حکایت :  به ما ربطی ندارد !


 

موشی درخانه صاحب مزرعه  تـــلـــه مــوش دید .
به مرغ و گوسفند و گاو خبرداد .
همه گفتند: " تله موش مشکل توست ؛ به ماربطی ندارد!  "  
ماری درتله افتاد و زن مزرعه دار راگزید.
   ازمرغ برایش سوپ درست کردند؛ 
       گوسفندرابرای عیادت کنندگانش سربریدند؛
              درنهایت زن مُرد و گاو رابرای مراسم ترحیم زن مزرعه دار کشتند!
دراین مدت موش ازسوراخ دیوارنگاه میکرد ؛ وبه "مشکلی که به دیگران ربــــط نداشت " فکرمیکرد. ... !

 

قدرتمندترین عامل انگیزشی در محل کار


هر پدر یا مادری می‌تواند به شما بگوید که اگر به یک فرزند خود شکلات بزرگی بدهید و سپس به سمت فرزند دیگر خود رفته و شکلات بزرگ تری به او بدهید، مطمئنا شادی و خوشی تبدیل به خشم می‌شود. ناگهان آنچه باید عامل لذت و شادی باشد تبدیل به یک بی‌عدالتی بزرگ می‌شود. «چرا شکلات او بزرگ‌تر از شکلات من است؟ این منصفانه نیست!»

یک مدیر کارگزینی نیز می‌تواند به شما بگوید که دنیای کسب و کار چندان متفاوت با مثال بالا نیست.
«مهم‌ترین چیز مورد تایید قرار گرفتن در مقایسه با همتایان آنها بود و بسیاری از آنان حاضر بودند هر کاری برای رسیدن به این هدف انجام دهند.»

ادامه نوشته

وقتی تیم ها از تصمیم گیری باز می مانند

 
آن دسته از تیم‌های رهبری كه نمی‌توانند به اجماع برسند منتظر می‌مانند تا مدیرعامل حرف آخر را بزند و تصمیم نهایی را بگیرد. هم این‌ها گاه از نتیجه‌ تصمیم مدیرعامل سرخورده می‌شوند. فریش این پدیده را عارضه‌ خودكامگی بی‌تقصیر نامیده است. خیلی از شركت‌ها برای رفع این ناهنجاری به تیم‌سازی و تمرین مفاهمه و ارتباط رو می‌آورند. اما بنابه استدلال فریش، این كارها مشكل‌گشا نیست، زیرا اشكال، افراد نیستند بلکه در خود فرایند حل مسئله است. تلاش برای رسیدن به مبنای عقاید فردی در ذات خود مشکل‌ساز است. وقتی تیم‌های رهبری دانستند ریاضیات سیستم رای‌گیری عامل و مقصر اصلی است، آن‌‌گاه بهتر می‌توانند دست از تلف‌كردن وقت با تمرین‌های روانی نامرتبط و بی‌معنا بردارند و به جای آن اقدامات عملی را برگزینند كه برای شكستن و گشودن بن‌بست طراحی می‌شوند.
كار باید با اذعان به مسئله و شناخت علل آن آغاز شود. وقتی بیش از دو گزینه مطرح باشد، صحنه برای خودكامگی بی‌تقصیر مدیرعامل مهیاست. حتی گزینه‌های دوحالته‌ «بله یا نه» هم مشکل‌ساز می‌شوند، زیرا معمولاً گزینه‌ تلویحی سومی نیز دارند: گزینه‌ «نه این و نه آن».

 

ادامه نوشته

روشهاي مبارزه با استرس

 

یک آدم صبور و دهن‌قرص، گیر بیاورید و کل بدبختی‌ها و جفتکهایی که از "الاغ زندگی" خورده‌اید را با او تقسیم کنید…
بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند… علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز می‌کنید، اوهم سفره خودش را برایتان باز میکند و یحتمل می فهمید که شما در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید... و این یعنی آرامش..

دوم اینکه فقط به زمان حال فکر کنید:
گذشته‌تان و آینده‌تان را خیلی جدی نگیرید…
اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهی‌هایی که در گذشته در حق خودتان کرده‌اید، نشوید.
همه همینطور بوده‌اند وانگشت فرو کردن در زخمهای قدیمی، هیچ فایده‌ای جز چرکی شدن آنها ندارد.
آینده را هم که رسما باید به هیچ کجایتان حساب نیاورید.
ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است..
فکر هر چیزی، از خود آن چیز معمولا سخت‌تر و دردناک‌تر است…

سوم اینکه به خودتان استراحت بدهید:

 

ادامه نوشته

قــــــرآن

 

قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است
و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن
هم حج و نماز !
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه
اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که
این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و
تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و
اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد
شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند
وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح
ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد،

 

ادامه نوشته

حکایت : بیست بیسته!


نمره صفر این دانش آموز پس از اعتراض بیست شد!

پاسخ های جالب این دانش آموز باعث شد تا نمره صفر نگیرد. سوال ها و جوابها را بخوانید.
ANSWERS OF A BRILLIANT STUDENT WHO OBTAINED 0 But I would have given him 100

Q1. In which battle did Napoleon die?
* his last battle
درکدام جنگ ناپلئون مرد؟
در آخرین جنگش

Q2. Where was the Declaration of Independence signed?
* at the bottom of the page
اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضا شد؟
در پایین صفحه

 

ادامه نوشته

شيوه‌هاي مديريتي در 9 كشور دنيا عنوان

 

كساني كه قصد دارند در مالزي مديريت موثري بر ديگران اعمال كنند بايد از موارد كليدي مشخصي آگاهي داشته باشند كه ممكن است نسبت به آنچه در كشور خود با آن سر و كار داشته‌اند، تفاوت‌هاي عمده‌اي داشته باشد.
نخست‌اينكه در سيستم سلسله مراتبي مالزي، از مديران انتظار مي‌رود اشخاصي باشند كه لايق احترام هستند و‌اين احترام بيشتر بر مبناي ويژگي‌هاي شخصيتي است تا موارد كاري. اشخاصي لايق احترامند كه مسن تر باشند و دانايي كه سن بالا به ارمغان مي‌آورد را به همراه داشته باشند. همچنين اشخاص وقتي شايسته احترامند كه رو در روي ديگران رفتار احترام‌آميز از خود نشان دهند. بنابر‌اين، يك مدير نبايد هيچ گاه كاري انجام دهد كه موجب خدشه‌دار شدن وجهه زيردستان خود شود. بهترين راه براي تذكر دادن به ديگران استفاده از يك شخص ثالث است. احترام گذاشتن به اشخاصي كه بسيار صريح و بي پرده صحبت مي‌كنند نيز كار دشواري است – سر بسته سخن گفتن و با سياست بودن نوعي هنر است، در حالي كه صراحت بيان مي‌تواند به عنوان رفتار نامودبانه و سطح پايين تلقي شود.
از مدير انتظار مي‌رود تا سلامت زيردستان خود را به طور كامل مورد توجه قرار دهد – هم در محيط كار و هم در خارج از آن. ‌اين رابطه را بيشتر مي‌توان به رابطه پدر و فرزندي تعبير كرد تا رابطه رييس و مرئوس در ديدگاه غربي آن.
دوم‌اينكه از آنجايي كه اشخاص رويكرد گروهي به كار دارند، مايلند بخشي از يك تيم دانسته شوند و توقع دارند كه كار در جهت رسيدن به اهداف تيم، باعث تعالي اهداف شخصي آنها شود. مديران بايد‌اين همكاري درون گروهي را تقويت كنند به جاي اينكه رقابت درون گروهي ‌ايجاد كنند كه به عدم هماهنگي و نارضايتي خواهد انجاميد.

 

ادامه نوشته

منطق چیست ؟


معلم گفت : دو مرد پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟
هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !
معلم گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟
حالا پسرها می گویند : تمیزه !
معلم جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد. وباز پرسید : خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟
یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !
معلم دوباره گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟
بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو !
معلم بار دیگر توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!
شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است
معلم در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق ! و از دیدگاه هر کس متفاوت است.

روضه خوان های میلیونر که از امام حسین می خوانند     


می گفت: ماه مبارک رمضان یکی از هیات های عزاداری معروف (در شرق تهران)، مجلس افطاری برای چهره های شاخص از مداحان اهل بیت علیهم السلام، برگزار می کند که برای خودش محفل ارزشمندی است.
آن دوست که سال هاست در آن مجلس حضور دارد و به ستایشگران اهل بیت(ع) خدمت می کند، می گفت: چند سالی است، که خیابان های اطراف مراسم، هنگام برگزاری جلسه به نمایشگاه ماشین های گرانقمیت تبدیل می شود و برخی از بچه هیاتی ها فقط می آیند تا ماشین های گرانقیمت حضرات اساتید - تقبل الله منهم - را تماشا کنند!

وی، اوضاع پارکینگ را در جوار خیمه حضرت سیدالشهداء علیه السلام به چیزی شبیه پارکینگ محل تمرین فوتبالیست های معروف ..! تشبیه می کرد و البته ناگفته نماند که دوست ما، از برخی پیشکسوتان معروف از مداحان تهران نیز نام می برد که با ماشین های معمولی و حتی با موتورسیکلت در این جلسه حاضر می شوند.
به یاد مداحان اهل بیت علیهم السلام که بسیاری از جوان های قدیمی تجربه زیبای مجالس شان را هنوزهم از یاد نبرده اند، با کلاه های فینه و شال سبز بر کمر سوار بر موتور « وسپا » با هیبتی که از دور نیز گویای کسوت مقدس شان بود...

از این رو که چشم محرم و نامحرم به جسارت این قلم باز خواهد شد و آموخته ام که خوب و بد و زشت از ساحت مقدس این آستان رابه یمن انتصاب به « حضرت ارباب» محترم بشمارم، جسارت قلم را، اعتذار می جویم به انحرافی که از فضای ایجاد شده، حس می شود از حضور موثر « پول » - بخوانید پاکت - در مجالس اباعبدالله علیهم السلام و مرام اشرافی گری در برخی محافل و چهره های شاخص – تقبل الله منهم – که هیچ نشانی غیر از انحراف در نمایاندن مسیر سفینه النجات در آن نمی توان مشاهده کرد.


ادامه نوشته

مساله سلامت کارمندان در دفاتر مدرن


يک دفتر کليشه‌اي را در صبح روز دوشنبه در نظر بگيريد: ديوارها و سقف خاکستري، رديف‌هاي متوالي ميزهاي کار و فضايي که با نور لامپ‌هاي مهتابي روشن شده است. کارمندان به دفتر وارد مي‌شوند. کمي خسته و کم‌نشاط هستند و انگيزه لازم براي کار ندارد.
بسياري مجبور مي‌شوند براي ادامه کار به قهوه روي بياورند. چه اتفاقي افتاده است؟ چگونه نسبت به اين خستگي‌ها پاسخگو باشيم؟ آيا نبايد به فکر سلامت کارمندان شرکت‌مان باشيم؟

بسياري از دفترهاي مدرن پنجره‌هاي بازشدني ندارند. آنها صرفا با سيستم‌هاي تهويه هوا کار مي‌کنند. مساله مهم اين است که خطر «آلودگي داخلي هوا» در اين فضاها وجود دارد. اين خطر معمولا با فقدان اکسيژن ضروري در هوا شناخته مي‌شود. اين آلودگي‌ها از چيزهاي داخل اتاق ساطع مي‌شوند، براي مثال از رنگ روي ديوارها، از تهويه هواي رايانه‌ها، از دستگاه‌هاي مختلفي همچون فتوکپي، فکس، پرينت و حتي از گرد و غبار خود سيستم‌هاي تهويه هوا. در واقع، اين آلودگي‌ها مشکلات عديده‌اي براي سلامتي انسان‌ها به وجود مي‌آورند. بديهي است که اين مشکلات باعث کاهش بازده کلي شرکت‌ها مي‌شوند.
سيستم‌هاي تهويه هوا و سيستم‌هاي حرارتي، رطوبت موجود در دفاتر را کاهش مي‌دهند. رطوبت معيار خيسي هوا است و هواي خشک مي‌تواند مسبب مشکلات زيادي براي سلامتي افراد باشد، براي مثال خطر افزايش حساسيت‌هاي تنفسي، خشکي دهان و حنجره و دردهاي موضعي. اما همه مي‌دانيم که استفاده از دستگاه‌هاي مولد رطوبت چندان به صرفه نيست و هزينه‌هاي زيادي را در بر دارد. پس چه بايد کرد؟ چگونه بايد آلودگي هواي محيط کار را از بين برد يا تا جاي ممکن کاهش داد؟

مشکلات زيادي در ارتباط با سلامت کارمندان وجود دارد. اين مشکلات پيوسته در حال افزايش هستند؛ اما شرکت‌هاي بسياري نيز وجود دارند که راه‌حل‌هاي مناسبي را پيشنهاد کرده‌اند. آنها از گل‌ها و گياهان اداري براي بهبود فضاي دفاتر استفاده مي‌کنند. به اين گل‌ها و گياهان اداري «گل‌هاي گلداني» مي‌گويند. گل‌هاي گلداني اندازه‌ها و شکل‌ها متنوعي دارند و مي‌توانند در نواحي متفاوتي به کار روند. مديران و رييسان شرکت‌هاي موفق تجاري معتقدند که حضور گل‌هاي گلداني در شرکت‌ها اهميت زيادي دارند.


ادامه نوشته

حکایت : بلیط قطار


سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند. يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم.

همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است.

بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.


ادامه نوشته

ادراك سلول اوليه


صحبت كردن از ادراك سلول اوليه مستلزم اينه كه ما كليو باكستر رو كه پدر نيروي ادراك سلول اوليه ناميده شد، رو بشناسيم: كليو باكستر كسي است كه هيچ گونه مدرك تحصيلي ندارد،  اين آقا با وجود اينكه در دانشگاه تگزاس و همين طور در كالج ميدلبوري در ورمونت و تگزاس آ_ ام، به تحصيل در رشته‌هاي مهندسي و كشاورزي و روانشناسي پرداخت، به دليل يك ترم نرفتن به دانشگاه از اخذ مدركهاي علمي خودش محروم شد.
به قول گودمن، گوروي بزرگ متافيزيك: شايد اگه كليو باكستر از داشتن مدرك فارغ‌التحصيلي خود در هر رشته‌ي علمي، محروم نمي‌شد، آن وقت تمام دانشمندان جهان و همين طور من و شما، هرگز پي نمي‌برديم كه چنانچه يكي از انگشتان ما زخمي شود، كرفس‌ها و كلم قمري‌هاي درون يخچال ما آن را حس كرده و به ثبت خواهند رسانيد. (تعجب نكنيد، براتون توضيح مي‌دم.)
به گونه‌اي شاعرانه‌تر: انسان نمي‌تواند به گلي دست بزند بدون آنكه ستاره‌اي در آسمان بلرزد.
 
حالا كه ميدونم كنجكاو شدين تا رابطه زخمي شدن انگشت رو با كلم قمري‌هاي توي يخچال بدونيد، پس مي ريم سر اصل ماجرا:
 
شروع ماجرا :
در فوريه‌ي 1996، كليو باكستر توي لابراتوار خودش در شهر نيويورك، نشسته بود كه به طور اتفاقي نگاهش به گياه بزرگ سبز رنگش افتاد كه گوشه‌ي آزمايشگاه قرار داشت. اون به نظرش رسيد كه گياهش اندكي بي‌حال و افتاده است و تصميم گرفت به اون آب بده. بعد ناگهان به فكرش رسيد كه چقدر وقت مي‌گيره تا آب از ريشه‌ها به سمت برگ‌هاي گياه برسه. بنابراين اون يك جفت الكترود با نمودارهاي مختلف به يكي از برگ‌ها وصل كرد.
به قول خودش اون يه كمي هم احساس بلاهت از اين كارش پيدا كرد چون هيچ آدم تحصيل كرده و درس خونده‌اي در امور علمي چنين كاري نمي‌كنه، اون صبر كرد تا ببينه كه آيا امكان داره رطوبت وارده به گياه به كندي و به تدريج باعث تغيير دادن سطح مقاومت گياه بشه و آن قدر ملموس باشه تا بر روي نقشه‌ي نمودار ظاهر بشه يا نه؟


ادامه نوشته

امیرکبیر ؛  سردارسازندگی


میرزا تقی خان امیر کبیر, صدراعظم مشهور دورهٔ ناصرالدین شاه قاجار.نام اصلی امیرکبیر محمد تقی بود که بعدها تقی گفته می‌‌شد و عناوین و القابی که به دست آورد بدین قرار است: کربلایی محمد تقی- میرزا محمدتقی خان- مستوفی نظام- وزیر نظام- امیر نظام- امیر کبیر- امیر اتابک اعظم(شوهر خواهر ناصر الدین شاه نیز شد).
محمد تقی پسر کربلایی قربان، آشپز میرزا عیسی قائم مقام اول بود که در خانه قائم مقام تربیت یافت و در اوایل جوانی به سمت منشی قائم مقام اول به خدمت مشغول گشت و مورد عنایت رجل سیاسی دانشمند قرار گرفت و بعداٌ در دستگاه قائم مقام دوم نیز مورد توجه واقع شد تا جایی که وی را همراه هیاتی سیاسی به روسیه فرستاد و در نامه‌ای در مورد هوش و نبوغ میرزا تقی خان چنین نوشته:

خلاصه این پسر خیلی ترقیات دارد و قوانین بزرگ به روزگار می‌‌گذارد. باش تا صبح دولتش بدمد.
در این ماموریت که برای عذرخواهی از قتل گریبایدوف که در ایران رخ داده بود، انجام می‌‌شد، از تزار روسیه معذرت خواست و طوری عمل نمود که مورد تائید و پسند تزار و دربار ایران قرار گرفت. امیرکبیر در سفر به روسیه به مؤسسات فرهنگی، نظامی و اجتماعی آنجا توجه نمود و به این فکر بود که راه ترقی ایران نیز داشتن دانشگاه و تشکیلات نظامی و فرهنگی منظم است.
دومین ماموریت وی رئیس هیات سیاسی ایران به ارزنة‌الروم برای حل اختلاف مرزی بین ایران و امپراتوری عثمانی بود. در این ماموریت که نزدیک به دو سال طول کشید علاوه بر آشنایی با زدو بندهای سیاسی شرق و غرب با دلیری خاصی توانست اختلاف مرزی را به نفع ایران پایان دهد و محمره و اراضی وسیع طرف چپ شط العرب را که مورد ادعای عثمانی‌ها بود به ایران ملحق کرد. این اقدام و پیشنهادهای مفید امیرکبیر، مورد عناد و حسادت حاجی میرزا آغاسی قرار گرفت.

ادامه نوشته

آزادی



هيچ كس مخالف آزادي نيست؛ نهايت امر، مخالف آزادي ديگران است.



كارل هنريش ماركس



مدیرانی که ره صد ساله را 5 ساله رفتند!     


مدت هاست که اقتصاد دنیا تحت تاثیر بحران اقتصادی روزگار نابسامانی را می گذراند و روزی نیست که خبری از ضرر و زیان به گوش نرسد.
براساس گزارش سالانه فوربس این 7 مدیرعامل در  فاصله سال های 2006 تا 2010 و در همین شرایط اقتصادی به دست کم 200 میلیون دلار رسیده اند:

1.    ویلیام آر برکلی
ویلیام آر برکلی مدیر عاملی شرکت بیمه دبلیو آر برکلی را بر عهده دارد. وی در سال 1965 این شرکت را تاسیس کرد و از آن زمان تا کنون مدیرعاملی آن را بر عهده دارد.
او سالهات که ثابت قدم و با پشتکاری مثال زدنی به کار خود ادامه می دهد و حالا صاحب 200 میلیون دلار ثروت است.

2.    میشل دی واتفورد
واتفورد از سال 1999 بر مسند مدیریت شرکت نفت و گاز اولترا تکیه زده است. تمرکز کار این شرکت در طی دوران مدیریت وی روی اکتشاف نفت و گاز در آمریکا بوده است.
ثروت این مدیر موفق در طی پنج سال یعنی از سال 2006 تا 2010 به 201/2 میلیون دلار رسیده است.

ادامه نوشته

شش نکته که در سرمایه گذاری نباید فراموش کنید     


هرگز بر روی آنچه از آن اطلاعات ندارید سرمایه گذاری نکنید
اغلب کسانی که در سرمایه گذاری شکست می خورند مهم ترین علت این امر را بی اطلاعی یا کم اطلاعی از سوژه سرمایه گذاریشان می دانند و حسرت می خورند که کاش مطالعه بیشتری کرده بودم.
این به این معنی نیست که بر روی تکنولوژی های جدید یا آنچه در آن تخصص ندارید سرمایه گذاری نکنید بلکه به آن معناست که در مورد آنچه درآن سرمایه گذاری می کنید مطالعه کنید و یا از مشاوران آگاه در آن زمینه استفاده کنید.

2.ریسک پذیر باشید
چشم بسته عمل کردن به معنای ریسک پذیر بودن نیست بلکه ریسک پذیری بدان معناست که در عین اینکه عاقلانه عمل می کنید جسارت گرفتن تصمیم های قاطع را داشته باشید چراکه ترس بیش از اندازه موفقیت شما را به تاخیر می اندازد و حتی ممکن است آن را غیرممکن سازد.

3. رازدار باشید
یک سرمایه گذار حرفه ای رازهای حرفه ای اش را فریاد نمی زند و در هر محفلی از راز و رمز تجارتش سخن به میان نمی آورد چراکه در عصر اطلاعات آنچه سبب تمایز شما از دیگران می شود اطلاعاتتان است بنابراین برگ برنده خود را به رایگان حراج نکنید.

ادامه نوشته

چطور دخل و خرجمان را مدیریت کنیم؟     


امروزه مساله پول و مشکلات مالي، يکي از عوامل مهم در زندگی می باشد که به راحتی نمی توان از کنار این مسئله رد شد.  داشتن يا نداشتن پول مي‏تواند علت بسياري از استرس‏ها و نگراني‏ها به شمار آيد.
حتماً شما هم افرادی را دیده اید که با وجود درآمد معمول و متوسط با یک مدیریت کاملاً آگاهانه و برنامه ریزی شده به خواسته های بزرگ، مهم و متعدد خود مثل خرید خانه می رسند و همواره برای خالی نبودن دست خود در مواقع اضطراری، پس انداز اندکی نیز دارند.
اقتصاد را مي‌توان چگونگي سازمان‌دهي و مديريت منابع تعريف کرد. مي‌توان فهرست کاملي از زمان، پول، فضاي زندگي و... تهيه کرد. شايد اقلام اين فهرست متفاوت به ‌نظر برسد، ولي همه آنها داراي يک ويژگي مشترک هستند. ويژگي همه اين اقلام در زندگي امروز اين است که کمياب هستند. حتما شنيده‌ايد که مردم مي‌گويند ‌اي کاش وقت بيشتري داشتم، ‌اي کاش خانه بزرگ ‌تري داشتم، ‌اي کاش پول بيشتري داشتم و... . پس هر فرد باید بر اساس داشته های خود اقدام به برنامه ریزی و استفاده بهینه از منابع نماید و زمان فعلی را به خاطر آینده و به دست آوردن منابع هدر ندهد.
به عنوان مثال بیشتر افراد بر این باورند که با حقوق کارمندی نمی توان پس انداز داشت یا پولدار شد. این فرضیه کاملا اشتباه است. چرا که بسیاری از افراد با حقوق متوسط توانسته اند با برنامه ریزی درست صاحب ماشین، خانه و ... شوند. چرا که این افراد زمان فعلی را از دست نداده و برنامه ریزی درستی در هر لحظه از زندگی داشته اند.

ادامه نوشته

ده مرحله برای رسیدن به مدیریت خود     


تغییر عادات و رویه‌های بد و پذیرش نقاط ضعف، بنیاد و پایه خود مدیریتی است. بنابراین اجازه دهید تا از این ده مرحله عبور کنیم تا این اصول را به طور موثری تقویت نماییم.

1-آنچه می‌گویید و نحوه بیان آن را کنترل کنید.
آنچه می‌گویید کنترل کنید. به کلماتی که از دهان شما خارج می‌گردد، مدیریت کنید. این حقیقتی شناخته شده است که گوش کردن بیش‌ از سخن گفتن، منفعت دارد(به هر حال ما دو گوش داریم و یک دهان). همچنین به خاطر داشته باشید که سخن گفتن در میان کلام دیگران بی‌ادبانه است. بنابراین باید تصمیم بگیرید چه زمانی بهتر است ساکت باشید و گوش کنید و چه زمانی بر نقطه‌ نظر خود پافشاری کنید. حفظ تعادل،کلید یک محاوره روان است، اما اگر رعایت این‌کار برایتان دشوار است، ساکت بمانید.
یکی از مشخصات افراد بسیار موفق و مشهور آن‌است که ظاهرا شنونده خوبی هستند. در حقیقت این امر زاده خود‌‌ مدیریتی است. آنان به تعادلی میان شنیدن و سخن گفتن رسیده‌اند.

2-خود کنترلی را از‌دست ندهید
از دست دادن خود‌کنترلی به سرعت کفه تعادل را به نفع دیگران برهم می‌زند. بسیاری از افراد مقادیر بسیار زیادی از ثروت و قدرت خویش را به خاطر انتقام‌گیری خشم و تلاش برای بازاریابی خویش، از دست می‌دهند.
مطمئن گردید که چهره شما همواره نشانه‌ای دال بر لبخند یا تفکر داشته باشد.اگر هرگز از خود خشم، ناراحتی یا عدم کنترل نشان ندهید، همواره چهره‌ای قابل‌اعتماد خواهید بود و موقعیت را در کنترل خود خواهید داشت. وقتی کنترل خود‌را از دست بدهید همه‌چیز را از دست خواهید داد.
بنابراین از مغز خود استفاده کنید و به خاطر داشته باشید که آنچه دیگران می‌گویند، فکر می‌کنند و یا انجام می‌دهند، اهمیتی ندارد، فقط آنچه شما انجام می‌دهید، مهم است.


ادامه نوشته

شرایط اقتصادی خوبی ندارم ؛ چه کنم ؟     


آيا مي دانيد درشرايط بد اقتصادي چه بايد كرد؟ حتي اگر به شدت خود را مستأصل احساس مي كنيد بايد بدانيد كه هميشه جاي اميدواري هست.
شايد توصيه هاي زير به شما كمك كند:

1- بدترين حالت ممكن را درنظر بگيريد.
هرچند دست و پنجه نرم كردن با مشكلات اقتصادي كار دشواري است ولي به اندازه سرطان خطرناك نيست! در مورد بدترين حالت ممكن فكر كنيد و آن را با از دست دادن پول مقايسه نماييد. اين كار باعث مي شود اميد خود را از دست ندهيد.

2- با دوستان و اعضاي خانواده خود حرف بزنيد.
در مورد مسائل مالي با همسر و اطرافيان نزديك خود صحبت كنيد، با اين كار اضطراب شما كمتر مي شود و احتمال يافتن راه حل افزايش مي يابد.
يادتان باشد هميشه راه حلي وجود دارد.

3- با فروش اجناس دارايي خود را افزايش دهيد
فهرستي از اجناسي كه مي توانيد به فروش برسانيد تهيه كنيد. شايد شما داراي اجناس ارزشمندي مثل جواهرات باشيد كه فروش آنها فرصت كافي براي پيداكردن شغل مناسب را به شما مي دهد.


ادامه نوشته

هیجده روش برای تمرکز در کار     


1- برای روزهای خود برنامه‌ریزی کرده و فهرستی از کارهای روزانه خود تهیه کنید. هیچ چیز مانند لیست برنامه کاری، نمی‌تواند ذهن شما را متمرکز کند. وقتی کارهای روزانه خود را فهرست‌وار می‌نویسید و آن‌را کنار خود قرار می‌دهید، این فهرست مرتبا به شما یادآوری می‌کند که باید چه کاری را انجام دهید و شما از آن مسیر اصلی منحرف نخواهید شد.

2-  اختصاص دادن وقت به همکارانتان موجب حواس‌پرتی شما می‌شود. در یک اداره شلوغ، افراد مرتبا درحال رفت‌و‌آمد و گفت‌و‌گو هستند. اگر شما یکی از اعضای یک تیم کاری هستید مرتبا باید با شما در ارتباط باشند. برای گفت‌و‌گو با سایرین، زمان مناسبی را اختصاص دهید. به‌جای اینکه هر 10 دقیقه یک بار کسی کنار میز شما بایستد و از شما سوال کند، زمانی را مثلا بین ساعت 2 تا4 بعدازظهر به این‌کار اختصاص دهید. به این ترتیب در سایر اوقات، شما تنها مشغول کار  خود خواهید بود.

3- از بسته‌بندی زمان استفاده کنید. بدین ترتیب که به‌جای تمام کردن یکباره کارها، برای مدت زمان‌های محدودی مثلا نیم‌ساعت برروی آن کار کنید. درطول این مدت‌زمان مشخص، یا کار به اتمام می‌رسد و یا بقیه آن به زمان دیگری موکول می‌شود. روز دیگر، دوباره بخشی از آن پروژه کاری را به‌دست بگیرید. به این ترتیب، کار شما همیشه برایتان تازگی دارد و تمام اوقات کاری شما را پر می‌کند.


ادامه نوشته

هفت اشتباه مرگبار در کسب و کارهای کوچک     


1. فروشندگی در خون من است

نخستین اشتباه بسیاری از کسانی که کسب و کار کوچک راه می اندازند این است که تصور می کنند به همه فوت و فن های کار وارد هستند و می توانند به راحتی به اهداف خود در باب میزان فروش دست یابند، در حالیکه اگر پیش از شروع کار تلاش کنند تا از اهل فن تکنیک های این کار را بیاموزند، به مشکل نرسیدن به اهداف تعیین شده برای فروش برنخواهند خو.رد

2.پول قرض می کنم و بعدا پس می دهم
اگر قصد راه انداختن کسب و کار کوچک را دارید، تلاش کنید تا حد ممکن به این گزینه فکر نکنید و به اندازه جیبتان برای کاری که قرار است شروع کنید، سرمایه بگذارید و بعدا به مرور آن را گسترش دهید. اما اگر پول، به ویژه به مقدار زیاد قرض کردید و بعد انتظارتان برای بازگشت آن سرمایه بیهوده ماند، مسوولیتش با خودتان است!


ادامه نوشته

سه اشتباهی که نباید در روزهای آغازین کاری مرتکب شد     


روزهای ابتدایی کار، همیشه ویژگی خاص خود را داشته اند. انگیزه بالا، استرس زیاد، ناوارد بودن به کار، کنار آمدن با محیط تازه و غیره از جمله ویژگی هایی هستند که کمابیش برای همه کسانی که این روزها را تجربه می کنند، وجود دارند.
 گاهی دیده شده که برخی افراد با اشتباهاتی که به ویژه در روزهای اول کاری مرتکب می شوند، موقعیت خود را به خطر می اندازند یا باعث می شوند دیگران دید خوبی نسبت به آنها نداشته باشند.
در این گزارش از سه اشتباهی خواهیم گفت که در روزهای اول کاری به شدت به شما ضربه می زند.

اشتباه اول: صرفا حضور فیزیکی کافیست
این تصور بسیاری از کسانی که تازه در مجموعه ای مشغول به کار می شوند و فکر می کنند همین که در محل کار حضور پیدا می کنند، کار بزرگی کرده اند و به نوعی بازده کاری را کلا بی خیال می شوند! در حالیکه رئیس شما حتما حواسش به همه چیز هست و علاوه بر ساعت ورود و خروج، میزان کار شما را هم موشکافانه بررسی می کند. پس این پنبه را از گوش خود بیرون کنید.

اشتباه دوم: خود را با مدیران اشتباه گرفتن


ادامه نوشته

هفت نکته درباره مصاحبه استخدامی     


مصاحبه استخدامی را می توان مهمترین و سخت ترین خوان استخدام دانست. مرحله ای که اگر به سلامت آن را پشت سر گذارید، می توانید تا حد زیادی مطمئن باشید که از خیل بیکاران جدا شده و به جمع شاغلان می پیوندید.
در این گزارش از نکاتی برای شما خواهیم گفت که می توانید با بکارگیری آنها احتمال موفقیت خود در مرحله مهم مصاحبه را افزایش دهید.

1.    از آینده صحبت کنید
انتظار مصاحبه کنندگان با تجربه این است که کسانی که در برابرشان برای پاسخگویی قرار می گیرند، از آینده و گام هایی که قرار است بردارند، صحبت کنند.
تلاش کنید تا با امید به آینده برنامه هایی که در سر دارید را با مصاحبه کننده در میان بگذارید.

2.    "صحبت پایانی" نشانه خوبیست
اگر مصاحبه کننده در پایان پرسش و پاسخ از شما بخواهد حرفهای از قلم افتاده را بزنید، نشان می دهد که پاسخ های شما به سوالاتش تا حدی رضایتش را جلب کرده و مشتاق است چیزهای بیشتری از شما بداند. پس دقت کنید که این سوال را هیچگاه سرسری نگیرید.

ادامه نوشته

معرفی مدیران برتر ایرانی 94 : علی اصغر جهانگیری


در ايران و خارج از كشور سمت‌هاي مختلفي داشتيد و اين نشان مي‌دهد نياز مالي برايتان مطرح نبوده است كه از تمام آنها دست كشيديد و در ايران كسب و كار را براي خود شروع كرديد؟
بله بنده در 25 سالگي مديرعامل توليد دارو شدم حتي بعضي اوقات خجالت مي‌كشيدم به 300 نفر پرسنل كه اكثرا با 20 سال سابقه كار بودند، مديريت كنم! به دليل عشق به ايران به دنبال راهي بودم كه دينم را نسبت به آن ادا كنم لذا يك منطقه محروم از كشور را انتخاب كردم و به وزارت كشور نامه‌اي ارسال و جريان را توضيح دادم در پاسخ نامه برايم نوشتند كه در جغرافياي ايران چنين منطقه‌اي وجود ندارد. به من برخورد كه حتي وزارت كشورهم از وجود اين منطقه آگاه نيست.
ابتدا فكر كردم كه چگونه مي‌توانم فقر را در اين منطقه ريشه‌كن سازم لذا به توزيع قند، چاي و ساير مايحتاج زندگي پرداختم اما متوجه شدم بايد ماهيگيري را به مردم ياد دهم نه ماهي خوردن را! در اين سرزمين چيزي وجود نداشت جز يك طبيعت منحصربه فرد و چشم‌نواز.
 لذا به مطالعه گياهان آن منطقه پرداختم و ياد گرفتم چگونه طبيعت را به خدمت بگيرم سپس اقدام به راه‌اندازي لابراتوار و مدرسه كردم. به دانش‌آموزان آموختم گياهان دشت‌ها را بچينند و به لابراتوار بفروشند تا هزينه تحصيل خود را هم از اين طريق تامين نمايند. به اين ترتيب 184 نفر از 30 روستا مشغول تحصيل و كار شدند و هزينه‌هاي تحصيل خود را هم از طريق چيدن گياهان تامين مي‌كردند.

ادامه نوشته

سیزده راه استفاده مفید از زبان بدن که به استخدام کمک می کند     


. پاها و دستانتان را به حالت ضربدری قرار ندهید

احتمالاً شنیده اید که نباید دست به سینه بایستید چرا که ممکن است از شما ظاهری تدافعی یا محافظه کار ارائه دهد. این مساله در مورد پاهایتان نیز صدق می کند پس پاها و دستهایتان را ضربدری نگذارید.

2. ارتباط چشمی داشته باشید اما خیره نشوید
در میان افرادی که مخاطب شما هستند با همه آنها ارتباط چشمی داشته باشید تا رابطه بهتری را بوجود آورده و متوجه شوید که ایا آنها به صحبت‌های شما گوش می‌دهند یا نه؟ البته برقرار کردن بیش از حد تماس چشمی ممکن است باعث ناراحتی افراد شود.

3. هنگامی که دیگران مشغول صحبت هستند، سرتان را به نشانه تأیید تکان دهید
هرچند دقیقه یکبار سرتان را به نشانه تایید حرکت داده تا نشان دهید که به سخنان طرف مقابل گوش می‌دهید. اما مواظب باشید که در انجام آن زیاده روی نکنید.

ادامه نوشته

چهار روش ساده برای احترام به کارمندان     


اگر شما رئیس هستید، توصیه می کنیم حتما این گزارش نه چندان طولانی را بخوانید، چرا که با خواندن آن متوجه خواهید شد که ریاست کردن برخلاق تصور بسیاری از مدیران، داد و فریاد، عصبانیت و غضب نیست، بلکه با احترام و خوشرویی هم می توان مدیر خوبی بود!
 بازدهی کارمندان زیردست شما زمانی بهتر و بالاتر خواهد بود که برای آنها در درجه اول ارزش قائل شوید و بعد به آنها احترام بگذارید. اما ارزش قائل شدن و احترام گذاشتن هم روش های خاص خود را دارد که در این گزارش با 4 روش آشنا می شوید.

1. چشم انداز و راهبرد را مشخص کنید
تصور برخی مدیران این است که اگر کارمندشان از چشم اندازها و راهبردهای مجموعه شان اطلاع داشته باشند، در صدد برمی آیند که جای آنها را بگیرند! در حالیکه کارمند شما زمانی احساس شخصیت، انگیزه و علاقه مندی به کار را تجربه می کند که خود را سهیم در همه چیز شرکت یا نهاد متبوعش ببیند.

2. انتظارات منطقی داشته باشید


ادامه نوشته

هفت  نکته برای اینکه کارآفرین موفقی باشید     


. نسبت به کار خود احساس به خرج دهید
برخی بر این باورند که احساسات به خرج دادن در کار و به عبارتی با شغل خود دوست بودن کاری عبث است و کار کردن تنها برای پول درآوردن است، این در حالیست که اگر به کار خود با علاقه نگاه کنید و آن را یکی از دوستان خود بدانید، برای آن مثل یک دوست دلسوزی می کنید.

2. صادق، دوست داشتنی و قابل اعتماد باشید
کارآفرینانی که با خود صادق هستند و تلاش می کنند مورد اعتماد دیگران نیز باشند، در واقع برای خود سرنوشت خوبی رقم زده اند. این کارآفرینان با بهره گیری از صداقت، اعتماد به نفس و مهارت ارتباط با افراد زرنگ و دانا همکاری می کنند.

3. عزت نفس داشته باشید
وقتی مشکلی پیش می آید یا با مانعی برخورد می کنید، به جای اینکه کاسه چه کنم چه کنم دست بگیرید و دائم غصه بخورید، تلاش کنید تا با عزت نفس و خوش بینانه با موضوع برخورد کنید. کارآفرینی که عزت نفس خود را حفط کند، می تواند آنالیز بهتری از موانع و مشکلات داشته باشد ودر نتیجه راه مناسب نیز پیدا کند.

ادامه نوشته

تکنیک های موفقیت ؛ دکتر شاهین فرهنگ - قسمت سوم


ای خالق دلسوز و مهربان
از تو برای همه آرامش الهی می طلبم
برای همه سلامت و تندرستی می طلبم
برای همه دلی شاد وقلبی مهربان می طلبم
برای همه گشایش امور می طلبم
برای همه توفیق هدایت الهی می طلبم
و برای همه معنویت روزافزون می طلبم

خدای قادر من.هم اکنون به لطف بی کرانت همه چیز و همه کس توانگرم می سازد وباور دارم قدرت بی پایان توودست مهرویاری ات به همراه لطف سرشارت از بهترین ورضایت بخش ترین
راه ها در همه مسائل زندگی به یاریم می شتابد.
پس
آسوده خاطر اداره عالی همه امورم وگشایش همه مسائلم را به اراده قدرتمند  تو می سپارم.


ادامه نوشته

تکنیک های موفقیت ؛ دکتر شاهین فرهنگ - قسمت دوم


چرا زندگی سخت است؟    

رنج ها و سختی هایی که وارد زندگی ما میشه 6 دلیل داره :

1-    بی عقلی و بی تدبیری
2-    بیدار شدن از خواب غفلت
3-    ترفیع درجه
4-    امتحان الهی
5-    کارما و عقوبت
6-    خیر و مصلحت الهی
پس همه رنج ها یکسان نیست.


ادامه نوشته

تکنیک های موفقیت ؛ دکتر شاهین فرهنگ - قسمت اول


3) هر چه پیش آید، خوش آید.

قدیمی ها میگفتن "الخیر فی ما وقع" ... خیر در آنچه که اتفاق می افتد است. قدیمی ها رو می دیدین چقدر از ما آرام تر بودن. مثلا قدیمی ها انرژی درمانی می کردن؟ آب درمانی می کردن؟ کلاس یوگا می رفتن؟قدیمی ها باور های آرام ساز داشتند.

اگر به یه قدیمی می گفتن "بچه ات افتاده و پاش شکسته" با آرامش کامل می گفت "الخیر فی ما وقع". الان به ما بگن یکی از اعضای خانوادت پاش شکسته چه واکنشی نشون میدیم؟ خدا در قرآن سوره ی شرح آیه ی 5 و 6 می فرماید: "فان مع العسر یسرا ان مع العسر یسرا"

انقدر قشنگ گفته که من هر وقت میبینمش کلی ذوق می کنم. "بدان که به همراه هر سختی آسانی است." اِنَّ در زبان عرب حرف تاکید است. وقتی خداوند دو بار اِنَّ رو تکرار کرده یعنی اینکه دو بار دارن تاکید می کنن. حتما حتما. مطمئن مطمئن باش ایزو 9002! شک نکن.
من با خواهرم داریم میریم بیرون. میایم از پله ها بریم پایین میگم "خواهر گاز رو بستی؟" میگه "بله بستم" میریم تو پارکینگ میگم "خواهر گاز رو بستین دیگه؟!" چرا دو بار میگم؟ چون میخوام مطمئن بشم و تاکید بکنم که گاز رو حتما بسته باشه.

خداوند اینجا دو بار تاکید کرده. دو بار اِنَّ رو گفته و دو بار هم خود جمله رو گفته. در کل میشه 4 بار! خدا میگه مع العسر. مع چیزی است که در درون چیز دیگری باشد.  خدا می فرماید در دل سختی، آسانی است.

ادامه نوشته

ارتباطات، جهانی شدن و مرگ فاصله‌ها


وقتی همه همسایه می‌شوند
پس از آن‌که ما ارتباط حاضر با حاضر و حاضر با غایب را تجربه کردیم تحت تاثیر صنعت کامپیوتر ارتباط سومی به وجود آمد که آن را ارتباط غایب با غایب می‌گویند که در آن وظیفه فرستنده و گیرنده به ربات یا انسان ماشینی واگذار می‌شود. در جهان جدید تمام امور تکرار شونده اداری موضوع ارتباط غایب با غایب است که می‌توانند اتوماتیک شوند. اگر این اتفاق بیفتد تغییر بزرگی در نظام اجتماعی و نهادهای اقتصادی و سیاسی به وجود می‌آید.

مهمترین پیامد این نوع ارتباط و جهانی شدن آن است که از پدیده هایی که منجر به کاهش سلامت انسانی و تخریب محیط زیست می‌شوند پرهیز می‌شود.
صنعت همزمان ارتباطات که همان جهانی شدن در فضای دوم است برای جهان یک همسایگی یا همه همسایگی به وجود می‌آورد که در آن همه به صورت چهره به چهره با یکدیگر ارتباط دارند.
در واقع جامعه پیرامون در مرکز قرار می‌گیرد و همه مرکزی شدن جامعه انسانی استانها، شهرها و روستاها تحقق می‌یابد.


ادامه نوشته

حکایت : کمربند



 کیف مدرسه را با عجله گوشه اي پرتاب کرد و بي درنگ به سمت قلک کوچکي که روي تاقچه بود ، رفت .

             خستگي روزش را بر سر قلک بيچاره خالي کرد .
             پولهاي خرد را که هنوز با تکه هاي قلک قاطي بود در جيبش ريخت و با سرعت از خانه خارج شد .

            وارد مغازه شد . با ذوق گفت : ببخشيد آقا !
             يه کمربند مي خواستم . آخه ، آخه فردا تولد پدرم هست ... .

            - به به . مبارک باشه . چه جوري باشه ؟
            چرم يا معمولي ، مشکي يا قهوه اي ، ...

            پسرک چند لحظه به فکر فرو رفت .

            - فرقي نداره . فقط ... ،
             فقط دردش کم باشه !


چه‌طور کارمندانی خوشحال داشته باشیم؟


مدیران همیشه باید مطمئن شوند که کارمندانشان مولد و خوشحال باقی بمانند و از کاری که انجام می‌دهند رضایت داشته باشند. اما چه‌طور می‌توان کارمندان خوشحال را از کارمندان ناراحت تمیز داد؟
چهار نکته که نشان می‌دهند کارمندانتان به توجه شما نیاز دارند
1. کارمندی همیشه دیر می‌آید یا بیش از حد تلفن می‌زند و خبر می‌دهد که مریض است.
یک کارمند خوشحال سر وقت داخل محیط کارش حاضر می‌شود و اغلب اوقات بهانه مریضی نمی‌گیرد. اگر کارمندی از کار خویش راضی باشد، دلیلی ندارد که دچار خستگی مزمن شود. اما اگر چنین چیزی در کارمندانتان مشاهده نمی‌کنید، باید خطر را جدی بگیرید.
اول بررسی کنید و ببینید که آیا کارمند شما دلیل موجهی دارد (مثلاً مرگ در میان نزدیکان یا مسائل شخصی) یا خیر. اگر کارمندتان همیشه از این بهانه‌ها می‌آورد که «داخل ترافیک گیر افتادم» یا «کار واجبی برای انجام دادن داشتم» شاید در واقع به دنبال مکان‌های بهتر و رضایت‌بخش‌تری براي کارکردن می‌گردد. آنها شاید به مصاحبه‌های کاری می‌روند یا با دوستانی که فرصت‌های شغلی می‌شناسند قرار ملاقات می‌گذارند.
یک کارمند ناراحت اغلب به خاطر این فکر که باید دوباره سر کار برود، مریض می‌شود. مریضی‌های رایج در این موارد سردردهای استرسی یا مشکلات معده است.
2. کارمندان شما استراحت‌های طولانی می‌کنند.
اینکه کارمندان برای ناهار یا نوشیدن قهوه استراحت کنند، هیچ عیبی ندارد. این کارها فرصت مناسبی برای کارمندان پدید می‌آورد تا با همکاران خویش روابط دوستانه‌ای برقرار کند و کمی تفریح کند. اما اگر کارمند شما بیش از آنکه کار کند، وقت صرف خوردن ناهار و نوشیدن قهوه کند، آنوقت باید به او توجه خاصی نشان دهید و مشکل‌اش را بفهمید.


ادامه نوشته

خودکارآمدی


خودکار آمدی (self-efficacy)، واژه‌ای است که روان شناس بر جسته کانادایی به نام آلبرت بندورا معرفی کرد.
این واژه و “تئوری خودکار آمدی” بندورا به نظرم پاسخ‌گوی برخی پرسش‌هایی است که اکنون در دنیای کسب‌کارها و بازاریابی با آن سروکار داریم. در باور راسخ من که در” پنجمین کنفرانس توانمندسازی منابع انسانی” بار دیگر عنوان کردم، مطالعات بین رشته‌ای می‌تواند پرسش‌ها کنونی را آشکارتر تبیین کند.
فراموش نکردیم که پرسش این بود: سرعت تغییرات و افزایش ابهامات در دنیای کسب‌و کارها، بسیاری از پیشتازان کسب‌وکارها را نیز از پای در آورد. کافی است به گزارش سالهای اخیر مک کنزی برجسته‌ترین مرکز مشاوره مدیریت،مراجعه کنید. در فهرست این گزارش با شرکتهایی روبه‌رو می‌شوید که در پی بحران اقتصادی سال‌های اخیر از گردونه رقابت حذف شدند. این در حالی است که نام این شرکت‌ها را می‌توانید به عنوان شرکت‌های پیشتاز در کتاب “از خوب به عالی” جیم کالینز بیابید! چه شد که سرنوشت “پیشتازان” نیز تلخ و همراه با شکست بود؟
“آشوب” تنها واژه‌ای است که می‌توان از آن وام گرفت تا این تغییرات بشدت شگفت را در دنیای کسب‌وکار تشریح کرد. این واژه را ادوارد لورنز، هواشناس و پدر تئوری‌های معروف “بی نظمی” و” اثر پروانه‌ای “در سال ۱۹۶۱ مطرح کرد. نفوذ این تئوری و قدرت تبیین آن فوق العاده غیر قابل باور است. بر پایه این تئوری، در سال‌های اخیر کتابی از کاتلر ، پدر بازاریابی نوین جهان منتشر شد که از واژه “آشوب”در دنیای کسب‌و کارها و بازاریابی استفاده کرد. خوشبختانه کتاب کاتلر را دو مترجم، ترجمه کردند و دو ناشر نیز در ایران آن را چاپ کردند:۱)بی نظمی در بازاریابی با ترجمه دکتر کامبیز حیدرزاده و همکارش ۲) مدیریت و بازاریابی در عصر آشوب و تلاطم بازارها، دکتر هرمز مهرانی


ادامه نوشته

بــادکـنــک



    اگه يه روز فرزندي داشته باشم، بيشتر از هر اسباب‌بازي ديگه‌اي براش بادکنک مي‌خرم. بازي با بادکنک خيلي چيزا رو به بچه ياد ميده.
    1-  بهش ياد ميده که بايد بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره.
    2- بهش ياد ميده که چيزاي دوست داشتني مي‌تونن توي يه لحظه، حتي بدون هيچ دليلي و بدون هيچ مقصري از بين برن، پس نبايد زياد بهشون وابسته بشه.
    3-  مهم‌تر از همه بهش ياد ميده که وقتي چيزي رو دوست داره نبايد اون قدر بهش نزديک بشه و بهش فشار بياره که راه نفس کشيدنش رو ببنده، چون ممکنه براي هميشه از دستش بده.
    

شاید فردا دیر باشد


روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دو ورق
کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قرار دهند .
سپس از آنها خواست که درباره قشنگترین چیزی که میتوانند در مورد هرکدام از
همکلاسی هایشان بگویند ، فکر کنند و در آن خط های خالی بنویسند .
بقیه وقت کلاس با انجام این تکلیف درسی گذشت و هرکدام از دانش آموزان پس از
اتمام ،برگه های خود را به معلم تحویل داده ، کلاس را ترک کردند .
روز شنبه ، معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه ای جداگانه نوشت ،
وسپس تمام نظرات بچه های دیگر در مورد هر دانش آموز را در زیر اسم آنها نوشت .
روز دوشنبه ، معلم برگه مربوط به هر دانش آموز را تحویل داد .
شادی خاصی کلاس را فرا گرفت .
معلم این زمزمه ها را از کلاس شنید " واقعا ؟ "
"من هرگز نمی دانستم که دیگران به وجود من اهمیت می دهند! "
"من نمی دانستم که دیگران اینقدر مرا دوست دارند . "
دیگر صحبتی ار آن برگه ها نشد .
معلم نیز ندانست که آیا آنها بعد از کلاس با والدینشان در مورد موضوع کلاس به
بحث وصحبت پرداختند یا نه ، به هر حال برایش مهم نبود .
آن تکلیف هدف معلم را بر آورده کرده بود .دانش آموزان از خود و تک تک همکلاسی
هایشان راضی بودند  با گذشت سالها بچه های کلاس از یکدیگر دورافتادند . چند سال
بعد ، یکی از دانش آموزان درجنگ ویتنام کشته شد . و معلمش در مراسم خاکسپاری
او شرکت کرد .
او تابحال ، یک سرباز ارتشی را در تابوت ندیده بود ... پسر کشته شده ، جوان
خوش قیافه وبرازنده ای به نظر می رسید .


ادامه نوشته

چگونه یک سوال ساده موجب افزایش تاثیر و نفوذ در جمع مي‌شود؟


در بسیاری از موارد ترغیب جماعت زیادی از افراد، کاری سخت و طاقت فرسا است. چیزی که موجب افزایش ضریب نفوذ در جماعت مي‌شود نه تنها هنر سخنوری بلکه علم روان‌شناسی است. بعضا ترغیب تک تک افراد یک گروه از ترغیب یکجای آن گروه به مراتب ساده‌تر است.
در رقابت‌های انتخاباتی؛ جایی که باید در مدت زمان اندک به خیل عظیمی از افراد را اطمينان داد که یک کاندیدا نه تنها قدرت رهبری یک جامعه را دارد، بلکه دارای برنامه‌های بهتری نیز هست، تاثیر در تک تک افراد کاری غیر ممکن مي‌نماید. ولی یک سوال ساده وجود دارد که موجب ترغیب دیگران به انجام کاری مي‌شود که ما مي‌خواهیم. جامعه شناس آنتونی گرین وال و همکاران در حین رقابت‌های انتخاباتی سال ۲۰۰۰ آمریکا با پرسیدن این سوال ساده قبل از انتخابات توانستند درصد افراد شرکت‌کننده در گروه آزمایش خود را تا حد زیادی افزایش دهند.
ولی این سوال چه بود؟ آنها ۳ روز قبل از انتخابات از گروه تصادفی از افراد سوال نمودند که آیا آنها در انتخابات شرکت خواهند کرد یا خیر و چرا؟ در روز انتخابات افرادی که این سوال از آنها پرسیده شده بود تا ۲۵ درصد بیشتر در انتخابات شرکت نمودند.

دو علت روانشناسی پشت این رفتار اجتماعی وجود دارد. یکی اینکه هنگامی که از فردی سوال پرسیده شود که یک کار مطابق هنجار اجتماعی انجام مي‌دهد یا خیر، جواب قابل پیش‌بینی مثبت دریافت خواهیم کرد. کسی دوست ندارد که علنا به انجام یک کار خلاف هنجار اذعان نماید.


ادامه نوشته

حکایت : حباب تام و جان و ژاک


يكي بود يكي نبود. يك كشور كوچكي بود. اين كشور يك جزيره كوچك بود. كل پول موجود در اين جزيره 2 دلار بود؛ 2 سكه 1 دلاري كه بين مردم در جريان بود. جمعيت اين كشور 3 نفر بود. تام مالك زمين جزيره بود. جان و ژاك هر كدام يك سكه 1 دلاري داشتند.

- جان زمين را از تام به قيمت 1 دلار خريد. حالا تام و ژاك هر كدام 1 دلار داشتند و جان مالك زمين بود كه 1 دلار ارزش داشت. دارايي خالص كشور 3 دلار شد.

- ژاك فكر كرد كه فقط يك قطعه زمين در كشور وجود دارد و از آنجايي كه زمين قابل توليد نيست، ارزشش بالا خواهد رفت. بنابراين 1 دلار از تام قرض كرد و با 1 دلار خودش، زمين را از جان به قيمت 2 دلار خريد. تام يك دلار به ژاك قرض داده است. بنابراين دارايي خالص او 1 دلار است. جان زمينش را به قيمت 2 دلار فروخت. بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. ژاك مالك زميني به قيمت 2 دلار است، اما يك دلار به تام بدهكار است. بنابراين دارايي خالص او 1 دلار است. دارايي خالص كشور 4 دلار شد.

- تام ديد كه ارزش زميني كه يك وقت مالكش بود افزايش يافته است. او از فروختن زمين پشيمان شده بود. تام يك دلار به ژاك قرض داده بود. پس 2 دلار از تام قرض كرد و زمين را به قيمت 3 دلار از ژاك خريد. در نتيجه، حالا مالك زميني به قيمت 3 دلار است. اما از آنجايي كه 2 دلار به جان بدهكار است دارايي خالص او 1 دلار است. جان 2 دلار به تام قرض داده است. بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. ژاك اكنون 2 دلار دارد. بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. دارايي خالص كشور 5 دلار شد. حبابي در حال شكل‌گيري است.


ادامه نوشته

عناوین برجسته ی جست و جوی گوگل در سال 2011


1. نخستین عبارت برتر جستجوهای گوگل متعلق به یک پدیده منحصر به فرد در دنیای موسیقی و اینترنت است، ربکا بلک (Rebecca Black) تنها چهارده سال دارد و اکنون به عنوان یکی از مشهور ترین ستاره های موسیقی پاپ دنیا بدل شده و رتبه نخست جستجوهای گوگل را هم به خود اختصاص داده، اما روش مشهور شدن این خواننده نوجوان بسیار عجیب است، ربکا به کمک یک شرکت موسیقی که کارش کشف استعدادهای جدید موسیقی است یک موزیک ویدئو به نام "جمعه" ساخت و روی شبکه یوتیوب منتشر کرد، این ویدئو چنان ابتدایی ساخته شده بود که بعد از مدتی لقب بدترین ترانه اینترنت را دریافت کرد، اما همین عنوان به ربکا کمک کرد تا مشهور شود، چرا که همه از سر کنجکاوی برای دیدن این موزیک ویدئو سری به یوتوب زدند و به این ترتیب او از شدت بد بودن مشهور شد به گونه ای که این موزیک ویدئو تا کنون بیش از صد میلیون بار روی یوتیوب دیده شده و ربکا به یکی از مشهور ترین خواننده های سال بدل شده است. به هر حال اینترنت به عنوان یک رسانه فراگیر این قدرت را دارد تا چیزهای تا این حد مضحک را هم به مسئله ای اجتماعی بدل کند

2. رتبه دوم این رده بندی اما به یکی از سرویس های جدید گوگل تعلق دارد، "پلاس"، شبکه اجتماعی جدید گوگل که از امسال برای رقابت با فیس بوک به بازار آمد و البته هنوز نمی توان در مورد موفقیت یا عدم موفقیت آن اظهار نظر کرد، با این حال قرار گرفتن این عبارت در رتبه دوم جستجوهای اینترنتی را اگر به حساب بازی سیاسی گوگل برای بیشتر مطرح شدن گوگل پلاس نگذاریم می توانیم آینده ی روشنی را برای آن متصور باشیم، اما راه اندازی پلاس در ایران با واکنش بسیاری از کاربران ایرانی که در گوگل ریدر فعالیت می کردند مواجه بود، چرا که گوگل برای راه اندازی پلاس و برای جذب بیشتر مخاطب قابلیت های اجتماعی ریدر را حذف کرد و این سرویس تنها به یک فید خوان بدل شده، حالا باید دید با کوچ بخشی از کاربران ایرانی ریدر به پلاس این شبکه در میان ایرانی ها از محبوبیت برخوردار خواهد شد؟

3. "رایان دان"، چهره معروف تلوزیون آمریکا که در چندین و چند فیلم سینمایی و تلویزیونی هم شرکت کرده بود به خاطر مرگ تراژیکش در یک حادثه رانندگی در پینسیلوانیا در رتبه سوم بیشترین جستجوهای گوگل قرار گرفت. شدت تصادف به حدی بود که پلیس قادر به شناسایی جسد نبود و با آزمایش دی ان ای هویت وی تشخیص داده شد.


ادامه نوشته

خــــبــــر خــــــــوش


 1-  به خاطر داشته باش که عشق‎های سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردن‎ها و ریسک‎های بزرگ محتاج‎اند.
2-   وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.
3- این سه میم را از همواره دنبال کن:
* محبت و احترام به خود را
* محبت به همگان را
* مسؤولیت ‎پذیری در برابر کارهایی که کرده‎ای

4- به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه می ‎جویی، گاه اقبالی بزرگ است.
5- اگر می ‎خواهی قواعد بازی  را عوض کنی، نخست قواعد را فرابگیر.
6- به خاطر یک مشاجره‎ی کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.
7-  وقتی دانستی که خطایی مرتکب شده‎ای، گام‎هایی را پیاپی برای جبران آن خطا بردار.


ادامه نوشته

جوی طلای دیجیتالی



PIER 38 یک فرودگاه محلی آشیانه مانند در اسکله سانفرانسیسکو است. این فرودگاه محلی زمانی جایی بود که مهاجران چینی با بیل و کلنگ‌هایشان در آنجا پیاده می‌شدند و می‌رفتند تا خط راه‌آهن را از میان جوی طلای کالیفرنیا (منطقه‌ای در کالیفرنیا که اولین بار زمزمه‌های پیدا شدن طلا در آن، در سال 1848 شنیده شد) بسازند.

این لنگرگاه حالا به جایی برای کارفرمایان ثروتمند با موبایل‌های هوشمند و کامپیوترهای شخصی تبدیل شده است که به دنبال ثروت‌های نهفته در دنیای اینترنت هستند. این کارفرمایان جوان از دفاتر کاری بزرگشان در حال مدیریت شركت‌های نوظهور با نام‌های شیک و عجیب و غریبی مانند NoiseToys، Adility و Trazzler هستند.
«ریان اسپون» مدیر شرکت Dogpatch که یک شرکت سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز است در زمینه اجاره مکان برای شركت‌های نوظهور در بندر Pier 38 فعالیت مي‌كند. او در این مورد مي‌گويد: «سرعت رشد نوآوری با هر چیز دیگری که تا حالا دیده‌ایم فرق مي‌كند.» مثل بقیه کارفرمایان و موسسان شركت‌های نوظهور دیگر، شركت‌های مستاجر این منطقه دوست دارند راه شركت‌هایی مانند شبکه اجتماعی Facebook و Zynga که سازنده بازی‌های آنلاین محبوبی مانند Farmville هستند را دنبال کنند و در فاصله زمانی کمی به مرکز توجه کاربران اینترنت تبدیل بشوند.


ادامه نوشته

به ایرانیان زیر ده سال


اخیراً کتابی با عنوان "اقتدار گرائی ایرانی در عهد قاجار" با قلم زیبای استاد برجسته علوم سیاسی ایران؛ دکتر محمود سریع القلم به بازار نشر عرضه شده است.
آنچه که مرا بیش از موضوع و متن کتاب تحت تاثیر قرار داد، صفحه تقدیمی است که نویسنده در ابتدای کتاب خود آورده و از دیدگاه من، در نوع خود  کم نظیر است.
در متن ذیل که مطالب همان صفحه است، تعمق کنید و درد امروز جامعه ایرانی را بشناسید و اگر چنانچه دغدغه اعتلای ایران را دارید، در تربیت نسل فردا بر این اساس بکوشید:
 تقدیم به ایرانیان زیر ده سال، که در آینده
-         برای کسب ثروت، به نهاد دولت نزدیک نخواهند شد؛
-         برای افزایش قدرت کشور، ثروت تولید خواهند کرد؛
-         ظرفیت نقدپذیری و اصلاح تدریجی را در خود پدید خواهند آورد؛
-         از فرهنگ واکنش های سریع به خویشتن داری، ارتقاء فرهنگی پیدا خواهند کرد؛
-         از فرهنگ شفاهی و غیر دقیق به فرهنگ مسئولانه مکتوب، انتقال تمدنی پیدا خواهند نمود؛


ادامه نوشته

آثار مخرب وجود بسترهاي رانت‌جويي بركارآفريني و رشد اقتصادي


افراد مستعد و به طور كلي هر شخص دنبال بالاترين بازدهي نسبت به توانايي‌اش است، مثل يك مدير يا يك توليدكننده ماهر كه به دنبال پربازده‌ترين سمت اجرايي و يا خط توليد است. همين افراد مستعد با صرف هزينه و تلاش به نسبت كمتري مي‌توانند يكي از بهترين‌ها در مشاغل ديگر نيز باشند. يعني افرادي كه مستعدند ولي در يك شغل خاص به اندازه كافي حرفه‌اي نيستند مي‌توانند كارآفرين، جزو مقامات دولتي، وكيل يا يك سفته باز يا يك نويسنده و... شوند. سوالي كه مطرح است ‌اينكه چه عواملي، حرفه‌اي را براي يك فرد مستعد جذاب مي‌كند؟ يا‌ اينكه چه عواملي در انتخاب حرفه يك فرد مستعد تاثيرگذار هستند؟ عوامل متعددي وجود دارد كه روي جذابيت يك حرفه خاص براي يك فرد تاثير مي‌گذارند كه به طور مختصر مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

1) اندازه بازار:
افراد مستعد در يك بازار گسترده و وسيع مي‌توانند سودآوري و منفعت بالاتري را نسبت به يك بازار محدودتر كسب كنند. به عبارتي ديگر هر چه بازار يك شغل خاصي گسترده و بزرگ باشد، مشوق خوبي براي افراد مستعد است كه وارد آن بازار شوند و سود بيشتري براي خود حاصل كنند.‌ اين گستردگي و بزرگي بازار مي‌تواند شامل ابعاد جغرافيايي، حجم معاملات و داد و ستد، كيفيت كالاها و... باشد.
وقتي بازار يك كشور بزرگ و مردم به راحتي شركت‌ها را تاسيس مي‌كنند و منافعشان حفظ مي‌شود، آن وقت بسياري از مردم كارآفرين مي‌شوند. بريتانيا در انقلاب صنعتي و آمريكا در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم و كشورهاي آسياي جنوب شرقي امروزي نمونه‌هايي از اين موارد است.
در كشورهايي كه ثروت خصوصي تحت تسلط طبقه دولتي است و تعريف مشخصي از آن نباشد، رانت جويي داراي جذابيت خواهد بود و حتي رانت‌هاي غيررسمي ‌مثل رشوه، سرقت و دادخواهي و... امري عادي خواهد بود و كارمندان دولت از موقعيت خود براي جذب رانت‌هاي غيررسمي ‌سود خواهند برد.

كشورهاي داراي ثروت بالا و رشد كم، مورد توجه رانت جويان مي‌باشند. به خاطر‌ اينكه كالاهاي جديد اكثرا از حساسيت درآمدي بالايي برخوردار هستند و ‌اين براي نوآوري ضروري است يعني در جوامعي كه درآمد افراد آن بالا است، تقاضاي كالاهاي جديد نيز به مراتب بالاتر خواهد بود. پس رشد كمتر و درآمد پايين عاملي براي كاهش انگيزه و نوآوري و ابداع است و به تبع كاهش نوآوري، رشد اقتصادي نيز كاهش مي‌يابد. به همين خاطر است كه مي‌گويند كاهش بهره‌وري و رشد مي‌تواند به صورت چرخشي و هم افزار به كاهش هم منجر گردد، چرا كه افراد از بخش كارآفريني به بخش رانت‌جويي حركت كرده و رشد پايين مي‌ماند. با پايين ماندن رشد اقتصادي رشد كارآفريني نيز كمتر مي‌شود. همين چرخه ادامه مي‌يابد.


ادامه نوشته

پــدر و مـــادر


آدما تا وقتي کوچيکن دوست دارن براي مادرشون هديه بخرن اما پول ندارن.
وقتي بزرگتر ميشن ، پول دارن اما وقت ندارن.
وقتي هم که پير ميشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!...
به سلامتي همه مادراي دنيا...
 
پدرم ، تنها کسي است که باعث ميشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم ميتوانند مرد باشند !
 
شرمنده مي کند فرزند را ، دعاي خير مادر ، در کنج خانه ي سالمندان ...
 
خورشيد
هر روز
ديرتر از پدرم بيدار مي شود
اما
زودتر از او به خانه بر مي گردد !


ادامه نوشته

جزییات دستاوردهای یکساله هدفمندی


کاهش مصرف برق
دبیر ستاد هدفمندی یارانه‌ها اظهارداشت: در دوره اجرای قانون هدفمندکردن یارانه ها مصرف برق 2 درصد کاهش یافته است این درحالی که طی 31 سال گذشته مصرف برق به طور متوسط سالانه 8 درصد رشد را تجربه کرده و سال قبل رشد مصرف آن حدود 10 درصد بوده است. کاهش 10 درصدی مصرف برق طی این دوره به معنی عدم نیاز به ایجاد یک نیروگاه 5 مگاواتی است که حدود 5 میلیارد دلار هزینه دارد. همچنین ارزش اقتصادی 10 درصد کاهش مصرف برق کشور 2 میلیارد دلار برآورد می شود.
 وی ادامه داد: با این حال کاهش مصرف برق عمدتا در بخش خانگی به وقوع پیوسته و طی این دوره مصرف برق صنایع 13درصد افزایش داشته است. رشد مصرف برق در بخش صنعتی در سال گذشته تنها 5 درصد بوده است، همچنین صادرات برق 15 درصد و مصرف برق در بخش کشاورزی 2 درصدرشد نشان می دهد.
 
کاهش مصرف گاز
فرزین اعلام کرد: مصرف خانگی گاز در زمستان روزانه 25-20 میلیون مترمکعب برآورد شده، این در حالی است که مصرف آن در بهار با 2 درصد کاهش مواجه گردیده است. مصرف گاز صنایع نیز 12-10 درصد افزایش داشته و طی این دوره 4500 واحد صنعتی جدید به شبکه گاز کشور متصل شده اند.

کاهش مصرف آرد
دبیر ستاد هدفمندی یارانه ها گفت: تا قبل از اجرای قانون هدفمندکردن یارانه ها میزان آرد تخصیصی به خبازی ها ماهانه 536 هزار تن بوده است. این درحالی است که متوسط آرد تخصصی به خبازی ها در 7 ماهه اول اجرای قانون هدفمندکردن یارانه ها به 440 هزار تن کاهش یافته و مصرف آرد طی این 7 ماهه جمعاً 672 هزار تن کاهش نشان می دهد.


ادامه نوشته

تـــنـــبـــلی


رسول الله (صلی الله علیه و آله)
4. اَلْعِبادَﺓُ عَشَرَﺓَ اَجْزاءٍ تِسْعَـﺔٌ مِنْها فی طَلَبِ الْحَلالِ
عبادت ده جزء است که نه جزء آن در کار و تلاش برای به دست آوردن روزی حلال است.
مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۱۲

امام علی (علیه السلام)
5. العَمَل العَمل، ثُمَّ النَّهایة النَّهایة، والاستِقامة الاستِقامَة، ثُمَّ الصَّبر الصَّبر، والوَرَع، إِنَّ لَكُم نَهایَة فَانتهوا اِلی نَهایَتِكُم
كار كنید و آن را به پایانش رسانید و در آن پایداری كنید؛‌ آن گاه شكیبایی ورزید و پارسا باشید. همانا شما را پایانی است؛ پس، خود را به آن پایان (بهشت) رسانید.
نهج‌البلاغه


ادامه نوشته

حکایت : اسماتیزهای قهوه ای


در سال‌های دهه 1980، یک گروه موسیقی که تعدادی زیادی نمایش در سال اجرا می‌کرد، قراردادی با مفاد متعدد تنظیم کرده بود و برای عقد قرارداد با سالن‌های نمایش از آن استفاده می‌کرد. در این قرارداد تمام جزئیات تکنیکی برق، تجهیزات صحنه نمایش و غیره قید شده بود و سالن‌دار موظف بود طبق قرارداد همه آنها را به صورت خواسته شده به گروه موسیقی ارائه دهد. در بین مفاد قرارداد، یک ماده گنجانده شده بود و در آن خواسته شده بود یک کاسه اسمارتیزهای رنگی در اتاق پشت صحنه ارائه شود که در آن اسمارتیز قهوه‌ای وجود نداشته باشد. در آن زمان این قرارداد با این تفصیل و این ماده غیرمعمول باعث خنده و مسخره در بین جامعه موسیقی شده بود.

رهبر این گروه موسیقی در زندگی‌نامه خود در این مورد هم صحبت کرده است. او می‌گوید: در چند اجرا، مشکلات فنی خطرات جدی برای همکارانم به وجود آورده بود و نزدیک بود کل برنامه نمایش خراب شود. تصمیم گرفتیم این ماده را به قرارداد اضافه کنیم. من نمی‌توانستم در هر اجرا چند ساعت وقت بگذارم و مثلاً میزان آمپر برق موردنیاز را در هر پریز برق چک کنم. بنابراین وقتی می‌خواستیم کارمان را در یک سالن شروع کنیم به اتاق پشت صحنه می‌رفتم و ظرف اسمارتیز را چک می‌کردم. اگر ظرف وجود نداشت یا در آن اسمارتیز قهوه‌ای بود، احتمال بروز خطای فنی می‌دادم و از سالن‌دار می‌خواستم کلیه تجهیزات را دوباره مطابق با قرارداد چک کند


ادامه نوشته

معرفی کتاب : موقعیت تجار و صاحبان صنایع در ایران دوران پهلوی


کتاب حاضر پژوهشی است توصیفی و تحلیلی از خانواده ای سرمایه گذار و کارآفرین بر مبنای اسناد موجود در مراکز دولتی، خصوصی و کتابخانه ها، اما اساس کار بر انجام مصاحبه های نویسندگان با مدیران و اعضای خانواده لاجوردی و یا مصاحبه های موجود در آرشیو تاریخ شفاهی با برخی اعضای این خانواده و نزدیکان و نیز مدیران حوزه فعالیت و مقامات سابق اقتصادی است که به عنوان مکمل روش های کمی و اسنادی مورد استفاده قرار گرفته است.
خاندن لاجوردی از اواخر دوره ناصر الدین شاه تا آخر دوره پهلوی، در بیشتر عرصه های اقتصادی اعم از صادرات و واردات و نیز از سال 1330 به بعد در بخش صنعت و خدمات به ویژه صنایع غذایی، نساجی، شوینده، ساختمان، بانکداری و بیمه فعال بودند. مطالعه فعالیت های لاجوردی ها از طریق مقدار سرمایه گذاری، ویژگی های سرمایه داری خانوادگی آنان، جهت گیری از تجارت به صنعت و نیز مشارکت آنها در سرمایه گذاری های داخلی و خارجی مبنای مطالعه قرار گرفته است." (پیشگفتار، ص9)
پیش از آنکه هسته اصلی پژوهش -خاندان لاجوردی-  مورد مطالعه قرار گیرد، در فصل نخست ابتدا مروری داریم بر «موقعیت تجار در ایران» از قاجار تا پهلوی. در این فصل در راستای دستیابی به یک شناخت تاریخی از سیر تحولات اقتصادی، مختصرا به جایگاه تجار در میان سایر طبقات اجتماعی، موانع پیش روی آنها و وضعیت مشارکت و تأثیر این قشر در فعالیت های سیاسی و جنبش های مدنی که به روشن شدن شکل رابطه میان دولت و تجار در مقاطع تاریخی مذکور می انجامد، پرداخته شده است.


ادامه نوشته

امان ز لحظه ی غفلت ...


چند روز پیش برای خرید شیرینی به یک قنادی رفتم . پس از انتخاب شیرینی ، برای توزین و پرداخت مبلغ آن به صندوق مراجعه کردم. 
آقای صندوقدار مردی حدوداً ۵۰ ساله به نظر می رسید . با موهای جوگندمی ، ظاهری آراسته ، صورتی تراشیده و به قول دوستان " فاقد نشانه های مذهبی!" القصه… ،
هنگام توزین شیرینی ها ، اتفاقی افتاد عجیب غریب !
اتفاقی که سالهاست شاهدش نبودم . حداقل در شهر گناهان کبیره (تهران) مدتها بود که چنین چیزی را ندیده بودم .
آقای شیرینی فروش جعبه را روی ترازوی دیجیتال قرار داد ، بعد با استفاده از جدول مقابلش وزن جعبه را از وزن کل کم کرد . یعنی در واقع وزن خالص شیرینی ها(NET WEIGHT)  را به دست آورد . سپس وزن خالص را در قیمت شیرینی ضرب کردو خطاب به من گفت: "۸۰۰۰ تومان قیمت شیرینی به اضافه  ۲۵۰تومان پول جعبه می شودبه عبارت ۸۲۵۰ تومان "


ادامه نوشته

روزی که امام(ره) پشت به قبله نماز خواند


پس از رحلت آیت‌الله بزرگ شیخ مرتضی انصاری -صاحب رسائل (فرائد) در اصول و مکاسب در فقه که تاکنون از بهترین کتب درسی هستند و پیدا است که مرگ این مرجع چه زلزله‌ای در عالم و جامعه‌ی روحانیت و تشیع به وجود ‌آورد- جلسه‌ای برای تصمیم‌گیری پس از حضرت شیخ مرتضی انصاری تشکیل ‌شد. در این جلسه‌ی بسیار مهم، حدود ده نفر از اعاظم شاگردان و اصحاب شیخ حضور داشتند. وقتی نوبت تکلم به میرزای شیرازی ‌رسید، ایشان گفت یک نفر را انتخاب کنید که علمش یک و عقلش ده باشد. مرحوم میرزا حبیب‌الله رشتی هم ‌گفت: خودت میرزا. میرزا در پاسخ گفت: به جدم منظورم خودم نبودم. بالأخره هم بقیه حرف میرزا حبیب‌الله رشتی را تأیید ‌کردند و میزا را به عنوان مرجع پس از شیخ مرتضی به حوزه و عالم تشیع معرفی کردند. دیده‌ایم و در تاریخ خوانده‌ایم که چگونه میرزای شیرازی با سلطان مقتدری چون ناصرالدین شاه یا استعمارگر غریبی چون امپراطوری انگلستان دست و پنجه نرم کرد و چگونه ملت را از دام شرکت هند شرقی رهانید؛ شرکتی که از راه تجارت، هندوستان و پاکستان و بنگلادش امروز را بلعیده بود. مرحوم میرزای شیرازی ملت شیعه‌ی کشور ما را از حلقوم گشاد این استعمارگر بیرون کشید و طعم شکست را به ناصرالدین شاه و شرکت هند شرقی چشانید و این به برکت فقه حکومتی بود.


ادامه نوشته