رفتار ما در کمبود مرغ و رفتار پیرزن المانی

 
یکی از دانشجویان قدیمی که سال ها قبل در آلمان درس می خواند ، تعریف می کرد که در مقطعی یک کالا - احتمالاً روغن یا برنج (خطا از نویسنده است) دچار کمبود و گرانی شد.
رادیو و تلویزیون اعلام کردند که در فلان فروشگاه ها ، این کالا را به قیمت ارزان عرضه می کنند تا کسانی که بنیه مالی مناسبی ندارند ، از این فروشگاه ها خرید کنند.
من و دوستانم ، به همان سبک و سیاق ایرانی ، فرصت را مغتنم شمردیم و به چند فروشگاه مراجعه کردیم و از هر کدام به اندازه سهمیه ای که می دادند ، خریدیم و به خانه مان که در آن مستأجر بود ، بازگشتیم

هنگام ورود ، صاحبخانه را که پیرزنی 80 ساله بود دیدیم. نگاهی به کیسه هایی که در دست داشتیم کرد و پرسید: این ها چی هستند؟
با شور و شوق برایش از زرنگی مان گفتیم و به او هم آدرس فروشگاه ها را دادیم و اعلام آمادگی کردیم که اگر بخواهد ،فردا برای او هم خرید ارزان کنیم.
پیر زن آلمانی به حرف هایمان گوش داد و سپس گفت: فردا به جای خرید برای من ، خانه مرا تخلیه کنید و از اینجا بروید!

با تعجب علت را پرسیدیم ؛ گفت: شما با این خریدهای مازاد بر نیازتان ، به جامعه آلمان خیانت کردید ؛ خانه من جای خیانتکاران نیست. 


حاکمیت شرکتی در سازمان‌های مادر تخصصی


تشکیل شرکت‌های مادر تخصصی و به دنبال آن، مسائل مربوط به تفکیک مالکیت از مدیریت، در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در سطح جهانی مطرح شد. به دنبال آن موضوع حاکمیت شرکتی از دهه 1990 در کشورهای صنعتی پیشرفته جهان نظیر انگلستان، استرالیا و برخی کشورهای اروپایی مطرح شد. سابقه این امر به گزارش معروفی به نام (Cadbury report) بر می‌گردد که در سال 1992 منتشر شد و در این گزارش به برقراری سامانه کنترل داخلی و حسابرسی داخلی تأکید زیادی شده بود. بعدها در افشای ماجرای انتخابات واترگیت در آمریکا و همچنین اجرای تقلب در بازار سرمایه آمریکا در سال 2001 تصویب قانونی به نام (ساربنز آکسلی) یا همان حاکمیت شرکتی صورت گرفت.
در ایران نیز هر چند از اوایل دهه 1340 بورس اوراق بهادار تأسیس شد و در قانون تجارت و به ویژه در لایحه اصلاحی اسفند ماه 1347 در موارد مرتبط با نحوه تأسیس و اداره شرکت‌ها تا حدودی مطرح شده بود، ولی موضوع حاکمیت شرکتی با مفهوم کنونی آن، در چند سال اخیر به طور اخص طرح موضوع شد و نخستین بار در کنفرانس ملی (بازار سرمایه، موتور محرک توسعه اقتصادی ایران)، در هفتم آذر ماه 1383 مطرح شد. پس از آن در سمینارهای مختلفی نظیر (گزارشگری مالی و تحولات پیش رو) و (نظام حاکمیت شرکتی و حسابرسی داخلی) به ترتیب در هشتم دی ماه 1383 و اول آذر ماه 1384 در مرکز همایش‌های رازی به همت انجمن حسابداران خبره ایران ارائه شد. همچنین در اواخر سال 1383 مرکز تحقیقات و توسعه بازار سرمایه سازمان بورس اوراق بهادار، دست به انتشار ویرایش اول آئین‌نامه حاکمیت شرکتی زد که در پایگاه اطلاع‌رسانی بورس اوراق بهادار در دسترس است


ادامه نوشته

باختی



ميدانى چرا باختى؟!

 

چون وقتى خواستى من ببازم،

يادت رفت من يارت بودم نه حريفت !!!


خودستایی


مقاله زیر از “برتراند آرتور ویلیام راسل” فیلسوف، منطق‌دان، ریاضی‌دان، مورخ، جامعه شناس و فعال صلح طلب بریتانیایی قرن بیست است که به وسیله ابراهیم اسکافی به فارسی ترجمه شده است.
برتراند راسل در تاریخ هجدهم می ۱۸۷۲ دیده به جهان گشود و در دوم فوریه ۱۹۷۰ بر اثر آنفلوانزا در در ولز درگذشت. بنا به وصیت برتراند، جسدش را سوزانند و خاکسترش را روی کوههای ولز ریختند.
در ۱۸۷۴ وقتی راسل تنها چهار سال داشت، مادرش را بر اثر دیفتری از دست داد. مدت کوتاهی پس از آن خواهرش راشل که از خودش چهار سال بزرگتر بود، درگذشت. تنها دو سال بعد در ۱۸۷۶ پدر راسل بر اثر برونشیت از دنیا رفت. 
او در اتوبیوگرافی اش نوشت که در نوجوانی، عمده علایق او را سکس، فلسفه دین و ریاضیات تشکیل می داده اند و تنها عاملی که از خودکشی اش بر اثر رنج از دست دادن عزیزان در خردسالی جلوگیری می کرده، شوق به فراگیری هر چه بیش تر ریاضیات بوده است.


ادامه نوشته

فاطمه مقیمی ثروتمندترین زن ایرانی


چندی پیش در سایت‌های خبری فهرستی از میلیاردرهای ایرانی منتشر شد؛ فهرستی که سی ثروتمند ایرانی را به همه معرفی می‌کرد. در این فهرست سی نفره تنها نام یک زن به چشم می‌خورد؛ سیده فاطمه مقیمی۵۲ ساله.

وی در این فهرست با یک رتبه پائین‌تر از اسدالله عسگر اولادی هشتمین میلیاردر ایرانی و ثروتمندترین زن ایران معرفی شده بود.
او رئیس یک شرکت حمل‌ونقل بین‌المللی و رئیس شورای بانوان بازرگان، اتاق بازرگانی تهران است. سمت‌های دیگری هم دارد و چند سالی هم در انجمن زنان مدیر کار آفرین فعال بوده است. اما بیش از همه این سمت‌هایش خود را یک کار آفرین می‌داند.
او از تبعات اعلام میلیاردر اعلام شدنش سخن می‌گوید و از تماس‌هایی که بعد از انتشار این فهرست با او گرفته شده تا برخی از دوستانش که بعد از اعلام این خبر برای همیشه ارتباط شان را با او قطع کرده‌اند:


ادامه نوشته

ریسک شش میلیاردی با ششصدهزار تومان


وقتی بچه بودم، مادر بزرگم قهرمانم بود چون یک زن مقتدر بود و در همه چیز پیروز بیرون می‌آمد. مادرم چنین حالتی را نداشت و بیشتر مطیع بود و سعی می‌کرد رضایت همه را جلب کند. من این اقتدار مادربزرگ را دوست داشتم.
البته خودم درکار و زندگیم انعطاف‌پذیری زیادی دارم و اتفاقا بخشی از موفقیت‌هایم را به علت این انعطاف‌پذیری می‌دانم چون وقتی انعطاف‌پذیری یک نفر بالاست می‌تواند با شخصیت‌های مختلف ارتباط خوبی برقرار کند، بنابراین طیف افرادی که می‌شناسد بالا می‌رود در حالی که اگر انعطاف‌پذیری آدم پایین باشد با طیف کمتری از افراد می‌تواند ارتباط برقرار کند. وقتی با قشر زیادی از آدم‌ها ارتباط برقرار می‌کنید، همین آدم‌ها هستند که موجبات موفقیت شما را فراهم می‌کنند. آدمی که به نظر شما خیلی کوچک می‌آید، بعد از دو سال ممکن است به یک انسان مقتدر تبدیل شود و ارتباط با او برای شما یک فرصت باشد. اکثر ما ایرانی‌ها غروری داریم که باعث می‌شود ارتباطات درست انسانی ما خوب شکل نگیرد. من خودم این حالت را ندارم و از انعطاف نتایج خوبی گرفتم. با همه اینها من طرفدار مادربزرگم بودم که یک زن قدرتمند بود. البته مادربزرگ هم یک زن مهربان بود با این حال با قدرت زبان و تحلیل، جلوی هر کسی که می‌خواست به او ظلم کند می‌ایستاد. او با قدرت کلمات و بیان این کار را می‌کرد.


ادامه نوشته

چه رنجی...


چه رنجی است لذت ها را تنها بردن

و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن

و چه بدبختی آزاردهنده ای است

تنها خوشبخت بودن!   


دکتر علی شریعتی  


رهبري از طريق يادگيري دستورالعمل‌هاي جديد براي قرن بيست و يكم


هزاره پيشين، دو انقلاب ارتباطي از خود بر جاي گذاشت كه به سرعت فراگير شد و شيوه يادگيري و زندگي در جهان را تغيير داد. اولين انقلاب، اختراع ماشين چاپ توسط گوتنبرگ در 1440 بود و دومي، ظهور تكنولوژي كامپيوتر و اينترنت در پايان اين هزاره. اولين انقلاب ارتباطي، تغيير پارادايم را تسريع كرد، دسترسي به دانش را براي همگان در جهان ميسر ساخت و تأثيراتي شگرف در آموزش به‌وجود آورد. انقلاب دوم نيز همين كار را در سطحي وسيع‌تر كرد و با از بين بردن بسياري از مفروضات مربوط به سازمان‌ها، يادگيري و رهبري را تحت‌تأثير قرار داد.

در هزاره جديد، سازمان‌ها بويژه آن دسته كه در حوزه تجارت و صنعت فعاليت مي‌كنند، در مي‌يابند كه آنچه در گذشته مؤثر بوده، الزاماً موفقيت در زمان حال را تضمين نمي‌كند. آنها بيش از پيش به يادگيري سازماني و قابليت‌هاي آن در نوآوري و خلاقيت، پاسخگويي سريع به محيط غيرقابل پيش‌بيني و تغييرات داخلي براي حفظ بهبودمستمر، توجه مي‌كنند.

رهبران و اعضاي سازمان‌هايي كه وارد يادگيري سازماني مي‌شوند، به چه مهارت‌ها و دانشي نياز خواهند داشت؟ در اين مقاله، چهار موضوع مطرح مي‌شود:

1 . رهبري، زماني تجلي مي‌يابد كه سازمان، مهارت‌ها و ارزش‌هاي مرتبط با يادگيري سازماني را بين تمامي اعضا توسعه دهد.


ادامه نوشته

تاريخچه و سير تكاملي ERP


سیر تکاملی نرم افزار ERP، از یک سو به شدت متأثر از سیر تکاملی سخت افزارها و نرم افزار های کامپیوتری و از سوی دیگر متأثر از تحولات صورت گرفته در زمینه ی مدیریت سازمانها و محیط رقابتی حاکم بر آنهاست.ERP،به منظور غلبه بر مشکلات سیستمها ی عملیاتی موجود در سازمانها که از اوایل دهه ی 1960 میلادی توسعه پیدا کرده بودند به وجود آمد.

● دوره اول (قبل از سال 1960 ميلادی):
دراين مدت نرم‌افزارهايي به نام BOM Processors توسعه پيدا کرده بودند که هدف عمده آنها استخراج مواد لازم براي توليد تعدادي محصول بود . اين نرم‌افزارها توجه چنداني به اندازه و حجم توليد و يا به تعبيري ديگر Lot Sizing نداشته و از سوي ديگر زمان تحويل اين اقلام را مدنظر قرار نمي‌دادند . ضمنا اين نرم‌افزارها ، موجودي خطوط مختلف توليد و انبارها را مدنظر قرار نمي‌دادند و به همين جهت با استفاده از آنها حجم موجودي در جريان افزايش پيدا مي‌نمود .


ادامه نوشته

تاثیر BPMS بر نحوه مدیریت و توسعه سازمان


بنگاه های اقتصادی مبتنی بر فعالیت حرفه ای خود در حال تولید محصول یا خدمت می باشند. مدیران در راس سازمان و واحد های عملیاتی در بدنه سازمان به انجام ماموریت های تعریف شده می پردازند. سازمان بر اساس فلسفه وجودی خود برای تحقق اهداف می کوشد و همواره مدیران این بنگاه ها در حال برنامه ریزی جهت نیل سازمان به سوی چشم انداز هستند؛ بنابراین سازمان همواره در مسیر توسعه در حرکت است و در این توسعه نظارت دقیق بر اجرای صحیح عملیات ، کاهش هزینه های اجرا و تولید، افزایش کیفیت خدمات و محصولات، افزایش رضایتمندی مشتریان، در دسترس بودن اطلاعات و آمارها و ... از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. برای توسعه سازمان تغییر لازم است و اتخاذ هر گونه تصمیمی برای تغییر در سازمان، می بایست با درایت و آگاهی صورت پذیرد. در علم مدیریت هر تغییری به معنی بهبود شناخته نمی شود؛ و هر توسعه ای لزوما به موفقیت نمی انجامد. بنابراین جهت توسعه پایدار که به موفقیت سازمان منجر شود، وجود زیرساخت های قابل اتکا ضروریست، زیرا در چرخه توسعه سازمان در صورتیکه بستر های توسعه فراهم نباشد، سازمان را دچار بحران و از هم گسیختگی خواهد کرد.


ادامه نوشته

روش هزينه يابي بر مبناي فعاليت


سازمانهاي نوين جهاني

در حال حاضر سه عامل مهم که بيش از عوامل ديگر بر وضعيت آينده سازمانها مؤثر است و با هم پيوند متقابل دارند، عبارتند از:
1-   ماهيت رقابت و تغييرات پويا در آن
2-   تغييرات فناوري اطلاعات (تکنولوژيکي)
3-   تغييرات در نيازهاي مشتريان و ذينفعان

1- ماهيت رقابت
طي دهه هاي گذشته ماهيت رقابت در تمامي بخشهاي خدماتي و توليدي تغييرات زيادي کرده است. اين مسئله سازمانها را ناگزير مي سازد که خدمات و محصولات خود را با کيفيتي بالا توأم با هزينه پايين در زمان حداقل تا کارايي و صرفه اقتصادي قابل قبول عرضه  نمايند. دستيابي به اين موضوع به نحوي که رضايت گيرندگان خدمت را تأمين کند، يکي از دشواريها و مسائل پيش روي سازمانهاي موجود است.


ادامه نوشته

ترفندها و حيله‌هاي مذاكراتي


روش محدوديت اختيار يا اختيار مشكوك
بايد دانست كه مذاكره با افراد بدون اختيار كافي، نتيجه مذاكرات را به تباهي مي‌كشاند. در ضمن بايد دقت كرد كه گروه خودي نيز بايد با اختيارات مشخص از پيش تعيين شده كه كاملا براي افراد توجيه شده باشد در جلسات شركت جويند.

تشخيص اختيار افراد بعضا به سادگي صورت نمي‌پذيرد. در مذاكرات بين‌المللي، مذاكره‌كنندگان عمدتا برگه‌اي به نام اختيارنامه دارند كه محدوديت اختيار طرف را براي مذاكره و توافق به‌طور كامل تشريح مي‌كند. ولي در مذاكرات داخلي مي‌توان در بعضي موارد از طريق كارت ويزيت و درك سمت طرف، به ميزان اختيار وي پي برد. البته اين مساله هميشه اتفاق نمي‌افتد؛ چراكه بارها اتفاق افتاده كه سمت فرد، مديريت عامل يك سازمان بوده؛ ولي حرف نهايي را رييس هيات‌مديره زده است. در ضمن در كارت ويزيت‌ها برخي از سمت‌هاي ذكر شده نمي‌تواند ميزان اختيار موجود در پشت سمت را افشا كند. مثلا مدير پروژه راه‌اندازي و... اين‌گونه سمت‌ها معمولا نشان نمي‌دهند كه فرد حرف آخر را مي‌زند يا كس ديگري در پشت صحنه وجود دارد.

 راه ديگر براي تشخيص اختيار طرف، سوال كردن از وي است؛ ولي بايد دقت كرد سوال نبايد به گونه‌اي مطرح شود كه به شخصيت وي توهين شود. مثلا مي‌توان اين جمله را به كار برد: آيا نياز هست كس ديگري نيز در جلسه حضور داشته باشد يا جمع حاضر مي‌تواند توافق نهايي را انجام دهد؟ طبيعي است جملات بسيار زيادي را مي‌توان طراحي كرد كه در عين درك ميزان اختيار طرف، شخصيت فرد را نيز با موضوع مذاكره توام نكرده باشد. اگر فرد مقابل در پاسخ خود داراي اختيار كافي بود، مذاكره را ادامه دهيد؛ ولي اگر متوجه شديد اختيار كافي ندارد، يا تقاضاي برگزاري جلسه با فرد مختار را مطرح كنيد يا در هنگام مذاكره تمامي مطالب مورد نظر خود را مطرح نكنيد و خط كف خود را مشخص نكنيد.


ادامه نوشته

سازش با سرطان


فرزندی به پدر خویش گفت: پدر چرا بخش قابل توجهی از درآمدت را صرف معالجه و نابودی سرطانت می کنی؟ این پول حق ما هم هست؟! پدر سکوت کرد و دیگر برای درمان سرطانش هزینه نکرد و پس از دو ماه درگذشت! اما پس از مرگ پدر، دیگر نه تنها درآمدی وجود نداشت بلکه خانواده ای نیز در کار نبود.
حالا شما چندان به خطا نرفته اید اگر بجای پدر، مسئولین نظام اسلامی؛ بجای فرزند، برخی معترضین و منتقدین؛ و بجای سرطان، اسرائیل؛ و بجای خانواده، واژه ایران را قرار دهید.

آیا گمانتان این است که باید با غده ای سرطانی سازش کرد؟؟


تاثیر دعا برای دعاکننده



روایتی از امام صادق (علیه‌السّلام) :
إِذَا دَعَا الرَّجُلُ لِأَخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ نُودِيَ مِنَ الْعَرْش
اگر شخصی در پشت سر برادر مؤمنش برای او دعا کند، ، از عرش ندا می‏شود
ِ وَ لَكَ مِائَةُ أَلْفِ ضِعْفِ مِثْلِهِ
برای تو صدهزار برابر مثل او است ( صد هزار برابر براي تو است)
وَ إِذَا دَعَا لِنَفْسِهِ كَانَتْ لَهُ وَاحِدَةٌ. فَمِائَةُ أَلْفٍ مَضْمُونَةٌ خَيْرٌ مِنْ وَاحِدَةٍ
لَا يَدْرِى يُسْتَجَابُ لَهُ أَمْ لَا
اين در حالي است كه اگر براي خودش دعا مي‏كرد،
فقط به اندازه همان يك دعايش به او داده مي‏شد.
پس دعای تضمین شده ای که صدهزار برابر آن داده می شود بهتر است از دعایی
(دعای شخص دعا کننده برای خود) که معلوم نیست مستجاب بشود یا نشود.
« من لا یحضره الفقیه جلد دوم  صفحه۲۱۲ »

استرس را ناك اوت كنيد  !!!


بخونيم و حتما عمل کنیم که به همین سادگی تغییری بزرگ رو تجربه کنیم

* اول اینکه از استرسهایتان حرف بزنید:
یک آدم صبور و دهن‌قرص، گیر بیاورید و کل بدبختی‌ها و جفتکهایی که از "الاغ زندگی" خورده‌اید را با او تقسیم کنید…
بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند… علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز می‌کنید، اوهم سفره خودش را برایتان باز میکند و یحتمل می فهمید که شما در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید... و این یعنی آرامش..

* دوم اینکه فقط به زمان حال فکر کنید:
گذشته‌تان و آینده‌تان را خیلی جدی نگیرید…
اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهی‌هایی که در گذشته در حق خودتان کرده‌اید، نشوید.
همه همینطور بوده‌اند وانگشت فرو کردن در زخمهای قدیمی، هیچ فایده‌ای جز چرکی شدن آنها ندارد.
آینده را هم که رسما باید به هیچ کجایتان حساب نیاورید.
ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است..
فکر هر چیزی، از خود آن چیز معمولا سخت‌تر و دردناک‌تر است…


ادامه نوشته

طنز: حاضر جوابی بچه ها



        دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.
        معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد
        زيرا با وجود اينکه پستاندار عظيم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسيار کوچکى
        دارد.
        دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟
        معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين
        از نظر فيزيکى غيرممکن است.
        دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم.
        معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟
        دختر کوچک
        گفت:
        اونوقت شما ازش بپرسيد.
        ********
        يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى
        مى‌کرد نگاه مى‌کرد.
        ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد.
        از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟
        مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوي، يکى از
        موهايم سفيد مى‌شود.
        دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده!

        ********
        عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه
        بچه‌ها را تشويق مي‌کرد که دور هم جمع شوند.
        معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شديد به
        اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده،
        الان وکيله.
        يکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده.
 
        ********
        بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود
        که روى آن نوشته
        بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست.
        در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچه‌ها رويش نوشت: هر
        چند تا مى‌خواهيد  برداريد! خدا مواظب سيب‌هاست


فقر چیست؟



فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه
فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛
فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛

فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛

فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی!

فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛
فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛

فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛
فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛
فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛

فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛
فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛

فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی

خودکارقرمز


شنیدم در زمان خسرو پرویز
گرفتند آدمی را توی تبریز

به جرم نقض قانون اساسی
و بعض گفتمان های سیاسی

ولی آن مرد دور اندیش، از پیش
قراری را نهاده با زن خویش

که از زندان اگر آمد زمانی
به نام من پیامی یا نشانی

اگر خودکار آبی بود متنش
بدان باشد درست و بی غل و غش

اگر با رنگ قرمز بود خودکار
بدان باشد تمام از روی اجبار

تمامش اعتراف زور زوری ست
سراپایش دروغ و یاوه گویی ست

گذشت و روزی آمد نامه از مرد
گرفت آن نامه را بانوی پر درد

گشود و دید با خودکار آبی
نوشته شوی با خط کتابی

عزیزم، عشق من ، حالت چطور است؟
بگو بی بنده احوالت چطور است؟

اگر از ما بپرسی، خوب بشنو
ملالی نیست غیر از دوری تو

من این جا راحتم، کیفور کیفور
بساط عیش و عشرت جور وا جور

در این جا سینما و باشگاه است
غذا، آجیل، میوه رو به راه است

کتک با چوب یا شلاق و باطوم
تماما شایعاتی هست موهوم

هر آن کس گوید این جا چوب دار است
بدان این هم دروغی شاخدار است

در این جا استرس جایی ندارد
درفش و داغ معنایی ندارد

کجا تفتیش های اعتقادی ست؟
کجا سلول های انفرادی ست؟

همه این جا رفیق و دوست هستیم
چو گردو داخل یک پوست هستیم

در این جا بازجو اصلن نداریم
شکنجه یا کتک عمرن نداریم

به جای آن اتاق فکر داریم
روش های بدیع و بکر داریم

عزیزم، حال من خوب است این جا
گذشت عمر، مطلوب است این جا

کسی را هیچ کاری با کسی نیست
نشانی از غم و دلواپسی نیست

همه چیزش تمامن بیست این جا
فقط خود کار قرمز نیست این جا

کوله پشتی



کوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد.
رفت‌ که‌ دنبال‌  خدا بگردد؛

و گفت: تا کوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌  گشت.
نهالی‌ رنجور و کوچک‌ کنار راه‌ ایستاده‌ بود.

مسافر با خنده‌ای‌ رو  به‌ درخت‌ گفت:
چه‌ تلخ‌ است‌ کنار جاده‌ بودن‌ و نرفتن؛

و درخت‌ زیر لب‌ گفت:
ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ که‌ بروی‌ و بی‌ رهاورد برگردی .
کاش‌ می‌دانستی‌ آن‌چه‌ در  جست‌وجوی‌ آنی، همین‌جاست .

مسافر رفت‌ و گفت: یک‌ درخت‌ از راه‌  چه‌ می‌داند،
پاهایش‌ در گِل‌ است،
او هیچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را  نخواهد یافت .

و نشنید که‌ درخت‌ گفت:
اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز کرده‌ام‌

و سفرم‌ را کسی‌ نخواهد دید؛ جز  آن‌ که‌ باید.

مسافر رفت‌ و کوله‌اش‌ سنگین‌ بود .
هزار سال‌ گذشت،
هزار سالِ‌ پر خم‌ و پیچ،
هزار سالِ‌ بالا و پست.  مسافر بازگشت.
رنجور و ناامید. خدا را نیافته‌ بود،
اما غرورش‌  را گم‌ کرده‌ بود.

به‌ ابتدای‌ جاده‌ رسید.
جاده‌ای‌ که‌ روزی‌  از آن‌ آغاز کرده‌ بود .
درختی‌ هزار ساله، بالا بلند و  سبز کنار جاده‌ بود.
زیر سایه‌اش‌ نشست‌ تا لختی‌ بیاساید.
مسافر  درخت‌ را به‌ یاد نیاورد. اما درخت‌ او را می‌شناخت .

درخت‌  گفت: سلام‌ مسافر،
در کوله‌ات‌ چه‌ داری، مرا هم‌ میهمان‌ کن.

مسافر گفت: بالا بلند تنومندم،
شرمنده‌ام،
کوله‌ام‌ خالی‌ است‌ و هیچ‌  چیز ندارم .

درخت‌ گفت: چه‌ خوب،
وقتی‌ هیچ‌ چیز نداری، همه‌  چیز داری.
اما آن‌ روز که‌ می‌رفتی،
در کوله‌ات‌ همه‌ چیز  داشتی،
غرور کمترینش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت.
حالا  در کوله‌ات‌ جا برای‌ خدا هست.
و قدری‌ از حقیقت‌ را  در کوله‌ مسافر ریخت.
دست‌های‌ مسافر از اشراق‌ پر شد

و  چشم‌هایش‌ از حیرت‌ درخشید و گفت:
هزار سال‌ رفتم‌ و پیدا  نکردم‌ و تو نرفته‌ای، این‌ همه‌ یافتی !

درخت‌ گفت: زیرا تو  در جاده‌ رفتی‌ و من‌ در خودم.
و پیمودن‌ خود، دشوارتر  از پیمودن‌ جاده‌هاست!!!...

آشنایی با بزرگان کارآفرینی ایران : محسن آزمایش


کار آفرینی که از کارگری شروع و صنایع بزرگی را در ایران تأسیس کرد
از كارگري در عرصه اقتصادي شروع به فعاليت نمود. كارگاه كوچكش را در سال 1318 تاسيس و در مدت 43 سال آن را به يكي از بزرگ‌ترين توليدكنندگان لوازم خانگي ايران در دهه پنجاه تبديل نمود
محسن آزمايش همچون بسياري از كارآفرينان ايران دهه سي تا انتهای پنجاه شمسي مي‌باشد. آزمايش در خانواده‌اي از جهت اقتصادي ضعيف در سال 1304 در تهران متولد شد، در سن نوجواني پدرش را از دست داد. در كودكي بخت اين را نداشت به تحصيلات خود ادامه دهد. تنها در حد، سه و چهار سال كلاس ابتدايي، از آموزش رسمي برخوردار بود

از سن 11 سالگي از شاگردي آهنگري در تهران آغاز به كار نمود عاقبت با 140 تومان پس‌انداز و انعام دريافتي از آخرين استادكار خود، مغازه كوچكي در خيابان عين‌الدوله در سال 1318 خريداري نمود.. آزمايش شادي‌هاي كودكانه را مثل بسياري از همسالان طبقه متوسط تجربه ننمود، شبانروز در كارگاه كار مي‌كرد تا اندوخته‌اي به دست آورد و با آن پايه‌هاي زندگي مادر، برادر و خواهرانش را تامين نمايد


ادامه نوشته

حکایت : تقسیم شیرینی


خندیدن یک نیایش است، اگر بتوانی بخندی، آموخته ای که چگونه نیایش کنی.

زنــــــــــــدگی واسه ما آدما مثل یه دفتر میمونه…. برگ اولش رو خوش خط می نویسی! و دوست داری به آخر...
روزی برای بعضی از آدمها فقط یک خاطره خواهید بود همه سعیتان را بکنید تا خاطره ای خوش باشید.............
خیانت فقط رابطه با جنس مخالف نیست ، خیانت اینه که کسی و نخوای ... ولی وانموود کنی دووسش داری !!!!
مسئولیت یعنی به انجام رساندن حتی اگر مجبور باشی این چنین عمل کنی

 
پسرک و دخترک مشغول بازی بودند...
پسرک یک سری کامل تیله داشت و دخترک چندتایی شیرینی با خودش داشت.
پسر به دختر گفت : من همه تیله هامو بهت میدم؛ در عوض تو همه شیرینیهات رو به من بده !
دختر کوچولو قبول کرد اما پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش برداشت و بقیه رو به دختر کوچولو داد...!
اما دختر کوچولو در کمال صداقت و طبق قولی که داده بود تمام شیرینیهایش را به پسرک داد...
آن شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید و راحت خوابش برد ولی پسر کوچولو نمی توانست بخوابد ، چون به این فکر می کرد که همانطور که خودش بهترین تیله اش را یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل او مقداری از شیرینیهایش را قایم کرده و همه شیرینی هایش را به او نداده ...!!!

نتیجه داستان :
عذاب وجدان همیشه متعلق به كسی است كه صادق نیست اما آرامش سهم كسی است كه صادق است...
لذت دنیا متعلق به كسی نیست كه با آدم صادق زندگی می كند بلکه آرامش دنیا سهم كسی است كه با وجدان صادق زندگی میكند...

داستانی از پائولو کوئیلو


متن كامل نامه ۵۳ امام علی علیه السلام به مالك اشتر


 اى مالك ، خود را براى جنگ با خدا بسیج مكن كه تو را در برابر خشم او توانى نیست و از عفو و بخشایش او هرگز بى‏ نیاز نخواهى بود . هرگاه كسى را بخشودى ، از كرده خود پشیمان مشو و هرگاه كسى را عقوبت نمودى ، از كرده خود شادمان مباش . هرگز به خشمى ، كه از آنت امكان رهایى هست ، مشتاب و مگوى كه مرا بر شما امیر ساخته‏اند و باید فرمان من اطاعت شود . زیرا ، چنین پندارى سبب فساد دل و سستى دین و نزدیك شدن دگرگونیها در نعمتهاست . هرگاه ، از سلطه و قدرتى كه در آن هستى در تو نخوتى یا غرورى پدید آمد به عظمت ملك خداوند بنگر كه برتر از توست و بر كارهایى تواناست كه تو را بر آنها توانایى نیست . این نگریستن سركشى تو را تسكین مى ‏دهد و تندى و سرافرازى را فرو مى ‏كاهد و خردى را كه از تو گریخته است به تو باز مى‏ گرداند . بپرهیز از اینكه خود را در عظمت با خدا برابر دارى یا در كبریا و جبروت ، خود را به او همانند سازى كه خدا هر جبارى را خوار كند و هر خودكامه ‏اى را پست و بیمقدار سازد .


ادامه نوشته

مضامین نامه امام علی (ع) به مالک اشتر برای مسئولین


1-    امام علی (ع) در این نامه بر ضرورت انتقاد از والي و نظارت بر او تاکید کرده است. اما در مقابل ضرورت انتقاد عيب‌جويي از مردم را بسيار ناپسند می‌داند. واقعيتي كه امروزه در جامعه ما معكوس ان مشاهده می‌شود : " و از رعیت، آنان را که عیب جو ترند از خود دور کن، زیرا مردم عیوبی دارند که رهبر امت در پنهان داشتن آن از همه سزاوار تر است " امام علي (ع) در این فراز از نامه تا حدي جلو مي‌رود كه مي‌فرمايد: " پس مبادا آنچه بر تو پنهان است را آشکار گردانی، و آنچه که هویداست بپوشانی، که داوری آنچه از تو پنهان است با خدای جهان می‌باشد، پس چندان که می‌توانی زشتی‌ها را بپوشان، تا آن را که دوست داری بر رعیت پوشیده ماند خدا بر تو بپوشاند... در تصدیق سخن چین شتاب مکن، زیرا سخن چین گرچه در لباس اندرز دهنده ظاهر می‌شود اما خیانت‌کار است. امروزه می‌بینیم که چه سخن چینان پرده دری مقرب مسئولین ما شدند که بر کوچک و بزرگ رحم نمی‌کنند.


ادامه نوشته

قارون و حضرت موسی


قارون با حضرت موسی، خیلی بد عمل کرد و حتی تهمت بسیار بدی هم به حضرت موسی زد كه خدا هم بعداً قارون را پیش مردم، راجع به همان تهمت، رسوا کرد.
حضرت موسی به سجده افتاد و شروع کرد به گریه کردن.
به خدا گفت: خدایا اگر من پیغمبر تو هستم، انتقام من را از قارون بگیر و من را بر او مسلط کن.
خدا هم کم نگذاشت. به حضرت موسی وحی کرد كه من زمین را در اختیار تو قرار دادم كه فرمان تو را ببرد. هر فرمانی به زمین بدهی، فرمانبردار تو است. تو هر کاری می‏ خواهي انجام دهي، بکن!
حضرت موسی به آن زمینی که قارون روی آن ایستاده بود فرمان داد که او را ببلعد.
یک مرتبه زمین باز شد و قارون تا زانوهایش در زمین فرو رفت


ادامه نوشته

مقصر کیست؟!


قبول دارم که دولت در بعضی جاها خطا داشته است و اشتباه تصمیم گرفته اما ما مردم هم کم مقصر نیستیم، تقریبا تمام ما به فکر خودمان هستیم، آن همکاری و همیاری مورد انتظار، که مردم دیگر کشورها با دولت و نظام خود کردند تا از این مرحله مهم اقتصادی عبور کنند را با دولت و نظام نکردیم.

ساده است وقتی به وضعیت امروز نگاه کنیم، علت گرانی مرغ و تخم مرغ چه چیز جز احتکار و منفعت طلبی عده ای اندک میتواند باشد ؟

این همه مرغداری، این همه مرغ وارداتی آنوقت کدام منطقی میپذیرد که در مدت کوتاهی قیمت مرغ به 3 برابر افزایش پیدا کند ؟!!!

بیایید خدا را شاهد قرار دهیم و با وجدانی بیدار به مسئله نگاه کنیم. کدام یک از ما در شغل خود، از خود گذشتگی می کنیم و به فکر مردم هستیم؟ به محض اینکه اینچنین چیزی به ذهنمان می رسد سریع با خود می گوییم همه گران کرده اند ما چرا ارزان بفروشیم ؟!! با همین منطق تمام کشور پیش میرود.


ادامه نوشته

امام علی علیه السلام چگونه بود ؟


وقتی در زمان ابوبکر، ابوسفیان به او پیشنهاد اقدام مسلحانه برای بدست گرفتن قدرت را داد، محکم رد کرد.

وقتی شورشیان، خانه عثمان را محاصره کردند و آب را بروی اهل خانه بستند، پسرانش را به محافظت از خانه گماشت و به اهل آن آب رساند.

وقتی مردم، بعد از قتل عثمان، با اصرار شدید و بیسابقه از او خواستند که حاکم شود گفت “مرا رها کنید و سراغ کس دیگری روید، من هم کمکش میکنم”.

اول کسی بود که با رای قاطع مردم حاکم شد. بعد از انتخاب شدن به مردم نگفت “به خانه روید و مطیع باشید”. گفت “در صحنه بمانید و اظهار نظر و انتقاد به حق کنید که من ایمن از خطا نیستم مگر اینکه خدا نگهم دارد”.


ادامه نوشته

دفتر زندگی فرامرز عنبران بسته شد


کلماتی که فرامرز عنبران خود در وب‌سایتش نوشته بود، گواه این مدعاست: «من در سن سی و سه سالگی از نظر پولی باز نشسته شدم و یک سال بعد استعفا دادم؛ ولی فکر نمی‌کنم تا لحظه مرگ از کارم بازنشسته شوم. البته در صدد یافتن راهکارهایی هستم که بتوانم پس از مرگ هم کار کنم.» او با نوشتن کتاب، جزوه، تهیه فیلم‌های آموزشی، تاسیس شرکت و ایجاد محیط سایبرناتیک (سایت اینترنتی و فعالیت مستمر در فضای مجازی) در جهت تحقق این هدف تلاش می‌کرد.

او معتقد بود که انسان‌ها دو نوع بازنشستگی دارند: «۱. بازنشستگی پولی: یعنی این‌که با ایجاد درآمدهای غیر فعال، هزینه زندگی خود را پوشش دهند. درآمد غیرفعال مثل کار پاره‌وقت، سرمایه گذاری و بیمه. لازم است در اولین فرصت این کار را برای خود انجام دهیم. ۲. بازنشستگی کاری: یعنی این‌که کار نکنیم. به نظر من مورد دوم بی‌معنی است و انسان باید در هر شرایط و هرسنی کار کند چرا که کار جوهره وجود مرد و زن می‌باشد. اگر کسی به کار خود علاقه داشته باشد و درآن کار مهارت پیدا کند و از طرفی هم از آن کاردرآمد خوبی داشته باشد هیچ دلیلی برای ترک آن وجود ندارد.» و بین شغل و کار چنین تفاوتی قائل بود: «ما شغل‌مان را بخاطر دریافت پول انجام می‌دهیم ولی کارمان چیزی است که به آن عشق می‌ورزیم.»


ادامه نوشته

اصول‌ مديريت‌ از ديدگاه‌ امام‌ علي‌(ع)


1. صبر و تحمّل‌
تحمّل‌، از اركان‌ مديريت‌ اسلامي‌ است‌. امام‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد:
ابزار مديريت‌، سعه صدر است‌؛
بردباري‌ مهم‌ترين‌ ركن‌ مديريت‌ و سياست‌ است‌.

2. صداقت‌
در بحث‌ صداقت‌ِ مدير، راستي‌ در گفتار و رفتار با هم‌ همراهند، ودراصطلاح‌ امروز، صداقت‌ به‌ «قول‌ و فعل‌» يا «عمل‌ و گفتار» اطلاق مي‌شود.اين‌ ويژگي‌ از زيباترين‌ جلوه‌هاي‌ مديريت‌ است‌؛ چرا كه‌ عامل‌ اصلي‌ جلب‌اعتماد ديگران‌ و ايجاد صميميت‌ بين‌ او و زيردستان‌ به‌ شمار مي‌رود. بيش‌ترمديران‌ موفق‌، افزون‌ بر كياست‌ و زيركي‌ و تدبير، ويژگي‌ صدق در گفتار وكردار را نيز دارند. خداوند در قرآن‌ مي‌فرمايد:
يا أَيُّهَا الَّذين‌َ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه‌َ وَ كُونُوا مَع‌َ الصّادِقين‌َ؛       
اي‌ اهل‌ ايمان‌، خدا ترس‌ بوده‌ و همراه‌ با راست‌گويان‌ باشيد.

امام‌ علي‌(ع) نيز مكرر بر صداقت‌ و راستي‌ در گفتار و كردار تأكيدمي‌كنند و آن‌ را عامل‌ نجات‌ و موجب‌ كرامت‌ و بزرگ‌منشي‌ مي‌دانند.چنان‌كه‌ آن‌ را پيروزمندترين‌ راهنما در كارها نيز معرفي‌ مي‌كنند.

3. امانتداري‌
از ويژگي‌هاي‌ پيامبر اكرم‌(ص)، حتي‌ پيش‌ از بعثت‌ و زمامداري‌ و مديريت‌رسمي‌ و الاهي‌اش‌ بر جامعه اسلامي‌، صفت‌ امانتداري‌ است‌. او امين‌ بود و اين‌زيور و صفت‌ را تا ابد در جايگاه‌ رهبر و مدير بزرگ‌ الاهي‌ با خود خواهدداشت‌. تأسي‌ به‌ اين‌ صفت‌، و نزديكي‌ به‌ اين‌ حالت‌، تكليفي‌ بزرگ‌ براي‌مديران‌ جوامع‌ امروز، به‌ ويژه‌ جوامع‌ اسلامي‌ است‌.
حضرت‌ موسي‌(ع) وقتي‌ خواست‌ براي‌ حضرت‌ شعيب‌(ع) عهده‌داركاري‌ شود، دختر حضرت‌ شعيب‌(ع) درباره او به‌ پدر چنين‌ گفت‌:
يا اَبَت‌ِ اسْتَاجِرْه‌ُ اِن‌َّ خَيْرَ مَن‌ِ اسْتَاجَرْت‌َ القَوِي‌ُّ الاَمين‌ُ.      
پدر اين‌ جوان‌ را براي‌ خدمت‌ اجير كن‌، زيرا بهترين‌ كارگزار كسي‌است‌ كه‌ در كارش‌ توانمند و امين‌ باشد.


ادامه نوشته

درسهای زندگی


درس های زندگی حاصل برآیند تجربه های ما و اطرافیان مان است، مسلما پایانی ندارد و در هر سنی قابل یادگیری و تکرار است.
درس و مدرسه، موضوعات از پیش انتخاب شده و مشخصی هستند که بر پایه رشد عقلانی و روانی هر گروه سنی و با دقت خاصی برگزیده شده اند، اما درس های زندگی در طول زندگی اتفاق می افتند و به دنبال تجربه های تلخ و شیرین حاصل می گردند، بنابراین سلسله مراتب ندارند و با اولویت خاصی آموخته نمی شوند. درسهای زندگی حاصل برآیند تجربه های ما و اطرافیان مان است، مسلما پایانی ندارد و در هر سنی قابل یادگیری و تکرار است.
در اینجا چند درس مهم اشاره شده است، شما می توانید درس هایی به آن بیفزایید:

از کاه کوه نسازید
بسیاری مواقع درگیر مسایلی می شویم که به خودی خود چندان اهمیتی ندارد، ولی به خاطر نگاه قضاوت گر و بدبین ما مساله، پیچیده می شود و سختی هایی را برای زمان حال و آینده ایجاد می کند.

زندگی می تواند غیرقابل پیش بینی باشد
آیا تاکنون این ضرب المثل را شنیده اید: «آمد به سرم از آنچه می ترسیدم» گاهی اوقات در طول زندگی خود درگیر مسایلی میشویم که هرگز انتظارشان را نداشته ایم و شاید دیگران را به خاطر آن موضوع مورد شماتت و انتقاد قرار داده باشیم. همیشه، همه چیز آن طور که در تصور ماست پیش نمی رود، پس منتظر غیرمنتظره ها باشیم. این نگاه به ما کمک می کند هنگام مواجهه با مسائل خاص دچار شوک و بهت نشویم و نیز شرایط دیگران را بیشتر درک کنیم.
یکی از نامطلوب ترین کلمات در هر زبانی، کلمه «من» است
داشتن اعتماد به نفس و رضایت از خویشتن بسیار مطلوب است، اما دائما از خود گفتن، از موفقیت های خود صحبت کردن و از خود متشکر بودن، بیشتر مشخصات یک فرد ازخودراضی است تا یک فرد با اعتماد به نفس.

ادامه نوشته

یازده دلیل برای لبخند زدن


تشویق دیگران برای اعتماد به شما
در دنیایی که همه فقط به فکر خودشان هستند، واقعاً به چه کسی می توان اعتماد کرد؟ یک نشانه از قابل اعتماد بودن ما، لبخند است. لبخندهای واقعی پیام می فرستد که دیگران می توانند به ما اعتماد کرده و با ما همکاری کنند. کسانی که لبخند می زنند معمولاً سخاوت و برونگرایی بیشتری دارند.
2 - جلب ملایمت و ارفاق دیگران
وقتی افراد کار بدی انجام می دهند و دستگیر می شوند معمولاً لبخند می زنند. آیا این کار برایشان فایده ای دارد؟
براساس تحقیقی که توسط لافرانس LaFrance و هِچ Hecht در ۱۹۹۵ انجام گرفت، می تواند اینطور باشد. ما با کسانی که قانون شکنی کرده اند، اگر بعد از آن لبخند بزنند، با ملایمت و ارفاق بیشتری برخورد می کنیم. مهم نیست که لبخندی دروغین باشد، لبخندی از روی بیچارگی باشد یا یک لبخند واقعی، همه آنها باعث می شود برای فرد خاطی کمی تحفیف قائل شویم.

3 - رهایی از خطاهای اجتماعی
فراموش کردید به مناسبت سالگرد ازدواجتان برای همسرتان هدیه بخرید؟ اسم یک مشتری مهم را فراموش کرده اید؟ سهواً یک بچه کوچک را لگد زدید؟ اگر چنین مواردی برای شما هم پیش آمده باشد، احتمالاً خجالت زده شده اید.


ادامه نوشته

ارزشمندترین کلمات


سازنده ترین کلمه" گذشت" است... آن را تمرین کن

 پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.

 عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.

 بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.

 سرکش ترین کلمه" هوس" است...بآ آن بازی نکن.

 خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از ان حذر کن.


ادامه نوشته

چه‌طور کارمندانی خوشحال داشته باشیم؟


مدیران همیشه باید مطمئن شوند که کارمندانشان مولد و خوشحال باقی بمانند و از کاری که انجام می‌دهند رضایت داشته باشند. اما چه‌طور می‌توان کارمندان خوشحال را از کارمندان ناراحت تمیز داد؟
چهار نکته که نشان می‌دهند کارمندانتان به توجه شما نیاز دارند
1. کارمندی همیشه دیر می‌آید یا بیش از حد تلفن می‌زند و خبر می‌دهد که مریض است.
یک کارمند خوشحال سر وقت داخل محیط کارش حاضر می‌شود و اغلب اوقات بهانه مریضی نمی‌گیرد. اگر کارمندی از کار خویش راضی باشد، دلیلی ندارد که دچار خستگی مزمن شود. اما اگر چنین چیزی در کارمندانتان مشاهده نمی‌کنید، باید خطر را جدی بگیرید.
اول بررسی کنید و ببینید که آیا کارمند شما دلیل موجهی دارد (مثلاً مرگ در میان نزدیکان یا مسائل شخصی) یا خیر. اگر کارمندتان همیشه از این بهانه‌ها می‌آورد که «داخل ترافیک گیر افتادم» یا «کار واجبی برای انجام دادن داشتم» شاید در واقع به دنبال مکان‌های بهتر و رضایت‌بخش‌تری برای کارکردن می‌گردد. آنها شاید به مصاحبه‌های کاری می‌روند یا با دوستانی که فرصت‌های شغلی می‌شناسند قرار ملاقات می‌گذارند.
یک کارمند ناراحت اغلب به خاطر این فکر که باید دوباره سر کار برود، مریض می‌شود. مریضی‌های رایج در این موارد سردردهای استرسی یا مشکلات معده است.
2. کارمندان شما استراحت‌های طولانی می‌کنند.


ادامه نوشته

چرا تشویق مردم به کارآفرین شدن یک سیاست عمومی نادرست است?


سیاست‌گذاران به یک افسانه پرخطر معتقد هستند. آنها فکر می‌کنند که شرکت‌های نوپا در حکم یک نسخه جادویی هستند که اقتصاد منطقه را از حالت رکود خارج خواهند ساخت، باعث خلق نوآوری و ایجاد شغل خواهند شد و به صورت اعجاب‌آوری اقتصاد را به حرکت در خواهند آورد. حتی اقتصاددان برجسته‌ای نظیر ادوارد لیزیر (2004، ص 649) نیز بیان می‌کند: «کارآفرین، تنها بازیگر مهم در اقتصاد مدرن است». بنابراین دولت‌ها با ارائه تسهیلاتی نظیر پرداخت وجوه، وام، یارانه‌ها، معافیت‌های مقرراتی و مالیاتی مردم را تشویق به راه‌اندازی کسب‌و‌کار
(هر نوع آن) می‌نمایند. برای مثال اظهارات رییس‌جمهور سابق ایالات متحده آمریکا، جورج بوش، در کنفرانس مربوط به هفته کسب‌و‌کارهای کوچک را مدنظر قرار دهید (بوش، 2006):
«کسب‌و‌کارهای کوچک برای نیروی کار ما حیاتی است..... به همین دلیل، منطقی است که کسب‌و‌کارهای کوچک را به عنوان شالوده سیاست‌های اقتصادی محرک رشد نگاه کنیم.... سازمان کسب‌و‌کارهای کوچک به طور جد تلاش می‌کند که فرآیند ایجاد شرکت را برای مردم آسان‌تر سازد. ما می‌دانیم که بعضی وقت‌ها، مردم ایده‌های خوبی دارند؛ اما آنها مطمئن نیستند که چگونه باید آن را شروع کنند.... و بنابراین تعداد وام‌ها در SBA نسبت به زمان شروع ریاست‌جمهوری من، دو برابر شده است.»
آقای گوردون براون، نخست وزیر انگلیس، در سخنرانی خود در صندوق بین‌المللی پول چنین بیان کرده است (براون، 1998): «در حالی که سطح بهره‌وری در بریتانیا، 40‌درصد پایین‌تر از آمریکا و 20‌درصد کمتر از فرانسه و آلمان است، نمی‌توان بستر و تجهیزات را در بریتانیا مناسب توصیف کرد. بنابراین ما قصد داریم با مشارکت صنایع مختلف در طول سال آینده، وظیفه برطرف‌سازی هرنوع مانع را در مقابل بهره‌وری، رونق و ایجاد شغل آغاز کنیم. این کار نیازمند سیاست‌هایی در جهت توسعه کارآفرینی و کسب‌و‌کارهای کوچک است.»


ادامه نوشته

نحوه مدیریت افراد کمال‌گرا


آیا یک فرد کمال‌گرا در تیم شما وجود دارد؟ اگر این طور است، خوشبختانه رییس شما به دنبال استانداردهای بالایی در پروژه است و کسی را می‌خواهد که به جزئیات اهمیت می‌دهد، اما متاسفانه فرد کمال‌گرا احتمالا آنقدر به جزئیات پروژه می‌پردازد که قادر به اولویت‌بندی کارها نیست.
آیا می‌توان ویژگی مثبت افراد کمال‌گرا را بدون در نظر گرفتن ویژگی‌های منفی، تحت کنترل در آورد؟ آیا می‌توانید به این شخص کمک کنید که از سختگیری خود بکاهد؟ بله حتما چنین است. مدیریت یک فرد کمال‌گرا چالش انگیز است اما غیرممکن نیست و اگر به خوبی هدایت شود برای هر دو طرف سودمند خواهد بود.

آیا می‌توان ویژگی مثبت افراد کمال‌گرا را بدون در نظر گرفتن ویژگی‌های منفی، تحت کنترل در آورد؟ آیا می‌توانید به این شخص کمک کنید که از سختگیری خود بکاهد؟ بله حتما چنین است. مدیریت یک فرد کمال‌گرا چالش انگیز است اما غیرممکن نیست و اگر به خوبی هدایت شود برای هر دو طرف سودمند خواهد بود.

متخصصان چه می‌گویند؟

ادامه نوشته

من یک رهبر هستم نه یک مدیر


آنچه در مورد روی غیرعادی است این است که چند سال پیش وقتی او شرکتش را تاسیس کرد، هیچ اطلاعاتی درباره کسب و کار نداشت و شروع به خواندن کتاب‌های متعددی در این زمینه کرد. آنچه او در این سال‌ها آموخت این است که می‌گوید «من یک رهبر هستم، نه یک مدیر. من در نوآوری و تعیین خط مشی خوب عمل می‌کنم و چشم‌انداز دارم؛ اما از اینکه دائم دراتاقم رفت و آمد باشد متنفرم. در زمان اوج کسب و کار، همیشه از دیگران خواسته‌ام کارهای مدیریتی را انجام دهند و خودم طرح‌های جدیدی برای مشتریان
ارائه می‌دادم.»
مدیریت در مقابل رهبری موضوعی است که امروزه درباره آن زیاد می‌شنویم.گفته می‌شود مدیریت، بر انجام کارمتمرکز است یعنی اجرا و کنترل مداوم؛ در حالی که تمرکز رهبری بر تغییر و نوآوری است.
چند سال پیش مدیریت، واژه جامع‌تری بود و مفهوم رهبری را نیز توام با ایجاد انگیزه، برنامه‌ریزی، ارتباطات، سازمان‌دهی و غیره شامل می‌شد. تا اینکه در اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 این حقیقت نمود پیدا کرد که احتمال دارد ایالات متحده در خطر عقب ماندگی در زمینه نوآوری نسبت به سایر رقبا (به خصوص ژاپن) قرار گیرد چون مدیریت سنتی که در کسب‌وکار آمریکایی‌ها رواج داشت، تغییر و نوآوری را رشد نمی‌داد. چاره آن در مفهوم رهبری بود و بعد از آن شاهد تولد عصر جدیدی از رهبری بودیم.
بیشتر نویسندگان در زمینه رهبری، از همان زمان و تاکنون به وضوح بر اهمیت ادامه مدیریت تاکید دارند. هنوز هم موفقیت بستگی به اجرا، کنترل، غلبه بر محدودیت‌ها، سیستم‌ها، فرآیندها و تداوم فعالیت‌ها دارد. بدون اینها، رهبری رویایی بیش نیست.


ادامه نوشته

کمک کنید! من یک کارمند ناکارآمد هستم


هیچ‌کس دوست ندارد به عنوان کارمندی با کارآیی ضعیف شناخته شود. این مساله می‌تواند شرم آور، ناامیدکننده و گمراه‌کننده باشد.
برای بسیاری از ما اتفاق افتاده است که نتوانسته باشیم انتظارات سازمان را برآورده نماییم. خوشبختانه برای غلبه بر ضعف در کارآیی افراد، راه حل وجود دارد. با آگاهی، صداقت، خلوص نیت و حمایت می‌توان حسن شهرت از دست رفته را باز یافت.

متخصصان چه می‌گویند
جی ریچارد هکمن، استاد روانشناسی اجتماعی ورفتار سازمانی دانشکده ادوارد پیرز در دانشگاه‌هاروارد و نویسنده مجموعه «رهبری تیم‌ها: آماده شدن برای بهترین کارآیی ممکن» می‌گوید «افراد، اغلب خودشان هم نمی‌دانند که کارآیی شان ضعیف است». گاهی اوقات، رییس یا هم تیمی‌یا نماینده منابع انسانی به شما می‌گوید که در حال درجا زدن هستید؛ طبق نظر هکمن، این گونه فیدبک‌ها از آنچه باید باشد کمتر است. فرقی ندارد که کارآیی ضعیف شما چگونه تشخیص داده شود، توسط خودتان یا دیگران؛ مهم این است که تشخیص این مساله اولین قدم در جهت رفع آن است. ژان فرانکو مانزونی، استاد رهبری و توسعه سازمانی مؤسسه بین‌المللی‌ای ام دی و یکی از نویسندگان مجموعه «بیماری پیشروی به سوی شکست: چگونه مدیران خوب باعث شکست افراد کارآمد می‌گردند» می‌گوید «ضعف کارآیی موضوعی نیست که بتوان آن را پنهان کرد واگر بپذیریم که چنین ضعفی داریم، می‌توان برای آن چاره‌ای اندیشید». به منظور بهبود کارآیی خود، مراحل زیر را دنبال نمایید.


ادامه نوشته

پنج راه برای جلوگیری از خستگی‌ کارمندان


(1) هر کارمندی دوست دارد بر کار خودش کنترل کامل داشته باشد. او دوست دارد زمام امور خودش را در دستانش داشته باشد. او حتما پذیرای انتقادات مدیران بالارتبه هست، اما باید مسائل روحی را هم مد نظر قرار داد. ما معتقد هستیم که بهتر است استقلال کاری کارمندان حفظ شود. در این صورت، آنها آرامش بیشتری خواهند داشت. هرچه بیشتر به کار کارمندان‌تان سرک بکشید، آنها نیز زودتر عصبی و خسته خواهند شد. البته شما حق دارید که به عنوان مدیر در جریان امور باشید. اما آنها دوست دارند خودشان کارشان را انجام دهند. سعی کنید آنها را با نتایج کارشان قضاوت کنید. کمتر در امورات‌شان مداخله کنید تا روحیه‌شان را از دست ندهند. در فصل داغ تابستان خستگی فیزیکی آنها نیز افزایش می‌یابد و هر انتقادی می‌تواند این خستگی را تشدید کند.
(2) پیش از اینکه کارمندی را استخدام یا اخراج کنید، باید به فکر‌ مساله‌ خستگی او باشید. وقتی می‌خواهید کسی را استخدام کنید ابتدا باید به کارنامه‌اش در زمینه‌
کسب‌وکار نگاهی بیندازید. اما این کار ابدا کافی نیست. مهارت‌ها و تجارب او اهمیت بسیار زیادی دارند. اما باید یادتان باشد که شخصیت او نیز مساله‌‌ مهمی است. به باور ما، شخصیت کارمندان و توانایی‌های روحی‌شان بخش اصلی در استخدام یا حتی اخراج او محسوب می‌شود. شاید کسی که استخدام می‌کنید تجارب و مهارت‌های زیادی داشته باشد. اما چه بسا همین فرد توانایی‌های فیزیکی خوبی نداشته باشد. مطمئنا در شرایط سخت کار (همچون گرمای شدید تابستان) به او نیز سخت خواهد گذشت. نتیجه‌ استخدام چنین فردی ضرر به کل شرکت است. پس بهتر است به توانایی‌های فیزیکی و روحی یک فرد پیش از استخدام یا اخراج وی خوب فکر کنید.


ادامه نوشته

جمع سپاری؛ برون سپاری کارها به کاربران


دامنه گسترش رسانه های اجتماعی امروز دیگر به حوزه رسانه ختم نمی شود. بلکه کارکرد این رسانه ها در حوزه های گوناگون مانند کسب و کار اجتماعی  شکل گرفته است و همچنان در حال شکل دادن مفاهیم جدید در عرصه تکنولوژی  است.
آنچه که مسلم است، در ذات این رسانه ها، اجتماعی از کاربران وجود دارد و مطمئا این سوال پیش می آید که چطور از این اجتماع برای فعالیت های سازمانی و تجاری استفاده کنیم که همه در این روند برنده باشند. اینجاست که باید به مفهوم جمع سپاری (CrowdSourcing) بپردازیم.

به زبان ساده، جمع سپاری: همان برون سپاری است اما با این تفاوت که کار به جای ارائه به یک نفر یا مجموعه به یک جمع سپرده می شود.
به عبارتی دیگر، جمع سپاری  آن مشارکت و همکاری افزایشی در چارچوب “خرد جمعی” است. نه متاثر از تکنولوژی نه مقتم بر آن است که چارچوب کسب و کار را دچار تحول کرده است. برای درک بهتر این موضوع دیدن این ویدیو خالی از لطف نیست.

در پارادایم جمع سپاری، خلق محصول از انحصار شرکت ها و افراد متخصص خارج می شود و مصرف کنندگان دست به دست می دهند تا کالای مورد نیازشان را هم آفرینی کنند. جمع سپاری یک الگوی کسب و کار مبتنی بر وب است

واژه جمع‌سپاری یا انبوه‌سپاری است که توسط آقای «هاو» در سال ۲۰۰۶مطرح شده‌است و می‌تواند در دستور کار کسب و کارها قرار گیرد (هاو، ۲۰۰۶). در مقاله ای در وایرد مطرح شد.


ادامه نوشته

چرا باید تیم بسازیم؟


معمولا بهترین لحظه‌هایی که در کار تجربه می‌کنم، قرار گرفتن در کنار مدیرانی است که مسیر کاری طولانی را گذرانده‌اند (این موضوع الزاما با سن و سال رابطه مستقیم ندارد) و در صحبت‌های آنها جملاتی طلایی پیدا می‌شود که بی‌نهایت ارزشمند هستند. دو سه سال پیش مشاور یک شرکت بودم که در صنعت برق مشغول بود و نمونه یک کارآفرینی موفق بود. یک کار دو سه نفره کوچک تبدیل شده بود به یک کسب و کار بسیار موفق. گاهی صحبت‌های کاری که تمام می‌شد، با مدیرعامل شرکت که اتفاقا به لحاظ سنی جوان هم بودند شروع می‌کردیم به گپ زدن و این صحبت‌ها بسیار لذت‌بخش هم بود.

در تمام جلسه‌ها ایشون به من می‌گفت آقای مهندس باید تیم شد. باید تیم ساخت. باید با آدمهایی کار کرد که بشه باهاشون تیم رو حفظ کرد.

جواب دادن به این سوال که چرا باید تیم ساخت و تیمی کار کرد مثل جواب دادن به این سواله که چرا انسان به زندگی اجتماعی احتیاج داره؟ اما همونقدر که جواب به این سوالات بدیهی است، پیچیده هم هست. خیلی از ما هر روز ارزش کار تیمی رو تایید می‌کنیم. خیلی از ما پذیرفته‌ایم که تیم بودن خوب است. این موضوع تیم سازی در ناخودآگاه ما قرار گرفته. ولی در لایه‌های زیرین این موضوع، دلایلی وجود دارد که ارزش کار تیمی را بیشتر نشان می‌دهد.


ادامه نوشته

مشكلات كار تيمي/وقتی تیمتان به دشمنتان بدل می‌شود


این موضوع ممکن است حتی برای شایسته‌ترین مدیران نیز اتفاق بیفتد که اعضای تیم نسبت به تيم بی‌تفاوت شوند و در جلسات حضور نیابند. ممکن است از انجام آنچه از آنها خواسته اید امتناع کنند یا اصلا درخواست شما را انجام ندهند.
احتمال دارد جلسات را بدون حضور شما دنبال کنند. در صورت بروز چنین وضعیتی می‌توان نتیجه گرفت که تیم در مقابل شما قرار گرفته است. این مساله می‌تواند یک تجربه دلسرد کننده و ترسناک برای یک مدیر باشد؛ اما در عین حال، غیرقابل جبران هم نیست. به عنوان یک مدیر با پذیرفتن آنچه در حال وقوع است و گوش دادن به نظرات اعضای تیم می‌توانید اعتماد گروه را مجددا به دست آورید و فردی تاثیرگذار باشید.

متخصصان چه می‌گویند
دبورا آنکونا به عنوان استاد مدیریت دانشگاه ام‌ای تی و نویسنده (تیم‌های ایکس: چگونه می‌توان تیم‌هایی ساخت که خود رهبری کنند، نوآوری داشته باشند و موفق شوند) می‌گوید: «ایجاد یک تیم قوی و خوب در ابتدای کار بهترین کاری است که می‌توانید به منظور جلوگیری از بروز مشکلات انجام دهید». متاسفانه، احتمال دارد که با وجود تلاش فراوان، موفق نشوید از تغییر جهت تیم جلوگیری کنید. تیم‌ها، به دلایل مختلفی احترام به مدیران را کنار می‌گذارند.

ادامه نوشته

تعریف یک مدیر خوب


میخواهم بحث را کمی پایه ای شروع کنم. اصلاً مدیر یعنی چه؟
در سیستم توماس، گذشته از اینکه شما میتوانید شاخصه های سازمان خود را برای مدیر تعریف کنید و همه را نسبت به معیارهای خودتان بسنجید، گزارشی هم وجود دارد که شاخصه های نسبتاً استانداردی را در فرد ارزیابی میکند.

در این گزارش چند سرفصل یا معیار هست که عبارتند از:
- رفتار وی با دیگران
- شیوه (نه توان) تصمیم گیری
- برنامه ریزی و مواجهه با مشکلات
- توان و شیوه برقراری ارتباط
- نحوه برخورد با کارهای اداری یک پست مدیریتی (مثل گزارش دهی و گزارش گیری - اقدام انضباطی و ...)
- توجه فرد با ارتقا و توسعه زیردستان

خیلی واضح است که خیلی بعید است که یک نفر در تمام این شاخصه ها سرآمد باشد، اما آنچه مثل همیشه مهم است، این نکته است که بدانیم این فرد در هر یک از این زمینه ها چه رفتاری خواهد داشت؟

از همه چیز مهمتر این است که بر اساس مفاد این گزارش میتوانیم از عواقب رفتارهای احیاناً نا مطلوب فرد مدیر بکاهیم و در زمینه هایی که او احتیاج به کمک دارد، برایش این کمک را فراهم کنیم. مدیران برجسته، به ندرت ژنی هستند، بلکه سازمانها با شناخت آنها، ایشان را در مسیر درست و متناسب با شخصه های رفتاری شان هدایت میکنند.


ادامه نوشته

شما در سازمانتان فيل داريد؟


بله درست خوانديد، موضوع فيل است. همان حيوان بزرگ، آيا شما در سازمانتان فيل داريد؟ من هم وقتي اين عنوان را خواندم به اندازه شما تعجب كردم، اما موضوع هم جالب است هم واقعي.
موضوع اين مطلب را از وبلاگ شيوه هاي تلاش ايده گرفته و نقل ميكنم، و متاسفانه نتوانستم از نويسنده آن هم اجازه بگيرم.
نويسنده ميگويد كه در تمام سازمانها فيلهائي به همان بزرگي وجود دارند كه وقتي از كنار ما ميگذرند، احتمالاً پاي ما را هم لگد ميكنند و به ما صدمه ميزنند، ما هم متوجه ميشويم و هيچ كاري نميكنيم.

او مثال ميآورد كه سقوط فضاپيماي Challenger حاصل عمل يكي از همين فيلها در ناسا بوده است و براي اين ادعا، چند خط مينويسد. او ميگويد كه سالها دانسته بود كه نقص مهمي در يكي از سيستمهاي اين فضا پيما هست، مدتها بود كه مهندسين از بي كيفيتي در برخي بخشها گله داشتند، اما كسي براي اين فيل كاري نكرد تا نتيجه اش انفجار اين فضاپيما شد.

ادامه نوشته

تعامل ، راهی برای مدیریت بهتر


گوش كنيم
اين خصلتي است كه خيلي از مديران از آن بي بهره اند (به خصوص High D ها). با توجه كامل به آنچه به شما گفته ميشود، گوش كنيد، بگذاريد حرف طرف تمام شود، حرفش را قطع نكنيد. اينكه به ديگران نشان دهيد كه به آنچه ميگويند توجه داريد، مهم است. خيلي از سازمانها شعار درهاي باز را دارند، اما وقتي وارد اتاق مديرانشان ميشويد، گويا جائي براي شما نيست، مدير هميشه گرفتار است!
اگر زماني كه كسي با شما حرف ميزند، ايميلهايتان را نگاه ميكنيد، اين پيام را به او ميدهيد كه "من علاقه اي به شنيدن حرفهاي تو ندارم".

ارزيابي كنيم
اين فقط به مفهوم ارزيابي آنچه گفته ميشود نيست، بايد به نحوه گفتن هم توجه كرد. مثلاً وقتي كسي كه هميشه به مواعد زماني متعهد و پايبند بوده، با گزارشي كه بايد قبلاً ارائه ميكرده و با تاخير ارائه ميشود، به شما رجوع ميكند و در چهره اش آثار ناراحتي مشهود است، بايد به اين فكر كنيد كه چه اتفاقي ممكن است اين فرد و اين گزارش را دچار اين وضع كرده باشد؟ آيا اين وضع نيازمند رسيدگي مديريتي نيست؟

عكس العمل مناسب داشته باشيم


ادامه نوشته

خلاصه اي از DISC


شانه هاي رفتاري High D ها - آنها را تشخیص دهیم
- سعي ميكند كنترل را به دست بگيرد، همه جا و هر كجا كه ببيند امكاني هست،
- از اينكه حرف و اقدامات ديگران را قطع كند، ملاحظه و ابائي ندارد،
- بي قرار و ناشكيباست، نتيجه را همان لحظه ميخواهد،
- نظر ميدهد، به افراد اشاره ميكند.
با High D ها چطور رفتار كنيم؟
- بگذاريد خودشان كشف كنند،
- حرفهايتان با آنها بر كار و تجارت تمركز داشته باشد، حاشيه نرويد،
- در مورد شواهد و دلايل با آنها صحبت كنيد، نه بر اساس احساسات،
- با آنها مذاكره كنيد.
با High D ها چه رفتاري نداشته باشيم؟
- به آنها امر و نهي نكنيد، به آنها نگوئيد چكار كنند،
- آنها را با انبوه جزئيات و دستورالعملها فلج خواهيدكرد،
- در برآوردن خواسته ها و انتظارات آنها، زياد زمان صرف نكنيد.

نشانه هاي رفتاري High I ها: - آنها را تشخیص دهیم
- بسيار شوق آفرين هستند، كاري را كه توضيح ميدهند، شما دلتان ميخواهد كه انجام دهيد،
- دوست مسلك هستند و زود صميمي ميشوند،
- دائم با دستشان صحبت ميكنند و دستهايشان را تكان ميدهند،
- داستان و خاطره تعريف ميكنند.
با High I ها چطور بايد رفتار كرد؟


ادامه نوشته

يك تجربه خوب در استخدام


عد از طراحي الگو، و تائيد آن از سوي مدير عامل شركت، بر اساس اين الگو و تركيب آن با معيارهاي كليدي شركت، آگهي استخدام طراحي شد. آگهي استخدام در وب سايت شركت قرار گرفت .
يك متن هم در روزنامه هاي كثير الانتشار درج شد، كه فقط داوطلبان را به سايت ارجاع ميداد.
با توجه به سابقه و روزمه ي شركت، استقبال قابل توجه بود. جمعاً 800 رزومه و درخواست، دريافت شد.

در نخستين گام، افراد بر اساس رزومه و معيارهاي كليدي شركت، مثل رشته تحصيلي، سابقه كاري، امكان سفر، حقوق مورد نظر و ... مواردي از اين دست، غربال شد. بعد از اين مرحله حدود 100 رزومه باقي ماند.

اين افراد به آزمون رفتار سازماني دعوت شدند و نتايج آزمونهاي آنها تجزيه و تحليل شد. شاخصه هاي رفتاري با الگوي شايستگي شغل، مطابقت داده شد و فهرستي اولويت بندي شده از داوطلباني كه مشخصات اصلي آنها با معيارهاي شركت تطابق داشت، تهيه گرديد. اولويت بندي در اين فهرست بر اساس شاخصه هاي رفتاري انجام شده بود.


ادامه نوشته

علاقه‌های خود را گم نکنید!


شرایط اقتصادی تاثیر زیادی در نحوه به‌کارگیری استعدادها و توانایی‌هامون داره و کارهایی که ما در آن‌ها استعداد داریم، کارهایی است که مورد علاقه ما نیز هست. در واقع در شرایط بحرانی بیشتر از هر زمان دیگری این امکان وجود دارد که ما از علاقه‌های خود دور شویم. وقتی از علاقه‌های خود دور می‌شویم، شانس پیشرفت را از دست می‌دهیم. ما در زمینه کاری که به‌آن علاقه نداریم، موقعیت پیشرفت چندانی نخواهیم داشت. به‌تعبیر دیگر پیشرفت شغلی زمانی حاصل می‌شود که کار مورد علاقه خود را انجام دهیم و این اصل اول است.

اما سوالی که همیشه مطرح می‌شود این است که در شرایط اقتصادی فعلی نمی‌توان به علاقه‌ها پرداخت. نمی‌توان همه چیز را ایده‌آل پیش برد. پس چه کار باید کرد؟

ابتدا بهتر است یک حقیقت را قبول کنیم و آن عدم وجود شرایط ایده‌آل است. یعنی این طبیعت انسانی ما است که به شرایط موجود خود راضی نشویم و اتفاقا همین ویژگی است که باعث پیشرفت می‌شود. ما همیشه آرزویی داریم که در حال رسیدن به آن هستیم. به یک هدف و یا آرزو می‌رسیم و هدف و آرزوی بعدی نمایان می‌شود. بنابراین حتی در ایده‌آل‌ترین شرایط اقتصادی هم نقطه نارضایتی وجود دارد و این طبیعی است. اما در شرایط بحرانی این نارضایتی نمود چند برابر دارد.


ادامه نوشته

بیست پیشنهاد برای مدیریت اثربخش زمان


  یک فهرست روزانه (To-Do List) داشته باشید.

    برای به پایان رساندن هر کار یک زمان مشخص تعیین کنید.

    یک تقویم داشته باشید و به‌کمک آن برنامه‌های آینده‌تان را تنظیم کنید
.
    یک وسیله‌ی سازمان‌دهی برای مدیریت زمان داشته باشید که توانایی مدیریت پروژه‌ها، فهرست‌های کاری و زمان‌بندی‌های شما را داشته باشد (مثلا ابزار مدیریت فعالیت Outlook.)

    حواس‌تان به موعدهای زمانی (Deadline) انجام کارها باشد.

    یاد بگیرید که به خودتان و دیگران “نه” بگویید!

    هدف‌تان را انجام دادن زودتر کار نسبت به موعد زمانی مقرر بگذارید (این‌طوری شاید سر وقت کار را تمام کردید!)

    برای از فعالیت‌های روزانه‌ی خود زمان‌بندی داشته باشید.

    یک ساعت را جایی بگذارید که راحت آن را ببینید.


ادامه نوشته

هفت سوالی که هر مدیرعاملی باید از مدیر آی‌.تی خود بپرسد


پرسش‌هایی که در اینجا مطرح می‌شود با این هدف است که به آغاز یک گفتگوی استراتژیک موثرتر و سازنده‌تر بین شما و مدیر آی‌تی سازمانتان کمک کند. پاسخ‌های ارائه شده بحث‌هایی فنی نیست بلکه در آنها بر مسائل کسب و کار تمرکز شده است.
هر چه سیر گفتگویتان فنی‌تر شود، نشانگر شکاف بیشتر بین فعالیت‌های واحد آی‌تی و کسب وکارتان است و احتمالا هزینه‌ها و ریسک‌های بیشتری نیز برایتان دربرخواهد داشت. پاسخ‌هایی که برای این پرسش‌ها می‌گیرید بسیار روشنگر بوده و می‌تواند به ایجاد اعتماد، یافتن نقاط تمرکز درست و مدیریت موثر کسب و کارتان کمک کند.

1. شرکت ما با چه مسائل امنیتی مواجه است؟
نکته اصلی: پیشگیری از غافلگیر شدن
اینطور مطرح کردن پرسش مربوط به مسائل امنیتی، شما را به قلب مهم‌ترین و کلیدی‌ترین مسائل کوچک یا بزرگی که ممکن است با آن روبرو باشید می‌رساند. هر شرکتی با مسائل و مشکلاتی امنیتی مواجه است و شما باید پاسخی صریح و روشن به این پرسش دریافت کنید.
هدف ما در اینجا پیشگیری از غافلگیری است. مهم ترین مساله درباره امنیت سیستم‌ها و داده‌ها مدیریت ریسک است؛ یعنی تشخیص، ارزیابی، اولویت بندی، مدیریت فعالانه و برطرف کردن ریسک‌هایی که کسب و کارتان با آن مواجه است.

2. واحد آی‌تی چطور اثربخشی سرمایه گذاری‌های آی‌تی سازمان را تضمین می‌کند؟

ادامه نوشته

هفت اشتباه در مسیر شغلی


معمولا چه یک جوان تازه‌کار باشیم و چه یک آدم بسیار باتجربه، وقتی از سد غول کار پیدا کردن گذشتیم و وارد یک سازمان شدیم، فکر می‌کنیم همه چیز تمام شده و چقدر عالی هستیم و به‌به و این‌ها! مخصوصا اگر آدمی باشیم که با سطح دانش خوبی وارد کار شده باشیم یا در سازمان‌مان رقیبی نداشته باشیم … همین است که وضعیت بسیاری از مدیران و کارشناسان سازمان‌ها از نظر مهارت‌های شغلی در به‌ترین حالت فاجعه است!

این‌جا به ۷ اشتباه در مسیر شغلی برای متخصصان آی‌تی اشاره شده که می‌تواند برای همه ـ فارغ از نوع تخصص‌شان ـ مفید باشد. این ۷ اشتباه را ببینیم و درس بگیریم:

۱- آموزش نبینید: یادتان باشد تنها اصل ثابت دنیای امروز “تغییر” است! هر چقدر هم دیروز عالی بوده‌اید و امروز خوب هستید، فردا روز دیگری است! بنابراین نباید بگذارید مهارت‌های‌تان قدیمی شود. در متن اشاره شده که تفاوت حقوق کسانی که در طی سال قبل آموزش دیده‌اند با آن‌هایی که آموزش نداشته‌اند، حدود ۳۴۰۰ دلار بوده است.

۲- خالی‌بندی کنید: از ضرب‌المثل “خالی ببندید تا وقتی درست‌ش کنید” (fake it until you make it) بپرهیزید. بالاخره روزی دست‌تان رو خواهد شد …

۳- همه‌چیزدان و متکبر نباشید: این فرق دارد با لذت بردن از مهارت‌ها و توانایی‌های خود و البته اعتماد به‌نفس!


ادامه نوشته

مديريت بهره وري


مورچه هر روز صبح زود سر کار می‌رفت و بلافاصله کارش رو شروع می‌کرد. با خوشحالی به میزان زیادی کار تولید می‌کرد رئیسش که یک شیر بود، از این که می‌دید مورچه می‌تواند بدون سرپرستی بدین گونه کار کند، بسیار متعجب بود. بنابراین فکر کرد که اگر مورچه می‌تواند بدون هیچ گونه سرپرستی بدین گونه تولید کند، پس با داشتن یک سرپرست حتما میزان تولیدش بسیار بالاتر خواهد رفت.

او بدین منظور سوسکی را که تجربه بسیار زیادی در سرپرستی داشت و به نوشتن گزارشات عالی شهره بود، استخدام کرد. اولین تصمیم سوسک راه اندازی دستگاه ثبت ورود و خروج بود. او همچنین برای نوشتن و تایپ گزارشاتش به کمک یک منشی نیاز داشت. عنکبوت هم مدیریت بایگانی و تماس‌های تلفنی را بر عهده گرفت.

شیر از گزارشات سوسک لذت برده و از او خواست که نمودارهایی که نرخ تولید را توصیف می‌کند تهیه نموده که با آن بشود روندها را تجزیه و تحلیل کند. او می‌توانست از این موارد در گزارشاتی که به هیئت مدیره می‌داد استفاده کند.


ادامه نوشته

همه ی اشتباهات من


به هر حال ۱۰ اشتباه اول من در شرکت داری عبارتند از:
    ۱- غفلت از آموزش خود: در مدیریت شرکت اکثر چیزهایی که یادگرفتم تجربی بود و یا در نهایت خواندن کتابهای معدود و یا نوشته ها و مقالات دیگران. این اشتباه است. احساس می کنم باید بیشتر از اینها یاد می گرفتم، علی الخصوص در سالهای اول. به عقیده من مدیر شرکت نیز همچون بقیه کارکنان باید به آموزشهای خود توجه ویژه ای داشته باشد و مدام در حال یادگیری باشد. مخصوصا پیش از راه اندازی باید هم آموزش دید و هم تجربه کسب کرد تا با چشمان باز به جلو حرکت کرد. در ادامه هم باید همواره تکنیک های جدید را یاد گرفت، ابزارهای جدید را آموخت و …

    ۲- بی توجهی به امور مالی:  چون همواره از مسائل مالی گریزان بودم هیچ وقت هم به آن درست و حسابی نپرداختم. اگر یک مدیر مالی خوب را جذب می کردم، اگر خودم دوره های مدیریت مالی را گذرانده بودم، اگر به مسائل مالیاتی شرکت، بازی با پول و ایجاد گردش پول در حسابها، پس انداز ، تعامل با بانکها برای دریافت وام و… بیشتر توجه کرده بودم شاید بخشی از مشکلات گردش نقدینگی که سالها با آن دست به گریبان بودم را نداشتم. اعتراف می کنم که در رادمان از هیچ بانکی وام نگرفته ام و این بد است. چون هنر مدیریت مالی آن نیست که با پول خودت کار کنی، هنر ان است که چگونه پول دیگران (بانک یا سرمایه گذار) را به خدمت بگیری و هم به آنها سود برسانی و هم خودت منتفع شوی.

ادامه نوشته

من زن می خواهم


من جزو آن دسته از آدم‌هايي هستم كه به آن‌ها «عيال» مي‌گويند.
البته «مادر» هم هستم.
چند وقت پيش در يك مهماني آقايي از دوستان راديدم ، كه تازگي از همسرش
طلاق گرفته است . مي‌گفت باز مي‌خواهد تجديد فراش كند.

با خود انديشيدم «چه فكر خوبي، راستي كيست كه زن نخواهد؟»

راستش را بخواهيد «من هم زن مي‌خواهم.» چرا؟

جوابش ساده است:
مي‌خواهم دوباره درس خواندن را شروع كنم و منبع درآمدي براي خودم و (در
صورت لزوم) خانواده‌ام ايجاد كنم.
زني مي‌خواهم كه زحمت‌كش باشد و مرا به دانش‌گاه بفرستد.
و در حالي كه من در آرامش درس مي‌خوانم، از فرزندانمان مراقبت كند.
به درس و مشق و بهداشت آن‌ها برسد. آن‌ها را هميشه تميز و سالم نگه دارد.
به زندگي شخصي و اجتماعي آن‌ها برسد.
آن‌ها را به اماكن اجتماعي (پارك، موزه، باغ وحش) ببرد.
اگر بيمار شدند، از آن‌ها مراقبت كند.
نگذارد بيماري آن‌ها مانع تمركز من شود.
شاغل باشد و درآمد قابل توجهي را به خانه بياورد.
درآمدش را صرف من و فرزندانمان كند.


ادامه نوشته

دانستنی ها ی کاربردی : استیفن کاوی


او توانمند مي سازد و خواننده را با روشهاي بهبود عادات زندگي خود آشنـــا مي كند. او اصول اساسي اثربخشي و بهره وري انسانها و سازمانها را در قالب اصول هفت عادت كه منطبق بر قوانين طبيعي است عرضه مي كند. كاوي مبلغ و مفسر پارادايم اصول محور و نگرش مبتني بر منش، اصول و رويكرد از درون به برون است. او معتقد است انسان بايد با يك وجدان آگاه، خاضعانه قوانين طبيعي را بپذيرد، از زيربار مسئوليت شانه خالي نكند، اثرگذار باشد، با آفرينش تصوير ذهني براي هر طرح، رويدادهاي آينده زندگي خود را رقم زند و كارهاي مهم و ضروري را در اولويت قرار دهد.
در اين صورت است كه با رشد يك وجدان بيدار و خودآگاهي متعهد او مي تواند در ارتباط با ديگر انسانها به تفاهم برسد، آنان را درك كند، تفكر برنده - برنده داشته باشد و با همكاري خلاقانه به هم افزايي برسد. توصيه و تاكيد مهم او اين است كه اين همه در پرتو بازسازي و بهبود مستمر و تجديد متوازن قوا و به تعبير او تيزكردن اره وجود خود در ابعاد مختلف ميسر است. رهبران و سازمانهاي موردنظر كاوي را انسانهايي تشكيل مي دهند كه به يكپارچگي وجود رسيده اند و فهم و برداشت آنها از جهان، منش آنان را به گونه اي شكل داده كه گرايشها و رفتارهاي موثر و مثبت دارند.

معروفترين كتاب شما كه شهرت جهاني دارد هفت عادت مردمان موثر است. چرا عدد هفت؟
كاوي : هيچ دليل خاصي وجود ندارد. برحسب تصادف سه عادت پيروزي شخصي يعني آزادي انتخاب و تصميم و عمل به سه عادت پيروزي عمومي يعني احترام و درك و آفرينش مقدم است و عادت هفتم هم كه براي احياء و بازسازي بقيه اصول است تعداد آنها را به هفت مي رساند.
مشخصه مهم و متمايز اين هفت عادت چيست؟

- هفت عادت حاوي بسياري از اصول اساسي براي كارايي انسان است. اين عادتها بنياني و اصلي اند و نمايانگر دروني شدن اصول درستي كه پايه و اساس موفقيت و خوشبختي پايدارند. اين هفت عادت به سطح تفكر تازه اي مي پردازد. به نگرشي مبتني براصول، مبتني بر منش، و نگرشي از درون به بيرون براي موثر واقع شدن در مسايل شخصي و ارتباط متقابل. هفت عادت يك پارادايم اصول محور است. اصول خطوط راهنماي انسان هستند. البته درك اين اصول آسان اما اجراي مداوم آن بسيار دشوار است. اين اصول از عقل سليم سرچشمه گرفته و انجام آنچه عقل سليم بر آن تاكيد دارد هميشه آسان نيست.


ادامه نوشته

شش  عادت استراتژیست‌های واقعی


۱- پیش‌بینی می‌کنند: استراتژی نگاه به آینده است و آینده هم معمولا نامعلوم! بنابراین راهی جز پیش‌بینی آینده وجود ندارد.

۲- تفکر انتقادی دارند: زندگی روزمره یعنی پذیرش هر آن چیزی که برای ما پیش می‌آید. برای “تغییر” وضعیت موجود، پیش از هر چیز نیازمند درک “نیاز به تغییر” هستیم. برای این کار نباید هر چیز را در همان مواجهه‌ی اول بپذیریم. البته طبیعتا این فرق دارد با بدبینی! تفکر انتقادی تحلیل منطقی است نه احساسی.

۳- تفسیر می‌کنند: دیدن ظاهر موضوعات و نتیجه‌گیری که کار سختی نیست! متفکران استراتژیک، با بررسی اطلاعات تعداد زیادی منبع مختلف ساختارها و چارچوب‌ها و روندها را استخراج می‌کنند. آن‌ها پیش‌فرض‌ها را زیر سؤال می‌برند و فرضیه‌های خودشان را تعریف و آزمایش می‌کنند.

۴- تصمیم می‌گیرند: متفکران استراتژیک در مرحله‌ی “تحلیل” گیر نمی‌کنند! آن‌ها می‌دانند هدف از تحلیل، تصمیم‌گیری و اجرا است.


ادامه نوشته

جلوگیری از انباشتگی رایانامه


درعین حال نمی‌توان یک رایانامه خاص را در میان این حجم عظیم نامه‌ها پیدا کرد. برخی شرکت‌ها برای حل این مساله اقدامات موثری برای کمک به کارمندان در مدیریت پیام‌هایی که دریافت می‌کنند انجام می‌دهند. مدیرعامل آتوس که یک شرکت خدمات آی تی فرانسوی است، تصمیم گرفت تا سال 2013 رایانامه‌های داخلی را قطع کند. شرکت فولکس واگن در آلمان موافقت کرد که ارسال رایانامه به برخی کارمندان بعد از ساعت کار متوقف شود. این شرکت‌ها چنین اقدامات ریشه‌ای را اتخاذ کرده‌اند، آیا برای شما نیز وقت آن رسیده است که از انباشتگی مستندات خود جلوگیری کنید؟

افراد خبره چه می‌گویند؟
       این موضوع برای متخصصین بهره وری بسیار مهم است. دیوید آلن، به عنوان یک مشاور و نویسنده می‌گوید: رایانامه، بدون شک یک تهدید برای بهره‌وری است؛ اما در عین حال تاکید می‌کند که این وسیله یک ابزار حیاتی برای کار است. او می‌گوید «من از سال 1983 رایانامه داشتم. بدون رایانامه، زندگی من این‌گونه که اکنون هست نبود.» باب پوزن، به عنوان سخنران ارشد مدیریت بازرگانی در دانشکده بازرگانی ‌هاروارد نیز با این موضوع موافق است. او می‌گوید حتی اگر بخواهید کمتر از رایانامه استفاده کنید نیز خواهید دید که این روزها دسترسی به افراد از طریق تلفن یا رو در رو تقریبا غیرممکن شده است. پوزن و آلن هر دو معتقدند به کارگیری این قوانین فراگیر که توسط شرکت آتوس و فولکس واگن اجرا می‌شوند چندان ضرورتی ندارد. با بررسی ریشه ایجاد این مشکل و دنبال کردن چند قانون خاص که در اینجا شرح خواهیم داد، می‌توانید بر رایانامه‌های خود کنترل داشته باشید و اثرات منفی آن بر بهره‌وری خود را کاهش دهید.


ادامه نوشته

بنفشه ی زیبا


روزی به هنگام بهاران، از آسمان - خبر دادند که: "خدای زیبایی - فردا بامداد - به تماشای زمین خواهد آمد."
طبیعت، مقدم او را گرامی داشت.
جشن مجللی گرفت.
 آستین بالا زد و مشاطه ای توانا - چمن را، ارغوان، و گل سرخ را، لاله گون نمود.
سپس از همان جا که می بایستی - میهمانان، پای بر زمین گذاردند - تا خانه ی خود را، فرشی از چمن گسترد.
***
بامداد- خروس سحرخوان - آواز داد که:
"ای بستانیان، برخیزید، خدای آمد."
گل های قشنگ، زود از خواب برخاستند و لباس های رنگارنگ خود را پوشیدند.
بلبل های غزل خوان نیز به روی شاخه های درختان جای گرفتند.
باغبان هم از داربست های میوه، تاق های نصرت تشکیل داد.
خورشید، سر از پشت کوه های بلند - به در کشید و چشمکی زد.
یادم نیست چه گفت، فقط می دانم معنی اشاره اش این بود که:
"خدا آمد."
یک باره گل ها شروع به رقصیدن کردند و بلبلان مشغول خواندن شدند.
 یک پارپه "نور" و یک عالم "زیبایی" از دره ی خوشگل وزیبا و با صفا، پیدا شد.
صبا - دست به سینه - از دنبالش می آمد و هزاران رایحه ی جان افزا، با خود می آورد.
ابر - برسرش - مروارید باران، نثار می کرد و رویش را می شست.
خدای، هم چنان که با جلال پیش می آمد و به هر طرف می نگریست، بنفشه ی  زیبایی دید که که شرمنده - سر به زیر انداخته است...
پیش رفت - "خدایانه" نگاهی به دو نمود، به بوسید و در کنارش گرفت و گفت:
"ای گل زیبا از چیست که چنین مغمومی!
ترا - از آن زیبا آفریدیم که بستان را صفای چنان دهی".
بنفشه ی زیبا - با یک دنیا شرم و ناز گفت:
"مرا - این همه غم - از آن است که زیبا هستم.
اگر من هم - چون دیگران - نازیبا بودم، کجا آزرم را پرده ی خود می ساختم؟"
خدای زیبایی را خوش آمد، سر به گوش بنفشه گذاشت و آهسته گفت:
"آفرین! مرا از این گفتار نیک - خوش آمد.
پاداش چه می خواهی؟ بگوی!"
بنفشه ی زیبا- سر به خاک نهاد و پاسخ داد:
بارها دست بشر به قصد هلاک - به سوی ام آمده
و فرزندانم را در برابر دیدگانم از شاخسار هستی
ربوده، می ترسم  من هم از این زیبایی - بهره ای
جز مرگ نبینم.
حال - خداوند، این زیبایی را از من بگیر و به دیگری بده -
 که زیبایی آفت جان است.


ادامه نوشته

حکایت : راه رفتن سگ روی آب


شکارچی پرنده، سگ جدیدی خریده بود. سگی که ویژگی منحصر به فردی داشت. این سگ می توانست روی آب راه برود. شکارچی وقتی این را دید نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید. برای همین یکی از دوستانش را به شکار مرغابی در برکه ای آن اطراف دعوت کرد.

او و دوستش شکار را شروع کردند و چند مرغابی شکار کردند. بعد به سگش دستور داد که مرغابی های شکار شده را جمع کند. در تمام مدت چند ساعت شکار، سگ روی آب می دوید و مرغابی ها را جمع می کرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره این سگ شگفت انگیز نظری بدهد یا اظهار تعجب کند، اما دوستش چیزی نگفت.
در راه برگشت، او از دوستش پرسید آیا متوجه چیز عجیبی در مورد سگش شده است؟
دوستش پاسخ داد: «آره، در واقع، متوجه چیز غیرمعمولی شدم. سگ تو نمی تواند شنا کند.»
-----------
بعضی از افراد همیشه به ابعاد و نکات منفی توجه دارند. روی وجوه منفی تیم های کاری متمرکز نشوید. با توجه به جنبه های مثبت و نقاط قوت، در کارکنان و تیم های کاری ایجاد انگیزه کنید. آیا شما با چنین افرادی همکار بوده اید؟

وقتی یک یزدی از پدرش کمک می‌خواهد


...بله، این پسر جوان به پدرش گفت: «می‌خواهم یک تاکسی بخرم و مسافرکشی کنم و لقمۀ حلال درآورم. ممکن است به من کمک کنید؟»

پدر پاسخ داد: «اجازه بده در موردش فکر کنم. فردا بیا تا پاسخ بدهم.»

فردای آن روز، پدر به پسرش گفت: «سفارشت را کرده‌ام به حاجی فلانی در فلان حجرۀ بازار. برو نزد او و درخواستت را مطرح کن. کمکت می‌کند.»

پسر، نزد آن حاجی رفت، گفت که تاکسی می‌خواهد بخرد و گفت که آن را برای چه کاری می‌خواهد. حاجی مبلغ لازم را به او برای یک سال قرض داد و ضمانت‌های مورد نیاز را از او گرفت. پسر تا یک سال بعد، هر ماه سر تاریخ معین‌شده نزد حاجی می‌رفت و قسط پولش را پرداخت می‌کرد.

یک سال بعد، دوباره پسر نزد پدرش رفت و گفت: «ممنونم پدر جان. کار روی تاکسی تجربه‌های زیادی به من آموخت. حالا تصمیم دارم یک وانت بخرم و با وانت کار کنم. می خواهم برای حمل بار و اثاثیه از وانت استفاده کنم و لقمۀ حلال درآورم.»

پدر دستی به ریش‌های سفیدِ مرتبش کشید و گفت: «باشد پسرم. فردا بیا تا ببینم چه کار می‌توانم برایت بکنم.»

فردا که پسر نزد پدرش رفت، از او شنید: «سفارشت را به حاجی بهمانی کرده‌ام. برو بهمان حجرۀ بازار، درخواستت را مطرح کن، کمکت می‌کند.»

پسر نزد آن حاجی رفت و گفت که برای خریدن وانت نیاز به پول دارد، و گفت که وانت را برای چه کاری می‌خواهد. حاجی مبلغ لازم را برای یک سال به او قرض داد، و ضمانت‌های مورد نیاز را از او گرفت. پسر تا یک سال بعد، هر ماه سر تاریخ معین‌شده نزد حاجی می‌رفت و قسط پولش را پرداخت می‌کرد.


ادامه نوشته

چارچوب نوآوری ناپیوسته در مديريت استراتژيك


دامنه نوآوری پیوسته را می‌توان به شکل دایره‌ای بسته تصور کرد که حاوی دانش کنونی تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان در بازار و یا در زمینه‌ای ویژه باشد. نوآوری پیوسته در چارچوب دنیای شناخته شده صورت می‌گیرد. کاربرد نوآوری پیوسته زمانی است که بتوان نیازهای آینده مصرف‌کنندگان را با استفاده از ساختار صنعتی و رقابتی موجود تأمین کرد.

اما نوآوری پیوسته به تنهایی کافی نیست. بررسی سوابق شرکتهای موفق سی‌سال گذشته که درگیر رقابتهای شدید مبتنی بر فناوری بوده اند، نشان می دهد که در هر دوره از تاریخ صنعت، زمینه ای برای تلاش در جهت ایجاد یک خط جدید تولید به‌وجود آمده است، ولی بلافاصله پس از این موفقیت، شرکتها سعی کرده اند تا موقعیت ممتاز خود را تثبیت کنند (یعنی حالت ایستای پس از یک تحول). بنابراین ممکن است روشهایی را که برای نوآوری پیوسته فرا گرفته ایم برای نو آوری ناپیوسته نه تنها نامناسب، بلکه مضر باشند.
نوآوری ناپیوسته

نوآوری ناپیوسته، شرایط جدیدی را ایجاب می کند که از دانش جدید و کاملا متفاوت در مورد کالاها و خدمات سرچشمه می‌گیرد و در نتیجه به روشهای اجرای کاملا متفاوتی نیز نیازمند است. پس گلوگاه عمده ای که برای موفقیت در نوآوری ناپیوسته وجود دارد، دانش جدید است و این دانش کسب نمی شود مگر آنکه خارج از محدوده بازار موجود را در نظر بگیریم. پس دامنه نوآوری ناپیوسته بر خلاف نوآوری پیوسته، بخشهای خارجی دایره را تشکیل می‌دهد.


ادامه نوشته

اصول مدیریت برتر


برنامه ريزي استراتژيك در كنار تجزيه و تحليل آينده مطرح است؛ در حالي كه برنامه ريزي عملياتي به تجزيه و تحليل عملكرد روزمره‌ سازمان برمي‌گردد؛ لذا گردآوري داده هاي پايه براي برنامه ريزي استراتژيك به مراتب مشكل تر از گردآوري داده براي برنامه ريزي عملياتي است.
3- از سوي ديگر از آنجا كه برنامه هاي استراتژيك مبتني بر پيش بيني آينده و برنامه هاي عملياتي مبتني بر شرايط موجود در يك سازمان مي باشند، غالباً برنامه هاي عملياتي نسبت به برنامه هاي استراتژيك مشروح تر مي باشند.
4- برنامه ريزي استراتژيك متمركز بر بلند مدت و برنامه‌ريزي متمركز بر كوتاه مدت است. به عبارت ديگر برنامه‌ريزي استراتژيك در دوره‌ زماني بلندتري نسبت به برنامه ريزي عملياتي مصداق پيدا مي كند.
در دنياي امروز، مديريت خوب لزوماً به معناي مديريت خوب استراتژي است. برخورداري از بينش استراتژيك در رويارويي با مقوله مديريت و فراگيري آن كه چگونه‌ مي توان ابزار تجزيه و تحليل استراتژيك را در تنظيم و بر اجراي استراتژي به كار گرفت، مديران را با چشم اندازهاي جديدي براي رهبري سازمان‌هاي خود مواجه مي سازد. مسايل مربوط به حركات استراتژيك جديد و پياده كردن صحيح آنها در داخل سازمان‌ها، اولويت هاي مهمي را در دستور كار مديران به خود اختصاص مي‌دهد. تجزيه و تحليل استراتژيك رسمي و مرور سالانه استراتژي از جمله فعاليت‌هاي استاندارد در اغلب شركت هايي است كه مديران حرفه اي آنها را اداره مي كنند. در حال حاضر بخش چشمگيري از ادبيات نوين مديريت را مفاهيم استراتژيك ، تفكر استراتژيك، روشهاي تجزيه و تحليل استراتژيك و ديگر مباحث مربوط به سازگار كردن عمليات داخلي موسسه با نيازمندي هاي استراتژيك، تشكيل مي دهد. از اين رو شناخت ماهيت مديريت استراتژيك و اجزاي آن براي همه كساني كه مي خواهند به گونه اي قدم در وادي مديريت گذارند ، ضرورت دارد.


ادامه نوشته

اصول اخلاقی درمدیریت استراتژیک


سلامت شرکت همواره به وسیله نیروهای داخلی و خارجی مورد حمله قرار می گیرد. این حمله ها به وسیله افراد و یا گروه هایی انجام می شود که نمی خواهند جزئی از کل شوند و وجودشان تنها برای تامین هدف های خودشان است و افتخارآمیز بودن هدف ها برایشان هیچ اهمیتی ندارد. به طور کلی، اخلاقیات در سازمان ها به عنوان سیستمی از ارزش ها و باید و نبایدها تعریف می شود که بر اساس آن نیک و بدهای سازمان مشخص و عمل بد از خوب متمایز می شود. به طور کلی، انسان ها در بعد فردی و شخصیتی دارای ویژگی های خاص اخلاقی اند که پندار، گفتار و رفتار آن ها را شکل می دهد. ممکن است از همین افراد، وقتی در یک جایگاه و پست سازمانی قرار می گیرند، پندار، گفتار و رفتار متفاوتی سر بزند که موجب بروز پیامدهای مثبت و یا منفی در سطح سازمان گردد.
تعریف اخلاق و ارزش های آن


ادامه نوشته

جایگاه مدیریت استراتژیک در سازمان کجاست؟


استراتژی (strategy) در اصل یک اصطلاح نظامی به معنای سنجیدن موقعیت خود و حریف و طرح نقشه برای روبروشدن با او در مناسبترین وضع است. اما به تدریج این اصطلاح یا به عبارتی فن نظامی، جایگاه مهمی در رهبری و مدیریت سیاسی و سپس اقتصادی پیدا کرد. در یک معنای ساده، استراتژی یعنی روش کلی برای رسیدن به هدف کلی.

در جهان معاصر، مدیریت استراتژیک (strategic management) یکی از شاخه‌های مهم و راهگشا در حوزة مدیریت و رهبری قلمداد می‌شود. البته ورود این دانش و فن به کشور ما سابقة زیادی ندارد اما استقبال رو به رشد برخی از مدیران ـ به‌ویژه مدیران بخش خصوصی ـ از این دانش و فن، نشان‌دهندة ثمرات کاملاً ملموس و قابل‌بهره‌برداری از دانش مزبور می‌باشد. تاکنون تعاریف مختلفی از مدیریت استراتژیک ارائه شده، برخی گفته‌اند: مدیریت استراتژیک، مجموعة تصمیم‌ها و اقدامات مدیریتی است که عملکرد بلندمدت یک دستگاه را تعیین می‌کند اما به نظر می‌رسد کاربرد این نوع از مدیریت فراتر از تعریف فوق باشد. هم‌اکنون، به‌ویژه در کشورهای توسعه‌یافته، مدیریت استراتژیک تا آنجا تکامل یافته است که نخستین ارزش و اولویت آن، کمک به یک سازمان برای فعالیت موفق در یک محیط پیچیده و پویا می‌باشد. امروزه بسیاری از سازمانها و حتی دولتها از این مدیریت به عنوان ابزاری توانا برای ایجاد و هدایت تغییرات مورد‌نظر و یا مقابله با بحرانهای مخاطر‌ه‌آمیز


ادامه نوشته

مدیریت استراتژیک و ضرورتهای بکارگیری آن


آيا تا به حال از خود پرسيده‌ايد كه چرا بعضي از شركت‌هاي بزرگ و موفق در مدت زمان كوتاهي با از دست دادن سهم بزرگي از بازار خود به موقعيتي معمولي و حتي تاسف بار تنزل يافته‌اند و چرا برخي از شركت‌هاي كوچك و گمنام به يكباره به جايگاه‌هاي ممتازي در صحنه رقابت بين‌الملل رسيده‌اند ؟ آيا در اين مورد فكر كرده‌ايد كه چرا برخي از موسسات نوسان‌هاي سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي را به راحتي تحمل نموده و بر آنها غلبه مي‌كنند و در مقابل برخي از سازمان‌ها طعم تلخ شكست را چشيده و از ادامه راه باز مي‌مانند ؟ به عقيده بسياري از متخصصان علم مديريت ، پاسخ بسياري از اينگونه سوالات را بايد در مفاهيمي به نام استراتژي و مديريت استراتژيك جستجو كرد .

تاكنون تعاريف مختلف و گاه ناسازگاري از استراتژي و مديريت استراتژيك ارائه شده است . به تعبير يكي از متخصصان مديريت اين عبارات مانند هنر است كه وقتي آن را مي‌بينيم تشخيص دادن آن آسان است اما وقتي در پي تعريف كردن و توضيح دادن آنيم بسيار مشكل به نظر مي‌رسد ؛ با همه اينها سعي كرده‌ايم تا تعاريفي كه جوهره كليه مفاهيم را دارا باشد ارائه دهيم .


ادامه نوشته

3000 +  سه هزارمین پست مدیرسرا :  اگر نمی‌خواهید بیمار شوید...


اگر نمی‌خواهید بیمار شوید
احساساتتان را بیان کنید.
هیجانات و احساساتی که سرکوب یا
پنهان شده باشند به بیماری‌هایی
نظیر ورم معده، زخم معده، کمر درد
و درد ستون فقرات منجر می‌شوند.
سرکوبی احساسات به مرور زمان حتی
می‌تواند به سرطان هم بیانجامد.
در آن زمان است که ما به سراغ یک
محرم می‌رویم و رازها و خطاهای
خود را با او در میان می‌گذاریم!
گفتگو، صحبت کردن، کلمات وسیله درمانی قدرتمندی هستند.


اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛
تصمیم‌گیری کنید.
افراد دو دل و مردد دچار دلهره و
اضطراب هستند. دو دلی و بی‌تصمیمی
باعث می‌شود که مشکلات و
نگرانی‌ها روی هم انباشته شوند.
تاریخ انسان بر اساس
تصمیم‌گیری‌ها ساخته شده است.

تصمیم‌گیری دقیقاً به معنی
چشم‌پوشی آگاهانه از بعضی مزایا و
ارزش‌ها برای به دست آوردن بعضی دیگر است.
افراد مردد در معرض بیماری‌های
معدی، دردهای عصبی و مشکلات پوستی
قرار دارند.


ادامه نوشته

وصیتی زیبا برای زندگی ابدی


روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.

آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.

در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند


ادامه نوشته

اسلام و تروریسم


این جواب یک پژوهشگر آلمانی است در پاسخ به سوالی درباره ی اسلام و تروریست :

اون میگه :
جنگ جهانی اول رو کی شروع کرد؟ مسلمانها ؟
جنگ جهانی دوم چی ؟ مسلمانها ؟
کی 20 میلیون بومی رو در استرالیا کشت ؟ مسلمانها ؟
کی روی هیروشیما و ناکازاکی بمب اتم انداخت ؟ مسلمانها ؟
چه کسی بیشتر از 100 میلیون سرخ پوست رو در آمریکای شمالی کشت ؟ مسلمانها؟

چه کسی بیشتر از 50 میلیون سرخ پوست رو در آمریکای جنوبی کشت ؟ مسلمانها ؟
چه کسی 180 میلیون سیاه پوست آفریقایی تبار را به عنوان برده به اسارت گرفت و 88 درصد آنها مردند و در اقیانوس آتلانتیک انداخته شدند ؟ مسلمانها؟
نه و آنها مسلمان نبودند !!!
قبل از هر چیز شما باید تعریف درستی و کاملی از تروریسم داشته باشید.
اگر یک غیر مسلمان خلافی انجام بده ، فقط مرتکب یک جرم شده ... اما اگر یک مسلمان همان عمل را انجام دهد ، او یک تروریست است!!
پس اول این استاندارد دوگانه رو حذف کنید تا برگردیم سر حرفمون ( سوالی که ازش پرسیدن) .


ادامه نوشته

آن که غریب زیست


هنوز هر بار که وارد کریدورهای دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی می‌شوم و از پله‌های قدیمی که از زمان رضاشاه تا به حال خم به ابرو نیاورده‌اند بالا می‌روم، بی‌اختیار احساس می‌کنم که افضل را دومرتبه می‌بینم. احساس می‌کنم عنقریب افضل با پاهای نیمه‌فلجش در حالی که دو دستی طارمی‌ها را گرفته و دارد به سختی پایین می‌آید با من سینه‌به‌سینه خواهد شد. نمی‌دانم در چشمان نافذ این جوان ترک که از روستای کوچکی بین بناب و مراغه می‌آمد چه بود که هنوز هر وقت به او و نحوه‌ی مرگش می‌اندیشم ترسی جانکاه با آمیزه‌ای از ناامیدی و خشمی فروخورده از نظام آموزشی دانشگاهی‌مان سراپای وجودم را می‌گیرد.
جزء ورودی‌های سال 72 بود. انصافاً که چه ورودی‌هایی بودند. هر کدام آیتی از هوش و ذکاوت و شاهکاری از استعداد. درخشان‌ترین استعدادهای اطراف و اکناف کشور، از کرمان، تبریز، شاهرود، نیشابور، بابل، بندرانزلی، اصفهان... و بالاتر از همه از روستایی بین مراغه و بناب، همانجا که افضل در سال 52 متولد شده بود و همانجا هم در یک روز گرفته‌ی تابستان 79، خون گرمش بر روی آسفالت داغ کنار روستایشان ریخته شد.


ادامه نوشته

آشنایی با انواع شیوه‏ های تبلیغات اینترنتی


دنیای تبلیغات اینترنتی در دو دهه‌ی اخیر تحولات گسترده‌ای را پشت سر گذاشته است. همزمان با ایجاد شیوه‌ها و تکنولوژی‌های جدید تبلیغ آنلاین، در سال‌های گذشته سهم تبلیغات مجازی از کل بازار تبلیغات همواره رو به افزایش بوده است. اگر در کمتر از یک دهه پیش، تعداد اندکی از صاحبان آگهی از فرصت‌های فضای مجازی برای تبلیغات آگاه بودند، اکنون گردش مالی آگهی‌های آنلاین در برخی کشورها از جمله امریکا از گردش مالی آگهی‌های مطبوعاتی بیشتر شده است. در ایران نیز اگر تا پنج-شش سال پیش کمتر کسی حاضر به هزینه کردن برای تبلیغ محصول یا خدماتش روی اینترنت بود، اکنون بسیاری از وب‌سایت‌های پربیننده‌ی فارسی مملو از بنرهای تبلیغاتی هستند و برخی جایگاه‌های مربوط به نمایش آگهی‌شان از چند ماه قبل‏تر رزرو می‌شود.

تبلیغات اینترنتی از همان سال‌های اولیه شکل‌گیری وب با نمایش آگهی‌های متنی و تصویری در برخی وب‌سایت‌های پربیننده شروع شد. در کنار نمایش وبی، شیوه‌ی اولیه‌ی دیگر ارسال ایمیل‌های تبلیغاتی گروهی بود. اما تبلیغات اینترنتی با آغاز هزاره‌ی جدید و ورود شرکت گوگل به‌دنیای تبلیغات آنلاین به تجارتی جدی تبدیل شد. ویژگی‌هایی از قبیل نمایش دائمی در محدوده‌ی زمانی خاص، فراتر رفتن از محدوده‌ی جغرافیایی، انعطاف در طراحی و اجرا، امکان تعامل با مخاطب، امکان هدایت مخاطب به وب‏سایت هدف یا توضیحات بیشتر، امکان هدایت مخاطب به خرید کالا یا سرویس، امکان گزارش‌گیری از بازدیدکنندگان آگهی و چند مورد دیگر مجموعه‌ی عواملی است که اشتیاق برای ارائه تبلیغات در فضای آنلاین را افزایش داده است.


ادامه نوشته

از کوچک بودن خجالت نکشید


نیازی نیست که وانمود کنید شما یک شرکت بزرگ هستید. شرکت کوچک در پیشرفت شما می‌تواند کمک کند.

کارآفرینان، خصوصا در سال‌های اولیه گسترش کارشان، بسیار در مورد اندازه شرکتشان نگران هستند و کارهای زیادی برای بزرگ‌تر جلوه دادن خودشان انجام می‌دهند. بعضی سیستم پیام صوتی با گزینه‌هاي زیاد را انتخاب می‌کنند و این درست مانند این است که آنها صدای کارکنان مختلف را انعکاس می‌دهند. برخی گروه‌ها و تیم‌هایی را معرفی می‌کنند که واقعا وجود ندارند به این دلیل که مشتریان خود را متقاعد سازند که از آنچه می‌بینند بزرگ‌تر هستند. بسیاری نقاط تماس تبلیغی زیاد یا غرفه‌های نمایش تجاری را ایجاد می‌کنند که حتی در آرزوهایشان نمی‌توانند به آنها برسند.‌


ادامه نوشته

چگونه در شبكه‌های اجتماعی ‌نقد كنیم؟


هنر مخالفت
طبق طبقه‌بندی نویسنده، پایین هرم یعنی بیشترین و رایج‌ترین نوع مخالفت، دشنام دادن و وصله زدن و نام گذاشتن است. بعد از آن، به زیر سوال كشیدن نویسنده است و اینكه حق نداشته یا حوزه‌اش نبوده كه این را بگوید، بدون اینكه به منطق یا حرفش اشاره شود. بعد از آن انتقاد از لحن گفتار است باز بدون اینكه به ابعاد و منطق مخالفت پرداخته شود. مرحله بالاتر از آن، تناقض است كه مساله‌یی در تناقض با مطلب طرح شده می‌آید اما باز استدلالی ندارد. مرحله بالاتر، طرح كردن مساله مقابل با طرح و دلیل است كه از اینجا جدی و مشخص می‌شود.

بعد ایرادها و اشكال‌ها را در مرحله بعد پیدا می‌كند و چرایی آن را می‌گوید و در مرحله بالای هرم، می‌توان به منطق یا نتیجه‌گیری یا استدلال مطرح‌شده ایراد گرفت و آن را رد كرد. شناخت این هرم از این نظر مهم است كه اگر در محیط اجتماعی - اینترنتی بحث كنید، با طبقه‌های پایین هرم روبه‌رو می‌شوید در نتیجه آمادگی آن را داشته باشید. اما اگر قرار است مخالفت كنید، هر قدر به سه مرحله بالای هرم نزدیك شوید و بر اساس آن عمل كنید، گفت‌وگویی سالم‌تر، نتیجه‌دار‌تر و بهتر خواهید داشت.

چگونه مخالفت كنیم؟
تا دو دهه پیش نویسندگان فقط می‌نوشتند و خوانندگان هم به خواندن بسنده می‌كردند. اما در سال‌های اخیر به ویژه در فضای مجازی این امكان فراهم شده كه خوانندگان نظر دهند و در جلسات بحث و گفت‌وگو شركت كنند. اغلب افرادی كه به موضوعی واكنش نشان می‌دهند، با آن مخالف‌اند. همان‌گونه كه انتظار می‌رود موافقت با موضوع كمتر از مخالفت با آن مردم را به هیجان می‌آورد. معمولا در موافقت حرف كمتری برای گفتن داریم؛ البته می‌توانیم توضیح بیشتری درباره گفته نویسنده بدهیم، اما احتمالا او پیش‌تر جالب‌ترین جنبه‌های نهفته در نوشته‌اش را بررسی كرده و كاویده است.


ادامه نوشته

گناهی بزرگتر از کشتن شصت علوی


از عبدالله بزاز نیشابوری داستانی روایت شده است. او می گوید:
"بین من و حمید بن قحطبه ملعون معامله ای بود. وقتی که از سفر برگشتم، برایم پیغام آوردند و گفتند که امیر تو را دعوت کرده است . من هم با همان لباس های سفرم به کاخ او رفتم. هنگامی که به درگاهش رسیدم ظهر بود برای همین تشت و اِبریق را آوردند تا دست هایمانرا برای نهار بشوییم. هنگامی که بساط نهار پهن شد، یادم افتاد ماه رمضان است و من روزه ام برای همین از سر سفره کنار رفتم.

حمید گفت: چرا نهار نمی خوری ؟ گفتم: ماه رمضان است و من،  نه مریضم و نه عذری برای نگرفتن روزه دارم. شاید شما عذری داشته باشید؟! حمید گفت : من هم نه مریضم و نه عذری دارم. آنگاه اشکهایش جاری شد و غدایش را کامل خورد.


ادامه نوشته

کلام بزرگان 620


مهم نیست اگر انـسـان بـرای کـسی که دوسـتـش دارد غـرورش را از دست بـدهـد ؛

                امـا فـاجـعـه اسـت اگر بـه خـاطـر حـفـظ غـرور ، کـسی را که دوسـت دارد از دست بـدهـد .
                ویـلـیـام شکـسـپـیـر

                نیمی از مردم جهان، افرادی هستند که چیزهایی برای گفتن دارند ولی قادر به بیان آن نیستن
                ونیم دیگرافرادی هستند که چیزی برای گفتن ندارند ،اما همیشه در حال حرف زدن هستند
                (رابرت لی فراست Robert Frost)

                هـمـیـشـه حـرفـی بـزن، کـه بـتـوانی آنـرا بـنـویـسی
                چـیـزی را بـنـویـس، کـه بـتـوانـی آنـرا امـضـاء کـنـی
                وچـیـزی را امـضـاء کـن کـه بـتـوانی پـایـش بـایـسـتی
                " نـاپـلـئـون بـنـاپـارتـــــــ "...

                اگر یکـــ سال ثمر از کاری را خواستی گندم بکار، اگر دو سال خواستی درختـــ بکار
                اما اگر صد سال ثمر خواستی به مردم یاد بده
                " كـنـفـوسیـوس -- Confucius "

                تنها کاری را تا فردا کنار بگذار،
                که حاضری بمیری بدون اینکه انجامش داده باشی
                (پابلو روئیس پیکاسو-- Pablo Ruiz Picasso) ...

                اگر مي خواهی پس از مرگ فراموش نشوی ،
                يا چيزی بنويس كه قابل خواندن باشد، يا كاری بكن كه قابل نوشتن باشد .
                " بنجامين فرانكلين "

                انسان موجود عجيبی استـــــ
                اگر به او بگـوييد در آسمـان، يـكصد ميـليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد
                بي چون و چرا مي پـذيرد، اما اگر در پاركی بـبيند روی نيـمكـتي نوشته اند رنگی نشـويد
                بي درنگــــ انگشتــــ خود را روی نیمکتــــ می کـشد تا مـطمئـن شـود
                نیچه
           
                هـر حـقـیـقــتی از سـه مـرحـلـه می گـذرد:
                ابـتـدا، بـه مـسـخره گـرفـتـه مـیـشود
                بـعـد بـه شـدتـــــ بـا آن مـخالـفـتـــــ مـیـشـود
                و در آخـر، بـه عـنـوان امـری بـدـیهـی پـذـیـرفـتـه میـشـود.
                " آرتورشوپنهاور "

                مايكل شوماخر چندين سال متوالی در مسابقات اتومبیلرانی "فرمول یک" در دنيا اول شد.
                وقتي رمز موفقيتش را پرسيدند، در جواب گفت:
                تنها رمز موفقيت من اين است كه زماني كه ديگران ترمز مي گيرند، من گاز مي دهم ...
                DECIDE while others are delaying
                (تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)...

                درد من مرگــــ مردمی استـــــ که گدایی را قناعتـــ ، بی عرضگی را صبر وبا تبسمی بر
                لبـــــ این حماقتها را حکمتـــــ خدا مینامند
                گاندی
            
                حـتـی افـرادی هـم که مـعـتـقـد هـستـنـد سـرنـوشـتـــــ هـمه از قـبـل تعـیـیـن شـده و قـابـل
                تغـیـیـر نیـسـتـــــــ ؛ مـوقـع رد شـدن از خـیـابـان ابـتـدا دو طـرفـــــ آن را نگاه میـکـنـنـد .
                اسـتـیـون هـاوکـیـنگـــــ...

                قـرار نـیـسـتــــــ مـن طـوری زنـدگی کـنـم کـه دنـیـا دوسـتــــــ داره ،
                خـبــــــ طـبـعـا قـرارهـم نـیـسـتــــــ دنـیـا هـمـونطـوری بـچـرخـه کـه مـن دوسـتــــــ دارم.

                "جـروم دیـویـد سـالـیـنجـر"...


ادامه نوشته

چقدر به هم بدهكاريم؟


ایستاده‌ام توی صف ساندویچی که ناهار امروزم را سرپایی و در اسرع وقت بخورم و برگردم شرکت. از مواقعی که خوردن، فقط برای سیر شدن است و قرار نیست از آن چیزی که می‌جوی و می‌بلعی لذت ببری، بیزارم. به اعتقاد من حتی وقتی درب باک ماشین را باز می‌کنی تا معده‌اش را از بنزین پر کنی، ماشین چنان لذتی می‌برد و چنان کیفی می‌کند که اگر می‌توانست چیزی بگوید، حداقلش یک "آخیش" یا "به به" بود. حالا من ایستاده‌ام توی صف ساندویچی،‌ فقط برای این که خودم را سیر کنم و بدون آخیش و به به برگردم سر کارم.
نوبتم که می‌شود فروشنده با لبخندی که صورتش را دوست داشتنی کرده سفارش غذا را می‌گیرد و بدون آن که قبضی دستم بدهد می‌رود سراغ نفر بعدی. می‌ایستم کنار، زیر سایهء یک درخت و به جمعیتی که جلوی این اغذیه فروشی کوچک جمع شده‌اند نگاه می‌کنم، که آیا اینها هم مثل من فقط برای سیر شدن آمده‌اند یا واقعا از خوردن یک ساندویچ معمولی لذت می‌برند. آقای فروشندهء خندان صدایم می‌کنم و غذایم را می‌دهد، بدون آن که حرفی از پول بزند.


ادامه نوشته

تبدیل استراتژي برتربه عملکرد برتر


تحقيقات ما نشان مي دهد به طور متوسط شركت ها تنها به 65 درصد از عملكرد مالي موعود استراتژي هاي خود دست مي يابند و هميشه شكافي بين استراتژي و عملكرد وجود دارد كه از چشم مدير عالي دور مي ماند.
طبق نتايج بدست آمده از يك تحقيق در سال 2004  كه هدف آن اين بود كه بدانند شركت هاي بزرگ چگونه استراتژي هاي خود را به عمل تبديل مي كنند  و يا اگر با مشكلي مواجه مي شوند علت رايج آن مشكل چيست نتايج بدست امده اين چنين بود:
شكاف ميان استراتژي و عمل موجب تقويت فرهنگ عملكرد ضعيف مي شود :در بسياري از شركت ها شكست در برنامه ريزي و اجرا از طريق يك چرخش تدريجي در فرهنگ تقويت شده و حتي پاداش داده مي شود اين تغيير بصورت تلويحي اما به سرعت اتفاق مي افتد اما رهايي از آن بسيار دشوار است.
پر كردن شكاف ميان استراتژي و عمل: هر چقدر هم اين شكاف عميق باشد مديريت مي تواند آن را از ميان بردارد بسياري شركت ها به جاي تمركز جداگانه بر فرآيند هاي برنامه ريزي و اجرا براي        پر كردن شكاف بين آن ها روي هر دو طرف معادله كار مي كنند و استانداردهاي برنامه ريزي و اجرا را هم زمان  بالامي برند.
نتيجه تحقيقات اين بود كه شركت ها هفت قاعده  را در مورد استراتژي و عمل خود به كار مي بندند كه به قرار زير است:


ادامه نوشته

طنز: ۹ درس زندگی


درس اول:
یه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند… یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه… جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم… منشی می پره جلو و میگه: «اول من ، اول من!… من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم»… پوووف! منشی ناپدید میشه… بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: «حالا من ، حالا من!… من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم ، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»… پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه… بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه… مدیر میگه: «من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن»!
نتیجهء اخلاقی : اینکه همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه!


ادامه نوشته

چگونه از فرزندمان یک کارآفرین بسازیم


برای کارآفرینی ویژگی های مختلفی شناسایی شده است. روانشناسان به ویژگی های شخصیتی کارآفرین توجه نموده اند. هدف آنها در واقع شناسایی چگونگی ایجاد این ویژگی های متمایزکننده بوده است. از اوایل دهه شصت توجه جامعه شناسان و روانشناسان به ویژگی دیگری که باعث پرورش کارآفرینی می گردد جلب شده است که متغیرهای جمعیت شناختی می باشد.
کمیسیون اروپا برای گسترش و تسهیل کارآفرینی ایجاد قالب ذهنی مناسب در افراد و آموزش از سطوح پایین آموزش و پرورش را پیشنهاد نموده است و کشورهای آسیایی نیز پروژه هایی را در این راستا به کار گرفته اند. یکی از استراتژی هایی که مالزی برای توسعه کارآفرینی این کشور به کار برد ایجاد وزارت پرورش کارآفرین است.

آموزش یکی از مهمترین ساختارهای این وزارتخانه است. این آموزش با هدف پدید آوردن فرهنگ کارآفرینی انجام می پذیرد و وظیفه آن ترویج فرهنگ کارآفرینی در جامعه، به گونه ای که دانش آموزان مدارس و مؤسسه های آموزشی بالاتر (IHL) را دربر بگیرد است.
در ایران پژوهش های زیادی در راستای ویژگی های شخصیتی کارآفرینی افراد و بررسی وضعیت موجود صورت گرفته است. متاسفانه وضعیت در حد مطلوب نیست. در پژوهشی ویژگی پنجگانه کارآفرینی تحت عناوین توفیق طلبی، استقلال طلبی، خطرپذیری، خلاقیت و عزم و اراده برای ارزیابی نیم رخ کارآفرینی دانشجویان، اندازه گیری شده است.


ادامه نوشته

آرامـــــــش



ای مهربانترین آرامش عطایم کن
بارالهـــــــــــــــــا!
در پیشگاه تو ایستاده ام،
و دست هایم را به سوی تو بلند کرده ام، آگاهم که در بندگی ات کوتاهی نموده و در فرمانبری ات سستی کرده ام،
اگر راه حیا را می پیمودم از خواستن و دعا کردن می ترسیدم... ولــــــــــــــــــــی...پروردگـــــــــارم!
آنگاه که شنیدم گناهکاران را به درگاهت فرا می خوانی،و آنان را به بخشش نیکو و ثواب وعده می دهی،
برای پیروی ندایت آمدم، و به مهربانی های مهربانترین مهربانان پنــــــــــــــاه آوردم،
و بوسیله برترین زن، و فرزندانش، که پیشوایان و جانشینان اویند،
و به تمامی فرشتگانی که به وسیلۀ اینان به تو روی می کنند،
و در شفاعت نزد تو، آنان را که خاصان درگاه تو اند، وسیله قرار می دهند، به تو روی آورده ام،


ادامه نوشته

پنج نشانۀ مدیران نالایق


امروزه همه ما از دست مدیران نالایق گله و شکایت داریم. اما وقتی خودمان به پست سازمانی مدیریت می رسیم ،انجام آنچه یاد گرفته ایم را فراموش می کنیم و ریشۀ همه مسائل را به کارکنان مان نسبت می دهیم.
بخشی از وظیفۀ مدیر این است که کارکنان نامناسب را اداره نماید اما کارکنان اجباری ندارند تا یک رئیس بد را جمع و جور کنند. بنا براین از کجا باید بدانیم که آیا ما خودمان از همان دسته مدیران نالایق هستیم یا نه؟ در اینجا به پنچ نشانۀ یک مدیر ناتوان اشاره می شود:
 
    کارکنان به ما دروغ می گویند :  به نظر می رسد که این موضوع به کارکنان مربوط بشود اما پرسش این است که چرا آنها مجبور به دروغ گوئی می شوند؟ آیا رئیس درخواستهای نا معقول دارد؟ آیا کارکنان را بخاطر اشتباهات شان شدیداً مورد مؤاخذه قرار می دهد؟ در مورد مرخصی دادن به کارکنان، از آنها زیاد سئوال و جواب می کند؟ تمامی این ریزه کاری ها منجر به یک شرایط فرهنگ سازمانی می گردد که کارکنان برای خلاصی از آنها به دروغ گوئی متوسل می شوند. فرهنگ شفافیت و درک متقابل به یک ارتباط صادقانه بین کارکنان و مدیران می انجامد.


ادامه نوشته

ابوالحسن خرقاني


"هر که در این سرا در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد"

آرامگاه شيخ ابوالحسن خرقاني
یکی از مقاصد متنوع توریسم در شهرستان شاهرود گردشگری معنوی و عرفانی یا همان (Spiritual tour‌) می باشد که از جمله جذاب‌ترین تورهایی هستند که در عرصۀ گردشگری نوین جایی برای خود باز نموده و مشتاقان انبوهی دارند.
از دیدگاه کارشناسان گردشگری، شاهرود به دلیل وجود آرامگاه سلطان العارفین بایزید بسطامی، شیخ ابوالحسن خرقانی، شیخ عمادالدین و شیخ جلال الدین به مهد عرفان مشهور است.

شیخ ابوالحسن خرقانی در روستایی به نام قلعه نو خرقان در 24 کیلومتری شمال شاهرود در بخش بسطام آرمیده است. مجموعۀ آرامگاه با توپوگرافی جالب به صورت باغ ایرانی است و نهر آبی از کنار آن روان است و در کنار آن مکانی برای استراحت گردشگران در نظر گرفته اند. در وسط مجموعه بنای آرامگاه و مسجدی منسوب به شیخ ابوالحسن واقع است. محراب این مسجد که متعلق به دوره ایلخانی است از جمله مهمترین بخش های بنا بوده و تنها محرابی است که رو به مغرب ساخته شده و در آن نوشتار فارسی بکار رفته که بدین مظمون است: "گفت علی شيخ قدس الله رحمه: قبله بر پنج است؛ کعبه، قبله مومنان است . بيت المعمور، قبله فرشتگان است .عرش، قبله دعا گويان است و حق ، قبله جوانمردان و دوستان".


ادامه نوشته

معمای خلاقیت


دو راننده اتوبوس كنار هم مشغول چای خوردن بودند.
پسر بچه ای به آنها نزدیك می شود و یكی از راننده ها او را بغل می كند و می گوید: پسرم بیا چای بخور!
چند لحظه بعد، راننده دوم، به پسر بچه یك چای می دهد و به او می گوید: بیا پسرم!

ماجرا چیست؟


ادامه نوشته

کانون ارزیابی مدیران


کانون یا مراکز ارزیابی (Assessment Center) مدیران، یک رویکرد یا فرآیند ارزیابی می‌باشد که بر ارزیابی گروهی داوطلبان (ارزیاب شوندگان) توسط تیم ارزیابان حرفه‌ای با استفاده از تمرینات و آزمون‌های متنوع تاکید دارد. این روش بر تقویت شایسته سالاری و هدفمند نمودن آموزش‌های مدیران و کمک به بهبود و توسعه آنها تلاش دارد. ارزیابان با در نظر گرفتن شایستگی‌های رده‌های مختلف مدیریتی، پیشنهادات مورد نیاز آموزشی جهت بهبود توانمندی‌های مدیریتی شرکت کنندگان ارائه می‌نمایند.
در گذشته ارزیابی توانائی‌های بالقوه مدیران براساس مشاهده، انجام آزمون‌ها و یا مصاحبه فردی صورت می‌گرفت، روش‌های سنتی مزبور در عمل، کارایی چندانی نداشته و اغلب موجب قضاوت‌های نادرست بوده‌اند. مراکز ارزیابی با تمرکز بر شایستگی‌های مورد نیاز مدیران و استفاده از روش‌های متنوع ارزیابی از اعتبار بالاتری نسبت به روش‌های متداول برخوردار می‌باشد. همچنین با توجه به پیچیدگی و پیشرفته بودن رویکرد مزبور، استفاده از ارزیابان حرفه‌ای و متخصصین صاحب نظر در این زمینه برای اجرای موثر آن ضروری می‌باشد
فلسفه یا جهان بینی طرح
فلسفه این طرح بر دو مقوله مهم شایسته سالاری و مدیریت استعدادها استوار است:
* شایسته سالاری (Merit)
مفهوم شایسته سالاری بر اعمال ضوابط و بکارگیری علم و منطق (نه روابط و ذهنیات) در انتخابها و انتصابها دلالت دارد که با اجرای این طرح، شایسته سالاری تا حدود زیادی در سازمان نهادینه می شود. به این ترتیب که:
- افراد براساس قابلیت ها و مهارتها گزینش گردند.
- به تمامی داوطلبان در زمینه جذب، فرصت برابر داده شود و از هرگونه تبعیض جلوگیری گردد.
- برای سنجش و ارزیابی استعدادها و توانمندیهای افراد، ابزارهای علمی مورد استفاده قرار گیرد.
*مدیریت استعدادها (Talents):
مفهوم مدیریت استعدادها از یک واقعیت تلخ سرچشمه می گیرد و آن اینکه از یک سو تعداد افراد مستعد محدود است و از سوی دیگر نیاز به آن روز به روز افزون تر می شود. برخی از اندیشمندان بی توجهی به جذب و تربیت این افراد را مثل بمب ساعتی مخربی توصیف می کنند که یک دهه آینده منفجر خواهد شد.
به این ترتیب افراد فکور، مسئولیت پذیر و مبتکر که از عهده تصمیمات سریع و مهم بر می آیند کمیابند و رقابت حریصانه سازمانها برای شکار این افراد همچنان گسترش داشته و خواهد داشت. ترک کارشناسان با استعداد از سازمان (حتی در شرایط کنونی کشورمان) مؤید کمیابی استعدادها و بیانگر رقابت شدید سازمانها برای این منابع سرشار است.


ادامه نوشته

برنامه ریزی توسعه فردی


من کجاهستم؟: ارزشهای من چیست؟، چگونه من از کار خود راضی می شوم، چونه کارم نیازهایم را برآورده می سازد، در صورت تمایل به ایجاد تغییر، چگونه می توانم آن را ایجاد کنم، من دوست دارم چه شخصیتی داشته باشم.
کجا می خواهم باشم؟:آیا من می خواهم به یک سازمان جدید منتقل شوم، آیا می خواهم کارم را غنی کنم، آیا می خواهم مهارتهای خود را توسعه دهم؟.
چگونه می خواهم به مقصد مورد نظر خود برسم؟: چه دانش و مهارتی را من دارا هستم، نقاط قوتم در انجام کارهای جاری و آینده ام چیست، موانع احتمالی عدم تحقق اهدافم چیست، من چگــونه می توانم بر موانع غلبه کنم؟


ادامه نوشته

مربیگری چیست و چگونه عمل می‌کند؟


بنا به تعریفی که از سوی فدراسیون بین المللی مربیگری (ICF) ارائه شده مربیگری (Coaching) شبیه به شراکتی است که به مراجعین در راستای دستیابی به خواسته‌های شخصی و حرفه‌ای یاری می‌رساند. بر عمق یادگیری مراجعین افزوده، به تسریع در اجرای خواسته‌ها و افزایش کیفیت زندگی آنها می‌پردازد.
    مربی حمایت می‌کند، قدرت می‌دهد و فرد را پاسخگو می‌داند، او کمک می‌کند که به تعریف تصورات خود و اجرای متعهدانه آن پرداخته و به علایق خود دست یابد. مربی(Coach) در راستای تحقق رویای مراجعین گام برمی‌دارد و در یک کلام: مربیگری زندگی (Life Coaching) شما را از جایی که در حال هستید به جایی که دوست دارید باشید، هدایت می‌کند...
    لازم است خاطرنشان شود که نباید مربیگری (Coaching) را با مشاوره و روش‌های درمانی اشتباه کرد برای مربی (Coach) چگونگی دستیابی فرد به موقعیت فعلی اهمیت ندارد، آنچه مهم است، خواسته او برای آینده می‌باشد. مشاوره بر اساس مجموعه‌ای از معلومات، به ارائه توصیه به فرد می‌پردازد و درمانگر به کنکاش در تجربیات گذشته، احساسات و ضعفهای او همت می‌گمارد.
    این در حالی است که مربیگری (Coaching) با تمرکز روی نقاط قوت فرد به تایید و حمایت از تفکر دقیق پرداخته و معلومات، ایده‌ها و اهداف فرد را به سمتی هدایت می‌کند که وارد عمل شده و شروع به ایجاد تغییرات در راستای دستیابی به خواسته‌ها نماید. مربیگری (Coaching) ضمن توانبخشی به فرد در جهت دستیابی به نتیجه خاص خود با روشن کردن موقعیت شخص در تمام گام های زندگی در راستای اهداف موردنظر، او را به پیش می‌راند. مربیگری (Coaching) به جای آن که توجه خود را به خطاها و اشتباهات معطوف کند، به تقویت آنچه را که صحیح است می‌پردازد.
    این تکنیک در بیشتر مواقع از طریق تلفن، Email و گاه رو در رو به صورت فردی یا گروهی قابل اجرا است.

    ● منشاء و ریشه های مربیگری
    در انگلیسی میانه، واژه "coche" به معنای "واگن یا کالسکه" بوده و ترجمه تحت الفظی "coach" (مربی)، وسیله ای است که یک شخص یا گروهی از افراد را از یک مکان به مقصد مطلوب می رساند.
    مربیگری امروزه یکی از سریع ترین حرفه های رو به رشد در جهان است و طبق برآوردها، ۳۰ هزار مربی در جهان وجود دارد. مربیگری در اواسط سال ۱۹۸۰ میلادی توسط توماس لئونارد در ایالات متحده آمریکا ایجاد شد. از آن پس رشد و گسترش آن در بریتانیا، ژاپن، کانادا، استرالیا، سنگاپور، و نیوزیلند ادامه یافته است.
    با آنکه ارزش آن بیشتر و بیشتر و بصورت گسترده ای مورد تایید قرار گرفته است، شنیدن ایده های مختلف افراد درباره شمول (ترکیب) دقیق مربیگری جالب است. بنظر می رسد که بسیاری از افراد، مربیگری را با درمان و یا مدیریت پیوند داده و تصور می کنند که مربیگری، در رابطه با حل مشکلات آنها است و نه افزایش پتانسیل ایشان.
    همانند مربیگری ورزشی افراد می دانند که مربیگری حرفه ای در رابطه با رسیدن به اهداف است، اما هنوز گاهی اوقات پی نمی برند که چگونه این امر می تواند در زندگی خصوصی و حرفه ای آنها بکار برده شود. برای مثال نوع مربیگری که ارائه می نمایم در رابطه با یافتن وضوح، الهام و انگیزه برای پیش رفتن و حرکت از کلافگی به شیفتگی، از شک به اعتماد و از ترس به اطمینان است.


ادامه نوشته

کوچینگ چیست؟


کوچینگ یک رابطه دو طرفه- بین شما و راهنماست- بمنظور حرکت شما از اوضاع کنونی در زندگیتان به وضع دلخواه.
به واسطه فرایند کوچینگ شاگردان به عمق درک خود می افزایند آگاهتر میشوند ازهرآنچه که میتوانند انتخاب کنند و زندگی موفقی برای خود میسازند. مربی شما را به جلو حرکت میدهد. اگر در مساعل کار و زندگی خود احساس درماندگی میکنید اگر مطمعن نیستید که واقعا چه میخواهید و یا نمیدانید از چه راهی به آنچه که میخواهید برسید و اگر هدفتان مشخص است و خوب میدانید که برای رسیدن به آن چه باید کرد اما به یکنوعی از موفقیت بازمانده اید شاید کوچینگ همان نیروییست که برای حرکت به جلو به آن نیازمندید.

کوچینگ فرایند یست موثر برای پیشرفت چشمگیر و درک و حل مساعل در زمینه های:
رشد شخصی
خانواده تعلیم و تربیت فرزندان
عشق و ازدواج
تحولات متناوب وفقدان
رشد و نمو کار و حرفه
سلامتی
لذت از زندگی
معنویت


ادامه نوشته

بودجه بندی برمبنای صفر


يكي از روش‌هاي بودجه‌بندي به ويژه در كشورهاي توسعه‌يافته، روش بودجه‌بندي بر مبناي صفر است. اساس اين روش مبتني بر نوسازي و تحول است بدين صورت كه فعاليت‌هاي بي‌ثمر سال گذشته كنار گذاشته مي‌شود.

به گزارش «تابناک» ، در اين روش براي تنظيم بودجه‌ي سال آينده، بررسي مي‌كنند كه چه برنامه‌هايي ناموفق بوده است و در اولين گام بودجه‌ي اين قبيل برنامه‌ها را صفر مي‌كنند و به تعبير واضح‌تر آنها را حذف مي‌كنند. لازمه‌ي اجراي چنين روشي دو شرط اساسي است: يكي اين كه از برنامه‌هاي قبلي‌تان ارزيابي درستي داشته باشيد كه كدام موفق و مفيد بوده‌ است و كدام خير. دوم اين كه شهامت و قاطعيت لازم براي حذف آن برنامه‌هاي ناموفق را داشته باشيد، چون براي حذف بايد با ذينفعان قبلي بجنگيد و جلوي برخي اسراف‌ها را بگيريد.


ادامه نوشته

قرار نبود اینجور زندگی را سر کنیم


تا جایی که فهمیده‌ام قرار نبوده این ‌قدر وقت‌مان را در آخور‌های سرپوشیده‌
>                 تاریک بگذرانیم به جای چریدن زندگی و چهار نعل تاختن در دشت‌های بی‌مرز.
>                 قرار نبوده تا نم باران زد، دست‌پاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک
>                  روی سر‌ بگیریم مبادا مثل کلوخ آب شویم.
>                 قرار نبوده اینقدر دور شویم و مصنوعی. ناخن‌های مصنوعی،
>                 دندانهای مصنوعی، خنده‌های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه‌های مصنوعی.
>                 حتما‌ً قرار نبوده بزهایی باشیم که سنگ‌نوردی مصنوعی در سالن می‌کنند
>                  به جای فتح صخره‌های بکر زمین.


ادامه نوشته

راز توسعه مالزی


اگر قدرت اقتصادی داشته باشید، دولت شما قدرت دارد از کشور دفاع کند. چرا که از تجارت و کارآفرینی قدرت حاصل می شود و می تواند جهت دفاع هم به کار گرفته شود.

                ما نتوانستیم کشور صنعتی شویم، چون مستعمره بودیم.

                بعدها "در کنار هم" در رقابت شرکت کردیم.

                ما کشوری فقیر با درآمد سرانه 300 دلار بودیم که با حفظ "ثبات سیاسی"،

                تولید ناخالص خود را از 12 میلیارد دلار به 230 میلیارد دلار رساندیم.


ادامه نوشته

شایعترین بیماری شغلی چيست؟


عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی قم در حاشیه سمینار آموزشی طب کار با بیان اینکه طب کار به موضوع پیشگیری و درمان بیماری های ناشی از کار در بین شاغلان مي‌پردازد، افزود: طبق گزارش منتشر شده در سال 1391 توسط مرکز آمار ایران، تقریبا یک سوم از جمعیت کشور در سه بخش صنعت، کشاورزی و خدمات مشغول به فعالیت هستند که این موضوع نشان دهنده ی سرمایه ی عظیم و ارزشمند انسانی در معرض آسیب های ناشی از حوادث شغلی است.

به گزارش ايسنا، جواد ملکوتی اظهار داشت: بی توجهی به مسائل و موضوعات پیرامون طب کار و بهداشت حرفه ای آسیب ها و صدمات جدی را به شاغلان حرفه های مختلف وارد می کند.

وی با اشاره به اینکه نوع آسیب ها و بیماری ها در مشاغل مختلف با توجه به ماهیت و شرائط کار متفاوت است، گفت: اختلالات اسکلتی و عضلانی از شایع ترین بیماری های شغلی به شمار می رود.


ادامه نوشته

تکنیک های خلاقیت - نمودار ایشیکاوا(نمودار استخوان ماهی)


همه کسانی که تجربه جلسات سازمانی را دارند می دانند که بسیاری از مواقع زمان های مدیران در سازمان ها در این مسیر تلف می شود که اساسا موضوع جلسه روشن شود. گاهی طرح و دستور کار جلسه موضوعی است و در طول بحث بسیاری از موارد اضافی و حاشیه ها و شاخ و برگ بحث ها باعث می شود اصل مساله از نظرها دور شود و زمان زیادی از بین برود و در نهایت به دلیل عدم تبیین درست مساله راه حل درستی هم به دست نمی آید.

نمودار استخوان ماهی یا ایشیکاوا، روشی بسیار سودمند برای شناسایی و حل مسائل از طریق ایده پردازی است. این تکنیک توسط پروفسور کائورو ایشیکاوا از دانشگاه توکیو در سال 1960 با هدف قاعده مند کردن پروسه کنترل کیفیت طراحی شد. هدف اصلی این تمرین، شناسایی و تهیه فهرستی از کلیه علل احتمالی مساله مورد نظر است. این روش در درجه اول یک تکنیک گروهی شناسایی مسئله است اما توسط افراد به تنهایی نیز قابل استفاده است.

این تکنیک بیشتر از آنکه روشی برای بروز خلاقیت باشد روشی خلاقانه است که طرح روشنی از مساله و ابعاد آن را به دست می دهد. همچنین به جهت ایجاد فضای بصری برای پرداختن به مساله و مدل توالی پرداختن به موضوعات پیرامون که از ساده به پیچیده به پیش می رود باعث می شود تمرکزی منحصر بفرد به همراه زمینه های بروز خلاقیت در بررسی مساله در اختیار مدیر قرار گیرد.


ادامه نوشته

چهار ذکر الهی در چهار حالت بحرانی


حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام ) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار
چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!

۱- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم
الوکیل» (آل عمران ایه ۱۷۱) پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد
شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در
آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جسند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت)
و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.

۲- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی
کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه ۸۷) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این
ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات
دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه ۸۸)


ادامه نوشته

تنهایی...



در زندگی به کسانی دل می بندیم که نمی خواهندمان

و از وجود کسانی که می خواهندمان بی خبریم ،

شاید این باشد دلیل تنهایی مان

ورشکسته ای که میلیاردر شد !


فاطمه دانشور يکي از کارآفرینان موفقي است که ۳۵سال سن دارد و از ۲۷ سالگي وارد حوزه کسب‌وکار شده است. او مدیر‌عامل شرکت سپهر آسياست که در عرصه واردات و صادرات سنگ آهن فعاليت مي‌کند. همچنين مدیر‌عامل موسسه خيريه مهرآفرين هم است. او در خانواده‌اي به دنيا آمده که مادربزرگش تمام اشعار شاهنامه را حفظ بوده و براي آنها به صورت قصه تعريف مي‌کرده و داستان‌هاي خود را به اينکه ذات يزدان (خدا) در موفقيت رستم و سهراب و… نقش داشته است به پایان می‌برده.

خانم دانشور می‌گوید: اين نوع تربیت باعث شد تا هميشه سايه خود خدا را بر سر خود احساس کنم و بتوانم بر مشکلات غلبه کنم. دانشور از فراز و نشيب‌هاي زندگي تا رسيدن به موفقيت براي ما صحبت مي‌کند که ماحصل آن را مي‌خوانيد:
چي شد که جرقه کارآفریني در ذهن شما زده شد؟
من چند سال است که متوجه شدم کارآفرین هستم. اصلا به اين فکر نبودم که کارآفرین شوم. چون مي‌خواستم به اهداف خود برسم پول نياز  داشتم. زماني‌که من  به طور جدي شروع به کار کردم هيچ پولي نداشتم ولي با ارتباط‌هاي موثر و سالم خود توانستم در شرايطي که فقط ۶۰۰ هزار تومان پس‌انداز داشتم بتوانم با همين فن ارتباط موثر در يک پروژه 7ميليارد توماني وارد شوم.


ادامه نوشته

قوانین نامگذاری در کسب و کار و محصولات


شاید با دیدن عنوان این مقاله از خودتان بپرسید وقتی که هدف کسب کسب و افزایش سودآوری از طریق فروش محصولات است  دیگر دلیل یک نامگذاری قانونمند چه می تواند باشد؟ آیا یک نامگذاری قانونمند و استاندارد در فروش ما تاثیرخواهد داشت؟
پاسخ کاملاً مثبت است! نام های خوب بیشتر می فروشند، سهم بازار بیشتری به دست می آورند؛ در خاطر مصرف کننده باقی می مانند و شانس کسب پیروزی نهایی در بازار برایشان به مراتب بیشتر از نام های تکراری، غیر استاندارد و پیش و پا افتاده و یا پیچیده است. نام های غیر اصولی محکوم به فنا هستند!

امروزه قوانین بازاریابی بسیار بیشتر از زمان گذشته بازبینی و اصلاح شده است و بسیاری از اشتباهات قدیمی آن دیگر تکرار نمی شود، اما در کشوری همچو ایران که بازاریابی در حد کتاب های ترجمه شده و تشریفات بروز می کند با همان راهکارها و تکنیک های قدیمی انجام می شود. حال آنکه اگر شما در چنین فضایی که اغلب رقبایتان هرگز به فکر انجام یک عملیات واقعی و سنجیده بازاریابی نیستند، هوشمندانه گام بردارید، پیروزِ میدان نبردِ بازار خواهید بود.

در گذشته کشورهای صنعتی- که قریب به اتفاق شرکت های ایرانی در زمان فعلی مانند آنها فکر می کنند- گمان می کردند که با افزایش توانمندی نیروهای فروشنده، گسترش کانال های فروش و سرعت در تحویل محصول به مشتری می توانند سهم بازار بیشتری به دست بیاورند و البته این طرز تفکر کاملاً صحیح بود. اما پس از مدتی صاحبان مشاغل دریافتند که این چرخه محصول نمی تواند قدرت رقابتی پایداری برای ایشان به دست بیاورد. چرا که با ورود محصولات جدید که مصرف کنندگان و جامعه علاقه بیشتری به صحبت کردن درباره آنها داشتند باعث می شد تا برخلاف در اختیار داشتن قدرتمندترین مذاکره کنندگان و فروشندگان؛ کانال ها و نمایندگان متعدد فروش و حتی غالب سهم بازار به زودی سهم فروش بالای خود را از دست داده و بعضاً برای همیشه از حضور در بازار رقابتی حذف شده و یا انصراف دهند.


ادامه نوشته

انسان در سه سایز


انسان هاي بزرگ در باره عقاید  سخن مي گويند
انسان هاي متوسط در باره وقایع سخن مي گويند
انسان هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند

انسان هاي بزرگ درد ديگران را دارند
انسان هاي متوسط درد خودشان را دارند
انسان هاي كوچك بي دردند

انسان هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند


ادامه نوشته

چگونه از شغلی که دوست ندارید، لذت ببرید


گاهی اوقات خودتان می‌دانید شغلتان مناسب شما نیست. شاید در زمینه مناسبی کار نمی‌کنید، از کار لذت نمی‌برید، احساس می‌کنید در محاصره همکاران غیرقابل اعتماد گرفتار شده‌اید یا یک ريیس نالایق دارید. اغلب افراد به شما توصیه می‌کنند به دنبال کاری باشید که برای شما مناسب‌تر باشد.

اما شاید این مساله امکان پذیر نباشد. شاید به دلایل مختلفی نتوانید کارفعلی را ترک کنید: دلایل اقتصادی، تعهد به خانواده و نبودن فرصت‌های کافی در زمینه کاری شما. پس زمانی که در یک شغل گرفتار شده اید چه کاری باید انجام دهید؟

افراد خبره چه می‌گویند
گرچن اسپریتزر، استاد مدیریت و سازمان‌ها در دانشکده بازرگانی میشیگان معتقد است اغلب مردم زمانی از شغل خود ناراضی هستند که این شغل هیچ معنا یا هدفی برای آنها ندارد، فرصت یادگیری ‌اندکی به آنها می‌دهد و در پایان روز احساس می‌کنند همه انرژی خود را از دست داده‌اند.
اگر به هر دلیلی احساس ناخرسندی می‌کنید، نباید فکر کنید که باید آن را بپذیرید یا از شغل خود دست بکشید. حتی اگر می‌توانید شغل دیگری پیدا کنید، باز هم شاید ماندن در شغل فعلی بهترین انتخاب باشد. ایمی رزسنیوسکی به عنوان استادیار رفتار سازمانی دانشکده مدیریت ییل می‌گوید: «جست‌وجو برای یک شغل و تغییر آن موضوع کوچکی نیست. تغییر یک شغل به‌اندازه مزیتی که ایجاد می‌کند برای حیات حرفه‌ای یک فرد و درآمد او، هزینه نیز در بردارد». خوشبختانه بیش از آنچه فکر می‌کنید، راه‌حل برای ماندن در یک شغل وجود دارد. او می‌گوید: «اغلب فضاهایی برای حرکت و تغییر وجود دارد که افراد مایل نیستند آن را ببینند» در اینجا توضیح می‌دهیم که چگونه می‌توان از یک موقعیت شغلی نامناسب بیشترین مزیت را به دست آورد.


ادامه نوشته

کوله‌پشتی زندگی‌


تصور کنید در حال راه رفتن هستید و از فرط خستگی نفس‌نفس می‌زنید. کسی از شما می‌پرسد: «چرا این‌طور نفس‌تان به شماره افتاده؟» و شما پاسخ می‌دهید: «اگر یک داروی مقوی و انرژی‌زا باشد که من بخورم، دوباره سرحال می‌شوم.» اما آن شخص که اتفاقا فرد بینا و خردمندی است، نگاهی به شما می‌اندازد و با محبت می‌گوید: «احتیاجی به دارو و مواد انرژی‌زا نیست. کافی است بار کوله‌پشتی‌ات را کمی سبک کنی!» اما بار کوله‌پشتی زندگی ما چیست؟ در این مقاله قصد دارم این موضوع را قدری باز کنم و یک تمرین عملی را شرح بدهم که بسیار کمک خواهد کرد بارهای اضافۀ کوله‌پشتی زندگی‌تان را بیرون بیندازید.

ما همه دوست داریم به‌نوعی خوب جلوه کنیم، دوست داریم بهترین چیزهایی را که در ظاهر و باطن داریم ارائه کنیم؛ مثل مغازه‌داری که بهترین جنس‌هایش را در ویترین می‌گذارد تا توجه مشتریان را جلب کند. ما هم مثل آن مغازه‌دار، بر اساس غریزه چنین کاری می‌کنیم. همیشه سعی می‌کنیم زیباترین بخش‌های وجودمان را ابراز کنیم و به نمایش بگذاریم تا بیشترین جلب توجه، احترام و اعتماد را از دیگران بگیریم. این امر کاملا طبیعی است و کار درستی هم هست؛ البته به شرطی که در حد اعتدال و با نیت خیر انجام شود.


ادامه نوشته

استراتژی کارآفرینی در هشت کشور جهان


در مطالعه‌ای‌ که‌ بوسیله‌ سازمان‌ مدیریت‌ صنعتی‌ انجام‌ شده‌،سیاست‌های‌ کارآفرینی‌ در کشورهای‌ استرالیا، آمریکا، انگلیس‌، کانادا، ژاپن‌، فیلیپین‌، کره‌ جنوبی‌ و ایران‌ مورد بررسی‌ و مطالعه‌ قرار گرفته‌ است‌.
به‌ گزارش‌ مرکز پژوهش‌های‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌، در مطالعه‌ای‌ که‌ به‌ وسیله‌ سازمان‌ مدیریت‌ صنعتی‌ برای‌ بررسی‌ سیاست‌ کارآفرینی‌ کشورهای‌ مختلف‌ انجام‌ شده‌ است‌، سیاست‌ کارآفرینی‌ چند کشور خارجی‌ مطالعه‌ شده‌ است‌ و این‌ کشورها به‌ دو گروه‌ تقسیم‌ شده‌اند.
در گروه‌ نخست‌ کشورهای‌ استرالیا، آمریکا، انگلیس‌، کانادا و ژاپن‌ قرار دارند که‌ در تاریخ‌ اقتصاد به‌ کشورهای‌ پیشرفته‌ معروف‌ هستند. این‌ کشورها از آغاز دوره‌ کلاسیک‌ برای‌ پیشرفت‌، فضای‌ آزاد را برای‌ رشد و توسعه‌ صنایع‌ فراهم‌ آوردند و از این‌رو در زمان‌ حاضر ابعاد خردتری‌ همچون‌ مسائل‌ فرهنگی‌ در آنها اهمیت‌ پیدا می‌کند.
گروه‌ دوم‌، کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ یا نوصنعتی‌ هستند که‌ دو استراتژی‌ متفاوت‌ یعنی‌ »استراتژی‌ توسعه‌ صادرات‌« و »استراتژی‌ جایگزینی‌ واردات‌« را برای‌ توسعه‌ خود برگزیده‌اند. جالب‌ آنکه‌ در هر دو گروه‌ از این‌ کشورها، سیاست‌های‌ کارآفرینی‌ از مشابهت‌های‌ زیادی‌ برخوردار هستند.


ادامه نوشته

گسترش روحيه كارآفريني در چين


بازرگانی و تجارت در چین در طی چند سال گذشته دستخوش تغییرات گوناگونی شده است و نتیجه این تغییرات این بوده که اقتصاد چین به سرعت شکوفا شده است.
اما چون کشور چین در سازمان تجارت جهانی عضویت دارد، فشارهای رقابتی زیادی هم از داخل و هم از خارج بر چین وارد می‌شود. تنها یک اقتصاد پویا می‌تواند ثبات جامعه را حفظ کند، کسب و کارها را ارتقا دهد و باعث شود که بازرگانان منطقه غربی و مرکزی چین با موفقیت به اهداف خود دست یابند. سازمان‌هایی چون سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) که اوضاع اقتصادی چین را تجزیه و تحلیل می‌کنند،بر آنند تا بر اصلاحات اقتصادی تمرکز کنند. البته این مساله بسیار مهم است اما دراین میان نباید اوضاع داخلی سازمان‌ها را فراموش کرد. زنده‌کردن روحیه کارآفرینی در میان کارمندان بسیار اهمیت دارد چرا که این امر میزان موفقیت و شکوفایی اقتصاد چین را در آینده تعیین می‌کند. این چالش همواره پیش‌روی مدیران سازمان‌های بزرگ قرار دارد اما روبرو شدن با آن اجتناب ناپذیر است. به گفته سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)، پیشرفت اقتصادی چین در طول اصلاحات اقتصادی که از سال 1978 شروع شده است، یکی از بزرگترین موفقیت‌های اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم است. بعد از اینکه چین به سازمان تجارت جهانی پیوست، برای اینکه در دنیای رقابتی امروز جایگاه خود را حفظ کند، بشدت تحت فشار قرار گرفت.


ادامه نوشته

بررسی اشتغال زنان از دیدگاه اسلام


سنت های ریشه دار اجتماعی، دینی و فرهنگی حاکم در جامعه، زنان را به حضور در جمع خانواده و حفظ ارکان آن دعوت می کند، اما هنجارها و تبلیغات دنیای متجدد، آنان را با اصرار به حضور فعال در عرصه اشتغال در جامعه می‌کشاند.
سؤال اینجاست که آیا اسلام نظر مساعدی به اشتغال و حضور زنان در عرصه درآمدزایی دارد؟ در صورت به خطرافتادن خانواده و یا حضور اجتماعی زنان، به حفظ کدام‌یک اولویت می د هد؟
این نوشتار درصدد بررسی دیدگاه اسلام نسبت به اشتغال و پیامدهای آن در جامعه و خانواده بر اساس مبانی اسلامی می باشد.

قسمت اول
مشارکت و حضور زنان در عرصه فعالیت‌های اقتصادی اعم از تولیدی و یا خدماتی، عمری به قدمت زندگی اجتماعی انسان دارد. زنان به عنوان نیمی از جامعه نقش مؤثری در ایجاد تمدن‌های بشری داشته‌اند؛

هر چند در برهه‌هایی از تاریخ نقش آن‌ها در کنار مردان کمرنگ، نامرئی و یا در قالب کارهای خانگی بوده است، اما همواره اشتغال زنان همراه با مردان در مزارع و در خانه امری عادی تلقی می‌شد.
یکی از مهم‌ترین و پذیرفته‌ترین نقش‌های زن نیز، نقشی است که در خانواده ایفا می‌کند. خانواده یکی از ارکان مهم جامعه انسانی است و زنان به عنوان همسر و مادر عضو کلیدی آن به شمار می‌روند.


ادامه نوشته