دوازده  اعتقاد رهبران بزرگ

چه چیزی باعث مهارت یک مدیر شده و او را پرآوازه می‌کند؟ من برای پیدا کردن جواب این سوال تحقیقات زیادی انجام داده‌ام که به زودی در قالب کتابی تحت عنوان «مدیر خوب، مدیر بد» منتشر خواهد شد.
 همیشه تلاش کرده‌ام نوشته‌هایم بر پایه شواهد و مدارک باشد و به همین خاطر از پند و اندرز دادن که به اثربخشی آن مطمئن نیستم، پرهیز می‌کنم. سعی من بر این بوده که از رفتارها و تکنیک‌هایی که ریشه در تحقیقات اصولی و اساسی دارد، پیروی کنم. همیشه تصورم این بود که هر فردی می‌تواند با الگو گرفتن از رفتارها و تکنیک‌های مدیران خوب و پرهیز از خطاهای مدیران بد و ناکارآمد به فردی موفق در مدیریت و ریاست دیگران تبدیل شود، اما تدریجا به این نتیجه رسیدم که اگر فردی دارای انسجام فکری مشخصی نباشد، پیروی یک فرد از رفتارها و تکنیک‌های آموزشی دنیا نمی‌تواند او را به یک ريیس موفق و بامهارت تبدیل کند.
مطالعات، تحقیق‌ها، تجربیات ویژه و همفکری با بسیاری از مدیران در زمینه‌های مختلف، امکان شناسایی برخی باورهای کلیدی مدیران موفق را برای من میسر کرد؛ باورهایی که توسط مدیران بد و ناموفق رد شده یا حتی می‌توان گفت به ذهنشان هم خطور نکرده است. حالا برخی از آن باورها به صورت شسته و رفته در یک بسته 12 تایی ارائه مي‌شود:
1. من یک ادراک ناقص و خدشه‌‌دار از احساسات کسانی که برای من کار می‌کنند، دارم.
2. موفقیت من و افرادم ارتباط مستقیمی با مهارت در انجام کارهای بدیهی و مشخص دنیوی دارد، نه با کارهای اسرارآمیز، مبهم یا ایده‌ها و متدهای خارق‌العاده.
3. داشتن هدف‌های بلندپروازانه و تعريف شده از اهمیت زیادی برخوردار است، اما فکر کردن زیاد به آنها بی‌فایده است. من ارج نهادن به موفقیت‌های کوچک را وظیفه خودم می‌دانم و این کار، افراد مرا قادر می‌سازد که هر روز پیشرفت کوچکی داشته باشند.
4. برقراری یک تعادل ظریف بین رک‌گویی و عدم صداقت یکی از مهم‌ترین و مشکل‌ترین بخش‌های کار است.
5. یکی از وظایف من، حمایت کامل از افراد زیرمجموعه با سپر کردن خود در برابر مداخله‌ها، مزاحمت‌ها و اظهارنظرهای به درد نخور از طرف مقام‌های مختلف است؛ اما در عین حال، همیشه سعی من بر این است که از تحمیل خواسته‌های ناپخته خود به آنها خودداری کنم.

ادامه نوشته

اولين سال، سال سرنوشت

نيازي نيست اندازه‌‌هاي كسب و كار خود را آن قدر بزرگ كنيد كه نتوانيد آن را به سال دوم برسانيد. يك كارآفرين با سابقه به نام بري تامسن از تجربياتش مورد مديريت فعاليت اقتصادي مي‌گويد: او كه از 10سالگي كار خود را با فروش ليموناد به كارگران ساختماني شروع كرد، با فروش محصولات آموي و آوون و رساندن پيتزا به درب منزل‌ها ادامه داد و توانست تعدادي از فعاليت‌هاي اقتصادي را براي خود بنيان‌گذاري كند كه طيف وسيعي از فعاليت‌ها از توليدكننده كوچك تا عرضه‌كننده خدمات به ساير كسب و كارها را شامل مي‌شد.
 او طي يك دوره حدودا سي ساله به عنوان يك كارآفرين با بسياري از مشكلاتي كه طي يك سال اول شروع يك فعاليت اقتصادي رخ مي‌نماياند، مواجه شد. يكسال اول شروع، دوره‌اي است كه بخش اعظم كسب و كارها در آن با شكست مواجه مي‌شوند.
تامسن كه ماهنامه آيديالتر را نيز در مورد كسب و كارهاي كوچك منتشر مي‌كند، به تازگي كاتالوگي از مشاهدات خود را منتشر كرده و در آن درباره اموري كه با راه‌اندازي يك كسب و كار دچار مشكل مي‌شوند، نوشته است.
او به تازگي درباره چگونگي ادامه حيات اقتصادي در آن 12ماه سرنوشت‌ساز با بيزينس و يك مصاحبه كرده است. ترجمه اين مصاحبه را در زير مي‌خوانيد:
*در اولين سال چه اتفاقي روي مي‌دهد كه آن را به سال برد يا باخت براي يك كسب و كار كوچك تبديل مي‌كند؟

ادامه نوشته

چرا کارمندان جدید مشکلات تازه‌ای را با خود به مجموعه وارد می‌کنند؟

با کمرنگ‌تر شدن فرصت‌های استخدامی طولانی مدت و تبدیل شدن نیروی کار فعلی به نیرویی سیار، بسیاری از شرکت‌ها به دنبال به‌کارگیری کارکنان با تجربه‌ای هستند که به سرعت سطح عملکرد کار را بالا ببرند، اما بر اساس تحقیقات دانشگاه وارتون چنین کارکنانی اغلب از محیط‌های کاری سابق خود مشکلاتی را با خود به همراه مي‌آورند که ممکن است اهمیت تجربه کاری آنها را خنثی کند.
 گاهی بهتر است شرکت‌ها برای کارآموزی نیروهای تازه و کم تجربه سرمایه‌گذاری کنند تا بتوانند کنترل بیشتری بر چگونگی تطبیق کارکنان با استراتژی‌ها و فرهنگ محیط کاری خودشان اعمال کنند. نتایج این تحقیق نشان داد که آموزش کارکنان بهره‌وری بیشتری دارد تا استخدام کارکنان باتجربه‌ای که ممکن است از فضاهای سازمانی متفاوتی آمده باشند.
یکی از استادان رشته مدیریت دانشگاه، نانسی روتبارد، نویسنده مقاله پژوهشی: «تجربیات قبلی: چگونه سابقه کاری بر عملکرد شغلی اثر می‌گذارد.» می‌گوید: «مدیران منابع انسانی اغلب می‌خواهند افرادی را استخدام کنند که در حوزه‌ای مربوط و با نیاز به مهارت‌های مشابه کار کرده باشند. از دیدگاه سرمایه‌های انسانی این مساله قابل توجیه است، اما آیا کارکنان جدید فقط با خود تجربه و مهارت به محیط جدید مي‌آورند؟ آیا تجربیات دیگری چه مثبت و چه منفی به آنها انتقال پیدا می‌کند؟ » روتبارد این مقاله پژوهشی را به کمک جینا دوکو از دانشکده بازرگانی استرن در دانشگاه نیویورک و استفانی ال. ویلک از دانشکده بازرگانی دانشگاه اوهایو نوشته است.
نویسندگان این مقاله براساس نظریه‌های روان‌شناختی، درخواست‌های شغلی افراد و سابقه کاری آنها را در مرکز ارتباطات یک شرکت بزرگ بیمه املاک و حوادث مورد بررسی قرار دادند. پژوهشگران نه تنها تاثیر استخدام نیروی کار ماهر و متخصص را ارزیابی کردند، بلکه واکنش‌های شناختی و رفتاری افراد را در جریان سوابق کاری دیگرشان نیز بررسی کردند.
وقتی تجربه بیشتر به معنای موفقیت کمتر است
در اوایل فرآیند این پژوهش وقتی روتبارد و همکارانش با مدیران مختلف مصاحبه می‌کردند، دریافتند که مساله انتقال مشکلات از یک سازمان به سازمان دیگر دائما در جریان این مباحثات مطرح می‌شود. یکی از مدیران ارشد منابع انسانی به تیم پژوهش گفته بود: «ما تلاش کردیم که از شرکت‌های رقیب نیرو استخدام کنیم و برای جذب تجربيات بیشتر هزینه کنیم، اما همین نیروها از همه ناموفق‌تر بودند» و در نقل قولی از یکی دیگر از همین مدیران در این مقاله می‌نویسند: «افراد زیر بار مشکلاتی که از محیط‌های قبلی با خود دارند، فرسوده می‌شوند.»
روتبارد تجربه یکی از شرکت‌های بیمه را ذکر می‌کند که کارمندی متخصص و با مهارت را از شرکت بیمه دیگری استخدام کرده بود. شرکت جدید کیفیت بهتری داشت و بر ارائه خدمات بیشتر و رفاه مشتریان تمرکز داشت، اما کارمند بیمه استخدام شده، سابقا در شرکتی کار می‌کرد که مجبور بود هزینه‌ها را محدود نگه دارد و روتبارد می‌گوید که کارمند بیمه ناخودآگاه در محاسبه مبلغ خسارت به مشتریان سختگیری می‌کرد، اگر چه این کارش با استراتژی‌ها و فرهنگ شرکت جدید بسیار متفاوت بود.

ادامه نوشته

چهل عادت آدم های موفق

کريگ هارپر؛ نويسنده، محقق، مقاله نويس، مجري راديو و تلويزيون و يک سخنران حرفه اي است. در 25 سال گذشته، او با کارهايش به عنوان يک کارشناس حرفه اي موفقيت در حوزه هاي شخصي و اجتماعي معرفي شده. هاپير يک سايت هم درباره سخنراني موثر دارد که در آن نوشته: من خواسته ام بخش هاي مهم کتاب هاي کمکي که تا به حال خوانده ام و تجربه هايي که در زندگي ام داشته ام را به صورت 40 نکته کليدي فشرده کنم و در اختيار ديگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا کتاب هايي که در سطح جهاني فروخته مي شوند و درباره خودياري هستند ممکن است براي بعضي ها قابل استفاده باشند ولي من مايلم چيزي بنويسم که براي همه مفيد واقع شود.» حالا اين شما و اين هم 40 توصيه کريگ هارپر. بخوانيد و قضاوت کنيد.
1) فرصت هايي را مي بينند و پيدا مي کنند که ديگران آنها را نمي بينند.
2) از مشکلات درس مي گيرند، در حالي که ديگران فقط مشکلات را مي بينند.
3) روي راه حل ها تمرکز مي کنند.
4) هوشيارانه و روشمندانه موفقيت شان را مي سازند، در زماني که ديگران آرزو مي کنند موفقيت به سراغ شان آيد.
5) مثل بقيه ترس هايي دارند ولي اجازه نمي دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.
6) سوالات درستي از خود مي پرسند. سوال هايي که آنها را در مسير مثبت ذهني و روحي قرار مي دهد.
7) به ندرت از چيزي شکايت مي کنند و انرژي شان را به خاطر آن از دست نمي دهند. همه چيزي که شکايت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسير منفي بافي و بي ثمر بودن است.
8) سرزنش نمي کنند (واقعا فايده اش چيست؟) آنها مسووليت کارهايشان و نتايج کارهايشان را تماما به عهده مي گيرند.
9) وقتي ناچارند از ظرفيتي بيش از حد ظرفيت شان استفاده کنند هميشه راهي را براي بالا بردن ظرفيت شان پيدا مي کنند و بيشتر از ظرفيت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتري استفاده مي کنند.
10) هميشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامي که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ريزي مي کنند و فکر مي کنند تا وقتي که کارشان را انجام مي دهند استرس کمتري داشته باشند.
11) خودشان را با افرادي که با آنها هم فکر هستند متحد مي کنند. آنها اهميت و ارزش قسمتي از يک گروه بودن را مي دانند.
12) بلندپرواز هستند و دوست دارند حيرت انگيز باشند. آنها هوشيارانه انتخاب مي کنند تا بهترين نوع زندگي را داشته باشند و نمي گذارند زندگي شان اتوماتيک وار سپري شود.

ادامه نوشته

به دور دنیا سفر کنید تا میلیاردر شوید!

یکی از موسسان و ريیس شرکت معروف نایکی، فیلیپ‌هامپسون نایت با ثروت 2/8 میلیاردی خود در حال حاضر پنجاه و دومین فرد ثروتمند دنیا محسوب می‌شود. وی در سال 2004 از مقام مدیریت ارشد اجرایی شرکت استعفا داد؛ اما در پست ریاست شرکت باقی ماند.
نایت درست پس از فارغ‌التحصیلی از اورگان به ارتش رفت و به مدت یک سال در آن جا به شکل فعال و 7 سال به شکل رزرو به خدمت مشغول شد. اورگان پس از یک سال خدمت فعال در ارتش، به مدرسه تجارت استنفورد رفت، در دوران تحصیل و در کلاس کسب و کار فرانک شالنبرگ به عشق دیگری در زندگی‌اش جدای از ورزش پی برد. او فهمید که یک کارآفرین است. اورگان در مقاله‌ای در مجله استنفورد چنین می‌گوید: «این کلاس جرقه‌ای در ذهن من زد... شالنبرگ نوع شخصیت افرادی که کارآفرین بودند را توصیف کرد و من متوجه شدم که او در مورد من حرف می‌زد. من به خودم می‌گفتم: این واقعا کاری است که من می‌خواهم انجام دهم.» نایت در این کلاس می‌بایست یک برنامه کسب و کار طراحی می‌کرد. او در آن سال‌ها مقاله ای نوشت که دروازه ورود او به سمت فروش کفش‌های دوندگی بود. فیلیپ نایت در سال 1962 با مدرک MBA از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. او پس از فارغ‌التحصیلی به سفری دور دنیا رفت و در نوامبر سال 1962 در شهر کوب ژاپن توقف کرد و آن جا بود که با برند تایگر برای کفش‌های دوندگی که توسط شرکت اونیتسوکا در کوب ساخته می‌شدند، آشنا شد. نایت که از کیفیت بالا و قیمت پایین این کفش‌ها شگفت زده شده بود موفق شد تماسی با آقای اونیتسوکا گرفته و با او قرار ملاقاتی بگذارد. نایت در انتهای این قرار ملاقات توانست حق توزیع کفش‌های دوندگی تایگر را برای فروش در غرب ایالات متحده آمریکا دریافت کند.
حدود یک سال طول کشید تا نخستین نمونه‌های تایگر برای نایت فرستاده شوند. او طی این زمان در یک شرکت در پورتلند اورگان به عنوان حسابدار مشغول به کار شد و زمانی که محموله نمونه کفش‌ها را دریافت کرد، دو جفت از آنها را با این امید که بتواند آنها را به فروش برساند برای بیل بوئرمن در یوجن فرستاد تا تایید او را بگیرد. بوئرمن در کمال شگفتی نایت نه تنها از کفش‌های تایگر سفارش داد، بلکه به او پیشنهاد شراکت داد تا چندین ایده طراحی برای کفش‌های دوندگی بهتری را ارائه کند. نایت و بوئرمن نهایتا در 25 ژانویه 1964 شراکت خود را با تاسیس شرکت لوازم ورزشی روبان آبی که بعدها منشا خلق «نایکی» شد، آغاز کردند. تا سال 1969 نایت با فروش اولیه خوب این محصولات توانست شغل حسابداری خود را رها کرده و به شکل تمام وقت برای شرکت روبان آبی مشغول به کار شد.

ادامه نوشته

نود و نه نکته بازاریابی برای کلیه کسب و کارهای خرد و کلان

۱) نگذارید روزتان بدون پرداختن به حداقل یک فعالیت بازاریابی شب شود.
۲) درصدی از درآمد ناخالص خود را به عنوان بودجه سالیانه بازاریابی تعیین کنید.
۳) هر سال اهداف خاص بازاریابی را تعیین و هر سه ماه یک بار آنها را ارزیابی و تنظیم نمایید.
۴) یک پوشه برای نگهداری ایده های بازاریابی اختصاص دهید.
۵) هر روز و هر ساعت کارت ویزیت را همراه تان داشته باشید.
۶) یک سنجاق سینه شخصی با آرم شرکت تان طراحی کنید و در جلسات به کت خود بزنید.

▪ بازار هدف

۷) نسبت به تحولاتی که شاید روی بازار هدف، محصول یا استراتژی بازاریابی شما تاثیر بگذارد، هوشیار باشید.
۸) مطالعات تحقیق بازاریابی درباره حرفه، صنعت، محصول و گروه های بازار هدف خود را بخوانید.
۹) آگهی های رقبای خود را گردآوری کنید و با مطالعه آنها، اطلاعاتی درباره استراتژی، ویژگی ها و مزایای محصولات آنها به دست آورید.
۱۰) از مشتریان بپرسید چرا شما را انتخاب کردند و خواستار توصیه هایی برای بهبود کیفیت شوید.
۱۱) از مشتریان سابق بپرسید چرا شما را رها کردند.
۱۲) بازار جدیدی شناسایی کنید.
۱۳) به یک فهرست پستی مربوط به حرفه تان بپیوندید.

▪ توسعه محصول

۱۴) یک خدمت، تکنیک یا محصول جدید ارائه دهید.
۱۵) نسخه ای ساده تر، ارزان تر یا کوچک تر از محصول یا خدمت خود پدید آورید.
۱۶) نسخه ای شکیل تر، گران تر، سریع تر یا بزرگتر از محصول یا خدمت خود ارائه دهید.
۱۷) خدمات خود را بهنگام کنید.

ادامه نوشته

مغایرتهای زمان ما   


Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time;
ما امروزه خانه های بزرگتر اما       خانواده های کوچکتر داریم؛
راحتی بیشتر اما زمان کمتر

we have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment;
مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛
آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم؛
 
We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness.
متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛
داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر

We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom.
بدون ملاحظه ایام را میگذرانیم، خیلی کم میخندیم، خیلی تند رانندگی میکنیم، خیلی زود عصبانی میشویم، تا دیروقت بیدار میمانیم، خیلی خسته از خواب برمیخیزیم، خیلی کم مطالعه میکنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه میکنیم و خیلی بندرت دعا میکنیم.
 
We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often.    
چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت میکنیم، به اندازه کافی دوست نمیداریم و خیلی زیاد دروغ میگوییم.

ادامه نوشته

آیا می خواهید پولدار شوید؟!

رویاهای بزرگی در سر داشته باشید. افکار بزرگ زندگی شما را متحول خواهد ساخت....
۱) رویاهای بزرگی در سر داشته باشید. افکار بزرگ زندگی شما را متحول خواهد ساخت.
۲) یک تصویر خاص از مقصد مسیر خود در ذهن تان ترسیم کنید. هر اندازه این تصویر مشخص تر و خاص تر باشد امکان دستیابی شما به آن بیشتر خواهد بود.
۳) به گونه ای رفتار کنید که گویی شما مالک کسب و کارتان میباشید. ولو آنکه برای شخص و شرکت دیگری کار میکنید. این نگرش شما بذرهای موفقیت و استقلال شغلی را در سرنوشت شما خواهد کاشت.
۴) شغل خود را دوست داشته باشید. چنانچه به آن علاقه مند نمیباشید آن را رها کنید. با "نه" گفتن به شغلی که تنها برای پول انجامش میدهید شغل دلخواه خود را همچون آهن ربا جذب خود خواهید کرد.
۵) یک گروه خوش فکر تشکیل دهید. با افرادی که متعهد به ایجاد یک شغل بزرگ هستند جلسه تشکیل دهید. اندیشه ها و ایده های خود را با یکدیگر در میان بگذارید و از یکدیگر پشتیبانی کنید.
۶) همواره ضوابط اخلاق کاری را رعایت کنید.

ادامه نوشته

دوازده روش برای ایجاد خلاقیت و ایده های بزرگ در ذهن

خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان میشود. اما معمولا سـخت ترین مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به سمت پیشرفت راهنمایی کرده..
خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان میشود. اما معمولا سـخت ترین مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به سمت پیشرفت راهنمایی کرده و فردایی روشن را برایمــان به ارمغان می آورند. با به کارگیری اصولی که دراین قسمت برای شما شرح می دهیم می تـوانـیـد یـک تـجارت بزرگ و بی نقص راه اندازید. ما متاسفانه ذهن خود را به انجام این امور عادت نداده ایم. این امر سبب میشود تـا توانایی خـود را بـرای دامـن دادن بـه تـصورات و تخیلات از دست داده و در نـتـیـجه قـدرت تـخـیـل خـود را به کار نگیریم. به همین دلیل فرصتهای بی شماری را به آسانی از دست می دهیم.
ایـده های بـزرگ از مـحـلی فـــرای باورهای شخصی نشات می گـیـرند. بـاید بـه دوردسـت هــا بنگرید و افکار متفاوت را آزمایش کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید.
عده ای بـــا به کار نگرفتن ذهن خود آنرا به طرز وحشتناکی بی حس و کرخت می کنند، چنین رفتاری باعث می شود درخت افکار شما هیچ گاه به بار ننشیند.
۱) زیاد مطالعه کنید
ذهن شما همانند بدنتان برای اینکه رشد پیدا کرده و پرورش یابد نیازمند تمرین و تحرک است، و چه تمرینی بهتر از کتاب خواندن. سعی کنید با افکار و عقاید انسان های موفق در طول تاریخ آشنا شوید. شرح حال و تاریخچه زندگی هر یک از آنها را مرور کنید و از آن درس بگیرید. با مطالعه این کتب می توان حدس زد که چگونه این افراد بزرگ ذهن خود را برای رسیدن به بهترین ها پرورش داده بودند. همچنین می توانید مجلاتی نظیر تجارت و یا اقتصاد روز را نیز مطالعه کنید. با آگاهی از نظرات دیگران پیرامون مسایل مختلف شما سطحی نگری را کنار می گذارید و با یک دید عمقی به موضوعات مختلف می نگرید.
۲) فرصت هایی را که در آن ذهن شما خلاق است از دست ندهید
شاید بروز بسیاری از مسائل را به شانس واگذار می کنید. تصور شما نادرست است. شاید بعضی مواقع حس می کنید که مغزتان اصلا کار نمی کند و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد. اما مواقعی هم وجود دارد که ذهنتان به قدری فعال است که می خواهید انیشتن را به رقابت دعوت کنید. تنها مشکل موجود این است که این زمان طلایی مواقعی که شما به آن نیاز دارید، ظاهر نمیشود. زمانی که ذهن در حال فوران است تا آنجا که می توانید به افکار خود پر و بال دهید. اجازه دهید افکارتان مثل آب آتش نشانی به بالاترین نقطه صعود کنند. هنگامی که برای پرواز کردن به ذهن خود فضا می دهید، او شما را به دوردست ها خواهد برد و نتایج شگفت انگیزی را بدست خواهد داد.
۳) یک دفترچه یادداشت به همراه داشته باشید
هنگامیکه افکار بی نظیر به ذهن شما خطور می کنند از ذخیره کردن آنها اطمینان خاطر حاصل کنید. در این امر به یادداشت های ذهنی اکتفا نکنید زیرا ممکن است به دست فراموشی سپرده شوند.

ادامه نوشته

نامه امام(ره) به همسرش

تصدقت شوم؛ الهى قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاى به جدايى از آن نور چشم عزيز و قوّت قلبم گرديدم متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آئينه قلبم منقوش است. عزيزم اميدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ كند. [حالِ‏] من با هر شدتى باشد مى‏گذرد ولى بحمداللَّه تا كنون هرچه پيش آمد خوش بوده و الآن در شهر زيباى بيروت هستم؛ (2) حقيقتاً جاى شما خالى است فقط براى تماشاى شهر و دريا خيلى منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراه نيست كه اين منظره عالى به دل بچسبد.
در هر حال امشب شب دوم است كه منتظر كشتى هستيم، از قرار معلوم و معروف يك كشتى فردا حركت مى‏كند ولى ماها كه قدرى دير رسيديم، بايد منتظر كشتى ديگر باشيم. عجالتاً تكليف معلوم نيست اميد است خداوند به عزت اجداد طاهرينم كه همه حجاج را موفق كند به اتمام عمل، از اين حيث قدرى نگران هستيم ولى از حيث مزاج بحمداللَّه به سلامت، بلكه مزاجم بحمداللَّه مستقيم تر و بهتر است. خيلى سفر خوبى است جاى شما خيلى خيلى خاليست.

ادامه نوشته

بریده ها 6

حفظ بيت المال
شهيد على آخوندى در امور بيت المال، حساس بود. يك روز كه او باماشين متعلق به سپاه از جبهه آمده بود، نازدانه كوچكش محبوبه به دامان بابا آويخت و با اصرار از وى خواست كه او را سوار ماشين كند. هر چه پدر مى‏گفت: عزيزم! اين ماشين، مال جبهه است؛ بيت المال است، بچه بر اصرار خود مى‏افزود. سرانجام به منزل يكى از دوستانش مراجعه كرد و ماشينش را از او عاريه گرفت و عطش ماشين سوارى كودك را فرونشاند.1

گريز از شهرت
فعاليت او قبل از شهادتش، نامعلوم بود. هر وقت از او مى‏پرسيديم كه در جبهه چه مى‏كنى؟ مى‏گفت: »در آشپزخانه، سيب زمينى پوست مى‏كنم«. وقتى خبر شهادتش به ما رسيد و به دزفول رفتيم، تازه فهميديم كه عليرضا ناهيدى فرمانده تيپ بود. او حتى به دوستانش گفته بود كه اگر به تهران رفتيد، حق نداريد به خانواده و دوستانم بگوييد كه من فرمانده هستم.2

وصله لباس
سردار شهيد على رضا ناهيدى - فرمانده تيپ ذوالفقار - بسيار ساده زندگى مى‏كرد. به بيت المال، خيلى حساس بود. مادر شهيد مى‏گويد: روزى او شلوار نظامى‏اش را كه خيلى كهنه شده و سر زانوهايش پاره بود، شست و از من خواست كه پارگى آن را وصله كنم. من به او گفتم: شلوارى بهتر از اين ندارى؟ اگر ندارى، برو بخر. با لبخند گفت: شما اين را وصله كن؛ من چند تا مى‏خرم.
وقتى كه وصله كردن شلوار تمام شد، آن را از من گرفت و گفت: حالا اين شلوار چه عيبى دارد؟
بعد آن را اتو كرد و پوشيد و گفت: اين لباس‏ها، متعلق به بيت المال است و اگر بشود حتى به اندازه يك شلوار هم در صرف بيت المال صرفه‏جويى كرد، چرا اين كار را نكنيم؟3

لباس ساده سردار
شهيد حاج حسين خرازى - فرمانده لشكر امام حسين عليه‏السلام - در لباس پوشيدن، بسيار ساده بود و از هر لباس خود، مدت زيادى استفاده مى‏كرد؛ به طورى كه كهنه مى‏شد. وقتى به او اصرار مى‏كردند تا لباس جديد بگيرد، مى‏گفت: »درست است كه من اختيار دارم به اندازه نيازم از بيت المال مسلمين بردارم، اما به خودم اجازه نمى‏دهم و تا حد امكان از همين لباس‏ها استفاده مى‏كنم«.
يكى از مسئولان لشكر امام حسين عليه‏السلام مى‏گفت: »يك بار شاهد بودم كه شهيد خرازى پيراهن خود را شست و مدتى صبر كرد تا خشك شود و آن گاه آن را پوشيد«.4

ادامه نوشته

اتاق اسرارآميز

     
وزيرى در وزارت خانه خويش، اتاقى دربسته داشت.
كليد آن اتاقِ هميشه قفل، پيش خودش بود و آن را در اختيار كسى نمى‏گذاشت.
هر روز كه به محل صدارتش مى‏آمد، پيش از آن كه به امور جارى و رتق و فتق كارها بپردازد، درِ آن اتاق را مى‏گشود و ساعتى به تنهايى در آن سپرى مى‏كرد؛ بى‏آن كه كسى را اجازه ورود دهد يا ديگران را از كارش در آن اتاق، باخبر سازد.
اين قضيه، براى همكاران او سؤال ايجاد كرده بود؛ حساس شده بودند كه در آن اتاق، چيست و وزير، آن ساعت را به تنهايى در آن جا چه مى‏كند و چرا كسى را به حضور نمى‏پذيرد؟ آنان اصرار داشتند كه از زبان خود »صدر اعظم«، راز آن اتاق دربسته را بشنوند؛ ولى او هم اصرار داشت كه كسى از راز او باخبر نشود.
مدت‏ها گذشت و اين معما همچنان لاينحل باقى مانده بود و كم كم مى‏رفت تا به يك »مسئله« تبديل شود و حرف و حديث‏هايى را ميان آنان برانگيزد.
عاقبت روزى به اصرار همكاران، در اتاق را گشود و آنان را به داخل برد.
باكمال تعجب ديدند در آن جاچيزى نيست؛ جز ى زيرانداز ساده، يك سجاده و يك لباس ساده و معمولى كه به ميخ ديوار، آويخته شده است.
بر تعجب آنان افزوده شد و جريان را پرسيدند.
وزير اعظم گفت:
امروز اگر منصب وزارت دارم، روزگارى هم بود كه اين پست و مقام را نداشتم. هر روز صبح كه به اين جا مى‏آيم، ابتدا وارد اين اتاق مى‏شوم؛ جُبّه وزارت و صدارت را در مى‏آورم؛ لباس‏هاى ساده پيش از وزارتم را مى‏پوشم و روى اين زيرانداز و سجاده، ساعتى را به نماز و سجده شكر و تفكر و تأمل مى‏گذرانم؛ تا يادم نرود كه من كه بودم و الان چه هستم! پوشيدن آن لباس، مرا به حال و هواى دوران قبل از صدارت مى‏برد و موجب مى‏شود كه »غرور« و »غفلت«، مرا نگيرد و از انجام وظيفه خدمت به مردم، باز ندارد.

بریده‌ها 4


چند ساعت تامرگ
از صاحب فصول كه يكى از عالمان بزرگ شيعه است، پرسيدند:
اگر بدانى چند ساعت ديگر به مرگت مانده است، در اين چند ساعت چه مى‏كنى؟
او گفت: روى سكوى خانه‏ام مى‏نشينم؛ تا نيازهاى مردم را برآورده سازم؛ شايد كسى بيايد و از من چيزى بخواهد و نيازى داشته باشد؛ گرچه آن نياز، استخاره باشد.

طشت شير
در حالات امام خمينى آمده است كه وى نسبت به دستورات و توصيه‏هاى پزشكان، متعبد محض بود و به دقت به آنها عمل مى‏كرد و مى‏فرمود: تشخيص دكتر چنين است؛ بايد همين طور عمل بكنم. يكى از اعضاى بيت امام مى‏گويد: وى فقط در يك مورد از دستور پزشك، سرپيچى كرد و آن وقتى بود كه در روزهاى آخر عمر، پاهاى امام پوست مى‏انداخت و پزشك گفته بود كه در طشتى مقدارى شير بريزيد و پاهاى او را در داخل شير قرار بدهيد و بعد با صابون و ليف بشوييد تا اين پوست‏ها برطرف شود. وقتى اين موضوع با امام در ميان گذاشته شد، او با چهره‏اى برافروخته فرمود: ديگر اين را نمى‏توانم انجام بدهم؛ شير، نعمت خدا است و من نعمت خدا را نمى‏توانم اين طور ضايع كنم.1

براى سلطان خاويار
سرهنگ امير هوشنگ دَوَلُّو معروف به »سلطان خاويار ايران« از خانواده قاجار و از رجال دوره پهلوى بود. به نوشته ارتشبد حسين فردوست او همه كاره محمدرضا شاه بود و هر كسى مى‏خواست وزير، وكيل ياسفير شود و يا افسرى مى‏خواست سرتيپ، سرلشكر يا سپهبد شود، به او مراجعه مى‏كرد. دولو، باغى بزرگ و خانه‏اى وسيع و مجلل نزديك تجريش داشت كه پس از انقلاب به ساختمان مركز اسناد انقلاب اسلامى تبديل شد. اين ساختمان، هر روز محل ديد و بازديد و رفت و آمد اشخاص و رجال دولت پهلوى بود. مادر شاه در خاطرات خود مى‏گويد: دولو در اين ساختمان، وسائل تفريحى و ورزشى بسيارى داشت. همچنين يك وان مخصوص ماساژ داشت كه خدمت‏گزاران و نوكران او هر روز اين وان را با شير تازه دوشيده و ولرم گاو، پر مى‏كردند و او در آن شنا مى‏كرد و چند نفر نيز در داخل آن، او را ماساژ مى‏دادند.2

در برابر اشغالگر
هنگامى كه دولت انگيس عراق را اشغال كرد، روحانيون نيز همراه مردم به نبرد با اشغال‏گران پرداختند. درا ين نبرد كه فرزندان آية الله سيدمحمدكاظم يزدى در خط مقدم جبهه حضور داشتند، گاهى از طريق نامه با پدر خود ارتباط برقرار مى‏كردند. در يكى از نامه‏هاى آية الله يزدى خطاب به يكى از فرزندانش چنين مى‏خوانيم:

ادامه نوشته

حکایت : ايميل


مرد بيكاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايكروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره با او مصاحبه كرد و تميز كردن زمين را - به عنوان نمونه كار- ديد و گفت: «شما استخدام شدين، آدرس ايميلتون رو بدين تا فرمهاي مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر كنين و همينطور تاريخي كه بايد كار رو شروع كنين..» مرد جواب داد: «اما من كامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!» رئيس هيئت مديره گفت: «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين. و كسي كه وجود خارجي نداره، شغل هم نميتونه داشته باشه.» مرد در كمال نوميدي اونجا رو ترك كرد. نميدونست با تنها 10 دلاري كه در جيبش داشت چه كار كنه. تصميم گرفت به سوپرماركتي بره و يك صندوق 10 كيلويي گوجه فرنگي بخره. بعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگيها رو فروخت. در كمتر از دو ساعت، تونست سرمايه اش رو دو برابر كنه. اين عمل رو سه بار تكرار كرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهميد ميتونه به اين طريق زندگيش رو بگذرونه، و شروع كرد به اين كه هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه. در نتيجه پولش هر روز دو يا سه برابر ميشد. به زودي يه گاري خريد، بعد يه كاميون، و به زودي ناوگان خودش رو در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت ..... پنج سال بعد، مرد ديگه يكي از بزرگترين خرده فروشان امريكا شد. شروع كرد تا براي آينده خانواده اش برنامه ريزي كنه، و تصميم گرفت بيمه عمر بگيره. به يه نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي رو انتخاب كرد. وقتي صحبت شون به نتيجه رسيد، نماينده بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: «من ايميل ندارم.»

ادامه نوشته

اندرز سقراط

روزی سقراط ، حکیم معروف یونانی، مردی را دید که خیلی ناراحت و
متاثراست. علت ناراحتیش را پرسید ،پاسخ داد:"در راه که می آمدم یکی از
آشنایان را دیدم.سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذ شت
و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم."

  سقراط گفت:"چرا رنجیدی؟" مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنین رفتاری
ناراحت کننده است."

  سقراط پرسید:"اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد
وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟"
  مرد گفت:"مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم.آدم که از بیمار بودن کسی
دلخور نمی شود."

ادامه نوشته

پنجاه و چهار سخن زیبا

1- آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود که همه‌ی انسان‌ها برابرند. (مارتین لوتر‌کینگ)
2- بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانو‌هایت زندگی کنی. (رودی)
3- قطعاً خاک و کود لازم است تا گل سرخ بروید. اما گل سرخ نه خاک است و نه کود (پونگ)
4- بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و درانسان چیزی بزرگتر از فکر او. (همیلتون)
۵- عمر آنقدر کوتاه است که نمی‌ارزد آدم حقیر و کوچک بماند. (دیزرائیلی)
6- چیزی ساده تر از بزرگی نیست آری ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)
7- به نتیجه رسیدن امور مهم ، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر کوچک بستگی دارد.
(چاردینی)
8- آنکه خود را به امور کوچک سرگرم می‌کند چه بسا که توانای کاهای بزرگ را ندارد. (لاروشفوکو)
9- اگر طالب زندگی سالم و بالندگی‌رو می باشیم باید به حقیقت عشق بورزیم. (اسکات پک)
10- زندگی بسیار مسحور کننده است فقط باید با عینک مناسبی به آن نگریست. (دوما)
11- دوست داشتن انسان‌ها به معنای دوست داشتن خود به اندازه ی دیگری است. (اسکات پک)
12- عشق یعنی اراده به توسعه خود با دیگری در جهت ارتقای رشد دومی. (اسکات پک)
13- ما دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده که خود پیموده‌ایم می‌توانیم هدایت کنیم. (اسکات پک)
14- جهان هر کس به اندازه ی وسعت فکر اوست. (محمد حجازی)

ادامه نوشته

ده  درس شگفت انگیز از زندگی انیشتین  


۱ . کنجکاوی را دنبال کنید
“من هیچ استعداد خاصی ندارم .فقط عاشق کنجکاوی هستم “
چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می کنید ؟ من کنجکاو هستم. مثلا پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد .به همین دلیل است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام . شما بیشتر در چه مورد کنجکاو هستید
پیگیری کنجکاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.

۲ .پشتکار گرانبها است
“من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشکلات زمان زیادی میگذارم”
تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند.مانند تمبر پستی باشید ؛ مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید .
با پشتکار می توانید به مقصد برسید.


۳ .تمرکز بر حال
“مردی که بتواند در حالی که دختر زیبایی را می بوسد با ایمنی رانندگی کند ، به بوسه اهمیتی را که سزاوار آن هست نمیدهد “
پدرم به من می گفت نمی توانی در یک زمان بر ۲ اسب سوار شوی .من دوست داشتم بگویم تو می توانی هر چیزی را انجام بدهی اما نه همه چیز .یاد بگیرید که در حال باشید.تمام حواستان را بدهید به کاری که در حال حاضر انجام میدهید.

انرژی متمرکز، توان افراد است، و این تفاوت پیروزی و شکست است .


۴ .تخیل قدرتمند است .
“تخیل همه چیز است .می تواند باعث جذاب شدن زندگی شود .تخیلی به مراتب از دانش مهم تر است “
آیا شما از تخیلات روزانه استفاده می کنید ؟ تخیل از دانش مهم تر است ! تخیل شما پیش نمایش آینده شما است .نشانه واقعی هوش دانش نیست ، تخیل است.
آیا شما هر روز ماهیچه های تخیلتان را تمرین می دهید ؟اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سکون دربیایند.

ادامه نوشته

پيام هايي براي اهل كار

Ø      كار، عشق قابل رويت است.

Ø       تنها راه لذت بردن از كار، انجام آن با عشق و تمام توان است.

Ø       اگر به نتيجه نينديشيم از كار و بازي بيشتر لذت مي بريم.

Ø       ما براي رئيس مان كار نمي كنيم، براي خودمان كار مي كنيم.

Ø       اين شاغل است كه به شغل، روح، اعتبار و منزلت مي بخشد.(مؤلف)

Ø       ثروتمند شدن نتيجه ي انجام كار عاشقانه و پي گير است.

Ø       وقتي با عشق و توان كار نمي كنيم كارفرما تنها مقداري پول از دست مي دهد اما ما جواني، عمر و انرژي و اعتماد به نفس خود را.

Ø       براي به اوج رسيدن تنها استعداد كافي نيست.

Ø       هيچ كاري غير ممكن نيست تنها اسباب زحمت است.

Ø       تحليل با مغز، تصميم با عقل.(مؤلف)

Ø       يا تغيير كن، يا بمير(پويا باش).

Ø       به جاي تلاش بيهوده براي تغيير دنياي بزرگ، خود كوچك را تغييير دهيم.

Ø       مهم نيست چه كاري انجام مي دهيم، اما مهم است كه چگونه انجام مي دهيم.

Ø       تا چيز كهنه اي از دست ندهيم چيز تازه اي به دست نمي آوريم.

Ø       استقامت و پشتكار از نبوغ مهم تر است.

ادامه نوشته

كار

و آنگاه دهقاني پاي پيش نهاد و گفت:اكنون براي ما از كارسخن بگوي.
پيامبر گفت:
كار كردن همگام شدن است با زمين و آسمان.
و بيكار ماندن، بيگانه گشتن است با بهار و تابستان، و خزان و زمستان.
و باز ماندن است از قافله ي حيات، كه با غروري شكوهمند و تسليمس سر بلند به سوي ابديت پيش مي رود.
وقتي كار مي كني وجودت به ني لبكي مي ماند كه از مجراي آن نجواي زندگي به آهنگ بدل مي گردد.
آيا دوست مي داري وقتي همه آواز مي خوانند تو ني لبكي گنگ و خاموش باشي؟
پيوسته با تو گفته اند كه كار نفرين و لعنت است و تلاش، بلا و بدبختي است.
اما من با تو مي گويم وقتي كار مي كني، نقشي از برترين روياي زمين را كه در آغاز به نام تو نوشته اند جان مي بخشي.
دوستي با كار، به حقيقت عشق به زندگي است.
و عشق به زندگي در كار، دمساز شدن با اسرار حيات است.
اگر به هنگام كار زمين و زمان را ملامت مي كني و تولد را بلا و بدبختي و تحمل بار تن را لعن و نفرين مي خواني كه در ازل بر پيشاني تو نقش بسته است، من با تو مي گوويم كه اين نقش لعنت را جز با عرق جبين پاك نمي توان كرد.
همچنين با تو گفته اند كه زندگي ظلمت است و تو با ملامت كلام افسردگان را تكرار مي كني.
اما من با تو مي گويم زندگي به حقيقت ظلمت است مگر شوق و شور در ميان باشد، و شوق و شور كور و بي هدف است مگر دانش در ميان باشد؛
و دانش پوچ و بي حاصل است مگر كار در ميان باشد؛
و كار تهي و بي جان است مگر عشق در ميان باشد؛
و هنگامي كه با عشق كار مي كني، خد را با خود و با خلق و با خدا پيوند مي دهي.

و اكون با تو گويم كه كار با عشق چيست؟
كار با عشق آن است كه پارچه اي را با تار و پود قلب خويش ببافي بدين اميد كه معشوق تو آن را بر تن خواهد كرد.
كار با عشق آنست كه خانه اي را با خشت محبت بنا كني،
بدين اميد كه محبوب تو در آن زندگي خواهد كرد.

ادامه نوشته

سلام


سلام

همه روز اول صبح

سكه مهر و محبت را

           از قلك دل برداريم

و ببخشيم به اول نفري

            كه به ما مي تابد

اولين عابر امروز

             كه از كوچه ما مي گذرد

و صميمانه بگوييم:

                          "سلام"

از كتاب:پل
مجتبي كاشاني

 

مديريت اسلامى

عمل به حق، اساس و مبناى مديريت اسلامى است. و وجه تمايز مديريت اسلامى با ساير مديريت ها در همين موضوع نهفته است. در مديريت هاى غير اسلامى، چه بسا هدف وسيله را توجيه و مباح مـى گـردانـد؛ يـعـنـى بـراى رسـيدن به هدف، مى توان از هر وسيله اى اعم از مجاز و غير مجاز اسـتـفـاده كـرد.

تصوير مديريت اسلامى
بـدون شـك بـا بـه كـارگـيـرى عـلم مـديريت در كارها مى توان بازدهى يك سازمان و يا مراكز توليد را به حد چشم گيرى افزايش داد. بدون اعمال مديريت صحيح ، نبايد انتظار پيشرفت و ترقى راداشته باشيم . و درست به همين علت است كه دانشمندان ، همه تلاش خويش را مصروف مى دارند تا با به كار بستن اصول مديريت صحيح زندگى بهتر و آرام ترى رابراى همنوعان خـويش به ارمغان آورند. امّا به راستى چه كسى مى تواند نويد دهنده اين هديه گرانبها باشد ومشكل ديگرى بر مشكلات نيفزايد؟
آيا در يك مؤ سسه بازرگانى ، داشتن سرمايه كافى است ؟ مسلما! تنها داشتن سرمايه و ابزار در بـازرگـانـى و صـنـعت و حتى اطلاعات ويافته هاى ناشى از پژوهش هاى علمى كافى نيست ، بلكه اساسى ترين عامل پيشرفت در سرمايه گذارى و توسعه و توليد، وجود مديران لايق و خردمند است كه با دانش خود جامعه را به سوى كمال هدايت مى كنند.(23)
دانـشمند انگليسى ((آلفرد مارشال )) مى گويد: اگر تمام سرمايه ها و ابزار توليد در جهان به يكباره نابود گردند ولى علم و هنر و مديريت پايدار بمانند، توليد، توسعه و پيشرفت ، همچنان ادامه خواهد داشت .(24)
تعريف مديريت
مديريت در لغت به معناى اداره كردن و گرداندن است . و در اصـطـلاح عـلم و هـنـر مـتـشـكـل و هـمـاهـنـگ كـردن ، رهـبـرى و كـنـتـرل فـعـاليت هاى دسته جمعى براى نيل به هدفهاى مطلوب ، با حداكثر كارايى مى باشد. البـتـه بـراى مـديـريت تعاريف زيادى شده است از جمله : روش به گردش در آوردن كارهاى يك سـازمـان اجـتـمـاعـى يا صنعتى از لحاظ اقتصادى ، ادارى ، سياسى و اجتماعى در جهت رسيدن به هدف هاى آن سازمان است كه دست مايه او در اين راه عبارت اند از:
الف ـ افراد

ادامه نوشته

ارائۀ مسیر تکامل الگوی مدیریت اسلامی

بروشنی آشکار است که در مرز پایان یک دوران و آغاز یک عصر نوین قرار گرفته ایم. دورانی که در آن تمدن غربی و مارکسیسم هر دو از رستگاری انسان عاجر مانده اند و سرنوشت او را به فاجعه کشانده اند، و آغاز عصری که می رود تا در جستجوی فلاح انسان جهتی دیگر را پیش گیرد، جهتی که در آن گوهر وجودی خویش را نجات دهد.
در این حیات نوین، اسلام مقام بزرگی دارد. چه، اسلام از میان تمام مذاهب تاریخ، این ویژگی را دارد که تنها به ترتیب رابطه انسان با خدا یا تزکیه نفس (چون مسیحیت) بسنده نمی کند و از جهان بینی فلسفی گرفته تا شیوه زندگی فردی، خود را به صورت یک مکتب جامع دارای ابعاد گوناگون انسانی اعلام می کند.
در تمامی رشته های علوم انسانی، انسان به عنوان یکی از موضوعات تحقیق مورد مطالعه و بحث قرار می گیرد و آنچه که بین تمامی علوم انسانی مشترک است و ستون فقرات این علوم را تشکیل می دهد، انسان و ابعاد وجودی انسان است. هر کدام از این علوم به نحوی درباره یکی از ابعاد یا عوارض انسان بحث و گفتگو می کند، زیرا در همه علوم انسانی پیوسته این سؤال مطرح می شود که خود انسان چیست؟ وقتی که موضوع این علوم روشن تر شود، بحث از ابعاد و تجلیات وجودی موضوع انسان بهتر و دلنشین تر خواهد شد، بلکه منطقی تر همین است که در همه رشته های علوم انسانی، بخشی به نام انسان شناسی وجود داشته باشد، زیرا در تمامی این رشته ها شناخت انسان یک نیاز است. اما نیاز بعضی از آنها به شناخت انسان دوچندان است.
همچنین بدون دانستن اینکه انسان کیست و کمالش چیست نمی توان فهمید که راه رسیدن به کمال کدام است. پس شناختن انسان ملازم با شناخت راهی است که او را به کمال نهایی می رساند و اینجاست که اهمیت بررسی های انسان شناختی در مدیریت و علوم انسانی دیگر روشن می شود.
اصولاً مدیریت در نظام های مختلف جهان همیشه بر مبنای مکتبی استوار بوده است حال این مکاتب هر چند مادی یا الحادی باشد ولی از آنجا که اصولاً مدیران در درون سازمانها، کارگزاران حکومتی و حکومت ها در جوامع همیشه دارای یک سری از ارزشها و ضد ارزشها در ذهنیات و یا تئوری های حکومتی برای خود بوده اند لذا مدیران نیز که کارگزاران یا مجریان سیاستهای فوق در سازمان ها می باشند به ناچار در مدیریت پای بند بدان ارزشها و ضد ارزشها بوده است که درجهت اهداف مکتبی نظام سیاسی حاکم بر جامعه در درون سازمان موفق تر باشد.و اینجاست که اهمیت مطالعات انسان شناسی برای فهم روشن تر خاستگاه مکاتب مدیریت روشن تر می شود.
لذا ساده اندیشی است اگر گروهی از مدیران یا کارگزاران جوامع یا متخصصان علم مدیریت بر این اندیشه باشند که در نظام های سیاسی مختلف اگر در مسند یا بر مسند مدیریت قرار می گیرند بدون اتکاء بر مکتب یا ارزش های خاص حاکم بر آن نظام یا جامعه گرداننده مسائل و موارد معتنابه دستگاه اداره خویش می باشند! در حالیکه بر عکس، آن نظام اداری نیز برای خود صاحب مکتبی است در نهایت اگر این مکتب متکی بر وحی نیست متکی بر عقل یا خواست انسان هایی است که حاکمیت سیاسی آن نظام را در اختیار دارند و مسلما این انسان ها نیز تا زمانی اجازه حضور و وجود به مدیران در درون سازمانهای اجرایی کشور می دهند که آن مدیران حداقل در چارچوب ارزش های حاکم شده توسط آن گروه رهبر در سیاست و مذهب و اقتصاد و ... عمل کنند هر چند اگر ظاهراً اعتقادی هم بدین امر نداشته باشند.

ادامه نوشته

شش اشتباه رایج در مدیریت ریسک

ما در دنیایی زندگی نمی کنیم که کتاب‌های درسی متعارف مدیریت ریسک ما را برای آن آماده کرده­اند، هیچ یک از مدل­های پیش­بینی، تاثیر بحران اقتصادی کنونی را پیش‌بینی نکرد و پیامدهای آن، همچنان اقتصاد دان‌های جا افتاده  و اساتید کسب و کار را شگفت‌زده می‌کند.
تئوری«قوی سیاه» که در کتابی به همین عنوان ارائه شده، می گوید که غیرقابل پیش‌بینی بودن رویدادهای معین نمی‌تواند دلیلی بر مهم نبودن آن‌ها باشد. نسیم نیکولاس طالب، نویسنده کتاب می گوید: «قبل از اینکه اروپایی‌ها استرالیا را کشف کنند، هیچ دلیلی وجود نداشت تا باور کنیم قو‌هایی به غیر از رنگ سفید هم می توانند وجود داشته باشند. اما با کشف استرالیا، قو‌های سیاه در آنجا دیده شده‌اند و ما در باورهای خویش تجدید نظر کرده‌ایم.» برای تغییر شیوه تفکر درباره ریسک ، باید از شش اشتباه زیر بپرهیزیم.

اشتباه اول: فکر می کنیم با پیش‌بینی رویدادهای حاد، می توانیم ریسک را مدیریت کنیم
این مسئله به دو دلیل بیان شده است:
  الف) سابقه بسیار بدی از پیش‌بینی رویدادهای با احتمال کم و تاثیر زیاد ( قوی سیاه) وجود دارد.
   ب) با تمرکز بر چند سناریوی افراطی پیش‌بینی رویدادها، از احتمالات دیگر غفلت میکنیم. برای جلوگیری از این اشتباهات بهتر است به تاثیر احتمالی رویدادهای حاد بپردازید و سعی کنید تاثیرات قابل توجه محیط را بر شرکت خود در مقایسه با رقبا ارزیابی کنید.

اشتباه دوم: متقاعد شده ایم مطالعه گذشته به مدیریت ریسک کمک می‌کند
پژوهش‌ها نشان می‌دهد رویدادهای گذشته هیچ رابطه‌ای با ضربه‌های آینده ندارند، زیرا رویدادهای «قوی سیاه» دارای سابقه نیستند و دنیای امروز مانند گذشته نبوده و وابستگی‌های متقابل و غیرخطی، هر دو افزایش پیدا کرده‌اند.

اشتباه سوم: به توصیه درباره آنچه نباید انجام دهیم، گوش نمی­کنیم
یک شرکت می‌تواند با پیشگیری از زیان به موفقیت برسد. این در حالی است که رقبایش ور شکست می شوند و این شرکت می‌تواند سهم بازار آن‌ها را به‌دست گیرد.

ادامه نوشته

هیجده تفاوت حرفه‌ای‌ها و آماتورها

هیچ کاری را غیر حرفه‌ای انجام ندهید، حتی اگر هنوز آماتور هستید
این را به عنوان اولین درس موفقیت در کسب و کار باید بیاموزید که برای موفق بودن در هر زمینه‌ای باید نقطه نظرات حرفه‌ای داشته باشید و حرفه‌ای عمل کنید. حرفه‌ای‌ها توصیه می‌کنند که هیچ کاری را غیر حرفه‌ای انجام ندهید، حتی اگر هنوز آماتور هستید! پس در قدم اول، لازم است جستجو کنید و ببینید که حرفه‌ای‌ها آن کار به خصوصی را که شما می‌خواهید انجام بدهید، چگونه انجام می‌دهند. مطالعه «18 تفاوت حرفه‌ای‌ها و آماتورها»  می‌تواند شروع مناسبی باشد.

ë هیچ‌وقت اجازه ندهید به چشم آماتورها به‌تان نگاه کنند. حرفه‌ای‌ها موقعیت‌ها را می‌بینند و آن‌ها را کنترل می‌کنند. آن‌ها مثل آماتورها کارشان را تفننی انجام نمی‌دهند.

ë یک حرفه‌ای همه جنبه‌های شغل‌اش را یاد می‌گیرد. یک آماتور تا جایی که ممکن است از یادگیری مراحل کارش صرف‌نظر می‌کند.

ë یک حرفه‌ای، طرز برخورد و رفتارش و حتی نوع لباس پوشیدنش حرفه‌ای است ولی بیشتر آماتورها اینطور نیستند.

ë یک حرفه‌ای تمام آنچه را که در کارش لازم است و دلش می‌خواهد، کشف می‌کند اما یک آماتور صرفاً در حد وظایفی که دیگران از او می‌خواهند، عمل می‌کند.

ë یک حرفه‌ای، محل کارش را تمیز و مرتب نگه می‌دارد اما یک آماتور، همیشه نامرتب و آشفته است.

ادامه نوشته

برندگان جایزه EFQM 2009

فهرست برندگان جایزه تعالی مدیریت کیفیت  اروپا در سال 2009 بر حسب حروف الفبا به شرح زیر است

    *Bilim Ilac A.S., Turkey
    *Bradstow School, UK
    *Colegio Sagrado Corazón Carmelitas, Spain
    *EDF DCECL EST, France
    *EiTB, Media, Local & regional Governments, Spain
    *Fondation François-Elisabeth Hôpital Kirchberg, Luxembourg
    *Liverpool John Moore’s University, UK
    *Luka Koper d.d., Slovenia
    *NXP Sound Solutions Austria, Austria
    *pom+Consulting AG, Switzerland
برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
http://ww1.efqm.org/en/PdfResources/Annoucing%20the%20Finalists%202009.pdf

مرجع خبر : وب سایت بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت EFQM
منبع واسطه : http://www.placabi.com

رهبری سطح پنجم چیست و چه تاثیری در رسیدن شرکت های خوب به سطح عالی دارد؟

سلسله مراتب رهبری سطح پنجم:
سطح اول:   رهبر، فردی با توانمندی های فوق العاده: با کمک استعداد، علم، مهارت و عادات کاری شایسته، همکاری موفقیت آمیزی از خود نشان می دهد.
سطح دوم: رهبر، عضو گروه مشارکت: توانمندی‌های فردی را صرف نیل به اهداف می‌کند ودر یک کارگروهی به طور موثر با دیگران همکاری می کند.
سطح سوم: رهبر، مدیر کارآمد: افراد و نیروها را به پیگیری موثر و پر بازده اهداف از پیش تعیین شده سوق می دهد.
سطح چهارم: رهبر، مدیر با نفوذ: مسئولیت‌های خود را به خوبی انجام می‌دهد، دیدگاه روشن و گیرایی را به شدت دنبال می کند و معیارهای علمی عظیم‌تری ایجاد می کند.
سطح پنجم: رهبر، مدیر خلاق یا رهبر: با آمیزه‌ای از فروتنی فردی و جسارت حرفه‌ای به دستاوردهای عالی و پایدار دست می یابد

ادامه نوشته

مراحل یک پروژه بهبود یا پروژه ارتقای بلوغ سازمانی مدیریت چیست؟

همانطور که می دانید، پروژه های بهبود و ارتقای بلوغ سازمانی مدیریت گستره وسیعی را شامل می شوند که باعث ایجاد تنوع در اجرای این پروژه ها می شود. مراحل اجرای این پروژه ها عموما شامل موارد زیر اما نه محدود به آن ها می شود:
» گام اول: گام شناخت وضعیت موجود و تعیین نیازهای اساسی سازمان.
» گام دوم: تهیه فهرست پروژه های بهبود یا ارتقای بلوغ سازمانی مدیریت با توجه به نتایج مرحله قبل و امکان سنجی اجرا.
» گام سوم: انتخاب الگوها و استانداردها و چارچوب سیستم و در صورت نیاز سفارشی نمودن استانداردها.
» گام چهارم: ارایه آموزش های لازم و آماده سازی سازمان برای انجام پروژه.
» گام پنجم : تجزیه و تحلیل فاصله وضع موجود با وضعیت هدف و تعیین اقداماتی که باید برای رسیدن به وضعیت هدف صورت پذیرد.

ادامه نوشته

پيام هاي مديريتي

راه موفقيت ،هميشه در حال ساخت است،موفقيت پيش رفتن است ،نه به نقطه پايان رسيدن. آنتوني رابينز    
گام نخست پيروزي ، آگاهي است.آنتوني رابينز    
آدمي ساخته افکار خويش است ،فردا همان خواهد شد که امروز مي انديشيده است.    
ارزش انسان به داشته هايش نيست ، به چيزي است كه آرزوي به دست آوردنش را دارد.جبران خليل جبران    
با هم بودن «آغاز» ، با هم ماندن «پيشرفت» و با هم كار كردن «موفقيت» است.    
موفقیت از آن كسانی نیست كه هر گز دچار ناكامی نمی‌شوند بلكه متعلق به آنهایی است كه هرگز از تجدید مبارزه،بیم و هراس ندارند.    
به جای سخت کوشی، هوشمندانه تر کار کنید.    
خلاقیت ونوآوری راهگشای بهره وری است.    
اگر دنبال فرصت ها بگردیم، چند برابر می شوند.    
به زیر دستان خود آموزش دهید، به ایشان اعتماد کنید .    
علت هر شكستي،عمل كردن بدون فكر است. (الكس‌مكنزي)    
می‌توان مدیر مردم نبود ولی آنان را دوست داشت,‌اما بدون عشق به مردم نمی‌توان آن‌ها را مدیریت کرد.    
تنها زمانی می‌توانيد به بُعد برتر زندگی صعود كنيد كه، بُعد پست را پشت سر گذاشته باشيد. اوشو    
ترس را از خود بران و با خود بگو من با نیروی شعور خود قدرت انجام هر کاری را دارم. ژوزف مورفی    
وقتی که هدف روشنی داشته باشیم احساس روشنی به ما دست میدهد.آنتونی رابینز    
افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط آزارشان دهد. مارک فیشر    
هنگامي که تخيلات ومنطق در ضديت با هم قرار بگيرند تخيلات پيروز مي شوند.مارک فيشر    
ترس از خود بران و با خود بگو من با نيروي شعور خودقدرت انجام هر کاري را دارم .ژوزف مورفي    
اعتماد والاترين شکل ايجاد انگيزه در انسان است.استيفان کاوي    
ما از شکست ها درس مي گيريم نه از موفقيت ها.    
آغاز هر کار مهمترين قسمت آن است.افلاطون    
قبول حقيقت از بيان حقيقت سخت تر است.هيچکاک    
آدمي ساخته افکار خويش است ، فردا هماني مي شود که امروز مي انديشيده است.فرانسيس بيکن    
هر چه موانع جدي تر وسخت تر باشد ، لذت تلاش وپيروزي بيشتر است.    
افراد با استعداد در مقاطعي موفقند وافراد پر تلاش در نهايت!!    
مردان شجاع فرصت مي آفرينند، ترسوها منتظر فرصت مي نشينند.گوته    
تمايز يک محصول بايد در راستاي ذهنيت مصرف کننده صورت گيرد ، نه مخالف آن.    
موفقيت اغلب باعث غرور شده وغرور باعث شکست مي شود.    
اگر براي رقابت با ديگران امتيازي نداريد،از رقابت صرفه نظر کنيد.جک ولش    
دنيا به قدري بزرگ است که براي همه جا هست،به جاي آنکه جاي ديگران رابگيريد سعي کنيد جاي خود را بيابيد.(چارلي چاپلين)    

دشوارترين چالش همه انسانهاي موفق آن است که از موفقيت خود گذر کنند.     
کارکنان بايد آنگونه شوند که بتوانند پيشنهادهاي خود را رودر رو با مديران مطرح کنند(رابرت اسلاتر)    
آينده از آن کساني است که به استقبالش مي روند.    
کسي که شهامت قبول خطر را نداشته باشد در زندگي به مقصود نخواهد رسيد.    
هنر پيشرفت آن است که نظم را درميان تغيير وتغيير را در ميان نظم حفظ کنيد.    
آنکه مي تواند ، انجام مي دهد و آنکه نمي تواند انتقاد مي کند.جرج برنارد شاو    
من آموخته ام که افسوس گذشته وترس از آينده دزدهاي دوقلويي هستند که لذت لحظه لحظه حال را از ما مي دزدند.    
در صورتي که بداني کارها را چگونه بايد انجام دهي ، انجام هر کاري آسان خواهد بود.    
قدرداني کردن موهبت بزرگي است چون باعث مي شود خوبي هاي بي نظير ديگران به ما نيز تعلق داشته باشد.    

ادامه نوشته

 بزرگان مدیریت جهان : ويليام ادواردز دمينگ

ويليام ادوارز دمينگ بزرگترين فرزند ويليام آلبرت دمينگ در 14 اکتبر 1900 در سيوکس سيتي ايوا(ايالات متحده آمريکا) چشم به جهان گشود. .
نخستين مدرسه دمينگ در پاول بود که شاگردان از کلاس اول تا ششم در يک کلاس به سر ميبردند وقتي دوازده ساله بود به نخستين شغل خود با دستمزد هفته اي51.2 دلار مشغول شد. در سال 1917 دوران دبيرستان را به پايان رساند و وارد دانشگاه وايومينگ در لارامي شد . در سال 1921 با دريافت دانشنامه فيزيک از همين دانشگاه فارغ التحصيل شد. براي تحصيل رياضيات و کمک در تدريس مهندسي يک سال ديگر هم در آن دانشگاه ماند سپس براي تدريس فيزيک به مدرسه ماينز کلرادو رفت و دو سال را در آنجا سپري نمود همچنين در دانشگاه کلرادو در بولدر ثبت نام کرد و در سال 1924 با دريافت مدرک کارشناسي ارشد در شته هاي فيزيک و رياضيات فارغ التحصيل شد دكتر دمينگ كار خود را از اواخر دهه 1920 آغاز كرد .
نخستين شغل تمام وقت دمينگ در فيکسد نيتروژن ريسرچ، لابراتوري وابسته به وزارت کشاورزي ايالات متحده بود. او همچنين از سال 1930 تا 1946 دانشيار ويژه رياضيات و آمار در دانشکده تحصيلات تکميلي نشنال بوروآو بود .
در سال 1950 و پس از جنگ جهاني دوم اتحاديه دانشمندان و مهندسان ژاپن ( JUST ) از دكتر دمينگ درخواست كرد به ژاپن برود زيرا ژاپن نيازمندي عاجل به مديريت كيفيت داشت . در آن هنگام محصولات ژاپني در سطح جهاني نامرغوب و پست شناخته مي شدند . دكتر دمينگ در ژاپن سمينار هفت روزه اي در مركز كنفرانس هاي موپزشكي ژاپن در توكيو برگزار كرد . به دنبال سمينار وي مديران ارشد صنايع ژاپن وي را براي ايراد مطالب در سمينار يك روزه به هاكن دعوت مي كنند . او در سمينارهاي خود مقوله كنترل كيفيت آماري و نقش آن در بهبود كيفيت را براي مهندسان ، مديران و محققان ژاپني به زبان كاملا كاربردي مطرح مي كند. تدريس وي انقلابي در انديشه شركت كنندگان ايجاد كرد و آن ها را به مطالعه كيفيت و بهبود كيفيت از راه روش هاي دمينگ تحريك كرد. دسامبر 1950 در ژاپن بنياد جايزه دمينگ گذاشته شد.
دمينگ مديريت كيفيت جامع را اين گونه تعريف مي كند : مديريت كيفيت جامع ( TQM ) عبارتست از مجموعه اي از فعاليت هاي سيستماتيك كه سازمان براي رسيدن به يك سازمان اثربخش در تامين اهداف عالي خود و همچنين ارائه محصول يا خدمات با يك سطح كيفيت مطلوب به طوري كه بتواند خشنودي مشتريان را در زمان و با قيمت مناسب تامين نمايد .
دكتر دمينگ كنترل آماري فرآيند ( SPC ) را به ژاپني ها آموخت و هميشه اين نظر را حفظ كرده كه مديريت بايد دركي از انحرافات آماري داشته باشد . او نظريه SPC را طي جنگ جهاني دوم با موفقيت در آمريكا پياده كرد و توانست طراحان ، مهندسان و بازرساني را براي فعاليت هاي جنگ آموزش دهد . آموزش او منجر به كاهش بسيار در ضايعات و دوباره كاري شد و به بهبود بهره وري انجاميد.
دكتر دمينگ بر استفاده از روش هاي آماري و رويكرد سامان مند براي حل مشكلات كيفيت تاكيد مي كرد و تقصير ضعف مديريت را در نظام و نه در كارگر مي دانست و بر اهميت ابزارهاي آماري بنيادين كه هم اكنون به عنوان هفت ابزار كيفيت معروف شده پافشاري كرد اين ابزارها عبارتند از : 1- بافت نگار 2- رسم نمودار پراكندگي 3- نمودار پارتو 4- نمودارهاي استخوان ماهي 5- نمودارهاي كنترل 6- نمودار جريان كار7- وارسي نامه ها
دكتر دمينگ معتقد بود چنان كه خود را عوض كنيم هر كاري را بهتر مي توانيم انجام دهيم. هدف دمينگ ايجاد يك طرز فكر ساده در مردم و شكستن الگوهاي سنتي آن ها بود. شركت هايي كه فلسفه دمينگ را به كار گرفتند به خوبي واقفند كه اين كار پشتكار و زمان زياد مي برد.

ادامه نوشته

  بزرگان مدیریت جهان : مايکل پورتر

پيش از پورتر تعريف استراتژي و راهبرد به فعاليتهاي درون سازماني برمي گشت و كانون توجه مديران در تعيين استراتژي سازمان عبارت بود از كاهش هزينه‌ها و افزايش سهم بازار كه به نظريه ايگورآنسف برمي‌گشت. ولي به نظر پورتر استراتژي سازمان نبايد تنها بر اساس امكانات و توانمنديهاتعيين شود، بلكه بايد به استراتژيهاي كلان صنعت و ارزيابي دورنماي فعاليتهاي اقتصاد جهاني نيزنگريست.
رقابت و زنجيره ارزش پورتر:
براي اينكه سازمان به صورت پيروز عمل كند بايد تمام عوامل و سازنده‌ها زنجير ارزش داشته باشند.پورترمعتقداست در سازمان دو گونه فعاليت وجود دارد:
فعاليت هاي اول ( اصلي ) : که مربوط به تغيير شكل مواد اوليه،‌ امكانات و منابع ساخت و توليد

كالاها وخدمات هستند وعبارتند از :
1- تداركات درون سازماني و مديريت انبارها و موجوديها.
2- فعاليتها و عمليات توليد، ساخت و تغيير شكل مواد اوليه به توليدات كالاها يا خدمات
3- فعاليتهاي برون سازماني مانند دريافت و سفارش و توزيع كالا وخدمات.
۴- برقراري ارتباطات و انجام امور بازاريابي و تعيين قيمت
5- ارائه خدمات پس از فروش

فعاليت هاي دوم ( پشتيبان ) : اين دسته از فعاليتها مربوط به توزيع و پشتيباني كالاها و خدمات هستند که به آنها فعاليتهاي مديريتي نيز مي گويند:
1- خريد و تداركات از برون سازمان
2- فناوريهاي، دانش فني، رويه ها، و مهارتها و فعاليتهاي ستادي و پشتيباني.
3- مديريت منابع انساني، استخدام، ترفيع، ارزيابي، تشويق و تنبيه
4- زيرساختهاي سازمان شامل مديريت كيفي، منابع مالي و برنامه‌ريزي.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : برايان تريسي

برايان تريسي در حال حاضر يک سخنران ، مربي ، و مشاور حرفه اي و مدير شرکت بين المللي برايان تريسي ( Brian Tracy International) است که يک شرکت آموزشي – مشاوره اي در سولاتابيچ کاليفرنياست. در سي سالگي از دانشگاه آلبرا درجه کارشناسي و پس از ادامه تحصيل مدرک کارشناسي ارشد خود را در رشته مديريت از دانشگاه کلمبيا پاسفيک دريافت کرد. ازدواج موفقي داشته وداراي 4 فرزند است . وي يکي از معتبرترين مراجع صاحب نظرجهان در زمينه موفقيت و پيشرفت است
"من در آغاز زندگي به جز داشتن يک ذهن کنجکاو از مزاياي چنداني بهره مند نبودم . درمدرسه درس نمي خواندم و شاگرد ضعيفي بودم و دست آخر هم ترک تحصيل کردم. سالها به کارهاي سخت يدي مشغول بودم و آينده ي اميد بخشي را در پيش روي خود نمي ديدم .
در جواني در يک کشتي باربري کار پيدا کردم و رفتم تا دنيا را ببينم . به مدت هشت سال سفر کردم ، کار کردم ، کار کردم و باز هم سفر کردم تا اينکه نهايتا بيش از هشتاد کشور را در پنج قاره جهان ديدم .
وقتي ديگر نتوانستم کار يدي پيدا کنم به سراغ فروشندگي رفتم . از اين خانه به آن خانه مي رفتم و با درصد معيني که از فروش کالاها نصيبم مي شد گذران زندگي مي کردم . مدتها درگير فروش اجناس مختلف بودم تا اينکه يک روز به اطرافم نگاه کردم و از خود پرسيدم : « چطور است که ديگران از من موفق ترند ؟ »
آن وقت دست به کاري زدم که زندگي مرا از اين رو به آن رو کرد . به سراغ فروشندگان موفق رفتم و از آنها پرسيدم که چطور کار مي کنند . آنها به من گفتند که چه کار مي کنند و من هم به نصيحت هايشان عمل کردم و فروشم بالا رفت . نهايتا آنقدر پيشرفت کردم که تبديل به يک مدير فروش شدم . در کار مديريت فروش هم از همان استراتژي پيروي کردم تا ياد گرفتم کساني که د کار مديريت فروش موفق هستند چه کار مي کنند و آنوقت خودم هم همان کارها را انجام دادم .
اين جريان يادگيري و به کار گيري آنچه ياد مي گرفتم زندگي مرا دگرگون کرد . هنوز هم مبهوت هستم که اين کار چقدر ساده و بديهي است . فقط کافي است ياد بگيريد که افراد موفق چه کار مي کنند و آن وقت خودت هم همان کارها را بکني تا به همان نتايج برسي . واقعا چه ايده جالبي است

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : دکتر گنیچی تاگوچی

سیستم دکتر گنیچی تاگوچی در مهندسی کیفیت ، یکی از بزرگترین دستاوردهای مهندسی قرن بیستم محسوب می­شود.
او دارای معروفیت بسیاری در زمینۀ رهبری نهضت کیفیت در صنایع آمریکا می­باشد. ریشه های شکل گیری فلسفۀ او به دهۀ 1950 باز می گردد، هنگامی که به عنوان سرباز جهت کمک به اصلاح معایب سیستم تلفن ژاپن بعد از جنگ فعالیت می نمود . پس از توجه به معایب به ارث رسیده از نگرش آزمون و خطا در کشف مسأله ، وی به بسط روش جامع خود در طراحی نمونه ها پرداخت .
کاربرد سیستماتیک و وسیع فلسفۀ دکتر تاگوچی و مجموعۀ کامل طرح تجربی ابزارهای تصمیم گیری ، هدیه­ای ارزشمند را به شجاعت ژاپن در تولید سریع در سطح جهان با تولیدات ارزان اعطاء نمود.
روشهای تجربی که توسط تاگوچی بسط یافته و آموزش داده شده­اند ، هم با شک و هم با تحسین روبرو گشته اند . بسیاری از غیرآماردانان ، روشهای او را بسیار مفید و اجرایی یافته اند . با این حال بسیاری از آماردانان مدارکی را یافته و منتشر نموده اند مبنی بر این که استفاده از روشهای او می تواند به نتایجی غلط منتهی میگردد.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : دکتر جوران

از زندگی جوران می توان به عنوان یک داستان نام برد. او در 24 دسامبر 1904 در رومانی بدنیا آمد و در سال 1912 به امید رهایی از فقر و برخورد خشونت آمیز با یهودیان به همراه خانواده خود به شهر مینه پولیس مهاجرت کرد. متاسفانه اقبال مالی خانواده فقط زمانی اندک بهبود یافت. بخصوص اینکه مادر جوران در سال 1920 در اثر ابتلا به بیماری سل درگذشت. تقریباً از همان لحظه ای که آنها وارد ایالات متحده شدند. جوران به همراه خواهر و برادرهایش برای افزایش درآمد خانواده شروع به کار کردند. جوران معمار کیفیت در یادداشتهای خود اشاره کرده است که در طول 12 سال زندگی در مینه پولیس در 16 حرفه فعالیت کرده است. شغلهایی از قبیل: دستفروشی روزنامه، فروشنده بقالی، دفترداری، سرایداری، دسته بندی اقلام انبار. وی همچنین برای یک چاپخانه انجمن ایالتی و راه آهن برلینگتون کار می کرد.

جوران در کودکی به همراه مادرش
با وجود ذهنیت منفی مرسوم در مورد کار کردن بچه ها جوران عقیده داردکه این کار به خود و خواهر و برادرهایش از جهات مختلف کمک کرد تا با تفکر نترسیدن از ساعات کاری طولانی و کار سخت بزرگ شوند. ما یاد گرفتیم که در جستجوی فرصتها و استفاده از نبوغ خود برای بدست آوردن آنها باشیم. ما مسئولیت ساختن آشیانه هایی امن را برای خود به عهده گرفتیم و با تحمل گرمای کوره آتشین اخلاق کاری را بدست آوردیم که باقی عمرمان به خوبی به دردمان خورد.
جوران تمامی تجربیات کاری خود را آموزنده یافت و علی رغم برنامه کاری خود هرگز از تحصیل که والدینش به شدت به آن اعتقاد داشتند و فرزندان خود را ملزم به ادامه آن کرده بودند غافل نشد. او در دوران دبستان و دبیرستان بخصوص در زمینه ریاضیات بسیار درخشید و همواره 2 سال از سایر دانش آموزان همسن خود جلوتر بود. سرانجام اقبال مالی خانواده بهبود یافت و جوران توانست اندوخته هایش را برای تحصیلات عالیه خود در یک حساب بانکی پس انداز کند. در سال 1920 در دانشگاه مینه سوتا در رشته مهندسی برق ثبت نام کرد، او اولین فرزند خانواده بود که به کالج رفت.
گرچه تأمین مالی این تحصیلات هر ساله به صورت یک مشکل بزرگ باقی می ماند، اما برای جوران مهمترین چیز حفظ معدل با رتبه C بود. به دلیل اینکه او در دوران اولیه مدرسه به سادگی نمرات خوب کسب می کرد. هرگز یاد نگرفته بود که مطالعه کند و به همین دلیل به کار خارج از کالج ادامه داد. وی همچنین در فعالیت های غیر درسی از قبیل شطرنج –که مشتاق آن بود- و لشکر آموزشی فرماندهان رزرو (ROTC) که آن را فرصتی برای خدمت به کشور خود می دید شرکت می کرد.
علی رغم موانع موجود، جوران سرانجام در سال 1925 توانست فارغ التحصیل شود، تا جایی که 6 شرکت خواهان استخدام وی شد. او سه پیشنهاد از جنرال الکتریک، وسترن یونیون را با سمت مهندس در کارخانه هاثورن در سیسرو پذیرفت. حقوق وی در شروع کار 27 دلار در هفته بود.

ادامه نوشته

 بزرگان مدیریت جهان : مايکل دل

شركت رايانه اي مايكل دل اولين شركتي بود كه توانست در سال 1997 ركورد فروش يك ميليارد دلاري را ازطريق اينترنت به دست‌ آورد.
مايكل دل كه در سال 1984 با 1000 دلار سرمايه شركت دل را براي عرضه مستقيمرايانه تاسيس كرد، اكنون بزرگترين فروشنده مستقيم سيستم هاي رايانه اي دردنياست.
مدرك دانشگاهي ندارم ولي كسب و كار، فرصتهاي زيادي براي يادگيري روزمره موضوعهاي جديد براي من فراهم كرده است.
بازخورد از مشتري روزانه دريافت مي شود و در تغيير و توسعه محصول و فرايند به كار گرفته مي شود.
راهبرد رضايت مشتري، كسب و كار ما را بيمه كرده است.
ما البته اشتباهات زيادي داشته ايم اما پس از اصلاح سعي كرديم آنها را دوباره تكرار نكنيم.
بايد تعادل بين سرعت رشد و استقرار زيرساختها برقرار باشد، چرا كه رشد سريع، شركتهاي بيشماري را از بين برده است.

اشاره
مايكل دل ( MICHAEL DELL ) در سال 1965 در تگزاس آمريكا به دنيا آمد. پدرشروانپزشك و مادرش كارمند شركت بورس بود. آنها مي خواستند مايكل دكتر شودبنابراين، در دانشگاه تگزاس ثبت نام كرد، گرچه علاقه اول او كامپيوتر بود. روحيه كارآفريني از همان كودكي جزئي از وجود مايكل بود. در 12 سالگي يكحراج تمبر راه انداخت و از اين راه توانست 1000 دلار كسب كند. در دبيرستانبا فروش روزنامه 18000 دلار به دست آورد. در سال 1983 خريد رايانه هايقديمي و به روز كردنشان را براي فروش در محل گاراژ منزلشان شروع كرد و 180هزار دلار رايانه فروخت. پس از آن ديگر به دانشكده بازنگشت. در مرحله بعداو اجزاء رايانه را مي خــــــريد و پس از مونتاژ آن را مي فروخت. سال بعداو شركت دل را بنيان گذاشت و با تحويل به موقع ( JUST IN TIME ) و حذفانبار و هزينه بالاسري و ارائه خدمات پس از فروش تحولي شگرف را در زمينهپاسخگويي به نيازهاي مشتريان در صنعت رايانه پديد آورد. او ايده اي رارايج كرد كه مشتري مي تواند ازطريق تلفن، رايانه شخصي سفارش بدهد و بخرد. »سيستم توزيع مستقيم« و »عرضه انبوه كالا مطابق دلخواه مشتري« ( MASS CUSTOMIZATION ) ازويژگيهاي شركت دل است. شركت او در سال تاسيس 6 ميليوندلار از محل فروش رايانه درآمد كسب كرد. اين رقم در سال 1987 به 69 و درسال 1991 به 546 ميليون دلار و در سال 1992 به دو ميليارد دلار رسيد. همينرشد سريع اولين ضربه مهلك را به شركت وارد آورد. مدير مالي استعفا كرد وضرر ميليونها دلاري شركت را تهديد مي كرد. مايكل خود را متعهد كرد كه مشكلرا شناسايي كند. او به ســرعت دريافت كه بدون تغيير در شــركت نمي تواندكار را پيش ببرد. او اين كار را كرد و افراد مجربي از موتورولا و اپل رابه كار گرفت. در سال 1997 دل اولين شركتي بود كه ركورد فروش يك ميليـارددلاري را از طريق اينترنت به دست آورد.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : پيتر دراکر

امروزه شاهد هستیم که بعضی از جوامع در زمینه های مختلف صنعت و تکنولوژی پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته اند. این جوامع با بهره گیری از عقاید دانشمندان بزرگ کیفیتی همچون دمینگ، جوران، دراکر و... توانسته اند سطح کیفی محصولات خود را شدیداً افزایش دهند. هر کدام از دانشمندان در زمینه به خصوصی تجارب خود را عرضه داشته اند. پیتر اف دراکر که به عنوان پدر علم نوین مدیریت معروف است جایگاه ویژه ای دارد. اروپا و امریکا توانسته اند با بهره گیری از تجارب ایشان رشد قابل ملاحظه ای در زمینه صنعت کسب نمایند. در این مقاله این دانشمند بزرگ علم مدیریت که نام ایشان برای تمام متخصصان علوم کیفیتی آشنا است را معرفی می نماییم. کسی که حتی از جملات قصار ایشان در همه جا استفاده می شود.

زندگی نامه پیتر دراکر:
پیتر دراکر نویسنده، استاد دانشگاه و مشاور، در امر استراتژی و سیاست‏گذاری بر تجارب و بخش‏های اجتماعی سازمانها است او هم زمان با بزرگترین شرکتهای تجاری جهان و شرکتهایی که بدنبال منابع مادی نیستند همکاری می کند. در حال حاضر او مشاور شرکتهای بزرگ تجاری در آمریکا است.

1-دوران کودکی؛ نوجوانی و شکل گیری شخصیت فکری: پیتر دراکر در 19 نوامبر سال 1909 در وین اتریش بدنیا آمد. پدرش آدولف دارای یک شغل دولتی رده بالا و مادرش کارولین فیزیکدان بود. والدین پیتر 2 تا 3 بار در هفته میزبان مردان و زنانی بودند که در سیاست، جامعه شناسی، تاریخ و اقتصاد تبحر داشتند. او بسیاری از مقامات دولتی، وزراء، پزشکان، وکلا، فیزیکدانان و دانشمندان که به خانه آنها رفت و آمد داشتند را در این میهمانی ها ملاقات می کرد. در این ملاقاتها بود که شخصیت فکری او شکل گرفت.
پیتر اجازه داشت تا در این میهمانی شرکت کند. اگر چه او مجبور بود ساعت 5/9 (یک ساعت قبل از اتمام میهمانی ها) مجلس را ترک کند، ولی شرکت در این میهمانی ها شخصیت و ساختار فکری او را شکل داد. در بین این میهمانان، خانم و آقای شاملتر که از میهمانان دائمی و منظم این خانواده بودند، در شکل گیری شخصیت پیتر دراکر نقش مهمی ایفا کردند. این زوج اقتصاد دان بودند. به همین دلیل است که می بینیم دراکر اکنون به جنبه اقتصادی تولیدات اهمیت می دهد. پدر پیتر دراکر با اغلب میهمانان ارتباط کاری داشت. از مهمترین ارتباطات خانوادگی پدر دراکر، ارتباط با سیاستمداران رده بالای جمهوری چک بود. این ارتباط باعث شد که اکنون دراکر به اهمیت جنبه های سیاسی جوامع و تاثیر آن بر رشد اقتصادی نیز بیاندیشد.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان :  بيژن پاکزاد

بیژن پاکزاد ، یکی از این عرضه کنندگان گران ترین اقلام و سفارشات ، برای پولدارترین ساکنین روی زمین است . او در یک خانواده فوق العاده پولدار درتهران متولد شد. جهت تحصیل به مدرسه پولدارهای سوئیس، یعنی “Le Rosey” رفت و در آنجا با شاهزاده های بزرگ مانند “پرنس ریتر” همکلاسی شد . درحقیقت تعداد زیادی از مشتریانش را بیژن در همان مدرسه سوئیسی شناسایی و شکار کرد. او همانجا دریافت که سلیقه ی آدم های پولدار چگونه است و به چه شکلی می توان نظر آنها را برای خرید و سفارش اجناس به سوی خود جلب کرد.
“بیژن پاکزاد”‌ اکنون درآمد سالانه اش از فروش عطرها و ادکلن های “DNA” بیش از ٣٠٠ میلیون دلار درسال است و صاحب یکی از با شکوه ترین وگران قیمت ترین فروشگاههای نیویورک است که درب این فروشگاه ، فقط به روی مشتریان خاص وبه سفارش آنها باز می شود. بیژن دارای یک هواپیمای جت مخصوصی است . آن دسته از مشتریانی که نمی توانند به فروشگاه او بیایند، او شخصا به نزد ایشان می رود و برای آنها مدل لباس ، تی شرت ، عطر و … طراحی می کند

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان :  جک ولش

ك ولش Jack Welch روش نويني در نحوه اداره شركت‌ها و كمپاني‌هاي بزرگ ابداع كرد كه امروزه بسياري از مديران بزرگ فارغ‌ از اصول فرسوده و سنتي پيشين، به راحتي كنترل امور مرزهاي تجاري خود را در دست گرفته و با سرعتي باورنكردني به سوي پيشرفت و توسعه پيش مي‌روند. تكنيك‌هاي افسانه‌اي مديريت «Welch» به گونه‌اي است كه هر مديري را در هر قلمرويي به اوج مي‌رساند. او خود نمونه بارز و موفق تكنيك‌هاي «Welch» است كه در سن 44 سالگي كنترل تمامي امور كمپاني بزرگ و نامداري چون جنرال الكتريك آمريكا را در اختيار گرفت و عنوان جوان‌ترين مدير يكي از بزرگترين شركت‌هاي ايالات متحده را از آن خود نمود.
John Frances Welch Jr کیست
جك ولش Jack Welch با نام کامل John Frances Welch Jr در سال 1935 در ايالت «ماساچوست» آمريكا به دنيا آمد. در سال 1957 مدرك مهندسي شيمي خود را از دانشگاه همان ايالت دريافت كرد و پس از آن به سرعت به ادامه تحصيل مشغول شد و توانست در كوتاه‌ترين زمان ممكن دكتراي اين رشته را از دانشگاه «Illinois» دريافت نمايد.
پیوستن به جنرال الکترونیک
بلافاصله پس از فراغت از تحصيل يعني در سال 1960، «Welch» به كمپاني «جنرال الكتريك» پيوست و مشغول به كار شد؛ اما يك سال بعد تصميم به ترك اين كمپاني گرفت. او كه از بدو ورود به اين مكان با نحوه ارتقا شغلي كاركنان و برخي روش‌هاي مديريتي مشكل داشت، پس از يك سال فعاليت با دريافت پيشنهاد كار در يك شركت «شيمي معدن» با جديت تمام تصميم به ترك جنرال الكتريك گرفت.
دريافت حقوق 10500 دلار براي يك مهندس جوان و تازه‌كار اگرچه ايده‌آل به نظر مي‌رسيد، اما او سواي مسائل مادي به روحيات حاكم بر محيط كارش بيشتر اهميت مي‌داد. به هر ترتيبي كه بود تا يك سال توانست اين شرايط را تحمل نمايد اما به محض دريافت پيشنهاد جديد از شركتي ديگر، تصميمش جدي‌تر شد.
یک تصمیم سرنوشت ساز ولش
هنگامي كه «Welch» ولش تصميمش را براي مسئول رده بالايش، Reuben Gutoff مطرح كرد، با عكس‌العمل عجيبي روبه‌روشد. او كه تا پيش از اين تصور مي‌كرد، «Gutoff» از شكايت‌هاي هرروزه ولش در مورد نحوه بوروكراسي دست و پاگير كمپاني خسته شده است و با شنيدن تصميم او بسيار خوشحال خواهد شد، به ناگاه با عكس‌العمل شديد او مبني بر عدم اجازه به وي براي چنين كاري روبه‌رو شد.
«Gutoff» كه خود مديري جوان و لايق در آن بخش به حساب مي‌آمد، به خوبي مي‌دانست كه وجود افرادي متخصص چون «Welch» براي جنرال الكتريك سرمايه‌اي بي‌كران محسوب مي‌شوند و از دست دادن آن‌ها به منزله از دست دادن بخش مهمي از سرمايه شركت است.
یک گفتگو چهار ساعته در خارج ازشهر
از همين‌رو « جك ولش Jack Welch و همسر جوانش را براي گردش در خارج از شهر دعوت كرد و در يك گفتگوي چهارساعته توانست او را قانع سازد تا از تصميمش منصرف گردد. او به جك ولش Jack Welch قول داد كه شرايط را به گونه‌اي مهيا سازد كه گويا او به دور از بوروكراسي ادارات و شركت‌هاي بزرگ تنها براي شركت‌هاي كوچك تحت فرمان يك كمپاني بزرگ كار مي‌كنند و بدين ترتيب تمامي اين رفت و آمدهاي وقت‌گير اضافي براي انتقال نظرات و تصميمات براي او برداشته خواهد شد.
به دنبال اين جريان، «Welch» با عزمي جدي‌تر به كار بازگشت و به كمك «Gutoff» توانست پله‌هاي ترقي را به سرعت طي نمايد.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : فيليپ کاتلر

فیلیپ کاتلر (PHILIP KOTLER) در سال 1931 در شیکاگو متولد شد. لیسانس را از دانشگاه دی پل، فوق لیسانس را در رشته اقتصاد از دانشگاه شیکاگو، دکتری را در همان رشته از MIT و فوق دکتری ریاضی را از هاروارد و فوق دکتری علم و فناوری را از دانشگاه شیکاگو اخذ کرد. او از سال 1969 استاد رشته بازاریابی بین المللی دانشگاه نورث وسترن است. این دانشگاه از اولین مراکزی بود که در آن بازاریابی تدریس می شد. نام کاتلر با واژه بازاریابی عجین شده است. او را بی هیچ تردید پدر بازاریابی می خوانند.
از دهه 1970 که اندیشه بازاریابی پس از دو دهه دوران شکوفایی اقتصادی در غرب و همزمان با رکود ناشی از شوک نفتی و مسائل اقتصادی مطرح و به رسمیت شناخته شد، نام او بیش از دیگران در این زمینه به گوش خورده است. کارنامه پررنگ و بار او در زمینه بازاریابی منحصر به فرد است.
کلمات کلیدی: بازاریابی

تألیف 34 کتاب و بیش از 100 مقاله که در مجلات معتبری نظیر مجله هاروارد بیزینس ریویو منتشر شده گواه مطلب است. کتـــــاب اصول بازاریابی او کتاب مرجع بی بدیل همه دانش پژوهان و پژوهشگران در این زمینه است. کتابهای او به بیش از 30 زبان دنیا ترجمه شده است. کاتلر به راستی بنیانگذار مدیریت نوین بازاریابی است و بیش از هر نویسنده یا متفکر دیگر درگسترش اهمیت بازاریابی و تغییر نگرش به آن از یک فعالت جنبی به فعالیت مهم و اصلی نقش ایفا کرده است. او مـــدرس، نویسنده و سخنران برجسته ای است که مسافرتهای بسیار به اروپا، آسیا و آمریکای جنوبی برای سخنرانی و مشاوره داشته و از دانشگاههای معتبر دنیا دکترای افتخاری دریافت داشته است. کاتلر سالهای متمادی مشاور شرکتهای بزرگی همچون AT&T, IBM ،جنرال الکتریک، فورد، موتورولا، مرک، بــانک آمریکا و... بوده و دانسته های خود را در زمینه برنامه ریزی و سازماندهی بین المللی بازاریابی به این شرکتها منتقل کرده است. او عضو هیئت مشورتی بنیاد دراکر، رئیس هیئت مدیره دانشکده بازاریابی موسسه علوم مدیریت و مدیرعامل انجمن بازاریابی آمریکا (IMR) است.
انجمن مدیریت آمریکا (AMA) او را تاثیرگذارترین بازاریاب تمام دوران لقب داده است

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : فيليپ کرازبي

فیلیپ کرازبی در 18 ژوئن 1928 در ویلینگ ویرجینای غربی به دنیا آمد . او در 1952 کار خود را به عنوان متخصص کیفیت در یک خط مونتاژ کروسلی ، پس از حضور در جنگ دوم جهانی و کره آغاز نمود . وی مسئولیت تلاش برای متقاعد کردن مدیریت را پذیرفت که بسیار سودمندتر است تا از مشکلات جلوگیری بعمل آید بجای آنکه بفکر راه حل آنها باشند. او در 1952 تا 1955 برای کروسلی ، 1957 تا 1965 برای مارتین – ماریتا و آی­تی­تی طی سالهای 1965 تا 1979 کار کرد. دیدگاه و برنامۀ کار بدون نقص را در مارتین – ماریتا به عنوان مدیر کیفیت طرح نمود. در طول چهارده سال تصدی پست قائم مقامی شرکت آی­تی­تی ، با شرکتهای تولیدی و خدماتی فراوانی در سطح دنیا کار کرد و فلسفۀ واقع­بینانه­اش را بکار برد.1979، انجمن فیلیپ کرازبی (PCA) را بنا نهاد و در ده سال بعد از آن ، رشد این انجمن آنرا تبدیل به یک موسسه عمومی با 300 نفر کارمند در سطح دنیا تبدیل نمود . در 1991 از PCA بازنشسته شد و موسسه کریر آی­وی ، را تأسیس نمود تا شرکتی برای ارائه سمینار و سخنرانی به منظور کمک به رشد مدیران پویای موسسات . در 1997 با خرید دارائی PCA انجمن فیلیپ کرازبی II را پایه­گذاری نمود . امروزه ، کالج کیفیت وی در بالغ بر 20 کشور دنیا فعال می­باشد.
سخنرانیهای فیلیپ کرازبی دربرگیرندۀ نقش مدیریت در انگیزش و تعمق در ایجاد توفیق در سازمان، پرسنل، عرضه­کنندگان و حتی خودشان می­باشد. از وی 13 کتاب که تمامی آنها جزء کتابهای پر فروش بوده­اند ، به چاپ رسیده است . اولین کتاب کسب و کار وی ، کیفیت مجانی است ، با پشتوانۀ آغاز انقلاب کیفیت در آمریکا و اروپا همراه بود.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : بيل گيتس

ويليام هنري گيتس سوم مشهور به بيل گيتس (Bill Gates) رئيس و موسس شرکت مايکروسافت.
در حال حاضر مايکروسافت با بيش از چهل هزار کارمند در شصت کشور جهان و با درآمد خالص 25.3 ميليارد دلار در پايان سال مالي 2001 يکي از موفقترين شرکتهاي ايالات متحده امريکا و يکي از راهبران صنعت کامپيوتر بوده است.
بيل گيتس در 28 اکتبر سال 1955 در يک خانواده متوسط در شهر سياتل امريکا متولد شد.پدر بيل , ويليام هنري گيتس دوم وکيل دادگستري و يکي از سرشنايان شهر سياتل است و مادر او آموزگار مدرسه و يکي از اعضا هيئت مديره United Way International بود که در امور خيره نيز فعاليت داشت. بيل گيتس در اين خانواده و در کنار دو خواهر خود رشد کرد.گيتس در کودکي بيشتر وقت خود را در کنار مادربزرگ خود گذراند و از او تاثير بسيار گرفت. او از همان دوران کودکي خود روحيه رقابت طلبي خود را نشان داد و سعي مي کرد تا در هر زمينه اي از دوستان خود پيش باشد.
گيتس تحصيلات ابتداي خود را در مدرسه عمومي Lakeside پشت سر گذاشت و در آنجا بود که با کامپيوتر آشنا شد.در آغاز يکي سالهاي تحصيلي مسئولان مدرسه Lakeside تصميم گرفتند با کمک خانواده دانش آموزان, يک ترمينال کامپيوتر اجاره کنند و در اختيار دانش آموزان قرار بدهند. در اين هنگام بيل گيتس با کامپيوتر آشنا شد و به سرعت در استفاده از آن مهارت کسب کرد و در سيزده سالگي اولين نرم فزار خود را که يک بازي ساده بود نوشت. گيتس به همراه دوست خود پل آلن (Paul Allen ) که دو سال از گيتس بزرگتر بود و در زمينه سخت افزار کامپيوتر هم مهارت داشت , بيشتر وقت خود را به برنامه نويسي در اطاق کامپيوتر Lakeside ميگذراند.
گيتس در سال 1973 وارد دانشگاه هاروارد شد و در آنجا با استيو بالمر (Steve Ballmer) که در حال حاضر رئيس قسمت اداري مايکروسافت است آشنا شد. گيتس زماني که در هاروارد بود يک نسخه از زبان BASIC را براي کامپيوتر MITS Altair طراحي کرد.
بيل گيتس در سال 1975 به همراه دوست دوران کودکي خود پل آلن شرکت کوچکي بنام Microsoft با شعار "در هر خانه يک کامپيوتر" ايجاد کرد.مايکروسافت انواع زبانهاي برنامه سازي را براي کامپيوترهاي مختلف توليد ميکرد. در آن زمان مايکروسافت فقط 40 کارمند داشت که شبانه روز بشدت کار ميکردند و کل فروش آن فقط 2.4 ميليون دلار در سال بود.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : پيتر سنگه

پیتر سنگه (P.SENGE) در سال ۱۹۴۷ در آمریكا به دنیا آمد. مدرك كارشناسی مهندسی را از دانشگـــاه استنفورد، كارشناسی ارشد در مدل سازی سیستم های اجتماعی و دكترای مدیریت را از دانشگاه MIT اخذ كرد. او هم اكنون مدرس ارشد در مدرسه مدیریت SLOAN در دانشگاه MIT است.
آنچه پیتر سنگه با آن شناخته می شود و از او چهره ای جهانی ساخته است نظــریه سازمانهای یادگیرنده است. نظریه ای كه در دهه ۹۰ نظریه مسلط و مطرح در سازمانهــــای كسب و كار محسوب می شد. او در تبیین نظــریه های یادگیری، موانع یادگیری، الگوهای رشد، عوامل تقویت كننده و چالشهای محدودكننده رشـــد، تلفیق استراتژی های رهبری و یادگیری، تشریح مدلهای ذهنی و تفكر سیستمی در سالهای اخیر بسیار كوشیده است. به همه جای دنیا سفر كرده و سخنرانیهای بسیاری درباره این موضوعها انجام داده است. در این مدت او با رهبران كسب و كار، آموزش، بهداشت و حكومتی زیادی كار كرده است. سنگه با كمك شركتهای برتر نظیر AT&T، فورد، IBM مركز یادگیری سازمانی و سپس انجمن یادگیری سازمانی (SOL) را در MIT بنیانگذاری كرد و در آن طی كارگاههای متعدد آموزشی، مفاهیم و روشهای یادگیری سازمانی را به طور وسیع به كارشناسان و مدیران انتقال داده است. علاقه ویژه او تمركززدایی از نقش رهبری در سازمانها به منظور افزایش ظرفیت و استعداد افراد درجهت انجام كار بهره ور است.
كتاب پنجمین فرمان او یكی از پنج كتاب موثر مدیریتی در دو دهه اخیر قلمداد شده است. او مفاهیم انتزاعی نظریه سیستم ها را به ابزارهایی برای فهم بهترتغییر اقتصادی و سازمانی تبدیل كرده است. كتاب معروف دیگر او رقص تغییر است كه نگاهی متفاوت به تغییر دارد و به تعبیر خود او درصدد یـافتن راهی برای عبور از اسطوره ها رهبر قهرمان است.
مجله بیزینس استراتژی پیتر سنگه را یكی از ۲۴ نفری می داند كه بیشترین تاثیر را در استراتژی كسب و كار در ۱۰۰ سال اخیر داشته است.
مجله معروف هاروارد بیزینس ریویو كتاب پرفروش پنجمین فرمان او را به عنوان كتاب بنیانی مدیریتی در ۷۰ سال اخیر عنوان داده است.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت ایران : بهروز فروتن

موفقیت، همه‌اش موفقیت اقتصادی نیست؛ این را خود بهروز فروتن هم قبول دارد و لابد به همین خاطر است که وقتی از او می‌خواهم به خودش نمره بدهد، می‌گوید: «14 از 20».
او ادامه می‌دهد که «معنای موفقیت، وسیع‌تر از موفقیت اقتصادی است... و پول فقط یک وسیله است برای رسیدن به هدف. پول، خودش هدف نیست». با این وجود، او لااقل در حوزه اقتصادی، فرد موفقی به حساب می‌آید؛ مدیر عامل صنایع غذایی بهروز و قهرمان قهرمانان صنایع کشور در سال 84.

با او از فراز و نشیب‌های زندگی‌اش حرف زدیم و راهی که تا رسیدن به این نقطه طی کرده. می‌دانید چرا؟ چون به قول آنتونی رابینز، راحت‌ترين راه براي موفق شدن در هر زمينه‌اي اين است كه حرف‌ها و تجربيات آدم‌هاي موفق را در همان زمينه بشنويم و تا آنجا كه مي‌توانيم، از آنها الگوبرداری كنيم. به نظر شما این راه خوبی نیست؟

شما چند سالتان است، آقای فروتن؟
من دو تا سن دارم. شما کدامش را می‌پرسید؟

هر دو تایش را. حالا چی هستند این دو تا سن‌؟
یکی سن شناسنامه‌اي‌ام که حدود 60 سال است، یکی هم آن سن واقعی‌ام، یعنی آن سنی که خودم باورش می‌کنم.

که چند سال است؟
حدود 52 سال. من هنوز با همان شور و هیجانِ 52 سالگی‌ام کار می‌کنم، زندگی می‌کنم و از کار و زندگی‌ام لذت می‌برم.

از 52 سالگی آمدید توی بازار کار؟
نه، از کودکی آمدم. من تقریبا تمام زندگی‌ام را کار کرده‌‌ام. پدرم آدم دوراندیشی بود و از همان بچگی، هر تابستان مرا می‌فرستاد پیش یکی از کاسب‌‌های محل برای شاگردی. آنها هم هر روز، غروب به غروب، از همان پولی که پدرم مخفیانه به‌شان می‌داد، به‌ من دستمزد می‌دادند. این‌طوری، جوهر کار و عشق به کار در من ریشه کرد و زندگی‌ام با کار عجین شد.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : وينتون سرف

ینتون سرف Vinton Cerf پدر اینترنت‌ است. او در شروع اینترنت‌ در یك‌ اظهارنظر شبیه به‌ پیش‌بینی‌ واقع‌ گرایانه‌ گفته بود رشد سرعت‌ استفاده از شبكه جهان سبب خواهد شد تا این تكنولوژی‌ به زودی‌ به‌ مرحله‌ تكامل‌ نهایی‌ رسیده‌ و جای‌ خود را به‌ تكنولوژی‌ جدیدی بدهد.
او حق‌ داشت، زیرا به‌ فاصله‌ كمی‌ از تولد این‌ نوزاد، اینترنت‌ ۲ متولد شد و هم ‌اكنون‌ چندین مركز دانشگاهی‌ در حال‌ تكمیل‌ آن هستند‌. اینترنت ۲ كاملاً شبیه‌ قسمت‌ دوم‌ یك‌ فیلم‌ سینمایی محبوب‌ و پرطرفدار است‌.
ACM بزرگترین جامعه جهانی آموزشی و علمی
ACM بزرگترین جامعه جهانی آموزشی و علمی ‌جهت توسعه مهارت‌های فنی و صلاحیت‌های حرفه ‌ای متخصصان كامپیوتر جایزه سال ۲۰۰۴ خود را با نام A. M. Turing Award در اواخر ماه فوریه ۲۰۰۵ به وینتون جی سرف و رابرت ئی كان دو نفر از بنیان گذاران پروتكل‌های اینترنت اختصاص داد.

نوبل رشته کامپیوتر!
این جایزه كه نوبل رشته كامپیوتر نام گرفته اولین بار در سال ۱۹۶۶ به نابغه و ریاضیدان انگلیسی آلن تورینگ تعلق گرفت به نام او ثبت شد و به همین نام باقی ماند. جایزه A. M. Turing Award بالغ بر ۱۰۰ هزار دلار است و بودجه آن توسط شركت اینتل تامین می‌شود .
سرف و كان با طراحی پروتكل TCP/IP فرمت انتقال اطلاعات میان كامپیوترها را به وجود آوردند. پروتكل ایجاد شده توسط آنها هم اكنون نقش عمده ‌ای در ارسال و دریافت و انتقال اطلاعات در اینترنت دارد.
رابرت پترسون مدیرعامل جامعه جهانی Association for Computing Machinery ACM در این باره اعتقاد دارد سرف و كان با طراحی اولیه پروتكل‌های اینترنت عملا اكنون این امكان را به ما داده ‌اند تا بتوانیم از ایمیل، وب، پیامهای آنی متنی ، ویدیو و صوت و نرم افزارهای معروف به Peer-to-Peer و بسیاری دیگر از امكانات اینترنت استفاده كنیم.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : هوندا  

چيرو هوندا در سال 1906 در روستايي كوچك، در ژاپن به دنيا آمد.
نام او «سوئیچر هوندا» است. او بانی شرکت هوندا و سازنده اتومبیل ها و موتور سیکلت هایی به همین نام می باشد.
هوندا مطالعه خود را به مجله اي بنام دنياي چرخها محدود كرد. روزي هنگام ورق زدن آن مجله چشمش به يك آگهي استخدام افتاد. شركت آرتي شوكاتي توكيو، به يك شاگرد تعمير كار نياز داشت. او از آن شركت تقاضاي كار كرد، كه
موافقت شد.
بيست ساله بود كه مدير به او پيشنهاد داد شعبه اي از شركت آرت شوكاتي در دهكده اش باز كند. او مجبور بود كه گاهي تمام شب را نيز كار كند.
هوندا به اين فكر افتاد كه در 30 سالگي نخستين اختراع خود را به ثبت برساند.
هوندا به اين فكر افتاد كه از رئيس خود جدا شود، تمام اندوخته خود را به خريد توكاي شويكي اختصاص داد.
در سال 1938 آقای هوندا دانشجوی فقیری بود که آرزو داشت یک حلقه پیستون طراحی کند و آن را برای تولید به شرکت تویوتا بفروشد. او هر روز به دانشگاه می رفت و شبها تا دیروقت به طراحی پیستونش می پرداخت پس انداز کمش را هم صرف خرید قطعه برای طرحش میکرد. اما باز هم به جایی نرسیده بود، سرانجام مجبور شد جواهرهای زنش را هم بفروشد، پس از سالها تلاش او پیستونی را که مطمئن بود کارخانه تویوتا خواهد خرید، طراحی کرد اما تویوتا پیستون را نخواست.
هوندا در دانشگاه با تحقیر و تمسخر دانشجویان و استادان روبرو شد که او را بخاطر ساختن چنین وسیله مضحکی دیوانه می پنداشتند. آیا هوندا ناراحت و عصبانی بود ؟ خیلی
آیا وضع مالی اش هم بد بود ؟ بله خیلی بد !
آیا از کار دست کشید ؟ به هیچ وجه
بر عکس او دو سال دیگر صرف ادامه تحقیق های خود برای ساختن حلقه پیستونی بهتر کرد. او کلید موفقیت را داشت :
1) تصمیم گرفت که چه می خواهد
2) به فعالیت پرداخت
3) مدام روش کار خود را تغییر می داد و قابلیت انعطاف داشت

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : رابرت کيوساکي

رابرت کیوساکی متولد هاوایی می باشد او نویسنده و سخنرانی با انگیزه است و در امریکا تحصیل کرده است، در جنگ ویتنام به عنوان عضوی از سربازان دریایی جنگیده است .
او در حال حاضر در امریکا زندگی می کند و نویسنده ای با انگیزه و سخنرانی حاذق در حوضه مالی ،سرمایه گذاری و تجارت می باشد.
پدر پولدار ،پدر بی پولی از سری کتابهای او می باشد که به همراه برنامه های آموزشی او به میلیونها تیراژدر سراسر جهان به انتشار رسیده است .او در این رابطه به ، بالغ بر هزاران دانش آموز آموزش می دهد.
کیوساکی در هاوایی متولد شد و درهمانجا دوران کودکی را پشت سر نهاد او از پدر و مادری ژاپنی و امریکای می باشند.در نوجوانی به نیورک رفت وبعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه ، داوطلبانه به عضویت ناوگان دریایی درآمد .اوبعنوان افسر و خلبان هلیکوپترجنگی در زمان جنگ ویتنام به خدمت انجامید.
کیوساکی بمحض بازگشت در Xerox printing and photocopying company. مشغول بکار شد وبه فروشندگی در آن پرداخت.
در سال 1977 با تاسیس یک کمپانی اولین موفقیتش را در تجارت جهانی بدست آورد.
کمپانی کیوساکی واردات کیف پولهای نایلونی بود که بعدها به شرکت Surfer Wallet شناخته و معروف شد و سود زیادی را برای او به ارمغان آورد.
کیوساکی در کنار ان به آموزش و مشاوره در زمینه های تجارت و امور مالی پرداخت.
در اواسط دهه هشتاد موسسه آموزشی را دایر نمود و این فرصت را به دانش آموزان دور دنیا داد تا در رابطه با فلسفه امور مالی به یادگیری بپردازند.او برای تدریس امور مالی صفحه ای را طراحی کرد که در عین حال بسیار سرگرم کننده نیز بود .
این بازی که Cash flow 101" " نام دارد بسیار موفقیت آمیز بود این بازی همچنان بصورت On line در دسترس می باشد

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : ماتسوشيتا

ميراث ماتسوشيتا بسيار گران است. پس از جنگ جهاني دوم، او يكي از چهره‌هاي اصلي در هدايت معجزه اقتصادي ژاپن بود. شركتي برپاكرد و ميلياردها نفر را صاحب لوازم خانگي و لوازم برقي مصرفي با نام پاناسونيك و نشانه‌هاي ديگر كرد. پيش از مرگش، كمتر سازماني روي كره خاكي مشترياني بيشتر از او داشت، هنگامي كه درسال 1989 درگذشت، در مراسم خاكسپاري او بيش از هزار تن گرد آمدند. در تلگرام تسليت رئيس جمهوري ايالات متحده آمريكا به خانواده وي از او به عنوان «الهام بخش براي مردم سراسر جهان» نام برده است.
زندگي ماتسوشيتا پر از فراز و نشيب بود. كثرت اين فراز و نشيب‌هاست كه او را از ديگران متمايز مي‌كند. فرازها و كاميابي‌هايي كه تنها يكي از آنها كافي است تا هر انسان معمولي را دچار غرور كند و موانع رشد و پيشرفت او گردد. نشيب‌ها و شكست‌هايي كه تنها يكي از آنها در تمام زندگي مي‌تواند انسان را از حركت باز دارد. نه لذت كاميابي‌ها و نه مشقت شكستها هيچكدام نتوانست ماتسوشيتا را از آنچه كه در ذهن خود پرورانده بود، باز دارد، اين است رمز موفقيت اين مرد بزرگ.

ادامه نوشته

زرگان مدیریت جهان :هنري فايول

فایول کل دوران شغلی خود را در یک شرکت گذراند یعنی شرکت معادن و فلزات فرانسه. او کارش را به عنوان مهندس معدن آغاز کرد و در سال 1872 به عنوان رییس گروه معادن منصوب شد. در سال 1888 او به سمت مدیر عامل این شرکت منصوب شد که این سمت را تا هنگام بازنشستگی خود در سال 1918 حفظ کرد. فایول تا زمان مرگش عنوان ریاست افتخاری این شرکت را در اختیار داشت.
وقتی فایول کارش را آغاز کرد، سلامت مالی بخش معادن بسیار ضعیف بود.اما تا زمان بازنشستگی فایول، این شرکت از یک تراز مالی بسیار خوب برخوردار شد.
هنری فایول در یک نگاه
دشوار است تاثیر فایول بر تفکر مدیریت و متفکران مدیریت را بسنجیم. او را پدر و بنیانگزار مکتب مدیریت می‌نامند. او نخستین فردی بود که به سازمان «از بالا به پایین» نگریست، مدیریت را به عنوان یک فرآیند معرفی کرد، این فرآیند را به بخشهای فرعی تقسیم کرد و اصولی را تدوین نمود که باعث بهترین استفاده از افراد می‌شوند.فایول بدین ترتیب رشته‌ای را برای آموزش مدیریت ایجاد کرد.
فایول می‌گوید که مدیران باید برنامه‌ریزی کنند، سازماندهی نمایند، کارکنان را انتخاب کنند، هدایت کنند، هماهنگ نمایند، گزارش دهند و تامین بودجه نمایند.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : اميد کردستاني

او در پیرانشهر به دنیا آمده و در سن چهارده سالگی،پس از مرگ پدرش به کالیفرنیا رفته است.
او مدرک کارشناسی مهندسی برق خود را از دانشگاه ایالتی سن‌خوزه گرفته است.وی همچنین در سال ۱۹۹۱ مدرک کارشناسی‌ارشد خود را در رشتهٔ «مدیریت بازرگانی» (MBA) از دانشگاه استنفورد گرفت.
او دارای سابقه‌ای بیش از ۱۲ سال در زمینه فناوری سطح بالا در شرکت‌های پیشروی اینترنتی مانند نت‌اسکیپ است. او همچنین نائب‌رئیس بخش توسعهٔ کسب و کار و فروش در این شرکت بود و توانست بازده مالی وب‌گاه نت‌اسکیپ را در عرض ۱۸ ماه از ۸۸ میلیون دلار در سال به بیش از ۲۰۰ میلیون دلار در سال برساند.
او کارش را در نت‌اسکیپ در بخش فروش اُای‌ام (OEM) آغاز کرد و در طی دورهٔ چهار ساله که در آن شرکت حضور داشت مسئولیت برقراری ارتباطات تجاری با شرکت‌هایی چون ای‌بِی، سیتی‌بانک، آمریکن‌آن‌لاین، آمازون، تراولاسیتی، اینتل و اکسایت را برعهده داشت.
کردستانی پیش از آغاز کار در نت‌اسکیپ در بخش‌هایی چون بازاریابی، مدیریت محصول و توسعهٔ کسب و کار در شرکت‌هایی چون ۳DO، Go و هیولت-پکارد فعالیت می‌کرده است.
کردستانی در ۸ مه ۲۰۰۶ در مجله تایمز به عنوان یکی از صد نفری که دنیا ی ما را شکل داده اند نام گرفته است.
اميد كردستاني،در بهار سال ۱۹۹۹ از کمپاني NetScape به پرسنل ۱۱ نفره کارمندان گوگل پيوست و مدير ارشد بازاريابي و توسعه بين المللي گوگل شد. امید که در حال حاضر معاون ارشد رئيس گوگل است در زمينه ارايه خدمات جهاني خريد و فروش كالا، سود فراواني را نصيب بخش خصوصي اين سايت اينترنتي كرده است.
هفته نام تایم در سال 2004 از قول لورا لاک ، نویسنده این مجله نوشت : تلاش هاي مهندس کردستانی ، بزرگترين سايت جستجوگر دنيا را به داغ ترين بازار تبليغاتي شبكه اي تبديل كرده كه فقط در ظرف ۱۸ ماه توانسته است از بيش از ۱۰۰ هزار آگهي كننده تبليغاتي سبقت بگيرد. طبق محاسبات تحليل گران، ماليات بر درآمد حاصل از اين آگهي هاي تبليغاتي ، يك ميليارد دلار سود مالي نصيب گوگل خواهد كرد. گفتنی است امید کردستانی فوق لیسانس MBA (مدیریت اجرایی تجاری) دارد و از مغزهای ارشد گوگل به شمار می آید.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : کارل فردريش بنز


▪ ۱۸۴۴ : متولد شدن در ۲۵ نوامبر در کارلسروهه
▪ ۱۸۵۳ : آغاز دوران مدرسه در کارلسروهه
▪ ۱۸۶۰ : تحصیل در دانشگاه پلی تکنیک در کارلسروهه
▪ ۱۸۶۴ : استخدام به عنوان کمک مکنیک در کارخانه فنی کارلسروهه
▪ ۱۸۶۶ : استخدام به عنوان نقشه کش و مهندس طراح در شرکت "مسرز شوایزر" در مانهایم
▪ ۱۶۶۸ : طراحی یک موتور در ( مسرز بن کیزر ) در ( پی فورژیم )
▪ ۱۸۷۱ : تاسیس کارگاه صنعتی ( کارل بنز ) و ( آگوست ریتر ) در "مانهایم"
▪ ۱۸۷۲ : تغییر نام شرکت بنام کارخانه ذوب آهن کارل بنز در ( مانهایم ) و ازدواج با ( بتا رینگر )
▪ ۱۸۷۸ : آغاز بکار بر روی اولین موتور ۲ زمانه در شب سال نو
▪ ۱۸۸۲ : تغییر نام شرکت به ( شرکت نفتی مانهایم ) و کناره گیری موقت برای مدت کوتاهی
▪ ۱۸۸۳ : تاسیس کمپانی ( بنز وسی ) در ( مانهیم )
▪ ۱۸۸۶ : در ۲۹ ژانویه وی درخواست خود را برای تولید یک ماشین ۳ چرخه با سوخت بنز اعلام نمود. ( در سوم جولای وی با ماشین سه چرخ در سطح شهر حرکت کرد )

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : آکيو موريتا

آکیو موریتا (AKIO MORITA) در سال 1921 در شهرناگویای ژاپن از خانواده ای مقتدر و متمول زاده شد. با آنکه پدرش انتظار داشت او به عنوان فرزند بزرگ خانواده پای در راه او گذارد و تجارتخانه او را در حرفه صنایع نوشیدنی اداره کند اما «آکیو» از همان کودکی به وسایل الکتریکی و صوتی علاقه مند بــــود و می خواست بداند اشیاء چگونه کار می کنند. رویای او ساخت یک گرامافون الکتریکی بود. به همین دلیل رشته فیزیک را در دانشگاه اوزاکا برگزید. پس از فراغت از تحصیل و در بحبوحه جنگ جهانی دوم که ژاپن درگیر جنگ بود به عنوان افسر نیروی دریایی در دفتر فناوری، کار بـــرروی تکمیل دستگاهها و سلاحهای حرارت یاب و ادوات هدف گیر شبانه را آغاز کرد. در همان جا بود که با مهندس تیزهوشی به نام ماسارو ایبوکا (MASARU IBUKA) آشنا شد. ایبوکا نابغه اختراع بود و در همان زمان شرکتی را به نــام «ابزار دقیق ژاپن» تاسیس کرده و آمپلی فایر نیرومندی ساخته بود که می توانست آشفتگی جریان مغناطیسی در عماق آب را برای زیردریائیها اندازه گیری کند.
پس از بمباران اتمی ژاپن در سال 1945 و پایان یافتن جنگ، موریتا به شهر خود ناگویا برگشت و ایبوکا نیز با هفت کارمند خود که از شرکت قبلی به همراه آورده بود در ساختمانی کهنه و خالی و نیمه ویرانه در توکیو شرکت جدیدی را تاسیس کرد. موریتا پس از مدت کوتاهی برای تدریس به توکیو آمد واطلاع یافت که دوست و همکار او ایبوکا سلسله مقالاتی را در زمینه دستگاههای الکتریکی در روزنامه معروف ژاپنی «آساهی» می نویسد و شرکتی را تاسیس کرده است. او به ملاقات دوستش شتافت و تصمیم گرفت به صورت نیمه وقت و پس از مدت کوتاهی تمام وقت به او بپیوندد و با همفکری یکدیگر شرکت جدید خود را تاسیس کند. ایبوکا 38 ساله و موریتا 25 ساله در سال 1946 شرکت را با نام «شرکت مهندسی مخابرات توکیو»(TOTSUKO) با 500 دلار سرمایه (190.000 ین) و 20 نفر تاسیس کردند. محل فعالیت شرکت طبقه سوم یک ساختمان نیمه مخروبه در منطقه منهدم شده ای قرار داشت که تمامی دیوارهای بتونی آن شکافهای عمیق برداشته بود. بدین ترتیب سنگ بنای شرکت عظیم سونی به همت دو انسان سخت کوش با فعالیت تعمیر رادیو گذاشته شد. 12 سال بعد و پس از دستیابی به موفقیتهای پی درپی در کار برروی محصولات الکتریکی و عرضه فرآورده های صوتی و تصویری نظیر پلوپز برقی، ولت متر، بالش برقی، ضبط صوت، رادیو، تلویزیون و ویدئو، شرکت به نام «سونی» تغییر نام داد. موریتا در سال 1953 اولین سفر خود را به آمریکا و اروپا انجام داد و کمی بعد با فکر گسترش صادرات و کسب و کار سونی به ماوراء مرزهای ژاپن و بویژه آمریکا، به همراه خانواده خود به نیویورک رفت و در سال 1960 شرکت سونی آمریکا را تاسیس کرد. اولین رادیوی ترانزیستوری جهان (TR-55) در سال1956 توسط شرکت ساخته شد و سال بعد کوچکترین رادیوی ترانزیستوری جیبی(TR-63) با ابعاد32 ×71×112 میلیمتر و قیمت 13800 ین عرضه گردید. البته این رادیو کمی بزرگتر از جیب معمولی پیراهن بود و لذا موریتا پیراهنی با جیب بزرگتر برای خود تهیه کرده بود که بتواند عنوان جیبی را برای آن اثبات کند قیمت صادراتی این رادیو39/95 دلار بود. اولین تلویزیون ترانزیستوری مدل 8 اینچی(TV8-301) در سال 1959 و کوچکترین و سبک ترین تلویزیون (TV5-303) در سال 1962 و بالاخره تلویزیونهای رنگی کروماترون در سال 1964 و ترنیترون در سال 1968 ساخته و عرضه گردید.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : گوردن مور

گوردون مور (GORDON E. MOORE) در سال 1929 میلادی در سانفرانسیسكو متولد شد. پدرش قاضی و مادرش خانـه دار بود. از كودكی به شیمی علاقه مند بود و تصمیم داشت یك شیمیدان شود. به همین جهت تحصیلات دانشگاهی را نیز در این رشته به پایان برد و در سال 1950 میلادی از دانشگاه بركلی دكترا گرفت. اما ظاهراً وقایع به سمتی سیر می كرد كه او به وادی ناشناخته ای به نام «نیمه هادی» گام نهد و البته خیلی زود با آن خو كند و حتی گامهایی بردارد كه در جهت گیری مسیر تاریخی این فناوری تعیین كننده بوده است. پس از فراغت از تحصیل، مدتی در آزمایشگاه دانشگاه جان هاپكینز مشغول به كار شد. اما این كار به هیچ وجه با روحیه موثربودن و كارایی و كارآفرینی او سر سازگاری نداشت^: انتشار مقالاتی از سوی آزمایشگاه كه طبق محاسبه خود او هزینه هر كلمه آن 6 دلار تمام می شد و معلوم نبود كسی نیز آنها را بخواند
بنابراین به دنبال كار جدید، طی ملاقاتی با «ویلیام شاكلی» مخترع ترانزیستور جذب او شد و با كار در آزمایشگاههای «بل» به حوزه صنعت نیمه هادی قدم گذاشت و در آنجا با «باب نویس» آشنا شد.
پس از دو سال كه جهت كار به نظر او و برخی دوستانش عوض شده بود آنجا را ترك و شركتFAIRCHILD را در زمینه نیمه هادی تاسیس كرد. با تغییراتی كه در آن شركت نیز پدید آمد، به همراه «باب نویس» شركت را رها كرد تا بتوانند كار بدیعی در زمینه نیمه هادیها شروع كنند و بدین ترتیب ایده تاسیس شركت «اینتل»شكل گرفت و آنها در سال 1971 میلادی آن را به ثبت رساندند.
اساس كسب و كار در شركت، تولیـد تراشه های «حافظه» برای رایانه بود اما در بحران نفتی سال 1973 میلادی و بحران اقتصادی سال 1984 میلادی، شركت با تلاطمهای مرگباری مواجه شد كه با درایت او و مدیرعامل فعلی شركت «اندی گرو» به خوبی آن را پشت سر گذاشت. در سال 1963 میلادی طی مصاحبه ای با «اندی گرو» او را استخدام كرد.
به گفته خود او مهمترین چالشی كه با آن مواجه بوده تصمیم گیری در تغییر روند فعالیت شركت از تولید تراشه های حافظه به تولید «ریزپردازنده» بوده است، تغییری كه سبب شد «اینتل» در مسیر جدید رشد موفقیت آمیزی طی كند و اكنون به قطب مطرح تولید ریزپردازنده در دنیا تبدیل شود.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : ديويد فيلو و جري يانگ

اين كلمه براي اولين بار در كتاب سفرهاي گاليور مورد استفاده قرار گرفته و به معني شخصي است كه داراي ظاهر و رفتاري زننده است . مؤسسين سايت جري يانگ و ديويد فيلو نام سايتشان را Yahoo گذاشتند چون فكر مي كردند خودشان هم اين طوري هستند
بسياري از شما تا كنون نام YAHOO را شنيده ايد و احتمالا به اين سايت مراجعه كرده ايد!
كمتر كاربراينترنتي يافت مي شود كه Yahoo Messenger را نشناسد يا در Yahoo ، Mail رايگان نداشته باشد ، بسياري از كاربران از Search Yahoo استفاده كرده اند و با قابليت هاي آن آشنا هستند .
ديويد فيلو در آوريل ،۱۹۹۴ به همراه جرى يانگ، شريك و همكار علمى اش سايت ياهو را بنيانگذارى كرد. سايت ياهو بزرگ ترين سايت خدمات دهى عمومى در اينترنت و پرمخاطب ترين سايت در ميان بيش از ۳۰ ميليون پايگاه وب است. ديويد فيلو بنيانگذار و رئيس كل شركت ياهو به شمار مى رود. ديويد فيلو فوق ليسانس مهندسى الكترونيك از دانشگاه استانفورد آمريكا www.stanford.edu است. وى مانند لرى پيج و سرگئى برين، خالقان گوگل، ياهو را از اتاق خواب هاى دانشگاهى در استانفورد طراحى و راه اندازى كرد. كلاً تا سال ،۲۰۰۳ بيش از ۲۳۰ ميليون كاربر از بيش از ۲ ميليون صفحه اى كه در سايت ياهو به عناوين مختلف ايجاد شده استفاده كرده اند. اين سايت بسيار بزرگ و حجيم و پراطلاع اينترنت، امروز با ايندكس بيش از ۱۰ ميليارد صفحه وب يكى از بزرگ ترين موتورهاى جست وجوى وب به شمار مى رود. ياهو در زمينه خدمات جست وجو، آگهى هاى اينترنتى، ارائه و توليد و مديريت بيزينس هاى كوچك، يك دايركتورى اطلاعاتى ارائه يك گيگا بايت فضا براى ايجاد رايگان email در دنياى يك ميليارد مخاطبى وب شهره است.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : مايكل همر

مايكل همر (MICHAEL HAMMER) در سال 1948 در آمريكا متولد شد. مدرك كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتراي خود را در رشته علوم رايانه از دانشگاهMIT اخذ كرد و در آن دانشگاه به تدريس مشغول شد. او در حال حاضر مدرس عالي در دانشكده اسلوان دانشگاه MIT است. علاوه بر آن او بنيانگذار و مدير چندين شركت معتبر در زمينه فناوري پيشرفته و مشاور شركتهاي بزرگ دنياست. سالانه هزاران نفر در سمينـارهاي او حضور مـي يابند. فرايند مهندسي مجدد(REENGINEERING) كه در دهه 1990 عرضه گرديد با نام او پيوند خورده است. او را پدر، مظهر و مفسر مهندسي مجدد دانستــه اند. او همواره پشتيبان انديشه مهندسي مجدد بوده است. انديشه اي كه پيتر دراكر آن را در تقريظي كه بر كتاب مر نوشته مديريت نوين كار خوانده است. مر معتقد است آنچه در سده بيستم در زمينه مديريت آموخته ايم تنها مناسب سازمانهاي وظيفه گراي موجود است. براي اداره سازمانهاي فرآينــد محور بايد در همه زمينه ها بازانديشي كرد.

مقالات بسياري از او در مجلات و نشريات معتبر جهاني منتشر شده است. كتابهاي او در زمينه مهندسي مجدد و به ويژه كتاب مهندسي مجدد شركتها كه در سال 1993 منتشر گرديد در ميليونها نسخه و به 19 زبان ترجمه و منتشر شد و تفكر مهندسي مجدد را به ميليونها نفر در سراسر جهان معرفي كرد. مجله بيزينس ويك در سال 1992 او را يكي از چهار متفكر بزرگ مديريت در دهه 90 معرفي كرد و مجله تايم در سال 1996 او را يكي از 25 آمريكايي تاثيرگذار لقب داد. مجله فورچون كتاب او را يكي از سه كتاب مهم در دهه اخير دانسته است. مر بر اين باور است كه مهندسي مجدد به همان اندازه كه بر پايه هاي علمي مبتني است، كاري هنري است. تغيير وضعيت از توجه به وظيفه هاي تخصصي به فرآيندها در سازمان، خود انقلابي است كه بنيان شركت را در جهت دستيابي به بهبودهاي چشمگير دگرگون مي سازد و از يك سازمان وظيفه گرا و سنگين و متوجه به درون، سازماني فرآيندگـرا و انعطاف پذيــــر و ارزش آفرين براي مشتري تبديل مي كند. در اين حالت نقش كاركنان سازمانها نيز تاثيرگذار مي شود و توجه آنها از رئيس به مشتري بر مــي گردد و باور خودمديريتي در نهاد نيروي انساني ريشه مي دواند. به باور مر، شرايط امروز كسب و كار به گونه اي است كه مصرف كننده نسبت به توليدكننده حاكم است و مشتري درصدد دستيابي به ارزشهاي موردنظر خود از راه فرآيندهاي يك سازمان است نه مديريت و ساختار و وظايف و فعاليتهاي تعريف شده در سازمان و يا چيزي ديگر. او نتيجه را مي خواهد و ارزش مورد نظرخود را مي جويد. همر معتقد است فرآيند مهندسي مجدد بدون اينكه لزوماً به كوچك سازي سازمان منجر شود از حجم كارهايي كه ارزش افزا نيستند مي كاهد و مراحل دستوردهي و نظارت را كم مي كند. او مهندسي مجدد را فرآيندي از بالا به پايين مي داند كه نقش رهبر سازمان در آن بسيار حساس است. هم اوست كه راهبرد و انگيزش و يكپارچگي را ايجاد مــي كند به گونه اي كه موج مهندسـي مجدد به صورت همه جانبه تمامي بخشهاي سازمان را در بر مي گيرد و طرحي نو در مي افتد. مايكل همر، دست زدن به مهندسي مجدد را كاري كارستـان مي داند كه به سفـر به دنياي ناشناختــه ها مي ماند و اگر دقـت كافي در تحقق صحيح آن صورت نگيرد ناكام خواهد ماند. او به خوبي اشتباهاتي را كه در اين زمينه ممكن است صورت گيرد برمي شمرد و همگان را به اجتناب از ارتكاب آنها هشدار مي دهد

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : دكتر جان پمبرتن

ابتدا كوكاكولا به عنوان يك شربت تقويتي مصرف داشت و امروز يك نوشابه به نشاط انگيز به شمار مي‌آيد. در سال 1925 كوكاكولا فروش ميليوني‌اش را آغاز كرد و در سال 1940 در 40 كشور عرضه شد. مارك Sprite اين نوشابه در سال 1961 وارد بازار شد و در سال 1982 كوكاكولاي رژيمي، بر تنوع محصولات اين شركت افزود. در ماه مه 1886، كوكاكولا براي اولين بار توسط دكتر جان پمبرتن (John Pem-berton) داروسازي اهل آتالانتا (جورجيا) تهيه شد.
جان پمبرتن مواد اوليه كوكاكولا را در يك كتري برنجي در حياط پشتي خانه‌اش تركيب كرد. فرانك رابينسون، كتابدار جان پمبرتن، براي محصول كارفرماي خود، نام كوكاكولا را برگزيد، وي علاوه بر آگاهي از علم كتابداري، خطاط خوبي بود و نام كوكاكولا را به گونه‌اي خطاطي كرد كه هنوز هم به عنوان آرم اين شركت مورد استفاده است.
نوشابه كوكاكولا براي اولين بار در داروخانه ژاكوب (Jacob) در آتالانتا در 8 مه 1886 عرضه شد. در آن ايام حدود 9 عدد از اين نوشيدني روزانه به فروش مي‌رفت و مجموع فروش آن سال كوكاكولا فقط حدود 50 دلار بود، نكته خنده‌دار اين است كه در كل اين نوشيدني براي توليدكننده‌اش بيش از 70 دلار هزينه در برداشت؛ يعني سال اول، براي جان پمبرتن سال ضرر بود.
در سال‌هاي اول، كوكا بيشتر مصرف دارويي داشت و به عنوان يك نوشابه تقويتي مصرف مي‌شد چرا كه علاوه بر شربت دانه كولا كه سرشار از كافئين بود، حاوي عصاره كوكائين نيز بود. به تدريج كوكاكولا جايش را در ميان نوشابه‌ها باز كرد و به يكي از معروف‌ترين نوشيدني‌هاي آمريكا تبديل شد.
حضور آسا گرييگزكاندلر (Asa grigscandler) داروسازي ديگر از آنتالانتا، در شركت كوكا، و همكاريش با پمبرتن توليد اين نوشابه را در سال‌هاي 1890 تا 1900 تا بيش از 4000 درصد افزايش يافت. تبليغات عامل مهمي در موفقيت پمبرتن و كاندلر بود. تا پايان سده مورد نظر كوكاكولا طرفداران بسياري در آمريكا و كانادا به دست آورد. حدودا در همان زمان بود كه شركت كوكاكولا نسبت به فروش شربت دانه‌هاي خود به شركت‌هاي مستقل و زنجيره‌اي (كه جواز فروش اين محصول را داشتند) مبادرت كرد حتي امروز صنعت نوشابه سازي آمريكا همين روش را دنبال مي‌كند.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت ایران : حسين ثابت

حق الناس را دست نزن . مصمم باش . عاشق تصمیمت باش . آن وقت است که محال پا به فرار می گذارد..
شخصی است که در جهان هتلداری چهره ای موفق است و از معدود ایرانیانی است که توانسته خود را در میان هتلداران جهان مطرح کند . وي داراي بيش از 5000 تخت در جزاير قناري اسپانيا و چندين هتل و پارك مدرن در ايران است.
او مهندس حسين ثابت است.
متولد مشهد . نمی توانی سنش را حدس بزنی . یک پارچه انرژی است با حافظه ای قوی . شعر بلند عقاب دکتر خانلری را با شور و احساسی میهن پرستانه می خواند . در مشهد درس خوانده . نهج البلاغه را خوب می شناسد . از قرآن نمونه می دهد و به شش زبان زنده دنیا حرف می زند . او یک ایرانی مسلمان است که به ذره ذره این خاک اهورایی عشق می ورزد .
اتاقش جمع و جور است و مثل تمامی هتل بزرگ داریوش روح ایرانی به وسیله ، نقش برجسته ها و تصاویر هخامنشی موج می زند . حسین ثابت شعر می خواند . از عرفان می گوید و از ایران .
حسین ثابت ابتدا اقدام به ساخت هتل بزرگ داریوش نمود (این هتل مجلل ترین هتل کشور است)
سوئیت های ان در زمان های عادی سال هر شب 400 هزار تومان و در ایام عید نوروز و .. تا 700 – 800 هزار تومان هر شب اجاره داده میشود.
وی پس از ان اقدام به ساخت پارک دلفین ها و پارک شیرها و چندین پروژه تفریحی دیگر در کیش نمود.
پس از مدت یکسال از فعالیت پروژه هایش تصمیم گرفت تنها هتل دار کیش شود و اقدام به خرید 6 هتل آماده دیگر کرد با قیمت های تقریبی هر هتل 8 -9 میلیارد تومان به بالا

البته برخی هتل داران زیر بار این کار نرفته و وی نتوانست به این آرزوی خود برسد.
حسین ثابت در این زمان موفق شد چند هتل نیز در جزایر قناری اسپانیا تاسیس کند و هم اکنون نیز بزرگترین شرکت هتل داری اسپانیا را صاحب است و خود وی نیز در یکی از دو جزیره اختصاصی خود در اسپانیا زندگی می کند.

ادامه نوشته

 بزرگان مدیریت ایران : محمد مهدي فنائي

در صنعت برق کشور نام مهندس محمد‌مهدی فنایی در راس شرکت الکتروکویر نامی آشنا برای مدیران صنعت برق کشور است راه او از منزلی در یزد آغاز می‌شود که در زمانی برق نداشته و دیدن جراحت بر اثر آتش یک چراغ گرد‌سوز و بعدها کشیده شدن برق به منزل و محله آنان و رویت مزایا برق بهانه‌یی برای تحصیل و فعالیت در این رشته می‌گردد تا جایی که امروز کارخانه‌یی با حدود 400 پرسنل تحت مدیریت مهندس فنایی اداره می‌گردد.
مهندس فنایی دانش‌آموخته پلی‌تکنیک است و نظرش در مورد وضعیت صنعت در جهان کنونی این است: «در گذشته فاکتورهای مثبت برای صنعتگر خوب، تولید محصول با کیفیت و تحویل به موقع مطرح در حالی که اکنون تولید محصول با کیفیت و تحویل بموقع برای صنعتگران معتبر امری بدیهی بوده و رقابت بین صنعتگران در تحویل محصول با کیفیت، با قیمت مناسب و داشتن روابط عمومی قوی و ارتباطات موثر با مشتریان نهفته است.»
داشتن چنین تفکری باعث شده تا شرکت زیمنس که محصولات الکتروکویر تحت لیسانس آن تولید می‌شود از فنایی بخواهد با مشارکت کشورهای عربی در آن کشورها نیز تولید تابلوهای فشار متوسط و ضعیف را انجام دهند و در واقع انتقال تکنولوژی از طریق ایران انجام گیرد حال این امر در قطر اتفاق افتاده و پرسنل ایرانی در قطر نیز فعالیت می‌کنند. راه‌اندازی خط تولید مشترک با کشورهای دیگر از جمله سوریه و لبنان نیز در دستور کار الکتروکویر و زیمنس قرار دارد ارتباط صنعت و دانشگاه از دیدگاه مهندس فنایی در کشورمان بسیار پایین بوده و وی پیشگام شده تا با مساعدت‌های خود به همراه دکتر معینی رئیس دانشکده برق پلی‌تکنیک در این زمینه اقدامات مؤثری بنمایند.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : محسن کاوه راد

پروفسور کاوه راد از سال 1978 تا 1981 با کمپانی های Fairchild و GTE در زمینه مخابرات فضایی همکاری می کردند. در دسامبر 1981 ایشان به آزمایشگاه تحقیقاتی (Bell Laboratories) در امریکا پیوستند. از جمله فعالیت های ایشان در این آزمایشگاه می توان به تحقیق ، تکمیل و مهندسی سیستم های مخابراتی گوناگون اشاره کرد.
در ماه مارس 1989 دکتر کاوه راد بعنوان پروفسور در دانشگاه اوتاوا در کانادا کار دانشگاهی را شروع کرده و در مدت زمان همکاری ایشان با این دانشگاه ، پروفسور کاوه راد مدیریت آرمایشگاه "تحقیقات مخابرات"، مدیریت آزمایشگاه "شبکه های فتونیک .. مدیریت پروژه ، "مخابرات و تئوری اطلاعات اونتاریو". مدیریت پروژه در مرکز تحقیقات مخابرات کانادا و مدیریت مرکز تحقیقات مخابرات اوتاوا- کارالتون را نیز به عهده داشتند.
تابستان 1991 را دکتر کاوه راد بعنوان مشاور در آزمایشگاه NTT در ژاپن گذراندند. همچنین ایشان به مدت 6 ماه با کمپانی NORTEL در اوتاوا بعنوان فرصت مطالعاتی همکاری می کردند.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : تيم برنرزلي

تیم برنرزلی Tim Berners-Lee در ۸ جون ۱۹۵۵ در لندن انگلستان به دنیا آمد. پدر و مادر او وقتی مشغول ساخت اولین كامپیوتری بودند كه قرار بود به صورت تجاری آماده فروش شود با یكدیگر آشنا شدند و به همین دلیل طبیعی است كه او بر اثر تشویق آنها و محیطی كه در آن رشد میكرد به سمت كامپیوتر كشیده شود. او در لندن پرورش یافت و در سال ۱۹۷۶ از كالج كوئین دانشگاه آكسفورد در رشته فیزیك فارغ التحصیل شد.
علاقه "تیم" و تشویق خانواده سبب شد تا او در سال ۱۹۷۶ اولین كامپیوتر خود را با استفاده از پردازشگر ام ۸۶۰۰ و با چند ابزار ابتدایی مانند جوش و لحیم بسازد. علاقه شدید او به فراگیری كامپیوتر زمان را از یاد او میبرد. از او نقل شده است " اگر هر كس در كاری كه انجام میدهد به قدری غرق شود كه گذر زمان را فراموش كند مسیر رسیدن به رویاهای خویش را یافته است".
اولین شغل او ساخت دستگاه رله پیام در شركت تولیدكننده وسایل مخابراتی Poole بود. تیم برنرزلی پس از دو سال همكاری خود را با شركت Ferndown كه در فكر تهیه پرینتر و سیستم عامل چند منظوره بود شروع كرد. ماجراهای تیم برنرزلی در راه كشف اینترنت از كوههای آلپ شروع شد. او در سال ۱۹۸۰ جهت ادامه تحصیل و طی یك دوره ۶ ماهه در رشته مهندسی نرمافزار به سوئیس رفت و در ژنو در CERN لابراتوار اروپایی فیزیك هستهای به تحصیل پرداخت. در این زمان بود كه طرح زبان برنامه نویسی جدیدی كه بعدها به عنوان زبان اصلی و رسمی اینترنت پذیرفته شد را به نگارش درآورد. این زبان اچ تی ام ال Hypertext Markup Language نام دارد و شبكه جهانی بر آن استوار است. هدف تیم برنرزلی نگارش برنامهای بود تا نیازهای شخصی او مانند فهرست و حفظ اطلاعات را برطرف كند. او نرمافزار خود را Enquire انكوایر نام نهاد. این برنامه هیچگاه به دست مردم نرسید اما شبكه جهانی بر اساس آن پایه ریزی شد. در فاصله سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۴ در یك شركت گرافیك با عنوان طراح فنی كار كرد و پس از آن مجدداً به لابراتوار اروپا برگشت و در رشته كنترل سیستم و تجزیه و تحلیل علمی و جمع آوری اطلاعات به تحصیل ادامه داد و سپس در سال ۱۹۸۹ پروژه جهانی نگارش در اینترنت را بر اساس نرمافزار انكوایر ارائه كرد. انكوایر برنامهای بود كه اجازه میداد چندین نفر همزمان و مشتركاً اطلاعات خود را به همدیگر انتقال دهند. او اولین سرویس دهنده جهانی خود را http و اولین مشتركان خود را WorldWideWeb نامگذاری كرد. شبكه جهانی ابتدا در اكتبر ۱۹۹۰ و سپس در ماه دسامبر همان سال در CERN لابراتوار اروپا مورد بهره برداری واقع شد. فعالیت گسترده اینترنت آنگونه كه تیم برنرزلی در نظر داشت به صورت آزمایشی از تابستان ۱۹۹۱ در سطح وسیع توسط مردم استفاده شد.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : هنري فورد

هنری فورد (تولد ۳۰ ژوئیه ۱۸۶۳ - مرگ ۷ آوریل ۱۹۴۷) بنیان‌گذار کارخانهٔ خودروسازی فورد بود. او اولین کسی بود که برای تولید خودروی ارزان‌قیمت خط تولید را به کار گرفت. او نه تنها انقلابی در صنعت اروپا و آمریکا ایجاد کرد، بلکه ترکیب تولید انبوه، دستمزد بالا و قیمت پایین پیشنهادی او چنان تأثیری بر اقتصاد و جوامع قرن بیستم ایجاد کرد که آن را فوردیسم نامیدند. هنری فورد به یکی از مشهورترین و متمول‌ترین مردان تاریخ تبدیل شد. او پس از مرگ همهٔ ثروتش را به بنیاد فورد بخشید ولی ترتیبی داد که خانواده‌اش برای همیشه کنترل آن را در دست داشته باشند.
در سال ۱۹۱۸ نیمی از خودروهای امریکا فورد مدل تی بودند. اما تمام آنها سیاه‌رنگ بودند. فورد در زندگینامه خود نوشته است: «هر مشتری می‌تواند خودرویی به رنگ دلخواه خود داشته باشد تا زمانیکه این رنگ سیاه باشد.» تا پیش از راه‌اندازی خط تولید که برای فعالیت سریعتر تنها خودروی سیاه تولید می‌کرد مدل تی به رنگ‌های دیگر مانند قرمز نیز تولید می‌شد.
داستان زندگی هنری فورد (موسس کارخانه فورد) داستان یک مدیر اعجوبه یا موفقیت یک شبه نیست. هنری در یک مزرعه بزرگ شد و می توانست به راحتی کشاورز باقی بماند اما چیزی قوی تر تخیلات فورد را به پرواز در می آورد؛ مکانیک، ماشین آلات، درک آنکه هر چیز چگونه کار می کند و چه پتانسیل هایی برای بهبود آن وجود دارد. در جوانی اجزای هر چیزی را که به دستش می رسید، از هم باز می کرد و به سرعت در بین همسایگان به تعمیر ساعت معروف شد.
وی در سال 1896، Quadncycle را اختراع کرد که اولین گاری بدون اسب بود. البته این اختراع از خودروهای امروزی و حتی از خودرویی که سال ها بعد خود وی آن را ساخت، بسیار فاصله داشت؛ اما به هر حال نقطه آغازی برای فورد بود. تا قبل از ساخت Quadncycle، تمام سر هم بندی های فورد جنبه تجربی و تئوریک داشتف مثل موتور گازی که وی در سال 1980 روی میز آشپزخانه ساخت و هیچ برقی یا قدرتی ایجاد نمی کرد. اختراع Quadncycle توانایی فورد را در حرفه خود نشان داد.

رویایی که تبدیل به یک حرفه و تجارت شد
کارخانه موتورسازی فورد در سال 1903 وارد دنیای تجارت شد. هنگامی که هنری فورد و 11 شریک وی اساسنامه شرکت را امضا کردند با سرمایه ای به مبلغ 28 هزار دلار کارخانه ای که بعدها به یکی از بزرگترین کارخانه های دنیا تبدیل شد، دیده به جهان گشود. مانند همه سرمایه گذاری های بزرگ، آغاز به کار کارخانخ فورد نیز با فراز و نشیب هایی همراه بود. چند ماه بعد، اولین موتور فورد، مدل A، در دترویت فروخته شد. اولین ثبت ارسال محموله مربوط به تاریخ 20 جولای 1903 (تقریباً یک ماه پس از راه اندازی کارخانه) و برای یک پزشک اهل دترویت بود. با اولین فروش کارخانه، بارقه های امید در دل کارخانه جوان فورد زده شد.
در آن زمان، کارخانه فورد جز 15 کارخانه خودروسازی در میشیگان و 88 خودروساز آمریکا محسوب می شد. اما بعد از چند ماه و سوددهی کارخانه، مشخص شد که دیدگاه های هنری فورد در صنعت خودروسازی کاربردی است و جواب خواهد داد و چه خوب هم جواب داد.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان :پير اميديار

زندگی نامه پیر امیدیار Pierre Omidyar ثروتمندترین ایرانیالاصل و صاحب بزرگترین حراجی آنلاین جهان
پیر امیدیار Pierre Omidyar ثروتمندترین ایرانی اصل و صاحب بزرگترین حراجی آنلاین جهان یعنی .ebay. com است پیر امیدیار در ۲۱ ژوئن ۱۹۶۷ از پدری ایرانی و مادری فرانسوی در پاریس بدنیا آمد. ۶ ساله بود که با خانواده اش به مریلند آمریکا رفت و در ۱۴ سالگی با نوشتن دومین برنامه رایانه‌ای برای کتابخانه مدرسه پا به دنیای بیتها گذاشت. پیر امیدیار رئیس و موسس سایت ای‌بی (e-bay) اولین و معروفترین وب‌گاه مخصوص حراج و خرید و فروش اینترنتی که تا آخر سال ۱۹۹۸ ۱/۲ میلیون عضو ۷۵۰ میلیون دلار حجم معاملات و حدود ۸ میلیون دلار سود به هم زده بود. حالا بعد از گذشت ۸ سال شرکت بزرگی شده است با بیش از ۶۰۰۰ کارمند ۴۶ میلیون مشتری ثبت شده و ۴۴۱ میلیون دلار سود خالص در سال ۲۰۰۵. اکنون(تا سال ۲۰۰۳) او دومین ثروتمند زیر چهل سال و بیست و نهمین ثروتمند دنیا با ثروتی بالغ بر ۷ میلیارد دلار است وی را ثروتمندترین ایرانی اصل در جهان عنوان داده اند.

کجا بدنيا آمدي؟
من در فرانسه شهر پاريس به دنيا آمدم. تا 6 سالگي آنجا زندگي مي‌کردم. در همان سال‌ها به مدرسه 2زبانه‌اي مي‌رفتم و انگليسي را آنجا ياد گرفتم. 6 ساله بودم که به امريکا رفتيم به واشنگتن دي.سي. براي تحصيل در کالج به کاليفرنيا رفتم. طولاني‌ترين زماني که من در يک جا ماندگار شدم، همين دوران کالجم بود که 4 سال طول کشيد: چون خانواده ما هر دو سه سال جايشان را عوض مي‌کردند.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : جرج استمن

امروزه از «George Eastman» موسس كمپاني بزرگ «Eastman Kodak» به عنوان پدر صنعت عكاسي مدرن و نوين ياد مي‌شود. او در سال ۱۸۵۴ در يكي از روستاهاي «نيويورك» ديده به جهان گشود. پدرش «George Washington Eastman» در همان سال دانشكده اقتصاد «Eastman» را در «Rochester» بنا كرد و چند سال بعد خانواده را براي زندگي در آن شهر به «Rochester» برد. در سال ۱۸۶۲ درست زماني كه دانشكده در حال شكل‌گيري و رشد خود به سر مي‌برد، به ناگاه پدر خانواده از دنيا رفت و اندك سرمايه‌اي را براي آنها به ارث گذاشت.
با پديد آمدن چنين شرايطي «George» كه تنها پسر خانواده بود براي سرپرستي و حمايت مالي مادر و دو خواهرش مجبور به ترك تحصيل شد و راهي بازار كار گرديد. ابتدا براي يك شركت كوچك بيمه مشغول به كار شد و پس از آن به استخدام بانك محلي «Rochester» درآمد.
هنگامي كه ۲۳ سال بيشتر نداشت يكي از همكارانش با مشاهده فعاليت‌هاي خستگي‌ناپذير او پيشنهاد كرد كه تعطيلات آخر هفته را به همراه مادر و خواهرانش به خارج از شهر بروند و به تفريح بپردازند. در ميان كلام همكار دلسوز پيشنهادي مطرح شد كه سرآغاز تحول زندگي «George» و تكنولوژي بشر به حساب مي‌آمد. او گفت كه براي ثبت خاطره آن روز گردش «George» دوربيني تهيه نمايد و از خانواده‌اش چند عكس يادگاري بگيرد.
اگر چه «George» دوربيني اجاره كرد اما هرگز تعطيلات آخر هفته را در بيرون از خانه نگذراند. سنگيني، حجم و گراني مبلغ تهيه يك دوربين و يا حتي يك عكس تمامي فكر او را به خود مشغول ساخته بود. «آيا امكان ظهور دوربيني جديد با خصوصيات كاملاً متفاوت وجود ندارد؟»

از همان روز به مدت سه سال، شب‌ها و در ساعات بيكاري او مدام در آشپزخانه خانه مشغول آزمايش موادي بود تا بتواند امولسيون ژلاتين را در جايگاه نگاتيو فيلم دوربين قرار دهد. سرانجام پس از يكسري آزمايشات مستمر و طولاني مدت او در سال ۱۸۸۰ توانست ماشيني با قابليت كارايي با نگاتيو خشك جهت تهيه عكس اختراع نمايد و به ثبت رساند.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : اندرو گرو

«اندروگرو» (ANDREW GROVE ) رهبر شرکت اینتل در مجارستان متولد شده است. در سال 1956 تنها با داشتن 20 دلار باتوجه به نابسامانی اوضاع کشورش آنجا را به سمت نیویورک ترک کرد. سه سال بعد با درآمدی که از راه کارگری در رستورانها به دست آورده بود در رشته شیمی فارغ التحصیل شد. با تلاش و پشتکار کم نظیر سه سال بعد، از دانشگاه برکلی دکتری خود را دریافت کرد.
پایان نامه دکتری او در زمینه نیمه هادیها هنوز جزء بهترین کتابهای فنی در این زمینه است. این درحالی است که به هنگام مهاجرت به آمریکا هیچ زبان انگلیسی نمی دانست اما اشتیاق فراوان به یادگیری و علاقه به خلق کالاهای باارزش پایدار در وجود او نهفته بود. پس از آن دانشگاه برکلی را رها کرد و برای همکاری با موسسان شرکت اینتل یعنی «گوردن مور» و «روبرت نویس» به آن شرکت پیوست و به عنوان رئیس بخش تحقیق و توسعه مشغول به کار شد. سپس به عنوان مدیرعامل مسئولیت و رهبری شرکت را پذیرفت.
اندی گرو تاکنون چند کتاب مدیریتی نوشته است و در آن تجربیات کاری و افکار خود را مطرح کرده است. کتاب «مدیریت کارا» (HIGH OUTPUT MANAGEMENT ) محصول آموزشهای او در دانشگاه استانفورد است. کتاب «تنها بی پروایان پایدارند» (ONLY THE PARANOID SURVIVE ) که در سال 1996 عرضه شد به سرعت جزء پرفروش ترین کتابها قرار گرفت. عنوان این کتاب بیانگر تئوری «نقطه چرخش راهبردی» و اهمیت آن در فرایند مدیریت کسب و کار سازمانهاست که او به تفصیل آن را تشریح کرده است. او به عنوان رهبر دیرین اینتل خود را شاگرد نقطه های چرخش راهبردی می داند. چرخش حیاتی شـــــرکت اینتل از تولید حافظه به تولید تراشه های ریزپردازنده و سرآمد شدن شرکت در تولید ریزپردازنده از 64 بیت در آغاز تاسیس شرکت در 1968 تا تولید تراشه های پنتیوم کنونی و برنامه تولید تراشه با 11 میلیارد ترانزیستور در سال 2011، همگی به رهبری او انجام شده است. درآمد سالانه 2/6 میلیارد دلاری شرکت در آغاز رهبری او، در سال گذشته میلادی به 26/5 میلیارد دلار بالغ شده است. همکاران همواره او را فردی منضبط، دقیق و جزئی نگر یافته اند. او به راستی یکی از معماران عصر دیجیتال و اطلاعات است با شخصیتی برجسته و دارای جنبه های مختلف. او یک دانشمند است که چند موضوع انحصاری (PATENT ) را در طرحهای نیمه هادی به نام خود ثبت کرده است. یک مدرس است که در دانشگاه و شرکت به امر آموزش اهتمام می ورزد. یک مدیر تولید است که در فتح بازارهای جدید پیشقدم است. یک برنامه ریز و آینده نگر در کسب و کار است که به عمل راهبردی اهمیت می دهد. او با آنکه بنای اینتل را مستحکم کرده و 30 سال برای شرکت مردی برای تمام فصول به حساب آمده است، با تــــواضع، خود را مدیون کارکنـان شرکت می داند. آنانی که وقتی مدیریت تصمیم اصلی را می گیرد در پیاده کردن اندیشه، بکارگیری منابع و اصلاح برنامه ها صمیمانه می کوشند و کارها را پیروزمندانه پیش می برند. او فرهنگ ارتباط صادقانه و باز را در اینتل تقویت و محیط باز دفاتر را سمبل قدرت اینتل کرد.
یک ویژگی شرکت اینتل این است که حتی افرادی با 20 سال تجربه را برای آموختن زمینه های نو و بی سابقه به مرکز آموزش بفرستد.ما در اینتل توانسته ایم دیوار میان دارندگان قدرت سازمانی و دارندگان دانش و خبرگی را فرو بریزیم.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : وارن بوفت

در سال 1952، یک مدیر جوان 21 ساله در روزنامه اوماها، دست به تبلیغ زد و مردم را دعوت کرد تا در کلاسی درخصوص سرمایه‌گذاری شرکت نمایند. او اظهار داشته بود که این کلاس بیش‌تر به نفع خودش است تا شرکت‌کنندگان. او حتی یک سرمایه‌گذاری آزمایشی 100 دلاری را پیشنهاد کرد. در روز برگزاری کلاس بیست نفر شرکت کردند. مسلماً اگر شرکت‌کنندگان می‌دانستند که یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران آن دوران یعنی وارن بوفت قصد دارد تا سخنرانی نماید، دیگر جایی در ساختمان محل برگزاری کلاس یافت نمی‌شد.
بوفت که در 30 اوت سال 1930 در نبراسکا واقع در اوماها متولد شده بود، استعدادهای خود برای تبدیل شدن به یک فرد ثروتمند از همان روزهای نخست ابراز داشت. در شش سالگی، او شش قوطی کوکاکولا را 25 سنت می‌خرید، آن‌ها را جدا می‌کرد و هر قوطی را 50 سنت می‌فروخت. وقتی بوفت جوان دچار یک بیماری مرموز شد و در رختخواب استراحت می‌کرد، مرتباً به این موضوع فکر می‌کرد که چگونه می‌تواند پولدار شود. پس از بهبودی، بوفت از دوستانش خواست در کاری سودآور شرکت کنند که مدت‌ها به آن اندیشیده بود.
او توپ‌های گلف گم شده را پیدا می‌کرد، آن‌ها را بسته بندی می‌کرد و سپس می‌فروخت. وقتی او کتاب انتخاب‌های پسر اصطبل را منتشر کرد، یکی از جوان‌ترین راهنماهای شرط‌بندی مسابقات اسبدوانی در ایالات متحده بود. مشخص نیست که چند بار در پیش‌بینی‌های خود موفق بوده؛ اما اگر به اندازه پیش‌بینی‌هایش در مورد قیمت سهام موفق بوده باشد، قطعاً بارها برنده شده است. وقتی وارن بوفت تنها 12 سال داشت، پدرش یعنی هوارد بوفت، به نمایندگی کنگره دست یافت و خانواده‌اش راهی واشنگتن شدند. بوفت چندان از این نقل مکان راضی نبود. البته نظر او وقتی عوض شد که از توان بالقوه تجارت در پایتخت آمریکا مطلع شد. بوفت در پنج روزنامه مشغول به کار شد و صبح‌ها بیش از 500 روزنامه را به خانه‌ها می‌داد و در نتیجه می‌توانست مانند یک کارمند تمام‌وقت، 175 دلار درآمد کسب کند. وقتی او فقط 14سال داشت، 1200 دلار پس‌انداز کرده بود که برای خرید یک زمین کشاورزی 40 آکری در نبراسکا کافی بود. بوفت زمین خود را برای فعالیت‌های کشاورزی اجاره داد.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان :الوین تافلر

آلوین تافلر در سال 1928 متولد شد. اگر چه او مسافرت‌های زیادی داشته است اما تمام تحصیلات و تجارب کاری او در داخل ایالات متحده صورت گرفته‌اند. او استاد مهمان در بنیاد راسل سیج ، استاد مهمان در دانشگاه کورنل ، عضو هیات علمی دانشکده‌ جدید تحقیقات اجتماعی و یک مشاور بسیار موفق کسب و کار بوده است. او دارای چندین مدرک افتخاری است و کتب او جوایز بسیاری کسب کرده‌اند.
بخش اعظم کارهای تافلر همراه با همسرش یعنی هایدی خلق شده‌اند – این اولین نکته‌ای است که او همیشه بدان اشاره می‌کند. آنها دارای مشارکتی بسیار برجسته هستند: هر دوی آنها در دانشگاه نیویورک زبان انگلیسی خوانده‌اند و سپس به یک زندگی کولی‌وار پرداختند و پس از جنگ به روستای گرینویچ رفتند که در آنجا استعداد خود در سراییدن شعر و نگارش رمان را بروز دادند.
تافلر که در ابتدا قصد نداشت یک دانشمند بشود، در سنین جوانی متوجه ارزش علم و فن‌آوری در جهان مدرن شد و در نتیجه دوره‌ای را در مورد تاریخ فن‌آوری گذراند.
تافلر سال‌ها وفت خود را صرف روزنامه‌نگاری کرد و مطالب خود را در بسیاری از نشریات سیاسی، علمی و اقتصادی آن دوران نوشت. در سال 1960، او دعوت‌نامه‌ای از شرکت آی‌بی‌ام دریافت کرد تا مطلبی را در مورد مضامین بلند مدت اجتماعی و سازمانی رایانه بنویسد که همین موضوع او را با فن‌آوری‌های پیشرفته آشنا کرد. همین موضوع باعث شد که مطالب زیادی درباره‌ تغییر بنویسد که امروزه معروف‌ترین مطالب ذکر شده در باب این موضوع در سطح جهان هستند. کتاب موج آینده که نخستین کتاب ارزشمند درباره‌ تغییر است، تنها اندکی پس از تکمیل مقاله‌ آی‌بی‌ام، نوشته شد.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت ایران :امير کسائي


امیر کسایی یکی از جوانان خلاق، سختکوش و باذوق ایرانی است که توانسته در سطح اول تبلیغات دنیا مطرح شود. وی متولد ایران و تحصیلکرده اتریش است. تحصیلات عالیه خود را هم در کشور فرانسه به پایان رسانیده است.
امیر کارش را به عنوان کپی رایتر در شرکتهای TBWA و Barci & Partner آغاز کرد. سپس همین كار را در شرکت تبلیغاتی Springer & Jacoby ادمه داد و پس از مدتی به عنوان مدیر خلاقیت این شرکت انتخاب شد.
وی از سال 2003 به عنوان رئیس اداره خلاقیت شرکت تبلیغاتی بین المللی و معتبر DDB آلمان فعالیت حرفه ای خود را دنبال نمود. در این مدت در دفاتر هامبورگ، برلین و دوسردولف شرکت DDB فعالیت داشته است.
امیر کسایی در سن 33 سالگی به عنوان یکی از جوانترین مدیران خلاقیت در اروپا شناخته شد. او تا کنون کمپینهای تبلیغاتی هنرمندانه ای برای شرکتهای بزرگ و معتبری همچون مرسدس بنز، اسمارت، کوکاکولا، آلیانز، اپل، آدیداس و اخیراً هم فولکس واگن و اسپیگل طراحی نموده است.
آثار امیر تا کنون موفق شده اند بیش از 1200 جایزه ملی و بین المللی را در جشنواره های مختلف تبلیغاتی شکار کنند. و از این حیث امیر کسایی جزء افرادی به شمار می رود که بیشترین جوایز خلاقیت را از آن خود ساخته است.
برخی از جشنواره هایی که امیر جوایز آنها را تصاحب نموده است عبارتند از: جشنواره تبلیغات بین المللی کن، جشنواره بین المللی لندن ، جشنواره تبلیغاتی بین المللی اپیکا، کلوپ مدیران هنری آلمان، کلوپ مدیران هنری نیویورک و جشنوارههای Eurobest، One Show، Cresta، CCA و

ادامه نوشته

زرگان مدیریت ایران : احمد خيامي

من فرزند حاج سید علی اکبر خیامی و در دی ماه 1308به دنیا آمدم. مرا احمد نام نهادند. از دوران کودکی خاطره‌ای ندارم در سال 1314 شوروی، امریکا ، انگلستان بدون مجوز قانونی ایران را اشغال کردند و سربازان روسی کنترل شهر مشهد را به دست داشتند. پدرم تجارت حمل و نقل داشت و شوروی‌ها کلیه کامیونهای پدرم را برای محصولات خود از دستش خارج و محل کامیونها را مصادره کردند. ایام به سختی می‌گذشت با اتمام جنگ پس از مدتی روسها مشهد را ترک و از کامیونهای پدرم خبری نبود لیک محل کامیونها را آزاد گذاشتند و محل مذکور را پدرم تبدیل به تعمیرگاه نمود و من که در دبیرستان شاهرضا مشهد درس می‌خواندم برای راه‌اندازی تعمیر گاه مشغول کار شدم و شبها برای ادامه تحصیل در مدرسه رازی تحصیل می‌کردم. در سال 1328 عازم تهران شدم و به اتفاق برادرم ایران ناسیونال را تاسیس و اجازه ساخت اتوبوس و بعداً اجازه ساخت اتومبیل سواری را از دولت دریافت کردیم. در سال 1979 عازم اروپا و مجدداً مشغول فعالیت تجاری و افتتاح نمایندگی مرسدس بنز در لندن شدم که امروز تعداد نمایندگی‌ها در انگلستان و امریکا به هفت رسیده است. با خدای محمّد عهد کردم که درآمد این دستگاهها را برای فرهنگ وطنم صرف نمایم. من افتخار خادمی علی بن موسی الرضا را دارم و اوست که همیشه پشتیبان من در سخت‌ترین شرایط می‌باشد.
احمد کارش را در رشته اتومبیل با عشق و پشتکار شروع کرد. روزی که در خردسالی نخستین دوچرخه‌اش را تهیه کرد همه عشق و علاقه‌اش آن بود که یک موتورسیکلت را جانشین آن کند. وقتی توانست یک موتورسیکلت کهنه را به صورت نقد و اقساط خریداری کند چشمش به اتومبیل‌های معدودی بود که در آن سالهای بعد از شهریور 1320 و اشغال کشور به وسیله منافقین از خیابانهای مشهد عبور می‌کردند. در آن زمان اتومبیل یک وسیله اشرافی محسوب می‌شد و قیمت آن بسیار گران بود. احمد نمی‌توانست با پولی که از حمل مسافر با موتور سیکلت یا کرایه‌دادن آن به نوجوانان به دست می‌آورد اتومبیلی خریداری کند. امّا به زودی توانست با شستشوی اتومبیل در خیابان‌های مشهد و تعمیر اتومبیل‌هایی که در کنار خیابان‌ها از حرکت باز می‌ماندند با موتور اتومبیل آشنا شود و بعد‌ها تا روزی که توانست نخستین اتومبیل عمرش را تهیه کند در گاراژهای مشهد به کار تعمیر اتومبیل بپردازد.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : جفري بزوس

جفری بزوس (Jeffrey Preston Bezos)، بنیان گذار و رئیس شرکت آمازون که خرده فروشی اعجاب انگیز amazon.com را راه اندازی کرده است ، در سال 2006 میلادی ، یازدهمین سالگرد افتتاح این مغازه اینترنتی بزرگ را در سیاتل ، جشن گرفت . مجله مشهور فوربس ، سال 2005 ، دارایی وی را با 5 میلیارد دلار ، در ردیف چهل و یکمین عضو باشگاه میلیاردرهای جهان معرفی کرد.
جفری بزوس ، مثل پیر امید یار ، جوان ایرانی الاصل مقیم آمریکا که سایت حراجی ebay.com را در اختیار دارد ، یا مثل امید کردستانی ، معاون بازرگانی google ، افکار مکتوب شده خود را در محیط دیجیتال ، عملی کرده است . جفری بزوس ، متولد 1964 و دانش اموخته دانشگاه Princeton امریکا است که به دلیل اثر بخشی (effectivenes) فعالیت های کسب و کار دیجیتالی اش ، در سال 1999 میلادی ، توسط مجله TIME ، مرد سال شناخته شد. شرکت آمازون ، در سال 2006 در ردیف دویست و هفتاد و سومین شرکت پر درامد آمریکا در فهرست فورچون 500 قرار گرفت . درآمد این شرکت خرده فروشی دیجیتالی بزوس ، 8 میلیارد دلار اعلام شد . بزوس به دنیای خرید و فروش اینترنتی ، ارزش و اعتبار زیادی داده است . بزوس ، تکنیک های خارق العاده ای در کسب و کار روی وب را به معرض دید میلیون ها کاربر اینترنت قرار داده که زمینه ای ممتاز در فروش بالای مغازه های الکترونیکی آمازون شده است . بزوس را باید یکی از بازیگران موثر عصر دیجیتالی کنونی دانست که راهبرد آمازون را در خلق کسب و کار های اینترنتی و ایجاد یک مزیت رقابتی در صدور انواع کالاها به اقصی نقاط جهان ، هدایت نمود. بیزینسی که به سبک بزوس در اینترنت شکل گرفته است ، آمازون را در ردیف پر مخاطب ترین سایت های اینترنت ارائه کرده است . هیچ کس در دنیای کنونی ، اگر به دنبال کتاب ، مجله ، یا کالای خاصی باشد ، محال است که سایت آمازون بزوس را مشاهده نکند. معمولا نتایجی که از طریق این سایت در دسترس ما قرار می گیرد ، تفاوت های محتوایی متعددی با نتایج دیگر سایت های فروشنده ارائه می کند. هنر بزوس در خلق یک بازاریابی توام در کسب و کار دیجیتالی خود ، شگردی است که یکی از فاکتوهای موفقیت بزوس را تشکیل می دهد. در هرم ثروتی که لستر تارو در کتاب ثروت آفرینان خود نام می برد ، جایگاه بزوس بسیار رفیع است . او در جامعه توده وار الکترونیکی آلوین تافلر ، یک مدیرخلاق تمام عیار است و بی شک ، چنین ثروت و موفقیتی ، بدون در اختیار داشتن شاخص های مدیریت کارامد و خلاقیت مبتنی بر ایده های دیجیتالی ، حاصل نشده است

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : جک تروت

جک تروت“، مدیر شرکت موفق بازاریابی ”جک تروت و شرکا“، تخصص ویژه‌ای در موقعیت‌یابی در تبلیغات و بازاریابی داشته و به همین خاطر توانسته، شهرت خوبی در سراسر دنیا پیدا کند. شرکت بین‌المللی ”جک تروت و شرکا“ در زمینه مشاوره بازاریابی فعالیت دارد و دفتر مرکزی آن در ایالت کانکتیوس امریکاست. از مشتریان معتبر ”جک تروت و شرکا“ می‌توان به شرکت‌های ”ای تی اندتی“، ”ساوت وست ایرلاینز“، ”مرک“،”تترا پک“،”زیراکس“،”اریکسون“،”لوتوس“ و بسیاری دیگر اشاره کرد. وی در پرتو اعتبار و نفوذی که پیدا کرد، وزارت امور خارجه امریکا نیز از او دعوت کرده و مشاوره گرفت. ”جک تروت“ در زمره معدود ستارگان جهانی است که برترین راه‌کارهای بازاریابی را ارائه کرده و در این راه تبحر خاصی دارد. وی بنیانگذار مفاهیم بزرگ و مهمی هم‌چون ”موقعیت‌یابی“در بازاریابی است. ”تروت“ با بیش از ۴۰ سال تجربه در تبلیغات و بازاریابی، به یکی از بزرگ‌ترین مشاوران بازاریابی تبدیل شده و به دلیل قابلیت‌های فراوان موفق شد مشتریان بزرگ و سرشناسی در جهان جذب کند. راه‌کارهای بی‌نظیری که او برای مشتریان خود ارائه می‌دهد نه تنها با نتیجه‌ای که به‌دست می‌آورد موجب سرافرازی او و شرکتش می‌شود، که مشتریان را نیز از انتخاب خود خشنود و راضی نگه می‌دارد. این مرد بزرگ بازاریابی، تنها به کار مشاوره بسنده نکرده و برخلاف دیگر سرآمد این صنعت، همواره بر آن بوده است تا با برگزاری سمینارها و تألیف کتاب‌های مختلفی در این زمینه، به دیگران نیز بیاموزد تا چگونه در عرصه پرکشش و حساس بازاریابی نتایج مطلوبی به‌دست آورند و یا به قولی خودی نشان بدهند. به‌عبارت دیگر او هیچ‌گاه در طول زندگی کاری خود از انتقال اطلاعات دریغ نکرده و تجربیات چشم‌گیری را که خود در طول سال‌ها با مشقت و سختی به‌دست آورده، به‌راحتی در اختیار دیگران قرار می‌دهد.”جک تروت“ کار خود را با همکاری با بخش تبلیغات شرکت معتبر و سرشناس ”جنرال الکتریک“ آغار کرد. پس از آن به شرکت ”یونی رویال“ رفت و در آنجا به‌سمت مدیر تبلیغات منطقه‌ای شرکت ارتقا پیدا کرد. بعدها در یکی از شرکت‌های تبلیغاتی با ”ال رایز“ آشنا شد، شرکتی که آن دو بیش از ۲۶ سال با یکدیگر هم‌کار بودند.”جک تروت“ با همکاری ”ال رایز“ کتاب معروف ”موقعیت‌یابی“را تألیف کرد. این کتاب را نخست شرکت انتشاراتی”مک گروهیل“سال ۱۹۸۰ میلادی و پس از آن ”وارنر بوکس“ منتشر کردند که پرفروش‌ترین کتاب سال شناخته شد. در این کتاب به اصول بازاریابی و مفاهیمی در ارتباط با تفکر و چشم‌انداز مشتری پرداخته شده است.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان :سايمون

«از نظر سایمون "مدیریت" برابر با" تصمیم گیری" است.
سايمون در سال 1916 در ميلواكي درايالت مينه سوتاي آمريكا متولد شد. او ليسانس خود را در سال 1936 و دكتري را در سال 1943 از دانشگاه شيكاگو گرفت. از سال 1938-1936 نخستين شغل تحقيقاتي خود را در دانشگاه شيكاگو تجربه كرد.
او استادي دانشگاه كارنگي ملون، رياست هيات مديره موسسه تحقيق در علوم اجتماعي، عضويت كميته مشاوران علمي رئيس جمهوري، دفتر بودجه ايالات متحده، عضو ممتاز انجمن اقتصاددانان و روانشناسان، و رياست كميته علوم رفتاري بنياد علوم ملي را دارا بوده است.
هربرت سایمون یک دانشمند مشهور امریکایی در علوم اجتماعی و سیاسی است که مشارکت های فکری او بر تفکر وعمل بسیاری از رشته ها تاثیر نموده است .او خود را در مدیریت عمومی و تحقیق در عملیات شروع کرده اما پس از انکه ملاقات هایی در دانشگاه ها داشت به تمام جنبه های مدیریت علاقمند شد .مشارکت برجسته فکری هربرت سایمون در سطح همگانی در سال 1987هنگامی که برنده جایزه نوبل دراقتصادگردیدشناخته شد.از نظر سایمون "مدیریت" برابر با" تصمیم گیری" است وعلاقه عمده او به تجزیه وتحلیل اینکه تصمیمات چگونه اتخاذ می‌گردند و چگونه ممکن است تصمیمات موثری گرفت.
سایمون معتقداست که در هرنظریه اداری تصمیم گیری باید محور اصلی راتشکیل دهد. هنگامی که افراد برای دست یافتن به هدف معینی فعالیت های خودراهماهنگ میکنند درواقع آگاهانه تصمیم میگیرند که چه راهی راازبین طرق مختلف برای عملی انتخاب کنند.او3 مرحله رابرای فرایند کلی تصمیم گیری توضیح میدهد:
1. یافتن موقعیت هایی که تصمیم گیری را میطلبد-فعالیتهای هوشی
2. پدیدآوردن .توسعه وتحلیل احتمالی دوره های عمل-فعالیت طراحی
3. انتخاب یک دوره عمل از عملهایی که دردسترس است-فعالیت انتخاب

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت ایران  : دکتر سليمي نمين

محمد حسين سليمي نمين در سال 1323 در شهر تبريز چشم به جهان گشود. چهار سال ابتداي دوران کودکي را در سبزوار و دوران جواني را در مشهد سپري نمود. در دهه 50 در دانشگاه برادفورد انگليس تحصيل دوره کارشناسي ارشد را آغاز و توانست در مقطع دكترا در رشته مهندسي صنايع در سال 1361 از دانشگاه برادفورد انگلستان فارغ التحصيل گردد.
دکتر سليمي نمين در تمامي سال‌هاي کاري زندگيش باز تعريف علمي رابطه‌ دانشگاه و صنعت را وجهه همت خود گمارد و براي حل معضلات صنعتي کشور، توجه اهل علم را به کارگاه‌ها و کارخانه‌ها جلب نمود. وي در سال 1374 بعنوان استاد نمونه دانشگاههاي سراسر كشور انتخاب و معرفي گرديد.
دکتر محمد حسين سليمي نمين، بنيان‌گذار نوآوري نظام‌يافته( TRIZ ) در ايران، رييس مرکز رشد و « استاد‌‌ تمام » دانشكده مهندسي صنايع دانشگاه صنعتي اميرکبير، با کوله‌باري از خدمات ارزنده دانشگاهي، تدريس، مديريت، تأليف، ترجمه، تحقيق و پژوهش‌هاي فراوان، پس از تحمل چند سال بيماري سخت، سرانجام بامداد روز دوشنبه سوم دي ماه 1386 به سراي باقي شتافت.
سالشمار زندگي دكتر محمد حسين سليمي نمين:

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : فردریک هرزبرگ

ردریک هرزبرگ متولد 1923 بوده و در سال 2000 از دنیا رفت. او روانشناسی معروف بود که به یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های مدیریت تبدیل شد. دلیل معروف شدن وی، معرفی اصطلاح غنی سازی شغل و تئوری انگیزشی-بهداشتی بود. کتاب او با عنوان یکبار دیگه بگو چطور کارمندان را با انگیزه می‌کنی؟" تا سال 1987 بیش از 2/1 میلیون نسخه فروش کرد و پر تقاضاترین مقاله مجله بررسیهای هاروارد شد. هرزبرگ به کالج شهر نیویورک وارد شد، اما تحصیلش را نیمه کاره رها کرد تا به ارتش بپیوتند. از آنجا که او مأمور گشت بود، جزو یکی از شاهدین اصلی مسئله اردوگاه اسرای داچاو بود. به نظر خودش، این تجربه و صحبتهایش با دیگر آلمانی‌هایی که در آن منطقه زندگی می‌کردند جرقه‌ای بود که باعث علاقه‌مندی او به موضوع انگیزش شد

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : داگلاس مک‌ گریگور

داگلاس مک‌ گریگور او را به دلیل کارش در بازسازی روحی اسرای جنگی پس از پایان جنگ کره، به انستیتو فن ‌آوری ماساچوست (MIT) دعوت کرد. این دعوت، تاثیری همه جانبه بر دوران شغلی شین گذاشت و باعث شد که او در سال 1999، مقاله ای، تاثیرگذار «سازمان یادگیرنده» را در باره‌ شستشوی مغزی و شیوه‌ های یادگیری سازمانی منتشر کند. تفکرات کلیدی فرهنگ سازمانی شین در اوایل دوران شغلی خود، به رویکردهای رایج در باره‌ درک رفتار کارکنان و انگیزه‌ آنها پرداخت تا بتواند به زبانی ساده، طیفی از تجربیات کاری افراد را توضیح دهد؛ که البته از نظر او می ‌توانست بسیار محدودکننده باشد، زیرا نیازهای فردی و سازمانی می ‌تواند در هر زمان، در هر مکان و در هر فردی متفاوت باشد. در کتاب "فرهنگ سازمانی و رهبری"، او به نخستین نظریه ‌پرداز مدیریت تبدیل شد که فرهنگ سازمانی را تعریف کرد و راه ‌هایی را پیشنهاد کرد که به موجب آنها فرهنگ، عاملی برتر در سازمان است. بر اساس نگرش او، فرهنگ ترکیبی از عناصر مختلف است، مانند: • قواعد مشاهده شده‌ رفتاری، در زمانی که افراد با یکدیگر در تعامل هستند؛ • ضوابطی که باعث تکامل فعالیت گروه ‌های کاری می ‌شود؛ • ارزش ‌های برتر که مورد تأیید سازمان هستند؛ • فلسفه‌ هدایت نگرش ‌های مدیریت ارشد در قبال کارکنان و مشتریان؛ • قواعد، رویکردها و برنامه های سازمانی؛ • احساس یا فضایی که بدون حتی بیان یک کلمه، قابل انتقال است. در کتاب فرهنگ سازمانی و رهبری، شین فرهنگ را الگویی از فرضیات پایه تعریف کرده است و بیان می كند که چگونه می ‌توان آنها را در پنج گروه حتی متضاد قرار داد: • رابطه‌ انسان با طبیعت- برخی سازمان ‌ها خواهان برتری عوامل خارجی هستند در حالی که دیگران برتری و تفوق خود را می خواهند؛

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : وارن بنيس    

در ارتباط با جایگاه او در مدیریت به نظر همین قدرکافی است که بگوییم او از شاگردان مک گریگور و جانشین او در بخش سازمان مطالعات درMIT بوده است. او با ادگار شاین و ریچارد بکهارد همکاري داشته است. از وي بیش از 900 مقاله و چندین کتاب منتشر شده است.
وارن بنيس(WAREN G. BENNIS) در سال 1925 در آمريكا به دنيا آمد، در خانواده اي كه پدر 18 ساعت در روز كار مي كرد. دو برادر دوقلو داشت كه 10 سال از او بزرگتر بودند. بااين حال همواره احساس تنهايي مي كرد و دوستان زيادي نداشت. او خود مي گويد توجه به موقعيت برادران دوقلويش در خانه و محيط دوروبر، او را به تفكر در موضوع رهبري رهنمون گشته است. از اينكه مي ديده همواره يكي از برادران در امر هدايت و رهبري جمع بچه ها موفق بوده و صداي ديگري گويي طنين نداشته است. همين مسئله همواره او را به فكر وا مي داشته است. بنيس مدرسه را نيز زياد دوست نداشت و اكنون معلمانش را بـه ياد نمي آورد جز يك خانم را كه با شيوه رهبري خود در كلاس در ساخت شخصيت او موثر افتاده است. پس از فراغت از دبيرستان طي جنگ جهاني دوم به ارتش مي پيوندد و نظم پذيري و سازمان يافتگي را در آنجا مي آموزد.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت ایران :دکتر حسن میرزایی اهرنجانی

دکتر حسن میرزایی اهرنجانی: از پیشکسوتان مدیریت می باشد. مدرک دکتراي خود را از دانشگاه UCL کالیفرنیا اخذ نمود. ایشان به دلیل انجام سخنرانی ها و کنفرانس های بسیار، به استاد شفاهی مدیریت مشهور است. وی دارای نظریه سه شاخگی در مدیریت است.

متولد 1321
-كارشناسي مديريت دولتي،دانشگاه تهران
-كارشناسي ارشد علوم سياسي،دانشگاه جورجيا آمريكا
-كارشناسي ارشد مديريت دولتي،دانشگاه كاليفرنياي جنوبي آمريكا
-دكتري مديريت دولتي دانشگاه كاليفرنياي جنوبي آمريكا

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت ایران  :علی اکبر فرهنگی

دكتر علي اكبر فرهنگي در سال 1321 در طالقان بدنيا آمد. وي تحصيلات دانشگاهي خود را در رشته كارشناسي مديريت بازرگاني در مدرسه عالي بازرگاني،آغاز و در سال 1346 به پايان رسانيد.وي پس از اخذ مدارك كارشناسي ارشد و دكتري مديريت به آمريكا سفر كرد و در دانشكده ارتباطات اوهايو موفق به اخذ مدرك دكتري مديريت شد. نامبرده هم چنين از آمريكا ،مدرك فوق دكتري رشته ارتباطات سازماني را در سال 1362 دريافت داشته است.ايشان هم اكنون عضو هيئت علمي و استاد دانشگاه تهران مي باشد.
جوائز و نشانها : چهره ماندگار مديريت – سال 1384
چگونگي عرضه آثار : تعداد مقلات تاليفي : 45 مورد تعداد طرحهاي پژوهشي :7 طرح
گروه : علوم انساني
رشته : مديريت دولتي
گرايش : ارتباطات سازماني
تحصيلات رسمي و حرفه اي : كارشناسي رشته مديريت بازرگاني در مدرسه عالي بازرگاني،ايران در سال كارشناسي ارشدرشته جامعه شناسي در دانشگاه تهران در سال 1348 دوره عالي مديريت در دانشگاه تهران در سال دكترا رشته مديريت از مدرسه علوم رفتاري كاربردي و رهبري آموزشي ،ايران در سال دكترا رشته ارتباطات در دانشكده ارتباطات اوهايو امريكا فوق دكترا رشته ارتباطات سازماني از كشور امريكا در سال 1362

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت ایران : دكتر سید مهدی الوانی

در دی ماه سال 1323 شمسی در محله امیریه تهران متولد شدم، پدرم حاج سید حسن، انسانی خودساخته بود كه مشقت‌ها و سختی‌های زندگی را بر خود هموار ساخت تا فرزندانش از تحصیلات خوبی برخوردار گردند. زندگی او برای ما سرمشقی بود كه اگر توفیقی داشته‌ام از الگوی زندگی او بوده است. انسانی منضبط، جدی و پركار بود كه تا آخرین سالهای عمر از كوشش و تلاش باز نایستاد، روانش شاد باد. مادرم نیز زنی فداكار بود كه در تمامی ایام زندگی همراه پدر در سفر و حضر، ما را در كنف حمایت خود داشت و دریغا كه زحمات و مهربانی‌های بیكرانش را هیچگاه نمی‌توانم پاسخگو باشم.
آموزش ابتدایی را در مدرسه بیهقی كه مدیری سختگیر و جدی داشت شروع كردم، ایام مدرسه دوست‌داشتنی نبود، بچه‌هایی را كه چوب و فلك می‌كردند و شاگردانی را كه با كاغذی در گردن آویزان، در كلاسها می‌گرداندند، همیشه در ذهنم هست. كلاسها همیشه مملو از غبار بود و ذهن من هم هنوز غبار آن زمان را دارد، غبار دلتنگی و آزردگی دوران كودكی. بعد از مدرسه بیهقی به مدرسه مصباح مرجانی آمدم كه مدرسه بهتری بود و از آنجا گواهینامه ششم ابتدایی را اخذ كردم.

سال اول دوره متوسطه را در دبیرستان حكیم نظامی گذرانیدم. مدرسه‌ای با یك حیاط بزرگ بیرونی و یك حوض پر از نیلوفرهای آبی و حیاط اندرونی و كلاسهای متعدد، كف كلاسها آجر و خاك بود و زمستانها بخاری‌های زغال‌سنگی، كلاسهای سرد را گرم می‌كرد. دبیرستانی با یك ناظم سخت‌گیر و چوب به دست و فراشهای پیر و اخمو، اما معلمین مهربان و دلسوز كه از میان آن تیره و تاری مدرسه، هنوز چهره‌هایشان در خاطرم هست. در میان دبیران، دبیری داشتیم بنام آقای صفوت كه به ما ادبیات درس می‌داد و قبل از آنكه علم و دانش ایشان بر من اثر گذارد منش و روش وی مرا شیفته خود می‌ساخت. از او رسم معلمی آموختم و این نكته شاید برای آنان كه به حرفه علمی مشغولند جالب باشد كه برای معلم قبل از آنكه علم مهم باشد اخلاق واجد اهمیت است و دانشجویان من بیش از آنكه از علمشان بهره گیرند، از سرچشمه خلق و خویشان بهره‌مند می‌شوند. از آنجا بود كه یاد گرفتم اخلاق، علمی بالاتر و برتر از اندیشه علمی است.
ابتدا دوره‌ای را به عنوان آموزش نظامی در پادگان شاه‌آباد غرب كه اكنون اسلام‌آباد غرب نام گرفته است، گذرانیدم. در پادگان فرماندهی داشتیم میانسال كه در مورد سربازان بسیار سخت‌گیر و در عین حال با محبت بود. دوره آموزشی به سرعت سپری شد و در توزیع، ما را به عنوان سپاهی دانش در دهكده سردهلق كه از توابع صحنه كرمانشاه بود جایابی كردند.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان :کوين لين کلر

پروفسوركوين لين کلر تحصیلات کارشناسی خود را در دانشگاه Cornell در سال 1978، تحصیلات کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه Carnegie-Mellon در سال 1980 و دکترای خود را در دانشگاه Duke در سال 1986 به اتمام رسانیده است. تخصص اصلی پروفسور کلر در زمینه بازاریابی مصرف‌کننده است و تحقیقات تخصصی وی درباره چگونگی بهبود استراتژی‌های بازاریابی از طریق درک تئوری‌ها و مفاهیم مرتبط با رفتار مصرف‌كننده می‌باشد. پروفسور کلر به عنوان یکی از رهبران بین‌المللی در زمینه مطالعات برند، برندسازی و مدیریت استراتژیک برند شناخته می‌شود. لذا، وی ارتباطات نزدیکی با صنایع داشته و بسیاری از پروژه‌های بازاریابی را رهبری کرده است.
او به عنوان مشاور بسیاری از مدیران بازاریابی برندهای موفق جهان از جمله: Accenture, American Express, Disney, Ford, Intel, Levi Strauss, Miller Brewing, P&G و Starbucks بوده است. وی هم‌چنین به عنوان مشاور برندهایی نظیر Allstate, Biersdorf (Nivea), General Mills Campbell’s BlueCross BlueShield, Nordstrom, Mayo Clinic Shell oil, Kodak, Goodyear, Young & Rubicam, Unilever فعالیت داشته است. پروفسور کلر در حال حاضر نيز هدایت مطالعات زیادی در خصوص استفاده از استراتژی‌های بازاریابی برای ساختن، اندازه‌گیری و مدیریت ارزش برند را برعهده دارد

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت ایران :محمدمهدي مظلوميان

مظلومیان در نهایت ، موفق می شود در شهریور 1361 کارخانه را با 76 نفر پرسنل ایرانی و 15 نفر ایتالیایی افتتاح کند.او می گوید : « ظرف 11 ماه با 3000 متر بنای تولیدی و یک دفتر اداری در دامغان ساختیم . در این مدت ، به کارگران ساختمانی و مهندسان ایتالیایی گفته بودیم که ما باید کارخانه را در شهریور 1361 افتتاح کنیم که مصادف با نیمه شعبان است . » و همان گونه که او می خواهد ابزار مهدی در نیمه شعبان افتتاح می شود.
•نخستین تولیدات
کارخانه ابزار مهدی از همان ابتدا قابلیت ساخت شش قلم کالا شامل انبردست ، سیم چین ، دم باریک ، گاز انبر ، قیچی باغبانی و سیم لخت کن را داشت .بعدها موفق می شوند محصولات خود را به کشورهای اروپایی از جمله ایتالیا و سؤیس صادر کنند.
•محصولات فعلی
در حال حاضر سودآوری عمده شرکت ابزار مهدی از پخش بازار و فروش مغازه های سطح شهر است . با اصلاح ساختاری که صورت گرفته ، این شرکت می تواند محصولاتش را وارد رقابت با محصولات چینی کند اما آنگونه که مظلومیان می گوید : « خودروسازان هر روز قیمت را کاهش می دهند.
•زیان ابزار مهدی و افتخار مظلومیان
چند سال است که ابزار مهدی به ورطه زیان دهی افتاده چرا ؟ دلیل آن مشخص است . وادرات بی رویه ابزارهای چینی ، سیاست های غلط اقتصادی ، کمبود مواد اولیه ، قدیمی بودن تکنولوژی و خیلی دلایل دیگر.از حق نباید گذشت و مظلومیان هم از حق نمی گذرد ؛ « ما تا سال 1357 وضعیت رو به رشدی داشتیم اما از آن سال به بعد روند نزولی شروع شد تا اینکه در دو سال گذشته زیان آور بوده ایم » با این حال مؤسس ابزار مهدی می گوید : « همین برای من افتخار بزرگی است

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان :کریس آرگریس

علم کاربردی، یکی از کارهای مشترک آرگریس با رابرت پوتنام و دایانا مک لین اسمیت و دونالد شون است که بر روشی در تحقیق متمرکز می‌شود که دانشی مفید برای حل مسائل کاربردی به وجود می‌آورد. دیگر مفاهیم کلیدی که توسط آرگریس پرورش داده شدن‌اند شامل نردبان استنتاج، یادگیری دو حلقه‌ای، تئوری عمل/حمایت، تئوری کاربردی، گفتگوی دفاع زیاد/تحقیق زیاد و دانش کاربردی می‌باشند.
کارهای اولیه کریس آرگریس تأثیر ساختار سازمانهای رسمی، سیستمهای کنترلی و مدیریت بر افراد و چگونگی عکس العمل و تطابق آنها را نشان داد. نتیجه این تحقیقات، کتابهای شخصیت و سازمان(1957) و یکپارچه سازی افراد و سازمان(1964) بود. او پس از این بر تغییرات سازمان و علی الخصوص بر رفتار مدیران ارشد در سازمان متمرکز شد( شایستگی میان فردی و کارآمدی سازمان، 1962؛ سازمان و نوآوری، 1965)
پس از آن به بررسی نقش دانشمندان علوم اجتماعی در نقش محقق و عمل کننده پرداخت( تئوری و روش مداخله، 1970؛ تناقض درونی تحقیقات سخت، 1980 و دانش کاربردی 1985). چهارمین مبحث اصلی تحقیقاتی او که با همکاری دونالد شون انجام شد، یادگیری فردی و سازمانی و درجه‌ای که انسانها استدلال می‌کنند و نه رفتار صرف بود که به پایه‌ای برای تشخیص و عمل مبدل گشت(تئوری در عمل، 1974؛ یادگیری سازمانی، 1978). وی همچنین این تفکر را در زمینه مغلوب ساختن دفاع سازمانی(1990) و دانش برای عمل (1993) نیز توسعه داد.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : آبراهام هرولد مزلو

آبراهام هَرولد مَزلو روانشناس انسان‌گرای آمریکایی می باشد. او امروزه برای نظریه «سلسله مراتب نیازهای انسانی‌»اش (هرم مزلو) شناخته شده است. مزلو همچنین به عنوان پدر روانشناسی انسان گرا شناخته می شود. او در سال ۱۹۵۴ کتاب «انگیزه و شخصیت» را درباره نظریه سلسله مراتب نیازها منتشر کرد.
سلسله مراتب مزلو راه جالبی برای نگریستن به رابطه میان انگیزه های آدمی و فرصت هایی که محیط عرضه میکند را فراهم می آورد. انگیزه ها تمایلاتی هستند که هدف غایی آنها حفظ بقاست
نیاز های این سلسله مراتب به ترتیبی که باید ارضا شوند عبارتند از
نیازهای فیزیولوژیک برای غذا , آب , هوا , خواب و همدم جنسی
نیازهای ایمنی برای امنیت , ثبات , نظم , محافظت و رهایی از ترس و اضطراب
نیاز های تعلق و دوست داشتن
نیاز های مورد احترام دیگران و خود واقع شدن
نیاز به خودشکوفایی

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : فردریک تیلور

فردریک وینزلو تیلور متولد 20 مارس 1856 بوده و در 21 مارس 1915 از دنیا رفت. بیشتر او را به نام تیلور می‌شناسند و مهندس مکانیکی آمریکایی بود که به دنبال بهبود کارآیی صنعتی بود. تیلور را پدر مدیریت علمی می‌دانند و جزو اولین مشاوران مدیریت است. او یکی از رهبران فکری جنبش کارآیی است و ایده‌های او در عصر پیشرو بسیار تأثیر گذار هستند.
وی را به شایستگی بنیانگذار شیوه مدیریت علمی و پدر مهندسی صنایع امروزی می‌دانندوی در اوایل قرن 20 و در یک کارخانه فولاد سازی بنام میدول وبتلهیم کار خود را شروع نمود. وی به توجه به کیفیت ابزار ، تقسیم کار و برنامه ریزی توانست هزینه‌ها را کاهش دهد و تولید را بیش از دو برابر کند. موفقیت های وی بعدها توسط دیگران بسیار تقلیدشد. از جمله توسط زوج گیلبرت. فردریک تیلورمعتقد بود:((هدف اصلی مدیریت باید بدست آوردن بیشترین نیک فرجامی برای کارفرما،همراه با بیشترین نیک فرجامی برای هریک ازکاگران باشد.)) فردریک تیلوردرپرتوپژوهش هاوآزمایش های خوددرکارخانه فولادسازی میدوال وبتلهیم به سال 1885 نظریه‌های خودرادرچهاراصل بازگوکردکه عبارتنداز:
1-عملیات ووظایف سازمان بایدبطوردقیق موردبررسی وتجزیه وتحلیل قرارگیردوبا بررسی حرکات وزمان سنجی ومطالعه ابزارکار،راههای ساده ودلپسندبرای انجام عملیات درنظرگرفته شود
2-کسانی که دارای بهترین شرایط ومهارت ها هستندبکارگمارده شوند
3-انجام عملیات باروش های درست به کارکنان آموزش داده شود.
پیتر دراکر در مورد او می‌گوید:
فردریک تیلور از نظر تاریخی اولین کسی است که کار را مستحق مطالعه و بررسی سیستماتیک دانست

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : ادگار شاین

شین در اوایل دوران شغلی خود، به رویکردهای رایج در باره‌ درک رفتار کارکنان و انگیزه‌ آنها پرداخت تا بتواند به زبانی ساده، طیفی از تجربیات کاری افراد را توضیح دهد؛ که البته از نظر او می ‌توانست بسیار محدودکننده باشد، زیرا نیازهای فردی و سازمانی می ‌تواند در هر زمان، در هر مکان و در هر فردی متفاوت باشد. در کتاب "فرهنگ سازمانی و رهبری"، او به نخستین نظریه ‌پرداز مدیریت تبدیل شد که فرهنگ سازمانی را تعریف کرد و راه ‌هایی را پیشنهاد کرد که به موجب آنها فرهنگ، عاملی برتر در سازمان است.
بر اساس نگرش او، فرهنگ ترکیبی از عناصر مختلف است، مانند:
• قواعد مشاهده شده‌ رفتاری، در زمانی که افراد با یکدیگر در تعامل هستند؛
• ضوابطی که باعث تکامل فعالیت گروه ‌های کاری می ‌شود؛
• ارزش ‌های برتر که مورد تأیید سازمان هستند؛
• فلسفه‌ هدایت نگرش ‌های مدیریت ارشد در قبال کارکنان و مشتریان؛
• قواعد، رویکردها و برنامه های سازمانی؛
• احساس یا فضایی که بدون حتی بیان یک کلمه، قابل انتقال است.
در کتاب فرهنگ سازمانی و رهبری، شین فرهنگ را الگویی از فرضیات پایه تعریف کرده است و بیان می كند که چگونه می ‌توان آنها را در پنج گروه حتی متضاد قرار داد:
• رابطه‌ انسان با طبیعت- برخی سازمان ‌ها خواهان برتری عوامل خارجی هستند در حالی که دیگران برتری و تفوق خود را می خواهند؛
• ماهیت واقعیت‌ها و حقایق- روش ‌ها و ابزاری که به کمک آنها سازمان به «حقیقت» پی می ‌برد؛
• ماهیت طبیعت انسانی- برخی افراد اگر بتوانند از کار اجتناب می ‌ورزند در حالی که دیگران از کار مانند ابزاری برای شکوفا ساختن توان بالقوه‌ خود استفاده می‌ كنند، که این امر هم به نفع خودشان است و هم به نفع سازمان.
• ماهیت فعالیت‌ های انسان- تمرکز بر انجام کامل وظایف از یکسو و شکوفایی و توسعه‌ فردی از سوی دیگر.
• ماهیت روابط انسانی- به نظر می ‌رسد برخی سازمان ‌ها تعاملات اجتماعی را تسهیل می‌ کند در حالی که دیگران آن را موضوعی غیرضروری می ‌دانند.

جامعه ‌پذیری سازمانی
تفکرات شین پیرامون جامعه ‌پذیری سازمانی پس از ورود او به انستیتو فن‌آوری ماساچوست شکل گرفت یعنی زمانی که از داگلاس مک ‌گریگور خواست تا به او کمک کند تا دوره‌ هایی را در این زمینه برگزار نماید. مک ‌گریگور از او خواست تا ذهنیت خود را پیاده نماید. همین امر باعث شد که شین شرکت‌ های زیادی را ترغیب کند تا جامعه‌ پذیری خود را افزایش دهند.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان :چــســتــر بــارنـــارد

وسازمان را يك « نظام همكاري » تعريف مي كند
« بارنارد »يكي از اولين پژوهشگران سازمان است كه موضوع را با نگرش رفتاري مورد بررسي قرار داده است . او سازمان را يك « نظام همكاري » تعريف مي كند و منظورش از« همكاري» ، كار گروهي براي رسيدن به يك هدف مشترك است . اگر چه ممكن است اين تعريف با تعاريف دانشمندان « كلاسيك » مديريت تشابه داشته باشد، اما ، « بارنارد » براي عوامل « رواني » و « اجتماعي » سازمان اهميت بيشتري قايل شده است. تفکر سيستمي اولين بار در کتاب چستر بارنارد تحت عنوان وظايف مديران در سال 1938 مطرح شد.
از سوي ديگر ، طبق نظريه هاي « كلاسيك » مديريت ، اختيار هميشه از بالا به پايين تفويض مي گردد, يعني اختيارات از مديران رده هاي بالاي سازمان به مديران رده هاي پايين تر داده مي شود ، در حاليكه « بارنارد » عقيده دارد كه اختيارات از پايين به بالا تفويض مي شود و به نظر وي در صورتي شخص يك ابلاغ ( دستور ) را معتبر مي داند و آن را مي پذيرد و به مورد اجرا در مي آورد كه شرايط چهارگانه زير در آن جمع باشد :
الف ـ ابلاغ يا دستور براي او قابل فهم و درك باشد .
ب‌ ـ اعتقاد داشته باشد كه ابلاغ يا دستور باهدفهاي سازمان مغايرت ندارد.
ج ـ اعتقاد داشته باشد كه ابلاغ يا دستور در مجموع با علايق شخصي او سازگاري دارد .
د ـ از لحاظ جسمي و فكري قادر به اجراي ابلاغ يا دستور باشد .

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان :کلایتون کریستنسن


کلایتون میم کریستنسن در 6 آوریل 1952 در شهر سالت لیک ایالت یوتاه آمریکا به دنیا آمد. او کرسی استادی مدیریت کسب و کار در دانشکده مدیریت هاروارد و درجه تدریس مشترک در مدیریت تکنولوژی و عملیات در دانشکده عمومی مدیریت را در اختیار دارد. وی بیشتر بخاطر مطالعه نوآوری در سازمانهای تجاری معروف شده است. اولین کتاب او مشکلات نوآوران بود که به بیان تفصیلی تئوری تکنولوژیهای در هم گسیخته پرداخت.
پروفسور کریستنسن مدرک لیسانس خود را با درجه عالی در رشته اقتصاد از دانشگاه بریگهام یانگ(1975)، فوق لیسانس اقتصادی سنجی در مورد اقتصاد کشورهای کمتر توسعه یافته را از دانشگاه آکسفورد(1979)، ام بی ای با امتیاز عالی از دانشکده مدیریت هاروارد(1979) و دی بی اِی از دانشگاه هاروارد(1992) دریافت کرد.
او قبل از پیوست به دانشکده مدیریت هاروارد در سال 1992، با گروه مشاورین بوستون کار می‌کرد و بعد از آن مدیر عامل و رئیس هیأت مدیره شرکت سیستمهای فرایند سرامیک شد که توسط برخی اساتید دانشگاه ام آی تی در سال 1984 راه اندازی شده بود

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان :مایو، جرج التون

پروفسور جرج التون مایو (1949-1880)، یک رهبر برجسته و یک مرجع بزرگ در تفکر مدیریت محسوب می‌شود. در کارخانه‌ وسترن الکتریک واقع در هاثورن، او دریافت که رضایت شغلی از طریق مشارکت کارکنان در فرآیند اتخاذ تصمیمات رشد می‌کند نه از طریق تشویق‌های کوتاه مدت. 1880. تولد. 1911. استاد برگزیده در منطق، اخلاقیات و روان‌شناسی (استاد سابق فلسفه) در دانشگاه کوئینزلند. 1923. انتقال به ایالات متحده و اخذ سمت در دانشگاه پنسیلوانیا؛ انجام تحقیقاتی تجربی در خصوص بهره‌وری در ارتباط با شرایط کاری. 1932-1927. آزمایشات تجربی اجرا شده در نیروگاه هاثورن. 1928. انتقال به هاروارد به عنوان استادیار تحقیقات صنعتی؛ درگیر شدن در تحقیقات تجربی در یکی از کارخانه‌های ریسندگی و بافندگی هاثورن. 1930-1929. اعلام این موضوع که گوش دادن به سخنان کارکنان و توجه به سبک نظارت بر آنها، انگیزه و بهره‌وری را افزایش می‌دهد. 1945-1930. توسعه‌ برنامه‌ آموزش درون صنعتی. 1947. بازنشستگی از هاروارد. 1949-1947. مشاور دولت انگلستان در خصوص مشکلات درون صنعتی. 1949. درگذشت. زندگی و دوران شغلی مایو التون که در استرالیا متولد شده است، به تحصیل در رشته‌ روان‌شناسی در دانشگاه آدلاید پرداخت و در سال 1911 به عنوان استاد منطق، اخلاقیات و روان‌شناسی (استاد سابق فلسفه) در دانشگاه کوئینزلند منصوب شد. او که به دلایل حرفه‌ای علاقه‌مند به سف ر به ایالات متحده بود، سرانجام به این کشور سفر کرد و سمتی را در سال 1923 در دانشگاه پنسیلوانیا عهده‌دار شد. در آنجا او به یکی از محققان هاثورن تبدیل شد. او به تحقیق در یکی از کارخانه‌های ریسندگی و بافندگی آنجا پرداخت که در یکی از واحدهایش، چرخش کارکنان آن 250 درصد بود – در مقایسه با 6 درصد در سایر بخش‌های شرکت. مجموعه‌ای از تغییرات تجربی در شرایط کاری در این واحد به کار گرفته شد. این تغییرات باعث افزایش متوالی در بهره‌وری و افزایش انگیزه‌ کارکنان شد. پس از یک سال، چرخش نیروی کار به سطح میانگین شرکت رسید. این امر تغییرات چشمگیری را در این کارخانه منجر شد. آزمایشات تجربی هاثورن در سال 1924 آغاز شد و مایو در سال 1928 و پس از آن به این پروژه پیوست که به دانشکده‌ مدیریت اجرایی دانشگاه هاروارد منتقل شد و در آنجا به اعنوان استادیار رشته‌ پژوهش صنعتی مشغول به کار شد. سپس او به درجه‌ استادی نایل شد و تا سال 1947 که بازنشسته شد در همین دانشگاه ماند.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان :آلفرد چاندلر

آلفرد چاندلر، نخستین مورخ عصر نوین است که هم، رشته تخصصی خودیعنی تاریخ کسب و کار را توسعه داد و هم اینکه برترین فرد این عرصه در مدت بیش از نیم قرن بود. نام چاندلر تداعی كننده رهبری است که در معروفترین اثرش، استراتژی را قبل از ساختار قرار داد. او نه تنها مهم‌ترین فرد در زمینه مطالعه فعالیت‌های بروکراتیک در سازمان‌ها است بلکه کسی است که از تاریخ کسب و کار به عنوان یک ابزار قوی و کارآمد آموزشی استفاده کرده است.
آلفرد دوپونت چاندلر يك تاريخدان بازرگاني و مديريت در مدرسه بازرگاني هاروارد ميباشد . اقدامات او در دو زمينه بسيار مهم بوده است : تاريخ بازرگاني و مديريت و استراتژي بازرگاني ، كه گاهي اوقات او را پديد آورنده آن نيزمي نامند . برخي از اقدامات بعدي او كه به مقايسه تكامل تاريخي بازرگاني در آمريكا و انگلستان و اروپا پرداخته است ، بحث انگيز بوده است . او نشان داده كه چگونه ميتوان از مطالعه آنچه مديران در گذشته انجام داده اند ، به منظوركسب ديدگاههاي جديد دربارة طبيعت و فعاليت هاي امروزي استفاده نمود . چاندلر در 15 سپتامبر 1918 در گاين كورت به دنيا آمد . خانواده او نسل اندر نسل در آمريكا به كار تجارت مشغول بودند . جد او هنري وارنوم پور يك روزنامه نگار بازرگاني و يكي از مؤسسين (( استاندارد و پورز )) بود ؛ همچنين همانگونه كه نام دوم چاندلر يعني دوپونت حكايت ازآن دارد،وي يك ارتباط فاميلي با خانواده (( دوپونت ها )) كه مهاجراني فرانسوي بودند دارد . دوپونت ها يك شركت موفق باروت سازي تأسيس كردند كه اين موفقيت توسط پير دوپونت شكل گرفت . وي شركت خانوادگي خود را به يكي از بزرگترين سازندگان باروت و مواد منفجره تبديل نمود . به دنبال جنگ جهاني اول ، دوپونت در كنترل شركت جنرال موتورز مشاركت نمود و با سازماندهي تيم مديريت و سازمان آن ، سرانجام جنرال موتورز توانست از فورد پيشي بگيرد و به يك خودرو ساز پيشرو جهاني تبديل شود . بنابراين اگر نگوييم تجارت در خون چاندلر بوده ، ولي در زمان خود بسيار برجسته بوده است . چاندلر به هاروارد رفت و با درجه اي در رشته تاريخ از آنجا فارغ التحصيل شد

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان :جنريچ آلتشولر ( بنيانگذار TRIZ )

او مانند دیگر کودکان دوست داشت در زیر آب شنا کند . وی در سن 14 سالگی یک روز در زیر آب از خود پرسید که چگونه می تواند در جایی که هوا نیست تنفس کند ( یک سوال متناقض – که بعداً این نوع سوالها را سوالات مفید برای یافتن راه حل های خلاق نامید) . با در نظرگرفت این پرسش در ذهنش توانست اولین اختراع خود را برای تولید اکسیژن از مایع پراکسید هیدروژن به عنوان وسیله ای برای تنفس زیر آب به ثبت برساند.
در طول جنگ جهانی دوم آلتشولر به ارتش پیوست. وی پس از جنگ مسئول بررسی اختراعات در نیروی دریایی شد. این شغل برای او موقعیتی به وجود آورد تا به مخترعین در حل مشکلات فنی کمک کند.
ابتدا آلتشولر به رشته روانشناسی روی آورد تا ایده هایی برای درک خلاقیت نوآوری پیدا کند. ولی مطالعات او در رفتارشناسی، به اندازه ی دقت نظر او در الگوهای طراحی که در مطالعاتش روی هزاران سند ثبت اختراع بازتاب پیدا کرد، موثر نبود.
در سال 1946 آلتشولر تصمیم گرفت دانش جدیدی برای تئوری نوآوری ایجاد کند. یافته های او در مورد تئوری نوآوری نامرتب و نامنظم بود. آلتشولر در طول دو سال با مطالعه هزاران سند ثبت اختراع TRIZ را پایه ریزی کرد.
آلتشولر الگوهایی را مکرراً در نوآوری های مختلف استفاده می شد شناسایی کرد.

مبارزه آلتشولر در زندان مسکو به روش ابداعی TRIZ
در سال 1948 آلتشولر و دوست دوران بچگی اش رافائل شاپی رو (Raphael Shapiro) در مورد نظریه TRIZ به استالین رئیس جمهور وقت روسیه نامه ای نوشتند و با وی درد دل کردند و نگرانی شدید خود را از آینده ی نوآوری ها در اتحاد جماهیر شوروی به اطلاع وی رساندند تا شاید از او برای رسیدن به اهداف والای خود کمک بگیرد.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان :جفري ففر

جفري ففر (Jeffrey pfeffer) استاد رفتار سازماني در مدرسه كسب و كار دانشگاه استنفورد از سال 1979 است. او ليسانس مديريت و فوق ليسانس مديريت صنعتي دارد و در رشته مديريت كسب و كار از دانشگاه استنفورد دكترا گرفته است. ففر بيش از 10 كتاب و 110 مقاله دارد. ففر عضو مجامع صنفي و دانشگاهي مختلف است و به دليل تاليفاتش جوايز متعددي را نصيب خود ساخته است. او تاكنون سمينارهاي متعددي در كشورهاي مختلف برگزار كرده است.
ففر در زمينه تئوريهاي سازمان و مديريت منابع انساني كار كرده است. او بر نقش مديريت منابع انساني در سازمانها بسيارتاكيد دارد. ففر تحقيقات گسترده‌اي در زمينه منابع سازماني، مديريت منابع انساني، رهبري، تبديل دانش به عمل و شناخت موانع آن، پرداخت براساس عملكرد، طراحي سازماني و ساختار، ارتباط بين سازمان و محيطش، تاثير زبان اقتصاد و فرضيات آن بر عمل مديريت و حسابداري منابع انساني انجام داده است. او سالها در زمينه مديريت شاهدمدار، موانع استفاده از آن و چگونگي اجراي آن نيز به تحقيق پرداخته است.

دورنماي فكري
سرمايه انساني مهمترين سرمايه سازماني است. در جذب اين سرمايه‌ها، ففر بر اين باور است كه تنها نمي‌توان به نسخه‌اي از پيشينه كاري و تحصيلي افراد تكيه كرد. او مي‌گويد: ما بايد دقيقا بدانيم افراد در گذشته چكار كرده‌اند و آن كارها را چگونه انجام داده‌اند و چه توانايي‌ها و ظرفيتهاي كاري براي آينده دارند؟ پس پيش از آزمون هر رفتاري، ابتدا بايد دربارة رفتارهاي مرتبط افراد مطمئن شد يا با استفاده از نمونه‌هاي كاري يا پرسشهاي مصاحبه دريافت كه افراد چگونه از پس موقعيت‌هاي مرتبط برآمده‌اند يا برمي‌آيند؟ پس از جذب، بهترين راه نگهداشت سرمايه انساني، آموزش است.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان :ديواولريش

او در حوزه مديريت منابع انساني در جهان، شاخص‌ترين و اثرگذارترين فرد است، به گونه اي كه مراد دوستداران و علاقه‌مندان اين حوزه به شمار مي رود. در سالهاي 2006 و 2007، مجله مديريت منابع انساني او را به عنوان تاثيرگذارترين شخص در حوزه HR برگزيده است. نشريات معتبر علمي او را به عنوان يكي از 10 استاد برتر اجرايي و رهبران خلاق و نوآور در جهان معرفي كرده اند. در سال 2000 مجله فروبس او را به عنوان يكي از پنج تن از مربيان برتر كسب و كار در جهان، موردستايش قرار داد. مجله بيزنس ويك در سال 2001 اولريش را به عنوان برترين معلم و مراد مديريت انتخاب كرد. انديشه‌هاي تحول‌گرايانه او در زمينه مديريت منابع انساني موردتوجه و رجوع دست‌دركاران اجرايي سازمانها و استادان مديريت دانشگاههاست. بي هيچ ترديد، او، مرد شماره يك منابع انساني در جهان است.
دورنماي فكري
هنگامي كه در سال 1997 ديواولريش در كتاب: قهرمانان منابع انساني تعبير شريك استراتژيك را براي متوليان منابع انساني سازمانها به كار برد، اين واژه به سرعت رواج يافت و اين نقش پيشنهادي او مورداقبال متوليان منابع انساني و سازمانها قرار گرفت. گويي او با اين تعبير داستان جديدي را براي منابع انساني رقم مي زد و دوران مترسك بودن منابع انساني را تمام شده تلقي مي كرد. او آغاز سفر تعالي منابع انساني را از حوزه هاي سنتي و اداري به زمينه هاي تحول آفرين و اثربخش اعلام كرد و بدين ترتيب كاركرد بي رمق منابع انساني كه در چنبره كارهاي غيرارزش آفرين گرفتار آمده بود، جاني تازه گرفت و آماده پذيرش مسئوليت‌هاي سنگين شد.
اولريش با اين پرسشها آغازكرد:
- چرا امروزه موضوع منابع انساني اين گونه موردتوجه واقع شده است؟
- چگونه مي توان مديران صف را قانع كرد كه به موضوعات منابع انساني توجه بيشتري داشته باشند؟
- فعاليت‌هاي درحال ظهور منابع انساني كدام‌اند؟

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : چارلز هندي

در سال 1967 در رشته مديريت در دانشگاه MIT فارغ التحصيل شد و سپس در مدرسه مديريت اسلوان در MIT به كار پرداخت. او در اين مدت با وارن بينس(WAREN BENNIS) متفكر مشهور مديريت آشنا مي شود و از او بيشترين تاثير را مي پذيرد. او بينس را پدر معنوي خود به شمار مي آورد.
پس از آن به انگلستان بر مي گردد و در تشكيل و تاسيس مدرسه كسب و كار لندن(LONDON BUSINESS SCHOOL) فعاليت مي كند و خود در سال 1972 موفق به اخذ درجه استادي در دانشكده مديريت در رشته روانشناسي مي شود. او سالها به عنـوان مفسر بي بي سي(BBC) مشغول به كار بود و شهرت جهاني كسب كرد. چارلز هندي معروفترين و اثرگذارترين چهره اروپايي در ميان متفكران و انديشمندان علم مديريت به شمار مي رود. او يك فيلسوف اجتماعي برجسته و مشاور زبردست مديريت است كه تجربه ساليان متمادي مشاوره و تحقيق در حوزه هاي مختلف سازماني واجتماعي و مديريتي را با خود همراه دارد.
هندي نويسنده اي تواناست كه تاكنون 15 كتاب در زمينه هاي طبيعت كار، عمر سازماني، اخلاق و ارزشها، جستجوي معنا در زندگي و كار و آينده كار تاليف و منتشر ساخته است كه بيش از يك ميليون نسخه از آنها به فروش رفته است. كتابهاي او همگي سرشار از نكات نغز و راهگشا در حوزه هاي اجتماعي و مديريتي است كه با نگرشي بديع و زباني فصيح ارائه شده است. به تعبير وارن بينس، چارلز هندي فردي است كه به حوزه مديـريت، وقار و جذبـه اي فيلسوفـانه بخشيـده است. از هميــن روست كه او با هنرمندي سحرانگيزي سبكها و شيوه هاي مديريتي در اداره سازمانها را بر خـدايان اسطوره اي يونـان قديم تطبيق مي دهد و جايگاه مناسب اختلاط فرهنگها و توازن فرهنگها و خلوص فرهنگي و تناسب فرهنگي را مشخص مي سازد. او در اين راه از واژگان خاص خود بهره مي جويد و انواع سازمانهاي شبدري، فدرال، هوشمند و شهروندي را معرفي و تشريح و مقايسه مي كند. ذهن وقار و بيان بليغ او در پي آن است كه به آدميان و رهبران و سازمانها و نهادهاي اجتماعي و حكومتها نهيب زند كه تغيير را بشناسند و راههاي مواجهه با آن را بيابند

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : لیلیان گیلبرت

فرانک گیلبرت ( 1868-1924 ) دوران شغلی خود را به عنوان یک آجر چین و بنا آغاز کرد و تا سن 27 سالگی به این کار ادامه داد. و در این سن شرکت مشاوره مهندسی خود به نام گیلبرت را تاسیس کرد. او علاقه خاصی به توسعه توانایی افراد داشت تا آنها بتوانند از تمامی توان بالقوه خود استفاده کنند. او این کار را از طریق آموزش، روشهای کاری، توسعه محیط کار و ابزاری همچون ایجاد شرایط سالم تر کاری انجام می داد. فرانک که علاقه وافری به اصول مدیریت علمی داشت، یکی از نخستین کسانی بود که کاربردهای علمی برای این اصول پیدا کرد. اگرچه او با اف.دبلیو.تایلور اختلاف نظر داشت، اما با این وجود همیشه حامی روشهای تایلور بود.و به همین دلیل بود که همراه با وی، انجمن توسعه علم مدیریت را بنا نهاد ( انجمنی که پس از مرگ تایلور به انجمن تایلور تغییر نام داد. ) فرانک ولیلیان در سال 1904 ازدواج کردند که ثمره آن 12 فرزند بود ( یکی از دختران آنها در سن 5 سالگی و در اثر ابتلا دیفتری از دنیا رفت ). ظاهرا فرانک به لیلیان گفته بود 6 پسر و6 دختر می خواهد . در مصاحبه ای با روزنامه نیویورک پست در سال 1941 ، لیلان گفت که یک مرتبه از فرانک پرسیدم: چگونه ممکن است کسی در روی زمین 12 فرزند داشته باشد و بتواند به شغلش هم ادامه دهد؟ فرانک در پاسخ من گفت: ما مدیریت تدریس می کنیم و بنابراین باید آن را عملی سازیم. لیلیان مولر گیلبرت ( 1972-1878 ) زنی پر انرژی بود. در آن زمان، او وارد عرصه ای شد که شاید حوزه ای کاملا مردانه تلقی می شد. یعنی مشاوره مهندسی. وقتی او رساله خود را در خصوص روان شناسی مدیریت را به اتمام رساند، دانشگاه کالیفرنیا از دادن جایزه و مدرک دکترای او به این شرط امتناع کرد که او چند سال دیگر در این دانشگاه بماند. این امری محال بود زیرا خانواده او به ساحل شرقی نقل مکان کرده بود و سرانجام در آنجا بود که لیلیان مدرک دکترای مدیریت کاربردی خود را از دانشگاه براون اخذ کرد برای اخذ مدرک دکترا، او رساله ای جدید با این عنوان نوشت: برخی ابعاد جلوگیری از اتلاف وقت در تدریس. سرانجام او در سال 1915 موفق به اخذ مدرک دکترای خویش شد. لیلیان همکاری تنگاتنگی با فرانک در شرکت گیلبرت داشت و این در حالی بود که در خلال این دوران آنها صاحب فرزندان بسیاری شدند تنها چند روز پس از مرگ فرانک در سال 1924 ، او به اروپا سفر کرد تا مقاله ای را که فرانک قصد داشت به کنفرانس مدیریت بین المللی در شهر پراگ ارایه کند به این کنفرانس تقدیم کند. او به عنوان بیوه فرانک، به کار در شرکت گیلبرت ادامه داد و بدون توجه به اینکه به عنوان یک زن ممکن است با مشکلات زیادی مواجه باشد، کارهای مطالعاتی زیادی انجام داد و مشاغل مشاوره ای متعدد را پذیرفت. گاها از او به عنوان عرصه مدیریت یاد می شود. او بعنوان اولین زن جهان، به عضویت انجمن مهندسان صنعتی ( 1921 ) و انجمن مهندسان مکانیک آمریکا درآمد. این در حالی است که تا به امروز او تنها زنی است که موفق به اخذ مدال گیلبرت، مدال طلای گانت و مدال طلای CIOS شده است. در سال 1995 نام لیلیان در فهرست سالن زنان ملی مشاهیر ایالات متحده آمریکا درج شد.ساده سازی کار مبتنی بر احترام به شان انسان و کار است و موضوعی بود که فرانک گیلبرت آن را از 17 سالگی دنبال می کرد یعنی زمانی که آجرچینی بیش نبود. او به روش های مختلف چیدن آجرها توسط افراد مختلف نگاه می کرد و از طریق همین مشاهدات تلاش می کرد تا مهمترین کار دوران زندگی خود را انجام دهد. از نظر فرانک، کارآیی و اثر بخشی هم به نفع کارفرما بود زیرا تعداد آجرهای چیده شده افزایش پیدا می کردند و هم به نفع کارگران زیرا میزان اتلاف انرژی آنها و در نتیجه میزان خستگی و احتمال مجروح شدن آنها کاهش پیدا می کرد. فرانک در یک تجزیه و تحلیل جامع، سیستم از چیدمان آجر را ارایه کرد که باعث شد تعداد آجرهای چیده شده در هر روز توسط هر یک از کارگران از 1000 آجر به 2700 آجر افزایش پیدا کند.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : ادوارد دی بو نو

ادوارد دی بونو در کالج سنت ادواردز مالتا به تحصیل پرداخت و بعد از آن مدرک پزشکی خود را از دانشگاه سلطنتی مالتا دریافت کرد. هنگامی که مدرک فوق لیسانس خود را در روانشناسی دریافت می‌کرد، از بورسیه رودیس آکسفورد بهره مند بود. او همچنین مدرک دکترای پزشکی و دکترای طراحی از انستیتو سلطنتی تحقیقاتی ملبورن را دریافت کرده است. وی در دانشگاههای مالتا، پرتوریا، دانشگاه شهر دوبلین و دانشگاه مرکزی انگلستان کرسی استادی دارد. دانشگاه جدید فن آوریهای پیشرفته در شهر فینیکس ایالت آریزونا آمریکا پروفسور دی بونو را به عنوان استاد تفکر در می 2005 انتخاب کرد.
وی قبلاً متأهل بوده و دو پسر دارد و در جزایر چنل زندگی می‌کند.
دی بونو در سال 1969 اتحادیه تحقیقات شناسنده را تأسیس کرد که مطالبی را بر اساس ایده او خلق کرده و رشد می‌دهد.
او 82 جلد کتاب به رشته تحریر در آورده که به 41 زبان ترجمه شده‌اند. وی 30 سال اخیر را به تدرسی تفکر اختصاص داده و در بین شاگردانش افرادی از دولت، شرکتها و سازمانهای خصوصی حضور دارند و او در جلسات خصوصی و عمومی در مورد چیزهای مختلفی سخنرانی می‌کند. او اقدامات لازم برای راه اندازی مرکز جهانی تفکر را به انجام رسانده؛ چیزی که معادل صلیب سرخ برای مسائل فکری خواهد بود.
دی بونو در سال 1995 فیلمی مستند با نام 2040: چیزهای ممکن توسط ادوارد دی بونو تهیه کرد و سعی آن بر این بود که بیننده را برای آماده واقعیات جامعه آن سال بکند.

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان :هنری مینتزبرگ

او با نظریه نقش های مدیریتی، که از مشاهده کار 10 مدیر اجرایی در دهه 1970 حاصل شد، و نیز پنج الگوی سازماندهـی که در دهه 1980 مطرح کرد، معروف شد. بی شک او نیز از صاحبنظران برجسته مدیریت در حال حاضر محسوب می گردد که نظراتش خصوصا در مدیریت استراتژیک نقش خاصی ایفا می کند.
هنري مينتزبرگ در سال 1939 در كانادا متولد شد. مدرك كارشناسي مهندسي مكانيك را از دانشگاه مك گيل و كارشناسي ارشد و دكتراي مديريت را از دانشگاهMIT اخذ كرد و اكنون بيش از سه دهه است كه در دانشكده مديريت دانشگاه مك گيل كانادا مشغول به كار است. مينتزبرگ بيش از 14 كتاب و 140 مقاله منتشر كرده است. نوشته هاي او عمدتا در زمينه سبكهاي مديريتي، راهبرد و تئوري‌هاي سازماني است. او را قهرمان راهبرد خلاق لقب داده اند و برخي نشريات او را جزو 10 متفكر برتر مديريت در جهان شناخته اند. نظريه نقشهاي مديريتي او رواج عام يافته است. او براين باور است كه طبيعت كار مديريت خيلي ساختاريافته و قابل پيش بيني و تنظيم نيست. مديران در شرايط پيش بيني نشده بيشتر براساس بصيرت شخصي تصميم مي‌گيرند تا تجزيه و تحليل اطلاعات. بنابراين مينتزبرگ بيشتر بر خلاقيت و الگوسازي تاكيد مي كند و بر وجه هنري مديريت بيشتر اصرار مي ورزد تا وجه علمي آن. به تعبير او دانشي كه مديران در محيط كار خود به دست مي آورند از مهارتهاي عمومي مديريت باارزش‌تر است.
مينتزبرگ را مي توان شناخته شده ترين منتقد برنامه هاي آموزش مديريت به سبك سنتي و آنچه فرهنگMBA ناميده مي شود، دانست. انتقاد عمده او به تفاوت بين آموزش مهارتهاي فني و توسعه تجارب مديريتي بر مي گردد. به نظر او به جاي در اختيار گرفتن جوانان بي تجربه در امر مديريت و تعليم دادن مهارتهاي فني تحت عنوان آموزش مديريت به آنان، بايد مديران با سابقه كار عملي و داراي تجربه هاي مديريتي را به اين دوره ها آورد و الگوها و تئوري هاي فكري جذاب و جالب را به تجربه هاي آنان افزود و در قالب استفاده مفيد و هدفمند و خلاق از آن دستاوردها به توسعه دانش مديريتي و تجربه مديريتي نايل شد.

ادامه نوشته

 بزرگان مدیریت جهان :مـاری پارکـر فـالـت

نظريه خانم « ماري پاركرفالت » در ربع اول قرن بيستم الهام بخش بسياري از دانشمندان و محققين علم مديريت بوده است .به عقيده فالت هدف عمده مديريت بايستي دست يافتن به وحدت و يكپارچگي باشد ويك مؤسسه بايدآرام وبدون سر وصدا ماننديك ماشين خوب طرح ريزي شده ،خوب ساخته شده،وخوب روغن كاري شده،كاركند. بايد بين اجزاي مختلف آن هماهنگي كامل برقرار باشد . البته اصطكاك تا حدي وجود خواهد داشت ، زيرا اصولاً حركت بدون اصطكاك ممكن نيست. در هر مؤسسه‎اي تضاد منافع وجود دارد ، لكن بايد بين اين منافع متضاد به گونه‎يي سازگاري برقرار شود كه حداكثر كارايي به دست آيد . تضاد هميشه معارضه‎يي انرژي‎زاست . چنانكه وي مي‎گويد، به همان گونه كه بر اثر اصطكاك از “ ويولن” موسيقي بيرون مي‎آيد، وظيفه اساسي مديريت هم اين است كه تضاد و برخورد را به صورت سازنده‎اي در آورد.
« فالت » در زمينه ايجاد وحدت و يكپارچگي و هماهنگي ، معتقد است كه هر سازماني بايد ميان كوششها و مساعي گروههاي مختلف هم نوايي و هماهنگي به وجود آورد تا با كارايي هر چه بيشتر ، به هدفهاي مؤسسه دست يابد . وي هماهنگي را محور اصلي و اساسي وظايف مديريت مي‎داند .
« فالت » دربارة قدرت ، اختيار و كنترل نظر خاصي دارد . وي به اين مفاهيم معناي جديدي بخشيده است . قدرت به معناي ساده آن عبارتست از استعداد انجام كار خاص ، يا توانايي پديد آوردن تغيير مطلوب ، لكن اختيار ، حق تصميم گيري است . اگر يك مدير ، تصميم گيرنده قابلي باشد بي درنگ تصميمات مناسبي اتخاذ مي‎كند ، اما نمي تواند اين توانايي را به معاونش واگذار كند .حق تصميم گيري را مي‎توان به كاركنان رده‎هاي پايينتر در سازمان تفويض كرد ، لكن قدرت در خود شخص باقي مي‎ماند. « فالت »قدرت را به دو دسته تقسيم مي‎كند، « قدرت بر ديگران » و « قدرت با ديگران » . سرپرستي كه تصور مي‎كند حق كنترل و رهبري كاركنانش را دارد حاضر نيست كه پيشنهادهاي آنها را بشنود و مي‎گويد كه از دستورهايش اعم از صحيح يا غلط بايد اطاعت شود . او در واقع بر كاركنان اعمال قدرت مي‎كند. واضح است كه اين نوع اعمال قدرت ، موجب مقاومت در كاركنان مي‎شود و طبعاً گرايش پيدا مي‎كنند كه از دستورهاي او سرپيچي كنند

ادامه نوشته

معرفی کتاب : خدایان مدیریت

کتاب خدایان مدیریت نوشته چارلز هندی که بوسیله آقای کهزاد آذرنوش ترجمه شده است توسط انتشارات فرا که اغلب کتابهای مدیریت را منتشر می کند، در 318 صفحه تهیه شده است. این کتاب برگردان کتابی است بنام Gods of management که توسط دانشگاه آکسفورد منتشر شده است.
چارلز هندی، مدیر، اقتصاددان، محقق و پروفسور دانشکده مدیریت لندن می باشد. ولی شهرت وی به خاطر مقالات و کتابهای متعددی است که تاکنون نگاشته است. او می گوید: اگر در بین کتابهای متعدد هر نویسنده، یک کتاب محور اصلی نوشته های او را تشکیل دهد، در مورد من این کتاب " خدایان مدیریت " می باشد. هندی در این کتاب با استفاده از اساطیر یونان به تشریح خلاقانه چهار سبک مدیریت و فرهنگ موجود سازمانی و چگونگی تغییر آنها پرداخته است
چارلز هنری معتقد است که مدیران امروز با سازمانهایی در گیر هستند که هیچ شباهتی به سازمانهای گذشته ندارند. او قویا" معتقد است که جوامع و سازمانها در صورتی قادر به دوام هستند که عمیقا" توانایی تغییر داشته باشند و در مواقع لزوم تغییر کنند و همواره سبک و سیاقی را انتخاب کنند که مناسب شرایط و مقاصد آنها باشد.

در این کتاب شما با محوریت اساطیر یونانی با چهار سبک مدیریت و فرهنگ سازمانی و چگونگی تغییر آنها آشنا خواهید شد. در پیش گفتار این کتاب آمده است که "از نظر یونانیان قدیم مذهب، بیشتر نوعی عادت بشمار می آمد تا دین رسمی. خدایان هریک مظهر پدیده یا کاری بخصوص بودند و انتخاب آنان توسط افراد، تا اندازه ای ناشی از اشتراک ارزشها و علایق آنها با خدای مورد نظرشان بود... هرکس می توانست شخصیتی همانند زئوس یا آپولو و ... داشته باشد."

ادامه نوشته

بزرگان مدیریت جهان : آنتوني رابينز

نام آنتوني رابينز براي بسياري از ايرانيان، نامي ناآشناست. اما اين شخص در ايالات متحده، كانادا و بسياري از كشورهاي اروپايي داراي شهرت فراوان است. وي كه تا چند سال پيش در گمنامي و فقر مي زيست، توانست در مدت كوتاهي خود را به ثروت موفقيت و شهرت كم نظيري برساند و منشاء خدمات فرهنگي، آموزشي و درماني ارزنده اي گردد. انجام فعاليت هاي روان درماني سريع و مؤثر، رفع انواع مشكلات فكري و رواني نظير ترس هاي واهي و بي دليل، ارائه سخنراني هاي مفيد و مؤثر در شهرهاي گوناگون، اجراي برنامه هاي تلويزيوني، تشكيل اردوي تابستاني آموزنده براي دانش آموزان مدارس، تشكيل سمينارهاي مرتبط و پر طرفدار بمنظور تقويت روحيه و ايجاد انگيزه تلاش و كوشش هاي مثبت و سازنده در افراد و بسياري از فعاليت هاي خيرخواهانه و مردمي ديگر، گوشه اي از كارهاي ثمربخش جواني است كه به تازگي سه دهه از حيات پر بار خود را پشت سر گذاشته است.
آنتوني رابينز در سال 1961 در خانواده اي نسبتاً فقير به دنيا آمد. پس از گرفتن ديپلم متوسطه به كارهاي گوناگون روي آورد، اما توفيق چنداني نيافت. در سن 22 سالگي در آپارتمان 40 متري محقري، زندگي مجردي فقيرانه اي داشت و به گفته خودش، ناچار بود ظرفهاي غذاي خود را در وان حمام بشويد. گذشته از گرفتاريهاي مالي، بر اثر پرخوري و بدخوراكي بيش از يكصد و بيست كيلوگرم وزن داشت، و به علت چاقي، دچار تنبلي، بي حالي و خواب آلودگي شده بود. اما در عين فقر و فلاكت، رؤياها و آرزوهاي جاه طلبانه اي داشت، و در عالم خيال، خود را در قصر زيبايي در ساحل دريا و نزديك جنگل سرسبزي مجسم مي ساخت و براي خود همسري شايسته، اتومبيل گران قيمت و امكاناتي رويايي در نظر مي گرفت.
سر انجام مصمم شد كه با چاقي خود، مبارزه كند و براي رسيدن به اين هدف به مطالعه چند كتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقيص يافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، براي كاهش وزن خود، راهي ديگر جست. به فكر افتاد فردي كه از هر جهت سالم و داراي تناسب اندام باشد پيدا كند و افكار، اعتقادات، و نحوه تغذيه او را سرمشق خود قرار دهد. اين شيوه، مؤثر واقع شد و توانست در كمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژيم غذايي و عمدتاً با شيوه هاي روانشناسي و كنترل فكر و ذهن، حدود پانزده كيلوگرم از وزن خود را كم كند، و با توجه به قامت بلند خود( حدود دو متر ) تناسب اندام خود را بدست آورد.
موفقيتي كه در زمينه كنترل وزن نصيب او شد، وي را به انديشه وا داشت كه شايد اين شيوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمينه، در مورد هر كسي بكار گرفت. ابتدا معتقد شد كه براي بدست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله اول بايد افكار، تصورات، و رفتارهاي فردي را كه از نظر وزن متناسب است دريابيم. ببينيم آن فرد چه مي خورد، چه اندازه اي مي خورد و چگونه مي خورد. سپس او را سرمشق قرار دهيم و به همان نتيجه برسيم.
پس از آن معتقد شد كه ساختمان مغز و اعصاب افراد بشر، كم و بيش به هم شبيه است، پس اگر كسي در نقطه اي از دنيا توانسته است كاري بزرگ را به انجام برساند، من هم كه داراي مغز و اعصاب مشابه او هستم مي توانم عيناً همان كار را انجام دهم و به همان نتيجه برسم، به شرط آنكه از همان راهي كه او رفته است بروم و طرز تفكر و رفتارم شبيه او باشد.اين طرز تلقي را مورد عمل قرار داد و به ديگران نيز توصيه نمود و نتايج را بررسي كرد و به درستي اين عقيده ايمان يافت.
در اين هنگام به مطالعه عميق و كتب روانشناسي و شركت در كلاس هاي استادان اين علم پرداخت و با فنون تازه اي از قبيل « برنامه ريزي عصبي ـكلامي » و « روش هاي انجام بهينه كارها » آشنا گرديد، و چون اين شيوه ها را در مورد خود و ديگران به كار گرفت و به نتايج چشمگيري نايل شد تدريجاً توجه كسان بسياري به سوي او جلب گرديد.

ادامه نوشته

  معرفی کتاب : مديريت به زبان آدميزاد

مديريت به زبان آدميزاد، تازه ترين و بهترين راه های مديريت شخصی، مديريت کارمندان و مديريت سازمانی را برای رسيدن به بهترين کارايی، ارئه می دهد. مديريت به زبان آدميزاد با کتاب‌های ديگر مديريت فرق دارد. اول آنکه موقع خواندن اين کتاب به آدم خوش مي‌گذرد. رهيافت‌ها بازتابی است از تجربه و اعتقاد عميق ما در اينکه مديريت مي‌تواند بسيار مفرح باشد. مي‌توانيد کاری کنيد که امری تحقق يابد و در طول فرايند اين کار لذت ببريد. حتی به شما کمک مي‌کنيم در برابر چالش‌ها و موقعيت‌هايی که در ظاهر تحمل‌ناپذيرند، حس طنز خود را حفظ کنيد؛ چالش‌ها و مشکلاتی که هر مديری ناگزير بايد با آن‌ها روبه‌رو شود. بعضی روزها بيش از ظرفيت خود به چالش کشيده مي‌شويد. اما در بيشتر روزها لذت مديريت (آموختن مهارتی به يک کارمند جديد، جذب يک مشتری جديد، به انجام رساندن يک وظيفه‌ی غيرممکن و ...) حس کمالی به شما مي‌بخشد که هرگز تصورش را هم نمي‌کرديد.

ادامه نوشته

معرفی کتاب : هدف ، چگونه سريع تر از آنچه تصور مي کرديد به خواسته هايتان برسيد.

براي معرفي اين کتاب ابتدا از پيشگفتار و مقدمه آن استفاده مي کنيم :
" اين کتاب از آن مردمان بلند پروازي است که مي خواهند سريع تر پيشتازي کنند . اگر شما هم اينگونه فکر و احساس مي کنيد بدانيد که اين کتاب براي شما نوشته شده است "
" زمان شگفت انگيزي براي زنده بودن است هيچ زماني به اندازه امروز فرصت مناسبي براي انسان هاي خلاق و مصمم براي دستيابي به اهدافشان وجود نداشته است "
" شما در اين کتاب با بيست و يک نقطه نظر و راهکار مهم آشنا مي شويد تا به کمک آن ها به آنچه در زندگي مي خواهيد دست پيدا کنيد "
کتاب به صورت سيستماتيک ، هدفمند و کاربردي ، هدف گذاري ، برنامه ريزي و مديريت زمان و آموزش ميدهد و شما را ترغيب مي کند اهدافتان را را دنبال کنيد و گام به گام به آن ها نزديک شويد .
با توجه به مباحث جديدي که پيرامون مثبت انديشي تفکر مثبت در جامعه رواج يافته و گاه با عادات ذهني و باور هاي خيلي از ما هماهنگ نيست . مطالعه کتاب هدف به صورت منطقي و آگاهانه ، باور هاي ما را مي سازد و تفکر مثبت را بسيار کاربردي و قابل پذيرش مي نمايد.
" امروزه خيلي ها در باره مثبت انديشي حرف مي زنند ، مثبت انديشي مهم است اما کافي نيست و اگر به درستي هدايت نشود ميتواند به راحتي تبديل به آرزو و اميد واري مثبت شود . براي اينکه در هدف گذاري موثر و دقيق شويد ، انديشه مثبت بايد تبديل به دانستن مثبت شود "

معرفی کتاب :  اخلاق حرفه ای درمدیریت

در این روزگاران در کمتر سازمانی است که قدم بگذارید ولیست بلند بالای ارزش های سازمانی آنرابر در ودیوارراهروهاواتاق هانیابیدارزش هایی مثل احترام به حقوق همه ی ذی نفعان از کارکنان شرکت گرفته تا سهام داران،پایبندی به داشتن رفتار منصفانه باهمه،سبز زیستن والتزام به نیالودن محیط زیست وپایمال نکردن حق زیست همه ی جانداران روی کره ی زمین.دیدن وخواندن هر کدام ازاین ارزش های ارزشمندچشم را نوازش می دهد وروح را صیقل،امابایددانست که تعریف ونوشتن ارزش ها یک چیز است وزندگی کردن با آنهاچیز دیگر.پایبندی به ارزش هانیاز مندتادیب جان وروح آدمی است واین تلاشی است پیوسته وبی پایان.بسیاری از مشکلاتی که گریبان سازمان های دولتی وکسب وکارهای امروزین را گرفته حکایت از«بی ادبی وبد اخلاقی حرفه ای »داردوچنان که مولانامی گوید بی ادبان نه تنها زندگی خود راتباه میکنندبلکه هستی را به نابودی می کشانند.کژی وناراستی آنان که در هرحرفه ای پایبندبه اخلاق حرفه ای خودنمی باشندپلیدی رابرای همه ی جامعه به همراه دارد.مثلا بی کیفیتی یک محصول،جان مشتریان رابه خطر می اندازد.ناشایستگانی ازکرده ی شایستگان ،نردبان ترقی ساخته وبر مسندهایی می نشینندکه شایستگی اش راندارند
کژاندیشانی،اموال عمومی راسهم خودازمنابع طبیعی کشورشان می دانندوحقی برای دیگران درآن نمی بینندهمه ی اینها نشان از کمرنگ شدن اخلاق حرفه ای در میان مدیران دارد.ماکسول در کتاب حاضرشاه کلیدی برای باز شناختن کار اخلاقی از غیراخلاقی نشان داده است وآن را«کلید طلایی اخلاق» نامیده است
فصل اول: چه برسراخلاق کاری آمده است؟
اکثریت مردم وضعیت اخلاق در حوزه ی کسب وکار را قابل تحمل می دانندآنهاازوضعیت نامطلوب وغیر اخلاقی معاملات به تنگ آمده اند.پروفسور برت تریمن استاد حسابداری دانشگاه برکلی واستاد مدرسه کسب وکار هس می گوید:افت مستمربازار به لحاظ فقدان اعتماد سرمایه گذاران استتازمانی کهچنین وضعیتی وجودداشته باشد،اوضاع به همین منوال ادامه پیدا می کند.البته مشکلات اخلاقی کنونی فقط به دنیای کسب وکار محدود نمی شود.ماکسول انتخاب های غیراخلاقی مردم راناشی از دودلیل زیر میداند
1. ارجحیت انجام کارهای آسان :

ادامه نوشته