هفده کارگر

 

در اینجا می خواهیم نمونه های مشابه یک خبر را در کشورهای مختلف و نیز اتفاقاتی که بعد از آن حادثه رخ می دهد را با هم مرور می کنیم:

آلمان: «17 کارگر زیر آوارهای یک ساختمان در محله "فلخون مایر" برلین جان خود را از دست دادند.»
آنجلا مرکل که برای یک سفر دیپلماتیک به آفریقا رفته بود خود را با اولین پرواز به آلمان می رساند. سریعا یک کمیته بررسی حادثه با ریاست خود آنجلا مرکل تشکیل می شود. شهردار از سمت خود خلع می شود. با کلی تحقیقات مشخص می شود که ساختمان و سازندگانش مقصر نبوده اند و کار کار نئونازی های پدرسوخته بوده است. مظنونین اصلی پیدا شده و به زندان می افتند ولی به زعم تمامی جرمن ها آنها قهرمان هستند و روح هیتلر در قبرش شاد می شود. دوباره شهردار به سر کارش بر می گردد. مرکل قول می دهد که ریشه نازی ها را از بیخ بکند و سریعا بر می گردد آفریقا. بازماندگان کارگران با پولی که از بیمه گرفته اند به تور دور اروپا می روند.

فرانسه: «17 کارگر زیر آوارهای یک ساختمان در محله "بنژولتن فوق نوموی" پاریس جان خود را از دست دادند.»
سارکوزی که در سواحل مالدیو به همراه نامزد جدیدش حمام آفتاب می گیرد از همان جا مهاجران را متهم می کند و چون می داند که کارگرها همه مهاجر بوده اند کلی خوشحال هم می شود ولی برای حفظ ظاهر هم شده عذاب وجدان می گیرد که نتوانسته خودش را به مراسم تدفین آنها برساند. در پاریس کمونیست ها و کارگرها و دانشجویان به خیابان ها می ریزند و 38 روز متوالی ماشین آتش می زنند و شیشه می شکنند. رانندگان ترانزیت، کامیونداران، کارکنان مترو، راه آهن و حمل و نقل شهری اعتصاب می کنند و کار مملکت قفل می شود ولی هنوز سارکوزی دارد حمام آفتاب می گیرد. مرحومین حادثه با احترام به خاک سپرده شده و هر روز راس ساعت 12:20 برایشان رژه می روند.

آمریکا: «17 کارگر زیر آوارهای یک ساختمان در محله "جیستون بولوار" واشنگتن جان خود را از دست دادند.»

ادامه نوشته

چهار تصمیم اصلی برای برندسازی هوشمندانه و مدرن


متدولوژی تصمیم گیری ها در همه امور به ویژه کسب و کار را می توان به چهار بخش زیر تقسیم کرد:
در واقع با بررسی چهار مورد فوق در هر امری می توان به بهترین و مناسب ترین تصمیم در آن امر دست یافت. این همان نیاز اساسی اکثر مدیران به ویژه مدیران برند و بازاریابی است که همواره آنان را در گزینش و ارزیابی استراتژی ها و راهکارهای برتر برای برند خود دچار تردید می کند.

تصمیم اول: استراتژی (Strategy)
داشتن اهداف و استراتژی های مشخص برای هر کاری نخستین معیار تصمیم گیری است. در کسب و کار موارد زیادی است که به طور کل باید برای ما برای برنامه ریزی، مشخص باشد. برخی از این عوامل عبارتند از:
 میزان بودجه در دسترس (عامل تعیین کننده اصلی است)
 چگونگی و ماهیت بازار (حوزه جغرافیایی بازار، نوع بازار، نوع مشتریان (B2B یا B2C) و ...)
 ماهیت محصول (مصرفی، صنعتی، کالا، خدمات و ... یا نوع صنعت)
 چرخه عمر محصول (PLC) مثلا در مرحله معرفی یا رشد تاکید بر فروش شخصی بیشتر است ولی در مرحله افول، روابط عمومی موثرتر خواهد بود.

 

ادامه نوشته

صد به صفر

 

ایثار و از خودگذشتگی در فرهنگ ما عمدتا مفهومی یکسویه دارد. فداکاری می‌کنی و گاه جانت را پای آن از دست می‌دهی بدون آنکه پاداش فردی برای تو مطرح باشد. در واقع اگر پاداشی برای خود قائل باشی در این است که ایثارت را به پای کسی می‌ریزی که مقبول توست. درکتابی که میلیون‌ها نسخه‌اش در امریکا و دیگر نقاط جهان به فروش رفته است، برداشت متفاوتی از این قضیه به چشم می‌خورد. نویسنده- ال ریتر- می‌گوید که در رابطه‌مان با کسانی که برای ما ارزش فوق‌العاده دارند، ایثار تنها راه منطقی برای موفقیت دوجانبه است. در این پیام، فشرده و جوهر مایه‌ی این کتاب را با دو متن فارسی و انگلیسی منتشر می‌کنیم.

فشرده ی کتاب «اصل صد به صفر» اثر ال ریتر
موثرترین راه برای ایجاد و حفظ روابط والا با دیگران چیست؟
پاسخ در اصل صد به صفر است: شما مسوولیت کامل (100) را در رابطه می‌پذیرید و در مقابل انتظارتان هیچ (0) است.
پیاده کردن اصل صد به صفر برای اغلب ما غیرطبیعی است. از خود صددرصد مایه گذاشتن، نیاز به تعهد در رابطه و مقدار زیادی انضباط اندیشه و عمل دارد.
اصل صد به صفر در مورد افرادی مصداق پیدا می‌کند که رابطه‌ها مهمتر از آنند که به واکنش خودکار و یا قضاوتمندانه واگذارشوند. هریک از ما باید مشخص کنیم که آن رابطه‌ها کدامند؟ برای اغلب ما، این اصل به همکاران، مشتریان، کارپردازان، خانواده و دوستان مربوط می‌شود.

ادامه نوشته

پاهای خارج از کادر


 

ریچارد زالتمن مانند خیلی از عکاسان پیش از خود، به مناطق مختلف جهان سفر می کرد تا از مردم و فرهنگ و زندگیشان  عکس بگیرد.
یک روز صبح که در یکی از روستاهای دورافتاده کشور بوتان در آمریکای جنوبی قدم می زد تا عکسهایی بگیرد، ناگهان ایده ای به نظرش رسید. او دوربین را در جایی مستقر می کرد و از روستاییان می خواست از آنچه به نظرشان ارجحیت دارد که به دیگران درباره خودشان نشان دهند، عکس بگیرند.
بعد از اینکه زالتمن عکسهای گرفته شده را ظاهر کرد متوجه شد در بیشتر عکسها، پاهای مردم حدوداً از ناحیه مچ به پایین خارج از کادرند و در عکس نیافتاده اند.
زالتمن می گوید: «ابتدا فکر کردم که روستاییان در تنظیم کادر دقت نکرده اند. اما بعداً معلوم شد پابرهنگی نشانه ای از فقر است. اگر چه در آن روستا همه پابرهنه بودند اما مردم روستا می خواستند آن را پنهان کنند؛ پیام مهمی برای گرفتن.»
__
برای شناخت افراد و سازمان ها به انتخابهای آنان توجه دقیق داشته باشید. سازمان و کارکنان آن به عنوان سیستم های پیچیده از خود رفتاری ناشی از انتخابهایشان بروز می دهند که نشانه های دقیقی از ویژگیهای آنان را با خود به همراه دارند. این نشانه ها صرفنظر از اینکه هدف تظاهر یا پنهان کاری داشته باشند خصوصیاتی از رفتار و فرهنگ سازمانی آنها را بیان می کند. در برخی موارد ممکن است افراد و سازمان به هر دلیلی قادر به بیان صحیح و علمی ویژگیهای خود نباشند اما وقتی در موضوعات مختلف برای انتخاب آزاد گذاشته شوند رفتار و انتخابهایی خواهند داشت که به صورت غیرمستقیم بیانگر خصوصیات آنها خواهند بود. برای شناخت افراد و سازمان ها به انتخابهای آنان توجه دقیق داشته باشید و به آنها حق انتخاب دهید.

منبع : راهکار مدیریت

 

حکایت : عرق


 

        پدری یه روز خواست که به پسرش تفهیم کنه که عرق خوری کار بدیه.
         برای اثباتش مقداری عرق رو خواست به خورد یک خر بده. اما خر از خوردن عرق امتناع کرد.
         پدر رو کرد به پسرش و گفت:
        _پسرم ببین. حتی این خر با خریه خودش این عرق رو نخورد. چطور یک انسان باید این عرق رو بخوره در حالی که
        خر هم نمی خوره؟

        پسر گفت:پدر جان. این نشون می ده هر کی عرق نخوره، خره…!

نتیجه اینکه : همیشه پیامها آنطور که ما میخواهیم به دیگران منتقل نمی شود . برداشتهای متفاوتی از یک پیام وجود دارد .

 

خدا به این خوردنی قسم خورده!

 

اما این سوگند، ویژگی ظریف دیگری هم در بر دارد که موجب مسلمان شدن یک تیم تحقیقاتی ژاپنی شده است.
اسمش را که می‌شنویم برایمان خیلی آشناست.... شاید این حس نوستالژی‌مان است که یکهو گل می‌کند و خیال می‌کنیم سال‌های سال است این درخت را می‌شناسیم. درخت قصه‌های کودکی‌مان که قد یک چوب کبریت بود، در باغچه حیاط خاله پیرزن به اندازه یک غربیل... درخت انجیر!
تشخیص درخت انجیر از سایر درختان، حتی برای یک فرد غیر حرفه‌ای و درخت نشناس هم کار خیلی سختی نیست البته به شرطی که میوه آن هنوز به درخت باشد! اما اگر از فصل میوه دهی (اواسط تابستان تا اوایل پاییز) گذشته بود باز هم می‌توان از روی برگ‌های پنجه‌ای شکل و سبز تیره درخت، آن را شناخت. علاوه بر این، با شکستن شاخه یا حتی کندن برگ از ساقه، شیره سفید رنگی خارج می‌شود که یکی دیگر از راه‌های شناختن این درخت است.

 

ادامه نوشته

ده نصیحت بزرگ

 

بیرون از مشکلات باش

2. Aim for greater heights.
هدفت روبالاتر در نظر بگیر


3. Stay focused on your job.
بر روی شغلت تمرکز کن

 

ادامه نوشته

بزرگان می روند، بزرگی می ماند

 

استعداد ونبوغ فنی ومکانیکی فورد درعمل ،وتصویری که ازماشین درذهن داشت آغازپیمودن راهی بود که نیروی ماشین را جایگزین کارطاقت فرسای مزرعه می کرد وبه اتحاد چند صدساله انسان وحیوان برروی مزارع پایان می داد.درحالی که بچه های هم سن وسال هنری درکوه ودشت بازی می کردند اوبا تکه پاره های ازفلزات ،که ازآنها ابزارهای مختلفی ساخته بودسرگرم می شد. اومی گوید:
«درآن روزها،اسباب بازی به شکل متداول امروزوجودنداشت و بچه هابه سلیقه خودبرای خودشان اسباب بازی می ساختند. بازیهای من ابزارهایی بود که هنوزبا آنها سرگرم می شوم. هر قطعه ای ازیک ماشین به نظرمن به گوهرگرانبهای یک گنجینه می ماند.»
پدرهنری که به اشتیاق بی حد و حصرونبوغ واستعداد وی پی برده بوداجازه داد که کارگاه کوچکی درآلونکی برپا کندوبیشتراوقاتش رادرآنجا بگذراند.به این ترتیب،پسرک باچند ابزارساده وپیش پا افتاده درراهی قدم گذاشت که به پایانی مفیدوپرافتخارمی رسید.
نقطه عطف زندگی فورد
وقتی فورددوازده سال داشت؛ناگهان اتفاقی ساده اورابه راهی پرافتخارهدایت کردکه درهای ثروت ومکنت رابه رویش گشود.او می گوید:
«روزی با پدرم درهشت مایلی دیترویت به اطراف شهرمی رفتیم که لوکوموتیوی رادیدیم. منظره آن روزچنان درخاطرم مانده است که گویی همین دیروزبود. منظره آن روزچنان درخاطرم مانده است که گویی همین دیروزبود.ارابه تنها وسیله ای بودکه تا آن زمان دیده بودم. لوکوموتیوبرای عبورماواسبهایمان مجبور به توقف شد.من دربرابردیدگان پدرم که ازحال وهوای من باخبربود،ازارابه پیاده شدم تاازنزدیک بتوانم لوکوموتیوراببینم.این صحنه،آغازورود من به دنیای ماشین بود. درآن زمان بسیارکوشیدم تا مدلهایی ازآن را تهیه کنم. با وجوداین هدف نهایی من ساخت اتومبیل بود اززمانی که که با آن لوکوموتیودرآن جاده روستایی روبرو شدم،همواره دراندیشه ساخت ماشینی بودم که جاده ها را درنوردد.»
فورد به پیروی ازآتش عشق خودکه الهام بخش اوبو،به فکرساخت ماشینی افتاده بودکه همچون تیری چله کمان بگریزد و جاده ها راپشت سرگذارد.این خواسته حتی یک دم راحتش نمی گذاشت وبه آرزویی وسوسه انگیزبدل شده بود.تفاوت زیادی بین اندیشه وعمل وجود دارد.درحقیقت،عدم جرأت وجسارت،اغلب مردم رادر اجرای طرح هایشان به عقب نشینی وامی دارد.اما فوردازکسانی نبود که اجازه دهد مشکلات اورا دلسرد ونومید کنند.اومتفاوت ازدیگران می اندیشید وازاین اصل پیروی می کرد:
«هرکاری که جاذبه داشته باشد.آسان است وهمیشه می توان به نتایج آن اطمینان داشت.»

ادامه نوشته

بیست وپنج نکته کلیدی جستجوی کلمات فارسی در اینترنت

 

روشهای معمول جستجو با موتورهای جستجوگر
جستجوي اطلاعات در اينترنت به دو روش مي‌تواند صورت گيرد يكي استفاده از جملات زبان محاوره‌اي است و ديگري بكارگيري كلمات كليدي.

استفاده از جملات زبان محاوره‌اي
در روش استفاده از جملات زبان محاوره‌اي كه اغلب به كاربران تازه‌كار پيشنهاد مي‌شود. يكي از عيب‌هاي بزرگ اين روش تعداد نتايج جستجوي زيادي است كه بازگردانده مي‌شود. به همين دليل اين روش توسط كاربران حرفه‌اي و حتي توسط همه، كم‌تر استفاده مي‌شود.

بكارگيري كلمات كليدي
يكي از كاراترين و مقتدرترين روش‌هاي جستجوي اطلاعات در دنياي وب استفاده از واژه‌هايي است كه اصطلاحاً كلمات كليدي ناميده مي‌شوند. اغلب كاربران حرفه‌اي و جستجوگران ورزيده دنياي اينترنت مي‌توانند با طرح بهترين كلمات كليدي و بكار بستن قوانين تركيب آن‌ها با هم براي نيازهاي اطلاعاتي خود پاسخي در خور بيابند. در اين روش توصيه‌هاي زير براي انتخاب كلمات كليدي و نيز جستجوي دقيق و مفيد پيشنهاد مي‌شود كه بشرح ذيل است:

توصیه هایی برای جستجو بهتر در موتورهای جستجو
‌١- حتي‌المقدور سعي شود كلمات كليدي از ميان اصطلاحات منحصر به فرد و اسامي خاص انتخاب شود.
‌٢- حتي‌المقدور از آوردن كلمات عمومي كه عناوين بسياري را در زير مجموعه خود شامل مي‌شوند، جداً خودداري كنيد.

ادامه نوشته

مراحل شكل گیری اقتصاد دیجیتالی

 

بی توجهی به مفهوم درست و اصیل تجارت الكترونیكی سبب شده كه در تدوین برنامه ها و راهكارها مسیر درستی طی نشود و بخش قابل توجهی از منابع كشور به هدر رود.

بی توجهی به مفهوم درست و اصیل تجارت الكترونیكی سبب شده كه در تدوین برنامه ها و راهكارها مسیر درستی طی نشود و بخش قابل توجهی از منابع كشور به هدر رود. در سالیان اخیر نظام هماهنگ و سازگاری كه ایجاب می كرد مجموعه فعالیتهای مربوط به تجارت الكترونیكی متناسب با نظریه ها و تئوری ها، هدایت شود، به طور صحیح شكل نگرفته است. در این گزارش ضمن بررسی مفاهیم پایه تجارت الكترونیك و مراحل تكاملی آن درخصوص جزئیات اقتصاد دیجیتالی بحث می شود.
● مراحل شكل گیری اقتصاد دیجیتالی
در دهه ۹۰ شاهد وقوع دو انقلاب بودیم كه نتیجه ای اساسی و بنیادی را به دنبال داشت. انقلاب اول، انقلاب جهانی شدن بود و دیگری انقلاب ارتباطات و فناوری اطلاعات (ICT) كه نتیجه وقوع این دو انقلاب، شكل گیری پدیده ای به نام «اقتصاد جدید» بود. انقلاب ICT این امكان را فراهم كرد كه بنگاه ها و صنایع از كارآیی بالاتری برخوردار شوند. صنایع و خدمات جدید در سطح بهتری امكان ظهور پیداكنند و متناسب با آن، بهره وری در عرصه اقتصاد (چه بهره وری كل و چه بهره وری عوامل) از یك روند فزاینده برخوردار شود و نهایتاً استانداردهای زندگی بهبود پیداكند، اقتصاد دیجیتالی مفهومی نیست كه یكباره خلق شده باشد، بلكه در یك روند تكاملی شكل گرفت. مراحل تكاملی را كه منتهی به پیدایش اقتصاد دیجیتالی شده می توانیم به این شرح بیان كنیم:

ادامه نوشته

همه مشکلات را به گردن نیروهاى خارجى  نیندازید.

 

همه مشکلات را به گردن نیروهاى خارجى نیندازید. رهبر کشور، خود باید پاسخگوى مشکلات کشورش باشد، نه یک کشور بیگانه.
به گزارش بی باک، متن این پرسش و پاسخ هایی که ملاحظه می فرمایید مربوط است به ملاقات مقام معظم رهبری با دانشجویان دانشگاه امیر کبیر و دانشگاه شهید بهشتی در سال های ۷۹ و ۸۲ که سایت الف به صورت گزینشی انتخاب کرده است تا در اختیار شما خوانندگان قرار بگیرد . احتمالا برخی سوال های شما در بین این سوال ها باشد :
با این‌که شما از اوضاع مملکت خبر دارید و وضع مردم را خوب درک مى‌کنید، ولى چرا کارى انجام نمى‌دهید؟ اگر مسؤولان گوش نمى‌کنند، چرا با آنها برخورد نمى‌کنید و افراد لایق و قابل اعتماد و دلسوز براى ملت را جایگزین آنها نمى‌کنید؟ چرا باید بعضى اشخاص مصونیت آهنین داشته باشند و بعضى دیگر نه؟
از نظر من، هیچ کس مصونیت آهنین ندارد. همه در مقابل قانون و مسؤولیتهاى خودشان پاسخگو هستند و باید جواب بدهند. اما این‌که چرا من افرادى را نمى‌گمارم؛ پاسخ این است که طبق قانون عمل مى‌کنم. گماشتن افراد، به عهده‌ى رهبرى نیست. مهمترین و بیشترین بخشهاى کشور، بخشهایى هستند که مسؤولیت گماشتن افراد در رأس آنها با رهبرى نیست. طبق قانون، روالى وجود دارد؛ باید آن روال عمل شود. اعتراض به آنها هم، باز روال قانونى دارد که اگر مسؤولى کم‌کارى داشت و این ثابت شد، چگونه باید با او برخورد کرد. مجلس یک‌طور برخورد مى‌کند، دستگاه قضایى هم یک‌طور برخورد مى‌کند. بنابراین، کارها باید بر اساس روال قانون پیش برود.

 

ادامه نوشته

هفت گناه نابخشودني در ارزيابي


در قرن ششم میلادی، پاپ گرگوری، اسقف اعظم، فهرست مشهور «هفت گناه بزرگ» – پرخوری، طمع، خشم، هوی و هوس، تن پروری، حسد و تکبر – از دیدگاه خود را منتشر کرد. در انجام ارزیابی سازمان‌ها هم هفت گناه یا اشتباه بزرگ می‌تواند رخ بدهد. لیست گرگوری به منظور کمک به رستگاری اخروی انسان‌ها ارائه شد؛ فهرست ما بیشتر جنبه دنیوی دارد: نجات شرکت‌ها از ارتکاب خطاهای جبران‌ناپذیر در ارزیابی عملکردشان.

«غرور»- یکی از مهم‌ترین اشتباهات درارزیابی عملکرد، استفاده از معیارهایی است که هدف اصلی آنها موفق نشان دادن سازمان، کارکنانش و به ویژه مدیرانش باشد. یکی از مصاحبه شوندگان گفت: «هیچ کس حاضر نیست از معیاری استفاده کند که امتیاز 95 از آن نگیرد.» از آنجا که پرداخت انواع پاداش‌ها به نتایج ارزیابی عملکرد وابسته است، ترویج این نگرش در میان مدیران امری بدیهی است. برای مثال، در حوزه حمل و نقل کالا، شرکت‌ها معمولا برای ارزیابی عملکرد خود از به موقع رسیدن کالا در زمان قول داده شده به مشتری استفاده می‌کنند.

نگاهی اجمالی و بی طرفانه به این امر، به راحتی مشخص می‌سازد که نکته در چیست: یک شرکت حمل ونقل فقط تاریخ‌هایی را به مشتریانش قول می‌دهد که به آسانی قادر به انجام آنها باشد و در ارزیابی مربوطه موفق جلوه کند. بدتر از آن، این شرکت‌ها اغلب ملاک ارزیابی عملکرد خود را چیزی به نام «آخرین تاریخ قول داده شده» – آخرین تاریخ وعده شده به مشتری بعد از تغییرات احتمالی برنامه حمل- قرار می‌دهند. واقعا چطور ممکن است که این قول عملی نشود! دستیابی به نتایج قابل قبول به این روش، هیچ تاثیر خاصی روی بهره‌وری شرکت ندارد؛ به رضایت مشتری یا هر نتیجه مطلوب دیگری هم منتهی نمی‌شود. کافی است که شما هر بار تاریخ دیرتری را قول بدهید. حتی اگر در 100 درصد موارد هم به وعده داده شده عمل کرده باشید، هیچ ربطی به نیاز مشتری که شاید کالا را روزها، هفته‌ها یا ماه‌ها پیش احتیاج داشته است، ندارد. بنابراین، عملکرد خود را رضايت‌بخش ارزیابی نکنید.
ملاک بسیار بهتر برای سنجش عملکرد شرکت، لحاظ كردن تاریخ مورد نظر مشتری است. اما، محقق كردن این هدف بسیار مشکل خواهد بود و ممکن است به عدم دریافت پاداش توسط مدیران منتهی شود!

ادامه نوشته

حکایت : ارشمیدس در حمام!

 

معروف است که یکی از بزرگ‌ترین کشفیات ارشمیدس در حمام صورت گرفت و وی شوق‌زده، لخت مادرزاد از حمام بیرون زد و فریاد کشید «یافتم، یافتم».

روزی که ارشمیدس به حمام رفت، لابد چرک بود. اما به جای اینکه کیسه بکشد شروع به بازی و غوطه‌خوردن در آب کرد. پایین می‌رفت و بالا می‌آمد، باز پایین می‌رفت و بالا می‌آمد، خیلی آرام، یک بار دیگر که پایین رفت یکهو از آب بیرون جست. فریاد کشید: یافتم، یافتم...
کسانی که حمام نرفته‌اند نمی‌دانند که فریاد در حمام چه انعکاس پرابهت و چندباره‌ای دارد. پژواک صدا در خود صدا می‌پیچد و باز ارشمیدس انگار که «مویش» را می‌کشند از ته دل فریاد می‌زد: یافتم، یافتم...
اولین گمان این بود که ارشمیدس سنگ پا پیدا کرده است، اما تا آن روز کسی برای سنگ پا اینطور نعره نکشیده بود. آنهایی که به ارشمیدس نزدیک‌تر بودند بی‌اختیار ذهن‌شان به ثروت و جواهری رفت که ارشمیدس از روی خوش‌شانسی و اتفاق آن را پیدا کرده است که فریاد در فریاد ارشمیدس انداختند: مال ماست، مال ماست...

اما ارشمیدس بی‌اعتنا به همه‌چیز و همه‌کس و حتی لباس‌هایش، از سر شوق، لخت مادرزاد از حمام بیرون زد.
صاحب حمام فقط یک فریاد کوتاه داشت: پس پول حمام چی؟
بعد یکهو مثل تیر از ذهنش گذشت که ارشمیدس چیز باارزشی یافته و فریاد‌زنان به دنبالش افتاد: مال من است، مال من است!
حمامی پس از اینکه دویست، سیصد متر به دنبال ارشمیدس دوید، دیگر کاملاً باورش شد که ارشمیدس چیز باارزشی پیدا کرده و حالا فریاد می‌زد: دزد، دزد، بگیریدش...


 

ادامه نوشته

اعجاز عددی در قرآن مجید

 

 الف: بسم الله الرحمن الرحیم ــ الحمدلله رب العالمین

کلمات و دفعات تکرار در جمع آیات قرآن مجید

دنیا (یکی ازنام های زندگی): ١١۵

آخرت (نامی برای زندگی پس از این جهان): ١١۵

ملائکه: ٨٨

شیاطین: ٨٨

زندگی: ١۴۵

مرگ: ١۴۵

سود: ۵٠

زیان: ۵٠

 

ادامه نوشته

كارآفريني اجتماعي

 

در اساسی‌ترین سطح، بعضی چیزها به طور ذاتی باعث جذابیت و علاقه‌مندی به کارآفرینان و داستانهایی درباره چگونگی و چرایی انجام کاری که آنها انجام می‌دهند، می‌شود. مردم جذب کارآفرینان اجتماعی می‌شوند مانند سال قبل از دریافت جایزه نوبل توسط محمد یونس، و این به خاطر نتایج مشابه زیادی بود که آنها در کسب و کارهای کارآفرینانی نظیر استیو جابز یافته بودند. این افراد با طرح ایده‌های عالی برای ایجاد محصولات و خدمات جدید که منشا تحول زندگی مردم بود، شده بودند. اما علاقه به کارآفرینی اجتماعی پدیده محبوبیت و شیفتگی مردم را برجسته می‌کند.

کارآفرینی اجتماعی علایمی‌ را برای تشویق تغییر اجتماعی ایجاد می‌نماید و آن نتیجه بالقوه پایدارش است که منافع اطلاعاتی برای جامعه در پی دارد. اگر چه منافع بالقوه عرضه شده به وسیله کارآفرینی اجتماعی در مورد برخی از فعالیتها شفاف است، تعریف واقعی چیزی که کارآفرینی اجتماعی انجام می‌دهد تا این فواید عظیم را معرفی کند کمتر شفاف و واضح است. در حقیقت باید گفت که امروزه تعریف کارآفرینی اجتماعی چیز غیر شفافی است. به عنوان یک نتیجه، کارآفرینی اجتماعی زمانی آغاز شد که باعث توجه وسیع به سوی همه روشهایی که به طور اجتماعی فعالیتهای شایسته سودمند هستند شود. از برخی لحاظ این فراگیری باید چیز خوبی باشد. اگر فراوانی منابع درون بخش اجتماعی وجود داشته باشد و اگر برخی علل که طور دیگری هستند به اندازه کافی نباشند بنابراین وجود یک تعریف نامناسب بعید به نظر نمی‌رسد.

کارآفرینی اجتماعی یک ساختار جذاب دقیق است زیرا آن از تعهد بالایی خبر می‌دهد. اگر آن پیمانی ناتمام باشد به خاطر برخی تلاشهای غیر کارآفرینانه موجود در تعریف است، بنابراین کارآفرینی اجتماعی به بدنامی ‌مبتلا خواهد گشت و شالوده کارآفرینی اجتماعی راستین گم خواهد گشت. به خاطر این خطر ما معتقدیم که نیاز به یک تعریف مناسب از کارآفرینی اجتماعی داریم، تعریفی که ما را قادر سازد تا اندازه و وسعتی را تعیین کنیم برای آن که به یک فعالیت باید توجه شود یا بر عکس. هدفمان این نیست که یک مقایسه منزجرکننده بین کمکهای ایجاد شده توسط سازمانهای خدمات اجتماعی سنتی و دستاوردهای کارآفرینی اجتماعی انجام دهیم اما قصد داریم به سادگی تمایزاتشان را روشن سازیم. اگر ما بتوانیم به یک تعریف محکم کامل برسیم، آنگاه آنهایی که از کارآفرینی اجتماعی حمایت می‌کنند می‌توانند منابعشان را روی ساختن تمرکز دهند و یک حوزه محسوس و قابل شناسایی را تقویت کنند.

 

ادامه نوشته

سخنان گهربار از حضرت رسول (ص)

 

اشقی الاشقیاء من اجتمع علیه فقر الدنیا وعذاب الَخرة
ترجمه:
از همه بدبختان بدبختتر کسی است که فقر دنیا و عذاب آخرت را با هم دارد
منبع: کنز العمال ، ج ۶ ، ص ۴۹۲ ، ح ۱۶۶۸۳

۵- افضل الاعمال بعد الایمان ألتودد الی الناس
ترجمه:
بهترین کارها پس از ایمان به خدا دوستی با مردم است
منبع: کنز العمال ، ج ۹ ، ص ۵ ، ح ۲۴۶۵۳

۶- لا یُعجِبَنَّکُم إسلامُ رَجُلٍ حَتَّی تَعلَموا کُنهَ عَقلِهِ
ترجمه:
مسلما نیِ کسی شما را به شگفت نیاورَد تا آن گاه که حقیقت خِرَدش را در یابید
منبع: مسند الشهاب ، ج ۲ ، ص ۸۸

۷- ساعات الاذی فی الدنیا یذهبن ساعات الاذی فی الاخره
ترجمه:
ساعتها ی آزار این دنیا ساعت‌های آزار آخرت را نابود می‌کند

 

ادامه نوشته

نکته ها 520

 

- جهان سوم جایی است که هر کسی بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه‌اش خراب می‌شود و هر کسی بخواهد خانه‌اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد. پروفسور حسابی

- وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی

- آیا عملکرد امروزتان در سمت و سوی هدفهای فردایتان است ؟
اگر خیر : یا اعمالتان را اصلاح کنید یا در اهداف تجدیدنظر کنید .

- سکوت هرگز اشتباه نمی کند.

- اندازه نگه دار که اندازه نکوست

- گذشته درگذشته

 

ادامه نوشته

حکایت : لقمه حلال

 

سالهای جنگ بود و در شهرها و روستاها مرغ و تخم مرغ را بصورت تعاونی می فروختند. فکر می کنم سال ۶٢ یا ۶٣ بود که در یکی از این صف ها ایستاده بودم و حاج مختار هم از کنار این صف طولانی می گذشت. اندکی توقف کرد و به میان مردم آمد و یک داستانی گفت که بعدها آن را در فیه مافیه یا کتاب دیگر خواندم که درخصوص عدم استجابت دعا بدلیل لقمه های شبهه ناک بود.

می گفت در ایام قدیم هر حاکمی را که از مرکز برای استراباد می فرستادند بعد از اینکه کمی ظلم و ستم می کرد مردم دعا می کردند و از شر حاکم ظالم خلاص می شدند. حاکم بعدی نیز می آمد و بعد از مدتی بعلت دعای مخلصانه مردم از کار برکنار می شد تا اینکه یک رندی با فهمیدن علت عزل حکام قبلی خود را آماده رفتن به استراباد کرد.

مدتی از آمدن وی به دیار استراباد نگذشت که مردم را جمع کرد و از آنها خواست که هرکس چندعدد تخم مرغ به ماموران مالیاتی بدهند.

 

ادامه نوشته

چطور برنامه‌ریزی و کنترل پروژه رو یاد بگیریم ؟

 

بیشترین سوالی که تا حالا از من شده، اینه که چطوری می‌شه برنامه‌ریزی و کنترل پروژه رو یاد گرفت و وارد این کار شد. زودتر از این‌ها می‌بایست چنین راهنمایی رو بنویسم، ولی چون می‌خواستم مطلب کامل و به‌دردخوری بنویسم تا الان طول کشیده.
خود من اتفاقی وارد این کار شدم. قبل از این‌که به فکر کار بیفتم، یعنی یک هفته بعد از این‌که دانشجوی لیسانس شدم، موقعیت کاری پیش اومد تو یه واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه؛ یعنی واحدی که هیچی ازش نمی‌دونستم. حاضر بودن من رو استخدام کنن، چون تو کار با کامپیوتر سریع و مسلط بودم. اینطوری شد که تو یه هفته هرچی کتاب تو این زمینه دستم اومد خوندم و رفتم شروع به کار کردم: فرودگاه بین‌المللی امام.

تو حدود دو سالی که اونجا کار کردم خیلی چیزها یاد گرفتم، در حدی که دیگه می‌تونستم خودم این کار رو ادامه بدم. با این حال هدفم این نبود که شغل آیندم برنامه‌ریزی و کنترل پروژه باشه. کمی که گذشت، مطمئن شدم یکی از بهترین کارهایی که می‌تونم انجام بدم و علاوه بر این‌که توش موفق باشم راضی‌م بکنه، همینه. اینطوری شد که این کار رو تو این 12 سال ادامه دادم و الان هم خیلی راضی‌ام. تو این مدت خیلی چیزها یاد گرفتم و از وضعیتم راضی‌ام، ولی بدون تعارف، شدیدا اعتقاد دارم که خیلی چیزهای دیگه رو هم باید یاد بگیرم.

خوب، بریم سر اصل مطلب. اگه تصمیم گرفتین که تو حوزه برنامه‌ریزی و کنترل پروژه کار کنین، بهتره پیش از شروع کار این چند مهارت رو به دست بیارین:
* مهارتِ خیلی زیاد در اکسل: منظورم از خیلی زیاد، دقیقا خیلی زیاده. هم قسمت بزرگی از تحلیل‌هایی که انجام می‌دیم تو اکسله و هم بسیاری از ارائه‌ها. هیچوقت فراموش نکنین که ارائه هر کاری مهم‌ترین قسمتشه. این مهارت تقریبا در هر کاری لازمه. هروقت از من می‌خوان که برای استخدام با کسی مصاحبه کنم، اول سعی می‌کنم بفهمم که مهارتش در کار با اکسل در چه حدیه و بعد به این فکر می‌کنم که تو کاری که باید بکنه به چه نرم‌افزارها و دانش‌های دیگه‌ای نیاز داره.

ادامه نوشته

اتحادیه انجمن های علمی مدیریت ایران


اسامي اعضا هيات مدیره:
رئیس هیات مدیره:دکتر محمدرضا وفائی
نائب رئیس :دکترحسن عابدجعفری
خزانه دار:دکتر یعقوب قلی پور
اعضای هیات مدیره :دکترابراهیم سنجقی ,دکترطاهر روشندل,دکتر حسین ابطحی
دکتر احمدجعفرنژاد, دکتریحیی آل اسحاق ,دکتر مجمدرضا آیت الهی
بازرس:دکتر حسین پرتوی ,دکتر تقی زاده

اهداف:1- هم اندیشی بین انجمن های عضو
2-ایجاد وحدت رویه میان انجمن های عضو
3-همکاری انجمن های عضو در تدوین نقشه جامع علمی کشور
4-همفکری اعضادر خصوص تحقق اهداف چشم انداز بیست ساله
5-ارائه مدل مدیرت بومی
6-برگزاری همایش های مشترک وانتشارمجلات مشترک

فعالیتهای جاری اتحادیه انجمن های مدیریت:
1-برگزاری جلسات هم اندیشی بطور مرتب هر 15روز یکبار درساختمان شورای انجمن ها
2-برنامه ریزی درجهت همایش جهاد اقتصادی ومدیریت

ادامه نوشته

یادداشت های یک مشاور   

 

برای ارائه گزارش های ناگهانی آماده باشید

گاهی در جلسات ملاقات با مشتری‌ خواسته می‌شود تا بلادرنگ و فوری خلاصه‌ای از مراحل قرارداد و نیز برنامه‌های هفته‌ی آینده را عنوان کنیم. اگر از پیش برای این موضوع آماده نشده باشیم، ممکن است دچار مشکل شویم. در این شرایط چه باید کرد؟
پیش از هرچیز نباید به‌دلیل چنین درخواستی از سوی مشتری در یک موقعیت پیش‌بینی نشده قرار بگیرید.
مشاوره موثر یعنی موقعیت و وضعیت مشتری را به‌خوبی درک کنیم، برنامه‌ی خود برای پروژه را از قبل تنظیم نموده باشیم، حدود تاریخ‌ها و زمان‌بندی‌ها را بدانیم و برای تنظیم قراردادها برنامه‌ریزی نموده باشیم.
یکی از راه‌های مفید درباره‌ی ایجاد آمادگی قبلی، برای خلاصه نمودن پروژه‌ها به‌شرح زیر است:
دست‌کم هر هفته (یا حداقل پیش از جلسه با کارفرما) خلاصه‌ای از قرارداد آتی خود را آماده نموده و مرور نماییم. مشخصات و مندرجات این خلاصه بستگی به ماهیت مشتری و پروژه‌ی مرتبط خواهد داشت. اما برخی بخش‌های کلی و عمومی در چنین سندی می‌تواند به‌شرح زیر باشد:
· نیازهای کلی مشتری و اهداف
· مفروضات کلیدی پروژه
· محدوده‌ی تعریف پروژه (تا زمان تنظیم این سند)
· فعالیت‌های لازم (تا زمان تنظیم این سند)
· نکات کلیدی به‌دست آمده تا این تاریخ
· مشاهدات و نکات غیرمطمئن
· پیشنهادها درباره‌ی تغییرات لازم در تعریف پروژه و هزینه‌ها
· درخواست برای کارکنان و اطلاعات اولیه لازم

 

ادامه نوشته

تأثیرِکلمات در روابط !

 

هرگز آن دوستم را که از رابطة خود با پسر نوجوانش مُکدّر بود فراموش نمی کنم . می گفت : « وقتی به اتاقی که او در آن مطالعه می کند یا تلویزیون می بیند وارد می شوم ، بلند می شود و از اتاق بیرون می رود . رابطة ما تا این حد بد است . » به او گفتم به جای اینکه انتظار داشته باشد پسرش او را بفهمد ، سعی کند ابتدا او پسرش را بفهمد . در جوابم گفت : « اما من اورا درک میکنم . تنها چیزی که او باید بداند این است که به پدر و مادرش احترام بگذارد و از آنها بخاطر زحماتی که بَرایش کشیده اند قدرشناسی کند . » به او گفتم : « اگر واقعاً می خواهی پسرت پذیرایِ حرفهای تو باشد وبه سخنت گوش بدهد باید فرض را بر این بگذاری که اورا درک نمی کنی و در گفتگوها از خود صبر و حوصله به خرج نمی دهی .»

سرانجام پذیرفت که روی این فرضیه کار کند . او قبلاً روشهای مختلفی را امتحان کرده وبه جائی نرسیده بود . شب بعد ، پدر به سروقت پسرش رفت وگفت:« پسرم ،از کیفیّتِ رابطه ای که میان ما هست راضی نیستم . میخواهم بدانم چه میتوانیم بکنیم که رابطمان را بهتر کنیم . شاید به قدر کافی برای درک کردن تو وقت صرف نکرده ام .» پسرش به سرعت جواب داد : « بله همینطور است ، وقت صرف نکرده ای ، تو هرگز مرا درک نکرده ای .» پدر از درون آتش گرفت . چیزی نمانده بود که فریاد بکشد : « چقدر قدر نشناس هستی ، ای ناسپاسِ یک وجبی ! اصولاً چرا باید با تو حرف بزنم ... »

 

ادامه نوشته

پایان شب سیه


اندرو متیوس

سخنی از این جستار: «همیشه سردترین و تاریک‌ترین لحظه‌ها درست قبل از سپیده است.»
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از گوشه و کنار، درباره‌ی ورزشکارانی می‌شنویم که سال‌ها مسابقه داده‌اند، شکست خورده‌اند و حتی، یک پیروزی هم به خود ندیده‌اند. اما آنقدر در آستانه‌ی تسلیم‌شدن ایستادگی کرده‌اند تا سرانجام، پیروزی را در آغوش کشیده‌اند و قله‌ی افتخار بر آن‌ها نمایان شده است.
گاهی در قعر تنهایی به خود می‌گوئیم آیا واقعاً زندگی ارزش این‌همه تلاش و تقلا را دارد؟ و ناگهان در همان روزها با کسی آشنا می‌شویم که ما را بر فراز ابرها پرواز می‌دهد و زندگی ما را دگرگون می‌سازد.
زندگی اینگونه است. همیشه سردترین و تاریک‌ترین لحظه‌ها درست قبل از سپیده است. اما اگر خود را از سقوط و نومیدی حفظ کنیم، پاداش‌ها به‌زودی سرازیر می‌‌شوند.


برگرفته از كتاب:
متيوس، اندرو؛ راز شاد زيستن؛ برگردان وحيد افضلي‌زاد؛ تهران: ني‌ريز 1385.


 

تفکر خارج از جعبه


Newton asked : How to write 4 between 5 ?

- Medicine students said : that's a joke !
- Science students  said : Impossible !
- Engineering students said : not found in our books !
but
- Management students said :   "  F (IV) E "  !

Proud to be a manager !

YOU CAN THINK OUT OF BOX .....

 

ناگفته هایی از زندگی علامه امینی

 

من برای نوشتن الغدیر، ۱۰٬۰۰۰ کتاب را از بای بسم الله تا تای تمت خوانده‌ام[۱] [۲] و به ۱۰۰٬۰۰۰ کتاب مراجعه مکرر داشتم. »
الغدیر نام کتابی‌ست به قلم علامه امینی در ۲۰ جلد به زبان عربی که تاکنون (۸ ژوئن ۲۰۰۷) ۱۱ جلد آن به زبان فارسی ترجمه شده‌است. موضوع عمدهٔ کتاب واقعه غدیر خم به روایت اهل تسنن است.
نویسنده در این کتاب به ۱۱۰ تن از صحابه و ۸۴ نفر از تابعین پیامبر که حدیث غدیر را رویات کرده‌اند اشاره می‌کند. آنگاه ۳۶۰ تن از راویان حدیث غدیر از قرن دوم تا چهاردهم را بر می‌شمارد. در پایان هم اشعار شاعران مختلف را درباره این موضوع ذکر می‌کند.
نویسنده برای تدوین این کتاب به کتابخانه‌های کشورهای مختلف از جمله عراق، هندوستان، پاکستان، مغرب، مصر و کشورهای دیگر دنیا مسافرت کرد.

ناگفته‌هایی از زندگی علامه امینی
حتی اهل‌سنت هم علامه امینی را در چاپ الغدیر کمک کردند/در آن زمان برخی اختصاص سهم امام به چاپ الغدیر را جایز نمی‌دانستند/هیچگاه با چاپ مجدد الغدیر مخالفت نکرده‌ایم، بلکه بر چاپ کامل آن اصرار داریم.

 

ادامه نوشته

اصول یادداشت برداری

 

آیا تا به حال برایتان اتفاق افتاده که بخواهید لطیفه‏اى را تعریف کنید و ناگهان موقع تعریف کردن، متوجه شوید که خنده‏دارترین قسمت لطیفه را فراموش کرده‏اید؟ آیا تا کنون پیش آمده که قرار ملاقاتى با کسى داشته باشید، ولى آن را فراموش کرده باشید؟ آیا تا کنون اتفاق افتاده که جزئیات مطالب جالبى را که روز قبل در کلاس درس شنیده‏اید، از یاد ببرید؟ آیا تا به حال پیش آمده که در جلسه امتحان، ناگهان متوجه شوید که مهم‏ترین نکته‏اى را که باید بنویسید، فراموش کرده‏اید؟ مطمئناً پاسخ بیشتر ما به سؤالات فوق، مثبت است؛ زیرا ما، همگى انسان هستیم و گاهى دچار نسیان و فراموشى مى‏شویم.
هرمن ابینگ هاوس، روان‏شناس معروف، در اواخر دهه 1800م. با تحقیق درباره ذهن انسان و توانایى آن در به یاد آوردن اطلاعات جدید، پدیده فراموشى را مورد مطالعه قرار داد. طبق گفته‏هاى این روان‏شناس، ما بعد از 20 دقیقه، تقریباً 40 درصد آن چه را که شنیده‏ایم یا خوانده‏ایم، فراموش مى‏کنیم و بعد از گذشت 24 ساعت، تقریباً 70 درصد مطالب را از یاد مى‏بریم. البته این واقعیت، یعنى فراموش کردن تقریباً نیمى از مطالب شنیده شده یا خوانده شده، پس از گذشت یک روز، بسیار تلخ است.
منحنى نسیان ابینگ هاوس، به این نکته ظریف اشاره مى‏کند که همگى ما به میزان زیادى فراموش‏کار هستیم. در واقع، این منحنى، نشان مى‏دهد که یک ماه بعد از شنیدن یک سخنرانى یا مطالعه درس، ممکن است تا 80 درصد آن را فراموش کنیم. بدیهى است که براى دانشجویانى که باید بعد از پایان هر ترم، امتحان بدهند، این موضوع، اصلاً خوشایند نیست؛ اما با استفاده از مهارت‏هاى مفید مطالعه، مى‏توانیم حافظه خود را طورى تقویت کنیم که در موقع لزوم، تا 80 درصد یا بیشتر آن چه را که شنیده یا خوانده‏ایم، به یاد بیاوریم. براى تقویت حافظه، باید در ضمن سخنرانى‏ها و یا در کلاس درس، با دقت به مطالب گوش بدهیم و سعى کنیم با سرعت و دقت، از مطالبى که مى‏شنویم، یادداشت برداریم.
به نکته‏هاى زیر فکر کنید و روش یادداشت‏بردارى خود را بهبود بخشید.

 

ادامه نوشته

ره‌نگاشت

 

ره‌نگاشت که در بعضی منابع آن‌را نقشه‌ی راه نیز می‌نامند، به مثابه‌ی نقشه‌ی جامعی از ارتباطات، فعالیت‌ها، منابع، توان‌مندی‌ها و شایستگی‌ها شرکت‌، سازمان، بخش یا کشوری است که اقدام به انجام ره‌نگاری می‌نماید. یک ره‌نگاشت علم و تکنولوژی از لحاظ مفهومی متشکل از گره‌ها و رابط‌ها می‌باشد، به نحوی که همچون هر نقشه‌ی دیگری، رابط‌ها ارتباط میان گره‌های مختلف را نشان می‌دهد. گره‌ها می‌توانند تکنولوژی‌ها یا پروژه‌ها یا حوزه‌های مختلف دانشی و یا هر عنصری دیگری باشند، که تهیه‌کننده‌ی ره‌نگاشت مایل به ترسیم ارتباطات میان آن عناصر است. این گره‌ها و رابط‌ها در حالت کلی می‌توانند ویژگی‌های کمّی و کیفی داشته باشند. به عنوان مثال یک رابط در یک ره‌نگاشت علم و تکنولوژی می‌تواند نمایانگر وجه کیفی باشد و میزان تاثیر بالقوه‌ی برنامه‌های علمی بر برنامه‌های تکنولوژیک را نشان دهد، یا این که نمایانگر وجه کمی آن از نظر تخمین مدت زمان دست‌یابی یک تکنولوژی از برنامه‌ی علمی، ‌باشد. به عنوان مثال گره‌ها در یک ره‌نگار تکنولوژی در یک بنگاه می‌تواند محصولات یا پروژه‌های R&D باشد، و در یک ره‌نگاشت ملی تکنولوژی‌های مورد اولویت باشد.

 

ادامه نوشته

آثار و كارهاي ملاصدرا

 

ملاصدرا يكي از فلاسفه پركار است. وي با آنكه مدتي را كه در حال انزوا و عبادت بود، دست به تأليف نزد و پس از آن نيز همواره به تدريس و تربيت دانشجويان فلسفه، كه از سراسر ايران به گرد او مي آمدند، پرداخت، ولي در تمام فرصتهاي ممكن، چه در سفر و چه در حضر، از نوشتن كتاب و رساله هايي كوچك و بزرگ درباره فلسفه، در قالبهاي مختلف كوتاهي نكرد و بهمين سبب مجموعه اي متنوع فلسفي و بسيار مفيد و استدلالي و با صورتها و هدفهاي گوناگون به وجود آورد.
برخي از كتب او كتاب درسي است و براي آموزش مقدماتي و يا تكميلي عميق فلسفه و عرفان از ديدگاه مكتب مخصوص او بنام «حكمت متعاليه» بسيار مناسب است. برخي ديگر براي توضيح و اثبات نظريه هاي ويژه خود اوست. چند كتاب او را مي توان در اخلاق و آداب انساني دانست.
وي بخش مهمي از آثار خود را به تفسير قرآن اختصاص داده و اگر چه مرگ به او اجازه نداد كه تمام قرآن را شرح فلسفي و عرفاني بكند ولي تا آنجا كه توانست بنويسد، داراي ويژگيهايي است كه آن را در ميان تفاسير بينظير كرده است.
ملاصدرا كه خود يك «مُحدّث» (يعني متخصص در حديث و روايات منقول از پيامبر(صلي الله عليه وآله) و ائمه اهل بيت(عليهم السلام)) بود كار مهمي در حديث نيز دارد و آن شرح كتاب حديث معروف الكافي تأليف كُليني رازي است، كه وي بخش «اصول» آنرا شرح كرده و شرحش ـ شايد بسبب مرگ او ـ ناتمام مانده است. وي دو كتاب هم در منطق دارد بنام تنقيح المنطق و رساله تصور و تصديق.

 

ادامه نوشته

زمینه‌های انتقال تجارب مدیریتی

 

ما چند دوره اساسي در كشور داشتيم؛ يكي دوران جنگ بود كه مديريت خاص خود را اقتضا مي‌كرد و با لحاظ كمبود منابع، مديريت جوان، تحريم و... مي‌توانيم مديريت آن دوره را «مديريت بحران» بناميم. به هر حال با وجود مشكلاتي كه بر كشور حادث شده بود، مديران ما توانستند كشور را مديريت كنند و آن مرحله را پشت سر بگذارند. از نظر مديريتي دوران بسيار پرافتخار مديريتي بوده است كه مي‌توان كتاب‌ها درباره‌اش نوشت. بازسازي كشور، دوره بعدي است كه با تورم و تعديل، بحران اقتصادي داشتيم؛ ضمن اينكه نتوانستيم از منابع خارجي استفاده كنيم ولي بازسازي كشور انجام شد. اين دوره دارای نوعي مديريت بود كه البته در بحث مديريت دولتي مطرح مي‌شود اما مديريت خصوصي هم همين بحث را داشت. چون اقتصاد ما دولتي يا شبه دولتي بود و هنوز هم هست، مي‌توانيم بگوييم كه روي بخش خصوصي سايه جدي انداخت. دوره‌ بعد نیز دوره فعلی است که مدیریتی مشخص‌تر دارد.وی در پاسخ به این سئوال که از نظر مباني علم مديريت، مديران ما در حال حاضر چه وضعي دارند؟ گفته است:در 15- 10 سال اخير دوره‌هاي آموزشي كاربردي براي مديران، برگزاری دوره‌هاي كوتاه‌مدت و حتي بعضي جاها اجبار به گرفتن بعضي مدارك مدیریتی نقش قابل توجهی در ارتقای دانش مدیریتی کشور داشته اما به دليل اينكه سطح علمي اين كلاس‌ها كافي نيست، لذا بحث مديريت، صرفاً بحث تجربي نيست. مباني علمي و تجربي دو بال پرواز مدير است كه بايد با هم حركت كنند. لذا اين روزها مي‌بينيد افراد مباني علم مديريت را نخوانده و گله مي‌كنند كه نمي‌گذارند كارمان را انجام دهیم. اما اين‌طور نيست؛ آنها مباني را نمي‌دانند. البته كساني كه منصوب مي‌شوند، گناهكار نيستند؛ كسي كه نصب مي‌كند، مقصر است. وی در مورد ثبت تجارب مدیریتی اش گفته است : من و تعدادي از دوستان تجربه دوران مديريت حمل‌ونقلی كه در دوران جنگ داشتیم را سعي كرديم ثبت كنيم و به عنوان مديريت بحران، مطرح كنيم كه ما چگونه با وجود كمبود كاميون، ديزل و راه‌آهن، تحريم جدي هواپيما، داشتن كمترين كشتي و... توانستيم آن مرحله را پشت سر بگذاريم. بالاخره بنده و مديراني كه آن زمان در حمل و نقل بوديم آمديم تا تجربيات را ثبت كنيم. من فكر كردم كار مفيدي است. هزينه‌ها را شخصاً پرداخت كردم.

 

ادامه نوشته

مدیریت تجربه

 

هر تجربه مدیریتي 4 رکن دارد. وقتی از ارکان تجربه مدیریتی صحبت می‌کنیم یعنی اینکه بدون هر یک از رکن‌ها، تجربه مدیریتی ناقص است و امکان انتقال کامل به دیگران ندارد. در واقع این ارکان مانند پایه‌های اصلی بنای تجربه مستندشده هستند. البته در تجربه مدیریتی که ارائه می‌دهیم، موارد دیگری نیز هست که باید مورد توجه قرار بگیرد اما در اینجا بحث ما ارکان است. برای اینکه شروع به مستندسازی تجربه کنیم باید سعی نماییم اطلاعات کافی در خصوص هر یک از رکن‌ها را فراهم آوریم. این ارکان عبارتند از:
1- مساله و ضرورت
2- نقطه تصمیم‌گیری
3- مراحل اجرا
4- نتایج و تحلیل آن

حال به بررسی هریک از موارد چهارگانه فوق می‌پردازیم:
مساله و ضرورت: نقطه شروع هر تجربه مدیریتی در عالم واقع، یک مساله، ضرورت، چالش و یا گاهی فرصت است. یعنی همیشه یک موضوع خاصی بوده که ذهن مدیران را به خود درگیر کرده و به فکر چاره‌اندیشی افتاده‌اند بنابراین باید به درستی ابعاد این رکن را به مخاطبان تجربه منتقل کنیم. برای این منظور لازم است اطلاعات دقیقی از جنبه‌های مختلفی که ذهن مدیران را به خود مشغول کرده و در واقع مساله و ضرورت وقوع تجربه مدیریتی ما را شکل می‌دهد مطلع بوده و بتوانیم آن را منعکس نماییم.

در بیان مساله ضمن اینکه باید ابعاد مختلف را در نظر داشت اما ارتباط مساله با تجربه مدیریتی را نیز باید مورد توجه قرار داد و اینکه مسائل و ضرورت‌هایی را بیان کنیم که منشا شکل‌گیری تجربه ما هستند وگرنه سازمان‌ها همیشه با مسائل متعدد و متفاوتی روبرو هستند که هر یک از آنها می تواند مبنای یک تجربه مدیریتی باشد.

ادامه نوشته

مونس

 


خدا تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمی شود"

تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد"

 و با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت...تنها خریداری ست که اجناس شکسته را بهتر برمیدارد و بیشتر می خرد"

او تنها کسی ست که وقتی همه رفتند می ماند و وقتی همه پشت کردند آغوش می گشاید

و......وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت می شود......

>>>خدایا با من بمان..........

 

مديريت علمی و مديريت ارزشی

 

مديريت علمي و مديريت ارزشي. در هر حال، بحث بايد اينطور مطرح شود كه مقصود از مديريت ارزشي چيست؛ يعني آنجا مقتضيات، شرايط، موانع و معلولها بدون علت به‏وجود مي‏آيند؟ آيا اگر گفتيم براي بشر مديريت ارزشي ضرورت دارد، يعني 2 ضرب در 2 مي‏شود83، اين‏گونه مي‏شود؟ اصلاً احتمال مي‏دهيد عاقلي چنين ادعايي كند؟

مديريت ارزشي مديريتي است كه بتواند گرد و خاك جبر و شبه جبر را از خود پاك كند و خودش حركت كند. با كمال اختيار خود را در اختيار مديران و رهبران بگذارد تا بعد از هفتاد و هشتاد سال نگويد من كيستم، «تبه شده ساماني، افسانه‏اي رسيده به پاياني»، فرصتها از من گذشت، مجالها از من گذشت، زيرا من يك وسيله جبري براي آنها كه اداره مرا به عهده داشتند، بودم؟ اجازه بدهيد من جمله‏اي براي توضيح و بطور خلاصه عرض كنم. چقدر شعرا و هنرمندان ذوقي ادبي ما، به اين دنيا با نظر پست نگريستند؟ يك رباعي را من به شما عرض مي‏كنم كه در فرهنگ ما شايع است. نه فقط فرهنگ ما، كه در فرهنگ كشورهاي ديگر هم همينطور. من يك وقت مي‏خواستم مرگ را از ديدگاه ارباب هنر بسنجم، ديدم همه اينها وقتي به مرگ مي‏رسند مي‏گويند، گذشته، هيچ هيچ. چرا؟ چون با استقلال كار نكرده اند و شخصيت در كار نبوده است. حركت بدون شخصيت بوده است. به او گفته‏اند بگو، گفته است؛ بخند، خنديده است؛ شكست بخور، شكست خورده است. بهترين رباعي كه درباره دنيا مي‏گويند، گفته شده البته در اين نوع زندگي ، و الاّ خود دنيا كه خيلي زيباست بحث سر اين نيست.

نه بر سر آب، بلكه بر روي سراب دنيا چو حباب است و لكن چه حباب
آن خواب چه خواب، خواب بد مست خراب آن هم چه سرابي كه ببينند به خواب
يك بدمست خراب، سراب را خواب ببيند؛ حباب روي آن سراب، زندگي بدون‏شخصيت است و الاّ كهكشانها بد حركت كرده‏اند؟ الكترونها انجام قانون نكرده‏اند؟
هر سال كه بهار رسيده است گلها پيام زيبايي را براي ما نياورده‏اند؟

 

ادامه نوشته

حکایت : بهلول و کیک


 
می گویند روزی بهلول به همسرش گفت:«برایم شیرینی درست کن که تعریف آن را فراوان از ثروتمندان شنیده ام.»
همسرش می گوید :« آرد گندم نداریم»
بهلول می گوید :«آرد جو استفاده کن.»
همسرش می گوید:«شیر هم نداریم.»
بهلول پاسخ می دهد:«شیر و شکر نمی خواهد.»همسر بهلول  دست به کار می شود و با آرد جو و آب به اصطلاح شیرینی می پزد.
بهلول بعد از خوردن قیافه اش درهم می رود و می گوید:«چه ذائقه بدی دارند این ثروتمندها!»
نکته : موفقیت مثل پختن کیک است : مواد اولیه ، دستورالعمل پخت و رعایت سلسله مراتب . مواد اولیه کیک موفقیت عبارتند از:هدف گذاری ،برنامه ریزی ،اقدام ،صبر ،آموختن از شکست ها و اشتباهات و در نهایت پشتکار و پشتکار تا حصول نتیجه.وجود هر کدام از مواد تشکیل دهنده کیک موفقیت لازم و ضروری است.از هر چیز که کم مایه بگذاریم نتیجه کامل و دلخواه نخواهد بود و ما هرگز نخواهیم توانست طعم شیرین واقعی را بچشیم.
 هرگاه دیدید کسی به موفقیتی رسیده است که شما نرسیده اید ،بدانید اوکارهایی کرده است که شما نکرده اید. . 
 
 برگرفته شده از کتاب "نیم کیلو باش، ولی خودت باش" - سعید گل محمدی

حکایت : ارزش سلطنت

 

روزی بهلول بر هارون‌الرشید وارد شد.
خلیفه گفت: مرا پندی بده!

بهلول پرسید: اگر در بیابانی بی‌آب، تشنه‌گی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی، در مقابل جرعه‌ای آب که عطش تو را فرو نشاند چه می‌دهی؟
گفت: صد دینار طلا.

پرسید: اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟
گفت: نصف پادشاهی‌ام را.

بهلول گفت: حال اگر به حبس‌البول مبتلا گردی و رفع آن نتوانی، چه می‌دهی که آن را علاج کنند؟
گفت: نیم دیگر سلطنتم را.

بهلول گفت: پس ای خلیفه، این سلطنت که به آبی و بولی وابسته است، تو را مغرور نسازد که با خلق خدای به بدی رفتار کنی.

چرا شرکت ها الزاماً نیازی به داشتن یک ساختمان یا دفتر کاری مشخص ندارند؟

 

 James Sinclair ریاست شرکت گردش صنعت OnSite Consulting بر این باور است که یکی از بزرگترین چالش های کارمندانش در سازگاری با روش کسب و کار وی پاسخ به این سؤال می باشد: "دفتر محل کار شما کجاست؟"
پاسخ من به این سوال چنین است: هر جایی که لازم باشد کار انجام شود. Sinclair چنین توضیح می دهد که: "ما 65 نفر کارمند داریم، ولی تابحال هیچ دفتر کاری ای نداشته ایم". دفتر کاری او یک صندوق پستی است، بعلاوه وی یک تلفن اینترنتی و سیستم یکپارچه ارتباطی نیز در اختیار دارد.
در گذشته Sinclair صاحب یک دفتر کاری بود. اما امروزه معتقد است: "مسلماً ما قبلاً یک دفتر کاری و اتاق کنفرانس زیبا داشتیم، درحالیکه پرسنل ما همیشه بیرون از دفتر مشغول به کار بودند. اما مشتریان نیازی ندارند که دفتر کاری یا اتاق کنفرانس آن را تماشا کنند. بلکه انتظار دارند تا ما نزد آنها برویم".

در حقیقت کار OnSite نجات و احیای شرکت ها، رستوران ها و هتل هایی می باشد که با مشکل مواجه شده اند و در مرز ورشکستگی قرار دارند. در سال های گذشته این شرکت به خرید و توان بخشی امکانات و تجهیزات می پرداخت، در حالیکه امروزه بر کار کردن برای مالکان کنونی و نوسازی و احیای مدیریت و عملیات تمرکز نموده است.

 

ادامه نوشته

حکایت : زبیده خاتون و بهلول

 

 هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد… پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.
ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی ازخدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت: بهلول، چه می سازی؟
بهلول با لحنی جدی گفت: بهشت می سازم.
همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت: آن را می فروشی؟!
بهلول گفت : می فروشم.
- قیمت آن چند دینار است؟
- صد دینار.
زبیده خاتون گفت : من آن را می خرم.
بهلول صد دینار را گرفت و گفت : این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم و به تو می دهم.
زبیده خاتون لبخندی زد و رفت.

 

ادامه نوشته

حکایت : درسی تلخ

 

چندروزپیش ،خانم یولیا واسیلی یونا ،معلم سرخانه ی بچه ها رابه اتاق کارم دعوت کردم . قراربودبا او تسویه حساب کنم .
گفتم:- بفرمایید بنشینیدیولیا واسیلی یونا!بیایید حساب وکتابمان راروشن کنیم لابدبه پول هم احتیاج داریداما مشاءالله آنقدراهل تعارف هستیدکه به روی مبارکتان نمی آورید . خب قرارمان با شما ماهی 30 روبل-
نخیر 40
روبل!- نه ، قرارمان 30 روبل بودمن یادداشت کرده ام به مربی های بچه ها همیشه 30 روبل می دادم . خب دوماه کارکرده اید- دوماه وپنج روز-  درست دوماه من یادداشت کرده ام . بنابراین جمع طلب شما می شود60 روبل کسرمی شود9 روزبابت تعطیلات یکشنبه که روزهای یکشنبه با کولیا کارنمی کردید. جزاستراحت وگردش که کاری نداشتیدوسه روزتعطیلات عید. چهره یولیا واسیلی یونا ناگهان سرخ شد،به والان پیراهن خوددست بردوچندین بارتکانش داداما لام تا کام نگفت!- بله ، 3روز هم تعطیلات عیدبه عبارتی کسر میشود12 روز4

ادامه نوشته

حکایت : ترس از مرگ

 

داستانی از ناپلئون


به هنگام اشغال روسیه توسط ناپلئون دسته ای از سربازان وی ، درگیر جنگ شدیدی در یکی از شهر های کوچک آن سرزمین زمستان های بی پایان بودند که ناپلئون به طور تصادفی ، از سربازان خود جدا افتاد .
گروهی از قزاق های روس، ناپلئون را شناسایی کرده و تا انتهای یک خیابان پیچ در پیچ او را تعقیب کردند . ناپلئون برای نجات جان خود به مغازه ی پوست فروشی ، در انتهای کوچه ی بن بستی پناه برد . او وارد مغازه شد و نفس نفس زنان و التماس کنان فریاد زد : خواهش می کنم جان من در خطر است ، نجاتم دهید . کجا می توانم پنهان شوم ؟
پوست فروش پاسخ داد عجله کنید . اون گوشه زیر اون پوست ها قایم شوید و ناپلئون را زیر انبوهی از پوست ها پنهان کرد . پس از این کار بلا فاصله قزاق های روسی از راه رسیدند و فریاد زدند : او کجاست ؟ ما دیدیم که وارد این مغازه شد . علی رغم اعتراض پوست فروش قزاق ها تمام مغازه را گشتند ولی او را پیدا نکردند و با نا امیدی از آنجا رفتند. مدتی بعد ناپلئون از زیر پوست ها بیرون خزید و درست در همان لحظه سربازان او از راه رسیدند .

 

ادامه نوشته

دست نگه دارید !

 

نمی دانم فیلم سینمایی«تایتانیک» را به خاطر دارید یا نه. در صحنه ای از این فیلم در حالی که کشتی عظیم تایتانیک در اثر برخورد با کوه یخ (ice berg) دچار صدمه ی جدی شده بود، گروهی نوازنده در عرشه ی کشتی مشغول اجرای قطعات برگزیده از موسیقی کلاسیک بودند! آنان کار خود را به بهترین نحو اجرا می کردند و دقت می کردند که کیفیت کارشان تحت تاثیر شرایط نامناسب موجود قرار نگیرد! اما در یک کشتیِ در حالِ غرق شدن و در میان مسافرانی که از هول و وحشت در حال سراسیمه دویدن به این سو و آن سو هستند، چه اهمیتی دارد که موسیقی کلاسیک با بهترین کیفیت اجرا شود؟!

***
نمی دانم کتاب«قلعه ی حیوانات» نوشته ی «جورج اورول» را خوانده اید یا نه. ماجرای این کتاب، داستان حیوانات یک مزرعه علیه اربابِ زورگوست. حیوانات دست به دستِ هم می شوند و ارباب و خانواده اش را از مزرعه بیرون می کنند و خود مدیریت مزرعه را به دست می گیرند. اولین کار آن ها پس از پیروزی انقلاب شان تنظیم عهد نامه ای ست که طبق آن همه ی حیوانات با هم برابرند و هیچ کس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند اما چیزی نمی گذرد که خوکی که مدیریت مزرعه را به دست گرفته است، آرام آرام عهدنامه را تغییر می دهد و برای خود و اطرافیانش حقوق و امتیازات ویژه ای وضع می کند در این میان، اسبی در این مزرعه زندگی می کند به نام«باکستر» که به لحاظ خوش خلقی، صبوری و پشتکار، مورد احترام همه ی حیوانات است. حیوانات از او می خواهند کمک شان کند تا در مورد شرایط جدید تصمیم بگیرند اما«باکستر» سخت مشغول کار است و به اطرافش توجه ای ندارد. شعار او این است:«من کار می کنم!» و احساس می کند که باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد! گرچه«باکستر» می توانست از اتفاق وحشتناکی که در«قلعه ی حیوانات» رخ می داد جلوگیری کند چنان سرش به کارش گرم بود که فقط هنگامی از«تغییرات» باخبر شد که خوک حاکم، او را به یک سلاخ فروخت!

 

ادامه نوشته

درس‌هایی از استیو جابز برای خودروسازان

 

به جز اپل، شرکت‌های کمی ‌هستند که از نوعی وفاداری به برند برخوردار باشند که ریشه‌ای و بنیادین باشد و تعداد کمی‌خرده فروش هستند که موفق می‌شوند فروشگاه‌های بزرگ و پر زرق و برقی داشته باشند که تنها خط تولید محدودی را ارائه می‌دهد و محصولاتش را با قیمت کامل و بدون کم و کاست می‌فروشد و نیز خریداران را مشتاق سازد و سودهای باورنکردنی را به ثبت برساند.
چندین نسل پیش، دوران پس از جنگ که روزهای اوج شرکت‌های خودروسازی آمریکایی بود، همین اوصاف را می‌توانستیم در مورد برندهایی چون فورد، شورولت، کادیلاک و کرایسلر به کار ببریم. از آن زمان بیشتر ماشین‌ها کالاهایی شده‌اند که خرید آنها به لذت‌بخشی دیدن سریال‌های پر بیننده است.
حتی در جامعه امروز ما که دارای برندهای بی ثبات است، لزومی‌ندارد که اوضاع به همان ترتیب باشد. مسلما صنعت خودروسازی به کندی تغییر می‌کند.

ادامه نوشته

پاراديم شيفت؛ الزام توسعه

 

روندهای سرنوشت ساز جامعه را خواه در جهت تسريع و تسهيل فرايند توسعه و يا ستيز با آن، انسان‌های خاص رقم می‌زنند.
در انسان، رفتارها و تصميم‌ها و راه‌حل‌هايی که برای مسائل انتخاب می‌شوند، از نظام فکری، مدل ذهنی و به بيانی ديگر، از پاراديم حاکم بر ذهن فرد تاثير می‌پذيرند.
با اين فرض می‌توان چنين استدلال کرد که اگر در جامعه‌ای به رغم وجود منابع سرشار و شرايط مناسب، توسعه‌ای رخ نمی‌دهد، ريشه و علت را بايد در زير‌ساخت فکری و نوع نگاه حاکمان، تصميم‌گيران، سياست‌گذاران، قدرت‌ورزان و مديران جامعه جستجو کرد.
به همان تعبير، اگر در جامعه‌ای ديگر، به رغم کمبود منابع و وجود شرايط نامساعد، توسعه پرشتاب رخ می‌دهد، علت آن نيز نوع نگاه و نظام فکری و پاراديم ذهنی [رسانه‌ها و تغيير در پاراديم‌هاي ذهني] افراد مذکور است.

اصطلاح پاراديم (paradigm) توسط ادگار مورن، فيلسوف فرانسوی و توماس کوهن، انديشمند امريكايي و صاحب نظر در تاريخ علم، مطرح شده است.
معنای لغوی پاراديم، الگو و نمونه است كه برای نخستين بار در کتاب مقدس، انجيل در عنوان آيه‌ای با نام Paradigmata به کار می‌رود.
ادگار مورن، نخستين کتاب از مجموعه ارزشمند خود را Paradigm Perdue نام نهاده است.
شادروان علی اسدی، انديشمند معاصر ايرانی، برای پاراديم، معادل فارسی سرمشق را برگزيده است.(2)

ادامه نوشته

وجــــدان

 

توی این روزهای بارانی اخیر منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته مخصوصا وقتی راننده ها هم بی انصافی به خرج داده و از جابجایی مسافر به صورت عادی خودداری کنند. این اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط بی توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند کنار خیابون داد میزد : " دربـــــــــــــــــست " . نگاه معنی دار و اعتراض های گاه و بی گاه مسافران هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو، به خاطر همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه 6000 تومن دربست گرفتیم که برای هر مسافر نفری 1500 تومن میافتاد درحالی که کرایه خط فقط 550 تومن بود. به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن و به اصطلاح همون جلسه که پیش تر شرح دادم شروع شد.

کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس شدن زیر بارون دل خوشی نداشت. وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات بنیادی مملکت شروع شد خیلی سریع خودش رو وارد بحث کرد که بهتره ادامه بحث رو به صورت یه گفتگوی دو طرفه دنبال کنیم :

راننده تاکسی : برادر خانمم یه وام 6 میلیون تومنی میخواست بگیره مجبور شد ماشینش رو بذاره به عنوان وثیقه. بنده خدا الان خورده به مشکل دارند ماشینش رو مصادره میکنند. یه عده دزد دارند میلیارد میلیارد اختلاس میکنند کسی هم خبردار نمیشه اون وقت این جوون رو ببین چجوری سر میدوونند !
مسافر : نوش جونش !

ادامه نوشته

حکایت : بادکنک

 

اگه یه روز فرزندی داشته باشم، بیشتر از هر اسباب‌بازی دیگه‌ای براش بادکنک می‌خرم. بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد میده.
بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره.
بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی می‌تونن توی یه لحظه، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه.
و مهم‌تر از همه بهش یاد میده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اون قدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده.

در یک شهربازی پسرکی سیاهپوست به مرد بادکنک فروشی نگاه می کرد که از قرار معلوم فروشنده مهربانی بود. بادکنک فروش یک بادکنک قرمز را رها کرد تا در آسمان اوج بگیرد و بدینوسیله جمعیتی از مشتریان جوان را جذب خود کرد . سپس بادکنک آبی و همینطور یک بادکنک زرد و بعد ازآن یک بادکنک سفید را رها کرد . بادکنک ها سبکبال به آسمان رفتند و اوج گرفتند و ناپدید شدند. پسرک سیاهپوست هنوز به تماشا ایستاده بود و به یک بادکنک سیاه خیره شده بود.

ادامه نوشته

تحليل رفتار متقابل

 

تحليل رفتار متقابل در عين سادگي اين توانايي را دارد تا افکار و احساسات پيچيده، سردرگم و پريشان شخص را سامان بخشد تا فرد با تفکيک و سازماندهي افکار و احساسات، شناخت بهتري از خود به دست آورد و در نتيجه با آگاهي بيشتر به نقاط ضعف و قدرت خود، رفتارهاي سالم و سازنده‌اي را اختيار نمايند، انسان را توانمند مي‌سازد که در بحران‌هاي روحي- رواني خود قادر به تجزيه و تحليل مشکل و حل آن باشد. همچنين تحليل رفتار متقابل اين امکان را فراهم مي‌آورد که ساختار شخصيت را به صورت نمودارهاي شخصيتي ترسيم نمود، به طوري‌که هر فرد آشنا با اين روش با ديدن نمودار مي‌تواند به ساختار شخصيتي و روابط متقابل فردي که نمودار آن ثبت شده پي‌ببرد.

امروزه متخصصين تحليل رفتار متقابل مي‌توانند ادعا کنند که با استفاده از روش‌هاي کاربردي و زبان تازه‌اي که براي روان‌شناسي ابداع شده دامنه آن به علوم اجتماعي، آموزشي، مديريت منابع انساني، ساختارهاي سازماني، روانکاوي و گروه درماني کشيده شده است. بدين ترتيب پويايي تئوري تحليل رفتار آن را متمايز از ديگر مکاتب قرار داده است.

اساس نظريه اوليه تحليل رفتار متقابل، بر پايه حالت‌هاي شخصيتي ارايه گرديده، اريك برن اين حالت‌هاي شخصيتي را در سه بخش «والد»، «بالغ»و «كودك» معرفي نمود كه شامل نوعي نظام به هم پيوسته فكر كردن، احساس كردن و رفتار كردن است؛ در مرحله دوم و در تكامل نظريه، تحليل رفتار متقابل يعني رابطه بين افراد مورد توجه و بررسي قرار گرفت و براساس واكنش‌هاي همزمان رواني و اجتماعي و تبادل رابطه‌هاي متقابل طبقه بندي و ارايه گرديد.

 

ادامه نوشته

دایــــره

 

افلاطون گفته روح دایره است
و من دایره های روحم را کشف کردم!
پنح دایره دور روحم کشیدم، و خودم را در مرکز این دایره ها قرار دادم

در دایره اول نام افرادی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من می دهند
و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود
نام کسانی را که از دنیای من فاصله دارند و بیشترین کشمکش را با آنها دارم

همه ما دلمان می خواهد که احساسی خوب در مورد خودمان داشته باشیم
و گاهی اوقات نداریم!
گاهی حال و هوای ما در مورد خودمان بستگی به تاثیری دارد که دیگران روی ما می گذارند
به آنهایی که در دایره آخر هستند و سعی می کنند که اعتماد به نفس ما را از بین ببرند...

می توانی کسی را مجبور کنی که دوستت داشته باشد
و گاهی حضور در کنار افراد نامناسب باعث می شود
حتی در مفایسه با تنهایی ات، بیشتر احساس تنهایی کنی...

 

ادامه نوشته

پرت و پلا نگو !

 

سوالی که ممکن است برای شما پیش بیاید این است که چگونه و چه زمانی باید از زبان استفاده کرد؟ چه زمانی باید سکوت اختیار کرد؟ چرا بزرگان و اندیشمندان این همه سکوت و کم گفتن را توصیه کرده اند؟ و چگونه باید به حرف و سخن دیگران گوش کرد؟ به این گفته ها توجه کنید:

مهاتما گاندی می گوید :« سکوت اوج تکلم است. با سکوت می توان پیام خود را به دیگران منتقل کرد. گاهی سکوت بیش از تمام حرف ها مقصود را بیان می کند. »

«دکترعلی شریعتی» نیز در تایید حرف «گاندی» می گوید: «سرمایه هر دلی، حرف هایی است که برای نگفتن دارد.» به تعبیر بزرگی دیگر، «سکوت دانا، حاصل جمع فریادهای اوست.» در هر صورت خاموشی زبان، سایه سلامت انسان است.

می گویند شیواترین سخن فرزند، زیباترین سکوت است. یک مثل هندی نیز می گوید: «سکوت، هرگز اشتباه نمی کند.»

 

ادامه نوشته

بانوی ایرانی‌الاصل، مادر دموکراسی پاکستان

 

از اصفهان تا کراچی
نصرت حریری اصفهانی، به سال ۱۹۲۹ میلادی در اصفهان ایران از خانواده‌ای که ریشه کردی نیز داشت، زاده شد.[۴] پدر وی تاجری ثروتمند بود که از سال ۱۹۴۷ به همراه خانواده برای تجارت به کراچی رفت و در آنجا اقامت گزید. دوسال پس از این مهاجرت، نصرت با ذوالفقارعلی بوتو که در
دانشگاه برکلی تحصیل می‌کرد و در آن هنگام برای شرکت در مراسم عروسی خواهرش به کراچی آمده بود آشنا شد و علی‌رغم مخالفت دو خانواده، با وی ازدواج کرد.[۵]
حاصل این وصلت چهار فرزند به نام‌های بی‌نظیر، مرتضی، صنم و شهنواز بود که به غیر از صنم، تمامی آنها چهره‌های سیاسی بودند و پیش از خود وی به قتل رسیدند. جسد شهنواز بیست‌وهفت ساله، به سال ۱۹۸۵ در شهر نیس فرانسه یافت شد. علت مرگ مشکوک وی از سوی خانواده بوتو مسمومیت اعلام شد. دکتر مرتضی بوتو، آکادمیسین، استراتژیست و عضو پارلمان پاکستان، به سال ۱۹۹۶ در یورش پلیس کشته شد و بی‌نظیر در یک بمبگذاری توسط طالبان در دسامبرسال ۲۰۰۷ به قتل رسید. صنم، تنها دخترباقی‌مانده از ازدواج نصرت وذوالفقارعلی بوتو مقیم لندن بوده وتاکنون برای ورود به عرصه سیاسی علاقه‌ای نشان نداده است.

 

ادامه نوشته

حال دنیا

 

حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه‌ای
گفت یا آب است یا خاک است یا پروانه‌ای!
گفتمش احوال عمرم را بگو این عمر چیست ؟
گفت یا برق است یا باد است یا افسانه‌ای!
گفتمش اینها که می بینی چرا دل بسته اند؟
گفت یا خوابند یا مستند یا دیوانه‌ای!
گفتمش احوال عمرم را پس از مردن بگو؟
گفت یا باغ است یا نار است یا ویرانه‌ای!

ابوسعید ابوالخیر

 

حکایت : قاضی و دزد

 

برد دزدی را سوی قاضی عسس          خلق بسیاری روان از پیش و پس
گفت قاضی کاین خطاکاری چه بود؟       دزد گفت: از مردم آزاری چه سود
گفت: بدکردار را بد کیفر است               گفت: بدکار از منافق بهتر است
گفت: هان برگوی شغل خویشتن          گفت: هستم همچو قاضی راهزن
گفت: آن زرها که بردستی کجاست؟      گفت: در همیان تلبیس شماست
گفت: آن لعل بدخشانی چه شد؟          گفت: می دانیم و می دانی چه شد
گفت: پیش کیست آن روشن نگین؟       گفت: بیرون آر دست از آستین
دزدی پنهان و پیدا کار توست                 مال دزدی جمله در انبار توست
تو قلم بر حکم داور می بری                  من ز دیوار و تو از در می بری
حد به گردن داری و حد می زنی            گر یکی باید زدن، صد می زنی

 

ادامه نوشته

نکته ها 384


- مردم پیوسته شرایط را برای آن چه که هستند، شماتت میکنند. من به شرایط اعتقادی ندارم.
 کسانی در این جهان موفق هستند که بر می خیزند و دنبال  شرایط دل خواه می گردند و اگر پیدایشان نکنند، آن ها را به وجود می آورند

جرج برنارد شاو

 

- خوشبختی به سراغ کسی میرود که فرصت اندیشیدن درباره بدبختی را ندارد .

 

- اشکی که هنگام شکست می ریزیم ؛ همان عرقی است که هنگام تلاش نریختیم .

 

ارزیابی آمادگی استراتژیک سازمان

 

برنامه ریزی و جاری سازی استراتژی در سازمان یک رخداد ساده و آسان نیست. حرکت در مسیری پر پیچ و خم، دشوار و چالشی است. هیچ سازمانی تا کنون سفر استراتژی خود را با آرامش طی نکرده است. از این رو لازم است که سازمان توانایی خود را برای طی کردن این مسیر محک بزند.
جالب این جاست که سفر استراتژی سازمان از سه جاده به هم متصل می گذرد که هر کدام از این جاده ها، نیازها و ویژگی های خاص خود را دارند.
جاده تدوین و فرموله کردن استراتژی
برای طی کردن این جاده لازم است که سازمان توان تحلیلی و فکری بالایی داشته باشد به همین دلیل سطح دستیابی سازمان به تفکر نقاد، تفکر خلاق و تفکر استراتژیک سنجیده می شود.

همچنین تسلط سازمان به تئوری ها و تکنیک های مدیریت استراتژیک ارزیابی می شود.
نمی توان وارد این جاده شده محوریت و نه مشارکت و حمایت مدیر عامل جلب نشده باشد اصولا ورود به این جاده بدون محوریت مدیر عامل یک حرکت ابتر و عبث است چرا که این چنین جاده ای به جاده جاری سازی ختم نخواهد شد و در نهایت یک سند غیر کاربردی به دیگر اسناد آرشیوی سازمان افزوده خواهد شد.

ادامه نوشته

بیست وپنج  ابزار گوگل برای پژوهشگران

 

۱ : Google Scholar :
گوگل اسکالر یکی از ابزارهای پژوهشی گوگل جهت جستجوی مقالات تخصصی از بین صفحات مجموعه مجلات و پایگاه های علمی مختلف و البته با رعایت کلیه ملاحظات قانونی نشریات معتبر دنیاست. شما می توانید جهت نوشتن مقاله یا مطالعه مقالات دیگران از این منبع عظیم استفاده کنید.

۲ : Google Patents :
آیا تا به حال به این فکر کرده اید که با مجموعه ای بی نظیر از اختراعات آشنا بشوید، اگر دوست دارید اختراعات بشری را تا امروز ببینید، گوگل پتنتز شما را با میلیون ها اختراع ثبت شده جهانی آشنا می کند. اگر تاکنون روی لینک کلیک نکرده اید ، پیشنهاد می کنم خودتان را از دیدن این همه تصویر و نمودار دیدنی محروم نکنید.

 

ادامه نوشته