ادب در ادبیات فارسی
ادب در ادبیات فارسی
بدون شک در ارتباطات ميان مديران و کارکنان، استفاده از واژگان مناسب ، داستانهای آموزنده و اشعار الهام بخش بسيار تاثيرگذار است.
اگر بپذيريم واژه ها تاثيرگذار هستند و بپذيريم واژگاني که از زبان يک مدير خارج مي شوند ضريب وزني بسيار بالاتري پيدا مي کنند، در انتخاب کلمات دقت بسيار بيشتري مي کنيم.
در ادامه رويکرد توسعه فضاي يادگيري، اين ابيات را اشتراک مي گذارم، اميدوارم که مفيد و مورد استفاده واقع شود.
حافظ به ادب باش كه واخواست نباشد گر شاه پيامي به غلامي نفرستاد حافظ
در حقايق و گنجينه ادب قفل است كليد فتح به كنج فنا تواني يافت شهريار
باريابي چو بخاك در صاحب نظران چين دامان ادب كن خط پيشاني را بيدل دهلوي
از بي ادبي كسي به جائي نرسيد درّيست ادب به هر گدائي نرسيد خواجه عبدالله انصاري
با چنين در ماندگي ، از ماه و پروين بگذريم گر كه ما را باشد از فضل و ادب ، بال و پري پروين اعتصامي
مورد قهر و خانه بر بادم رفته علم و ادب هم از يادم ملك الشعراي بهار
بي ادب گفتن سخن با خاص حق دل بميراند، سيه دارد ورق مولوي
به ادب زي که به شمشير ادب عرب اقليم ستان عجم است خاقاني
ادب پيرايه ي نادان و داناست خوش آن کو از ادب خود را بياراست اقبال لاهوري
مردان به ادب رسند جايي که رسند کز بي ادبي کسي به جايي نرسيد بابا افضل کاشاني
چون سايه سر به خاک ادب واکشيده ايم از زير پاي ما نکشد کس گليم ما بيدل دهلوي
از ستمگر چه ممكن است ادب شعله را بجيب پا بهواست بيدل دهلوي
منبع : hrjournalist.blogfa.com
+ نوشته شده در ساعت توسط اسلامي
|