حکایت : محافظت از تبلت


روزی دختر شیخ یک تبلت غوغل نکسوس​(Google nexus) ​بخرید و بر شیخ عرضه نمود.
شیخ بگفت: این تبلت که خریدی اولین کار چه کردی؟
عر​ضه​نمود: یا شیخ بر صفحه اش برچسب زدم و دور آن کاوری بس محکم قرار دادم.
شیخ فرمود: عایا کسی تورا به این کار مجبور کرد؟
- خیر
فرمود: عایا تو به شرکت غوغل توهین کردی که چنین کاوری​بر آن نهادی؟
- خیر. اتفاقا خود غوغل که آن را ساخته توصیه نماید که بر آن کاور نهیم.
- عایا چون این تبلت چیپ و درپیت است کاورش کردی؟
- خیر. بلکه چون ارزشمند است و کلی تکنولوژی صرف آن شده چنین کردم.
- عایا کاور از جمال تبلت نکاهد و به وزنش نیفزاید؟
- باکی نیست. به دوامش نیز بیفزاید.
شیخ صیحه ای بزد​ و گریبان چاک کرد​
و فرمود: پس بدان که آنکه مرا و ترا ساخته مارا به عفاف توصیه نموده است که عفاف ضمانت ماندگاریست..​. ​


«بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم» (حجر/49)

ادب در ادبیات فارسی


بدون شک در ارتباطات ميان مديران و کارکنان، استفاده از واژگان مناسب ، داستانهای آموزنده و اشعار الهام بخش بسيار تاثيرگذار است.
اگر بپذيريم واژه ها تاثيرگذار هستند و بپذيريم واژگاني که از زبان يک مدير خارج مي شوند ضريب وزني بسيار بالاتري پيدا مي کنند، در انتخاب کلمات دقت بسيار بيشتري مي کنيم.
در ادامه رويکرد توسعه فضاي يادگيري، اين ابيات را اشتراک مي گذارم، اميدوارم که مفيد و مورد استفاده واقع شود. 
 
حافظ به ادب باش كه واخواست نباشد            گر شاه پيامي به غلامي نفرستاد         حافظ

در حقايق و گنجينه ادب قفل است                 كليد فتح به كنج فنا تواني يافت      شهريار

باريابي چو بخاك در صاحب نظران                   چين دامان ادب كن خط پيشاني را      بيدل دهلوي

از بي ادبي كسي به جائي نرسيد                 درّيست ادب به هر گدائي نرسيد     خواجه عبدالله انصاري


ادامه نوشته

برنامه جلسات روزانه هیئت های تهران


هیئات هفتگی جمعه ها
نام هیئت   
سخنران
مداح
توضیحات

قائمیه شهران
سید عبدالمهدی هاشمی
امیراسکندری
بزرگراه همت غرب، شهران شمال،کوچه خداداد،کوچه شهید هرمزی، پلاک10
زمان:جمعه ها یگ ساعت قبل از اذان مغرب عشاء_زیارت آل یاسین
پیامک:09398171745

صاحب الزمان (عج)
حجت الاسلام دانش پژوه
علی اصغر مالک عباس محمدی
آدرس: منطقه 17 ، خیابان سجاد جنوبی ، کوچه اسلامی ، مسجد امیرالمونین علیه السلام
زمان:جمعه از ساعت 19:00

هیت متوسلین به شاهزاده علی اصغر(ع)
شیخ علی مرادی
حامد خمسه مجید قناعت جو
آدرس: بالاتر از میدان منیریه ،کوی راتق ، حسینیه شهدای حیدری ارام
زمان: جمعه از ساعت 20:00 سایت: www.shahzadealiasghar.com
پیامک: 30005700000000

به علت محدودیتهای بلاگفا امکان درج کامل لیست فراهم نشد . لطفا به آدرس لینک ذیل مراجعه فرمائید .

منبع :http://aghigh.ir/fa/news/1488


با این سه نفر مشورت نکنید


زندگی جمعی مستلزم شور ومشورت با یکدیگر است و کسانی موفق ترند که از مشورت دیگران بهره می برند.
تسنیم: شور ومشورت در کوچکترین امور زندگی با اعضای خانواده تا تصمیم گیری در امور اداری و حتی سیاسی و اجتماعی در سطوح مختلف مورد سفارش واقع شده چرا که تجربه ثابت کرده  تصمیمات حاصل از تفکر جمعی عمدتا به نتایج مثبتی نیز می انجامد.

امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام از مشورت کردن با سه گروه نهی فرموده اند.

ایشان می فرمایند:
بخیل را در مشورت کردن دخالت مده ،که تو را از نیکوکاری باز می دارد و از تنگدستی می ترساند
ترسو را در مشورت کردن دخالت نده که در انجام کارها روحیه تو را سست می کند
حریص را در مشورت کردن دخالت نده ،که حرص را با ستمکاری در نظرت زینت می دهد.

همانا بخل و ترس و حرص ،غرائز گوناگونی هستند که ریشه آنها بدگمانی به خدای بزرگ است.

(بخشی از نامه 53 نهج البلاغه/ترجمه مرحوم دشتی)

منبع : http://www.fardanews.com/fa/news/291112


چرا پیامبر خدا آن همه زن داشته؟


يكى ديگر از اعتراضاتى كه (از سوى كليسا) بر مسأله تعدد زوجات رسول خدا (ص) شده اين است كه (اصحاب كليسا) گفته ‏اند: تعدد زوجات جز حرص در شهوترانى و بى طاقتى در برابر طغيان شهوت هيچ انگيزه ديگرى ندارد و رسول خدا (ص) براى همين جهت تعدد زوجات را براى امتش تجويز كرد و حتى خودش به آن مقدارى كه براى امت خود تجويز نموده (چهار همسر) اكتفاء ننموده و عدد همسرانش را به نه نفر رسانيد.(1)

اين مساله به آيات متفرقه زيادى از قرآن كريم ارتباط پيدا می كند كه اگر ما بخواهيم بحث مفصلى كه همه جهات مساله را فرا گيرد آغاز كنيم، على القاعده بايد اين بحث را در تفسير يك يك آن آيات بياوريم و به همين جهت گفتگوى مفصل را به محل مناسب خود می گذاريم و در اينجا بطور اجمال اشاره ‏اى می‏ نمائيم:

ابتدا لازم است كه نظر ايراد و اشكال‎كننده را به اين نكته معطوف بداريم كه تعدد زوجات رسول خدا (ص) به اين سادگی ها كه آنان خيال كرده‏ اند نبوده و انگيزه آن جناب از اين كار زياده‎روى در زن دوستى و شهوترانى نبوده است، بلكه در طول زندگى و حياتش هر يك از زنان را كه اختيار می ‏كرده، به طرز خاصى بوده است.

اولين ازدواج آن حضرت با خديجه كبرا عليها‎السلام بوده، و حدود بيست سال و اندى از عمر شريفش را (كه تقريبا يك ثلث از عمر آن جناب است) تنها با اين يك همسر گذراند و به او اكتفاء نمود، كه سيزده سال از اين مدت بعد از نبوت و قبل از هجرتش از مكه به مدينه بوده.

آن گاه -در حالى كه- هيچ همسرى نداشت، از مكه به مدينه هجرت نموده و به نشر دعوت و اعلاى كلمه دين پرداخت و آن گاه با زنانى كه بعضى از آنها باكره و بعضى بيوه و همچنين بعضى جوان و بعضى ديگر عجوز و سالخورده بودند ازدواج كرد و همه اين ازدواج ‏ها در مدت نزديك به ده سال انجام شد و پس از اين چند ازدواج، همه زنان بر آن جناب تحريم شد، مگر همان چند نفرى كه در حباله نكاحش بودند. و معلوم است كه چنين عملى با اين خصوصيات ممكن نيست با انگيزه عشق به زن توجيه شود، چون نزديكى و معاشرت با اينگونه زنان آن هم در اواخر عمر و آن هم از كسى كه در اوان عمرش ولع و عطشى براى اين كار نداشته، نمیتواند انگيزه آن باشد.


ادامه نوشته

پانزده توصيه حاج محمد اسماعيل دولابي براي زندگي مومنانه


۱.هر وقت در زندگي ات گيري پيش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتي که راهم را بستي؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته يار است.

۲. زيارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زيارت بعد، نماز بعد، ذ کر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدي برسان. اگر اين کار را بکني، دائمي مي شود؛ دائم در زيارت و نماز و ذکر و عبادت خواهي بود.

۳. اگر غلام خانه زادي پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزي غصه دار شود و بگويد فردا من چه بخورم؟ اين توهين به صاحبش است و با اين غصه خوردن صاحبش را اذيت مي کند. بعد از عمري روزي خدا را خوردن، جا ندارد براي روزي فردايمان غصه دار و نگران باشيم.

۴. گذشته که گذشت و نيست، آينده هم که نيامده و نيست.غصه ها مال گذشته و آينده است. حالا که گذشته و آينده نيست، پس چه غصه اي؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.

۵. موت را که بپذيري، همه غم و غصه ها مي رود و بي اثر مي شود. وقتي با حضرت عزرائيل رفيق شوي، غصه هايت کم مي شود. آمادگي موت خوب است، نه زود مردن. بعد از اين آمادگي، عمر دنيا بسيار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنيا را در نظر کوچک مي کند و آخرت را بزرگ. حضرت امير عليه السلام فرمود: يک ساعت آخرت را به همه دنيا نمي دهم. آمادگي بايد داشت، نه عجله براي مردن.


ادامه نوشته

منشور اخلاقي دولت تدبير و اميد


1- خداوند را در همه حالات ناظر بر اعمال و رفتار خويش و مسئوليت را امانتي الهي بدانم.

2- همه آحاد مردم ايران را از همه اقوام و مذاهب الهي و بدون توجه به تفاوت‌هاي فردي، جنسيتي و گروهي، محترم بشمارم و از حقوق، حريم خصوصي، حيثيت و شرافت آنان پاسداري کنم و در استفاده از تمام سرمايه‌هاي انساني کشور بکوشم.

3- هدف اول من تامين مصالح پايدار نظام جمهوري اسلامي ايران باشد و در صورتي که بين منافع فردي حزبي، سازماني، قومي و حرفه‌اي من با مصالح ملي تضادي باشد، از منافع خود بگذرم و مصالح ملي را مبناي تصميم قرار دهم؛ در تمام تصميمات و اقدامات خود، سياست‌هاي کلي نظام (ابلاغ شده توسط مقام معظم رهبري)، برنامه‌هاي توسعه، قوانين و اولويت‌هاي اعلام شده از طرف رييس‌جمهور را مد نظر قرار دهم.

4- انديشه‌ام در مدار اعتدال، تصميماتم بر مبناي تدبير و رفتارم در چارچوب قانون باشد و از تندروي، شتاب‌زدگي و خودسري بپرهيزم.

5- همواره از دروغ بپرهيزم؛ به شعور و افکار عمومي احترام بگذارم؛ از دست‌کاري در اطلاعات و يا ارايه اطلاعات به گونه‌اي که موجب فريب ديگران به ويژه مسئولان عالي نظام شود به شدت پرهيز کنم؛ به عنوان امين نظام جمهوري اسلامي، اطلاعات و اسرار نظام را حفظ نمايم؛ چه در زمان مسئوليت و چه بعد از آن رازدار باشم.


ادامه نوشته

خداقوت فرمانده...


داشتم رو روتوش تصویر حاجی کار میکردم ، پدر اومد کنارم نشست. متوجه تصویر سردار که شد به شوخی گفت :**قاسم لودر دزد...**

بعدشم گفت جای خسته نباشید بنویس خداقوت.(از طرف من) آخه با هم همرزم بودن. نفهمیدم منظورش از"** لودر دزد**" چیه تا اینکه چند دقیقه پیش یه سرچ تو گوگل کردم و به یه ماجرا از زبان "سید علیرضا میرکمالی" یکی از رزمندگان استان کرمان برخوردم ، شرحش رو اینجا قرار میدم:

در منطقهٔ عملیاتی جنوب پاسگاه زید، یک دستگاه لورد کاواساکی، بعد از عملیات رمضان به دلیل اصابت ترکش به سرسیلندرش از کار افتاده بود. با همّت و شجاعت بچّه های مهندسی رزمی لشکر 41 ثارالله کرمان، که بنده هم عضو آن واحد بودم،لودر به غنیمت گرفته شد. با توجّه به کمبود دستگاه های سنگین جهادی و راه سازی در آن زمان، داشتن یک دستگاه لودر باعث افتخار محسوب می گردید، آن هم اگر جزء غنائم جنگی می بود. این لودر داخل یک سنگر روبروی خطّ مقدّم عراق و در دید مستقیم نیروهای آن ها قرار داشت. به محض این که هوا تاریک می شد؛ بچّه ها اوایل شب در آن هوای تاریکِ تاریک، که دید دشمن کم بود، همراه با گروه تأمین از خاکریز حرکت می کردند و خودشان را به سنگری که لودر در آن جا بود، می رساندند.


ادامه نوشته

تحریم؛ چیستی و چگونگی اعتراض


ایرانیان همواره به وضعیت حال خود منتقدند؛ زیرا بر این تصورند که جایگاه بایسته و شایسته آنان در سطح محلی، ملی، منطقه‌ای و جهانی با آنچه که باید باشد، فاصله زیادی دارد. آنها بر این باورند که ظرفیت‌ها و قابلیت‌های این کشور بسیار فراتر از عملکردهای فعلی جامعه و حکومت ایرانی است.
جامعه ایران مانند دیگر جوامع با تمدن و تاریخ طولانی، دارای روابط پیچیده و چند لایه‌ای در درون اجتماع است. دو موضوع عمده در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در 1392 برای مردم ایران برجسته شد. دلیل برجسته شدن این دو موضوع، سلسله تحولات ایران از 200 سال پیش تاکنون، خصوصا هرم قدرت در پس از انقلاب و به‌ویژه دگرگونی‌های جامعه ایرانی در سال‌های اخیر است.  دو موضوع عمده عبارتند از:
1- مساله روابط ایران و آمریکا و موضوعات وابسته به آن خصوصا تحریم‌ها علیه ایران
2-مساله روابط دولت و مردم در جامعه ایران
در مساله اول مهم‌ترین چالش، موضوع هسته‌ای ایران است. در مورد سیاست‌های هسته‌ای، از گذشته دو نظر وجود داشته است. نظر اول می‌گوید که در بخش هسته‌ای باید در برابر غرب مقاومت کرد؛ چون اگر مقاومت صورت نگیرد و به یک مصالحه با غرب برسیم، بلافاصله غرب موضوع حقوق بشر را پیش خواهد کشید. اگر مساله حقوق بشر بتواند حل شود، مساله تروریسم جهانی جلو خواهد آمد. یعنی غرب هیچ‌گاه بدون مساله با ایران نخواهد بود، همان‌طور که در پیش و پس از انقلاب این چنین بوده است. بنابراین چه خوب است که همین جا یعنی در موضوع هسته‌ای محکم بایستیم و به جایی نرسیم که مانند شاه مجبور باشیم درهای زندان اوین را به سوی هیات‌های خارجی بگشاییم. نظریه دوم می‌گوید که فناوری هسته‌ای در سطح کاربردی آن اکنون برای ایران میسر است. پس می‌توان با غرب به مذاکره نشست و مصالحه کرد و کشور را از تحریم‌ها بیرون برد.


ادامه نوشته

حکایت :  حکیم و شاهزاده


در زمان قدیم در همسایه ایران کشوری بود که با ایرانیان رفت وآمد می کردند و در همه ی امور با یکدیگر مبادله داشتند. شغل اکثر آنان ماهیگیری و تجارت بود اما روابط خوبی بین دو پادشاه وجود نداشت در یکی از این روزها فرزند شاه همسایه مریض می شود و شاه دستور می دهد که حکیمی با تجربه به بالین شاهزاده بیاورند تا او را معالجه نماید. از این رو غلام دربار را دنبال حکیم فرستادند وقتی که حکیم دربار،شاهزاده را معالجه کرد گفت: بیماری او ناشناخته است و از دست من کاری بر نمی آید.

شاه که خشمگین شده بود دست به شمشیر برد و به حکیم گفت یا فرزندم را معالجه می کنی یا تو را لب تیغ می گذاریم.حکیم که مرد عاقل وفهمیده بود به شاه گفت قربان هیچ کس نمیتواند فرزند شما را معالجه کند مگر یک نفر که او یک پزشک ایرانیست به نام ابوعلی سینا و با اینکه او سن بسیار کمی دارد اما مطمئنم که فقط او می تواند شاهزاده را نجات دهد.من مدتی در مکتب او درس خواندم و می دانم چه قدر داناست و با چشم خودم معجزات او را دیدم. سپس شاه دستور داد به هر قیمتی بایستی او را به اینجا بیاورید و ازاین رو به غلام دستور داد که هر چه زودتر به ایران رفته و او را به اینجا بیاورد.غلام به دستور شاه صبح زود دروازه ی شهر را به سوی کشور ایران ترک می نماید و پس از چند روز سفر سخت به منزل ابوعلی سینا می رسد


ادامه نوشته

حکایت : معجزه بسم الله


در شأن و منزلت بسم الله همین بس که به فرموده امیرالمومنین علی بن ابیطالب سلام الله علیه، اسرار کلام خداوند در قرآن است و اسرار قرآن در سوره فاتحه و اسرار فاتحه در "بسم الله الرحمن الرحیم" نهفته است.
تسنیم: گویند مردی بود منافق اما زنی داشت مومن و متدین.این زن تمام کارهایش را با "بسم الله" آغاز می کرد. شوهرش از توسل جستن او به این نام مبارک بسیار غضبناک می شد و سعی می کرد که او را از این عادت منصرف کند.

روزی کیسه ای پر از طلا به زن داد تا آن را به عنوان امانت نکه دارد زن آن را گرفت و با گفتن " بسم الله الرحمن الرحیم" در پارچه ای پیچید و با " بسم الله " آن را در گوشه ای از خانه پنهان کرد، شوهرش مخفیانه آن طلا را دزدید و به دریا انداخت تا همسرش را محکوم و خجالت زده کند و "بسم الله" را بی ارزش جلوه دهد.

وی بعد از این کاربه مغازه خود رفت. در بین روز صیادی دو ماهی را برای فروش آورد آن مرد ماهی ها را خرید و به منزل فرستاد تا زنش آن را برای نهار آماده سازد.

زن وقتی شکم یکی از آن دو ماهی را پاره کرد دید همان کیسه طلا که پنهان کرده بود درون شکم یکی از ماهی هاست آن را برداشت و با گفتن "بسم الله" در مکان اول خود گذاشت. شوهر به خانه برگشت و کیسه زر را طلب کرد. زن مومنه فورا با گفتن "بسم الله" از جای برخاست و کیسه زر را آورد شوهرش خیلی تعجب کرد و سجده شکر الهی را به جا آورد و از جمله مومنین و متقین گردید.[خزینةالجواهر ص 612]

منبع : http://www.fardanews.com/fa/news/288956


آخرین سفارش‌های امام علی(ع) به شیعیان


اى حسن! من تو را و تمام فرزندان و خاندانم و هر کسى‏ که این وصیتنامه به او برسد، به تقوا و ترس از خداوندى که پروردگار شماست، سفارش مى‏ کنم و باید نمیرید جز اینکه مسلمان باشید و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید، زیرا به راستى من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که مى‏ فرمود: اصلاح دادن میان مردمان از همه نماز و روزه بهتر است و آنچه دین را تباه ساخته و از بین مى‌‏برد، افساد میان مردمان است، ولا قوه الا بالله العلى العظیم [نیرویى جز به وسیله خداى بزرگ نیست].
جام نیوز: امیرالمومنین علیه السلام: با مردم به نیکى سخن بگویید، همان گونه که خدا فرمود. امر به معروف و نهى از منکر را ترک مکنید که رشته کار از دست شما بیرون شود، آنگاه هر چه دعا کنید و از خداوند دفع شر خواهید، پذیرفته نشود و به اجابت نرسد.


ادامه نوشته

چگونه برای یک کشور بازاریابی کنیم؟؛ بازاریابی خلاقانه در گردشگری


خستگی‌ها و کسالت‌های ناشی از روزمرگی و یکنواختی از جمله موانع حرکت آدمی به سمت رشد و تعالی هستند. پیشرفت‌های صنعتی و فنی، هویت انسانی را کمرنگ ساخته و استرس‌ها و تنش‌های عصبی ارمغان عصر جدید بشمار میروند. سفر و گردشگری را می‌توان پادزهر روزمرگی و راهی برای درمان بیماریهای بشر دانست. سفر به غیر از آثار نشاط بخش و تجارب عبرت‌آموز، می‌تواند به ما در یافتن استعدادها و نقاط قوت و ضعفمان یاری رساند.

از طرفی صنعت گردشگری که با عنوان صنعت بدون دود شناخته میشود یکی از برجسته‌ترین و پربازده‌ترین فعالیتهای فرهنگی و اقتصادی در دنیا است که می‌تواند ارزش افزوده‌ی بالایی تولید کند. توریسم مولفه‌ای حیاتی در بهینه سازی و تنظیم موازنه بازرگانی بوده و نقش مهمی در تولید ناخالص ملی کشورها ایفا می‌کند. گردشگری نقش مهمی در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها ایفا می کند. توسعه گردشگری یکی از روش های نسبتا کم هزینه برای ایجاد اشتغال است و همین امر موجب آن شده که توریسم یکی از بزرگ ترین کارفرمایان جهانی باشد؛ اگر نگوییم که بزرگ ترین است. ایجاد همبستگی و صلح جهانی و نیز وفاق ملی، تقویت روحیه و شکوفایی استعدادها را نیز می توان از جمله آثار مثبت اجتماعی آن برشمرد.

درست همانند یک تکه جواهر قیمتی یا هر چیز دیگری، کشورها نیز باید برای خود بازاریابی کنند. کشورها (مقاصد گردشگری) را می‌توان از یک بعد به عنوان محصولی در نظر گرفت که گردشگران مخاطب هدف آن بوده و فروش غایت آن به شمار می‌رود. لذا اگر دولتها بر آن هستند تا از منافع متعدد ورود توریست به کشور خود بهره‌برداری کنند، میبایست با یک برنامه جامع بازاریابی و انجام تحقیقات بازاریابی و تحلیل‌های مورد نیاز، جریان ورود بازدیدکنندگان را حفظ و ارتقا دهند.


ادامه نوشته

چهل وپنج جمله مدیریتی از چهل وپنج کتاب مدیریت



1- اجرا بزرگ‌ترین مساله ی مطرح نشده در مدیریت امروز است و نبود آن بزرگ‌ترین مانع موفقیت و بیش‌تر ناکامی‌هایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته می‌شود.

2- شرکت‌هایی که برای کارهای درست وقف شده‌اند و برای مسوولیت‌های اجتماعی خود تعهدنامه‌ای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آن‌ها‌یی هستند که این کارها را نمی‌کنند. …

3-به جای پرداختن به برنامهء استراتژیک, به تفکر و ایده‌های استراتژیک روی آورید.

4-در بازاریابی نوین )بازاردانی(به جای داشتن سبد محصولات باید به داشتن سبد مشتریان توجه داشت.

5- رمز برد و پیروزی روشن است: بکوشیم تا در یک زمینه دوبار بازنده نشویم.

6- انسان در بازی گاهی می‌برد و گاهی چیز یاد می‌گیرد.

7- هنر بازاریابی امروز بلکه اسکیمو را به عنوان یک مشتری خشنود همواره در کنار داشتن است.

8- مشتریان زبان گویایی دارند, اگر بی‌واسطه با آن‌ها در ارتباط بوده و گوشی شنوا داشته باشیم می‌توان از ایشان چیزهای زیادی یاد گرفت.

9- مسیر ناهموار تحوی باید به‌کوشش خود مدیر پیموده شود, زیرا تحوی چیزی نیست که مدیر فرمان دهد و دیگران اجرا کنند.

10- به جای شغل, در پی مشتری باشید, اگر انسان بتواند محصولی عرضه کند که خواهان داشته باشد, از بیکاری نجات‌یافته است.

11- دنیا را دوگونه می‌توان تغییر داد: با قلم(کاربست اندیشه) و با شمشیر (کاربست زور)


ادامه نوشته

ده خصلتی که عقل را کامل می‌کند


عقل شخص مسلمان تمام نيست، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد.
فرهنگ نیوز: امام علی بن موسی الرضا المرتضی(ع) در حدیثی گهربار ده خصلت و نشانه کامل بودن عقل را بیان فرموده‌اند.

امام هشتم حضرت رضا(ع) فرمودند:
عقل شخص مسلمان تمام نيست، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد:

۱ـ از او اميد خير باشد
۲ـ مردم از بدى او در امان باشند
۳ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد
۴ـ خير بسيار خود را اندك شمارد
۵ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود


ادامه نوشته

مراقب این مدل «دوستت دارم» باشیم


- زبان آدم که خوب بشود اخلاق آدم هم خوب می​شود اگر یک کلماتی که خوب نیست و انسان خوشش نمی​آید که بشنود رااز گنجینه لغاتتان حذف کنید و اصلا بر زبان جاری نکنید به همان اندازه اخلاقتان بهتر می​شود، شادی تان بیشتر می​شود و تهذیب نفس می​شوید.


- هر شب خودتان را محاکمه کنید که آیا امروز یک کاری کردید که دل کسی شاد بشود و نفع شخصی نداشته باشد و صرفا بخاطر دل دیگری بوده باشد آیا یک لبخندی زدید و یا محبتی کردید که دل کسی را گرم کرده باشید و یا دستی برای کمکی دراز کردید که صرفا بخاطر خدا بوده باشد.

- ان الله غنی عن العالمین در اصل ناز خداوند است، و ناز برای این می​کنند که ببینند طرف چقدر خریدار است ناز می​کنند که یک عده ای که مدعی اند بگذارند و بروند.

- دوست داشتن را باید دید از چه نوع دوست داشتنی است، آیا مانند شیر است که آهو دوست دارد و گربه که موش دوست دارد، باید دید وقتی کسی می​گوید دوستت دارم آیا معنی اش این است که می​خواهد ما را خرج خودش کند و ما را بخورد و ما را به مصرف خودش برساند یا دوستت دارم به این معنی است که تو دوست من هستی و خاطرت پیش من عزیز است و اگر کاری داشتی برایت انجام می​دهم اگر بیمار شدی تاصبح برای تو بیدار می​مانم.

- اصل افطار ما سخن پروردگار ماست یاد خدا بهترین غذاست غذای روح ما، غذای جان ما یاد پروردگار و جمال پروردگارمان است اگر او را دیدید (آن وقت) افطار است تا او را ندیدید خودتان را روزه بدانید.

- بیشتر مردم به خاطر کارهای بد دیگران عصبانی می​شوند و چون یک آدم جاهلی چیزی نفهمیده عصبانی می​شوند در صورتیکه هر وقت خودتان کار بدی کردید باید عصبانی شوید.


ادامه نوشته

نامه حجت‌الاسلام قرائتی به اهل سیاست


حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در نامه‌ای خطاب به اهل سیاست می‌گوید: هدفم این است که با خواندن چند صفحه، عزیزان را به وجود صدها آیه سیاسی در قرآن راهنمایی کنم و اگر کسانی فرصت خواندن آن کتاب را ندارند، از خواندن این چند آیه محروم نشوند. این نامه پاسخی است به طرفداران فکر سکولار که می‌گویند: دین مربوط به مسائل شخصی، عبادی و معنوی است؛ پاسخی است به کسانی که می گویند: دین از سیاست جداست؛ پاسخی است به مقدسین متحجر که به عبادات شخصی دلخوشند. متن کامل این نامه به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
«الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»
در بهار قرآن سال 92 کتاب «سیمای سیاست در قرآن» برگرفته از تفسیر نور از چاپ خارج شد. به نظرم آمد، بعد از 40 سال معلمی و تبلیغ که نامه های متعددی برای گروه های خاص نوشته ام، در آستانه شب قدر و شب نزول قرآن، یک نامه برای عموم فرهیختگان به ویژه سیاسیون بنویسم.
هدفم این است که با خواندن چند صفحه، عزیزان را به وجود صدها آیه سیاسی در قرآن راهنمایی کنم و اگر کسانی فرصت خواندن آن کتاب را ندارند، از خواندن این چند آیه محروم نشوند.
این نامه پاسخی است به طرفداران فکر سکولار که می گویند: دین مربوط به مسائل شخصی، عبادی و معنوی است.
پاسخی است به کسانی که می گویند: دین از سیاست جداست.
پاسخی است به مقدسین متحجر که به عبادات شخصی دلخوشند.امید است این چند سطر برای خواننده عزیز یک پیام و الهام الهی برای متن قرار دادن قرآن و نهج البلاغه در مسائل سیاسی باشد تا از خودباختگی و تقلید کورکورانه از سیاست های غیر الهی و غیر اولیائی دوری کنیم و در جهان امروز با نگاه عقلانی و وحیانی، الگوی دیگران باشیم؛ چنانکه که قرآن یکی از دعاهای "عباد الرحمن" را این می داند که از خدا می خواهند الگوی صالحان باشند: " و اجعلنا للمتقین اماماً"(فرقان/74).


ادامه نوشته

حکایت :  سنگ تراش


روزي سنگ تراشي كه از كار خود ناراضي بود و احساس حقارت مي كرد؛
 از نزديكي خانه بازرگاني رد مي شد در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوكران بازرگان را ديد و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت : اين بازرگان چقدر قدرتمند است و آرزو كرد مانند بازرگان باشد.در يك لحظه، او تبديل به بازرگاني با جاه و جلال شد.

 تا مدت ها فكر مي كرد كه از همه قدرتمندتر است. 

تا اين كه يك روز حاكم شهر از آنجا عبور كرد، او ديد كه همه مردم به حاكم احترام مي گذارند حتي بازرگان.مرد با خودش فكر كرد: كاش من هم يك حاكم بودم، آن وقت از همه قوي‌تر مي‌شدم.
در همان لحظه او تبديل به حاكم مقتدر شهر شد. در حالي كه روي تخت‌رواني نشسته بود همه مردم به او تعظيم مي‌كردند.


ادامه نوشته

پاسخ‌های صریح روحانی به سوال‌‌های ویژه


اگر بخواهید نسل جوان دوران خودتان را توصیف کنید، چگونه توصیف می‌کنید؟ جوان‌های آن موقع چطوری جوانی می‌کردند؟ فرق جوانی کردن آن موقع با الان چیست؟
می‌دانید که مفهومی مثل جوانی و جوانی کردن، همواره محتوای یکسانی نداشته و با شرایط زمانی تغییر کرده است. جوانی کردن تابع شرایط زمانی، امکانات هر دوره و ابزارهایی است که در اختیار افراد قرار می‌گیرد. در دوره‌ای که جوانی من گذشت، امکانات و ابزارهای امروز و البته برخی مشکلات امروز وجود نداشت. احساس کلی نسل من این است که هزینه زندگی خیلی پایین‌تر بود و افراد راحت‌تر می‌توانستند به خواسته‌های جوانی نظیر شغل یا ازدواج دسترسی پیدا کنند.

برخی در مورد جوانان نسل چهارم امروز (دهه هفتادی‌ها) می‌گویند که جوان‌هایی سطحی و بی‌خیال و بی‌ریشه‌اند. شما چقدر به این اتهام یا توصیف نسلی باور دارید؟ نوه‌های شما هم ظاهرا باید در همین سن و سال باشند. آن‌ها را چگونه می‌بینید؟
من فکر می‌کنم سرعت تغییرات جهان و به دنبال آن تغییر دیدگاه‌های افراد در نسل‌های مختلف چنان زیاد شده است که نسل قبلی خیلی از آرمان‌ها و آرزوهای نسل جدید را نمی‌فهمد. در دنیای جدید همه نسل‌های قدیمی‌تر از نسل جدید ناراضی‌ و شاکی‌اند. تفاوت داشتن دو نسل به معنای بی‌ریشگی نسل جدید نیست. برای مثال، نسل جدید دنبال آزادی، عدالت، سرافرازی بیشتر در جهان، پیشرفت فنی و علمی، وضع اقتصادی بهتر و بسیاری از آرمان‌هایی است که در سال‌های دولت اصلاحات بیشتر می‌شد بروز آن‌ها را دید. کدام یک از این‌ها نشان بی‌ریشگی است؟ هیچ‌کدام.


ادامه نوشته

مورد کاوی : معنویت سازمانی


مهندس بابک رشیدی لیسانس مهندسی صنایعش را که از دانشگاه امیر کبیر گرفت در مدیریت امور اداری وزارت بهداشت و درمان استخدام شد. ماه آینده ، سابقه خدتمش 2 سال می شود. او فرزند یگ سرگرد خلبان نیروی هوایی ارتش است که در سالهای ابتدای جنگ، هواپیمایش مورد اصابت قرار گرفت و در پرش ناموفق از کابین به شهادت رسید ...

آنچه او درباره پدرش می داند حرفهایی است که از مادرش و «این» و «آن» شنیده است. تصویری که او از پدرش در خیال خود دارد  چند بار خداحافظی های آخری اوست. آنگاه که مادرش  پدرش را از زیر قرآن رد می کرد و پشت سر او آب می پاشید و او می گریست..
 بابک در آن سالهای پیش از دبستان ،نمی دانست چرا بعد از خداحافظی پدر، مادرش اشک ریزان پشت پنجره می ایستاد و مدتی بعد که صدای غرش هواپیما در فضا پخش می شد، دستهایش را به هوا می کرد و می گفت «ای خدای آسمان ها و زمین ، پرنده آمد، به خاطر بابک به لانه برش گردان»

شهادت پدر
 آخرین خاطره دیگری که مهندس رشیدی دارد مربوط به روزی است که همسایه ها و مردان ارتشی  دور تابوتی  پیچیده شده  به یک پرچم جمع شده بودند و از لای جمعیت چهره آرام پدرش را توی آن جعبه دید....

آن روز همه او را می بوسیدند و بغل می گرفتند. بعدها فهمید آن روز چرا همه اینقدر مهربان بودند و جواب  های مادرش را در پاسخ پرسش او که بابا را کجا  می برند چه معنایی دارد. در آن روز بارانی مادرش در میان آه و اشک می گفت : . بابک ، پدرت  رابه آسمان ها می برند...


ادامه نوشته

نامه دردمندانه قرائتی درباره مهجوریت قرآن


طبق معمول هر سال همین كه به ماه رمضان نزدیك می شویم دقایقی از وقت شما را راجع به مهمترین مسئله می گیرم و از اینكه كار قرآن به جایی رسیده كه باید مثل من این حرفها را بزند (كه از دهانم بزرگتر است) شرمنده ام.

1. آیا می دانید كه در همه مساجد در شب قدر دعای شریف جوشن كبیر و عزاداری و مراسم قرآن سر گرفتن بحمدالله برگزار می شود اما چرا در شب قدر كه شب نزول قرآن است تفسیر رنگی ندارد؟

2. آیا می دانید سرگرم شدن به چاپ و صوت و تجوید و ظاهر قرآن بیش از توجه به محتوای قرآن است؟

3. آیا می دانید به ما دستور داده اند كه هر گاه فتنه های زیاد مانند پاره هایی از شب تار به شما روی آورد به قرآن پناه ببرید؟ (فَإِذَا الْتَبَسَتْ‏ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّع)‏

4. آیا می دانید بعضی به اسم این كه دین از سیاست جداست به صدها آیه سیاسی بی توجهی می كنند؟

5. آیا می دانید آن مقدار كه در متون آموزش و پرورش و دانشگاه كلمات عربی را تزریق می كنند كارساز نیست و فارغ التحصیلان ما نمی توانند اكثرا یك صفحه قرآن را بی غلط بخوانند؟


ادامه نوشته

یــاد نــیـــک


هر که از ما کند به نیکی یاد      
یادش اندر جهان به نیکی باد
  مولانا

اگر کسی در حق کسی نیک گوید ، آن خیر و نیکی به وی عاید می شود . و در حقیقت ، آن ثنا و حمد به خود می گوید . نظیر آن چنان باشد که کسی گرد خانه خود گلستان و ریحان کارد ، هر باری که نظر کند ، گل و ریحان بیند ، او دایماً در بهشت باشد . چون خو کرد به خیر گفتن مردمان ، چون به خیر یکی مشغول شد ، آن کس محبوب وی شد ، و چون از ویش یاد آید ، محبوب را یاد آورده باشد. و یاد آوردن محبوب گل و گلستان است و روح و راحت است و چون بد یکی گفت آن کس در نظر او مبغوض شد


ادامه نوشته

حکایت :  امانت داری


یک روز کاروانی شگرف می‌آمد و یاران او کاروان گوش می‌داشتند. مردی در میان کاروان بود، آواز دزدان شنوده بود. دزدان را بدید. بدره زر داشت تدبیری می‌کرد که این را پنهان کند، با خویشتن گفت بروم و این بدره را پنهان کنم تا اگر کاروان بزنند، این بضاعت سازم. چون از راه یکسو شد، خیمه فضیل بدید. به نزدیک خیمه او را دید بر صورت و جامعه زاهدان، شاد شد و آن بدره به امانت بدو سپرد. فضیل گفت برو در آن کنج خیمه بنه. مرد چنان کرد و بازگشت به کاروان. گاه رسید کاروان زده بودند، همه کالاها برده و مردمان بسته و افکنده. همه را دست بگشاد و چیزی که باقی بود جمع کردند و برفتند. آن مرد به نزدیک فضیل آمد تا بدره بستاند. او را با دزدان نشسته و کالاها قسمت می‌کردند. مرد چون چنان بدید گفت بدره زر خویش به دزد دادم.


ادامه نوشته

سیمای بهلول عاقل


...و راه او شیوه‌ای دیگر در دفاع از ولایت و گریز از دوزخ در زمانه بیداد و ستم بود. در شهر کوفه دیده به جهان گشود و آرام‌آرام چنان دیگر مردان حق راه سعادت پیمود. کوفه زادگاه فرزانگانی بی‌شمار و رادمردانی فرهیخته بود که در پرتو انوار هدایت و امامت تشیع نورافشانی می‌‌کردند. آن دیار، جنب و جوش مردان بزرگی را به یاد دارد که هر یک افتخارانی فراموش ناشدنی در راه حقیقت خلق کردند و اینک نیز به تماشای یکی از آن مردان خدایی می‌‌نشینیم.

پدرش که عموی هارون الرشید خلیفه عباسی بود، «عمرو» نام داشت. عمرو کوفی فرزندی داشت که نامش را «وهب» نهاده بود و کنیه‌اش «ابووهب» نام گرفت. اما این فرزند خوشنام کوفی در میان مردم به «بهلول» معروف شده بود. آری، «بهلول عاقل» همان مردی است که برخی دشمنان کم خرد، وی را «بهلول دیوانه» نام نهاده بودند.

دل آن عاقل اندیشمند، به رغم این که خود از عباسیان به شمارمی‌‌رفت، همچون برخی دیگر از کوفیان حق‌طلب، جلوه‌گاه نور ولایت و تشیع گردید. در آن زمان، امام صادق علیه‌السلام از شهر مدینه نورافشانی می‌‌کرد و هدایت امت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را بر عهده داشت. کوفه نیز یکی از آن شهرهایی بود که مردان بسیاری از آن برخاسته با حرکت به سوی مدینه، چونان پروانه‌های عاشق بر گرد صادق آل محمد علیه‌السلام می‌‌چرخیدند.

در عصر امام صادق علیه‌السلام
بهلول کوفی نیز بسان دیگر همشهریان خویش، در جرگه این عاشقان درآمده و در زمره شاگردان خاص آن خورشید صداقت جای گرفت. علامه شهید قاضی نورالله شوشتری با استناد به کتاب «تاریخ گزیده» پس از بیان مطالب فوق آورده است: «او (بهلول) در زمره متقیان عصر خویش قرار داشت».


ادامه نوشته

كميل بن زياد نخعي، انيس آفتاب


او، كميل بن زياد نَخَعي است كه نسبش با نُه واسطه به «جسر بن عمرو»، بنيانگذار طايفه «نَخَع» مي‌رسد.[۱] نَخَعيان، گروهي بزرگ و منشعب از قبيله «مذحج» بودند كه قبل از اسلام در سرزمين «بيشه»[۲] و پس از آن در كوفه روزگار مي‌گذراندند. جمع زيادي از بزرگان و دانشمندان دنياي اسلام چون: علقمة بن قيس و مالك اشتر، صحابي امام علي عليه السلام، نخعي بوده‌اند.[۳]

سپيده
از زمان دقيق تولد كميل، اطلاعي در دست نيست؛ ولي با توجه به اين كه وي در سال 83 هجري (زمان شهادت) 90 بهار از عمرش مي‌گذشته، مي‌توان تولد او را 7 سال قبل از هجرت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم؛ يعني سال پنجم بعثت دانست. بنابراين، كميل در سال هجرت، هفت سال داشته است.

با قبيله ابرار
بيشتر رجال شناسان، كميل را «تابعي»[۴] معرفي نموده و صحابه‌نگاران رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم نيز نامي از وي به ميان نياورده‌اند؛ ولي از آن جا كه او بخشي از دوران جواني خود را در حيات پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم گذرانده، صحابي بودن وي با گمان قوي همراه است؛ چرا كه طبق آنچه برآورد نموديم، در زمان رحلت آن حضرت، كميل 18 سال داشته است.


ادامه نوشته

ابوحمزه ثمالى، لقمان روزگار


ابوحمزه ثمالى[۱] كوفى يكى از چهره‌هاى معروف و درخشان عرفانى و معنوى شيعه است. انسان‌هاى مومن و خداجو زمزمه‌هاى عاشقانه امام سجاد علیه السلام در شب‌هاى ماه مبارك رمضان را به واسطه او دريافته‌اند. بيشتر اشخاصى كه در شب‌هاى ماه مبارك رمضان با خداوند متعال نجوا می‌‌كنند با نام و ياد اين شخصيت فرزانه مأنوسند.

ابوحمزه ثمالى شيعه مخلصى است كه رئيس مذهب شيعه او را مايه آرامش خود دانست. او دانشمندى فرزانه است كه محضر چهار امام معصوم عليهم‌السلام را درك كرد و از چشمه عرفان و معنويت آن‌ها جرعه‌ها نوشيد. ابوحمزه هدايتگرى روشن ضمير بود كه در عصر خويش رهبرى شيعيان كوفه را به عهده گرفته بود. و مردم را با معارف اهل بيت عليهم‌السلام آشنا می‌‌كرد.

وى در علم حديث و تفسير به مراتب عالى دست يافته بود. تلاش او براى كسب حكمت و معرفت به حدى رسيد كه پيشواى هشتم وى را «لقمان روزگار» ناميد. ابوحمزه ثمالى مورد اعتماد و علاقه اهل بيت عصمت و طهارت عليهم‌السلام محسوب می‌‌شد.

زيباترين لحظه

ابوحمزه ثمالى در شهر كوفه پرورش يافت و همان جا را به عنوان محل زندگى انتخاب كرد. وى بعد از آن كه به رشد و كمال رسيد، به تبليغ معارف و فرهنگ دينى و تدريس حديث، اخلاق و تفسير قرآن در مسجد كوفه پرداخت. وى هر روز براى تدريس، عبادت و رسيدگى به امور مردم به ويژه شيعيان به مسجد كوفه می‌‌رفت. آن روز هم مثل هميشه در مسجد بود كه آن لحظه تاريخى فرارسيد.


ادامه نوشته

ابوذر رهبر بزرگ مبارزه و دشمن سرسخت ثروت اندوزى


قرن ها و نسل هاى متوالى از آن تاريخ مى گذرد ولى هنوز مردم مسلمان نظريه پيامبر صلی الله علیه و آله را درباره او تكرار مى كنند كه: «زمين تيره حمل نكرده، آسمان كبود سايه نيفكنده بر سر كسى كه راستگوتر از ابوذر باشد».

ابوذر غفارى سرمست و شادمان وارد مکه شد. درست است كه رنج سفر و گرماى بيابان، پيكر او را با تازيانه درد و رنج آزرده و ناتوان ساخته بود ولى شوق رسيدن به هدفى كه به دنبال آن مى رفت، درد و رنج را از ياد او برده و در روح او نسيم خوشحالى دميده بود.

بطور ناشناس وارد شهر مكه شد، چنين مى نمود كه او نيز يكى از كسانى است كه به مكه سفر مى كنند تا خدايان بزرگ كعبه را طواف كنند، يا رهگذرى است كه راه را گم كرده و يا طول سفر و طى راه، او را خسته كرده، لذا وارد آن شهر شده تا رفع خستگى كند و براى ادامه سفر توشه راه بيندوزد.

اگر اهل مكه مى دانستند او به اين منظور به اين شهر آمده كه محمد صلی الله علیه و آله را جستجو كند و به سخنان او گوش فرا دهد، دمار از روزگارش در مى آوردند!


ادامه نوشته

تربیت اناری


زمانی‌ در بچگی باغ انار بزرگی داشتیم که ما بچه ها خیلی دوست داشتیم،تابستونا که گرمای شهر طاقت فرسا می شد، برای چند هفته ای کوچ می کردیم به این باغ خوش آب و هوا که حدوداً 30 کیلومتری با شهر فاصله داشت، اکثراً فامیل های نزدیک هم برای چند روزی میومدن و با بچه هاشون، در این باغ مهمون ما بودن، روزهای بسیار خوش و خاطره انگیزی ما در این باغ گذروندیم اما خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم، شاید زیاد خاطره خوشی نیست اما درس بزرگی شد برای من در زندگیم!

تا جایی که یادمه، اواخر شهریور بود، همه فامیل اونجا جمع بودن چونکه وقت جمع کردن انارها رسیده بود، 8-9 سالم بیشتر نبود، اون روز تعداد زیادی از کارگران بومی در باغ ما جمع شده بودن برای برداشت انار، ما بچه ها هم طبق معمول مشغول بازی کردن و خوش گذروندن بودیم! بزرگترین تفریح ما در این باغ، بازی گرگم به هوا بود اونم بخاطر درختان زیاد انار و دیگر میوه ها و بوته ای انگوری که در این باغ وجود داشت، بعضی وقتا میتونستی، ساعت ها قائم شی، بدون اینکه کسی بتونه پیدات کنه!


ادامه نوشته

قهر حزب الله با کارآمدی را پایانی هست؟


گویا انقلابی‌های نوپا نذر کرده‌اند در هر انتخاب بگردند و ناکارآمدترین گزینه را برگزینند. اين حرف گرچه واقعي نيست اما ثمره انتخابهاي آنها چيزي شبيه به اين بوده است. اما چرا اينگونه است؟

جریان حزب الله به انتخابات ریاست جمهوری به چشم برگزیدن یک «رهبر جنبش» نگاه می‌کند. جنبشی که لاجرم مقدس و مردمی است. در نتیجه ویژگی‌هایی هم که برای رای دادن به رئیس جمهور در نظر دارد مولفه‌های رهبر جنبش مردمی و مقدس است. بنابراین نباید توقع داشت که آن ها دیروز به امثال اکبر هاشمی رفسنجانی یا سید محمدخاتمی رای می‌دادند و امروز نیز (به جز دو نامزد اصلاح طلب که تکلیف این جماعت با آنها روشن است) نباید انتظار داشت که از آن منطق رای دادن به چهره‌های زیر بیرون آید:

اول کسی که قابلیت تقدس‌بخشی ندارد و به تعبیر غلط برخی اصولگرایان، مدیر بروکرات است مثل محمدباقر قالیباف یا علی اکبر ولایتی.
دوم کسی که مردمی و به اصطلاح ساده و خاکی نیست مثل محسن رضایی و غلامعلی حداد عادل و البته مجددا قالیباف و ولایتی.

به همین دلیل رای جریانی حزب الله (نه رای آحاد آنها) خود به خود به سوی سعید جلیلی خواهد رفت که می‌تواند تاحدی تصویر رهبر یک جنبش مردمی و مقدس را یادآور شود. کم پیدا بودن، کم حرفی، تجربه نشدن و نوظهوری نیز به ساختن اين تصویر کمک می‌کند. هرچند قابلیت تقدس و مردمی بودن او به وضوح از احمدی‌نژاد سال ۱۳۸۴ کم‌فروغ‌تر و لحن استکبارستیزانه و فریاد عدالت‌خواهانه او نیز صدهابار از احمدی‌نژاد آرام‌تر است.


ادامه نوشته

برای دیگران دست و پا باشید


باب باتلر در سال ١٩٦٥ در انفجار مین زمینی در ویتنام پاهایش را از دست داد؛ قهرمان جنگ شد و با استقبال رسمی به وطن بازگشت. بیست سال بعد او ثابت کرد که قهرمانی از قلب انسان نشأت می‌گیرد.
یک روز گرم تابستانی، باتلر در تعمیرگاهش، در شهر کوچکی در آریزونای امریکا، کار می‌کرد که ناگهان صدای فریادهای ملتمسانۀ زنی را از منزلی نزدیک کارگاهش شنید. صندلی چرخ‌دارش را به آن سو هدایت کرد امّا بوته‌های درهم و انبوه مانع از حرکت صندلی چرخ‌دار و رسیدن او به منزل مزبور میشد. از صندلی‌اش پایین آمد و روی سینه در میان خاک و خاشاک و بوته‌ها خزید؛ اگرچه سخت دردناک بود، امّا توانست راه خود را باز کرده پیش برود.
خودش تعریف می‌کند که، "باید به آنجا می‌رسیدم، هر قدر که زخم و درد رنجم می‌داد." وقتی باتلر به آنجا رسید متوجّه شد که دختر سه سالۀ آن زن به نام استفانی هینز به درون استخر افتاده و چون دست‌هایش را از بازو از دست داده امکان شنا نداشته و اینک زیر آب بی‌حرکت مانده بود. مادرش بالای استخر ایستاده و سراسیمه و دیوانه وار جیغ میزد و فریاد می‌کشید. باتلر به درون آب شیرجه رفت و خود را به ته استخر رساند و استفانی کوچک را بیرون آورد و در کنارۀ استخر نهاد. رنگش سیاه شده و ضربان قلبش قطع شده بود و از نفس هم خبری نبود.
باتلر بلافاصله تنفّس مصنوعی و احیاء ضربان قلب را شروع کرد و مادر استفانی هم به آتش نشانی زنگ زد. به او جواب دادند که متأسّفانه پزشک‌یاران به دلیل تلفنی قبل از او، بیرون رفته‌اند. مادر نومید و درمانده باتلر را بغل کرده هق هق می‌گریست.


ادامه نوشته

داستان زندگی انسانهای عصر صنعتی  


ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داريم؛ راحتی بيشتر اما زمان کمتر
مدارک تحصيلی بالاتر اما درک عمومی پايين تر ؛ آگاهی بيشتر اما قدرت تشخيص کمتر داريم
 
متخصصان بيشتر اما مشکلات نيز بيشتر؛ داروهای بيشتر اما سلامتی کمتر
 
بدون ملاحظه ايام را می گذرانيم، خيلی کم می خنديم، خيلی تند رانندگی می کنيم، خيلی زود
 
عصبانی می شويم، تا ديروقت بيدار می مانيم، خيلی خسته از خواب برمی خيزيم، خيلی کم
 
مطالعه می کنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه می کنيم و خيلی بندرت دعا می کنيم
 
چندين برابر مايملک داريم اما ارزشهايمان کمتر شده است. خيلی زياد صحبت مي کنيم، به اندازه
 
کافی دوست نمي داريم و خيلی زياد دروغ می گوييم
زندگی ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ايم
 
و نه زندگی را به سالهای عمرمان
 
ما ساختمانهای بلندتر داريم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما ديدگاه های باريکتر
بيشتر خرج می کنيم اما کمتر داريم، بيشتر می خريم اما کمتر لذت می بريم
 

ادامه نوشته

یک ذهن خسته را چگونه شاداب کنیم؟


حافظ می‌سراید: «فراغتی و کتابی و گوشۀ چمنی»، و دل انسان را با خودش می‌برد به لحظات آرام و آرامش‌بخشی که گاهی وقت‌ها در زندگی خیلی کم یافت می‌شود. در هیاهوی آمد و رفت روزانه و صدای ماشین‌ها و هجوم مسافران و عابران، اگر حواسمان نباشد و برای دمی آرامش برنامه‌ریزی نکرده باشیم، ذهن‌مان به‌سرعت فرسوده خواهد شد و آن وقت است که ماشین موفقیت ما با هن و هن پیش می‌رود. تلاش می‌کنیم اما کمتر نتیجه می‌گیریم. عرق می‌ریزیم و می‌دویم اما دیرتر می‌رسیم. از رسیدن لذت نمی‌بریم. وقتی به خواسته‌ای می‌رسیم آن‌قدر خسته‌ایم که توان لذت بردن از آن را نداریم. و این خستگی، بیشتر ناشی از ذهن است. خستگیِ تن با شبی خواب برطرف می‌شود، اما برای رفع خستگی ذهن باید هوشمندانه‌تر عمل کرد. بیایید داستانی را در همین زمینه با هم بخوانیم:

روزی کشاورزی متوجه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است. ساعتی معمولی بود، اما خاطره‌ای دلپذیر از گذشته داشت و کشاورز آن را بسیار دوست داشت. بعد از آن‌که در میان علوفه بسیار جست‌وجو کرد و آن را نیافت، گروهی از کودکان را که در بیرون انبار مشغول بازی بودند به کمک خواست و وعده داد که هر کس آن را پیدا کند جایزه‌ای خواهد گرفت.

کودکان به‌محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد.  کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جست‌وجو ناامید شده بود، پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد.  کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید: «چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر می‌رسد.»


ادامه نوشته

درمان 99 درد با گفتن این ذکر



ذکر "لا حول و لا قوة الا بالله" 99 درد را شفا می دهد که کمترین آنها اندوه است.
شیعه نیوز: عَنِ النبي ( صلی الله علیه و آله و سلم) : قولُ " لا حَول و لا قوةَ إلّا باللّه" فیه شِفاء مِن تسعة و تسعين داءٍ أدناها الهمّ

 رسول اکرم(صلی الله علیه واله):
ذکر "لا حول و لا قوة الا بالله" 99 درد را شفا می دهد که کمترین آنها اندوه است.


منبع: مستدرک الوسائل ج 5 ص

چهار ذکر برای رفع ترس و اندوه


امام جعفر صادق (ع) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهارچیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی‌برد!
افکارنیوز: امام ششم شیعیان و پیشوای راستین مسلمین در شرح این چهار چیز و چهار کلمه مبارک و اثرگذار چنین می‌فرمایند۱:

در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین درآنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جسند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید۲".

در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می‌بخشیم۳".


ادامه نوشته

امــام مـــوسی صــــدر ؛ بزرگــمـرد مــدیــریــت شیعی


صدر از زمستان سال ۱۳۳۸ و هم‌زمان با آغاز فعالیتهای گسترده دینی و فرهنگی خود در مناطق شیعه نشین لبنان، مطالعات عمیقی را به منظور ریشه یابی عوامل عقب ماندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شیعیان لبنان به اجرا گذارد. حاصل این مطالعات، برنامه‌های کوتاه مدت، میان مدت و درازمدتی بود که از اواسط سال ۱۳۳۹ و در راستای سیاست محرومیت زدایی، طراحی و اجرا گردید. صدر در زمستان سال ۱۳۳۹ و پس از تجدید سازمان جمعیت خیریه «البر و الاحسان»، با تنظیم برنامه‌ای ضربتی جهت تأمین نیازهای مالی خانواده‌های بی بضاعت، ناهنجاری تکدی را به کلی از سطح شهر صور و اطراف آن برانداخت. وی در فاصله سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۸ و در چارچوب برنامه‌ای میان مدت، با طی سالانه هزارها کیلومتر در میان شهرها و روستاهای سراسر لبنان، دهها جمعیت خیریه و مؤسسات فرهنگی و آموزش حرفه‌ای را راه اندازی نمود که حاصل آن کسب اشتغال و خودکفایی اقتصادی هزاران خانواده بی بضاعت، کاهش درصد بیسوادی، رشد فرهنگ عمومی، و به اجرا در آمدن صدها پروژه کوچک و بزرگ عمرانی در مناطق محروم آن کشور بود. در تابستان سال ۱۳۴۵ و پس از اجتماعات عظیم و چند روزه شیعیان لبنان در بیعت با او، رسماً از حکومت وقت درخواست نمود تا همانند دیگر طوائف آن کشور، مجلسی برای سازماندهی طایفه شیعه و پیگیری مسائل آن تأسیس گردد. مجلس اعلای اسلامی شیعیان که اولین بخش از برنامه درازمدت صدر به شمار می‌رفت، در اول خرداد سال ۱۳۴۸ تأسیس، و خود او با اکثریت آراء به ریاست آن انتخاب گردید.

فقر فرهنگی قبل از آغاز فعالیت صدر به حدی بود که برخی از مسلمانان لبنان مراسم عقد و ازدواج و ترحیم خود را در کلیسا بر پا می‌کردند و امواتشان را در گورستان‌های مسیحیان دفن می‌کردند. صدر با تأسیس مراکز آموزشی متعدد خاص شیعیان حرکت بنیادی را آغاز کرد. وی با تأسیس جنبش اَمل سعی در ترسیم خط و مشی مستقل الهام گرفته از آداب تشیع، ایمان و اخلاص در عمل و صدق در عقیده و گفتار، بازگشت به اصل خویشتن زدودن آثار محرومیت و پیشرفت شیعیان لبنان کرد.(ساختار سیاسی اجتماعی لبنان-ص149)

صدر از بهار سال ۱۳۴۸ تا اواسط زمستان سال ۱۳۵۲ با دولت وقت لبنان به گفتگو نشست تا آن را برای اجرای پروژه‌های زیربنایی و وظایف قانونی خود در قبال مناطق شیعه نشین و محروم آن کشور ترغیب نماید. در پی امتناع دولت لبنان از پذیرش این مطالبات و نیز اتمام حجت با آن، جنبش محرومان لبنان در اوایل سال ۱۳۵۳ به رهبری موسی صدر شکل گرفت و راهپیمایی‌های مردمی عظیمی در شهرهای بعلبک، صور و صیدا علیه دولت به وقوع پیوستند. اوجگیری بحران خاورمیانه، صف آرایی احزاب افراطی مسیحی در برابر مقاومت فلسطینی، و به لبنان کشیده شدن برخی اختلافات جهان عرب، صدر را بر آن داشت تا برای حفظ ثبات کشور و ممانعت از سرکوبی فلسطینیها، توده‌های مردم را موقتاً از عرصه رویارویی با دولت کنار کشاند، و پیگیری مطالبات شیعیان را تا آمدن رئیس جمهور بعد به تاخیر اندازد. او در سال ۱۳۵۴ علی‌رغم کارشکنی‌ها، مجدداً با اکثریت آراء به ریاست مجلس اعلای اسلامی شیعیان برگزیده شد. با آغاز جنگ داخلی لبنان در فروردین سال ۱۳۵۴، تمامی تلاش‌های موسی صدر مصروف پایان دادن به این بحران گردید. وی در خرداد آن سال در مسجد عاملیه بیروت به اعتصاب نشست، و به پشتوانه مشروعیت مردمی و مقبولیت وسیع و شخصیت کاریزماتیک خود در میان تمامی مذاهب، آرامش را به تابستان لبنان بازگردانید. با شعله ور شدن مجدد آتش جنگ، صدر در اردیبهشت ۱۳۵۵ حافظ اسد را وادار نمود تا با اعزام نیروهای سوری به لبنان، موازنه قوا و آرامش را به این کشور بازگرداند. حل اختلافات مصر با سوریه و متعاقب آن برپایی کنفرانس ریاض در مهر ۱۳۵۵، آب سردی بود که موسی صدر بر آتش جنگ داخلی لبنان فرو ریخت. این ارامش تا زمانیکه صدر در لبنان حضور داشت، ادامه پیدا کرد.


ادامه نوشته

حکایت : ملا و شراب فروش


سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد.
    ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!.
    یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید.
    ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.
    اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید
    صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد خسارت خواست !
    ملا و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند !
    قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم ؟! سخن هر دو را شنیدم :
    یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند !
    وسوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد …!

    “پائولو کوئیلو”


آداب و شیوه سخن گفتن


قدرت بیان و سخن گفتن، هدیه الهی به انسان است و قرآن برای شیوه بیان دستوراتی داده است.
ايسنا: آداب و شیوه سخن گفتن موردی است که بسیاری از افراد جامعه شاید نسبت به آن توجهی نداشته باشند ولی می‌توان این مهم را از جمله اساس تمدن بشریت برشمرد که ساختار آن را می‌توان از جمله ارکان بستر هدایت هر پیشوایی عنوان کرد که بسیاری از این بزرگواران در ابتدا در پی آموختن این مهم به بشریت بوده‌اند.

به گزارش افکارنیوز، آیه ۴ از سوره «الرحمن» به بحث در این زمینه می‌پردازد که در ادامه به متن، ترجمه، و مفاهیمی پیرامون آن اشاره می‌شود:

«علَّمَهُ الْبَیَانَ»

"به او بیان آموخت"

قدرت بیان و سخن گفتن، هدیه الهی به انسان است و قرآن برای شیوه بیان دستوراتی داده است، از جمله:

«قولاً سدیداً»


ادامه نوشته

خدا با شما در حال حرف زدن است لطفأ خوب به حرفای خدا گوش کنید !!!


سوگند  به  روز  وقتی  نور می گیرد  و به شب  وقتی آرام  می گیرد  که من  نه تو را رها  کرد ه ام و نه با  تو دشمنی کرد ه ام. (ضحی 1-2)

> افسوس که هر کس را به تو فرستادم  تا  به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به مسخره گرفتی. (یس  30)  

> و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی.(انعام 4)

> و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو  قدرتی نداشته ام(انبیا 87) 

> و  مرا به مبارزه طلبیدی  و چنان توهم زده شدی که  گمان بردی  خودت بر همه چیز  قدرت   داری. (یونس  24)


ادامه نوشته

اجازه آقا... دروغ گفتی!


برپا .... برجا
اجازه آقا؛ می‌خواستم از طرف بچه‌های کلاس روزتان را تبریک بگویم. آقا معلم ما هر چی داریم از شما داریم. همه این گرفتاری‌ها را از شما داریم. این مصیبت‌ها را از شما داریم. این غمی که داریم، این امیدی که نداریم، این نشاطی که نیست، این رخوت را از شما داریم. موضع نگیر آقا معلم، این‌همه سال گفتی و شنیدیم، حالا که نمره نمی‌خواهیم و حرف، حرف دل است، شما بشنو.
اجازه آقا، حسن کثیف را یادت هست؟ می‌گفتی هیچ گلی نمی‌شود. می‌گفتی بهتر است ترک تحصیل کند و برود زیر دست پدرش شاگردی. شده رئیس بانک، آقا شده، تمیز شده اما هنوز بو می‌دهد، بوی رشوه، بوی رابطه، بوی گند کاغذ پاره ... آخ آقا ما دلمان غش می‌رود برای بوی گند کاغذ پاره... می‌میریم برای چرک کف‌دست ... آخ اگر دست‌مان به این کاغذپاره برسد.
آقا اجازه؛ «مجید تک‌ماده» را دیدی توی تلویزیون؟ آقا خاک بر سر ما که مجید شده رئیس دانشگاه‌مان! یادتان هست می‌گفتید با دروغ به هیچ جا نمی‌رسید؟ آقا با همین دروغ شده رئیس دانشگاه... یک‌مقداری هم جعل مدرک قاطی دروغ‌هایش کرد. آقا شما با نوستراداموس نسبتی نداری؟ (قهقهه بچه‌های کلاس) آقا جان مادرت دیگر پیش‌گویی نکن.


ادامه نوشته

خوشه ای از نکات مدیریتی نهج البلاغه



1.       مدیر قبل از دیگران باید به اصلاح خود بپردازد

2.       در درگیری ها و اختلافها مدیر باید خود را مقصر بداند

3.       شکایت بردن به مردم از عوامل ضعف مدیر است(یکی از اصول تفکر سیستمی: "نباید شرایط بیرونی را سرزنش کرد"/ کتاب پنجمین فرمان)

4.       باید در پی به دست آوردن دوستان و ماندگاری بر دوستی و تباه نساختن آن بود(هر ارتباطی فرصتی برای کسب و کار محسوب میشود/نویسنده مقاله: Laura Lake/ ترجمه سید رسول میرزایی موسوی)

5.       آرزوی بزرگ که مایه فریب انسان میگردد، خیال را لباس واقعیت میپوشاند(ویژگی هدف در مدیریت استراتژیک: دست یافتنی، کمی، قابل سنجش، چالشگر و ... باشند)

6.       غنیمت شمردن فرصت، اساس موفقیت در هرکاری است(ارزیابی فرصتها و تهدیدات خارجی در مدیریت استراتژیک)


ادامه نوشته

رضــایــــت


برای آینده تان هدف تعیین کنید. هرگز به کمتر از آن هدف رضایت ندهید. درک کنید که افراد دیگری در دنیا وجود دارند، با مشکلاتی بسیار بزرگتر از مشکلات شما. قدر چیزهای خوب را در زندگیتان بدانید. و بخاطر اوقاتی که با عزیزانتان دارید سپاسگزار باشید. زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان سپری کنید. ارزش چیزهای ساده را در زندگی بفهمید و گرفتار مادیات نشوید. ساده زندگی کنید، خودتان باشید و خوشبخت.
 

مــهــرورزی



توجه کردین در ايران پدرها و مادرها مقابل فرزندشون همدیگر را نوازش نمی کنند .
و در آغوش نمی کشند و اينکار رو مقابل کودک زشت می دانند .
(البته خانواده هایي هم وجود دارند که چنين نيستند) .
اما هنگام مشاجره رعايت فرزند را نمی کنند و مقابل او با هم مشاجره می کنند . و فرزند چه بسا از داد و بيداد آنها به گريه می افتد .
خوب در ايران کودکان از کجا مهرورزی بياموزند ؟
نوازش و مهرورزی در رسانه ها ممنوع است . در مدرسه ممنوع است . در خانواده ممنوع است .
البته در آغوش گرفتن کودکان فقط مرسوم است . کودک نيز می آموزد که فقط در آغوش گرفتن کودکان مرسوم است .


ادامه نوشته

هــواي تـــازه 5  - مجموعه نکات نغز و پندهای انسانی


انتظار ستايش از مردم ، چشم را كور و گوش را كر مي كند."                            " رسول اكرم (ص)"


فرازهايي از نامه ي امام علي(ع) به مالك اشتر فرماندار مصر:‌
"مهرباني با مردم را پوششِ دل خويش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز ، چونان حيوان شكاري باشي كه خوردن آنان را غنيمت داني؛ زيرا مردم دو دسته اند، دسته اي برادرِ ديني تو، و دسته ي ديگر همانند تو در آفرينش مي باشند... اگر گناهي از آنان سر ميزند ،‌آنان را ببخشايي و بر آنان سخت گير، آن گونه كه دوست داري خدا تو را ببخشايد... بر بخشش ديگران پشيمان مشو، و از كيفر كردن شادي مكن ، و از خشمي كه تواني از آن رها گردي شتاب نداشته باش".

"‌نا خشنودي همگان، خشنودي نزديكان را بي اثر گرداند، و خشم نزديكان خشنودي همگان را زياني نرساند... و هرگاه رعيت برتو بدگمان گردد، عذر خويش را آشكارا با آنان در ميان گذار، و با اين كار از بدگماني نجاتشان ده، كه اين كار رياضتي براي خود سازي تو ، و مهرباني كردن نسبت به رعيت است و اين پوزش خواهي تو آنان را به حق وا مي دارد..."


ادامه نوشته

هــواي تـــازه 4  - مجموعه نکات نغز و پندهای انسانی


كبر گناهي است كه قابل بخشش نيست ".       "رسول اكرم (ص)

" شما را به تقواي الهي سفارش مي كنم و اين كه در طلب دنيا برنياييد گرچه دنيا در طلب شما برآيد، حق را بگوييد و براي پاداش (اخروي) تلاش كنيد و دشمن ظالم و ياور مظلوم باشيد".    امام علي (ع) - دربستر شهادت


" پرهيز باد تو را از غضب كه آغازش  سفاهت و انجامش ندامت است".    امام علي (ع)

"آن كه تكبّر بر مردم نمايد ذليل و بي مقدار است".    امام علي (ع)

خويشتن نشناخت مسكين آدمي
از فزوني آمد و شد در كمي
خويشتن را آدمي ارزان فروخت
بود اطلس خويش بردلقي فروخت   " مولوي"

وقتي به تاريكي رسيدي ،
جرات كن و اولين كسي باش كه شمعي روشن مي كند


ادامه نوشته

هــواي تـــازه 3  - مجموعه نکات نغز و پندهای انسانی


"... و آن سراي آخرت را براي كساني قرارداديم كه خواهان برتري جويي و فساد در زمين نيستند، و فرجام نيكو از آن پرهيز كاران است".                                                      "قرآن مجيد"


عالمان، امناي خدا در ميان خلق اويند.                                                         "حضرت محمد(ص)"

عالم كسي است كه از آموختن دانش خسته نشود.                                        "امام علي (ع)

چهار چيز ياري دهنده انسان در كار است : سلامت ، بي نيازي، دانش و توفيق.    "امام جواد (ع)


ادامه نوشته

هــواي تـــازه 2  - مجموعه نکات نغز و پندهای انسانی


بدترين مردم كسي است كه آخرت خود را به دنيايش بفروشد و بدتر از او كسي است كه آخرت خود را به دنياي ديگران بفروشد."  امام علي (ع)

"كسي كه از مردم كناره گرفت و تنها گشت از آن شيطان خواهد بود چنان كه گوسفندي كه از گله كناره گرفت، نصيب گرگ مي شود."
  امام علي (ع)


" شناخت علي ، ذهنيت است و حب علي ، احساس . اما تشيع علي، عمل (علي وار)است".

" پيوسته خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه بيش از هر فرد ديگري ، اين تو هستي كه خودت را مي شناسي".   گابريل گارسيا ماركز


"جز خودت ، فردديگري مسؤول خوشبختي ات نيست ".

" هيچكس لياقت اشك هاي تو را ندارد ، آن كه چنين ارزشي دارد، موجب اشك ريختن تو نمي شود".   گابريل گارسيا ماركز


ادامه نوشته

هــواي تـــازه 1 - مجموعه نکات نغز و پندهای انسانی


"پرسيدم چه چيز انسان شما را متعجب مي سازد ، گفت : كودكي آنان براي اينكه از كودكي خسته مي شوند، عجله دارند كه بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدتها آرزو مي كنند كه كودك باشند... و اينكه آنان سلامتي خود را ازدست مي دهند تا پول بدست آورند و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را به دست آورند.

ديگر اينكه با اضطراب به آينده  مي نگرند و حال را فراموش كرده اند . بنابراين نه درحال زندگي مي كنند و نه در آينده ".               "تاگور"

*

يك پرنده كوچك كه در زير برگها نغمه سرايي مي كند براي اثبات وجود خدا كافي است".            "ويكتور هوگو"

"مشكلات را نمي توان با همان ميزان هوشي كه به وجود آورده ايد ، حل كنيد.               "آلبرت انيشتين"

"نيكي، همه چيز را مغلوب مي كند و خود هرگز مغلوب نمي شود."                                    "تولستوي"

" به ياد داشته باش كه امروز، طلوع ديگري ندارد."                                               "دانته"


ادامه نوشته

گـنـجــیـنـه رازهـــا


خشنودی دلها 

عمــر بـه خشنـودي دلها گـذار
تـا ز تـو خشنود شـــود كـردگـار
درد ستــاني كـن و درمـان دهي
تـات رسـاننـد بــه فـرمـانـدهـي
گرم شو از مهر و ز كين سردباش
چون مه و خورشيد جوان مرد باش
هـر كـه بـه نيكي عمل آغـاز كـرد
نيــكـي او روي بـــدو بــاز كـــرد
گنبــد گــردنـده ز روي قيــاس
هست ­به ­نيكي و بدي­خودشناس

نظامی


ادامه نوشته

پشت کوهی




آری از پشت کوه آمده ام...
چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت، حرام خورد؟!
برای عشق خیانت کرد
برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد
برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند
وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم
می گویند: از پشت کوه آمده!

ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ ها باشد، تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ!
 

حکایت : مــلا و عــروســی


مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده
 بودند . وقتی می خواست وارد شود،در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضنون: از این درب عروس و داماد وارد می شوند و از درب دیگر دعوت شدگان. ملا از درب دعوت شدگان وارد شد. در انجا هم دو درب وجود داشت و اعلانی دیگر : از این درب دعوت شدگانی وارد می شوند که هدیه آورده اند و از درب  دیگر دعوت شدگانی که هدیه نیاورده اند. ملا طبعا از درب دو می وارد شد. ناگهان خود را در کوچه دید،همان جایی که وارد شده بود.


ادامه نوشته

حکایت : مرد فقیر


مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ،آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم .یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم! ..

 به نقل از فوکارو


ســـــــــــاده باشـــــــــــیم


ساده که میشوی

همه چیز خوب میشود

خودت
غمت
مشکلت
غصه ات
هوای شهرت
آدمهای اطرافت

حتی دشمنت

یک آدم ساده که باشی

برایت فرقی نمیکند که تجمل چیست

که قیمت تویوتا لندکروز چند است
فلان بنز آخرین مدل ، چند ایربگ دارد
مهم نیست
نیاوران کجاست
شریعتی و پاسداران و فرشته و الهیه
کدام حوالی اند
رستوران چینی ها

گرانترین غذایش چیست

ساده که باشی

همیشه در جیبت شکلات پیدا میشود

همیشه لبخند بر لب داری

بر روی جدولهای کنار خیابان راه میروی
زیر باران ، دهانت را باز میکنی و قطره قطره مینوشی
آدم برفی که درست میکنی

شال گردنت را به او میبخشی

ساده که باشی
همین که بدانی بربری و لواش چند است
کفایت میکند
نیازی به غذای چینی نیست

آبگوشت هم خوب است

ساده که باشی  ...  ...  .

آدمهای ساده را دوست دارم ؛

بوی ناب آدم میدهند.


اولين زن حاکم اسلامي درتهران


در کتاب تاريخ گزيده درباره اين خاتون چنين آمده است: «منکوحه‌اش سيده، بر ملک مستولي شد. هيچکس را از ارکان دولت زهره نبودي که بي اذن او در کم و بيش کاري مدخل کردن تا به مرتبه‌اي که کفن فخرالدوله قرض کردند و دست به خزانه نيارستند بردن.»
مهر: سلطان محمود غزنوی با تمام جاه و شوکت و خشم و غضبی که در تاریخ حکومتش داشت، نتوانست یک نفر را مطیع خود کند؛ زنی به نام سیده ملک خاتون که اولین زن حاکم ایران در دوره اسلامی لقب گرفته است و حالا اگر نشانی از او بخواهید، به جز کتاب های تاریخی می توانید سراغش را در جنوب تهران در یکی از محله های قدیمی خیابان خاوران بگیرید. جایی که حالا به نام «امام‌زاده سیده ملک خاتون» و به عنوان یکی از نوادگان حضرت موسی بن جعفر(ع) شناخته می شود.

سیده ملک خاتون حاکم ری بود که سلطان محمود غزنوي در نامه ای به او نوشت: «بايد که خطبه بر من کني و زر به نام من زني و خراج بپذيري و اگر نه من بيايم و ري بستانم تو را نيست گردانم...» سلطان محمود که در آن روزها فتوحات بسیاری در خراسان و هند و غزنه داشت، توسعه‏ طلبی‏هایش را تا ری هم ادامه داده و از سیده خاتون خواسته بود تا مطیع او شود اما ملک خاتون که با چنگ و دندان حکومتش را حفظ کرده بود، در جواب سلطان نوشت:


ادامه نوشته

باورهای غلـــط

 

دوازده دروغی که دیگر نباید به خود نگویید!

۱)هنوز دلیلی برای شادی در زندگی ام ندارم
در هر اشتباه یا درگیری ای پیامی نهفته است. بعضی از مردم پیام را در نمی یابند چون یا در حال پرخاشگری با خودشان هستند که چرا اشتباه کرده اند یا از آن مسئله و درگیری بیش از حد ناراحت شده اند. وقتی از نداشتن ها در زندگی عصبانی می شوی در واقع خود را از لذت آن چه داری محروم می کنی. شادترین مردم لزوماً خوشبخت ترین آن ها نیستند و از هرچیزی بهترینش را ندارند آن ها فقط از آن چه دارند نهایت استفاده را می برند. دلیل آن که بسیاری از مردم دست از تلاش و کوشش می کشند آن است که یا به آن چه از دست رفته خیره شده اند! یا به درازی راهی که در پیش دارند فکر می کنند درحالیکه می توانند به حال و مسافتی که پیموده اند بیاندیشند.

۲)رؤیاها غیر ممکن اند!

هرگز اجازه ندهید کسانی که خودشان دست از رؤیاهایشان کشیده اند شما را تحت تأثیر قراردهند. بهترین کاری که می توانی انجام دهی آن است که پیرو قلبت باشی! ریسک کن! به دنبال انتخاب های امن و راحت نباش، از آن چه ممکن است اتفاق بیافتد نهراس. هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. اگر به راهت ادامه دهی به آن چه می خواهی می رسی. بگذار رؤیاهایت بزرگتر از ترس هایت باشند و عملت از سخنت گویاتر. هرروز کاری انجام بده که بعدها به خاطرش از خودت ممنون باشی.

۳)افرادی هستند که مرا آزار می دهند

زندگی کوتاه است. مراقب خودت باش. اگر کسانی هستند که دائماً آزارت می دهند باید آنقدر برای خودت ارزش قائل باشی که آن ها را ترک کنی. ممکن است در ابتدا ضربه بخوری ولی درست خواهد شد. گاهی دوری گزیدن نه تنها نشانه ضعف نیست بلکه نشانه ی نهایت قدرت است. دور نشده ای که دیگران ارزشت را بدانند، از آن ها دور شده ای چون سرانجام خودت ارزش خودت را دانسته ای.


ادامه نوشته

قهوه مبادا


با یکی از دوستانم وارد قهوه‌خانه‌ای کوچک شدیم و سفارش‌ دادیم. به‌سمت میزمان می‌رفتیم که دو نفر دیگر وارد قهوه‌خانه شدند و سفارش دادند: «پنج‌تا قهوه لطفا! دوتا برای ما و سه تا هم قهوه مبادا.»

آنها سفارششان را حساب کردند، دوتا قهوه‌شان را برداشتند و رفتند.

از دوستم پرسیدم: «ماجرای این قهوه‌های مبادا چی بود؟»

دوستم گفت: «اگه یک کم صبر کنی خودت متوجه می‌شی که جریان از چه قراره!»


ادامه نوشته

آموزه های مدیریتی سوره انعام


قران كریم مسئولیت ومدیریت را امانت الهی تعریف می نماید و در كنار صفت تخصص و توانایی لازم برای انجام كار، شرط امانت داری را برای تصدی مقام لازم می داند . این موضوع در آیات بسیاری همچون آیه 58 سوره نساء ، آیه 39 سوره نحل، آیه 26 سوره قصص و آیه 55 سوره یوسف مورد تاكید قرار گرفته است .

اگر چه  در این مقاله، بحث مدیریت ازمنظر قرآن بررسی شده ،و باید دفتری دیگر گشوده شود واین مباحث را درسایه سار كلام وحی وتالی تلو قرآن؛ یعنی سخن امیر بیان امیر مومنان (ع)  باز یافت ؛اما دراین مجال به ذكر نمونه ای بسنده می كنم:

مولای متقیان حضرت علی بن ابی طالب (ع) نیز در نامه ای به نماینده و فرماندار آذربایجان (اشعث بن قیس ) می فرمایند :"مدیریت و حكمروایی برای تو طعمه نیست ، ولی آن مسئولیت در گردن تو امانت است و كسی كه از تو بالاتر است ، از تو خواسته است كه نگهبان آن باشی . و نیز سایر ویژگی ها و توانایی های مورد نیاز مدیران از دیدگاه حضرت علی (ع) در فرمان معروف ایشان به مالك اشتر قید گردیده است كه شاید بتوان گفت دقیق ترین شرح شغل و شرایط احراز شغل از منظر مدیریت دینی است . در این فرمان حضرت علی (ع) خطاب به مالك اشتر می فرمایند:

" افرادی با تجربه و باحیا را جستجو كن كه از خاندان صالح و پیشگامان در اسلام باشد، زیرا ایشان از نظر اخلاقی برجسته ترین و ازجنبه حیثیت قابل اعتماد ترین و كمتر به فكر طمع كاری بوده و در عواقب كارها باریك بین ترند.


ادامه نوشته

مديريت علوي نياز عصر جديد


مديريت در جهان از عظيم‌ترين و باارزش‌ترين سرمايه‌ها و ارکان هر جامعه محسوب مى‌شود. بنابراين پرورش و آموزش مديرانى کارآمد، فعال و خلاق در تمام سطوح جامعه يکى از وظايف جوامع بشرى است. زمانى مى‌تواند يک جامعه به سوى تکامل پيش رود که مديران لايق و کاردان در آن به فعاليت مشغول باشند. هرگز نمى‌توان بدون وجود سياستمداران، برنامه‌ريزان و مديران آگاه و توانمند به توسعه مطلوب دست يافت. امروزه مديران بايد به حکم ضرورت از آخرين يافته‌هاى علمى اطلاعات کافى داشته باشند. اگر مديران افرادى ناآگاه يا بى‌اطلاع و غيرخلاق باشند جامعه را به سوى تباهى سوق خواهند داد. به گفته مولاى متقيان در نهج‌البلاغه “اينان محور مرکزي، نگه‌دارنده سنگ آسيا و عمود برپا دارنده خيمه زندگى اجتماعى‌اند.”
تعريف مديريت
مديريت همانند عشق و زيبايى مقوله‌اى است که هرکس وجود آن را درک مى‌کند اما نمى‌تواند آن را تعريف کند. تعريف مدير دشوار است اما وقتى آن را ببينيد، مى‌شناسيد. مديريت مقوله‌اى است در علم جامعه‌شناسى که بيشترين مطالعات روى آن انجام شده و کمترين درک از آن وجود دارد. در اين زمينه مى‌توان چهار راهبرد يا چهار شاخص يا چهار نوع مهارت انسانى مشترک در مديران را تعريف کرد؛
1 . مديريت متمرکز بر هدف و داراى چشم‌انداز راهگشا
2 . مديريت معنابخشى و جهت‌دهى به چشم‌انداز
3 . مديريت اعتماد و اعتمادسازي


ادامه نوشته

سه پند لقمان به پسرش


روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.

اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!

دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی

و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی


ادامه نوشته

فاصله بین کامیابی وناکامی


عمل کردن تنها راه آموختن و تجربه کردن است.

«بیشتر از آن‌چه که لازم است می‌دانیم، کمتر از آن‌چه که لازم است عمل می‌کنیم.»

عمل کردن تنها راه آموختن و تجربه کردن است.


تبدیل تهدید به فرصت در «حمراء الاسد»


به نظر می رسد تعبیر «تبدیل تهدید به فرصت» در فضای بهره گیری از تکنیک تحلیل و سنجش وضعیت سوآت SWOT که تکنیکی کارا در تصمیم گیری و مدیریت، و ارائه راهبردهای خرد و کلان می باشد شکل گرفته باشد. در سطور ذیل به توضیح تکنیک پیش گفته می پردازیم و ارتباط آن با تعبیر «تبدیل تهدید به فرصت» را به اختصار توضیح می دهیم:

سوآت یکی از تکنیک هایی است که توان کاربرد در بخش قابل توجهی از فرایند مدیریت را دارد. این تکنیک را می توان نه تنها در مرحله تدوین « سنجش وضعیت » بلکه در مرحله راهبرد نیز مورد استفاده قرار داد . از آنجا که در مراحل تحلیل وضعیت و تدوین راهبرد، مباحث می توانند به راحتی تحت تاثیر سیاست های روز یا سلیقه و اقتدار شخصیتی افراد قرارگیرند، تکنیک سوآت با ایجاد نظم، ساختاردهی، عینیت بخشی، شفاف سازی و تمرکز بخشی هدفمند به مباحث، قادر است نقش موثری را در ارتقاء کیفیت تصمیم سازی های محیطی ایفا نماید . ماتریس «سوآت» یک چارچوب مفهومی برای شناسایی و تحلیل «تهدیدها»، «فرصت ها» در محیط خارجی و ارزیابی «ضعف ها» و «قوت های» درونی یک سیستم است. این تکنیک را برای سهولت  TOWS و یا SWOT نامیده اند. [۱] تحلیل SWOT ابزاری کارآمد برای شناسایی شرایط محیطی و توانایی های درونی سازمان[۲] است. پایه و اساس این ابزار کارآمد در مدیریت استراتژیک، شناخت محیط پیرامونی سازمان است. حروف SWOT که آن را به شکل های دیگر مثل TOWS هم می نویسند، ابتدای کلمات Strength  به معنای قوت ، Weakness به معنای ضعف، Opportunity به معنای فرصت و Threat به معنای تهدید است.[۳]


ادامه نوشته

اگر از زندگی تان خسته شده اید این کارها را انجام دهید


در زیر 6 نکته عنوان می‌کنیم که کمکتان می‌کند وقتی زیر بار استرس زندگی خسته و کلافه شدید، احساس بهتری پیدا کنید.

    1 - اسیر دام « اعتقاد به دنیای عادل » نشوید
    اعتقاد به دنیایی عادل نوعی تعصب شناختی است که توسط روانشناسان اجتماعی مورد مطالعه قرار گرفته است. بعنوان مثال، افراد اکثراً این رویکرد را دارند که می‌گویند اگر دیگران فقیر هستند، مستحق آن فقر هستند.

    اسیر این دام نشوید که فکر کنید اگر دچار مشکل هستید، مستحق آن مشکلاتید و به این دلیل باید عذاب بکشید که انسان بی‌ارزشی هستید.

    روزگار به هیچ وجه عادل نیست. بسیاری افراد باهوش و بااستعداد در شرایط بسیار سخت زندگی می‌کنند. همه ما تصمیمات ضعیف در زندگی زیاد گرفته‌ایم. گاهی‌وقت‌ها این تصمیمات عواقب کمی به دنبال دارند و گاهی مجبور می‌شوید تا آخر عمر با عواقب این تصمیمامتان دست و پنجه نرم کنید.

    2 - به خودتان یادآور شوید که بهترین تلاشتان را می‌کنید
    به خودتان یادآور شوید که باتوجه به امکانات و شرایطتان، هر چه از دستتان همین الان برمی‌آید را انجام می‌دهید. تمرین کنید انعطاف‌پذیر باشید تا بتوانید از فرصت‌ها برای تغییر بهره ببرید.


ادامه نوشته

به انسان بودنت شک کن


به انسان بودنت شک کن اگر مستضعفی دیدی
    ولی از نان امروزت به او چیزی نبخشیدی

    به انسان بودنت شک کن اگر چادر به سر داری
    ولی از زیر آن چادر به یک دیوانه خندیدی
    ...
    به انسان بودنت شک کن اگر قاری قرآنی
    ولی در درک آیاتش دچار شک و تردیدی


ادامه نوشته

   آنچه در سال جدید لازم است انجام دهیم


عبارات من نمی‌دانم، من اطلاع ندارم، من به اندازه کافی اطلاع ندارم، من مطمئن نیستم، من باید سئوال کنم، من باید فکر کنم، من شک دارم، من در این باره مطالعه نکرده‌ام، من این شخص را فقط یک بار دیده‌ام و نمی‌توانم در مورد او قضاوت کنم، من در مورد این فرد اطلاعات کافی ندارم، اجازه دهید من در این رابطه سکوت کنم، فردا پس از مطمئن شدن به به شما خبر می‌دهم، هنوز این مساله برای من پخته و سنجیده نیست و مشابه این عبارات در ادبیات عمومی ما، بسیار ضعیف است. تصور کنید اگر بسیاری از ما این گونه با هم تعامل کنیم، چقدر کار قوه قضائیه کم می‌شود. چقدر زندگی ما اخلاقی‌تر می‌شود و از منظر توسعه یافتگی چقدر جامعه تخصصی‌تر می‌شود.


ادامه نوشته

گامی به جلو


مقدار اين دو شاخص را هر هفته يكبار اندازه‌گيري نموده و به چهار سوال زير پاسخ دهند:

1-      براي دستيابي به اهداف در هفته گذشته چه كردم؟

2-      چه مشكلاتي در هفته گذشته پيش روي من بوده است؟

3-      برنامه هفته آينده من براي دستيابي به اين اهداف چيست؟

4-      اهداف يا شاخص‌هاي جديد من و اولويت بندي آن‌ها نسبت به اهداف قبلي كدام موارد هستند؟


ادامه نوشته

دوســـــت خـــــــــــــوب


 يكي از روزهاي سال اول دبيرستان بود. من از مدرسه به خانه بر مي گشتم كه يكي از بچه هاي كلاس را ديدم. اسمش مارك بود و انگار همه‌ي كتابهايش را با خود به خانه مي برد.

با خودم گفتم: 'كي اين همه كتاب رو آخر هفته به خانه مي بره. حتما ً اين پسر خيلي بي حالي است!'
من براي آخر هفته ام برنامه‌ ريزي كرده بودم (مسابقه‌ي فوتبال با بچه ها، مهماني خانه‌ي يكي از همكلاسي ها) بنابراين شانه هايم را بالا انداختم و به راهم ادامه دادم.
همينطور كه مي رفتم،‌ تعدادي از بچه ها رو ديدم كه به طرف او دويدند و او را به زمين انداختند. كتابهاش پخش شد و خودش هم روي خاكها افتاد.
 عينكش افتاد و من ديدم چند متر اونطرفتر، ‌روي چمنها پرت شد. سرش را كه بالا آورد، در چشماش يه غم خيلي بزرگ ديدم. بي اختيار قلبم به طرفش كشيده شد و بطرفش دويدم. در حاليكه به دنبال عينكش مي گشت، ‌يه قطره درشت اشك در چشمهاش ديدم.


ادامه نوشته

نکته ها 930


چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند، اما خدا را نمی شناسند
بواسطه آشنایی با تو، با خدا آشنا شوند
.
.
هیچ چیز در طبیعت برای خود زندگی نمی کند
رودخانه ها آب خود را مصرف نمی کنند
درختان میوه خود را نمی خورند
خورشید گرمای خود را استفاده نمی کند
گل ، عطرش را برای خود گسترش نمی دهد
نتیجه :
زندگی برای دیگران ، قانون طبیعت است . . .
.
.
سکه های پول همیشه صدا دارند
اما اسکناس ها بی صدا هستند
پس هنگامی که ارزش و مقام شما بالا میرود
بیشتر آرام و بی صدا باشید . . .


ادامه نوشته

حکایت : یک مشت شکلات برای تو


دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت:
        مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش.
        بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه
        داد، بعد لبخندی زد و گفت:
        چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می‌دی، می‌تونی یک مشت شکلات به عنوان
        جایزه برداری.
        ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای
        برداشتن شکلات‌ها خجالت می‌کشه گفت: "دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار"


ادامه نوشته

سرابی به نام عصر ارتباطات


ما معتقدیم که ” عصرِ ارتباطات ” نام ِ دروغینی بیش نیست . مثل ِ همان پدر و مادرهایی که دخترهای سبزه ء خود را ” سپیده ” مینامند و پسرهای کچل خود را ” زلفعلی ” و «سندرمِ داون» دارهای خود را ” فهیم” می خوانند ، سیاستمداران و مدیران و بزرگان ِ بشریت هم به دروغ این عصر را ” عصر ِ ارتباطات ” مینامند!

این عصر ، عصر ِ ” تنهایی و در خود فرو رفتن ” است ! اینکه در جیب ِ همه ، از پیرمرد ِ ۸۰ ساله ی محله ی ما تا بچه های ۵ ساله  مهد کودکی یک تلفن ِ همراه است ، دلیلی بر با هم بودن ِ آدم ها نیست . هیچ کس یک ظهر ِ دلگیرِ جمعه که دلت دارد از سینه در می آید و خفه شدی از بی هم صحبتی ،  زنگ نمی زند و نمی پرسد ” حالت خوب است ؟ ” ، هیچ کس تو را به نوشیدن ِ قهوه های بیمزه ی کافه عکس و یا خوردن کیک های خوشمزه ی کافه فرانسه و یا حرف زدن در کافه سیاه و سپید با آن مدیر ِ بد اخلاقش دعوت نمیکند! هیچ کس نمی گوید بیا با هم برویم جاده چالوس و کباب و ماهی ِ قزل آلا بخوریم . هیچ کس تو را به پیاده روی یک عصر ِ پاییزی دعوت نمیکند. هیچ کس حتی تنهایی اش را با تو سهیم نمیشود. وقتی زنگ می زنند با خودت شرط می بندی که حتما کاری از تو توقع دارد و بدتر از آن شرط می بندی برای پرسیدن حالت زنگ زده است یا کاری دارد و همیشه می بازی.  و تماشایی است تعجب دوستان و اقوام وقتی فقط بخاطر دیدنشان بهشان سر می زنی یا تماس می گیری . سهم ِ ما از ارتباطات ،گسترش ِدردسرها و گرفتاریهایمان است .


ادامه نوشته

ولايت فقيه تجلّى مديريت دينى است


از ديدگاه شيعه، ولايت فقيه در عصر غيبت ادامه‏ ولايت امامان معصوم ‏(ع) است، همان گونه كه ولايت آنها در امتداد ولايت نبى اكرم ‏(ص) قرار دارد و در رأس جامعه‏ اسلامى و در مقام مديريت كلان آن بايد يك اسلام شناس قرار گيرد كه اگر معصوم ‏(ع) حضور داشت، شخص او و اگر نبود، فقيهان اين مسئوليت را بر عهده خواهند داشت.

وي افزود: اين ديدگاه از نتايج پذيرش اين نكته است كه وظيفه‏ اصلى حكومت از ديدگاه اسلام، بسط ارزش‏ها و احكام الهى در جامعه است و براى تحقّق چنين آرمانى نياز است در بالاترين مصدر تصميم‌گيرى، شخصى آگاه به دين قرار گيرد. البته بدون شك اين شخص بايد از اوضاع خارجى نيز مطلع و توانايى اداره‏ جامعه را نيز دارا باشد.

عضو شوراي عالي مجمع جهاني اهل البيت عليهم السلام و رئیس مؤسسه رواق حکمت با بيان اينكه اهميت بحث ولايت فقيه تا آنجا است كه برخي از فقها تصريح كرده‌اند، مسئله ولايت فقيه، امري اجماعي و مورد اتفاق فقيهان شيعه است، خاطرنشان كرد: آنان اصل ولايت فقيه را قبول داشته‌اند و گفته‌اند بايد فقيهي وجود داشته باشد تا زمامداري امور جامعه اسلامي و اجراي احكام الاهي در عصر غيبت را بر عهده بگيرد؛ به طور مثال شيخ مفيد پيرامون اجراي حدود الاهي توسط فقيه عادل مي‌گويد «اما مسئله اجراي حدود الاهي، مربوط به سلطان و حاكم اسلامي است كه از سوي خداوند متعال نصب مي‌شود؛ اينها عبارتند از امامان هدايت آل محمد (ص) و كساني كه ائمه آن‌ها را به عنوان امير يا حاكم نصب كنند و ائمه اظهار نظر در اين مطلب را به فرض امكان آن، به فقهاي شيعه و پيرو خود واگذار كرده‌اند».


ادامه نوشته

ضعف تبلیغات مذهبی


درست است که کتاب می نویسیم؛ سایت، مجله، تلویزیون و ابزار داریم و هم اکنون در بسیاری از نقاط شیعه در حال معرفی است ولی چرا اکثر علمای غیر شیعی جهان اسلام اطلاعاتی بسیار کم در مورد شیعه دارند؟

مدرس عالی خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم معتقد است که نه تنها شیعه در میان علما و عوام مسلمان و غیر مسلمان جهان ناشناخته است بلکه حتی در میان خود شیعیان نیز مکتب تشیع به درستی معرفی نشده است. وی اولین مشکل را در شناخت درست مسأله می داند و می گوید: علی رغم این‌که می‌دانیم شیعه را باید معرفی کنیم ولی نمی‌دانیم کجای مسأله مبهم و کجا ناشناخته است یا برای چه کسی و به چه شکلی ناشناخته است یا اساسا چرا ناشناخته است؟


ادامه نوشته

شیوۀ راه رفتن انسانها...

انسان‌ها به شیوه هندیان بر سطح زمین راه مى‌روند. با یک سبد در جلو و یک سبد در پشت سر.

در سبد جلو, صفات نیک خود را مى‌گذاریم. در سبد پشتی, عیب‌هاى خود را نگه مى‌داریم.

به همین دلیل در طول زندگى چشمانمان فقط صفات نیک خودمان را مى‌بیند و عیوب همسفرى که جلوى ما حرکت مى‌کند.


ادامه نوشته

برای ثروتمند شدن اصرار نکنید، چراکه...!

حکایتی پیرامون زیاده خواهی آدمی:
مسلمان فقیری از مدینه (‌ثعلبه بن حاطب)‌ از پیامبر(ص) درخواست کرد تا دعا کند خداوند او را ثرورتمند کند.
آن حضرت فرمود:
"مال اندکی که شکرش را ادا کنی بهتر از مال زیادی است که از عهده‌ی شکرش برنیایی."

ثعلبه گفت:
اگر خدا عطا کند، همه‌ی حقوق واجب آن را خواهم داد.
پس به دعای آن حضرت، ثروتش افزون شد تا آنجا که دیگر نتوانست در نماز جمعه و جماعت شرکت کند.
وقتی مامور گرفتن زکات نزد او رفت، وی به آن مامور گفت:

ما مسلمان شدیم که جزیه ندهیم.


ادامه نوشته

غیبت کردن از چه کسانی جایز است؟

غیبت کردن از برخی افراد جایز شناخته شده است، البته شاید این نوشته باعث خوشحالی برخی شود، شاید... زیرا بعضی از افراد دائما در حال غیبت کردن از دیگران‌اند و با خواندن این نوشته متوجه می‌شوند که شاید این نوع از افراد در میان آنانی که غیبتشان را کرده‌اند وجود دارد.


ادامه نوشته

حکایت : ما و سفارش ها

مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند.
مدتی بعد ، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند ، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند : این نامه از طرف عزیزترین کس ماست. سپس بدون این که پاکت را باز کنند ، آن را در کیسه‌ی مخملی قرار دادند ... هر چند وقت یکبار نامه را از کیسه درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در کیسه می‌گذاشتند... و با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را می کردند.

سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود، از او پرسید : مادرت کجاست ؟ پسر گفت : سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد و مرد.


ادامه نوشته

نکته ها 919

بی سوادان قرن ۲۱ کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند ، بلکه کسانی هستند که نمی توانند آموخته های کهنه را دور بریزند و دوباره بیاموزند …
    الوین تافلر

    نعره هیچ شیری خانه چوبی مرا خراب نمی کند، من از سکوت موریانه ها می ترسم.

    به شخصیت خود….. بیشتر از آبرویتان اهمیت دهید.. زیرا شخصیت شما… جوهر وجود شماست.. و آبرویتان… تصورات دیگران نسبت به شماست

    باران که میبارد همه پرنده ها به دنبال سر پناهند اماعقاب برای اجتناب از خیس شدن بالاتراز ابرهاپرواز میکند این دیدگاه است که تفاوت را خلق میکند…

    گورستان ها پر از افرادی است که روزی گمان می کردن که . . . چرخ دنیا بدون آنها نمی چرخد
   

    یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند و ذره ای از نورش کاسته نشود …


ادامه نوشته

چهارده کتابی که خواندن‌شان برای مدیران امروز از نان شب واجب‌تر است

دلیل، آنچه مدیران می‌توانند در این کتاب‌ها بیاموزند حاصل دانش و تجربیاتی است که به احتمال در کمتر کتاب دانشگاهی و درسی می‌توان آموخت. دانشگاه هاروارد اکنون در اقدامي تازه فهرستی از کتاب‌های فوق‌العاده را تهیه کرده که برای رهبران کسب و کار امروز و آینده مفید است. با تعدادی از این کتاب‌ها در ادامه آشنا می‌شوید و ادامه آنها را می‌توانید در شماره فردا و در همین ستون مطالعه کنید.

رساله امپراتور: مارکس اورلیوس
(The Emperor`s Handbook)
اورلیوس از سال 161 تا 180 بعد از میلاد مسیح زمامدار روم بود. وی در تاریخ به عنوان یک «پادشاه فیلسوف مسلک» شناخته می‌شود. اندیشه‌های این مرد همچنان نقشه راه رهبران بزرگ است. این امپراتور اندیشمند با آنکه هرگز قصد چاپ دست‌نوشته‌های خود را نداشت، اما درس گفتارهایی جاودانه درخصوص آیین و فلسفه رواقیون و زندگی و رهبری از او به یادگار مانده است. اورلیوس در جایی می‌گوید که «برای داشتن یک زندگی شاد به چیزهای زیادی نیاز نیست؛ همه چیز درون خودتان است.» یا در جایی دیگر با تاکید بر اهمیت تغییر و تحول که امروزه از ملزومات رهبری است بیان می‌دارد که «جهان هستی یعنی تغییر؛ این اندیشه‌هاي ما است که زندگانی ما را می‌سازد.»

هنر جنگ: سان تزو
(Art of War)

«هنرجنگ» یکی از قدیمی‌ترین کتاب‌ها در استراتژی نظامی در جهان است. در جنگ، زمانی که قادر به حمله هستیم، باید عکس آن را نشان دهیم. وقتی می‌توانیم از نیروهایمان استفاده کنیم، باید طوری وانمود کنیم که نمی‌توانیم. وقتی که نزدیک دشمن هستیم باید کاری کنیم که دشمن خیال کند دور هستیم. زمانی که دور هستیم باید خود را نزدیک نشان بدهیم. سپس حمله را آغاز کنید و دشمن را شکست بدهید. کسب و کار و تجارت مانند جنگ است. همان طور که در جنگ با دشمن درگیر هستیم، در تجارت هم با رقبا در نبردیم. توانایی تطبیق دشمن جنگی با رقیب تجاری، تصرف زمین‌های همسایه با بازارهای جدید تجاری، روز و شب جنگیدن با زمان ورود کالا به بازار رقابت و...مثال‌هایی از این مقایسه هستند.


ادامه نوشته

چرا از مرگ می‌ترسیم و دوستش نداریم؟

از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده است که ایشان فرمودند:
امام حسن مجتبى علیه السّلام دوست شوخ طبعی داشتند، چند روزى نزد آن حضرت نیامده بود، روزى آمد، امام مجتبى علیه السّلام به او فرمودند :
حالت چطور است و شب را چگونه به بامداد رساندى؟

عرض کرد:
صبح کردم در حالیکه به خلاف آنچه خود دوست دارم و آنچه خدا دوست مى‏دارد، و آنچه شیطان دوست مى‏دارد هستم.

امام حسن علیه السلام خندیدند، و فرمودند:

این چگونه حالی است؟


ادامه نوشته

شفاف باشید؛ کارمندان نمی‌توانند ذهن شما را بخوانند

به عنوان یک مدیر، چه برنامه‌ریزی‌هایی انجام داده‌اید؟ آیا کارمندان شما می‌دانند چه کارهایی باید انجام دهند تا به این هدف برسند؟

آیا می‌دانند انتظارات شما از آنها چیست؟ و وقتی «چرایی» و «چگونگی» انجام امور را دریافتند، آیا به اندازه کافی به آنها استقلال می‌دهید تا کارها را به طور موثر و به موقع انجام دهند؟ اینها مسائل واقع بینانه کسب وکار هستند که همه مدیران با آن روبه‌رو می‌شوند. برای توجه موثرتر به این مسائل و رسیدن به اهداف کسب وکار به شیوه‌ای درست، تفکراتی وجود دارد که به آنها اشاره می‌شود.


ادامه نوشته

در اوضاع کنونی اقتصادی، از یک ژاپنی درس بیاموزیم

هم‌اکنون اوضاع اقتصادی کشور به دلایل متعدد، عادی و معمولی نیست. فشارهای اقتصادی از سوی غرب، از یک سو و به باور بسیاری، ضعف کارآمدی و مدیریت برخی مسئولان در کشور ـ که بر وخامت اوضاع اقتصادی افزوده ـ از سوی دیگر، منجر به آن شده که فشار بر طبقات پایین اجتماع و به ویژه قشر متوسط افزایش یابد.
رشد قیمت‌ها به همراه کاهش قدرت خرید افراد در جامعه و بروز تورم با نرخ بالا در کشور ـ که رکود تولید نیز بر آن افزوده شده ـ منجر به آن می‌شود که احساس فقر و بی‌عدالتی در جامعه گسترش یابد؛ اما همه این‌ها به کنار. پرسش در اینجاست که خود افراد و به ویژه بنگاه‌های اقتصادی در این میان چه می‌توانستند بکنند و نکردند؟

بی‌گمان، رفتار اقتصادی در شرایط حساس کنونی، خود عاملی مهم بر وخیم‌تر شدن اوضاع یا دست‌کم افزایش بار روانی آن داشته است. مشکلات اقتصادی کتمان ناپذیر است و ضعف و ناکارآمدی مشهود. آنچه در این میان رقم خورده، این است که در جامعه این حس و حال رونق گرفته که هرکس به فکر نگه داشتن کلاه خود بر سرش است


ادامه نوشته

برای تاریخ :  چالشهای مدیریت ایرانی : ناگفته‌های محافظ حضرت امام(ره) در فرانسه

سوزن‌های ته‌گرد که زیر انگشتانش نهادند، چشمانش بسته بود، جایی را نمی‌دید، دستانش را به دیوار کوبیدند درد استخوانهایش را سوزاند اما لب از لب باز نکرد.
همه کم و بیش می‌شناسیمش؛‌از فعالان مبارزه مسلحانه ضد حکومت پهلوی است. از بنیان‌گذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. عناوینی چون: «فرماندهی سپاه همدان، ریاست زندان‌های زنان تهران، اولین فرمانده سپاه غرب کشور بعد از انقلاب، یکی از سه نماینده‌ای که در سال 67 پیام تاریخی امام (ره) را به گورباچف رساند، سه دوره نمایندگی مردم تهران و همدان در مجلس شورای اسلامی، مسئول بسیج خواهران کل کشور، استاد مدرسه عالی شهید مطهری، دارنده نشان درجه 3 ایثار، مدرس واحد معارف اسلامی دانشگاه علم و صنعت و قائم مقام دبیرکل جمعیت زنان جمهوری اسلامی» رانیز در کارنامه خود دارد. خواندن گفت و گوی ما با ایشان خالی از لطف نیست.

فارس: نام و نام خانوادگی؟

مرضیه حدید چی مشهور به خواهر دباغ، خواهر طاهره، خواهر زینب احمدی نیلی


ادامه نوشته

برای تاریخ : چالشهای مدیریت ایرانی ؛ سخنان رئیس جمهور و رئیس مجلس در جلسه استیضاح

سنگ تمامی که دو رئیس قوه برای یکدیگر گذاشتند

جلسات صبح و عصر یکشنبه نیمه بهمن به استیضاح شیخ‌الاسلامی وزیر رفاه اختصاص داشت. پس از سخنان موافقین و مخالفین استیضاح، احمدی‌نژاد دفاع خود را با پخش فیلمی به پایان برد که با پاسخ رئیس مجلس مواجه شد.

رئیس جمهور سخنان خود را با تبریک ایام الله دهه فجر به دستاوردهای اخیر علمی و فناوری کشور آغاز کرد و گفت: دیروز جنگنده‌ای رونمایی شد که در نوع خود جزو پیشرفته‌ترین جنگنده‌های دنیا است و از صفر تا صد طراحی، مهندسی و ساخت آن به دست مهندسین داخلی بوده است. همچنین برای اولین بار دانشمندان ایرانی توانستند موجود زنده به فضا فرستاده و مجددا آن را بازگردانند و این کار در مرزهای دانش بشری قرار دارد. و می‌توان گفت که رکورد جدیدی برای کشور ما ثبت کرد.

رئیس‌جمهور ادامه داد: علاقه داشتم در دهه فجر درباره موضوع دیگری خدمت شما برسم و شاید اگر در این 6-7 ساعت که خدمت شما هستیم درباره طرح‌های اقتصادی اساسی و مهم گفت‌وگو می‌کردیم می‌توانستیم نتیجه بگیریم و نتیجه آن را به مردم تقدیم کنیم.


ادامه نوشته

می خواستم بزرگ بشم ...


به رسم درس آموزی گوشه ای از وصیت نامه شهید کاظم مهدی زاده تخریب چی عملیات کربلای یک را در ادامه آوردم تا با هم بخوانیم و بگرییم...
می خواستم بزرگ بشم
درس بخونم
مهندس بشم
خاکمو آباد کنم
زن بگیرم
مادر و پدرمو ببرم کربلا
دخترمو بزرگ کنم ببرمش پارک
تو راه مدرسه با هم حرف بزنیم
خیلی کارا دوست داشتم انجام بدم
خب نشد....
باید می رفتم از مادرم، پدرم، خاکم، ناموسم، دخترم و ... دفاع کنم
رفتم که دروغ نباشه
احترام کم نشه
همدیگرو درک کنیم
ریا از بین بره
دیگه توهین نباشه

محتاج کسی نباشیم


درباره گروه مشاوران جوان شهرداری مشهد

در حقيقت گروه مشاوران جوان نماينده جوانان در شهرداري و نيز نماينده شهرداري در بين جوانان است. گروه مشاوران جوان شهرداري يك ساختار مياني براي تعامل سازنده بين جوانان تحصيلكرده و مديريت در شهرداري است.

فلسفه وجودي ما
گروه مشاوران جوان شهرداري با هدف اصلي افزايش مشاركت علمي جوانان در مديريت شهري كوشيده است تا نقش يك " اتاق فكر" دانش بنيان و متمايز را در مديريت شهري مشهدالرضا(ع) ايفا نمايد. از جمله مهمترين كاركردهاي اين اتاق فكر، شناسايي مسائل كليدي شهر و شهرداري و كشف راه حل هاي مناسب براي آنهاست. اين نقش موجب گرديده است تا به افزايش كيفيت تصميم سازي و تصميم گيري در شهرداري كمك محسوس و شاياني نمايد. در حقيقت گروه مشاوران جوان نماينده جوانان در شهرداري و نيز نماينده شهرداري در بين جوانان است. گروه مشاوران جوان شهرداري يك ساختار مياني براي تعامل سازنده بين جوانان تحصيلكرده و مديريت در شهرداري است.

گروه مشاوران جوان شهرداري در حال حاضر به افزايش مشاركت جوانان در اداره و حل مسائل شهري مي پردازد تا از رهرو اين راهبرد كليدي گامي هر چند كوچك اما به وسعت انديشه جواني در راستاي تحقق آرمان شهر رضوي(ع) بردارد. تحقق آرمان شهر رضوي(ع) آرمان مشترك تمامي جوانان و فرهيختگان و در يك كلام شهروندان مشهد شهر بهشت مي باشد.


ادامه نوشته

رازدار باشید!

حفظ اسرار در زندگی شخصی و آنچه که به سلامت جامعه مربوط است بسیار مورد تاکید پیشوایان دینی ما قرار گرفته است و چه بسا در زندگی شخصی و در زندگی اجتماعی افشای اینگونه از اطلاعات باعث ایجاد اختلافات و اشتباهاتی تاریخی در آنها شود.
به گزارش ایسنا، در حال حاضر در جامعه خود بسیار شاهد این مساله هستیم که افشای برخی از اطلاعات در جمع‌های کوچک و بزرگ باعث ایجاد مشکلات بسیار بزرگی شده است. این در حالی است که این موضوع در سیره و گفتار معصومین (ع) بسیار مورد اشاره قرار گرفته است.

البته ذکر یک نکته نیز بسیار مهم است و آن این که برخی از افراد به دلیل رسوا نشدن و اینکه چه اشتباهاتی را در گذشته و حال به انجام رسانده‌اند بعضا در پی راز‌آلود ساختن برخی از اطلاعاتی است که افشای آنها تنها به آن فرد مورد نظر آسیب رسانده و اشتباهات وی را بازگو ساخته و سر و رازنخواندن این اطلاعات از سوی کسانی که از آن آگاه هستند و در پی آن فاش ساختن آنها باعث خدمت به جامعه می‌شود.


ادامه نوشته

چرا هر كس به فكر گليم خويش است

كلمه «اخلاق» بلافاصله نصيحت را تداعي مي كند. در جامعه ما رايج ترين راه براي حل مشكلات اخلاقي، نصيحت است. بر همين اساس، صدا و سيما براي مقابله با تنزل وضعيت اخلاقي، مخاطبانش را نصيحت مي كند، در دانشگاه ها دروس اخلاق مي گذارند و به افراد مي گويند كه اخلاق چيست و راه درست زندگي اخلاقي چيست، «مشاوران» نيز در كتاب ها و رسانه ها و مطب ها از مراجعين و مخاطبين خود مي خواهند كه زندگي را به نحوي ديگر ببينند و تحول را از درون خود آغاز كنند.مسوولان روابط عمومي از طريق تابلوهاي شهري روزانه ساكنان شهر را نصيحت مي كنند و به الگوي مناسب زندگي دعوت مي كنند.

چرا با وجود حجم انفجارگونه نصيحت، وضعيت اخلاقي راضي كننده نيست؟ اگر بود كه اين همه نصيحت لازم نبود. اگر اخلاق رعايت مي شود، چرا بايد بازگرداندن پول گمشده به صاحبش تا اين حد باعث شادماني شود؟ جز اين است كه كمتر كسي انتظار چنين رفتاري را داشته است؟ اين بدان معناست كه عمل اخلاقي، عملي است كمياب و در نتيجه شگفت آور.


ادامه نوشته

تعهد مهمتر است یا تخصص ؟


از شهید چمران پرسیدند:

تعهد بهتر است یا تخصص ؟

 گفت: می‌گویند تقوا از تخصص لازم‌تر است، آن را می پذیرم.

اما می‌گویم " آن کس که تـخـصـص نـــدارد و کـاری را می‌پذیـرد بـی تـــقـــواســـت" .


انتقال تجارب مدیران ایرانی : مصاحبه با دکتر بهمن حاجی‌پور استاد مدیریت استراتژیک


یادم هست آن روز های  برگشت ناپذیر زندگی دانشجویی ام نماینده بازرگانی78 بودم مباحث جذاب درس مدیریت بازاریابی ما را مستعد کرده بود که مدیریت استرات‍ژیک را بیاموزیم از بحث  در مورد تحلیل محیط و نیروهای پورتر و مسئولیت اجتماعی سازمان گرفته تا بیانیه‌ ماموریت ‌و.... نیمسال فرد سال تحصیلی مان بود. قبلاً درس مدیریت راهبردی با دانشجویان صنعتی یکی بود. خلاصه درس را انداختیم نیمسال دوم و بدین ترتیب مدیریت راهبردی ما از صنعتی ها جدا شد. اولین جلسه به کلاس مدیریت راهبردی رفتیم یادم است که کلاس را به آقای دکتر دیواندری ارائه کرده بودند و چون همان روز ها مدیر عامل بانک ملت شده بود،  توفیق شاگردی از ما سلب شد. جلسه دوم وارد کلاس شدیم و آقای دکتر دهقان (رئیس سابق بنیاد شهید و امور ایثارگران) به کلاس تشریف آوردند. مقدماتی در مورد مدیریت راهبردی مطرح شد و حتی موضوعات تحقیقات ما مشخص شد. هفته سوم نیمسال بود و با توجه به علاقه وافری که به مدیریت راهبردی داشتم زودتر از بقیه شاید حدودا 5 دقیقه قبل از شروع وقت قانونی وارد کلاس شدم. با کمال تعجب دیدم که استاد جدیدی تشریف فرما شده اند. بعد از احوالپرسی  به من فرمودند که دانشگاه شما یک عیب دارد و آن اینکه کارشناسی ارشد پیوسته است و دانشجویان چندان برایشان ملموس نیست که وارد کارشناسی ارشد شده اند. بنده هم کلی تأیید کردم. تا دانشجویان یکی پس از دیگری با کوله باری از کاغذ و قلم تا شاید یادداشتی از فرمایشات استاد بردارند، وارد شدند. لبخند های زیر لب آنها حاکی از این بود که این سومین استاد است که عوض شده و هفته آینده باید منتظر استاد دیگری باشیم. یکی از دانشجویان گفت شما سومین استاد ما هستید امیدوارم که بمانید و بدین ترتیب بود که لبخند دسته جمعی کلاس فضا را کمی تلطیف کرد. خلاصه کلاس مدیریت راهبردی ما رسماً شروع شد و هر روز بر اشتیاق ما افزوده می شد. و دریافتیم که گنجی یافته ایم که برایمان سالها دارای برکات فراوان است. خلاصه علم و اخلاق در هم آمیخته شده بود و زمان نیمسال هم داشت سپری می شد. دست به کار شدیم و طبق معمول قلم و کاغذ برداشتیم و ازدانشجویان امضاء جمع کردیم. عصرهای دوشنبه  کلاس نداشتیم، می خواستیم به مدت 4 ساعت کلاس مدیریت راهبردی را درخواست بدیم. با اشتیاق امضا شد و بدین ترتیب 2 واحد مدیریت راهبردی به 6 واحد در نیمسال دوم رسید. بالاخره تدوین استراتژی تمام شد. اما هنوز اجرا و کنترل و مکاتب مدیریت راهبردی مانده بود. هنوز نماینده کد بودم، پیشنهاد دادیم دروس اختیاری کارشناسی ارشد ما  سیستم های خبره و روش شناسی ایجاد سیستم های طلاعاتی را به آقای دکتر حاجی پور ارائه نمایند و بدین ترتیب بود که مکاتب مدیریت راهبردی و اجرا و کنترل را نیز در محضر ایشان تلمذ کردیم. وخلاصه این درس باعث شد که 5 نفر از 9 نفر کلاس دکتری قبول شوند. در پاسخ بعضی از سوالات دکتری، مدیریت راهبردی نوشتیم و نمره گرفتیم!


ادامه نوشته

چراغی روشن به یاد شهید احمدی روشن


وقتی از آنجا بازدید کردم، فهمیدم چرا اسرائیل یا به‌تنهائی و یا با همکاری آمریکا و آژانس و انگلیس، دست به ترور مصطفی زده، چون از دست مصطفی حسابی عاجز شده و دست به این اقدام زده است. مصطفی سازش ‌ناپذیر بود. اصلاً خستگی سرش نمی‌شد. هم خودش و هم دوستانش می‌گفتند که سر میز مذاکره که می‌نشست، آستین‌هایش را بالا می‌زند.
رجانیوز گفت و گویی با خانواده شهید مصطفی احمد روشن به مناسبت سالگرد شهادتش، انجام داده است که خلاصه‌ای از آن اینجا ارائه می‌شود:
پدر شهید:‌
جهادگونه خدمت کرد و خیلی از خودگذشتگی نشان داد و کارهایش را هم تقریباً به نتایجی رساند، به‌طوری که ادامه آن کارها بعد از خودش هم زیاد مشکلی نداشته باشد.
مادر شهید:
قبلا تهدید می شد ...
دو سالی بوده که به صورت‌های مختلف تهدید می‌شده است، ولی اصلاً عادت نداشت که مشکلاتش را به خانه بیاورد باعث رنجش من و پدر و همسرش بشود.


ادامه نوشته

آرام زندگی کن


كتاب: «تائو ت ِ چنگ»  نوشته:

لائوتسه : هيچ چيز در اين جهان چون آب،
نرم و انعطاف پذير نيست. با اين حال براي
حل كردن آنچه سخت است، چيز ديگري ‌ياراي
مقابله با آب را ندارد. نرمي بر سختي
غلبه مي كند و لطافت بر خشونت. همه اين
را مي دانند ولي كمتر كسي به آن عمل مي
كند. انسان، نرم و لطيف زاده مي شود و به
هنگام مرگ خشك و سخت مي شود. گياهان
هنگامي كه سر از خاك بيرون مي آورند نرم
و انعطاف پذيرند و به هنگام مرگ خشك و
شكننده. پس هر كه سخت و خشك است، مرگش
نزديك شده و هر كه نرم و انعطاف پذير،

سرشار از زندگي است. آرام زندگي كن!


به یاد یک مدیر ؛بیست دی سال مرگ امیرکبیر


امیر کبیر بدون شک یکی از مدیران لایق ایران زمین است .امروز ، بیستم دی ماه ، سالروز به قتل رسیدن اوست .

مدت صدارت امیر کبیر فقط ۳۹  ماه  بود !  سه سال و سه ماه ،با آنکه کارنامه درخشان و ماندگار !!

درهمین مدت کوتاه مدرسه ،"دارُالفُنون "را  برای آموزش دانش و فناوری جدید و روزنامه "وقایع اتفاقیه" برای گسترش اطلاعات و دانش عمومی مردم تاسیس کرد .

یکی از مهمترین ویژگی های امیر کبیر که هم منجر به قتل او هم منجر به ماندگار او در تاریخ ایران زمین شد جدیت او برای خدمت صادقانه به وطن بود .

وزیر مختار انگلیس در یکی از گزارش‌هایش می‌نویسد پول دوستی که صفت بارز ایرانیان است به هیچ وجه در امیر راهی ندارد. همه وی را فردی مورد اطمینان و غیر قابل فساد می‌دانستند. دکتر پلاک اتریشی می‌نویسد: پولهایی که به امیر می‌دادند و نمی‌گرفت همگی خرج کشتنش شد.


ادامه نوشته

یک صد خصوصیات آدمهای موفق


تمامي موفقان جهان؛   بنوعي در رفتار با هم مشترك هستند.
شما گاهي فكر مي‌كنيد كه؛ مثلا: اخلاق  اين شخص چقدر شبيه خودم و يا  فلان شخص است.
لطفا سر فرصت كافي  و با دقت؛   نكا ت زیر را بخوانيد و در مقايسه با  خودتان؛ به هر موضوع يك  ٪  یا امتياز دهيد:

 يك صد خصوصیات رفتاری در بين افراد موفق: 
1-    به خداوند ايمان دارند  و معتقدند كه ايمان مبناي همه اعجازهاست و پادزهر شكست و در همه حال شاكر خداوند هستند.
2-    داراي اهداف مشخص هستند.
3-    هميشه در پي فرصت‌هاي مناسب هستند.
4-    داراي روحيه مداومت و پشتكار هستند.
5-    در اثر بروز مشكلات متوقف نمي‌شوند.
6-     با متخصص مشورت مي‌کنند.
7-    تسليم مشكلات نمي‌شوند و سخت كوش هستند.
8-    در مقابل جواب نه، تسليم نمي‌شوند.
9-    از غير ممكن حرف نمي‌زنند.
10-      مي‌دانند كه چه مي‌خواهند.


ادامه نوشته

به او اعتمادکن ...



آتشی نمى سوزاند "ابراهیم" را
و دریایى غرق نمی کند "موسى" را

کودکی، مادرش او را به دست موجهاى "نیل" می سپارد
تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
مکر زلیخا زندانیش می کند
اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند

از این "قِصَص" قرآنى هنوز هم نیاموختی ؟!

که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد
نمی توانند

او که یگانه تکیه گاه من و توست !

پس

به "تدبیرش" اعتماد کن

به "حکمتش" دل بسپار


توصیه های اخلاقی آیت الله مجتبی تهرانی درباره محیط شغلی


محیط شغلی، ممکن است هم نقش سازندگی داشته باشد و هم نقش تخریبی
 محیط شغلی، ممکن است هم نقش سازندگی داشته باشد و هم نقش تخریبی، این در ربط با نفس شغل است و ما در روایاتمان هم این مطلب را داریم. شغلی انتخاب کنید که بر روی روح شما نقش تخریبی نداشته باشد، بلکه بر عکس، شغلی انتخاب کنید که بر روی روح شما نقش سازندگی داشته باشد.

شغلم بد نیست، محیط شغلی‏ ام بد است
شغلم بد نیست، محیط شغلی ام بد است. این محیط، روی انسان نقش دارد. دقیقاً در معارف ما اینها آمده است. حالا من به عنوان نمونه عرض می‏ کنم که ما هم از نظر محیط شغلی و هم از نظر شهری در انتخاب شهر، به روایاتی برخورد می‏ کنیم که عجیب است. ما روایاتی داریم که از سعادت شخص این است که شغل او در شهر خودش باشد. روایت از زین‏ العابدین(صلوات‏ الله‏ علیه) است: «قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ: إِنَّ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ أَنْ يَكُونَ مَتْجَرُهُ فِي بَلَدِهِ وَ يَكُونَ خُلَطَاؤُهُ صَالِحِينَ وَ يَكُونَ لَهُ وُلْدٌ يَسْتَعِينُ بِهِم» از سعادت فرد این است که محل کسب و کارش در شهر خودش بوده و با نیکان رفت و آمد داشته باشد و فرزندانی داشته باشد که کمک‏ کارش باشند.


ادامه نوشته

تفکر انتقادی چیست؟


احتمالاً بارها با واژه "تفکر انتقادی" برخورد کرده اید، اما معنی آن چیست؟ بعضی افراد ممکن است تصور کنند که به ایراد گرفتن و اشکال تراشی از ایده های دیگران برمی گردد اما معنی این اصطلاح این نیست. به طور کلی، تفکر انتقادی ایجاد و پرورش یک فاصله احساسی و عقلانی بین خودتان و ایده ها و نظرات است—چه این نظرات متعلق به خودتان باشد چه دیگران—تا بتوانید حقیقت، اعتبار، و معقول بودن مسئله ای را بهتر ارزیابی کنید.

تفکر انتقادی تلاش برای ایجاد ارزشیابی هایی منطقی و قابل اطمینان است تا ببینیم که چه چیزی را می توانیم منطقی باور کنیم و چه چیز را نمی توانیم. در تفکر انتقادی از ابزارهای علم و استدلال استفاده می شود چون در آن ارزش شک گرایی به ساده لوحی یا تعصب، منطق بر ایمان، علم بر فرضیه و عقلانیت بر خواسته اندیشی نشان داده می شود.

با توضیح برخی از خصوصیات و ویژگی های لازم برای منتقدانه فکر کردن، توضیح مفهوم تفکر انتقادی نیز ساده تر خواهد شد.


ادامه نوشته

چه کسی تمام نعمت دنیا را دارد ؟


آیا تاکنون از خود سوال کرده‌اید که واقعا "چه کسی تمام نعمت‌های دنیا را داراست"؟ اگر این سوال برایتان پیش آمده عمیق فکر کنید و اگر پاسخش را می‌خواهید احادیث زیر را بخوانید.

به گزارش ایسنا، پیامبر عزیز اسلام حضرت محمد(ص) در پاسخ به این پرسش می‌فرمایند: "هر که شب و روز خود را سپری کند و از سه چیز برخوردار باشد نعمت دنیا بر او تمام شده است: کسی که صبح و شامش را در تندرستی و آسایش خاطر گذراند و خوراک روز خود را داشته باشد و اگر چهارمین نعمت را هم داشته باشد، نعمت دنیا و آخرت را کامل دارد و آن(چهارمین) نعمت ایمان است.

همچنین آن حضرت خطاب به اباذر فرمودند: "ای اباذر! دو نعمت است که بسیاری از مردم نسبت به آن غافل می‌شوند، یکی نعمت سلامتی و دیگری فراغت و فرصتی است، که برای انسان در ایام مناسب فراهم می‌شود2!

امام صادق(ع) نیز در حدیثی زیبا می‌فرمایند: "نعمت دنیا، امنیّت و تندرستی است و نعمت کامل در آخرت، وارد شدن به بهشت است و بنده‏‌ای‏ که به بهشت نرود هرگز نعمت بر او کامل نشده‏‌ است3".

مولای متقیان حضرت علی(ع) با بیان این‌که «چون نشانه‌های نعمت پروردگار آشکار شد، با ناسپاسی نعمت‌ها را از خود دور نسازید» می‌فرمایند: "دو نعمت برای ما مجهول و قدر و منزلت آنها ناشناخته است، یکی سلامتی و دیگری امنیت4".
1- تحف‌العقول: 36 منتخب میزان الحکمة: 564
2- میزان الحکمة جلد 14
3- معانی الأخبار: 408 / 87 منتخب میزان الحکمة: 564
4- نهج البلاغه؛ حکمت 13

وقتی خدا به قولش عمل می‌کند


"من حدودا  ۲۱  یا ۲  سالم بود، مشهد زندگی می کردیم، پدر و مادرم کشاورز بودند با دست های چروک خورده و آفتاب سوخته، دست هایی که هر وقت اون ها رو می دیدم دلم می خواست ببوسمشان، بویشان کنم، کاری که هیچ وقت اجازه آن را به خود ندادم با پدرم بکنم اما دستان مادرم را همیشه خیلی آرام مثل "ماش پلو"که شب عید به شب عید می خوردیم بو می کردم و در آخر بر لبانم می گذاشتم.
 
استادمان حالا قدری هم با بغض کلماتش را جمله می کند: نمی دونم بچه ها شما هم به این پی بردید که هر پدر و مادری بوی خاص خودشان را دارند یا نه؟ ولی من بوی مادرم را همیشه زمانی که نبود و دلتنگش می شدم از چادر کهنه سفیدی که گل های قرمز ریز روی آن ها نقش بسته بود حس می کردم، چادر را جلوی دهان و بینی‌ام می گرفتم و چند دقیقه با آن نفس می کشیدم...
 
اما نسبت به پدرم مثل تمام پدرها هیچ وقت اجازه ابراز احساسات پیدا نکردم جز یک بار، آن هم نه به صورت مستقیم.


ادامه نوشته

حکایت : علم شیخ جنید وبهلول


آورده‌اند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند او مردی دیوانه است. گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و در مقام حیرت مانده سلام کرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه کسی (هستی)؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی. فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟ عرض کرد آری. بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟ عرض کرد اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم.

بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود تو می‌خواهی که مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی و به راه خود رفت. مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید. بهلول پرسید چه کسی؟ جواب داد شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمی‌داند. بهلول فرمود آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟ عرض کرد آری.
 

ادامه نوشته

بیست وسه نکته برای غلبه بر خشم


1) خود را دوست داشته باشید تا هرگز گرفتار خشم‌های مخرب نخواهید شد.
۲ ) خود را از شر توقعاتی که از دیگران دارید نجات دهید.
۳ ) رفتارهای خشم برانگیز را بررسی کنید و راهی صحیح برای ابراز احساسات خود بیابید.
۴ ) در هنگام عصبانیت سعی کنید پیش کسی بروید که برای او احترام خاصی قایل هستید و او را دوست دارید.
۵ ) لحظات عصبانیت خود را با قید زمان و مکان و واقعه‌ای که باعث عصبانیت شما شده یادداشت کنید.
۶) از شخصی که دوستش دارید بخواهید تا هنگام عصبانیت‌، به شما با گفتار یا اشاره‌های توافق شده‌، هشدار دهد.
۷ ) پس از بروز خشم اعلام کنید که خطا کرده‌اید.


ادامه نوشته

کلیدهای توفیق


برای موفق شدن لازم است: همتی برآورده و توبه نموده، سپس به مراقبه و محاسبه بپردازید به این نحو که:

۱-هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید، قصد جدی کنید که: هر عملی که پیش آید، رضای خدا، عز اسمه را مراعات خواهم کرد. آن وقت در هر کاری که می‌خواهید انجام دهید، نفع آخرت را منظور خواهید داشت و همین حال را تا شب، وقت خواب، ادامه خواهید داد.

۲-وقت خواب، چهار - پنج دقیقه‌ای در کارهایی که روز انجام داده‌اید، فکر کرده و یکی یکی از نظر خواهید گذرانید، هر کدام مطابق رضای خدا انجام یافته، شکر بکنید و هر کدام، تخلف شده استغفار بکنید و این رویه را هر روز ادامه دهید. این روش اگر چه سخت و در ذائقه نفس تلخ می‌باشد، ولی کلید نجات و رستگاری است.

۳- هر شب، پیش از خواب، اگر توانستید، سور مسبحات یعنی: سوره حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن را بخوانید و اگر نتوانستید، تنها سوره حشر را بخوانید.

۴- اگر یک کاه برداری، در همه عالم(هستی) اثر می گذارد!»؛ (پس گناه کردن چه اثری بر هستی می گذارد؟)

۵-ما بزرگ ترین و مهم ترین کاری که در عالم داریم و هیچ کاری از اطوار و شئون زندگی ما مهمتر از آن نیست، این است که خودمان را درست بسازیم.

۶- درس اخلاق، گفتنی نیست، عمل است.

۷-گاهی یک عصبانیت، بیست سال انسان را به عقب می اندازد. عناوین دنیوی، اگر وفا و دوام داشته باشند تا لب گورند و نوعاً هم، بی‌وفا هستند، بعد از آن مائیم و ابد ما.


ادامه نوشته