حکایت : به ما ربطی ندارد !
موشی درخانه صاحب مزرعه تـــلـــه مــوش دید .
به مرغ و گوسفند و گاو خبرداد .
همه گفتند: " تله موش مشکل توست ؛ به ماربطی ندارد! "
ماری درتله افتاد و زن مزرعه دار راگزید.
ازمرغ برایش سوپ درست کردند؛
گوسفندرابرای عیادت کنندگانش سربریدند؛
درنهایت زن مُرد و گاو رابرای مراسم ترحیم زن مزرعه دار کشتند!
دراین مدت موش ازسوراخ دیوارنگاه میکرد ؛ وبه "مشکلی که به دیگران ربــــط نداشت " فکرمیکرد. ... !
+ نوشته شده در ساعت توسط اسلامي
|