ولايت فقيه تجلّى مديريت دينى است

آیت الله مهدي هادوي تهراني با بيان اينكه فقيه بر امت به عنوان مديرى كه مجموعه‏ حركت جامعه را به سوى آرمان‏هاى اسلامى سوق مى‌دهد، ولايت دارد، اظهار داشت: در واقع، «ولايت» تجلّى همان مديريت دينى است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی رسالات، آیت الله هادوي تهراني استاد سطح عالي خارج فقه و اصول حوزه علميه قم در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: از ديدگاه شيعه، ولايت فقيه در عصر غيبت ادامه‏ ولايت امامان معصوم ‏(ع) است، همان گونه كه ولايت آنها در امتداد ولايت نبى اكرم ‏(ص) قرار دارد و در رأس جامعه‏ اسلامى و در مقام مديريت كلان آن بايد يك اسلام شناس قرار گيرد كه اگر معصوم ‏(ع) حضور داشت، شخص او و اگر نبود، فقيهان اين مسئوليت را بر عهده خواهند داشت.

وي افزود: اين ديدگاه از نتايج پذيرش اين نكته است كه وظيفه‏ اصلى حكومت از ديدگاه اسلام، بسط ارزش‏ها و احكام الهى در جامعه است و براى تحقّق چنين آرمانى نياز است در بالاترين مصدر تصميم‌گيرى، شخصى آگاه به دين قرار گيرد. البته بدون شك اين شخص بايد از اوضاع خارجى نيز مطلع و توانايى اداره‏ جامعه را نيز دارا باشد.

عضو شوراي عالي مجمع جهاني اهل البيت عليهم السلام و رئیس مؤسسه رواق حکمت با بيان اينكه اهميت بحث ولايت فقيه تا آنجا است كه برخي از فقها تصريح كرده‌اند، مسئله ولايت فقيه، امري اجماعي و مورد اتفاق فقيهان شيعه است، خاطرنشان كرد: آنان اصل ولايت فقيه را قبول داشته‌اند و گفته‌اند بايد فقيهي وجود داشته باشد تا زمامداري امور جامعه اسلامي و اجراي احكام الاهي در عصر غيبت را بر عهده بگيرد؛ به طور مثال شيخ مفيد پيرامون اجراي حدود الاهي توسط فقيه عادل مي‌گويد «اما مسئله اجراي حدود الاهي، مربوط به سلطان و حاكم اسلامي است كه از سوي خداوند متعال نصب مي‌شود؛ اينها عبارتند از امامان هدايت آل محمد (ص) و كساني كه ائمه آن‌ها را به عنوان امير يا حاكم نصب كنند و ائمه اظهار نظر در اين مطلب را به فرض امكان آن، به فقهاي شيعه و پيرو خود واگذار كرده‌اند».

وي ادامه داد: به بيان ديگر نظريه ولايت فقيه برخاسته از متن دستورات امامان معصوم (ع) است؛ با آغاز دوره غيبت كبري در سال 326 هـ عالمان بزرگى؛ نظير شيخ صدوق، شيخ مفيد و سيد مرتضى و شيخ طوسى نيازهاى جامعه اسلامي را نسبت به تعليم معارف اسلامى بر اساس مقتضيات زمان و مكان را بر آورده‏اند.

عضو هيئت امناي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي گفت: فقها در برابر هجوم دشمنان، از حقايق نورانى اسلام به خوبى دفاع كرده‏اند. اجتهاد در فقه، تبيين اصول عقايد، اخلاق، تاريخ، تفسير قرآن، تدريس علوم اسلامى، تبليغ دين، تربيت دينى جامعه، تهذيب اخلاق مردم و مبارزه با ظلم و ستم استبداد از مهم‏ترين كاركردهاى آنان بوده است.

وي ادامه داد: در زمان غيبت كبري، عالمان و فقيهان بزرگ سرپرستي و اداره جامعه شيعي را بر عهده داشتند از جمله؛ قديمي‌ترين اين افراد كه نظريات وي در اين باب موجود است، مرحوم شيخ مفيد است.

هادوي تهراني افزود: شيخ مفيد كه از فقهاى بزرگ تاريخ شيعه در قرن چهارم و پنجم هجرى است؛ تمام سخنان اين فقيه بزرگ جهان اسلام از پذيرش اصل ولايت فقيه و اينكه فقيهان متكفّل زمامدارى امور جامعه اسلامى در عصر غيبت از سوى امامان معصوم ‏(ع) هستند، حكايت دارد و اين كلمات گهربار كه بيش از هزار سال از تاريخ آن مى‌گذرد، همچنان مى‌درخشد، هر چند كه برخى درخشش آن را نمى‌بينند، يا نمى‌خواهند ببينند.

وي گفت: بعد از شيخ مفيد عالمان ديگر، يكى پس از ديگرى، در مورد ولايت فقيه و حدود اختيارات آن بحث كرده‏اند؛ از جمله آن‌ها مى‏توان به شيخ ابوالصلاح حلبى، ابن ادريس حلى، محقق حلى، محقق كركى، مولى احمد مقدس اردبيلى، جواد بن محمد حسينى عاملى، ملااحمد نراقى، مير فتاح عبدالفتاح بن حسينى مراغى، صاحب جواهر، شيخ مرتضى انصارى، حاج آقا رضا همدانى، سيد محمد بحر العلوم، آيت‌اللَّه بروجردى، آيت‌اللَّه شيخ مرتضى حائرى و امام خمينى (ره) اشاره كرد.

هادوي تهراني در پايان خاطرنشان كرد:‌ نظريات شهيد اول، شهيد ثاني و علامه مجلسي نيز در باب ولايت فقيه موجود است؛ و بايد گفت فقيه بر امت به عنوان مديرى كه مجموعه‏ حركت جامعه را به سوى آرمان‏هاى اسلامى سوق مى‌دهد، ولايت دارد و در واقع، «ولايت» تجلّى همان مديريت دينى است.

اين محقق علوم اسلامي در پاسخ به اين سئوال كه معناي نصب الاهي در ولي فقيه چيست؟، گفت: مقصود از كلمه نصب در عبارت «نصب الاهي ولي فقيه»؛ يعني شارع مقدّس ولي فقيه را به عنوان ولي و زمامدار امور جامعه اسلامي برمي‌گزيند؛ و اين، يعني همان مقام ولايت الاهي ، اما على رغم پذيرش نظريه انتصاب اگر بخواهيم قانونى براى جامعه وضع كنيم كه اختصاص به زمان و مكان خاصى نداشته باشد، راهى جز پذيرش انتخاب مردم، نخواهيم داشت. البته در اينجا انتخاب به روح «تعيين فقيه واجد شرايط» صورت مى‌گيرد، نه به روح «تعيين ولىّ از ميان فقهاى واجد شرايط» كه در نظريه انتخاب مطرح است؛ يعنى مردم فقيهى را كه حائز شرايط ولايت است، مى‏يابند و بر مى‌گزينند؛ نه اينكه از ميان حائزان شرايط، با انتخاب خود ولىّ را تعيين كنند.

   
دوشنبه 26 مهر 1389 ساعت 13:24
منبع :http://www.hadavi.info/fa/component/content/article/24-safar-rahbari-be-qom/486-1389-07-26-09-55-03.html