بخش اصلی و مهم «آگاه» و «ناخودآگاه» تقسیم‌بندی می‌کنیم.
انسان‌های موفق، ناخودآگاهِ موفق دارند.
عادت های ما، ما را پیش می‌برند.
انسان های موفق، عادت‌های موفقیت‌آفرین دارند.
اول آگاهی، سپس اقدام. (آگاهی از طریق سی‌دی‌های صوتی ۱۲ گام، و اقدام از طریق کتابچۀ جادویی و انجمن اختصاصی ۱۲ گام در باشگاه عقاب‌ها انجام می‌شود.)
برای اقدام، شما نیاز به ابزار دارید.
استفاده از ابزار مناسب، یکی از موفقیت‌های بشر برای دستیابی به ابعاد جدید است.
ابزار اصلی دورۀ ۱۲ گام: «کتابچۀ جادویی تمرین و پی‌گیری» است.

کار شما: فقط دستور‌ها و پیشنهادهای این کتابچه را مو به مو اجرا کنید! با همین کارِ ساده اما بسیار موثر، به خواسته‌هایتان سریع‌تر می‌رسید!
کتابچه طوری طراحی شده که از کارهایی که انجام می‌دهید، خشنود باشید و باری روی شما نباشد.
در ابتدای شروع به پر کردن کتابچه، فهرستی از عادت‌هایی که نمی‌پسندید تهیه کنید.
دوم، فهرستی تهیه کنید از عادت هایی که می‌پسندید.
سوم، ببینید کدام از اولی‌ها را می توانید با کدام از دومی‌ها جایگزین کنید.

برای تشکیل یک عادت در ما: نخست، شناسایی کنیم آن عادت را (مثلا سحرخیزی، تغذیۀ مناسب، ورزش، پی‌گیری، شکرگزاری، مدیریت وقت و زمان، دیدن و حل رنجش‌ها، دیدن و بیان احساسات و...)؛ دو: ببینیم چه فایده و سودهایی برای ما دارد این عادت؛ سه: برای ایجاد این عادت در خود، اقدام و تمرین کنیم.
هر بار به سمت آن عادتِ خوب می روید (هر پیشرفت کوچک)، «بلافاصله» به خودتان پاداش بدهید!
«تکرار» پاداش مهم‌تر از «مقدار» آن است: بوسه‌ای بر گونه، بغل کردن خود، نوازش کردن خود، حرف‌های خوب به خود زدن، یک خوراکی خوشمزه و...

برای ایجاد یک عادت جدید در خود، «دست‌کم ۲۱ روز تمرین» نیاز است.


ادامه نوشته

یک صد خصوصیات آدمهای موفق


تمامي موفقان جهان؛   بنوعي در رفتار با هم مشترك هستند.
شما گاهي فكر مي‌كنيد كه؛ مثلا: اخلاق  اين شخص چقدر شبيه خودم و يا  فلان شخص است.
لطفا سر فرصت كافي  و با دقت؛   نكا ت زیر را بخوانيد و در مقايسه با  خودتان؛ به هر موضوع يك  ٪  یا امتياز دهيد:

 يك صد خصوصیات رفتاری در بين افراد موفق: 
1-    به خداوند ايمان دارند  و معتقدند كه ايمان مبناي همه اعجازهاست و پادزهر شكست و در همه حال شاكر خداوند هستند.
2-    داراي اهداف مشخص هستند.
3-    هميشه در پي فرصت‌هاي مناسب هستند.
4-    داراي روحيه مداومت و پشتكار هستند.
5-    در اثر بروز مشكلات متوقف نمي‌شوند.
6-     با متخصص مشورت مي‌کنند.
7-    تسليم مشكلات نمي‌شوند و سخت كوش هستند.
8-    در مقابل جواب نه، تسليم نمي‌شوند.
9-    از غير ممكن حرف نمي‌زنند.
10-      مي‌دانند كه چه مي‌خواهند.


ادامه نوشته

حکایت :می خواهی چه کاره شوی؟



جان لنون می گوید وقتی به مدرسه می رفت، با پرسش زیر مواجه شد:

" بزرگ که شدی،می خواهی چه کاره شوی؟"

".می گوید:"من پاسخ دادم می خواهم خوشحال شوم

.آن ها به من گفتند که مفهوم پرسش را متوجه نشده ام

."من به آن ها گفتم:       "این شما هستید که مفهوم زند گی را متوجه نشده اید


سیزده درس از وارن بافت برای کسب موفقیت در کار و زندگی


درس اول: در مراحل ضروری تلاش خود، سر وقت حاضر شوید 

وقتی در میانه یک تلاش مهم هستید، مراحلی هستند که عبور از آنها تعیین کننده است. وارن بافت که اینک 82 ساله است، درباره به دست آوردن یک کمک هزینه تحصیلی در دوران نوجوانی اش می گوید: «من رفتم به آنجا و تنها کسی بودم که [سر وقت] آمده بود. 3 پروفسور [داور] آنجا بودند و مدام می خواستند که بیشتر صبر کنیم [تا بقیه هم بیایند]. من گفتم "نه،نه، قرارمان ساعت 3 بود." بنابراین بدون اینکه هیچ کاری بکنم، کمک هزینه را بُردم.»

درس دوم: کار سخت و صادقانه، درمان همه مشکلات نیست 
آقای بافت می گوید: «سوارکارهای خوب روی اسب های خوب کارشان عالی است، ولی روی اسبچه های چوبی نه! اساساً کار سخت و صادفانه همه مشکلات را درمان نخواهد کرد» بلکه مردم و شرایط اقتصادی هم نقش بزرگی در موفقیت کسب و کار ها دارند. (قابل توجه مسئولان فضای کسب و کار)

درس سوم: قراردادهای کاری را طوری انتخاب کنید که انگار دارید دنبال همسر می گردید  


ادامه نوشته

شكار ميمون زنده و رابطه آن با ذهن انسان

 
شكار ميمون زنده بخاطر چابكي و سرعت عمل جانور بسيار مشكل است. يكي از روشهاي شكار ميمون در آفريقا اين است كه شكارچي به محل اقامت ميمونها مي رود و بدون توجه به آنها در سوراخ كوچكي در يك سنگ بزرگ مقداري خوراكي مي ريزد و دور مي شود ميمونهاي گرسنه و كنجكاو دستشان را به درون سوراخ مي برند و خوراكيها را در مشت خود مي ريزند اما دهانه سوراخ كوچكتر از آن است كه مشت ميمون از آن خارج شود. ميمون وحشت زده مي شود و تقلا مي كند تا خسته شود اما هرگز مشت بسته خود را باز نمي كند تا رها شود.
ذهن انسان هم گاه مانند مشت بسته ميمون است، در مواجهه با مشکلی وحشت زده می شود، تقلا مي كند و بي تاب مي شود و روي آن مسئله قفل مي شود در حالي كه بهترین و آسان ترین راه چاره در رها كردن آن و آزادي ذهن از قيد و بندهاي آن مشکل است

زنــدگـــی


صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود با خودش گفت: "هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "و موهاشو بافت و روز خوبی داشت!
 فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود "هیییم! امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت ...
 پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود "اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد !
روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!! فریاد زد ایول!!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم!

همه چیز به نگاه تو بر میگرده ! هر کسی داره با زندگیش میجنگه
ساده زندگی کن


بیست وسه نکته برای غلبه بر خشم


1) خود را دوست داشته باشید تا هرگز گرفتار خشم‌های مخرب نخواهید شد.
۲ ) خود را از شر توقعاتی که از دیگران دارید نجات دهید.
۳ ) رفتارهای خشم برانگیز را بررسی کنید و راهی صحیح برای ابراز احساسات خود بیابید.
۴ ) در هنگام عصبانیت سعی کنید پیش کسی بروید که برای او احترام خاصی قایل هستید و او را دوست دارید.
۵ ) لحظات عصبانیت خود را با قید زمان و مکان و واقعه‌ای که باعث عصبانیت شما شده یادداشت کنید.
۶) از شخصی که دوستش دارید بخواهید تا هنگام عصبانیت‌، به شما با گفتار یا اشاره‌های توافق شده‌، هشدار دهد.
۷ ) پس از بروز خشم اعلام کنید که خطا کرده‌اید.


ادامه نوشته

اوبــونــتــــو


یک پژوهشگرانسان شناس، در آفریقا، به تعدادی از بچه های بومی یک بازی را پیشنهاد کرد
او سبدی از میوه را در نزدیکی یک درخت گذاشت و گفت هر کسی که زودتر به آن برسد آن میوه های خوشمزه را برنده می شود
هنگامی که فرمان دویدن داده شد ، آن بچه ها دستان هم را گرفتند و بایکدیگر دویده و در کنار درخت، خوشحال به دور آن سبد میوه نشستند. وقتی پژوهشگر علت این رفتار آن ها را پرسید وگفت درحالی که یک نفراز شما می توانست به تنهایی همه میوه ها را برنده شود،چرا از هم جلو نزدید؟ آنها گفتند ": اوبونتو"* ؛ به این معنا که: "چگونه یکی از ما می تونه خوشحال باشه، در حالی که دیگران ناراحت اند"؟

اوبونتو" در فرهنگ "ژوسا" یعنی : من هستم، چون ما هستیم"

 در یک سازمان هم اگر تفکر مدیر و کارمندان بر این اصی استوار باشد که سازمان وجود دارد و ما در کنار آن وجود داریم؛ تمامی کارکنان و پرسنل بقای خود را در گرو بقای سازمان یا کارخانه یا... می بینند و با تمام وجود برای پیشرفت آن تلاش می کنند.

مطالعه موردی : شرکت نوکیا در شانزدهمین همایش بین المللی جبران خدمات و مزایا-ژوئن 2012


روش مدیریت عملکرد و فرآیندی که طی آن عملکرد پرسنل اندازه گیری و امتیاز داده می شود، با توجه به تغییرات و چالش های پیش رو قابل بازنگری است. سازمان همانند دیگر فعالیتها و استراتژی هایش ناچار به بررسی محیط و اطمینان از کارآیی روش مدیریت عملکرد مورد استفاده است؛ چه در غیر اینصورت، عدم مدیریت عملکرد موجب می شود که تمایز کافی بین کارکنان تلاشگر و کارکنان بی توجه صورت نگرفته و نیز اطمینانی برای نایل شدن سازمان بر اهدافش وجود نداشته باشد. روشن است که در این وضعیت، چالش جدیدی به چالشهای موجود اضافه شده و سازمان در ورطه ای جدید می افتد.
در این راستا ارزیابی روش مدیریت عملکرد شرکت نوکیا و نتایج حاصله با توجه به ورود رقبای جدید بسیار پیشرو به بازار تکنولوژی اطلاعات توسط یکی از مدیران منابع انسانی این شرکت انجام گرفته که در نوع خود برای مدیران و متخصصان منابع انسانی شرکتهای کشورمان بسیار آموزنده است. (مشاوره منابع انسانی رایان راهبرد چابک)
در شرکت نوکیا افرادی از 113 ملیت متفاوت، در 73 کشور مختلف پراکنده هستند که 41 درصد آنها را زنان تشکیل می دهند. این شرکت 1.3 میلیارد کاربر با 850000 مرکز فروش دارد.

بر اساس واقعیات ذیل در استراتژی نوکیا تغییراتی صورت گرفته است:
· 11 فوریه 2011، پلات فرم جدید تأیید شد.
· استراتژی جدید کسب و کار، مشارکت با مایکروسافت گردید
· رویکرد جدید در راهی که طبق آن عمل می کنیم، حرکت به سمت "قویترین رقیب" بودن در بازار است.
· فرهنگ مبتنی بر عملکرد و رفتار گردید که به عنوان یکی از 6 رکن اصلی تغییر شناخته شده است.
· مدیریت به این نتیجه رسید که مدیریت عملکرد به سبک قدیم دیگر جوابگو نیست.

خلق فرهنگ مبتنی بر عملکرد در نوکیا
رویکرد سابق یه مدیریت عملکرد در نوکیا اینگونه بود:
· ارزیابی عملکرد به صورت سالانه صورت می گرفت
· هر فرد رتبه بندی هایی در مورد اینکه "چه کاری" را "چگونه" انجام داده دریافت می کرد.
· مقیاس عملکرد به صورت سه درجه ای بود.
· یک جدول مشخص شده بود که نشان می داد که کل رتبه بندی ها برچه مبنایی با در نظر گرفتن ترکیبی از "چه کاری" و "چگونگی" انجام کار مشخص شده توسط مدیران انجام شود.
· هیچ گونه تعیین اعتباری انجام نمی شد.
· مدیران صفی اختیار کامل در این امر داشتند.

رویکرد جدید مدیریت عملکرد از 1 ژانویه 2012 به صورت ذیل تغییر یافته است:
تمرکز بر رفتارهای رقابتی در عملکرد با توجه به سه اصل مسئولیت پذیری، همدلی و فوریت صورت گرفت. بر این اساس
1) اهداف همه ی کارکنان باید از طریق اهداف فردی ای که در جهت نیل به اهداف تیمی هستند، مستقیما با استراتژی نوکیا ارتباط پیدا کنند.
2) ساده کردن فرایند برای کارکنان و مدیران صفی صورت گیرد.
3) تمام کارکنان باید  به طور دقیق بدانند که عملکردشان در هر مقطع زمانی از سال چگونه بوده است.
4) استفاده مداوم و منصفانه از رتبه بندی های عملکرد توصیه گردید.
5) رتبه بندی عملکرد باید بین کارکنان تمایز بیشتری ایجاد کند
6) کارکنان باید در زمانهای مشخصی از سال در مورد مسیر شغلی و توسعه و بهبود خود بحث کنند.
7) هدف روی تمرکز بر گفتگو در مورد کیفیت بین مدیر و کارمند قرار داده شد.


ادامه نوشته

قدرت جذبه


برای رسیدن به قله بایدازقدرت جذبه برخوردار بود.جذبه همه چیزاست وهیچ
چیزنیست.تلاش وپشتکار ،ظاهر و نحوه راه رفتن ، تناسب اندام ، صدا وآرامش
در رفتار و حرکات، خوش قیافه یا زیبا بودن اصلا لازم نیست.تنهاچیزی که
نیازدارید جذبه است .
شما میتوانید تنها با تمرین بعضی از روش ها وتکنیک های بزقزازی ارتباط ،
که امروزه توسط بانفوذ ترین وتاثیر گذار ترین افراد دنیا به کار میروند
بیاموزید که فردی خون گرم ، صمیمی، دوست داشتنی وباجذبه باشید.
توانایی شما برای اینکه فردی باجذبه وکاملا دوست داشتنی وخوش روباشید بیش
از هر خوصوصیت دیگری درهای موفقیت را به رویتان خواهد گشود.بیشترمردم شما
را دوست داشته و رفتار صمیمانه ای با شما خواهند داشت تمایل انها به
دیدار شما بیشتر میشود، به صحبت های شما گوش میدهند ، درجمع شما حضور
پیدا کرده و شما را به جمع خود دعوت میکنند
با اموختن حقایق ساده درباره ی جذبه وتمرین تکنیک های که درادامه به انها
خواهیم پرداخت، میتوانید تاثیر گذاری و بهره مندی ازتعاملات خود بادیگران
را به طور چشم گیری افزایش دهید، ازخانواده خود شروع کنید وان رابه تمامی
افرادی که ملاقات میکنید گسترش دهید .
جذبه چیست؟
وقتی جان اف.کندی لبخند میزندمیتوانست پرنده ای راازروی درخت به خود جذب کند .
تعریف جذبه راازکسی که انتظار نداشت تسلیم ان شود وشاید هم دربرابر
تاثیراتش مقاومت کرده بشنود
اودرلحضه بزخورد باافراد به چهره انها کاملا دقت میکرد اشتیاق وصمیمیت
ازخود نشان میداد به نظر مرسید که شمارا واقعا دوست دارد وبزایش مهم نیست
که شما اورا دوست دارید یا خیر میتوانم فقط حدس بزنم که چقدر از ان
ژنتیکی و چه مقدار رشد یافته بود. تنها این رامیدانم که دران برخورد
کوتاه کاملا جذب کسی شده بودم که نه او را قبول داشتم ونه حتی انتظار
داشتم که ازاوخوشم بیاید.


ادامه نوشته

برنده و بازنده


سیدنی . جی . هریس نویسنده‌ای سرشناس و واقع گراست كه رموز برنده شدن را در میدان زندگی می‌شناسد و برای موفقیت در آن، راه‌هاي ساده‌اي پیشنهاد می‌کند. اگر برنده بودن را به عنوان هدف زندگی خود انتخاب كرده‌اید و تا كنون فرصت مطالعه كتاب  " برنده و بازنده "  اين نويسنده را نداشته‌ايد، خلاصه‌ی این کتاب می‌تواند راهنمای خوبی برای شما باشد.

ویژگی‌های برنده
ویژگی‌های بازنده
 
برنده متعهد می‌شود.
بازنده وعده می‌دهد.
 
وقتی برنده‌ای مرتكب اشتباه می‌شود، می‌گوید: اشتباه كردم.
وقتی بازنده‌ای مرتكب اشتباه می‌شود، می‌گوید: تقصیر من نبود.
 
برنده بیش از بازنده كار انجام می‌دهد، و در انتها باز هم وقت دارد.
بازنده همیشه آنقدر گرفتار است كه نمی‌تواند به كارهای ضروری بپردازد.
 
برنده به بررسی دقیق یك مشكل می‌پردازد.
بازنده از كنار مشكل گذشته، و آن را حل نشده رها می‌کند.
 
برنده می‌گوید: بیا برای مشكل راه‌حلی پیدا كنیم.
بازنده می‌گوید: هیچ كس راه‌حلی را نمی‌داند.


ادامه نوشته

خود را مجبور به پیشرفت کنید


ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آب هایا طراف ژاپن سالهاست که ماهی تازه ندارد.بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن،قایق های ماهی گیری بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند. ماهیگیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید.اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهیها دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند.برای حل این مسئله، شرکت های ماهیگیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند.آنها ماهی ها را می گرفتند آنها را روی دریا منجمد می کردند. فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند.اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند. بنابر این شرکت های ماهیگیری مخزنهایی را در قایق ها کار گذاشتند و ماهی را درمخازن آب نگهداری می کردند. ماهی ها پس ازکمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند.آنها خسته و بی رمق، اما زنده بودند.متاسفانه ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به  ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. زیرا ماهی ها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند.باز ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. پس شرکت های ماهیگیری به گونه ای باید این مسئله را حل می کردند.آنها چطور می توانستند ماهی تازه بگیرند؟اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید، چه پیشنهادی می دادید؟  ثروت زیاد  به محض اینکه شما به اهدافتان می رسیدمثلاً " یافتن یک همراه فوق العاده خوب ،تأسیس یک شرکت موفق، پرداخت بدهی هایتان یا هر چیز دیگر  "ممکن است شور و احساساتتان را از دست بدهید و دیگر به سخت کار کردن  تمایل نداشته باشید.شما همین موضوع را در مورد برندگان بخت آزمائی که پولشان را به راحتی از دست میدهند، کسانی که ثروت زیادی برایشان به ارث می رسد و هرگز موفق نمی شوند و ملاکین واجاره داران خسته ای که تسلیم مواد مخدر شده اند، شنیده و تجربه کرده اید.این مسئله را "رون هوبارد" در اوایل سال های۱۹۵۰دریافت:"بشر تنها در مواجه با محیط چالش انگیز به صورت عجیبی پیشرفت می کند. "


ادامه نوشته

چهل نکته کلیدی از سخنان برایان تریسی در همایش تهران


1- با ارزش ترین دارایی ما توانایی کسب درآمد است نه آن پولی که به دست می آوریم. توانایی از دست نمی رود اما پول و ثروت ممکن است بارها از دست برود.

2- موفقیت مانند نردبان است و مهارت های ما پله های آن را می سازد، اگر پله ها کامل نباشد، ما نمی توانیم از نردبان بالا برویم.

3- پتانسیل انسان آنقدر زیاد است که می توان صد زندگی همزمان داشته باشد. ما می توانیم هر چیزی را بیاموزیم ودر هر امری متخصص شویم.

4- آموزش کلید موفقیت است ولی چون سخت و وقت گیر است و بیشتر انسان ها تنبل اند کسی برای یادگیری اهمیت قائل نمی شود.

5- امروزه نه تنها باید هوشمندانه کار کرد بلکه باید هوشمندانه وسخت کار کرد تا به ثروت و موفقیت نائل شد.

6- اهمیت کلمات در زندگی بسیار مهم است. کلمات خوب، تفکرات بهتری را ایجاد می کنند.

7- افراد موفق بر راه حل ها تمرکز می کنند اما افراد متوسط به فردی که مشکل را ایجاد کرده است فکر می کنند.


ادامه نوشته

چگونه یک رهبر سازمانی فوق‌العاده باشیم


در سازمان‌های غیر دولتی پیشرو، همواره پای مدیرانی فوق‌العاده در میان است. به عنوان مثال، حضور مدیرانی چون خانم توران میرهادی و خانم نوش‌آفرین انصاری در شورای کتاب کودک و حضور خانم سعیده قدس در موسسه محک تاثیر بسزایی در موفقیت این سازمان‌ها داشته‌است. در سازمان‌های بین‌المللی هم شاید بتوان از موسسه پزشکان بدون مرز نام برد که توسط گروه معدودی از پزشکان و روزنامه نگاران فرانسوی در سال ۱۳۵۰ شمسی شکل گرفت و به دلیل توان رهبری و مدیریت گروه شکل‌دهنده، اکنون در ۶۰ کشور دنیا فعال است.
اما پرسش این‌جاست که چه خصوصیاتی، رهبر یک سازمان را تبدیل به یک رهبر فوق‌العاده می‌کند؟ آیا وجه تمایز آنان با سایر مدیران/ رهبران سازمانی، در تواناییشان برای تشویق هر چه بیشتر اعضا به کارهای گروهی است؟ آیا تیزبینی و خلاقیت ویژه‌ای دارند؟ و یا جسارت و روحیه‌ عمل‌گرای آنها کلید موفقیتشان است؟

پنج مرحله‌ برای عبور از مرحله رهبری سازمانی خوب به رهبری سازمانی فوق العاده (از خوب تا فوق‌العاده)
از دیدگاه جیمز کالینز – محقق برجسته حوزه پایداری و رشد شرکت‌ها- رهبران سازمانی می‌توانند پنج مرحله را تجربه کنند؛ در هر مرحله رهبر سازمانی به جز خصوصیت بارز آن مرحله، خصوصیات مرحله قبلی را نیز داراست.
• مرتبه یک: افرادی با توانایی‌ زیاد
در نخستین مرتبه، فرد با دانش تخصصی مشخصی آشناست و استعداد و توانایی لازم برای ارایه یک فعالیت خیلی خوب را دارد.
• مرتبه دو: اعضا با مشارکت فعالانه
در این مرتبه، فرد فعالانه از دانش و مهارت‌های خود استفاده می‌کند تا گروه موفق شود. او به خوبی با بقیه اعضا همکاری می‌کند تا بهره‌وری مناسبی داشته ‌باشند.
• مرتبه سه: مدیر تلاش‌گر
یک مدیر تلاش‌گر توانایی سازماندهی گروهی افراد برای رسیدن به اهداف مشخص را دارد.
• مرتبه‌ چهار: رهبر موثر


ادامه نوشته

تضاد ؛ فرصتی برای رشد


وقتی با دوستی برخورد می کنیم که مثل ما فکر نمی کنه
وقتی با عزیزی مواجه می شویم که نظراتش ظاهراً کاملاً مخالف با نظرات ماست
وقتی با انسانی روبرو می شویم که خط بطلان بر اندیشه ها ، باورها و اساسی ترین اصول اعتقادی ما می کشد
به یاد این اثر بسیار ارزشمند از مارکوس رائتز بیوفتیم:
شاید او هم به همان حقیقتی ناظر است که ما ناظریم! ولی از زاویه ای دیگر
سعی کنیم علاوه بر شنیدن نظرات دیگران ، زاویه دید آنها را هم دریابیم
از این طریق خیلی راحت تر از گرفتاری در دام تعصب رهایی می یابیم
از این طریق خیلی راحت تر به تفاهم می رسیم
از این طریق خیلی راحت تر به حقیقت نزدیک می شویم
فقط باید باور کنیم که ما هم به همه حقیقت آن گونه که هست آگاه نیستیم
فقط باید باور کنیم که دو مفهوم ظاهراً متضاد ممکن است وجوه متفاوتی از یک حقیقت باشند که ما ارتباط بین آنها را نمی دانیم و به همین دلیل متضاد به نظر می آیند


مشاهیری که به مدرسه نرفته‌اند !


جالب است بدانید بسیاری از افراد مشهور و تاثیرگذار در تجارت، رادیو تلویزیون، دانش، سیاست و ادبیات در پاره‌ای از دوره زندگی خود در منزل درس خوانده و به مدرسه نرفته‌اند.
به گزارش ایسنا، فهرست مشهورترین افرادی که به صورت رسمی به مدرسه نرفته‌اند به شرح ذیل است:

1- آبراهام لینکولن: آبراهام لینکولن شانزدهمین رییس‌جمهور ایالات متحده آمریکا و نخستین رییس‌جمهور جمهوریخواه این کشور که ریاست جمهوری این کشور را در زمان جنگ‌های داخلی و پایان عصر برده‌برداری امریکا بر عهده داشت. وی در یک اتاق الواری در کنتاکی زندگی می‌کرده و تنها 18 ماه به مدرسه رفته است. وی بیشتر عمر خود را تحت آموزش نامادری‌اش «سارا بوش جانتون» گذرانده و در کتابخانه دولتی درس می‌خوانده است.

2- «آندرو کارنی»: تاجر بانفوذ اسکاتلندی در اواسط قرن 19 میلادی در حالی که پسر بچه‌ای بیش نبود از اسکاتلند به ایالات متحده مهاجرت کرد. وی از 13سالگی شروع به کار کرد و سابقه تحصیلی وی تنها به زمان زندگی خود در اسکاتلند و نزد دایی‌اش برمی‌گردد. وی همچنین این شانس را داشت تا از کتابخانه غنی و باشکوه کلونل جیمز اندرسون بهره بگیرد. سال‌های بعد وی به واسطه دایه‌اش با نویسندگان و استادان دانشگاه مرتبط شد اما بیشتر شهرت وی امروز به خاطر داشتن کارخانه استیل کارنی است که از وی ثروتمندترین فرد اسکاتلند را ساخت.


ادامه نوشته

قورباغه را ببوس


دوازده روش خارق‌العاده برای رهایی از افکار منفی و تبدیل آنها به افکار مثبت
بعد از کتاب جنجالی و پرفروش «قورباغه را بخور» برایان تریسی کتاب جدیدی عرضه کرده که
به داشتن زندگی شاد و کنار گذاشتن احساسات منفی می‌پردازد

چگونه برخی از ترس‌ها ما را از پیشرفت‌های بزرگ باز می‌دارد؟

چگونه عصبانیت را کنار بگذاریم؟


ادامه نوشته

واقــعــیــت وپـــنــدار


چه مقدار از آنچه ما واقعيت می پنداريم، واقعيت نيست بلکه پذيرش ماست؟

اکثر ما در مواجه با شرایط و محدودیت هایی که  به هر دلیل به ما تحمیل شده اند بعد از مدتی ، توان مقابله و مبارزه ی خود را از دست می دهیم .
 گویا همه ی آنها را می پذیریم و شرایط و محدودیت ها را با وجود تمام بدی هایشان ، غیر قابل گریز تلقی می کنیم .
 چاره ای جز تسلیم شدن نمی بینیم و بدون توجه به اثرات ناخواسته ی آنها حضور آن شرایط یا محدویت ها می پذیریم .
کم کم به روزهایی نزدیک می شویم که وقتی از بیرون به شهر تهران وارد می شویم ، مشاهده ی هاله ی دود و آلودگی هوا حتی به چشم ممکن است ...وارد شهر می شویم به آن عادت می کنیم و فراموشش می کنیم . گویا آلودگی صوتی و آلودگی هوا جزیی از زندگی همه ی ماست !
اما این آلودگی ها حتی وقتی ما فراموششان کرده ایم به نابودن کردن سلامت ما ادامه می دهند ..
و همه ی ما بخاطر آنکه آلودگی هوا و آلودگی صوتی را واقعیت تلقی کرده ایم و حضور آنرا پذیرفته ایم دیگر برای مبارزه و رفع آن تلاشی نمی کنیم !


ادامه نوشته

آبرو یا وجدان؟


«این کار رو نکنی‌ها! آبرومون می‌ره.» «با این کارِت آبروم رفت!» «مهمان آمد آبروداری کردیم.» ...چنین جمله‌هایی را زیاد می‌شنویم؛ جمله‌هایی شامل واژه «آبرو». آبرو واژه‌ای است که در میان ما ایرانیان بسیار استفاده می شود. بیاییم از خودمان بپرسیم چرا «آبرو» این‌قدر برای ما ایرانی‌ها مهم است؟ آیا واقعا مهم است، یا این‌که ما بر اساس باورهای نادرست آن را بیش از حد مهم و حیاتی می‌دانیم؟

من از شما دعوت می‌کنم در خانواده‌تان، در جمع فامیل و دوستان، این نوع مسائل و پرسش‌ها را مطرح کنید تا همه درباره‌اش اظهار نظر کنند. به گفته‌ها و دیدگاه‌های دیگران گوش کنید. در فکر درستی یا نادرستی دیدگاه‌ها نباشید؛ فقط آنها را بشنوید و از تنوع دیدگاه‌ها درباره یک موضوع آگاه شوید. بگذارید ذهن‌تان درباره یک موضوع باز شود. چنین کاری، بسیار مفید است و از وقت‌گذرانی بیهوده جلوگیری می‌کند.
 
اما این آبرو چیست که ما تا این حد برایش اهمیت قائلیم؟  در پاسخ باید گفت: چیزی که ما آن را «آبرو» می‌نامیم، در بیشتر مواقع به معنای «تایید دیگران» است. یعنی اگر می‌گوییم: «آبرویم نرود»، منظورمان این است که اعتبارمان نزد دیگران خراب نشود. به عبارت دیگر، «آبروداری» در جامعه ما به این معنا جا افتاده که دیگران ما را نفی نکنند؛ ما را بپذیرند و تاییدمان کنند.

در مشرق‌زمین و به‌ویژه در کشور خودمان، مردم به «آبرو» و «آبروداری» بسیار اهمیت می‌دهند. یک دلیل این قضیه آن است که به دلیل شیوه تربیتمان از کودکی تا مدرسه و...، به نظر دیگران دربارۀ خودمان خیلی اهمیت می‌دهیم.


ادامه نوشته

سرهنگ ساندرس


سرهنگ ساندرس یک روز در منزل نشسته بود در این میان نوه اش آمد و گفت: بابابزرگ این ماه برایم یک دوچرخه میخری؟
    او نوه اش را خیلی دوست می داشت، گفت: حتماً عزیزم، حساب کرد ماهی ۵۰۰ دلار حقوق بازنشستگی میگیرم و حتی در مخارج خانه هم می مانم. شروع کرد به خواندن کتاب های موفقیت.
    در یکی از بندهای یک کتاب نوشته بود: قابلیت هایتان را روی کاغذ بنویسید. او شروع کرد به نوشتن.
    دوباره نوه اش آمد و گفت: بابا بزرگ داری چه کار می کنی؟
    پدربزرگ گفت: دارم کارهایی که بلدم را مینویسم. پسرک گفت: بابابزرگ بنویس مرغ های خوشمزه درست می کنی. درست بود.
    پیرمرد پودرهایی را درست می کرد که وقتی به مرغ ها میزد مزه مرغ ها شگفت انگیز می شد.
    او راهش را پیدا کرد. پودر مرغ را برای فروش نزد اولین رستوران برد اما صاحب آنجا قبول نکرد، دومین رستوران نه، سومین رستوران نه، او به ۶۲۳ رستوران مراجعه کرد و ششصدوبیست و چهارمین رستوران حاضر شد از پودر مرغ استفاده کند.
    امروز کارخانه پودر مرغ کنتاکی در ۱۲۴ کشور دنیا نمایندگی دارد و اگر در آمریکا کسی بخواهد عکس سرهنگ ساندرس و پودر مرغ کنتاکی را جلوی در رستورانش بزند، باید ۵۰ هزار دلار به این شرکت پرداخت کند.


چگونه بر افکار مشوش خود غلبه کنیم!!!


چگونه افکار خود را بارور کنیم ؟

آیا تا کنون برایتان پیش آمده است که بخواهید کاری را انجام دهید اما آنقدر در مورد آن موضوع فکر کرده اید که زمان را از دست داده اید و آن موضوع بازخوردی را که می توانست داشته باشد را از دست می دهد و از اهمیت آن کاسته می شود .

- جمله هایی به این سبک را شاید بسیار شنیده باشید اما حقیقتا آیا می دانید چگونه می توانید افکار خود را رشد دهید ؟ چگونه می توان به یک فکر ناب و عالی رسید ؟

هر فکر جدیدی که در ذهن شما به وجود می آید از کجا نشات می گیرد ؟

هر فکر ، نظر ، ایده ای که در ذهن شما زاییده می شود نتیجه نیاز روحی و جسمی شما به آن فکر است ، گاهی این نیازها مدت هاست که در ذهن شما وجود دارند نه یک روز یا یک هفته بلکه در مواردی به سال ها یا ماه ها قبل بازمی گردند .


ادامه نوشته

خودباوري در دوران بحران


بزرگ‌ترين خطر تهديدكننده شركت‌ها در هنگام بحران نه كمبود نقدينگي، نه كاهش فروش، نه سررسيد اسناد و حساب‌هاي پرداختي و نه عدم وصول مطالبات است، بلكه بزرگ‌ترين تهديد، «مديران ناآماده براي بحران و هراسان در راس بنگاه‌هاي اقتصادي» است.
بنابراين بهتر است پيش از هر اقدامي، مديريت بر خود را بياموزيم. در ادامه الگويي ساده از مديريت بر خود در هنگام بحران را تشريح خواهيم كرد.

1. خونسرد باشيد
مديران به سبب مسووليت خطير خود، بيش از هر فرد ديگري در سازمان در معرض خطر استرس و فشارهاي عصبي هستند؛ اما استرس باعث مي‌شود كه كارآيي مدير در لحظات بحراني كه بيش از هر زمان ديگري نيازمند تفكر و تحليل است، در عمل و زير فشار استرس و افكار منفي به شدت كاهش يابد. اتفاق بدتر اين است كه مدير اين استرس را به سازمان منتقل كند و سازمان را به دستپاچگي و حركات غير معقول بكشاند.
برايان تريسي، در كتاب خود به نام «مديريت بحران» كه به بحث مديريت بحران‌هاي زندگي افراد مي‌پردازد، به دو احساس منفي كه در نتيجه بحران پديد مي‌آيند، اشاره مي‌كند. از نظر وي، اين دو احساس «ترس از شكست» و «ترس از طرد شدن» هستند. ترس از شكست هنگامي است كه به شدت خطر از دست رفتن پول، مقام و مشتريان بر اثر بحران را احساس مي‌كنيد و ترس از طرد شدن هنگامي است كه مي‌انديشيد مورد انتقاد ديگران قرار خواهيد گرفت و احساس مي‌كنيد كه توانايي و شايستگي كافي را براي مهار بحران در سازمان خود نداريد يا دست كم ديگران اين گونه فكر مي‌كنند.


ادامه نوشته

حراج وسایل شیطان


به روایت افسانه‌ها، روزی شیطان همه جا جار زد که قصد دارد از کار خود دست بکشد و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد.

او ابزارهای خود را به شکل چشمگیری به نمایش گذاشت. این وسایل شامل خودپرستی، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت‌طلبی و دیگر شرارت‌ها بود.

ولی در میان آنها یکی که بسیار کهنه و مستعمل به نظر می‌رسید، بهای گرانی داشت و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد.
کسی از او پرسید: «این وسیله چیست؟»
شیطان پاسخ داد: «این نومیدی و افسردگی ا‌ست.»
آن فرد با حیرت گفت: «چرا این قدر گران است؟»


ادامه نوشته

هفت روش ساده برای افزایش کارایی و بهبود نتایج جلسات


عاملی که وقت کارکنان سازمان را به خود اختصاص می‌دهد جلسات سازمانی است، به طوریکه %50 از زمان در دسترس یک فرد صرف جلسات فردی یا دو نفره می‌شود. مطابق نظر اکثر افراد نیمی از زمان این جلسات بیهوده از بین می‌رود و این بدان معناست که %25 از کل زمان در دسترس فرد در جلسات روزانه از بین می‌رود.

در زیر به 7 روش ساده برای افزایش کارایی و بهبود نتایج جلسات اشاره خواهیم کرد:
 1.       ضرورت تشکیل جلسه:
خیلی از جلسات، پیرو به جلسات گذشته بوده و غیرضروری می‌باشد و می‌توان از راههای دیگری به نتایج این جلسات دست یافت. مثلاً می‌توان از یک یادداشت کوچک استفاده کرد، از یک کنفرانس تلفنی کمک گرفت، می‌توانید با افراد به صورت مجزا و فردی صحبت کنید و یا حتی این موضوع را تا جلسه‌ای دیگر به تعویق انداخته و در آن جلسه مطرح کرد.
 
2.       یک دستور جلسه بنویسید:
چنانچه ضروری بودن جلسه برای شما قطعی به نظر می‌رسد، هدف واضحی را برای جلسه تعیین کرده و آن را در قسمت بالای صورتجلسه بنویسید. یک از ابزارهای عالی مدیریت زمان، نوشتن یک پاراگراف درخصوص هدف برگزاری جلسه می‌باشد. با این جمله شروع کنید «ما این جلسه را برای دستیابی به اهداف زیر برگزار می­کنیم»: سپس به شرح تفضیلی اهداف بپردازید، این کار به صورت چشمگیر و قابل توجهی به جلسه شما نظم می‌بخشد.


ادامه نوشته

با «مدیریت زمان»، سالم‌تر و شاداب‌تر زندگی کنید!


مدیریت زمان شاید اسم دهان‌پُرکنی داشته باشد و شما را به هراس بیندازد که چه کار سخت و دشواری است؛ اما به شما مژده می‌دهیم که انجام دادنش بسیار ساده و خوشایند است و نه‌تنها باعث می‌شود کارها را سریع‌تر و موثرتر انجام بدهید، بلکه شما را سالم‌تر و شاداب‌تر نیز می‌کند. حتما می‌پرسید چگونه؟ ادامۀ مطلب را بخوانید تا ببینید چطور با انجام کارهایی به‌ظاهر ساده، می‌توانید از وقت خود بهتر استفاده کنید. و این کارها را در عمل انجام بدهید تا ببینید هم چقدر کارهایتان بهتر و سریع‌تر انجام می‌شود و هم چقدر حالتان بهتر می‌شود!

 آیا شما خودتان را در تعداد و پیچیدگی پروژه‌ها و فعالیت‌هایی که باید هر روز انجام دهید غرق می‌بینید؟ آیا در پایان روز احساس می‌کنید که به علت فشار کاری زیاد نتوانسته‌اید توجه کافی به هر یک از فعالیت‌ها داشته باشید و آن را با کیفیت مناسب انجام دهید؟ آیا اطرافیانتان بدون توجه به کارهای زیاد شما، از شما توقع دارند و مدام به فعالیت‌های شما می‌افزایند؟ (و یا خودتان توقع زیادی از خودتان دارید و مدام به فهرستِ ذهنیِ کارهای نکرده‌تان اضافه می‌کنید؟)

احتمالا شما خودتان تا به حال متوجه شده‌اید که مدیریت زمان چقدر می‌تواند در زندگی شما موثر واقع شود. ولی این را نیز بدانید که منافعی برای سلامت شما نیز دارد. با به‌کارگیری مدیریت زمان به‌صورت هوشمندانه‌‌تر، می‌توانید استرس خود را به حداقل برسانید و به بهبود کیفیت زندگی خود کمک نمایید.


ادامه نوشته

اصل پنیر سوئیسی ( swiss cheese ) در مدیریت زمان


روش پنیر سوئیسی : در این روش سوراخی درکار ایجاد می کنید درست مانند سوراخی که در یک نقطه  پنیر سوئیسی وجود دارد. یعنی 5 تا 10 دقیقه روی پروژه ای کار می کنید و بعد آن را رها می کنید و سراغ پروژه ی  دیگری می روید.این روش را حتما اجرا کنید به خصوص اگر اهل مسامحه کاری هستید هیجان دارد.

اصل پنیر سوئیسی ( swiss cheese  ) در مدیریت زمان : اصل پنیر سوئیسی در مدیریت زمان بدین معناست که حتی اگر وقت کمی دارید آن را صرف کارهای جزئی و کم اهمیت نکنید، بلکه به انجام بخشی ( ولو کوچک ) از کار مهمتان بپردازید . ( پنیر سوئیسی : پنیر زرد رنگی است که داخلش حفره هایی است . )

فرض کنیم نیم ساعت به پایان وقت اداری مانده و دو کار داریم که از نظر اولویت بندی کار اولویت اول مهمتر است ولی بیش از نیم ساعت وقت می طلبد، لذا براساس این اصل کار اولویت دوم را انجام نمی دهیم و همین نیم ساعت را به کار اولویت اول می پردازیم ، که هر از مدتی این کار کردن حالت حفره ای است که در مجموع ، کار به اتمام می رسد.

آشـنایی با زبـان بـدن


حتماً این جمله را شنیده اید که "صدای عمل بلندتر از کلمات است." این مسئله مخصوصاً در مورد "زبان بدن" صحت دارد. "زبان بدن" نوعی ابزار ارتباطی قدرتمند است که با استفاده از آن می توان دوست پیدا کرد و یا دیگران را به انجام کاری متقاعد نمود.

آشنایی با "زبان بدن" به شما کمک می کند مسائلی مثل جذابیت، حقیقت، اعتمادبه نفس و شرم را تشخیص دهید. شما با دقت در حرکات طرف مقابل می توانید به حقایق زیادی دست یابید. در واقع تمام ما آگاهانه یا ناآگاهانه از "زبان بدن" استفاده می کنیم. برای آشنایی بیشتر با این زبان به موارد زیر توجه کنید:

1. تماس چشمی
اجتناب از نگاه کردن به چشمان دیگران و یا تغییر ناگهانی مسیر نگاه حکایت از پنهانکاری یا دروغگویی دارد و در ضمن می تواند نشانه شرم یا عدم اعتمادبه نفس باشد.

2. لبخند زدن
لبخند زدن می تواند نشانه اعتمادبه نفس، دوستی و رفتار مثبت باشد و این حس را منتقل می کند که مردم در کنار شما بودن را دوست دارند. از سوی دیگر مفهوم لبخند تصنعی و یا توأم با دستپاچگی کاملا ضدمفهوم ذکر شده است.


ادامه نوشته

تکنیک‌هایی موثر برای مدیریت زمان


معمولا چقدر وقت آزاد دارید؟ چقدر زمان به کارهای مورد علاقه‌تان اختصاص می‌دهید؟ آیا از حجم زیاد کارها احساس فشار و استرس دارید؟

همه ما علاقه ‌داریم که زمانمان را به بهترین شکل مدیریت کنیم تا استرس انجام کار در لحظه آخر را نداشته باشیم؛ برای خود و خانواده به اندازه کافی فرصت داشته باشیم و فعالیت‌هایی از جنس سرمایه‌گذاری برای آینده انجام دهیم. آنچه معمولا مدیریت زمان را برایمان مشکل می‌کند، عدم آشنایی با روشی اصولی و سیستماتیک است. این مقاله به صورت مختصر و مفید مهم‌ترین تکنیک‌های لازم برای مدیریت زمان را شرح می‌دهد.

۱) از زمان چگونه استفاده کنیم؟ (ارزیابی وضعیت فعلی)
به یاد داشته باشید که نحوه مدیریت و استفاده ما از زمان، بخشی از عادت‌های ما شده است. از این جهت، تغییر آن نیاز به حوصله و زمان دارد. برای شروع، خوب است نگاهی به خودمان داشته باشیم و ببینیم چطور از زمانمان استفاده می‌کنیم. برای این کار، جدولی مطابق شکل زیر درست کنید و به مدت یک هفته فعالیت‌های روزانه‌تان را خیلی خلاصه در آن نوشته و ببینید در پایان هر روز چند ساعت کار کرده‌اید و چقدر برای خانواده، تفریح و یادگیری زمان صرف کرده‌اید.
برای تحلیل آنچه نوشته‌اید، زمان‌هایی که در طول هفته برای کارهای مختلف گذاشته‌اید را جمع کنید. مثلا شایان جدول زیر را برای تحلیل مدیریت زمانش درست کرده است:
بعد از کامل کردن جدول، شایان متوجه شد که زمان مفیدی که روزانه به کارهای شرکت اختصاص می‌دهد حدود ۷ الی ۸ ساعت است و برایش جای تعجب بود که وقت زیادی صرف مواردی مثل ترافیک، صحبت با دوستان، اینترنت و تلویزیون می‌شود که عملا برای او کار مفیدی محسوب نمی‌شود. شما هم به مدت یک هفته کارهایی که انجام می‌دهید را بنویسید و در پایان ببینید برای فعالیت‌های مختلف چقدر وقت گذاشته‌اید. برای تحلیل مهارت مدیریت زمان خود به این سوال‌ها پاسخ دهید:

• آیا مقدار وقتی که برای هر یک از موارد صرف شده است مطابق برنامه‌ و انتظار شماست؟
• آیا هر فعالیت را در زمان مناسبی از شبانه‌روز انجام می‌دهید؟ (مثلا آیا صبح وقت زیادی را صرف اینترنت و صحبت با دوستان می‌کنید و عصر ناچار هستید بیشتر کار کنید؟)
• آیا فعالیتی وجود دارد که بتوانید با اثربخشی بیشتر، سرعت بالاتر، ساده‌تر و با جزییات کمتر انجامش دهید؟
• آیا عوامل مزاحمی وجود دارد؟ فعالیت‌های بی‌فایده چقدر از زمان شما را به خود اختصاص می‌دهد و چطور می‌توانید آن فعالیت‌ها را محدود کنید؟


ادامه نوشته

ریسک شش میلیاردی با ششصدهزار تومان


وقتی بچه بودم، مادر بزرگم قهرمانم بود چون یک زن مقتدر بود و در همه چیز پیروز بیرون می‌آمد. مادرم چنین حالتی را نداشت و بیشتر مطیع بود و سعی می‌کرد رضایت همه را جلب کند. من این اقتدار مادربزرگ را دوست داشتم.
البته خودم درکار و زندگیم انعطاف‌پذیری زیادی دارم و اتفاقا بخشی از موفقیت‌هایم را به علت این انعطاف‌پذیری می‌دانم چون وقتی انعطاف‌پذیری یک نفر بالاست می‌تواند با شخصیت‌های مختلف ارتباط خوبی برقرار کند، بنابراین طیف افرادی که می‌شناسد بالا می‌رود در حالی که اگر انعطاف‌پذیری آدم پایین باشد با طیف کمتری از افراد می‌تواند ارتباط برقرار کند. وقتی با قشر زیادی از آدم‌ها ارتباط برقرار می‌کنید، همین آدم‌ها هستند که موجبات موفقیت شما را فراهم می‌کنند. آدمی که به نظر شما خیلی کوچک می‌آید، بعد از دو سال ممکن است به یک انسان مقتدر تبدیل شود و ارتباط با او برای شما یک فرصت باشد. اکثر ما ایرانی‌ها غروری داریم که باعث می‌شود ارتباطات درست انسانی ما خوب شکل نگیرد. من خودم این حالت را ندارم و از انعطاف نتایج خوبی گرفتم. با همه اینها من طرفدار مادربزرگم بودم که یک زن قدرتمند بود. البته مادربزرگ هم یک زن مهربان بود با این حال با قدرت زبان و تحلیل، جلوی هر کسی که می‌خواست به او ظلم کند می‌ایستاد. او با قدرت کلمات و بیان این کار را می‌کرد.


ادامه نوشته

ارزشمندترین کلمات


سازنده ترین کلمه" گذشت" است... آن را تمرین کن

 پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.

 عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.

 بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.

 سرکش ترین کلمه" هوس" است...بآ آن بازی نکن.

 خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از ان حذر کن.


ادامه نوشته

علاقه‌های خود را گم نکنید!


شرایط اقتصادی تاثیر زیادی در نحوه به‌کارگیری استعدادها و توانایی‌هامون داره و کارهایی که ما در آن‌ها استعداد داریم، کارهایی است که مورد علاقه ما نیز هست. در واقع در شرایط بحرانی بیشتر از هر زمان دیگری این امکان وجود دارد که ما از علاقه‌های خود دور شویم. وقتی از علاقه‌های خود دور می‌شویم، شانس پیشرفت را از دست می‌دهیم. ما در زمینه کاری که به‌آن علاقه نداریم، موقعیت پیشرفت چندانی نخواهیم داشت. به‌تعبیر دیگر پیشرفت شغلی زمانی حاصل می‌شود که کار مورد علاقه خود را انجام دهیم و این اصل اول است.

اما سوالی که همیشه مطرح می‌شود این است که در شرایط اقتصادی فعلی نمی‌توان به علاقه‌ها پرداخت. نمی‌توان همه چیز را ایده‌آل پیش برد. پس چه کار باید کرد؟

ابتدا بهتر است یک حقیقت را قبول کنیم و آن عدم وجود شرایط ایده‌آل است. یعنی این طبیعت انسانی ما است که به شرایط موجود خود راضی نشویم و اتفاقا همین ویژگی است که باعث پیشرفت می‌شود. ما همیشه آرزویی داریم که در حال رسیدن به آن هستیم. به یک هدف و یا آرزو می‌رسیم و هدف و آرزوی بعدی نمایان می‌شود. بنابراین حتی در ایده‌آل‌ترین شرایط اقتصادی هم نقطه نارضایتی وجود دارد و این طبیعی است. اما در شرایط بحرانی این نارضایتی نمود چند برابر دارد.


ادامه نوشته

بیست پیشنهاد برای مدیریت اثربخش زمان


  یک فهرست روزانه (To-Do List) داشته باشید.

    برای به پایان رساندن هر کار یک زمان مشخص تعیین کنید.

    یک تقویم داشته باشید و به‌کمک آن برنامه‌های آینده‌تان را تنظیم کنید
.
    یک وسیله‌ی سازمان‌دهی برای مدیریت زمان داشته باشید که توانایی مدیریت پروژه‌ها، فهرست‌های کاری و زمان‌بندی‌های شما را داشته باشد (مثلا ابزار مدیریت فعالیت Outlook.)

    حواس‌تان به موعدهای زمانی (Deadline) انجام کارها باشد.

    یاد بگیرید که به خودتان و دیگران “نه” بگویید!

    هدف‌تان را انجام دادن زودتر کار نسبت به موعد زمانی مقرر بگذارید (این‌طوری شاید سر وقت کار را تمام کردید!)

    برای از فعالیت‌های روزانه‌ی خود زمان‌بندی داشته باشید.

    یک ساعت را جایی بگذارید که راحت آن را ببینید.


ادامه نوشته

دانستنی ها ی کاربردی : استیفن کاوی


او توانمند مي سازد و خواننده را با روشهاي بهبود عادات زندگي خود آشنـــا مي كند. او اصول اساسي اثربخشي و بهره وري انسانها و سازمانها را در قالب اصول هفت عادت كه منطبق بر قوانين طبيعي است عرضه مي كند. كاوي مبلغ و مفسر پارادايم اصول محور و نگرش مبتني بر منش، اصول و رويكرد از درون به برون است. او معتقد است انسان بايد با يك وجدان آگاه، خاضعانه قوانين طبيعي را بپذيرد، از زيربار مسئوليت شانه خالي نكند، اثرگذار باشد، با آفرينش تصوير ذهني براي هر طرح، رويدادهاي آينده زندگي خود را رقم زند و كارهاي مهم و ضروري را در اولويت قرار دهد.
در اين صورت است كه با رشد يك وجدان بيدار و خودآگاهي متعهد او مي تواند در ارتباط با ديگر انسانها به تفاهم برسد، آنان را درك كند، تفكر برنده - برنده داشته باشد و با همكاري خلاقانه به هم افزايي برسد. توصيه و تاكيد مهم او اين است كه اين همه در پرتو بازسازي و بهبود مستمر و تجديد متوازن قوا و به تعبير او تيزكردن اره وجود خود در ابعاد مختلف ميسر است. رهبران و سازمانهاي موردنظر كاوي را انسانهايي تشكيل مي دهند كه به يكپارچگي وجود رسيده اند و فهم و برداشت آنها از جهان، منش آنان را به گونه اي شكل داده كه گرايشها و رفتارهاي موثر و مثبت دارند.

معروفترين كتاب شما كه شهرت جهاني دارد هفت عادت مردمان موثر است. چرا عدد هفت؟
كاوي : هيچ دليل خاصي وجود ندارد. برحسب تصادف سه عادت پيروزي شخصي يعني آزادي انتخاب و تصميم و عمل به سه عادت پيروزي عمومي يعني احترام و درك و آفرينش مقدم است و عادت هفتم هم كه براي احياء و بازسازي بقيه اصول است تعداد آنها را به هفت مي رساند.
مشخصه مهم و متمايز اين هفت عادت چيست؟

- هفت عادت حاوي بسياري از اصول اساسي براي كارايي انسان است. اين عادتها بنياني و اصلي اند و نمايانگر دروني شدن اصول درستي كه پايه و اساس موفقيت و خوشبختي پايدارند. اين هفت عادت به سطح تفكر تازه اي مي پردازد. به نگرشي مبتني براصول، مبتني بر منش، و نگرشي از درون به بيرون براي موثر واقع شدن در مسايل شخصي و ارتباط متقابل. هفت عادت يك پارادايم اصول محور است. اصول خطوط راهنماي انسان هستند. البته درك اين اصول آسان اما اجراي مداوم آن بسيار دشوار است. اين اصول از عقل سليم سرچشمه گرفته و انجام آنچه عقل سليم بر آن تاكيد دارد هميشه آسان نيست.


ادامه نوشته

3000 +  سه هزارمین پست مدیرسرا :  اگر نمی‌خواهید بیمار شوید...


اگر نمی‌خواهید بیمار شوید
احساساتتان را بیان کنید.
هیجانات و احساساتی که سرکوب یا
پنهان شده باشند به بیماری‌هایی
نظیر ورم معده، زخم معده، کمر درد
و درد ستون فقرات منجر می‌شوند.
سرکوبی احساسات به مرور زمان حتی
می‌تواند به سرطان هم بیانجامد.
در آن زمان است که ما به سراغ یک
محرم می‌رویم و رازها و خطاهای
خود را با او در میان می‌گذاریم!
گفتگو، صحبت کردن، کلمات وسیله درمانی قدرتمندی هستند.


اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛
تصمیم‌گیری کنید.
افراد دو دل و مردد دچار دلهره و
اضطراب هستند. دو دلی و بی‌تصمیمی
باعث می‌شود که مشکلات و
نگرانی‌ها روی هم انباشته شوند.
تاریخ انسان بر اساس
تصمیم‌گیری‌ها ساخته شده است.

تصمیم‌گیری دقیقاً به معنی
چشم‌پوشی آگاهانه از بعضی مزایا و
ارزش‌ها برای به دست آوردن بعضی دیگر است.
افراد مردد در معرض بیماری‌های
معدی، دردهای عصبی و مشکلات پوستی
قرار دارند.


ادامه نوشته

برنامه ریزی توسعه فردی


من کجاهستم؟: ارزشهای من چیست؟، چگونه من از کار خود راضی می شوم، چونه کارم نیازهایم را برآورده می سازد، در صورت تمایل به ایجاد تغییر، چگونه می توانم آن را ایجاد کنم، من دوست دارم چه شخصیتی داشته باشم.
کجا می خواهم باشم؟:آیا من می خواهم به یک سازمان جدید منتقل شوم، آیا می خواهم کارم را غنی کنم، آیا می خواهم مهارتهای خود را توسعه دهم؟.
چگونه می خواهم به مقصد مورد نظر خود برسم؟: چه دانش و مهارتی را من دارا هستم، نقاط قوتم در انجام کارهای جاری و آینده ام چیست، موانع احتمالی عدم تحقق اهدافم چیست، من چگــونه می توانم بر موانع غلبه کنم؟


ادامه نوشته

چگونه از شغلی که دوست ندارید، لذت ببرید


گاهی اوقات خودتان می‌دانید شغلتان مناسب شما نیست. شاید در زمینه مناسبی کار نمی‌کنید، از کار لذت نمی‌برید، احساس می‌کنید در محاصره همکاران غیرقابل اعتماد گرفتار شده‌اید یا یک ريیس نالایق دارید. اغلب افراد به شما توصیه می‌کنند به دنبال کاری باشید که برای شما مناسب‌تر باشد.

اما شاید این مساله امکان پذیر نباشد. شاید به دلایل مختلفی نتوانید کارفعلی را ترک کنید: دلایل اقتصادی، تعهد به خانواده و نبودن فرصت‌های کافی در زمینه کاری شما. پس زمانی که در یک شغل گرفتار شده اید چه کاری باید انجام دهید؟

افراد خبره چه می‌گویند
گرچن اسپریتزر، استاد مدیریت و سازمان‌ها در دانشکده بازرگانی میشیگان معتقد است اغلب مردم زمانی از شغل خود ناراضی هستند که این شغل هیچ معنا یا هدفی برای آنها ندارد، فرصت یادگیری ‌اندکی به آنها می‌دهد و در پایان روز احساس می‌کنند همه انرژی خود را از دست داده‌اند.
اگر به هر دلیلی احساس ناخرسندی می‌کنید، نباید فکر کنید که باید آن را بپذیرید یا از شغل خود دست بکشید. حتی اگر می‌توانید شغل دیگری پیدا کنید، باز هم شاید ماندن در شغل فعلی بهترین انتخاب باشد. ایمی رزسنیوسکی به عنوان استادیار رفتار سازمانی دانشکده مدیریت ییل می‌گوید: «جست‌وجو برای یک شغل و تغییر آن موضوع کوچکی نیست. تغییر یک شغل به‌اندازه مزیتی که ایجاد می‌کند برای حیات حرفه‌ای یک فرد و درآمد او، هزینه نیز در بردارد». خوشبختانه بیش از آنچه فکر می‌کنید، راه‌حل برای ماندن در یک شغل وجود دارد. او می‌گوید: «اغلب فضاهایی برای حرکت و تغییر وجود دارد که افراد مایل نیستند آن را ببینند» در اینجا توضیح می‌دهیم که چگونه می‌توان از یک موقعیت شغلی نامناسب بیشترین مزیت را به دست آورد.


ادامه نوشته

کوله‌پشتی زندگی‌


تصور کنید در حال راه رفتن هستید و از فرط خستگی نفس‌نفس می‌زنید. کسی از شما می‌پرسد: «چرا این‌طور نفس‌تان به شماره افتاده؟» و شما پاسخ می‌دهید: «اگر یک داروی مقوی و انرژی‌زا باشد که من بخورم، دوباره سرحال می‌شوم.» اما آن شخص که اتفاقا فرد بینا و خردمندی است، نگاهی به شما می‌اندازد و با محبت می‌گوید: «احتیاجی به دارو و مواد انرژی‌زا نیست. کافی است بار کوله‌پشتی‌ات را کمی سبک کنی!» اما بار کوله‌پشتی زندگی ما چیست؟ در این مقاله قصد دارم این موضوع را قدری باز کنم و یک تمرین عملی را شرح بدهم که بسیار کمک خواهد کرد بارهای اضافۀ کوله‌پشتی زندگی‌تان را بیرون بیندازید.

ما همه دوست داریم به‌نوعی خوب جلوه کنیم، دوست داریم بهترین چیزهایی را که در ظاهر و باطن داریم ارائه کنیم؛ مثل مغازه‌داری که بهترین جنس‌هایش را در ویترین می‌گذارد تا توجه مشتریان را جلب کند. ما هم مثل آن مغازه‌دار، بر اساس غریزه چنین کاری می‌کنیم. همیشه سعی می‌کنیم زیباترین بخش‌های وجودمان را ابراز کنیم و به نمایش بگذاریم تا بیشترین جلب توجه، احترام و اعتماد را از دیگران بگیریم. این امر کاملا طبیعی است و کار درستی هم هست؛ البته به شرطی که در حد اعتدال و با نیت خیر انجام شود.


ادامه نوشته

داستان زندگی احد عظيم‌زاده ؛ بزرگترین تاجر فرش ایران


من احد عظيم‌زاده هستم. در 10 آذر 1336 در ده اسفنجان در شهرستان اسكومتولد شدم. هفت ساله بودم كه پدرم را از دست دادم و يتيم شدم. امكانات مالي‌مان اجازه نمي‌داد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به كلاس اول مجبور شدم پشت دار قالي بنشينم و قاليبافي كنم. تا 13 سالگي روزها قالي مي‌بافتم و شب‌ها درس مي‌خواندم. چاره‌اي نبود، وسع مالي ما جز اين اجازه نمي‌داد. خاك خوردم و زحمت بسيار كشيدم. در سال 2بار بيشتر نمي‌توانستيم برنج بخوريم. يك بار روز 21 ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبه‌سوري. آرزوداشتم يا خلبان شوم يا پولدار و براي رسيدن به اين آرزوها بسيار زحمت كشيدم. كارم را با به دوش كشيدن پشتي و قالي‌هاي كوچك و بردن آن از اسفنجان يا اسكو براي فروش آغاز كردم. در آغاز كار از هركدام از آنها يك يا دو تومان (نه هزار يا 2هزار تومان) سود مي‌كردم. پنج سال اينچنين سخت كار كردم. بسيار دشوار بود. اما پشتكار و اعتقاد به هدف با توكل به خدا تحمل سختي‌ها را آسان مي‌كرد. در 18 سالگي توانستم 20 هزار تومان پس‌انداز كنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا اين‌كه مجبور به ترك تحصيل شدم.
غصه يتيمي چون باري سنگين به دوشم بود. (بغض مي‌كند) يتيم هيچ‌كس را ندارد. كارمند، كارگر، بانكي، كاسب و هركس ديگري شب كه به خانه‌اش مي‌رود دستي به سر و روي بچه‌اش مي‌كشد. اما يتيم اين محبت بزرگ را ندارد. شب‌ها، شب‌هاي جمعه پاهايش را در بغل مي‌گيرد و به انتظار مي‌نشيند. در انتظار آن كس كه دستي به سرش بكشد ...


ادامه نوشته

اول علاقه یا پــــــــول ؟



-مارك البيون در كتاب خود تحت عنوان  «ساختن زندگي و امرار معاش» ، درباره يك مطالعه آشكاركننده از سوداگراني مي نويسد كه دو مسير كاملا متفاوت را پس از فراغت از تحصيل دانشگاهي طي كرده اند.
 
وي چنين مي گويد:يك بررسي از فارغ التحصيلان دانشكده بازرگاني، سابقه 1500 نفر را از سال 1960 تا سال 1980 مورد مطالعه قرار داده است. در آغاز، فارغ التحصيلان به دو گروه تقسيم شدند.
 
گروه الف: كساني بودند كه گفته بودند مي خواستند اول پول درآورند تا بعداً هر كار خواستند بكنند. يعني اول مشكلات مالي خود را حل و فصل كنند، بعداً به امور ديگر زندگي بپردازند.
 
گروه ب : شامل كساني بود كه ابتدا به دنبال علاقه واقعي خود بودند و اطمينان داشتند كه پول عاقبت خود به دنبال آن مي آيد.
 
چه درصدي در هر گروه وجود داشت؟ از 1500 فارغ التحصيل در مطالعه مورد نظر، كساني كه در گروه الف « اول پول» بودند 83 درصدكل يا 1245 نفر را تشكيل مي دادند. گروه ب « اول علاقه واقعي» يعني خطرپذيرها جمعاً 17 درصد يا 255 نفر بودند.
 
پس از بيست سال 101 نفر ميليونر در كل اين دو گروه به وجود امده بود كه يك نفر از گروه «الف» و 100 نفر از گروه «ب» بودند …



سـي کـار 30 ثانیـه ای بـرای داشتـن زندگـی بهتـر


رفتار و طرز برخورد ، شالوده و پایه ی موفقیت است. یک انسان سخاوتمند با رفتار و منشی مثبت مطمئناً کامیاب خواهد شد.
اگر رفتارتان را تغییر دهید ، ادراکتان ، اعمالتان ، و زندگی تان را تغییر داده اید و با تغییر تک تک زندگی ها ، دنیا تغییر خواهد کرد.
در ایـن مقالـه ۳۰ نـوع کـار را عنـوان می کنیـم کـه هـر کـدام فقـط ۳۰ ثانیـه زمـان می بـرد.
تصور کنید اگر میلیون ها یا بیلیون ها انسان روی زمین اگر فقط یکی از این کارها را انجام بدهند ، دنیا چطور تغییر می کرد؟
به همین خاطر سعی کردیم راه های جدیدی برای رشد و پیشرفت شخصی به رایتان عنوان کنیم که می توانید در کمتر از ۳۰ ثانیه آن ها را انجام دهید.
۱-تُن صدایتان را تغییر دهید. برای ۳۰ ثانیه سعی کنید نرم تر، آرام تر، و کمی خوشایندتر صحبت کنید.
با نتایج شگفت انگیزی روبه رو خواهید شد. آیا می دانستید وقتی با صدای نرم تر و آرام تر به بچه ها دستور بدهید ، نسبت به اینکه سرشان داد بزنید، تأثیر بیشتری خواهد داشت؟
اگر در کار خسته شده اید، حتی فقط برای ۳۰ ثانیه سعی کنید لحن صدایتان را آرام تر کنید ، شاید زودتر به نتیجه رسیدید!
۲-ایده های قدیمیتان را به یاد آورده و دوباره آن ها را از سر گیرید. برای ۳۰ ثانیه ، ایده قدیمیتان را دوباره امتحان کنید.
آیا این ایده ی یک اختراع ، یک پروژه کاری ، یا کاری بوده که به نظرتان خسته کننده می آمده؟ یکی از آن کارها را انتخاب کرده و یک بار دیگر امتحانش کنید. تصور کنید اگر همه ی آدم ها اینقدر جرات داشتند که از نبوغ خدادادی در جهت استعدادهایشان بهره گیرند چه می شد؟ می دانید چه چیزهای جدیدی در دنیا ابداع می شد؟
۳-  برای۳۰ ثانیه به یک نفر یک فرصت دوباره بدهید.
یک بار دیگر به حرف هایش گوش دهید یا یک بار دیگر به او فرصت دهید شاید که تغییر کرده باشد.
۴-به فرزندانتان بگویید «دوستتان دارم» و «به شما افتخار می کنم.»
به چشم هایشان نگاه کنید ، و به آن ها نشان دهید که چقدر به رایشان ارزش قائلید.
تصور کنید اگر همه ی والدین ۳۰ ثانیه در روز هم که شده به فرزندانشان اطمینان خاطر می دادند ، دنیا چه تغییری می کرد.
۵-دفعه ی بعدی که منتظر خشنودی آنی یا چیزی بودید که نمی توانید در همان لحظه داشته باشید ، برای آنچه که در حال حاضر دارید ، ۳۰ ثانیه از خدا تشکر و قدردانی کنید. این کار باعث تغییر رفتارتان خواهد شد.
۶-۳۰ثانیه محکم تر و صاف تر بایستید، و سرتان را بالاتر بگیرید.
در چشم های دیگران نگاه کنید و با اطمینان بیشتر راه بروید. ببینید چه احساس خوبی دارد.
۷-کاری را که قبلاً از انجام آن دست کشیده اید و نیمه رها کرده اید را انتخاب کنید که امروز انجامش دهید.
۳۰ ثانیه بیشتر طول نمی کشد که برای انجام کاری تصمیم بگیرید.
قولتان را پیش خودتان نگه دارید و مطمئن باشید که حتماً انجامش خواهید داد.
۸-به هم ریختگی هایی که کس دیگری ایجاد کرده را تمیز و مرتب کنید.


ادامه نوشته

راز های  سلامتی


سلامتی:

1- آب فراوان بنوشید.
2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید..
3- بیشتر از سبزیجات استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.
4- بااین 3 تا E زندگی کنید:
 Energy  
Enthusiasm         (شورواشتیاق)
Empathy             (دلسوزی و همدلی).
5- از ورزش کمک بگیرید.
6- بیشتر بازی کنید.
7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.
8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.
9- 7 ساعت بخوابید.
10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.
 
شخصیت:
11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.
12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.
13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.
14- خیلی خود را جدی نگیرید.
15- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.
16- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.
17- گذشته را فراموش کنید.. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.


ادامه نوشته

فرصت رو از دست نده  


تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که بانک هرروز صبح یک حساب برات باز می کنه و توش هشتاد و شش هزار و چهارصد دلار پول می گذاره ولی دوتا شرط داره. یکی اینکه همه پول را باید تا شب خرج کنی، وگرنه هرچی اضافه بیاد ازت پس می گیرند. نمی تونی تقلب کنی و یا اضافهٔ پول را به حساب دیگه ای منتقل کنی. هرروز صبح بانک برات یک حساب جدید با همون موجودی باز می کنه. شرط بعدی اینه که بانک می تونه هروقت بخواد بدون اطلاع قبلی حسابو ببنده و بگه جایزه تموم شد. حالا بگو چه طوری عمل می کنی؟»


ادامه نوشته

همه فواید دانستن ۲ زبان


اگر دو یا چند زبانه باشید، مغز شما می تواند بگوید ممنونم، thankyou، gracias، merci، arigato. اما منفعت های دانستن زبان خارجی فقط در همین نکته ها خلاصه نمی شود.دوزبانه بودن مختص به سن خاصی نیست، از خردسالی گرفته تا دوران میانسالی. دانستن زبان های خارجی می تواند، باعث بالا رفتن توجه، تمرکز، فعالیت مغز و حافظه شود. علاوه بر این، برخی از تحقیقات نشان داده اند، افراد دوزبانه دیرتر دچار اختلالات مغزی مثل «آلزایمر» می شوند.

● مغزتان را مثل یک کامپیوتر کنید
مغز یک فرد دوزبانه مانند رادیویی است که به طور همزمان ۲ کانال را پخش می کند. ممکن است که در حال صحبت کردن به یک زبان باشید اما مغزتان همیشه آماده است تا از زبان دوم تان نیز استفاده کنید.
به لطف این کارایی دوجانبه، مغز در دسته بندی اطلاعات، تمرکز روی مسائل مورد نیاز و اجتناب از مسائل نامربوط بسیار ورزیده خواهد شد. براساس تحقیقات انجام شده دوزبانه بودن قابلیت تمرکز و توجه را در افراد بالا می برد. همچنین حافظه کوتاه مدت را نیز تقویت می کند (گنجایش نگهداری اطلاعات در مغز برای استفاده لحظه ای).


ادامه نوشته

هوش عاطفی‌( هیجانی ) چیست ؟


 " علم به این که احساسات شما چیست و چگونه باید از آن ها در جهت تصمیم گیری به نحو احسن استفاده کنید می گوید :
     هوش عاطفی، توانایی برای مدیریت اضطراب و کنترل تنش ها و انگیزه، امیدواری و خوش بینی در مواجهه با موانع در راه رسیدن به هدف است.
    هوش عاطفی، در حقیقت راهی است برای زیرک بودن.
    هوش عاطفی، همدلی است، درک این که اطرافیان شما چه احساسی دارند.
    هوش عاطفی، یک نوع مهارت اجتماعی است، همراهی با مردم، مدیریت عواطف و احساسات در روابط و توانایی ترغیب و رهبری دیگران. "
 هوش عاطفی یا هوش اجتماعی شامل 4 مهارت است :
خود ( Self )
دیگران (Others  )
آگاهی (Awareness )
اقدام ( Action)
که با ترکیب این ها, مؤلفه های بنیادی هوش عاطفی به دست می آید .


ادامه نوشته

هنر فروش ...

 
يك پسر تگزاسي براي پيدا كردن كار از خانه به راه افتاده و به يكي از اين فروشگاهاي بزرگ كه همه چيز مي فروشند (Everything Under a Roof) در ايالت كاليفرنیا رفت.
مدير فروشگاه به او گفت : يك روز فرصت داري تا به طور آزمايشي كار كرده و در پايان روز با توجه به نتيجه كار در مورد استخدام تو تصميم ميگيريم.
در پايان اولين روز كاري مدير به سراغ پسر رفت و از او پرسيد كه چند مشتري داشته است ؟

پسر پاسخ داد كه يك مشتري

مدير با تعجب گفت: تنها يك مشتري ...؟ بي تجربه ترين متقاضيان در اينجا حدقل 10 تا 20 فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است ؟

پسر گفت: 134,999.50 دلار

مدير تقريبا فرياد كشيد : 134,999.50 دلار .....؟
مگه چي فروختي ؟

پسر گفت : اول يك قلاب ماهيگيري كوچك فروختم، بعد يك قلاب ماهيگيري بزرگ، بعد يك چوب ماهيگيري گرافيت به همراه يك چرخ ماهيگيري 4 بلبرينگه. بعد پرسيدم كجا ميريد ماهيگيري ؟ گفت : خليج پشتي
من هم گفتم پس به قايق هم احتياج داريد و يك قايق توربوي دو موتوره به او فروختم.
بعد پرسيدم ماشينتان چيست و آيا ميتواند اين قايق را بكشد؟ كه گفت هوندا سيويك
من هم يک بليزر  دبليو دي4 به او پيشنهاد دادم كه او هم خريد

مدير با تعجب پرسيد : او آمده بود كه يك قلاب ماهيگيري بخرد و تو به او قايق و بليزر فروختي ؟
 
پسر به آرامي گفت : نه ، او آمده بود يك بسته قرص سردرد بخرد كه من گفتم
بيا براي آخر هفته ات يك برنامه ماهيگيري ترتيب بدهيم، شايد سردردت بهتر شد !

همه چیز به نگاه تو بر میگرده !


خانومي صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود
با خودش گفت: "هممم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "و موهاشو بافت
و روز خوبی داشت!

فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود
"هممم! امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت
...
پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود
"اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد !

روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!!
فریاد زد
ایول!!!! امروز درد سر مو درست کردن
 ندارم!


همه چیز به نگاه تو بر میگرده ! هر کسی داره با زندگیش میجنگه

ساده زندگی کن ،
جوانمردانه دوست بدار ،
 و به فکر دوست دارانت باش

مهمترین وظیفه انسان


 
مهمترین وظیفه انسان از نظر علامه طباطبایى
 
ما کارى مهم‌تر از خودسازى نداریم

"ابدیت"؛ هستیم که هستیم.

"انما تنتقلون من دار الى دار"

 انسان از بین رفتنى نیست، باقى و برقرار است، منتها به یک معنا لباس عوض مى‌کند.

لبــخـــند بزنيد

 

لبخند جذابتان می کند
همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم.. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم

لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد
دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند

لبخند مسری است
لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید

 

ادامه نوشته

تحقیقات بازار

 

ايران به عنوان کشوري در درون نظام جهاني، پس از انقلاب شاهد تغييرات وسيعي در نظام اقتصادي خود بوده است. اين گونه تغييرات محيطي، فرصتها و تهديداتي را براي توليد کنندگان ايراني به وجود آورده است. ديگر نمي‌توان به روشهاي قديمي بازرگاني متکي بود و در بلند مدت، شرکت‌هايي در بازار موفق خواهند شد که از منابع بازاريابي بهره‌برداري بهينه کنند. بازاريابي جديد، شناسايي و سنجش نيازها، خواسته‌ها، سليقه‌ها، و اولويتهاي برآورده نشده مشتريان آغاز مي‌شود و پس از انتخاب بازار يا بازارهاي هدف و در نظر گرفتن ويژگيهاي مشتريان، با نگرشي دقيق، در زمينه محصول، قيمت، توزيع و ترفيع فروش، سياستهايي تنظيم مي‌شود. در بازاريابي نوين خدمت به مشتريان هدف اصلي است.
از آغاز دهه 1990 اين اتفاق نظر بين صاحبنظران جهان حاصل شده که:
1- سازمانهاي مشتري گرا و بازارگرا موفقترند.
2- موفقيت رقابتي در زمينه بازاريابي به شناخت درست بازارها، مشتريان و رقيبان بستگي دارد.
3- منبع اصلي شکست سازمانها نداشتن شناخت کافي از مصرف کنندگان و بازارها مي‌باشد.

 

ادامه نوشته

برنامه ریزی برای آینده، پیش بینی یا آینده نگاری؟

 

با افزایش تغییرات و دگرگونی ها در سال های آخر هزاره دوم و ظهور پیاپی مسائل جدید در جامعه جهانی، اتکا به روش های برنامه ریزی مبتنی بر پیش بینی، جوابگوی نیاز مدیریت های کلان کشورها نبود و سایه سنگین عدم قعطیت ها و ظهور رویدادهای ناپیوسته و شگفت انگیز، وضعیت را به گونه ای دگرگون کرده بود که پیش بینی آینده در دنیای پرتحول برای برنامه ریزان، امری مشکل به نظر می رسید. عدم توانایی در پیش بینی دقیق آینده و همچنین پیچیدگی های ناشی از تغییرات روزافزون باعث شد تا محققان از قابلیت های دانش نوظهور آینده پژوهی بهره برده و آینده نگاری را وارد بطن فعالیت های برنامه ریزی و پیش بینی تحولات علمی و تکنولوژی بکنند.

این رویکرد در عرصه مطالعات آینده به سرعت در میان کشورها گسترش یافت و با گذشت کمتر از دو دهه، عرصه های مختلف علوم را نیز در نوردید. ولی در این میان علوم انسانی و اجتماعی که می توانست مبانی فلسفی و نظری مطالعات آینده را شکل داده و سایر علوم پایه و فنی و مهندسی را در دایره شمول آینده نگاریهای خود قرار دهد از موضوع به دور مانده و در حاشیه قرار گرفته است.در این خصوص تحرک در شاخه های علوم انسانی و اجتماعی و تلاش برای هدایت مطالعات کلان آینده ضروری است. از طرف دیگر در عرصه برنامه ریزی شهری و منطقه ای به عنوان یکی از شاخه های علوم انسانی و اجتماعی که مبتنی بر پیش بینی آینده است لزوم تغییر رویکرد از پیش بینی به آینده نگاری ضرورتی اجتناب ناپذیر است و هم اکنون فرایند مطالعات شهری و منطقه ای نیازمند مهندسی مجدد جهت استفاده از رویکرد آینده نگاری در این فرآیند است. چه بسا بسیاری از مسائل و مشکلات به وجود آمده در مراحل اجرای طرح های شهری و منطقه ای به دلیل اتکا به پیش بینی و عدم جامع نگری در مورد تأثیر پیشرفت های آینده بر حل مشکلات جامعه، برنامه های توسعه آینده را در مرحله عمل با مشکل اساسی مواجه ساخته است.بر همین اساس این مقاله سعی دارد ضمن معرفی رویکرد آینده نگاری و آینده پژوهی با نقد فرآیند برنامه ریزی موجود در مطالعات شهری و منطقه ای، ضرورت استفاده از رویکرد آینده نگاری را در فرایند انجام مطالعات شهری و منطقه ای مورد بررسی قرار دهد.

 

ادامه نوشته