طلبه جوان و دختر فراری

شب هنگام محمد باقر -طلبه جوان-در اتاق خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در

را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید .
دختر پرسید: شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر که شاهزاده بود و به

خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشه‌ای از اتاق خوابید .
صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران،شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان نزد شاه

بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و
محمد باقر گفت : ….
شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد
شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه ؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید

چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر ۱۰ انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام

انگشتانش سوخته و علت را پرسید طلبه گفت : چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود

هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می‌گذاشتم تا طعم آتش

جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا ، شیطان

نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمانم را بسوزاند
شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در

آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش

را گرامی می دارند از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدرا اشاره نمود

نفس اماره یکی از عواملی است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه می کند قران کریم می فرماید :

نفس اماره به سوی بدیها امر می کند مگر در مواردی که پروردگار رحم کند ( سوره یوسف آیه ۵۳)

انسانهایی که در چنین مواردی به خدا پناه میبرند خداوند متعال آنها را از گزند نفس اماره حفط می کند و

به جایگاه ارزشمندی می رساند

چگونه کارمند خود را اخراج کنیم؟

هنگام دادن خبر بد سعی کنید خیلی سریع، واضح و مختصر به اصل موضوع بپردازید.
اکثر مدیران به جز دونالد ترامپ (یکی از موفق‌ترین مدیران آمریکایی) معتقدند اخراج کارمندان یکی از

دشوارترین کارهایی است که همواره با آن درگیر هستند. برای اینکه بتوانیم راهکارهایی هم به مدیران و

هم به کارمندان از کار بر کنار شده ارائه دهیم، با متخصصان حوزه‌های استخدامی و درمانی صحبت

کردیم.

روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:
اولین دستور: هنگام دادن خبر بد سعی کنید خیلی سریع، واضح و مختصر به اصل موضوع بپردازید. جفری

گاربر موسس یک سایت خدمات شغلی می‌گوید: یادم می‌آید یک بار یک طراح گرافیکی را اخراج کردم و

چون متوجه موضوع نمی‌شد می‌گفت: من می‌توانم خودم را تغییر دهم، تقریبا نیم ساعت طول کشید تا

توانستم او را متوجه این موضوع کنم که اخراج او تصمیم نهایی است.

ادامه نوشته

ماجرای پناهندگی مشهورترین سربازمعلم

گاهی از شبکه‌های VOA و BBC فارسی برای مصاحبه تماس گرفتند. اما با هیج کدام مصاحبه نکردم و

گفتم با کسانی که به آرمان‌های کشورشان خیانت می‌کنند، حرفی ندارم. گفتم اگر حرفی داریم در کشور

خودمان حل‌اش می‌کنیم.
متولد بندر دیر است و 24 ساله. عبدالمحمد شعرانی، یک روز وقتی سرباز معلم گمنامی بود تصمیم گرفت

خاطرات مدرسه که نه، کلاس چهار نفره‌اش را در وبلاگی بنویسد که نامش «دیرتش باد» بود و هست هنوز

و او آنقدر نوشت و نوشت از مدرسه و خاطراتش که حالا همه دنیا او را و مدرسه‌اش را می‌شناسند. او

هنوز هم معلم مدرسه روستای کالو است، قرار نبود آنجا بماند اما عبدالمحمد بعد از پایان خدمتش دیگر

روستا را ترک نکرد، در کالو ماند و هر آنچه که توانست برای روستا انجام داد.
با پیگیری‌های او روستایی که حتی در بوشهر هم شناخته شده نبود جهانی شد. او در هنرستان درس

خوانده. مدرک کاردانی آموزش ابتدایی دارد و حالا در مقطع کارشناسی علوم اجتماعی می‌خواند. او در

بخش معلمین، مدرسین و مولفین جوان جشنواره ملی جوان ایرانی، نفر برگزیده شد. برای گفت و گو با او

بهانه‌های زیادی داشتیم.

* از خانواده ات بگو، چند نفره است؟
خانواده فرهنگی ای هستیم. هفت برادر و خواهر هستیم. سه برادر و دو خواهرم فرهنگی هستند.

ششمین عضو خانواده ام هستم.
 
* شاید پاسخ این سوال کمی تکراری باشد، اما برای کسانی که قصه مدرسه ات را نمی‌دانند، می‌گویی

چطور شد به کالو رفتی؟

ادامه نوشته

آمـــوزه هایی از کــوروش بزرگ

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را

ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن

اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.

آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلکه دشواري رسيدن به سهولت است .

وقتي توبيخ را با تمجيد پايان مي دهيد، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر مي کنند، نه رفتار و عملکرد

شما
 
سخت کوشي هرگز کسي را نکشته است، نگراني از آن است که انسان را از بين مي برد .

اگر همان کاري را انجام دهيد که هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد که هميشه مي

گرفتيد .

افراد موفق کارهاي متفاوت انجام نمي دهند، بلکه کارها را بگونه اي متفاوت انجام مي دهند.
 
پيش از آنکه پاسخي بدهي با يک نفر مشورت کن ولي پيش از آنکه تصميم بگيري با چند نفر.

کار بزرگ وجود ندارد، به شرطي که آن را به کارهاي کوچکتر تقسيم کنيم .
 
کارتان را آغاز کنيد، توانايي انجامش بدنبال مي آيد

ادامه نوشته

معجزه تمرکز

سیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها

میگویند اگر انسان بتواند فقط 18 ثانیه روی چیزی که واقعا میخواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به

صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب میکند.
اگر این 18 ثانیه بتواند تا 68 ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر

متمرکز شده یک راه حل پیدا کند. اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.
در نگاه اول شاید این عدد 68 ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد. 68 ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت

ثانیه و بسیاری از افراد میگویند که تمرکز به مدت 68 ثانیه هیچ کاری ندارد؟!

خوب آیا شما هم همین طور فکر میکنید؟ بسیار عالی است! امتحان کنید. خواهید دید که هنوز 18 ثانیه

اول رد نشده فکرتان منحرف میشود. ایده ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر میشود و نجواگر

درونی تان به سخن در می آْید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز

و ...
ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم. ما صبح از

خواب بر می خیزیم بدون این که فقط 68 ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن

صبحانه و سر کار رفتن.
بدون اینکه 68 ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم اسب سرکش ذهن را به این سو و

آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم

جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.

ادامه نوشته

باید و نبایدهای سه گانه در زندگی


     Three things in life that are never certain
      سه چیز در زندگی پایدار نیستند

     Dreams
     رویاها
    
     Success
     موفقیت ها
    
     Fortune
     شانس

    
     Three things in life that, one gone never come back
      سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند
    
     Time
      زمان
    
     Words
      گفتار
    
     Opportunity
      موقعیت
    
    
     Three things in human life are destroyed
      سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند
    
      Alcohol
     الکل
    
      Pride
     غرور
    
      Anger
     عصبانیت
    
     
     Three things that humans make
     سه چیز انسانها را می سازند
    
     Hard Work
     کار سخت
    
     Sincerity
     صمیمیت
    
      Commitment
     تعهد
    
     
     Three things in life that are most valuable
      سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند هستند
    
     Love
      عشق
    
     Self-Confidence
      اعتماد به نفس
    
     Friends
      دوستان
    

ادامه نوشته

حکایت : سکوت

لقمان حكيم رضى الله عنه پسر را گفت:
امروز طعام مخور و روزه دار، و هر چه بر زبان راندى، بنويس.
شبانگاه همه آنچه را كه نوشتى، بر من بخوان؛
آنگاه روزه‏ات را بگشا و طعام خور.
شبانگاه، پسر هر چه نوشته بود، خواند.
ديروقت شد و طعام نتوانست خورد.
روز دوم نيز چنين شد و پسر هيچ طعام نخورد.
روز سوم باز هر چه گفته بود، نوشت و تا نوشته را بر خواند،
آفتاب روز چهارم طلوع كرد و او هيچ طعام نخورد.
روز چهارم، هيچ نگفت.
شب، پدر از او خواست كه كاغذها بياورد ونوشته‏ها بخواند.
پسر گفت: امروز هيچ نگفته‏ام تا برخوانم.
لقمان گفت: پس بيا و از اين نان كه بر سفره است بخور و بدان كه روز قيامت،
آنان كه كم گفته‏اند، چنان حال خوشى دارند كه اكنون تو دارى

خود را مجبور را به پیشرفت کنید ...

در گذشته های نه چندان دور آدمهایی که دنبال آب باریکه بودند یا یه شغل مطمئن دولتی داشند ،خیلی آدمهای منطقی و موفقی محسوب می شدند .
آسته برو آسته بیا که گربه شاخت نزنه را به عنوان یک روش زندگی خیلی از خانواده ها به فرزندانشان یاد می دادند ....
اما گذشته ها گذشته ... این روزها برای موفقیت باید جسور بود ...باید خطر کرد ...باید مسولیت همه ی چیز را بر عهده گرفت ...
این روزها شما شخصا خودتان باید خودتان را مجبور به پیشرفت کنید ...در همه چی ! در سطح زندگی شخصی ، در سطح زندگی اجتماعی ، در زندگی حرفه ای و ...و...

نوشته ی زیر از جمله نوشته های بسیار زیبایی که به کسانی که تصمیم دارند فرصت کوتاه حیات را "زندگی" کنند پیام شفافی می دهد ...
شما هم از همین دسته اید ؟؟
ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آب های اطراف ژاپن سال هاست که ماهی تازه ندارد. بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری، بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند. ماهیگیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید.
 اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها، دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند.
برای حل این مسئله،شرکت های ماهیگیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند.   آن ها ماهی ها را می گرفتند آن ها را روی دریا منجمد می کردند.  فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند.
اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند. بنابر این شرکت های ماهیگیری مخزن هایی را در قایق ها کار گذاشتند و ماهی را در مخازن آب نگهداری می کردند. ماهی ها پس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق ، اما زنده بودند.
 متاسفانه ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به  ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. زیرا ماهی ها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند.
 باز ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند.  پس شرکت های ماهیگیری به گونه ای باید این مسئله را حل می کردند.

ادامه نوشته

حکایت : جعبه کفش


زن وشوهری بیش از 60 سال بایکدیگر زندگی مشترک داشتند.آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند.در مورد همه چیز باهم صحبت می کردند وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز:یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند ودر مورد آن هم چیزی نپرسد
در همه این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد وپزشکان از او قطع امید کردند.در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع ورجوع می کردند پیر مرد جعبه کفش را آوردونزد همسرش برد
پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده است که همه چیز را در مورد جعبه به شوهرش بگوید.پس از او خواست تا در جعبه را باز کند .وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی ومقداری پول به مبلغ 95 هزار دلار پیدا کرد پیرمرد دراین باره از همسرش سوال نمود.
پیرزن گفت :هنگامی که ما قول وقرار ازدواج گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید او به من گفت که هروقت از دست توعصبانی شدم ساکت بمانم ویک عروسک ببافم.
پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت وسعی کرد اشک هایش سرازیر نشود فقط دو عروسک در جعبه بود پس همسرش فقط دو بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود از این بابت در دلش شادمان شد پس رو به همسرش کرد وگفت این همه پول چطور؟پس اینها ازکجا آمده؟
پیرزن در پاسخ گفت :آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک ها به دست اورده ام. 

ده راز موفقیت

به ندرت تعریف روشنی از موفقیت برای خود داریم. از خود بپرسید:
•    به نظر شما موفقیت چیست؟
•    چرا برایتان مهم است؟
•    برای رسیدن به آن حاضرید چه کارهایی انجام دهید؟

به گزارش بانکی دات آی آر ، وقتی نوبت به سرمایه گذاری می رسد، باید گفت
که تعداد معدودی از افراد ، شانس،مهارت یا توانایی در زمینه  اوراق
بهادار و موفقیت در بازار رقابتی بورس و یا سایر سرمایه گذاری ها را
دارند.
حال در اینجا 10 راهکار موثر ارائه می شود که توجه به آنها در راه کسب
موفقیت توصیه می شود:
1.    لازم است گام اول را با توجه کافی به موجودیتان و تعریفتان از
موفقیت بردارید.
تعریف شما از موفقیت چیست ؟ تعریفتان از موفقیت مالی چیست ؟ برای رسیدن
به اهداف چا ابزارهایی را در اختیار دارید و چه ابزارهایی را می توانید
برای خود فراهم کنید ؟

2.    این موضوع را به شکل راز نگه ندارید بلکه آن را در خانواده و بین
دیگر سهام داران و شرکایتان مطرح کنید.
دلیلی وجود ندارد که با نزدیکانتان چه از نظر خانوادگی و چه از نظر
اقتصادی از برنامه های مالی صحبت نکنید، شاید آنها بتوانند به شما کمک
کنند.

3.    توصیه می شود تفکراتتان را به قلم بیاورید. اگردستیابی به موفقیت
برایتان اهمیت دارد ارزش نگاشتن را دارد.
نوشتن به شما کمک می کنید احساس تقید بیشتری به برنامه ها داشته باشید ،
نیازی نیست این برنامه ها ، برنامه های کلان اقتصادی باشد ، شما می
توانید بنویسید که از این پس در برخی مسائل قصد کم کردن ولخرجی هایتان را
دارید ، یا می خواهید درآمدتان را در راههایی که کیفیت زندگی را بهبود می
بخشد استفاده کنید.

ادامه نوشته

چهل مورد از کم هزینه ترین لذت‌های دنیا

اگه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می‌خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم ... در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ...
1- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2 -سعی كنیم بیشتر بخندیم.
3- تلاش كنیم كمتر گله كنیم.
4 - با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.
5 -گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.
6 - بیشتردعا كنیم.
7 -در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت كنیم.
8- هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.

ادامه نوشته

آدمی ...

آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم در آسوده نیست زیرا:
اگر بسیار کار کند می گویند احمق است
اگر کم کار کند می گویند تنبل است.
اگر بخشش کند می گویندافراط می کند.
اگر اقتصادی فکر کند می گویند بخیل است.
اگر ساکت و خاموش باشد می گویند لال است.
اگر زبان آوری کند می گویند وراج و پر حرف است.
اگر روزه بر آرد و شبها نماز بخواند می گویند ریا می کند. و اگر نکند می گویند کافر است و بی دین.
لذا نباید بر تغریف و تمجید مردم اعتنا کرد و جز از خدا از کسی نباید ترسید.
پس آنچه دوست دارید باشید و شاد زندگی کنید مهم نیست این شادی چگونه تفسیر شود.

حکایت : درس بزرگ



روزی مردی سعی داشت تا بره مورد علاقه اش را به داخل خانه ببرد ولی بره وارد خانه نمی شدو پاهایش را محکم بر زمین فشار می داد.
خدمتکار منزل وقتی این صحنه را دید نزدیک شد و انگشتش را داخل دهان بره گذاشت. بره شروع به مکیدن کرد. خدمتکار داخل خانه رفت و بره هم به دنبالش راه افتاد.
مرد از این اتفاق ساده درس بزرگی گرفت. فهمید که برای اثر گذاشتن بر دیگران ابتدا باید خواسته های آنها را درک کرد.

وصیت مولانا


وصیت مولانا

شما را وصيت مي کنم به ترس از خدا در نهان و عيان
و اندک خوردن و اندک خفتن و اندک گفتن
و کناره گرفتن از جرم و جريت­ها و مواظبت بر روزه
و برپا داشتن نماز و فرونهادن هواهاي شيطاني
و خواهش هاي نفساني و شکيبايي بردرشتي مردمان
و دوري گزيدن از همنشيني با احمقان و نابخردان
و سنگدلان و پرداختن به همنشيني با نيکان
و بزرگواران همانا بهترين مردم کسي است
که براي مردم مفيد باشد و بهترين گفتار
 کوتاه و گزيده است و ستايش از آن خداوند يگانه است


منبع : http://www.sedjavad220.blogfa.com/

هشت روش براي بهتر كردن بخش خدمات به مشتريان

بهتر كردن خدمات به مشتريان آسانتر و ساده گرديده است؛همان طور كه مي دانيد بخش خدمات مشتريان يكي از بخش هاي حياتي در هر تجارت مي باشد .
شما با كمك و همياري اين بخش به راحتي قادر خواهيد بود كه موقعيت شركت خودتان را بين رقبا ترفيع دهيد و تعداد مشتريان خود را به همان ميزان كه مي خواهيد افزايش دهيد . و مديريت دراين قسمت ضرورت و نقشي بلامعارض دارد . در غير اين صورت مشترياني به شركت و تجارت شما وارد خواهند شد كه:
اولا زياد سود آورنيستند ،
ثانيا براي مدت زمان طولاني ، دوام نخواهند يافت .
در كل ، اصل خدمات مشتريان بيانگربكارگيري روشها و شيوه هايي است كه، باعث برگرداندن مشتريان به شركت مي شود . چه مشتريان قديمي و چه جديد . تا طوري آنها را از شركتتان بدرقه كنيد كه با شادي تمام آنجا راترك كرده ؛ ودر همه جا از شركت شما تعريف وتمجيد كنند . تا آنها نيز با مراجعه به شركت همان نتيجه مثبت را تجربه كنند و جزو مشتريان دايمي شما شوند .
توجه كنيد كه اگر شما فروشنده خوب باشيد مي توانيد هر چيزي را به هركسي ، ولي فقط يكبار بفروشيد
اما اين به سيستم خدمات مشتريان برمي گردد كه؛ توان فروش چيز ديگري به همان مشتري را داشته باشد و باعث شود كه آن مشتري دوباره به شركت شما برگردد . پس، تفاوتي بين فروشندگي و خدمات مشتريان وجود دارد كه در بالا به آنها اشاره شد.

متن:
ضرورت يك سيستم خدمات به مشتريان خوب ، ايجاد يك ارتباط خوب در بين مشتريان است . آن چنان رابطه اي كه باعث ترغيب حتي يك مشتري نيز بشود و مراجعه دوباره اش را سبب گردد.
به نظر شما چگونه اين چنين مسئله و رابطه اي برقرار مي شود .

همواره اين را بايد به خاطر داشته باشيد كه:
شما بر اساس آنچه انجام مي دهيد قضاوت مي شويد نه آنچه را كه مي گوييد .
اگر شما واقعا ، سيستم خدمات مشتريان خوبي داشته باشيد مسايلي كه در ذيل آمده است قدم به قدم شما را ياري خواهد كرد و مطمئنا شما ، با پيروي كردن اين اصول به يك سيستم برتر خدمات مشتريان خواهيد رسيد .

1) به تلفنها جواب دهيد .
اگر به شما تماسي ناموفق شده آن را دنبال كنيد يا از سيستم پاسخگو استفاده كنيد . يا حتي ا گر لازم شد فردي را فقط براي اين كار استخدام كنيد . اما مطمئن باشيد كه حتما فردي است كه به تلفن ها جواب مي دهد توجه كنيد كه منظور شخصي است كه به طور زنده به تلفن كننده ها پاسخ مي گويد. چون مردم دوست دارند به يك صداي زنده گوش دهند تا به صداي يك رباط .

2) به كسي قول ندهيد تا اينكه توان اجرايي آن را داشته باشيد.
رو راستي يكي از شرطهاي اساسي داشتن رابطه خوب است . و داشتن خدمات مشتريان عالي نيز، از اين رابطه مستثنا نيست . مثلا اگر شما به مشتريتان مي گوييد ، مبلمان شما روز سه شنبه درمنزلتان خواهد بود مطمئن باشيد كه روز سه شنبه مبلمان در منزل مشتري خواهد بود.

ادامه نوشته

نقش ورع در مدیریت

شكي نيست كه هر جامعه اي و به طور كلي هيچ اجتماعي هر چند هم كه كوچك باشد، نياز به نظم و انتظام در امور جاري خود دارد و با هرج و مرج و بي نظمي، هيچ قانوني خواه شرعي، خواه عقلي و يا وجداني در جوامع انساني هرگز حاكميت پيدا نمي كند و موجب رفاه و آسايش و آرامش دلها نمي گردد و از طرفي هم هيچ گونه نظم و انتظامي امكان پذير نيست. جز اينكه لازم است رهبر و رئيسي در آن جامعه وجود داشته باشد به اين تربيب كه ديگران از او تبعيت كرده و از اوامر او اطاعت كنند. تا امور دنيائي و معيشتي آنان مستحكم و استوار باقي بماند اين، يك اصل مسلم اجتماعي است كه هيچ ديني و هيچ بشر عاقل و صاحب وجدان سالمي با اين اصل مخالفتي ندارد.
علي ـ ع ـ در نهج البلاغه با بيان شيوائي اين حقيقت را در خطب 40 ضمن انتقاد از خوارج و افعال شنيع آنها اينگونه مي فرمايد:
«... و انه لابد للناس من امير بَرٍّاو فاجرٍٍ يعمل في امرته المؤمن و يستمتع فيها الكافر و يبلغ الله فيها الاجل و يجمع به الفيء و يقاتل به العدو و يأمن به اسبل و يؤخذ به للضعيف من القوي حتي يستريح بر و يستراح من فاجر...
آمدي در غرر از امير المؤمنين علي ـ ع ـ چنين نقل مي كند:
انه قال ـ ع ـ حب الرياسة رأس المحن طلب رياست و دوست داشتن آن سرسلسله محنت ها و غضه ها و اندوه ها مي باشد .
ادامه نوشته

مديريت‌ در قيام‌ عاشورا

علم‌ مديريت‌ سابقه‌اي‌ كمتر از صد سال‌ دارد، لكن‌ قدرت‌ مديريت‌ و رهبري‌ ازابتداي‌ تمدن‌ بشري‌ تعيين‌ كنندة‌ جاي‌گاه‌ ملوك‌ و سلاطين‌ و وزيران‌ و زِبَردستان‌ بوده‌است‌.
هنوز دربارة‌ علم‌ بودن‌ و يا هنر بودن‌ مديريت‌ و يا رهبري‌ حرف‌ها و حديث‌هاي‌بسياري‌ رواج‌ دارد، گرچه‌ مابين‌ واژه‌ مديريت‌ و رهبري‌ اندك‌ تفاوت‌هايي‌ وجود دارد؛ناگزير جهت‌ عدم‌ تكرار كه‌ تنافر آميز است‌، مديريت‌ را معادل‌ رهبري‌ فرض‌ مي‌كنيم‌ و به‌تعريف‌ آن‌ مي‌پردازيم‌.
همانند ساير تعاريف‌ در حوزة‌ علوم‌ انساني‌ از واژه‌ مديريت‌، تعاريف‌ كثيري‌ صورت‌گرفته‌ است‌.
ما در اين‌جا به‌ عمومي‌ترين‌ و مشهورترين‌ تعريف‌ مديريت‌ مي‌پردازيم‌ كه‌ آن‌راهماهنگ‌ كردن‌ و يا اختصاص‌ منابع‌ انساني‌ و مادي‌ مي‌داند، براي‌ آن‌ كه‌ هدفي‌ تحقق‌يابد و مطلوبي‌ حاصل‌ شود؛ لذا وظايفي‌ را براي‌ مديران‌ بر شمرده‌اند كه‌ عبارت‌ است‌ از:
1ـ برنامه‌ريزي‌؛ 2
ـ سازمان‌دهي‌؛
3ـ استخدام‌؛
4ـ رهبري‌؛
5ـ نظارت‌.

مشروعيت‌ و منشأ رهبري‌
در مكتب‌ مادي‌ برخي‌ از رهبران‌ به‌طور نسل‌ به‌ نسل‌ به‌ رهبري‌ جامعه‌ و يا گروه‌ ويا قبيله‌ خود رسيده‌اند؛ يعني‌ پدرانشان‌ رهبري‌ را براي‌ آنها به‌ ارث‌ گذارده‌اند و در برخي‌ ازجوامع‌، مردم‌ با انتخاب‌ آزاد رهبران‌ را برگزيده‌اند و در موارد نادري‌ نيز مشاهده‌ شده‌ است‌كه‌ فردي‌ با مجاهده‌ و خيرخواهي‌ و با پي‌گيري‌ امور مردم‌ و تحمل‌ زحمات‌ بسيار در ميان‌مردم‌ مقبوليت‌ عام‌ يافته‌ و در نهايت‌ به‌عنوان‌ پيشواي‌ اجتماعي‌ در رأس‌ امور قرار گرفته‌است‌، از جمله‌ گاندي‌، رهبر فقيد هندوستان‌.
ادامه نوشته

مديريت كارآمد با نگاه به سيره شهيد بهشتي

معاشران و شاگردان شهيد بهشتي، بخشي از توانايي تدبيري ايشان را در اداره جلسات مي‌ديدند. ايشان چه قبل از انقلاب و چه پس از انقلاب با قدرت و توان فوق‌العاده جلسات را مديريت مي‌كرد، از آراي گوناگون بهره مي‌برد، اما اجازه نمي‌داد كه مسير گفت‌وگوها از دايره موضوع خارج شود. ايشان به خوبي ديدگاه‌ها و انديشه‌ها را دسته‌بندي مي‌كرد و در سخناني كوتاه و موجز، سهم هر گفت و شنودي را در جمع‌بندي خويش ارائه مي‌فرمود. به گونه‌اي كه تمام حاضران در جلسه، احساس مي‌كردند كه سهم ايشان در مشاركت در گفت‌وگو، كامل و تمام پرداخت شده است.
برنامه‌ريزي دقيق روزانه
نظم و برنامه‌ريزي در زندگي از اصول موكد در زندگي مديران موفق و كارآمد است. اين روحيه يك روزه به دست نمي‌آيد بلكه با مرارت و مهارت به يك ويژگي درون ذاتي تبديل مي‌شود.
دوستان دوران طلبگي شهيد بهشتي ياد مي‌كنند كه ايشان در حجره‌اش كاغذي را بر ديوار زده بود و برنامه روزانه خود را بر كاغذ نوشته بود: ساعت ورود به حجره، غذا، مطالعه، مباحثه و... از جمله يك ربع ساعت به گپ زدن با دوستان و وقتي كه زمان تمام مي‌شد، از دوستان عذرخواهي مي‌كرد و به كار بعد مي‌پرداخت.

انجام دقيق فعاليت
سرسري نگرفتن كارها و احساس مسئوليت در برابر انجام درست كارها، از جمله ويژگي‌هاي شهيد بهشتي بود. اين خصلت نيز در ايشان ديرپا و ريشه‌دار بود.
هم‌دوره‌اي‌هاي تحصيلي‌ ايشان نقل مي‌كنند كه يكي از طلاب دروس پايين سئوالي داشت و من پاسخ را با تساهل و عجله دادم. ايشان به من تذكر دادند كه شايسته نبود جواب را چنين سر سري بدهيد و پاسخ را كامل دادند.

آرامش ارتباطي
در شهيد بهشتي، طمأنينه و آرامش كم نظيري بود. سخت‌ترين و تندترين دشنام‌ها و ترش‌گويي‌ها اقيانوس آرام وجودي او را متلاطم نمي‌كرد و برهم نمي‌آشفت. او از آغاز چنين نبود.
خود را چنان ساخت و پرداخت. ايشان در خاطره‌اي اظهار داشته بودند كه من در مباحثات علمي بسيار پرجوش و خروش بودم. تا اين كه براي اولين بار در درس علامه طباطبايي شركت كردم. پس از درس اشكالي را با ايشان در ميان گذاشتم.
با آرامش پاسخ دادند. به جواب ايشان اشكال كردم. ايشان سراپا گوش شدند و به من جواب دادند. به جواب ايشان اشكال كردم و... شهيد بزرگوار در ادامه يادكرد خاطره فرمود: از اين تاريخ بود كه ديگر تصميم گرفتم بدون فرياد اشكال كنم و اين كه مي‌بينيد به آرامي جواب شما را مي‌دهم تأثير آن برخورد با من بود.

ادامه نوشته

مقايسه توصيفى نظام هاى مديريت سازمانى با نظام مديريت اسلامى


بشر از ديرباز درصدد يافتن راه هاى خوشبختى و سعادت خود در جهان هستى بوده است و در اين رهگذر، به اهميت تعامل با ديگران پى برده و در جست و جوى روش ها و الگوهايى برآمده تا در جهت رسيدن به كمال، از آن ها يارى طلبد. از اين جا بود كه حوزه هاى فكرى بشرى در پژوهش هاى متعدد از جمله حوزه مديريت و سازمان به تلاش در راه ارائه روشى معقول و منطقى به بشر برآمدند و هر كدام از نقطه نظر تفكرات خويش، الگوهايى پيشنهاد نمودند. تايلور 1 و ديگران به بررسى سازمان با نگرش ماشينى پرداختند و نظريه پردازان سنّت گرا را در اين مسير هدايت كردند. سنّت گرايان جديد به روشى ديگر انديشيدند و در اين عرصه، به انسان و روحيات او بهاى بيش ترى دادند، اما در هر كدام از روش هاى مزبور، نقطه هاى كور فراوانى مشاهده شد و نظريه هاى موجود، اعم از علمى، ادارى و رفتارى، هيچ كدام نتوانست خلا انسانى موجود در جامعه و روابط بين انسان ها را بهبود بخشد; زيرا ذهن بشرى توان ارائه سبكى كامل و بى عيب براى نيك بختى جوامع انسانى نداشت. اين عجز فكرى ما را بر آن داشت تا در جست و جوى تفكرى باشيم كه منشأ آن، ذهن محدود انسان ها نيست، بلكه سرچشمه آن كلام وحى بوده و از رايحه كلام الهى بهره برده باشد. در اين زمينه به دين آن هم دين اسلام متمسك شده و به كتاب آسمانى و كلمات مفسّران وحى استناد گرديده تا شايد از اين رهگذر، به نظامى برتر يعنى: نظام مديريت اسلامى رهنمون شويم كه متكفل نگرشى الهى به انسان ها و راهنمايى آن ها به سوى تكامل، رشد و نمو جوامع بشرى است. اما توجه به اين نكته نيز ضرورى است كه اين مختصر گنجايش پرداختن به تمام زواياى نظام مزبور را ندارد. اما درباره برخى از شاخص هاى موجود در نظام هاى ديگر بحث خواهد شد و مقايسه اى توصيفى بين آن ها و نظام مديريت اسلامى انجام خواهد گرفت تا بتوان تصويرى از مديريت اسلامى ارائه داد.

نظريه هاى سنّتى و سازمان ماشينى 2
به طور كلى، نظريه هاى سنّتى در سه مسير تحول يافته اند كه در هر يك از آن ها، ساختار ماشينى همچون چترى گستره وسيع سازمان را در بر مى گيرد. به عبارت ديگر، روش ماشينى در هر يك از نظريه هاى ديوان سالارانه (بوروكراتيك)، ادارى و مديريت علمى به وضوح قابل مشاهده است و اين معنا در تعريفى كه نظريه پردازان سنّت گرا از سازمان ارائه كرده اند هويداست. آن ها بر اين باورند كه سازمان ساختارى از روابط قدرت، اهداف، نقش ها، فعاليت ها، ارتباط ها و عوامل ديگرى است كه بين افرادى كه با يكديگر به صورت گروهى كار مى كنند، وجود دارد. 3
ادامه نوشته

مشاوره و مديريت

مؤسسه اي كه علاقه مند به دگرگوني است، لاجرم دست نياز به سوي مراكزي دراز خواهدكردكه او را دراين راه ياري دهند و به اين ترتيب مشاوره مديريت ضرورت وحقانيت مي يابد. همچنين مديران ارشدبراي حفظ بالندگي سازمان ضروري است كه جلساتي رابراي دادن مشاوره به مديران جزء برنامه ريزي كنند. اجراي مشاوره ها به منظور آگاه كردن مديران از وظايف خويش،بيان روشهاي برخورد با استانداردهاي مورد نياز وبيان عملكردهاي واقعي است.

اهداف مشاوره
هدف كلي مشاوره، ياري دادن به مديران وكاركنان است تا قادر باشند در فضاي اعتمادبه نفس، تفاهم وتوانائي براي كاراثربخش، رشد و پرورش يابند. انجام اقدامات مشاوره اي به كاركنان ياري مي دهد تا از عهده حل دشواريها و مشكلات خود برآيند و در نهايت به بهتر شدن كاركرد سازماني مي انجامد. اجراي مشاوره ها به منظور آگاه كردن مديران از وظايف خويش،بيان روشهاي برخورد با استانداردهاي مورد نياز وبيان عملكردهاي واقعي هستند.

مشاوره و مديريت: مشاوره و راهنمائي جزء ذات مديريت در هرزمان ودرهرمكاني است، به گونه اي كه مشاوره صحيح وموثر يك مدير، مي تواند بسياري از سوء تفاهمها راحل كند،همچنين باعث افزايش و بهبود انگيزه هاي شخصي و گسترش و پيشرفت كارهاي گروهي شود.مشاوره فرصتي را براي مديران ايجاد مي كند تا با كاركنان خويش صحبت كرده و بيشتر از نگرانيها ومشكلاتي كه آنها در سازمان باآن روبه رو هستندآگاهي يابند.
كاركنان ومديران جزءدرسازمانهاوادارات هرروزبامشكلات مختلفي دست به گريبان خواهندبودكه راهنمائي و مشاوره موثروبه موقع مي تواند درحل مشكلات به آنها كمك كرده تا بتوانند قابليتها و ظرفيت كاري خود را به مرحله اجرا در آورند.اين مشاوره ها و رهنمودها لزوما نياز به صرف ساعات زيادي ندارند،بلكه در برخي از مواقع با صرف چند دقيقه مي تواند موثر واثربخش باشد ومشكلات زيادي را حل كند.مشكلات داراي ابعادمختلفي نظير،تنفروبيزاري ازمسئوليت خود، مشكلات روحي ورواني ،مشكلات خانوادگي ومالي هستند.
به طور كلي دلايل برگزاري يك جلسه مشاوره وراهنمائي براي مديران جزء و كارمندان از طرف مديران ارشد عبارتند از:
بيان وتوضيح روشهاي گسترش كارهاي گروهي؛
دادن آگاهي لازم به كارمندان در موردعملكردهاي عالي وخوب و اقدامات نامطلوب آنها؛
كمك كردن به كاركنان براي هماهنگ ساختن خويش با استانداردها وقوانين سازماني؛
كمك كردن به كارمندان براي حل مشكلات شخصي؛
تشويق كاركنان به دليل كارايي وعملكردهاي خوب آنها.
ادامه نوشته

اگر می خواهید همه ی عمر شاد باشید ...


1. بر سكوت متمركز شوید، هنگامی كه سكوت فرا رسید ، در آن  زندگی كنید. بكوشید به هرجا كه می روید ، پیك آرامش باشید. مردمان سخت كوش ، هرگز به كار بیهوده و آنچه سرگرمی است نمی پردازند. با این همه بدانید، زمانی كه به كار سرگرم كننده روی می آورید ، زمانی است كه تباه نمی شود.

2. همیشه تمایل بر این است كه در دگرگونی های زندگی ، بر رویدادی آزار دهنده متمركز شویم. از استرس های خویش هراس مكنید و گاه تغییرات را بپذیرید.

3. زیباترین ظرف میوه خوری را پر از میوه كنید ، خوردن میوه استرس را كاهش می دهد. با خوردن میوه بیشتر، احساس آرامش می كنید.
ادامه نوشته

پـول یـا عـزت نـفـس؟

مردم هرچند در جستجوی پول بیشتر هستند، ولی درعین حال می‌خواهند عزت نفس آنها هم حفظ شود و این چیزی است که برای بسیاری از کارکنان قابل دسترسی نیست.
اکثر کارکنان اعم از مهندس، اپراتور یا مدیر علاوه بر حقوق، پاداش یا ترقی مقام، می‌خواهند مورد شناسایی قرار گیرند و قدرت آفرینندگی و خلاقیت آنها مورد توجه واقع شود.
آنها می‌خواهند به حرفه و سازمانشان افتخار کنند و بیشتر ازهرچیز، دوست دارند که برای کار خوبی که انجام می‌دهند، مدیران ارزش قایل شوند تا بدین‌وسیله احساس کنند که بر اعتبار و ارزششان افزوده شده است.
آنها می‌خواهند تصور کنند که درگیر یک کار موثر و مهم هستند و نقش سازنده‌ای در انجام یک بخش از آن کار دارند.
تجربه نشان داده است که تحسین و شناسایی کارکنان موجب می‌شود تا آنان حداکثر تلاش را در انجام دادن کارها داشته باشند.
راه‌های بی‌شماری وجود دارد که یک مدیر می‌تواند آنها را به‌کار گیرد تا نشان دهد برای کار کارکنانش اهمیت قایل است و توانایی‌های آنها را مورد تحسین قرار می‌دهد.
مثلا او می‌تواند پاکت دربسته‌ای برای کارمند بفرستد و در آن از زحمات او تشکر کند. به طور حضوری از کارمند برای خوب انجام دادن کارش تشکر کند. از طریق پست الکترونیکی پیام مثبت و حمایت‌کننده‌ای برای کارمند بفرستد. نامه‌ها و نظرات مثبت مشتریان را درخصوص یک کارمند در اجتماع کارکنان مطرح سازد. به این فهرست می‌توان بی‌نهایت راه اضافه کرد.
پیام اصل اول کاملا روشن است. مردم می‌خواهند احساس کنند که کار آنها موثر است و موجب پیشرفت امور می‌شود. پول به تنهایی نمی‌تواند این موضوع را بازگو کند، بلکه مورد شناسایی واقع شدن شخص دراین خصوص نقش اساسی را بازی می‌کند.
مدیر آنچه را پاداش می‌دهد در حقیقت تقویت می‌کند. هرکس دوست دارد که مورد قدردانی واقع شود. وقتی کار برجسته یک کارمند یا کارگر مورد قدردانی قرار می‌گیرد، بالاترین انگیزه در او بوجود می‌آید.
بسیاری از مدیران علیرغم اینکه تمایل دارند در سازمانی کار کنند که آنها را مورد شناسایی و قدردانی قرار دهد، ولی خودشان در استفاده از قدرت بالنده «شناسایی و قدردانی » دیگران قصور می‌ورزند. آنها وقتی از یک کارمند می‌خواهند تا بیشتر از قبل کار کند، حمایتی که از او می‌کنند اندک است و منابعی که دراختیارش می‌گذارند بسیار ناچیز است.
این مدیران علیرغم اینکه تمایل دارند که کارکنانشان بسیار مشغول و پرتحرک باشند و کار استثنایی انجام دهند ولی به‌خاطر این کارها از آنها تشکر نمی‌کنند.
امروزه در شرایطی که محیط شغلی افراد هرروزه ماشینی‌تر می‌شود، کارکنان بیشتر احتیاج دارند که به شخصیت انسانیشان توجه شود و مورد شناسایی و قدردانی قرار گیرند.
جوایز معمولی تاثیر نمادین دارند و وقتی با سادگی، صفا و خلاقیت همراه شوند، بهترین اثر انگیزش‌دهنده را خواهند داشت.

ادامه نوشته

كار گروهي‌، شروع‌ كار آفريني

يكي‌ از معيارهايي‌ كه‌ كشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌ را از كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ مجزا مي‌كند، فرهنگ‌ گروهي‌ كار كردن‌ است‌، در كشورهاي‌ توسعه‌ نيافته‌، افراد علاقه‌يي‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ گروهي‌ ندارند و همين‌ امر سبب‌ مي‌ شود علاوه‌ بر صرف‌ انرژي‌ بيشتر، كارها با كيفيت‌ پايين‌ترين‌ انجام‌ پذيرد.
اصولا جهت‌ رسيدن‌ به‌ يك‌ جامعه‌ كارآفرين‌، رشد فعاليت‌هاي‌ گروهي‌ نيز ضروري‌ است‌ و بدون‌ چنين‌ ويژگي‌، كارآفريني‌ در جامعه‌ فراگير نخواهد شد.
شركت‌ مايكروسافت‌ جهت‌ تهيه‌ متن‌ برنامه‌ ويندوز 2003 از پنج‌ هزار برنامه‌ نويس‌ كمك‌ گرفت‌ به‌ گونه‌يي‌ كه‌ اين‌ تعداد افراد در يك‌ كار گروهي‌، موفق‌ به‌ طراحي‌ اين‌ برنامه‌ شدند. مهمتر از طراحي‌ و توليد اين‌ برنامه‌، بايد از هماهنگي‌ و همبستگي‌هاي‌ گروهي‌ لازم‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ هدف‌ نام‌ برد. حال‌ ما با اين‌ سوال‌ روبرو خواهيم‌ بود كه‌ چگونه‌ بايد يك‌ گروه‌ كاري‌ موفق‌ را سازماندهي‌ كنيم‌ و چه‌ شرايط‌ فرهنگي‌ بايد بر اين‌ گروه‌ حاكم‌ شود تا بتواند به‌ اهداف‌ مورد نظر خود دست‌ يابد. براي‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ هدف‌ بايد از قدم‌هاي‌ كوچك‌ آغاز كرد تا در نهايت‌ با كسب‌ تجربيات‌ لازم‌ بتوان‌ به‌ تشكيل‌ گروه‌هاي‌ بزرگتر اقدام‌ نمود. گروه‌هاي‌ بزرگتري‌ كه‌ بتوانند زمينه‌ساز تحول‌ در جامعه‌ باشند.
در اين‌ مقاله‌ تلاش‌ مي‌شود فرصتي‌ براي‌ انديشيدن‌ در اين‌ خصوص‌ پديد آيد. رشد و بسط‌ فرهنگ‌ گروهي‌ كار كردن‌ نيازمند انجام‌ پژوهش‌هاي‌ لازم‌ در اين‌ زمينه‌ است‌ زيرا فرهنگ‌ جامعه‌ ما با ديگر كشورها متفاوت‌ است‌ و لذا بعضي‌ از دستورالعمل‌هاي‌ ارايه‌ شده‌ در مقالات‌ نويسندگان‌ كشورهاي‌ ديگر براي‌ ما كارساز نخواهد بود. اميد است‌ مطالعه‌ اين‌ مقاله‌ بتواند توجه‌ شما خواننده‌ محترم‌ را براي‌ مدتي‌ هر چند كوتاه‌ به‌ اين‌ موضوع‌ هدايت‌ كند و زمينه‌يي‌ براي‌ شروع‌ يك‌ كار گروهي‌ باشد. همچنين‌ شما مي‌توانيد جهت‌ آشنايي‌ با موانع‌ بر سر راه‌ فعاليت‌هاي‌ گروهي‌، در جامعه‌ خويش‌ به‌ جست‌وجو پرداخته‌ و به‌ يافتن‌ پاسخ‌ اين‌ سوال‌ بپردازيد كه‌ چه‌ عواملي‌ سبب‌ مي‌ شود كه‌ فعاليت‌ هاي‌ گروهي‌ در نيمه‌ راه‌ تداوم‌ نيابد؟

براي‌ تشكيل‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ توجه‌ به‌ عوامل‌ زير مي‌تواند مفيد واقع‌ شود.
1 -ابتدا يك‌ موضوع‌ مورد علاقه‌ بيابيد كه‌ ممكن‌ است‌ مرتبط‌ با كار و يا امور زندگي‌ شما باشد و از اينكه‌ در اين‌ زمينه‌ فعاليت‌ مي‌كنيد لذت‌ ببريد و حتي‌ بتوانيد چندين‌ سال‌ در اين‌ زمينه‌ مطالعه‌ و بررسي‌ كرده‌ و نتايج‌ آن‌ بتواند در شغل‌ و يا زندگي‌ شما اثرگذار باشد. فرض‌ كنيد تصميم‌ گرفته‌ايد در زمينه‌ «حفظ‌ محيط‌ زيست‌» به‌ بررسي‌ بپردازيد، لذا اين‌ موضوع‌ مي‌تواند شروعي‌ براي‌ تشكيل‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ در زمينه‌ حفظ‌ محيط‌ زيست‌ باشد. به‌ خاطر داشته‌ باشيد، موضوعي‌ را انتخاب‌ كنيد كه‌ سبب‌ ايجاد يك‌ انگيزه‌ قوي‌ در شما شود. به‌ گونه‌يي‌ كه‌ مشكلات‌ نتواند به‌ راحتي‌ شما را از ادامه‌ اين‌ راه‌ بازدارد.
ادامه نوشته

خانواده و كارآفريني

كار آفريني مفهومي است كه همراه با خلقت بشر وجود داشته است. مروري بر ادبيات كارآفريني نشان مي‌دهد كه مفهوم كارآفريني براي اولين بار توسط اقتصاددانان مطرح شد. سپس با توجه به اهميت و نقش كارآفريني در شكل‌گيري تحولات اقتصادي در جوامع، دانشمندان علوم اجتماعي نيز به بررسي ويژگيهاي فردي و اجتماعي كارآفرينان پرداختند. خانواده، كانوني است كه در شكل‌گيري اين ويژگيها، مي‌تواند نقش حياتي ايفا كند. در جوامع سنتي كه مردان نقش «نان‌آوري» و زنان نقش «خانه‌داري و تربيت فرزندان» را بر عهده داشتند، انتقال ايده كسب و كار بيشتر از طرف مرد صورت مي‌گرفت؛ ساختار جديد خانواده درجامعه امروز و به تبع آن خروج زن از خانه، ظهور جلوه‌هاي تازه‌اي از بروز خلاقيت و نوآوري را در هر دو جنس زن و مرد باعث شد. بدنبال اين تغيير نگرش؛ شيوه توليد،‌ سبك زندگي و نقش‌هاي والدين در درون خانواده نيز دچار دگرگوني شد. به شكلي كه هر كدام از والدين با رفتار خود مي‌توانند در رشد اعتماد به نفس،‌خلق ايده‌هاي جديد در خانواده و تعيين مسير شغلي فرزندان، نقش‌هاي اساسي را ايفاء كنند.
ادامه نوشته

چگونه افرادي را كه باهوش‌تر از شما هستند، مديريت مي‌كنيد؟


امروزه تقريبا همه مديران ارشد اجرايي اهميت داشتن افراد فوق‌العاده باهوش و با خلاقيت بالا را تشخيص داده‌اند. اما جذب آنها فقط نيمي از مبارزه است. مثلا اخيرا مارتين سورل؛ مدير اجرايي شركت WPP؛ يكي از بزرگترين شركت‌هاي خدمات ارتباطي دنيا؛ به ما مي‌گويد: يكي از بزرگترين چالش‌هاي ما عدم صرفه‌جويي در مقياس (زيان مقياس) در صنايع خلاق است. اگر شما تعداد كاركنان خلاق را دو برابر كنيد به اين معنا نيست كه شما دو برابر خلاقيت داريد. شما نه تنها بايد افراد مستعد و باهوش را جذب كنيد، بلكه بايد در پرورش محيط براي رشد خلاقيت آنها جهت دستيابي به توليد ثروت و ارزش براي تمام سهامدارانتان كوشا باشيد.اين كار خيلي دشوار است. اگر افراد باهوش را با يك خصوصيت بخواهيم تعريف كنيم اين است كه آنها نمي‌خواهند كسي آنها را هدايت (رهبري) كند. اين براي شما به عنوان يك رهبر، يك مشكل واضح به‌وجود مي‌آورد و چالشي است كه با جهاني‌سازي وسيع‌تر شده است. افراد باهوش با تحرك‌تر از قبل هستند، آنها مي‌توانند در بنگلور يا در بوستون يا هر جاي دنيا باشند.اين بدان منظور است كه آنها فرصت‌هاي زيادي دارند. آنها منتظر حقوق مستمري خود نيستند، ارزش خود را مي‌دانند و مي‌خواهند شما نيز اين را بدانيد.
ما 20 سال گذشته را در خصوص مطالعه موضوع رهبري و اينكه زيردستان از رهبرانشان چه مي‌خواهند؛ صرف كرده‌ايم. روش‌هاي ما جامعه‌شناختي بوده و تحقيقات ما بيشتر به صورت مطالعات موردي بوده است تا زمينه‌هاي تصادفي و ناشناس. روش اصلي ما شامل يك سري مصاحبه است و كار ما؛ مقدمتا پنج مورد را طراحي مي‌كند كه شامل: تجارت علمي؛ خدمات بازاريابي؛ خدمات حرفه‌‌اي؛ رسانه و خدمات مالي است. براي اين موضوع ما با بيش از 100 رهبر (مدير) و افراد باهوش آنها در سازمان‌هاي پيشرو گفت‌وگو كرديم. نظير: پرايس واتر هاوس كوپر؛ الكترونيك آرتز؛ سيسكو سيستم؛ سوئيس كرديت؛ نوارتيس؛ KPMG؛ BBC؛ WPP؛ و راچ.
پس از صحبت بيشتر با آنها روشن شد ارتباط رواني مديران با افراد باهوش خيلي متفاوت از ارتباطي بود كه آنها با ساير زيردستان خود داشتند. افراد باهوش درجه بالايي از حمايت و امنيت سازماني را خواسته و مي‌دانند كه عقايد و ايده‌هايشان بسيار مهم و با ارزش است. همچنين آنها خواستار آزادي در تحقيق و كاوش و شكست هستند كه در صورت شكست با سرزنش مواجه نشوند. آنها انتظار دارند رهبرانشان نسبت به طرح‌هايشان عاقلانه و روشنفكر نگاه كرده و ديد باز داشته باشند؛ اما نمي‌خواهند استعداد و مهارت رهبرانشان درخشان‌تر از آنها باشد. اين را نمي‌توان گفت كه افراد باهوش شبيه هم هستند يا از يك مسير واحد پيروي مي‌كنند؛ اما به هر حال داراي يك سري خصوصيات مشترك هستند.
ادامه نوشته

رازهائی از قدرت و کامیابی در کلام مشاهیر

..امروزه کلید رسیدن به قدرت در همه ما هست.در قرون وسطی اگر شما پادشاه نبودید بسیار دشوار بود که به سلطنت برسید.در آغاز عصر انقلاب صنعتی اگر سرمایه نداشتید امکان ثروت اندوزی برای شما بسیار ناچیز بود. اما امروزه جوانی کم سن و سال می تواند سازمانی را بوجود آورد که دنیائی را تغییر دهد.در دنیای مدرن – اطلاعات ابزار قدرتمندان است.کسانی که به انواع معینی از دانش تخصصی دسترسی دارند می توانند زندگی خود و بطرقی چهره جهانی را دگرگون سازند...
...حقیقت اینستکه حتی در عصر اطلاعات – تنها داشتن اطلاعات کافی نیست. اگر داشتن فکر واندیشه مثبت به تنهائی کارساز بود بایستی همه در کودکی صاحب اسبهای کوچک باشیم و اکنون نیز زندگی رویائی داشته باشیم.هر موفقیت بزرگ در اثر عمل به دست می آید.آنچه نتیجه بخش است عمل است.دانش فقط نیروی بالقوه ای است در دست آنانکه می دانند چگونه می توانند عمل موثری انجام دهند . در واقع معنای لغوی قدرت (توان انجام عمل) است...
...مشاهده افرادی که موفقیتهای عظیم کسب می کنند ممکن است ما را به این اشتباه بیندازد که آنها موهبت الهی خاصی دارند . مشاهده نزدیکتر نشان می دهد که بزرگترین موهبت اشخاص موفق نسبت به اشخاص عادی اینستکه آنها اقدام به عمل می کنند و این موهبت را هر یک از ما می توانیم در خود ایجاد کنیم...
ادامه نوشته

پنجاه عامل شكست بازاريابي

شکست” نقطه ی مقابل “موفقیت” نیست. ترجیحاً باید اظهار داشت که بهتر است نقطه ی متضاد موفقیت را عواملی نظیر بی تفاوتی و سهل انگاری در نظر بگیریم چراکه بی تفاوتی و بی مسئولیتی می تواند ما را در جاده توهم و بی میلی قرار دهد. در این شرایط بیهوده تلاش می کنیم و اهداف غیر واقعی برای خود قائل می شویم و متاسفانه نمی توانیم به خواست های خود جامه ی عمل بپوشانیم.
از سوی دیگر اگر بخواهیم موفقیت را بررسی کنیم باید اذعان داریم که مقوله مذکور صرفاً در “رسیدن” و “ثمر یافتن” است که می تواند معنا پیدا کند اصلاً مهم نیست که با چه نوع محدودیتهایی روبرو هستیم و یا چه حدودی در پیش رویمان وجود دارد؛ اگر بخواهیم بر روی محدودیت ها و موانع برچسب شکست بزنیم، با این کار خود ارزش ذاتی و وجودیمان را از بین می بریم و توانایی تغییر شرایط را از دست خواهیم داد. باید توجه داشت که هنر فائق آمدن بر محدودیت ها را بیشتر میتوان به عنوان یک تمرین معنوی و روحانی در نظر گرفت. این امر به شما ارزش، احترام، و شان خاصی عطا می کند، و سبب می شود که خودتان را به عنوان یک پیشرو در مسیر سفر به سوی کسب موفقیت های بیشتر ببینید..

انتقال از شکست به موفقیت شامل چه مراحلی است؟
سطوح گذر از شکست و رسیدن به موفقیت شامل چه مواردی می شود؟ ابتدا باید به خودتان آزادی بدهید؛ افزایش موفقیت شما به شدت و کثرت میزان آزادی هایی که برای خود قائل می شوید بستگی دارد.
باید ببینید که تا چه اندازه می توانید خودتان را از قید و بندها و محدودیت ها نجات دهید. موفقیت فردی، مسئله ای نیست که تعریف خاصی داشته باشد، و یا بتوان برای آن استاندارهای جهانی قائل شد و سپس برای رسیدن به آن استاندارها تلاش نمود. زمانی به موفقیت دست پیدا خوهید کرد که با خودتان صادق باشید. باید این جرات را پیدا کنید که خودتان باشید و با تمام وجود درک کنید که در اعماق وجودتان چه چیزی نهفته است. باید ببیند که چشم های جهان به مقبولیت عام بیش از صداقت اهمیت می دهد. شاید تصور کنید که فرهنگ یا رسوم حاکم بر جامعه حیطه ای از موفقیت را نمایان می سازد، ولی همین استانداردهای مرسوم، برای سال بعد، نسل بعد، و دوره بعد تغییر پیدا می کنند و دیگر به عنوان موفقیت محسوب نمی شوند؛ اما استنباط ما از حقیقت و اینکه چه کسی هستیم همیشه می تواند مبین موفقیت باشد، چرا که با این دید کاری نکرده ایم جز اندازه گیری حقیقت و این حقیقت جویی و حقیقت شناسی تنها آزادی های بیشتری را برای ما به ارمغان می آورد، و ما را از روشنایی به سوی نورهای تابنده تر هدایت می نماید.
اگر با یکی دوبار غواصی کردن مروارید صید نکردی از اقیانوس ایراد نگیر، بگرد نقاط ضعف غواصی خود را پیدا کن شاید هنوز به عمق کافی نرسیده ای.

شکستی نیست مگر دست کشیدن از تلاش
حال که با مفاهیم شکست وموفقیت بیشتر آشنا شدید با هم عواملی را که باعث میشود ما در کارمان نتوانیم نتایج دلخواه را بگیریم ، بررسی میکنیم
۱) ننوشتن اهداف ، نمی دانند از زندگی چه میخواهند ، هیچ هدف یا آرزویی ندارند یا اهدافشان مبهم است.
۲) میخواهند بهترین ها را به خدمت بگیرند بجای این که خود بهترین باشند .
۳) نداشتن تعهد، در نتیجه هیچ عملی انجام نمی دهند .
۴) بی نظم اند،( یک میز بهم ریخته) .
ادامه نوشته

شبيه سازي؛ کمک به مديران براي تصميم گيري

تصميم گيري براي استفاده کارا از نيروي انساني، تجهيزات و ديگر منابع سازماني براي هر مديري، امري ضروري است . از اين رو، مدير هميشه در صدد است تا بيشترين بهره‌وري را از امکانات و منابع خود براي دستيابي به هدفهاي از پيش تعيين شده، محقق سازد. شبيه سازي (Simulation)مي‌تواند به عنوان يکي از تکنيکهاي موَثر و پرقدرت مديران امروزي مورد استفاده قرار گيرد. شبيه سازي تقليدي از عملکرد يا سيستم واقعي با گذشت زمان است که گذشته از اينکه با دست يا به وسيله کامپيوتر انجام مي شود، به ايجاد ساخت تاريخچه سيستم و بررسي آن به منظور دستيابي به نتيجه گيري هايي در مورد عملکرد سيستم واقعي مربوط مي شود. تکنولوژي و نرم افزارهاي شبيه سازي يکي از قدرتمندترين روشها و ابزارهاي در خدمت مديران، مهندسان صنايع، تحليل‌گران سيستمها و ... که آنها را قادر مي‌سازد پيش از اتخاذ هر تصميمي در مورد هر سيستم توليدي يا خدماتي در دست پياده سازي و يا در حال کار را شبيه‌سازي کرده،بررسي‌هاي لازم آماري را در تمامي ابعاد آن، براي تصميم‌گيري بهتر و با هدف کاهش هزينه و افزايش سود يا راندمان به‏ عمل آورند.

ادامه نوشته

مديريت پاداش

سازمانها براين باورند كه نيروي انساني به عنوان منبع اصلي ايجاد ارزش در سازمان و به عنوان مزيت رقابتي مطرح است. درچنين شرايطي حفظ نيروي انساني و ايجاد انگيزه درجهت افزايش روزافزون بهره وري دركار با استفاده از مكانيسم هاي مختلف از جمله پاداش از اهم وظايف هر سازمان است. دراين مقاله سعي مي شود با ارائه مفهوم پاداش، انواع آن و سيستم هاي مختلف پاداش و مديريت پاداش گامي درجهت آشنايي با اين كاركرد مهم برداشته شود.

انواع پاداش
دو نوع پاداش اساسي وجود دارد: پاداشهاي بيروني (EXTRINSIC REWARDS) و پاداشهاي ذاتي يا طبيعي(NATURAL REWARDS).
الف: پاداشهاي بيروني عبارتند از پاداشهايي كه از بيرون اداره شده و پيامدهاي ارزشمندي كه از يك نفر به شخص ديگر معمولاً از يك سرپرست يا يك مدير سطح بالاتر به زيردست داده مي شود. مثالهاي رايج اين نوع پاداشها در محيط كار: اضافه حقوق، ارتقا، مرخصي تشويقي، مزايا، تمجيد شفاهي و... است.
ب: پاداشهاي ذاتي يا طبيعي، كه خود سازمان يافته هستند و به طور طبيعي هنگامي كه فرد كاري را انجام دهد رخ مي دهند. لذا اين نوع پاداشها به طور مستقيم درون خود شغل ايجاد مي شود. منبع اصلي پاداشهاي ذاتي، احساس شايستگي، توسعه شخصي و... است.
ادامه نوشته

فنون مذاکره براي حل مسائل سازماني

يشتر مديران حرفه اي به اهميت مذاکره در زندگي واقفند، زيرا زمان قابل توجهي از زندگي حرفه اي خود را صرف مذاکره مي کنند. به علاوه، زندگي شخصي شان هم با مذاکره همرا ه است. موفقيت و اثر بخشي حرفه اي آنان به شدت متأثر از توانايي آنها در هنر و فن مذاکره است.اين مهارت يا ناشيگري آنان در مذاکره است که نظر مديران، همکاران، زير دستان، مشتريان، رقبا و سايرين را درباره موفقيت کاري شان شکل مي دهد. مديران، زمان و کوشش بسياري را صرف مذاکره مي کنند، اما معدودي از آنان هنر و دانش مذاکره را به درستي مي دانند.از اين رو، بسياري از مديران حرفه اي نيازمند رويکرد بهينه در طرح ريزي و اجراي مذاکره‌ها هستند.

مذاکره يک فرايند بسيار پويا، و نه يک جريان ايستا، است. يعني از زمان شروع تا پايان مذاکره، فرايند مذاکره در معرض ارزيابي و تغيير است. حتي پيش از هر کنش و واکنشي ، دو طرف، جداگانه به بر آورد نيازها، علاقه ها و هدف ها مي‌پردازند تا موقعيت خود و طرف مقابل را بسنجند. معمولا طي تعاملاتي که در مذاکره پيش مي‌آيد، اين ارزيابي ها و بر آوردها در معرض تغيير و تحول اند. اطلاعات جديدي که مي رسند، بايد ارزيابي و طبقه بندي شوند اين پويايي و ماهيت تغيير پذير گفت‌وگو است که سبب پيچيدگي و دشواري مي شود. توجه به مذاکره و ديدن آن به صورت فرايندي پويا از تبادل کنترل شده اطلاعات، بر تأثيرهاي مثبت مذاکره‌کننده مي افزايد و مخاطره‌هاي ناشي از نقص و خلل در گرد آوري ، پنهان سازي، افشا يا توجه کامل به اطلاعات را به حداقل مي‌رساند.(شوئنفيلد، 1384،ص12‌)

عناصر مذاکره
هرب کوهن،در کتاب خود،موسوم به مي توان در مورد همه چيز مذاکره کرد سه عنصر حياتي هر مذاکره اي را اطلاعات،زمان و قدرت معرفي مي کند و نقش هر يک را در مذاکره به اختصار شرح مي دهد:
1.اطلاعات: طرفي که بهترين درک و شناخت را ازآنچه که بايد انجام شود دارا باشد، قدرت بيشتري درمذاکره دارد.
2.زمان: طرفي که از نظر وقت در تنگنا نباشد، کار خود را بهتر انجام مي دهد. هيچ وقت در تنگناي وقت مذاکره نکنيد و اجازه ندهيد که طرف مقابل احساس کند در تنگناي وقت هستيد.
3.قدرت: هيچ وقت قدرت را به طرف مقابل واگذار نکنيد.
ادامه نوشته

هماهنگی در سازمان


مفهوم هماهنگی
هماهنگی فراگردی است که طی آن همه بخشهای تشکیل دهنده یک کل برای کسب هدف مشترک ترکیب می شوند.
هماهنگی با مجموعه ای از سازوکارهای ساختاری و رفتاری تحقق می یابد که برای مرتب ساختن اجزای سازمان با یکدیگر به کار می روندو نیز اهداف سازمانی را تهسیل می کنند.
هماهنگی عبارت است از فرایند همسو نمودن همه قسمتهای سازمان به گونه ای که تصمیمات، وظایف ، فعالیتها و تخصص همه کارکنان و گروهها برای نایل آمدن به اهداف از قبل تعیین شده در حداکثر مطلوبیت ممکن ترکیب و همسو گردد.
« هانری فایول» مساله هماهنگی را به عنوان عمل همسو نمودن همه فعالیتهای یک موسسه برای نایل شدن به موفقیت و اهداف مورد نظر سازمان تلقی می نماید. وی معتقد است سازما نی که دارای ویژگیهای زیر باشد،عملیات هماهنگی را به نحو مطلوبی دنبال می کند :
الف . هر واحد و زیر شاخه های مربوط به آن با سایر بخشهای سازمان هماهنگ باشد.
ب. هر واحد و زیرشاخه های مربوط به آن به طور مشخص میداند که چه وظیفه ای برایش در نظر گرفته شده است.
ج. هر واحد برای رسیدن به کیفیت مورد نظر ، برنامه و کارهایی را که باید انجام دهد خود به خود تنظیم و تعدیل می نماید.
«هیمن و اسکات » هماهنگی را چنین تعریف کرده اند:
فرایند آگاهانه همسونمودن و تطبیق دادن فعالیتهای مختلف سازمان به طوری که تخصصهای گوناگون ضمن هماهنگی سازمان را در کمال بخشیدن و نیل به هدفهای مورد نظرش یاری میدهند.
ادامه نوشته

بررسی تجربیات تکامل کار تیمی در کشورهای مختلف

تاریخچه‌ی کار تیمی به اندازه‌ی سازمان جامعه، قدمت دارد. خود کانون خانواده نیز یک ساختار تیمی است، که در آن اعضای گروه به یکدیگر وابسته‌اند، تقریباً به طور مستمر یکدیگر را می‌بینند، و در کل هدف مشترکی را دنبال می‌کنند. البته این ایده‌آل همیشه در واقعیت مصداق ندارد، چرا که وجود برنامه‌های مشاوره‌ای برای حل مشکلات خانوادگی، مشخص می‌کند که گاهی خانواده‌ها نیز به صورت تیمی درمی‌آیند که در کارشان اختلال حاصل شده است. با این وجود موارد ایده‌آل، بی‌عیب و نقض باقی می‌مانند.
پس تیم ساختار آشنایی برای انجام کارها است. این مفهوم توسط فرهنگمان تقویت می‌شود. افسانه‌ها و اسطوره‌ها سرشار از مثال‌هایی از کارهای تیمی هستند. افسانه‌ی آرتور و شوالیه‌ها نمونه‌ای است همراه با هشدار در مورد این موضوع که در صورتی که تیم هدف اصلی خود را از دست دهد، رقیب، فرصت می‌یابد بر او غلبه کند.
داستان رابین‌هود و Merry Men می‌تواند به عنوان یک طرح کلی برای اداره‌ی یک تیم موفق، مورد استفاده واقع شود. هدف در این گروه مشخص است، محفاظت از قلمرو در برابر پرنس جان ظالم و چاکر حلقه به گوش او جناب داروغه‌ی ناتیگهام، تا زمانی که پادشاه واقعی ریچارد شیردل از جنگ برگردند.
اعضای تیم در این داستان کاملاً وابستگی متقابل دارند. رابین‌هود با تیر و کمان، شجاعت و تیزهوشی خود را به نمایش گذاشته، و جان کوچولو به نوبه‌ی خود، زور بازوی تیم محسوب می‌شود، آلن آدال مسئولیت سرگرم کردن تیم را به عهده دارد، و پدر تاک هم مواظب مراحل و روش‌های انجام کارهای تیم است، و بدین ترتیب وقتی که پادشاه عادل برگردد کارها به خوبی انجام شده و اینجاست که تیم منحل می‌شود.
علاوه بر افسانه‌ها و اسطوره‌ها که گویای حقایق با ارزش از تجربیات بشر در طول تاریخ هستند، وقایع تاریخی نیز به خوبی نشان‌دهنده این حقیقت می‌باشند. امپراطوری رم یکی از بزرگترین تشکیلات کشوری است که تاکنون وجود داشته است. این امپراطوری به وسیله‌ی لشگریان عظیم این کشور، ایجاد و نگهداری می‌شد.
کلید موفقیت لشگر رم انضباط بود؛ انضباط هم در نحوه‌ی آموزش آنها و هم در زمینه‌ی استفاده از هوش و استعداد در میدان جنگ. یک سرباز معمولی در جنگ، کاملاً به دو نفری که در دو طرف او ایستاده بودند وابسته می‌باشد و این کاملاً بدان معناست که عملکرد جمع در جنگ بسیار مهمتر است تا دلاوری و شجاعت قهرمانان منفرد.
ادامه نوشته

هوش تجاري براي مديران

شرح مسئله
سازمانهاي مختلف با ابعاد و زمينه هاي کاري متفاوت ممکن است با مشکلات متفاوتي در امر استفاده بهينه از داده هاي موجود در سيستم هايي از قبيل فروش، انبار و مالي مواجه شوند. بطور مشخص مي توان به مسائل زير بعنوان چالش سازمانها در استفاده از داده ها اشاره نمود:

    * در بسياري از شرايط داده ها در منابع مختلفي قرار دارند و يکپارچه نمودن آنها براي بدست آوردن گزارشات تحليل، عملياتي هزينه بر و زمانگير براي سازمانها مي باشد.
    * نرم افزارهاي عملياتي در سازمان مثل برنامه هاي فروش، مالي، منابع انساني، انبار، حقوق دستمزد و ... مي تواند گزارشاتي را تا سطح مديران مياني فراهم آورد. کمتر ديده شده که مديران ارشد از ابزارهاي ذکر شده بعنوان منبع تصميم سازي استفاده نمايند و بيشتر گزارشات مورد نظر آنها توسط مديران مياني و با صرف زمان زياد تهيه مي شود و گاه اين عمليات بصورت روزانه بايد تکرار شود.
    * بدليل نوع طراحي نرم افزارهاي عملياتي ساختن گزارشات حجيم از اطلاعات موجود بسيار کند خواهد بود.
    * بيشتر گزارشات توليد شده توسط نرم افزارهاي عملياتي گزارشاتي ساده و نمايانگر عمليات انجام شده در سيستم مي باشد و نمي توان بوسيله آنها گزارشات تحليلي و چند بعدي در زمان کوتاه ساخت.
    * در بسياري از مواقع گزارشات ساخته شده ديدگاهي عميق به مديران ارشد براي اتخاذ تصميمات استراتژيک مناسب ارائه نمي دهد.
    * پرسنل يک مجموعه براي درک بهتر از شرايط کار نياز به گزارشات تحليل دارند. عدم سهولت در ايجاد چنين گزارشاتي باعث مي شود تا افراد بدنه سازمان از مسير اصلي کار خارج گردند و يا زمان زيادي صرف تحليل شرايط مختلف نمايند.

هوش تجاري يا Business Intelligence راهکاري است که براي شرايط مطروحه پاسخ مناسب ارائه مي دهد.

ادامه نوشته

نکته ها 12

وقتی انگیزه باشد ناممکن وجود ندارد
اگر راه های کسب درآمد آسان بود همه مردم پولدار بودند اما موضوع این است
که شما مثل بقیه مردم نیستید و برای شما که انگیزه دارید هر مانعی از سر
راه برداشته می شود.

بعضی وقتها شانس آهسته در می زند، مواظب باشید
گاهی وقتها دوستی از روی صداقت به ما پیشنهاد همکاری می دهد و ما آن را
یک شوخی فرض می کنیم یا اینکه به خاطر غرور حاضر به صحبت کردن با افراد
موفق دور و برمان نیستیم. وقتی اطلاعیه یک دانشگاه مبنی بر پذیرش دانشجو
با شرایطی ویژه را نادیده می گیریم یا زمانی که اخبار تلویزیونی از اعطای
تسهیلات ویژه بانکی به واجدین شرایط صحبت می کند و در خیلی موارد دیگر
ممکن است در حال از دست دادن فرصتی خوب باشیم و باید نتیجه گیری کرد که
آماده پذیرش کارآفرینی که نیاز عصر ماست نیستیم.

اگر انتظار معجزه دارید از شما کاری ساخته نیست
اگر بخواهید در عرض مدت کوتاهی به همه چیز برسید هیچ پیشرفتی نخواهید کرد
و فقط زمانی به جلو می روید که معقول فکر کنید. همیشه در ابتدا روند
پولسازی آهسته است ولی وقتی روی غلطک بیفتید این روند تصاعدی می شود.
چاره ای نیست می بایستی از همین جایی که هستید شروع کنید. اگر در ابتدای
کار پول زیادی به دست نمی آید ولی تجربه و مهارت هایی که به دست می آورید
سرمایه ای بزرگ برای شما خواهد شد.

یاد بگیرید که بزرگ فکر کنید و همه چیز را از بالا بنگرید
اصطلاحی عامیانه می گوید: "هر کس به اندازه دلش نان می خورد" و این همان
بزرگ فکر کردن است. اگر به جای متمرکز شدن بر مسایل و مشکلات فراتر از
آنها بیندیشیم یا اینکه کارهای خود را در ابعاد بزرگتری به اجرا درآوریم
سهم بیشتری از موفقیت خواهیم داشت.

ترس از عدم تایید دیگران را از خودتان دور کنید
اگر مطمئن هستید که حق با شماست روی حرف خود بایستید. این ایستادگی ثبات
و شجاعت شما را می رساند و تمرینی برای موفقیت و نفوذ است.

ادامه نوشته

جملاتی برای اندیشیدن

زندگي مثل دوچرخه سواري مي مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي

**جرج آلن: اگر كسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با كلماتي كه ناگفته مي‌مانند، مي‌شكنند

**ميان انسان و شرافت رشته باريکي وجود دارد و اسم آن قول است . توماس براس

**همه دوست دارند به بهشت بروند,اما كسي دوست ندارد بميرد.
بهشت رفتن جرأت مردن ميخواهد.

**شريف ترين دلها دلي است که انديشه ي آزار کسان درآن نباشد.  زرتشت

**چارلي چاپلين: خوشبختي فاصله اين بدبختي است تا بدبختي ديگر.

 **روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند, در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان.

ادامه نوشته

حکایت : بهشت فروشی

هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد. پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.
آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.
ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی از خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت:
- بهلول، چه می سازی؟
بهلول با لحنی جدی گفت:
- بهشت می سازم.
همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت:
- آن را می فروشی؟!
بهلول گفت:
- می فروشم.
- قیمت آن چند دینار است؟
- صد دینار.
زبیده خاتون گفت:
- من آن را می خرم.
بهلول صد دینار را گرفت و گفت:
- این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم و به تو می دهم.
زبیده خاتون لبخندی زد و رفت.
بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک سکه به او داد. وقتی تمام دینارها را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت.
زبیده خاتون همان شب، در خواب، وارد باغ بزرگ و زیبایی شد. در میان باغ، قصرهایی دید که با جواهرات هفت رنگ تزئین شده بود. گلهای باغ، عطر عجیبی داشتند. زیر هر درخت چند کنیز زیبا، آماده به خدمت ایستاده بودند. یکی از کنیزها، ورقی طلایی رنگ به زبیده خاتون داد و گفت:

ادامه نوشته

ده میلیاردر اول ایران چه کسانی هستند؟

خیلی ها موفقیت را داشتن موقعیت شغلی مناسب و برخورداری از رفاه کامل می دانند ، اگرچه بسیاری ثروتمند بودن را به عنوان نوعی ارزش، شاید شبیه به موفقیت نمی دانند، اما در بسیاری از کشورهای دنیا چنین است. از همین  راهروی فکری هم هست، که ثروتمند ترین مردان و زنان دنیا، آنجا که سامانه مالیاتی درستی هم وجود دارد، با افتخار سر خود را بالا می گیرند و از ثروت مشروعی می گویند که البته قانونمد و شفاف به دست آمده است و کم نیستند لیست های ثروتمند ترین افراد یک کشور یا جهان که در نشریات مطرح می شوند.
پس اجازه بدهید سراغ دسته دوم برویم، همان ها که ثروتمند هستند، اما شناخته شده اند و به خاطر شناخته شده بودنشان، مالیات می دهند. مالیاتی که کوچه های شهرمان را با آن اسفالت می کنند، صدا و سیمای مان را با آن می چرخانند و... برای پیدا کردنشان باید کمی بگردیم.
در فهرست زیر، هرجا که دیدید، نام شرکت یا کارخانه ای آمده است، بدانید که در آن بنگاه اقتصادی، اشخاص زیادی کار می کنند و به واسطه تولید، چرخ اقتصاد خانواده شان می چرخد ؛ پس قابل احترام هستند.

1- علاء ميرمحمدصادقي: الان 79 سال دارد و متولد اصفهان است.  كسي كه همه او را به عنوان پدر گچ و سيمان كشور مي شناسند.
اولين صندوق قرض الحسنه انقلابي را 38 سال پيش در مسجد لرزاده تأسيس كرد.
او بنيانگذار سازمان اقتصاد اسلامي است كه روزي قرار بود بانك خصوصي بازاري ها باشد اما با تهديد به استعفاي 7 عضو كابينه دولت موقت، به محاق تعليق رفت تا سرانجام در دولت احمدي نژاد به بانك قرض الحسنه تبديل شد.
میرمحمد صادقی رئیس انجمن صنایع و معادن گچ کشور، رئیس خانه معدن کشور، بنیانگذار و رئیس هیات مدیره اتاق های مشترک این و کانادا، ایران و افغانستان، کمیته مشترک ایران و کره، شورای مشترک ایران و بحرین، و ایران و عربستان، اتحادیه تولید کنندگان و صادر کنندگان محصولات معدنی، عضو هیات مدیره شرکت کشتی سازی نوح، شرکت صنایع گچ  خوزستان، شرکت صادراتی بنادر جنوب، شرکت پخش سیمان کشور و عضو هیات رئیسه اتاق تهران است.
ادامه نوشته

برترین اختراع‌های تصادفی تاریخ

دنیای علم سرشار از کشفیات و اختراعات اتفاقی است که تنها ذهن خلاق دانشمندان می‌توانست با استفاده درست از آنها به نتیجه دلخواه برسد. به گزارش «خبر آنلاین»، پاپ‌ساینس نیز در گزارشی، ده اختراع تصادفی قرن نوزدهم و بیستم را معرفی کرده است.

اجاق مایکروویو - پرسی اسپنسر
پرسی اسپنسر که پس از انجام خدمت سربازی خود در نیروی دریایی ایالات متحده، در شرکت ریتون مشغول به کار شد؛ به عنوان یک نابغه الکترونیک شناخته می‌شد. در سال 1954 / 1333 اسپنسر مشغول ور رفتن با یک مگنترون مایکروویو -که در آرایه‌های راداری از آن استفاده می‌شود- بود، که ناگهان صدای عجیبی شبیه جلز و ولز کردن را در شلوار خود احساس کرد. اسپنسر با متوقف کردن کار خود، یک بسته شکلات را در جیب شلوارش پیدا کرد که شروع به ذوب شدن کرده بود.

ادامه نوشته

حکایت :  هیچ چیز غیر ممکن نیست

      روزگاری مرید ومرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند
      وتا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. نا گهان از دور نوری دیدند وبا شتاب سمت آن
      رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند.آن ها آن شب
      را مهمان او شدند. واو نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن ها داد تا گرسنگی راه بدر
      کنند.
      روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند. در مسیر، مرید
      همواره در فکرآن زن بود و این که چگونه فقط با یک بز زندگی می گذرانند و ای کاش
      قادر بودند به آن زن کمک می کردند،تا این که به مرشد خود قضیه را گفت.مرشد فرزانه
      پس از اندکی تامل پاسخ داد:"اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را
      بکش!".
      
      مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت
      وبرگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت واز آن جا دور شد....

ادامه نوشته

گذشته نوابغ جهان


۱ـآلبرت انیشتن در کودکی دچار بیماری دیسلسیک بود.یعنی معنی و مفهوم کلمات و عبارات را درست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت انیشتن او را عقب مانده ذهنی، غیر اجتماعی و همیشه غرق در رویاهای احمقانه توصیف می کرد، ضمنا وی دوبار در امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ مردود شد!!

2- توماس ادیسون که معلمانش از آموزش او در مدرسه عاجز مانده بودند در تمام طول تحصیل کم ترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت ولی همین شخص بعدها موفق شد بیش از هزار وصد وپنجاه اختراع جامعه بشریت عرضه کند که بیشتر آنها در زمینه علم فیزیک بوده است!!

3- بتهون معلم او می گفت در طول زندگیش "اوچیزی یاد نخواهد گرفت"

4- پیکاسو یکی از معروفترین نقاشان جهان بدون کمک و حضور پدرش که در زمان امتحانات کنارش می نشست نمی توانست در درس هایش نمره قبولی کسب کند!!

5- هیلتون که مالک بیش از 300هتل در سرتاسر دنیاست در دوران کودکی برای گذران زندگی مجبور بود کف سالن‌ها و هتل ها را طی بکشد!!

6- جیمز وات که مخترع ماشین بخار بود فردی کودن توصیفش می کردند!!

7- امیل زولا نویسنده بزرگ فرانسوی دانش آموزی تنبل بود که در مدرسه از درس ادبیات معمولا نمره صفر می گرفت!

ادامه نوشته

روش برخورد با افرادی که خود را عقل کل میدانند

آیا تا به حال با کسی برخورد داشته اید که احساس می کند همه چیز را می داند و هرچیزی که می گوید درست است؟ مطمئنم که یکجا در زندگیمان همه ما با چنین کسی برخورد کرده ایم. سوال این است که وقتی با چنین شخصی مواجه شدید چه می کنید؟ در اکثر موارد، احتمالاً سعی می کنید که از آنها اجتناب کنید و تا حد ممکن از او دور شوید. اما کارهای مختلفی برای فهماندن نظرتان به این افراد می توانید انجام دهید، البته بدون اینکه با او وارد یک رقابت  دردسرساز شوید.
اول از همه اینکه باید بفهمید که این فرد چطور فکر می کند. اگر فکر کند که همه چیز را می داند احتمالاً سعی می کند آنرا با برخی واقعیات یا اطلاعاتی که دارد ثابت کند. اکثر افرادی که احساس می کنند همه چیز را می دانند معمولاً در خانواده هایی بزرگ شده اند که از کودکی مسئولیت بسیار سنگینی بر دوششان بوده است. وقتی می خواهید نظرتان را به چنین افرادی بفهمانید بهترین راه این است که درست به همان روشی که او حرفش را به شما ثابت می کند، شما هم حرفتان را به او ثابت کنید. بعنوان مثال، اگر سعی دارید که به کسی نشان دهید که بیشتر از یک روش برای پیدا کردن راه حل برای یک مشکل خاص وجود دارد می توانید به آنها بگویید که یک راه بهتر برای اینکار وجود دارد. باید به او نشان دهید که چطور می توانید با استفاده از یک روش متفاوت به همان راه حل برسید. اصولاً باید بتوانید گفته های خودتان را با واقعیت پشتیبانی کنید.

چند ایده و توصیه برای برخورد با آنها که فکر می کنند همه چیز را می دانند
بهتر است در ابتدای گفتگویتان، سعی نکنید به آنها بگویید که حرفشان غلط است. اینکار باعث می شود که فوراً حالت دفاعی بگیرند و دیگر به حرفهایتان گوش ندهند. اینجاست که داد و بیدادها شروع می شود. اگر نمی توانید در همان لحظه نشان دهید که نظرتان چیست، بحث نکنید، زمانی دیگر را برای اثبات نظرتان در نظر بگیرید. آنهایی که احساس می کنند همه چیز را می دانند افرادی بسیار خودخواه هستند. یادتان باشد که با آنها وارد جار و جنجال شدن فقط باعث خوشحالی آنها می شود نه شما. معمولاً آخر کار بسیار خسته می شوید. رمز کار این است که مواجهه با چنین افراد یک راه درست دارد و یک راه غلط. دوری کردن از آنها کمک نمی کند که بفهمند همه چیز را نمی دانند. درعوض می توانید این را به آنها ثابت کنید.
انواع کمی از آدمهای دیگر هستند که به این اندازه دیگران را عصبانی می کنند. این افراد باعث می شوند فکر کنیم افرادی نالایق هستیم و هیچ قدرتی نداریم به همین خاطر خیلی بد واکنش می دهیم و تایید می کنیم که روی ما سلطه دارند. اما اگر آرامش خودتان را حفظ کنید و کمی بیشتر فکر کنید می توانید یاد بگیرید که چطور با ایندسته افراد برخورد کنید.

ادامه نوشته

برنده و بازنده


برنده متعهد میشود.
بازنده وعده میدهد.

وقتی برنده ای مرتكب اشتباه میشود ، میگوید : اشتباه كردم.
وقتی بازنده ای مرتكب اشتباه میشود ، میگوید : تقصیر من نبود.

برنده بیش از بازنده كار انجام میدهد ، و در انتها باز هم وقت دارد.
بازنده همیشه آنقدر گرفتار است كه نمیتواند به كارهای ضروری بپردازد.
   
برنده به بررسی دقیق یك مشكل می پردازد.
بازنده از كنار مشكل گذشته ، و آن را حل نشده رها میكند.

برنده میگوید: بیا برای مشكل راه حلی پیدا كنیم.
بازنده میگوید : هیچ كس راه حلی را نمیداند.

برنده می داند به خاطر چه چیزی پیكار میكند و بر سر چه چیزی توافق و سازش نماید.
بازنده آن جا كه نباید ، سازش میكند، و به خاطر چیزی كه ارزش ندارد ، مبارزه میكند.   

برنده با جبران اشتباهش ، تاسف و پشیمانی خود را نشان میدهد.
بازنده می گوید : «متاسفم» ، اما در آینده اشتباه خود را تكرار میكند.
   
برنده مورد تحسین واقع شدن را به دوست داشته شدن ترجیح میدهد ، هر چند كه هر دو حالت را مد نظر دارد.
بازنده دوست داشتنی بودن را ، به مورد تحسین واقع شدن ترجیح میدهد ، حتی اگر بهای آن خفت و خواری باشد.
   
برنده گوش می دهد.
بازنده فقط منتظر رسیدن نوبت خود ، برای حرف زدن.

ادامه نوشته

سخن نیک


امام باقر سلام الله علیه می فرمایند :
خُذُوا الْكَلِمَةَ الطَّيِّبَةَ مِمَّن قالَها وإن لَم يَعمَلْ بِها
سخن نيك را از گوينده آن بگيريد، اگر چه خود به آن عمل نكند.

تحف العقول، ص 291

طنز: مناقصه

تعمير و نگهداري از كاخ سفيد بصورت يك مناقصه مطرح شد.
يك پيمانكار آمريكايي، يك مكزيكي و يك ايراني در اين مناقصه شركت كردند.
پيمانكار آمريكايي پس از بازديد محل و بررسي هزينه ها مبلغ پيشنهادي خود را 900 دلار اعلام كرد.
مسؤل كاخ سفيد دليل قيمت گذاري اش را پرسيد و وي در پاسخ گفت:
400 دلار بابت تهيه مواد اوليه + 400 دلار بابت هزينه هاي كارگران و... + 100 دلار استفاده بنده.
..
پيمانكار مكزيكي هم پس از بازديد محل و بررسي هزينه ها مبلغ پيشنهادي خود را 700 دلار اعلام كرد.
300 دلار بابت تهيه مواد اوليه + 300 دلار بابت هزينه هاي كارگران و... + 100 دلار استفاده بنده.
..

..

..
..
..
اما نوبت به پيمانكار ايراني كه رسيد بدون محاسبه و بازديد از محل به سمت مسؤل كاح سفيد رفت و در گوشش گفت: قيمت پيشنهادي من 2700 دلار است!!!
مسؤل كاخ سفيد با عصبانيت گفت: تو ديوانه شدي، چرا 2700 دلار؟!!!!!
پيمانكار ايراني در كمال خونسردي در گوشش گفت:
..
آرام باش...
 
1000 دلار براي تو...... و1000 براي من ....... و انجام كار هم با پيمانكار مكزيكي.
 
و پيمانكار ايراني در مناقصه پيروز شد

ده درس طلایی از زندگی استیو جابز

این مرد با انرژی نا محدود و شخصیت کاریزماتیک و گیرای خود یک مدیر جذاب و منحصر به فرد به شمار می آید .حتی هنگامی که سعی می کند خیلی معمولی و عادی صحبت کند ،سخنانش بسیار زیرکانه است ، و در سخنوری استعداد خاصی دارد . اغراق نیست که بگوییم استیو جابز برترین مدیر آی تی سال های اخیر بوده است .حتی لباس پوشیدن او منحصر به فرد و در نوع خود بسیار جالب است .
در اینجا متنخبی از بهترین حرفایی که او زده جمع آوری شده است ، درس هایی طلایی که به شما برای موفقیت در زندگی کمک می کند:
۱ . نو آوری تمایز بین یک رهبر و یک دنبال رو است
نوآوری هیچ گونه مرزی ندارد. تنها مرز فقط تخیل شماست. زمان در اختیار شماست که چه چیز را می خواهید از این جعبه بیرون بیاورید. اگر شما جزئی از یک صنعت رو به رشد هستید، به راه هایی فکر کنید که بیشتر موثر باشید؛ چگونه مشتری پسندتر باشید و اینکه چگونه به سهولت تجارت کنید. اگر شما جزئی از یک صنعت راکد هستید، هر چه سریع تر از آن بیرون آیید قبل از این که خودتان فرسوده شوید، غیر موثر شوید و از تجارت خارج شوید. به یاد داشته باشید که طفره رفتن اینجا یک گزینه برای شما محسوب نمی شود. هم اکنون شروع به نوآوری کنید.

۲ . معیاری از کیفیت باشید .بعضی از افراد در محیط هایی که ممتاز بودن و برتری انتظار می رود استفاده نمی شوند .
هیچ میانبری به برتر بودن نیست .شما باید برتری خودتان را تعهد کنید .از استعدادها و توانایی های خود استفاده کنید و مهارت هایی که بهترین راه را برای جلو انداختن شما از بقیه مهیا می سازد را به کار گیرید .با یک استاندارد بالا زندگی کنید و به جزئیاتی که واقعا باعث تفاوت شما با دیگران می شود توجه کنید.ممتاز بودن و برتری سخت نیست . خیلی ساده همین الان تصمیم بگیرید که ممتاز و برتر باشید و سپس از آن چیزی که زندگی به شما بازتاب می دهد متحیر می شوید.

۳ . تنها راهی که می توانید کارهای بزرگ انجام بدهید این است که آنچه انجام می دهید را دوست بدارید .اگر شما هنوز این راه را پیدا نکردید ،به جستجو ادامه دهید .درمانده نشوید .با تمام وجود از ته قلب خود تلاش کنید، سر انجام شما این راه را پیدا خواهید کرد.
من این را در ۴ کلمه خلاصه می کنم : Do What You Love یا کاری انجام بده که دوستش داری . در جستجوی حرفه و مسیری باشید که به زندگی شما جهت ، مقصد و خشنودی می دهد .هدف ها را تشخصی دهید و برای هدف هایی که به زندگی شما معنی و ارزش می بخشد تلاش کنید .این کار فقط به سلامتی روحی و انگیزه داشتن شما کمک نمی کند ، بلکه باعث می شود شما در زمان های سختی احساس بهتری داشته باشید و التیام بخش شما خواهد بود .آیا شما در روز شنبه صبح از تخت خود می پرید و پیش به سوی پیشرفت و کارهای این هفته می روید؟ اگر پاسخ شما خیر است بیشتر فکر کنید تا دلیلش را پیدا کنید .

۴ . می دانید که بیشتر غذایی که می خوریم به دست افراد دیگری درست شده است. لباسی را می پوشیم که کسان دیگری آنها را ساخته اند. ریاضیاتی را استفاده می کنیم که اشخاص دیگری آن را توسعه داده اند … منظورم این است که ما به ندرت چیزی را به دست می آوریم. خیلی شگفت انگیز و خارق العاده است وقتی چیزی را خلق می کنید که بر اساس تجربه و دانش بشری باشد.
به صورتی زندگی کنید که از لحاظ اخلاقی منطقی باشد. سعی کنید که در دنیای اطرافتان تغییری حاصل کنید و به سوی بهتری سوق دهید. آن گاه توجیه بهتری برای زندگی خواهید یافت و بهترین مرهم برای ملالت و خستگی به شمار می رود. همیشه کارهای زیادی برای انجام دادن هست. همیشه در مورد کاری که انجام می دهید با دیگران گفت و گو کنید. نصیحت نکنید یا حق به جانب نباشید و یا متعصبانه فکر نکنید همچنین افراد را از بحث دور نکنید. از مثال زدن خجالت نکشید و از هر فرصتی استفاده کنید که به دیگران اجازه دهید بدانند که چه کاری را انجام می دهید.

۵ . در بودا یک اصطلاح هست به نام : “افکار یک نوآموز” .  بسیار شگفت انگیز است که افکار یک نو آموز را داشته باشید.
نوعی طرز تفکر است که هر چیز را به صورتی که هست می بینید، قدم به قدم و در یک آن به ماهیت هر چیز پی خواهید برد. افکار نو آموز نوعی تمرین عبادت و ریاضت در اعمال به حساب می آید. این فکر هست که باعث تصدیق بلا تصور و چشم داشت، قضاوت و پیش داوری می شود. به افکار یک نو آموز که به مانند یک کودک دنیای اطراف خود را می بیند نگاه کنید، پر از کنجکاوی، شگفتی بهت و حیرت.
ادامه نوشته

منفی گرایی درمحل کار

هیچ چیز بدتر از منفی گرایی در محل کار، روحیه کارکنان را تحت تاثیر قرار نمی دهد. انرژی شرکت را تحلیل برده و توجه را از کار و عملکرد کارمندان منحرف می کند. این منفی گرایی در رفتار، دیدگاه ها و صحبت های اعضای دپارتمان یا پاسخ ها و واکنش ها به تصمیم و اتفاقات محل کار دیده می شود.
● درمورد منفی گرایی محل کار بیشتر بدانید
شما بعنوان یک مدیر و کارفرما با کارکنان زیادی در شرکت در تماس هستید. این باعث می شود بیشتر ازهر کس دیگر بتوانید منفی گرایی های داخل شرکت را مشاهده کنید. همچنین می توانید اولین چراغ های چشمک زن هشدار برای شروع این منفی گرایی ها را تشخیص دهید و با آن برخورد کنید. شکایت های کارمندان همه به شما می رسد، مصاحبه های کارمندانی که از کار برکنار می شوند پیش شماست و خودتان بیشتر از هر فرد دیگر در شرکت از اعتبار شرکت در شهر آگاهید.
بحث های بین کارمندان را می شنوید، قیمت ها را تعیین می کنید، پروسه فیدبک تمام و کمال دست شماست و هر کس را در منصب مناسب خودش می نشانید. این اطلاعات می تواند به شما برای تشخیص علائم منفی گرایی، قبل از اینکه تاثیر بدی روی روحیه کارکنان بگذارد و جو شرکت را خراب کند، کمک می کند.
● تشخیص منفی گرایی در محل کار
طبق نظرات گری اس. تاپچیک، نویسنده کتاب "برخورد با منفی گرایی در محل کار"، منفی گرایی یک مشکل فزاینده در محل کار محسوب می شود. او اعتقاد دارد که منفی گرایی معمولاً درنتیجه فقدان اعتماد به نفس، کنترل، یا اجتماع به وجود می آید. اینکه بدانید کارمندان نسبت به چه چیز تصور منفی دارند اولین قدم برای حل آن مشکل است.
من به تجربه دریافته ام که وقتی منفی گرایی و شکایت در شرکت آغاز می شود، حرف زدن با کارمندان به شما کمک می کند که مشکل اصلی را فهمیده و میزان تاثیر آن بر عملکرد کارمندان را نیز دریابید. باید آندسته از کارمندانی که دچار این منفی گرایی شده اند را مشخص کرده و دلیل اصلی نارضایتی آنها را پرس و جو کنید.
احتمالاً شرکت تصمیمی اتخاذ کرده است که موجبات نارضایتی آنها را فراهم کرده است. شاید شایعاتی درمورد رکود بازار و کم کاری به گوش کارمندان رسیده باشد. شاید کارمندان احساس می کنند کمتر از زحمتی که می کشند، دریافت می کنند. شاید فکر می کنند با یکی از کارمندانشان بدرفتاری شده است یا مستحق ترفیع بوده اند و نادیده گرفته شده اند.
علت منفی گرایی محل کار هر چه که باشد، باید مستقیماً آن را هدف قرار دهید، درغیر اینصورت خیلی زود همه شرکت را فرا می گیرد. بهترین راه برای برخورد و مقابله با این منفی گرایی ها این است که در مرحله اول از بروز آن جلوگیری کنید. ۷ نکته ای که در زیر برایتان عنوان می کنیم به شما کمک می کند منفی گرایی محل کار را به حداقل برسانید.

ادامه نوشته

ده رفتار نادرست در محل کار

یافتن شغل مناسب میتواند حدود ۳ تا ۱۵ ماه طول بکشد، اما برای از دست دادن آن تنها چند روز یا چند هفته کافیست. در اینجا به ۱۰ مورد از کشنده ترین سموم حرفه ای اشاره میکنیم:
۱) فقدان مهارتهای اجتماعی:
اندکی محبوبیت میتواند در پیشرفت هر شخص بسیار سودمند باشد. تحقیقات مراجع معتبری چون مرکز تجارت و بازرگانی هاروارد، نشان میدهد که افراد بدون تردید و با کمال علاقه حاضرند با همکارانی که چندان ماهر نبوده اما دوست داشتنی هستند کار کنند و علاقه ای به کار با افراد بسیار ماهر اما فاقد نقاط مثبت شخصیتی ندارند. محققین متوجه شده اند که اگر کارمندی محبوب نباشد، مهارت او هم بی فایده خواهد بود چون توسط دیگر همکاران نادیده گرفته خواهد شد.
۲) نداشتن روحیه همکاری:
سازمانها و ادارات برای مقابله با کارکنانی که موجب واژگونی کارهای گروهی میشوند، روشهای متعددی دارند. افرادی که مدام با همکاران خود مخالفت کرده و در فضای عمومی به تخریب آنان دست میزنند، دیر یا زود کار خود را از دست میدهند.
۳) نرسیدن به ضرب العجل:
اگر آخرین فرصت انجام کاری روز چهارشنبه است، تحویل آن در اولین ساعات روز پنج شنبه فایده ای نخواهد داشت. سازمانها به افرادی قابل اتکا نیاز دارند. نرسیدن به ضرب العجل نه تنها رفتاری غیرحرفه ایست ، بلکه میتواند موجب از بین رفتن نتایج کار دیگران و برهم خوردن برنامه کاری افراد دیگر شده، وجهه مدیر شخص را از بین ببرد. هنگامی که تعهدی میدهید، بهترین کار این است که کمتر وعده داده و بیشتر عمل کنید و در صورت لزوم تا صبح بیدار مانده، کار را تمام کنید.
۴) رسیدگی به امور خصوصی در ساعات کاری:
سیستم پست الکترونیک و تلفن کمپانی، برای امور کاری هستند. تماسهای تلفنی شخصی را به حداقل و کوتاه ترین مدت رسانده و از پاسخ دادن به تلفنهایی که موجب پریشانی شما میشوند، خودداری کنید. در ضمن در ای-میلهایتان از نوشتن مطالبی که نمیخواهید توسط رئیستان خوانده شوند، خودداری کنید بسیاری از سیستمها پیامهای پاک شده را در یک فایل اصلی نگه میدارند.
لازم به گفتن نیست که عده بسیاری از اشخاص به خاطر فرستادن یک ای-میل نامربوط به همه –با فشردن دگمه Reply All- موجبات اخراج خود را فراهم کرده اند.
۵) منزوی بودن:
خود را از دیگران جدا نکنید. در محل کار با افراد هم رشته و همکار خود آشنا شده و با آنها رفاقت کنید. کسانی که ارتباطات موثری ایجاد میکنند میتوانند با اطلاع داشتن از چند و چون کارها، سریعتر از حد معمول مراحل اداری کارها را گذرانده و موفقتر عمل کنند. این اشخاص در تیمهای موفقتر به کار گرفته شده و گزارش کار بهتری دریافت خواهند کرد، زودتر ترفیع گرفته و معمولا در فهرست پاداش هستند.

ادامه نوشته

آیا انسانهای موفق با استعداد تر از سایرین هستند ؟ نه ، حتماً!

آیا پشتکار مهمتر از استعداد است ؟
ممکن است آدم فکر کند که شهرت جهانی  بی تل ها یا موفقیت شگفت انگیز شرکتهای جهانی کامپیوتر ناشی از شانس بودن در زمان مناسب  است ، ولی هرگز نباید پشتکار آنها را  نادیده گرفت ، زیرا پشتکار یکی دیگر از دلایل موفقیت است که خیلی هم تعجب آور نیست .  بقول ضرب المثل معروف خودمان "کار نیکو کردن از پر کردن است".
مسلم است که گروه موزیک بی تل ها با تمرینهای مداوم خود تبدیل به یک گروه موزیک جهانی شدند ، و حتی بیل گیتس و همکارانش بسیاری از روزها و شبهای  جوانی خودشان را پای میز کامپیوتر گذراندند تا تبدیل به موفق ترین انسانهای قرن شدند .
آقای  Malcolm Gladwell   معتقد است که برای رسیدن به هدف باید اقلاً 10000 ساعت وقت گذاشت .واقعیت اینست که در هر کدام از کارها نظیر موسیقی – ورزش- شطرنج- بر نامه ریزی کامپیوتر و غیره باید آدم آنقدر تمرین کند  تا تفاوت شاگردی و استادی مشخص شود  .
این نویسنده حتی معتقد است که برای اینکارها لازم نیست که شخص واقعاً استعداد فوق العاده ای داشته باشد ، بلکه کافی است که او پشتکاروحوصله کافی داشته باشد و برای رسیدن به هدف خود عجله نکند و خسته نشود .

ادامه نوشته

تفکر دلفینی

همه ما برای برقراری ارتباط با دیگران، روش‌های منحصر به فردی داریم. بنابراین تعداد بسیار زیادی روش ارتباطی وجود دارد.
اما چگونه می‌توانیم كلیدی پیدا كنیم كه روابط خانوادگی، عاطفی و حرفه‌ای ما را تسهیل كند؟ و چگونه می‌توانیم راه‌حلی بیابیم كه برای همه اشخاص راضی‌كننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟
نویسندگان كتاب راهبرد دلفینی كلید این امر را تنها در همكاری و انعطاف‌پذیری می‌دانند. آنها معتقدند كه به طور كلی، انسان‌ها را همانند موجودات دریایی می‌توان به 3 طبقه تقسیم كرد: ماهی‌های كپور، كوسه‌ها و دلفین‌ها.

دسته اول: ماهی‌های كپور هستند كه همیشه ماهی‌های قربانی‌اند‌ زیرا پیوسته توسط دیگر ماهی‌ها خورده می‌شوند. در حیات اجتماعی بشر، برخی از انسان‌ها نیز چنین‌ هستند؛ یعنی برخی از انسان‌ها در زندگی خود نقش ماهی كپور را بازی می‌كنند. آنها كم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن  شخص می‌شوند و حتی ممكن است قربانی روابط غلط و تفكرات منفی خود شوند.

دسته دوم: كوسه ماهی‌ها هستند كه روش (برنده – بازنده) را به كار می‌گیرند. برای اینكه من برنده شوم‌ تو باید بازنده باشی و این كار باید بدون هیچ تمایز و تفاوتی انجام گیرد. برای كوسه‌ماهی، هر نوع ماهی، دشمن به حساب می‌آید. هر ماهی یك وعده غذایی بالقوه است. شاید ما نیز این نقش را بازی كرده باشیم ‌یا حداقل در زندگی حرفه‌ای یا شخصی خود با كوسه‌هایی برخورد كرده باشیم.
دنیای سازمان‌ها و دنیایی كه ما در آن كار می‌كنیم از دیرباز دنیای كوسه‌ها تلقی می‌شود كه گاه صحبت از كاركنانی می‌شود كه برای رسیدن به مقام‌های بالا یكدیگر را می‌درند. در دنیای پررقابت امروز، حتی سازمان‌ها گاهی اوقات به طور موذیانه به سازمان‌های دیگر حمله می‌كنند. به طور خلاصه انسان‌هایی را می‌توان یافت كه كم و بیش در حال رقابت دائمی از نوع برنده- بازنده هستند.

دسته سوم: نوع دیگری از حیوانات دریایی دلفین‌ها هستند. این پستاندار آبزی بزرگ
به طور طبیعی بازیگوش و دارای روحیه همكاری است و در ارتباطات خود شیوه برنده- برنده را برگزیده است.

ادامه نوشته