مرور یک کتاب: چگونه در مصاحبه‎های شغلی بدرخشیم

کتاب "از کی می‎توانیم همکاری خود را آغاز کنیم؟: راهنمای موفقیت در مصاحبه‎های شغلی" When can you start? How to ace the interview & win the job به قلم پائول فرایبرگر، مرجع جویندگان کار به شمار می‎رود و راهنمایی ارزشمند برای موفقیت در آزمون‎های استخدامی است. این کتاب 240 صفحه‎ای در مدت کوتاهی پس از عرضه توانسته نظرات بسیاری را به خود جلب کند. گای کاواساکی بزرگ درباره‎ی اهمیت این کتاب می‎گوید، «اگر این کتاب را بخوانید زودتر به شغل مورد نظرتان دست خواهید یافت.»
همانگونه که می‎دانیم مصاحبه‎های شغلی مرحله‎ای با اهمیت در روند جست‎وجوی کار هستند. به گونه‎ای که می‎توانند شانس استخدام را تا میزان بالایی افزایش یا کاهش دهند. حال آنکه آمادگی برای انجام مصاحبه می‎تواند مانع از بروز بسیاری از مشکلات و نابسامانی‎ها در فرآیند مصاحبه شود و بدین ترتیب احتمال استخدام افزایش یابد.
یافتن شغل این روزها گاه به یک آرزوی دست نیافتنی می‎ماند، تا جایی که برخی افراد تنها با شنیدن واژه "مصاحبه" دستپاچه می‎شوند و در نتیجه یا از خیر آن شغل می‌گذرند ویا به دلیل تنش‎های درونی نمی‎توانند در جلسه مصاحبه برخود مدیریت کنند. اما فرایبرگر که خود سالها دست راست جویندگان کار بوده، تکنیکهایی دارد که می‎توانند تأثیر بسزایی بر روند مذاکرات شغلی بگذارند. دانستن چگونگی یافتن شغل و چگونگی انجام مصاحبه‎های اثربخش از مهارتهای ضروری در دنیای کنونی به شمار می‎رود.
این کتاب، با بیان ساده و قدرتمند خود آمادگی ذهنی لازم برای انجام مصاحبه‎های شغلی را در اختیارتان قرار می‎دهد، و این وجه تمایز کتاب پائول فرایبرگر با دیگر کتب موجود در این حوزه است. کتاب به گونه‎ای طراحی شده که بتواند متقاضیان استخدام را از اشتباهات و دامهای مذاکره و گفت و گوهای شغلی دور کند. در واقع هدف عمده‎ی این کتاب آن است که به جای اینکه متقاضیان جمله‎ی "با شما تماس می‎گیریم را بشنوند"، در عوض این جمله را که "از کی می‎توانیم همکاری خود را شروع کنیم؟" را از زبان کارفرما یا فرد مصاحبه کننده بشنوند.
 
فصول مختلف کتاب در یک نگاه
•    فصل اول، آمادگی: کپسول حیاتی اکسیژن برای مصاحبه شغلی
•    فصل دوم، طراحی راهنمای تحقیق
•    فصل سوم، اشراف بر مصاحبه‎های با جنبه‎ی اطلاعاتی
•    فصل چهارم، قواعد جدید برای مصاحبه‎های شغلی
•    فصل پنجم، تنها سؤالی که می‎بایست پاسخ آن را بدانیم
•    فصل ششم، نقاط ضعف خود را به من نگو
•    فصل هفتم، چگونه در مصاحبه‎های جمعی و تخصصی شرکت کنیم
•    فصل هشتم، حدود قانونی
•    فصل نهم، سؤالات دام
•    فصل دهم،  تشکر کنید
•    فصل یازدهم، مصاحبه‎های نوین، به احترام گوگل و دیگر نوآوران
•    فصل دوازدهم، حال نوبت شما است که سؤال کنید
•    فصل سیزدهم، راهنمای مذاکره بر سر حقوق
•    فصل چهاردهم، نکات طلایی برای موفقیت
•    فصل پانزدهم، یک مصاحبه ایده‎آل

چرا این کتاب؟
کتاب " از کی می‎توانیم همکاری خود را آغاز کنیم؟" می‎تواند در موارد ذیل به متقاضیان استخدام کمک کند:
•    چگونه خود را به شکلی موثرتر آماده‎ی مصاحبه کنیم؟
•    چگونه با مهارت در جلسه مصاحبه حاضر شویم؟
•    چگونه به سؤال "بیشتر درباره‎ی خود به ما بگو؟"پاسخ دهیم؟
•    چگونه با سؤالات دام دست و پنجه نرم کنیم؟
•    چگونه در خصوص حقوق و مزایا چانه‎زنی کنیم؟
•    چگونه از همان ابتدا در موقعیت نامطلوب و شکست در مصاحبه قرار نگیریم؟
•    و چگونه در خلال مصاحبه سؤالاتی درست را مطرح کنیم؟
ویژگی‎های کلیدی کتاب
این کتاب یک فلسفه و رویکرد جامع را در اختیار متقاضیان استخدام و مصاحبه شوندگان قرار می‎دهد، به‌گونه‎ای که متقاضیان می‎توانند با آمادگی بیشتر و اثربخشی بالاتری در جلسات مصاحبه حضور یابند و به نتیجه دلخواه برسند.
•    پرهیز از حواشی و شاخ و برگ‎های زائد در نگارش کتاب
 فرایبرگ در هر بخش از کتاب مستقیم سر اصل مطلب می‎رود و نکات کلیدی هر بخش را به شکل شفاف بیان می‎کند. در این کتاب مجموعه‎ای از سؤالاتی که یک مصاحبه شونده با آن مواجه می‎شود مورد بررسی و مرور قرار گرفته است. این سؤالات هم چنین شامل سؤالاتی که متقاضی می‎تواند از مصاحبه کنندگان بپرسد نیز می‎شود.
•    مبتنی بر سناریوها و قضایای واقعی
کتاب فرایبرگ مبتنی بر سناریوها و قضایای واقعی در مذاکرات مربوط به مصاحبه‎های شغلی است و کاملاً شرایط شخصی و فیزیکی مصاحبه‎شوندگان را نیز مشخص و منطبق با آن به ارائه راهکار پرداخته است. کسانی که از کار اخراج شده‎اند، افراد مسن، افراد دارای ناتوانی جسمی، افراد دارای اختلال تکلّم و لهجه، ... هر یک می‎توانند از رهنمودهای این کتاب بهره ببرند.

 نکات طلایی کتاب
کتاب "از کی می‎توانی کار خود را آغاز کنی؟" حاوی نکات ریز و برجسته‎ای است که در ذیل به آن پرداخته می‎شود:

•    براساس رزومه‎ی خود صحبت کنید؛ روزمه شما سند شما است
یکی از راهبردهای کلیدی مصاحبه‎های شغلی که فرایبرگر به آن می‎پردازد این است که متقاضیان براساس مندرجات رزومه خود صحبت کنند. این کار سبب آن می‎شود که بسیاری از مشکلات بهنگام صحبت درباره‎ی تجارب خویش بروز نکنند. فرایبرگر در جایی از کتاب خود می‎نویسد:
"از یاد نبرید که مصاحبه را می‎توان بخشی تئاتر و بخشی ارائه فروش دانست. بنابراین در حد و حدود آنچه که مصاحبه کننده از شما خرید می‎کند با او صحبت کنید. خرده‎فروشی حکم می‎کند که هر خدمت یا محصولی دارای مجموعه‎ای از ویژگی‎های شاخص (USPs) است، و همین ویژگی‎های شاخص است که خریدار را مجاب به خرید از فروشنده می‎کند. ویژگی‎های شاخص شما را از رقیب متمایز می‎کنند. صحبت براساس رزومه نیز به گمان فرایبرگر یکی از همین ویژگی‎های شاخص درون اشخاص است. به علاوه می‎بایست ابتدا بخش‎هایی از رزومه خود را برجسته کنید که مورد علاقه‎ی شرکت مصاحبه کننده باشد.
•    به این سوال از قبل فکر کنید: «کمی درباره‎ی خود به من بگو..»
طبق نظریه فرایبرگر تنها سؤالی که می‎بایست حتماً از پس پاسخ دادن به آن برآیید جمله‌ی "کمی درباره‎ی خود به من بگو" است. این سؤال و یا جمله، پرسشی کلیشه‎ای در کلیه‎ی مصاحبه‎های تحلیلی است و پاسخ درخور و مناسب به آن صلاحیت افراد برای تصدی شغل مورد تقاضا را مشخص می‎کند. پاسخ گویی به این سؤال مستلزم اشراف بر خویشتن و اطلاع از ویژگی‎های شخصیتی و مهارتی افراد است. در این مرحله صداقت به خرج دهید و نه تواضع بیهوده، پس مهارتهای خود را براساس اولویت‎های احراز شغل مورد نظر بیان کنید. نکته مهم در پاسخ به این سؤال، آن است که حتماً بر مهارتهای خود در کار گروهی نیز تاکید کنید. برای مثال به مورد زیر توجه کنیم:
"مایه‎ی خرسندی است که بخواهم در مورد خود و صلاحیت‌هایم صحبت کنم. اولین چیزی که به خاطرم می‎رسد این است که من یک نقاش ساختمان حرفه‎ای و کارکشته هستم و در این حوزه مهارتهای بسیاری آموخته‎ام و به توفیقات زیادی دست یافته‌ام، البته مهارت بنده تنها به نقاشی ساختمان منحصر نمی‎شود و می‎توانم روی بوم هم نقاشی کنم، هرچند که عمده‎ی توفیقات خود را مدیون مهارتم در نقاشی ساختمان می‎دانم.»
در این بخش فرد متقاضی اساسی‎ترین مهارتهای خود را براساس اولویتهای کاری و هم چنین رعایت اصول صادقانه برمی‎شمارد. حال او در ادامه‎ی گفت‎وگوهای خود به شکلی ظریف برمهارتهای کار گروهی خود نیز تاکید می‎ورزد.
"مهارت دیگر من توانایی در رهبری گروه است برای مثال رنگ‎آمیزی مکانی مثل کلیسای سنت پیترز کاری نیست که از عهده‎ی یک نفر برآید. لذا در انجام چنین پروژه‎هایی نیازمند یک تیم مشارکتی هستیم، و این مستلزم وجود شخصی با عنوان رهبر گروه است. البته بنده پیش‎تر نیز گروه‎های بسیاری را رهبری کرده‎ام و توانسته‎ام از این رهگذر در شغل خود ارتقا یابم."

•    داستان خود را بازگو کنید آن هم به شیوه مکالمه دو طرفه
زمانی که از شما به عنوان متقاضی استخدام درخواست می‎شود تا در خصوص خود صحبت کنید، انتظار مصاحبه کننده از شما این نیست که به سخنرانی یکطرفه بپردازید. بلکه باید مختصر و مفید و به شیوه‎ی تعامل‌محور سخن بگویید. بده بستان گفتاری در مصاحبه موجب آن می‎شود که پیوندهای ارتباطی میان افراد مستحکم گردد. پاسخ به سؤالات باید ساختاری شبیه به نامه‎نگاری داشته باشد و متشکل از سه بخش باشد: مقدمه، متن اصلی، و نتیجه‎گیری.
•    پاسخ این سوال را از قبل مرور کنید: «در چه شرایطی محیط کار برایتان دردسر‎ساز خواهد بود ؟»
در این جا مولف به بررسی مجموعه‎ای از پرسش‎های موسوم به سؤالات دام می‎پردازد، برای مثال مصاحبه‌کننده ممکن است از شما بخواهد تا شرایطی را توصیف کنید که مزاحمتی در محل کار برایتان بوجود آمده باشد و با مشکلی مواجه شده باشید. عکس‎العمل شما در چنین مواردی چیست؟
در پاسخ به این سؤال از جوابهای کلیشه‎ای پرهیز کنید و خود را فردی تمام عیار و کامل نشان ندهید. نکته کلیدی اینجاست که پاسخ شما باید بگونه‎ای باشد که مهارتتان در دست و پنجه نرم کردن با مشکلات را نشان دهد. از یاد نبریم که یادگیری از مشکلات است که به رشد و بالندگی آدمی می‌انجامد.
•    شغل و شرکتی را که می‎خواهید در آن مشغول به کار شوید بشناسید تا غافلگیر نشوید

این مرحله مستلزم انجام کمی تحقیق راجع به سازمان موردنظر، صنعتی که در آن فعالیت دارد، و ویژگی‎های شغل ارائه شده و ارتباط فی‌مابین آنها است.
بدون شناخت این موارد نمی‎بایست در جلسه مصاحبه حضور یافت، افرادی که حتی زحمت دیدن سایت شرکت مربوطه را به خود نمی‎دهند، کارمندان قابل اعتمادی نخواهند بود. ضمن آنکه شناخت این موارد موجب آن می‎شود تا بتوانید در راستای آرمانها، اهداف و ویژگی‎های سازمان، مهارتهای خود را معرفی کنید.

•    نکته‎ی آخر هم اینکه به قول معروف در و تخته باید با هم جور درآیند.
اگر برای مصاحبه دعوت شده‎اید احتمالاً ویژگی‌های‌تان تا حدودی مطابق استانداردها و مطلوبات شرکت بوده‎ است. اما در جلسه مصاحبه ما نیز باید متقابلا تصمیم بگیریم که آیا ویژگی‎های شرکت مدنظر هم با مطلوبات ماهماهنگ می‎باشد یا خیر. به عبارت دیگر شرکت خود را به شما می‎فروشد، و شما به عنوان خریدار مجبور نیستید که خرید آن را تقبلکنید. همانگونه که شما نیز به نوعی خود را به شرکت می‎فروشید، و سازمان ناگزیر به خرید (استخدام) شما نیست.
منبع: برداشتی از مقاله‎ی when can you start
به نقل از sourcesofinsight.com

منبع : http://dargi.ir/784