مهارتهاى كنترل تعارض
مهارتهاى كنترل تعارض
مهدى حاجىآقابزرگى
تعارض ـ كه در زندگى انسان، امرى غیرقابل اجتناب به نظر مىرسد ـ در بهترین حالت، «اختلالآمیز» و در بدترین حالت، به طرز وحشتناكى «مخرّب» است. وقتى رادیو یا تلویزیون را روشن مىكنیم، تعارضهاى موجود در جهان به منزلمان وارد مىشود. گزارش اخبار به توصیف منازعه كارگران علیه مدیران و دولتمردان، نهادهاى دولتى علیه یكدیگر، احزاب و گروههاى سیاسى در قبال هم، اعتصاب آموزگاران و... مىپردازد. گزارشهاى بینالمللى از كودتاها، تهاجمات، آدمربایىها، سوءقصدها، تحریمهاى اقتصادى، شكست مذاكرات و... خبر مىدهد. وقتى به نشریّات مراجعه مىكنیم با آمار بالاى اختلافات زناشویى كه به طلاق ختم مىشوند و فاصلهاى كه در بسیارى از خانوادهها میان والدین و فرزندان ایجاد شده است و «شكاف بین نسلها (Generation gap)» نامیده مىشود، مواجه مىشویم. و سرانجام، معمولىترین و پایدارترین منبع اختلاف در جامعه، توزیع متفاوت و نابرابر دارایىهاى دولت است. این منبع اساسىِ تمایز اجتماعى، در جامعه ما كاملاً مشهود است.
به هر حال، تفاوت در دیدگاهها، ارزشها، خواستها، نیازها و عادتها، خمیره زندگى روزمره هستند و غلبه كامل بر خودخواهىها، خیانتها، تحریفها، خشم و عوامل دیگرى كه روابط را خدشهدار مىكنند و یا حتى باعث قطع آنها مىشوند تقریباً غیرممكن است و شاید علت مشاجرههاى روزمره ما نیز بیشتر همین واقعیت است كه ما «انسانها» هستیم و نه «خداوندان»!
با وجود این، برخى از انواع تعارض، مزایاى مهمى دارند. متخصّصان علوم اجتماعى، بین تعارض معقول و نامعقول، تمایز مهمى قائل مىشوند؛ در تعارض معقول، نیازها، اهداف، روشها، ارزشها و علایق متضادى وجود دارند؛ امّا تعارض نامعقول، از نادانى، اشتباه، پیشداورىهاى تاریخى، ساختار سازمانى ناكارآمد، رقابتهاى مبتنى بر بُرد و باخت، خصومت و یا نیاز به تخلیه تنش، سرچشمه مىگیرد. تعارض معقول، فوایدى دارد كه از جمله آن، این است كه: از ركود، جلوگیرى مىكند، علاقه و كنجكاوى را برمىانگیزد و خلاقیّت را پرورش مىدهد.
جان دیویى (فیلسوف معاصر امریكایى) مىنویسد: «تعارض، خرمگسِ تفكّر است. تعارض، ما را به حركت وا مىدارد، تا مشاهده كنیم و به خاطر بسپاریم. ابتكار را برمىانگیزد. ما را از حالت انفعال مطیعانه، بیرون مىراند و وادار مىسازد كه به توجه و ابداع، روى آوریم. تعارض، جزء لاینفك نبوغ و تفكر است».
بنابراین، سؤالى كه با آن مواجه مىشویم، این است كه: چگونه مىتوانیم تعارض را مهار كنیم، تا خطرات آن را به حداقل و مزایاى آن را به حدّاكثر برسانیم؟
روشهاى پیشگیرى و مهار تعارضهاى شخصى
اگر چه ریشهكن كردن كامل «تعارضْ» غیرممكن است؛ امّا بهوسیله روشهاى شخصى پیشگیرى و مهار تعارض، مىتوان بسیارى از كشمكشهاى بىجا را از بین برد.
1. استفاده كمتر از موانع
یكى از راههاى كاهش تعارضهایى كه هر فرد در زندگى تجربه مىكند، استفاده از موانع كمتر است، بخصوص زمانى كه یك یا چند نفر از طرفین درگیر در تعامل، نیاز شدیدى دارند. دستور دادن (سلطهجویى)، تهدید كردن، قضاوت كردن، اسمگذارى و به كارگیرى موانع دیگر، جزو تعاملهاى تعارضآفرین به شمار مىروند.
2. ابراز وجود (به كارگیرى پیامهاى «من...»)
توانایى ابراز وجود، فرد را قادر مىسازد كه نیازهاى خود را با كمترین درگیرى برآورده كند. وقتى شما نیازى دارید كه لازمه برآورده شدن آن، همكارى یا پشتیبانى شخص دیگر است، بیان كامل آن نیاز، همان چیزى است كه آن را «پیام من» مىنامند؛ این، بیانى است كه شما را با مردمى كه با آنها تجربه مشتركى دارید و مىتوانند به شما كمك كنند تا نیازهایتان را برآورید، در یك تجربه مشترك قرار مىدهد. به خاطر داشته باشید كه دیگران، زمانى بهتر مىتوانند و مىخواهند به شما در رسیدن به خواستههایتان كمك كنند كه تصویر روشنى از آنچه كه شما مىخواهید، داشته باشند.
نام اینگونه پیامها به این دلیل «پیامهاى من» است كه مىتوانند از بسیارى از درگیرىها و سوءتفاهمها جلوگیرى كنند. پیام شما (من دوست دارم...، من مىترسم كه...، من احتیاج دارم كه...) باعث مىشود دیگران از قبل بدانند كه نیاز و خواسته شما چیست؟ بارها و بارها دیده شده كه وقتى خانمى یا آقایى مهارت كاربرد بیان حرف دل خود را یاد مىگیرد، با كمال تعجّب و خوشحالى، متوجه همكارى و كمك تازهاى از طرف دیگران مىشود. چهقدر نیازهاى برآورده نشده، رابطههاى به رضایت نرسیده و هدفهاى مشخص نشده، در نتیجه این حقیقت به جود آمده كه تو «هرگز نگفتى» یا «خیلى دیر گفتى» یا طورى گفتى كه به جاى اینكه به آنها موقعیت عمل به محبّت و همكارى بدهى، آنها را به مقاومت وا داشتى و رابطه را بُریدى.
3. اجتناب از سرزنش یا تحقیر (پیامهاى «تو...»)
در بیشتر مواقع، وقتى مىخواهیم احساسات و نیازهایمان را بیان كنیم، پیامهایمان دیگرى را سرزنش یا تحقیر مىكنند. این گونه پیامها را «پیامهاى تو...» مىنامند؛ این دسته پیامها قضاوتها یا ارزشگذارىهاى منفىاى هستند كه هدفشان شخص دیگر است. در عین حال كه در بیشتر مواقع از آنها براى بیان خشم، عصبانیّت، ترس یا دلخورى استفاده مىشود، مشخصاً پیامهایى نیستند كه حرف دل را برسانند، چون نیازها یا علاقههاى خود شما را بیان نمىكنند.
پیامهاى «تو...» (مثل: تو اشتباه كردى، تو همه چیز را به هم زدى، تو بودى كه... و...) بدون در نظر گرفتن نیّت آنها، مىتوانند به نظر، تهاجمى و متهم كننده برسند؛ چون تأثیرى كه بر جاى مىگذارند، این است كه مىگوید: «تقصیر توست» یا «تو باید سرزنش شوى!» و در آنها خطر زیان رساندن به رابطه یا از میان بردن عزّت نفس دیگرى و به وجود آوردن احساس گناه، هست.
پیامهاى «تو...» باعث مقاومت و دفاع دیگران مىشوند و ممكن است باعث شروع بگو و مگوهاى فرساینده و فحّاشى شوند. در چنین موقعى شخص دیگر، اغلب مىخواهد جواب شما را بدهد و تلافى كند.
آگاهى از اینكه چه رفتارهایى تعارضهاى بى مورد بین شما و دیگران را فعال مىسازد، به شما كمك مىكند تا بسیارى از برخوردها را از بین ببرید. مردمان تیزبین مىتوانند خطر توفان را از وضع آسمان، پیشبینى كنند و به همین ترتیب، انسان آگاه نیز مىتواند به نشانهها و الگوهایى از رفتار خود و نزدیكانش توجه كند كه پیشبینى كننده وقوع توفان است.
4. گوش كردن انعكاسى
گوش كردن انعكاسى، در زمانى كه فرد، مشكل یا نیاز شدیدى دارد، مىتواند معجزه بكند. این كار به فرد دیگر كمك مىكند تا هیجانهاى منفى را از بین ببرد یا به حل مشكل خود بپردازد؛ مشكلى كه اگر حل نشده باقى بماند، مىتواند موجب پیدایش یك تعارض اساسى شود.
براى فهم بیشتر فرد یا افراد مقابل خویش به عنوان مخاطب، چنین به نظر مىرسد كه دو مهارت عمده مىباید در انسان شكل گرفته و آنها را در فراگرد ارتباطى به كار گرفت. این دو مهارت، یكى گوش دادن (Listening) و دیگرى همدلى (Empathy) است. با این دو مهارت، به تدریج مىتوان با دیگران، تفاهم مورد نظر را ایجاد كرد كه در پى آن، ارتباطات بین فردىِ مؤثّر شكل خواهد گرفت.
5. افزایش حمایت عاطفى
افزایش حمایت عاطفى از اعضاى خانواده و دوستان مىتواند آمادگى فرد را براى درگیر شدن در تعارضهاى غیر ضرورى كاهش دهد. هر یك از ما شیوههایى را سراغ داریم كه از طریق آنها توجه و صمیمیّت بیشترى را در روابط بین فردى خود به كار مىبریم. در مجموع، هر چه بیشتر مورد علاقه و توجه باشیم، كمتر احتیاج به جنگیدن داریم.
6. بالا بردن آستانه تحمّل
بالا بردن سطح تحمّل و پذیرش دیگران در وجود خود نیز مىتواند تعارضهاى نامعقول را كاهش دهد. سطح تحمّل و پذیرش ما، تا حدودى به واسطه تربیت و حتى شاید عوامل ژنتیك تعیین مىشود؛ امّا هر یك از ما مىتواند صبورتر و پذیراتر از آنچه در حال حاضر هست، باشد.
مقابله با عناصر عاطفى تعارض
میان جنبههاى بنیادى و هیجانى تعارض، مىتوان تمایز سودمندى قائل شد. اجزاى هیجانى تعارض، عبارتاند: خشم، بى اعتمادى، گرفتن حالت تدافعى، تمسخر، رنجش، ترس و طرد. در هنگام بروز احساسات شدید، راهبرد صحیح، آن است كه «ابتدا به جنبههاى هیجانى تعارض رسیدگى نمود» و پس از فروكش كردن هیجانها، به شكل سازندهترى با مسائل بنیادى، كنار آمد. مسائل بنیادى، شامل: نیازهاى متضاد، مخالفت بر سر قوانین و عادتها و برداشتهاى متفاوت در مورد نقشها و كاربرد امكانات است.
روش رفع تعارض
روش رفع تعارض را مىتوان به عنوان مجموعهاى از قوانین ساده در نظر گرفت كه تعارض را هدایت مىكنند. ما طى قرنها آموختهایم كه اگر تعارض به وسیله قوانین خاص خود هدایت نشود، مىتواند بسیار خطرناك باشد. فرآیند سه مرحلهاى رفع تعارض به افراد كمك مىكند تا به شكلى سازنده و به شیوهاى قانونمند و تكامل بخش و غیر مخرّب با یكدیگر مواجه شوند.
مرحله یك: با فرد دیگر به احترام رفتار كنید
احترام قائل شدن براى فرد دیگر، نگرشى است كه با رفتارهاى مشخصى، نشان داده مىشود. شیوهاى كه به كمك آن به فرد دیگر گوش داده و به او نگاه مىكنیم، تُن صداى ما و كلماتى كه انتخاب مىكنیم، استدلالهایى كه به كار مىبریم و خلاصه تمامى اینها، مىتواند نشانگر احترام باشد و یا عدم احترام را منتقل كند.
كلمات تحقیر كننده كه غالباً بدون توجه بیان مىشوند، مانع جریان ارتباط سالم مىشوند و زخمهایى ایجاد مىكنند كه ممكن است هرگز به طور كامل، التیام پیدا نكنند.
اغلب پس از فوران خشم، گفته مىشود: «تو مىدانى كه جدّى نگفتم. كاملاً دیوانه شده بودم و به حرفهایى كه مىزدم فكر نمىكردم»؛ امّا فرد دیگر با خود فكر مىكند: «در همین كه این حرف را زدى، نشان مىدهد كه این موضوع در ذهنت بوده است. دانستن اینكه تو واقعاً چه احساسى نسبت به من دارى، برایم به قیمت یك انفجار خشم تمام شد».
مرحله دو: گوش كنید تا جایى كه حرف طرف مقابلتان را مثل خودش بفهمید
در جریان مخالفتها و رفع تعارضها، یكى از بهترین راههاى برقرارى ارتباط سازگارتر، كاربرد قانون كارل راجرز است كه مىگوید: «هر كس تنها پس از اینكه به عقاید و احساسات فرد دیگر به دقت گوش كرد و آنها را چنان تكرار كرد كه رضایت گوینده جلب شد، مىتواند حرف خود را بزند».
مرحله سه: دیدگاهها، نیازها و احساسات خود را بیان كنید
اول. دیدگاه خود را به اختصار بیان كنید. دوم. از كلمات كنایهدار اجتناب كنید. سوم. گفتار و پندار، باید یكسان باشد. چهارم. احساسات خود را بروز دهید.
آمادگى براى رویارویى
افراد معمولاً، بدون آنكه از خود بپرسند آیا زمان براى آنان مناسب است یا خیر و بدون اینكه بدانند آیا طرف مقابل با مبارزه یا گفتگو موافقت مىكند یا خیر، بدون توافق قطعى بر سر شرایطى كه مىتواند موجب سودمند بودن تعارض شود، خود را شتابزده، گرفتار تعارضها مىكنند.
مسائل زیر، بخشى از مواردى است كه بررسى آنها مىتواند مفید و ارزشمند باشد. آیا هر یك از ما انرژى عاطفى مناسبى براى این تعارض داریم؟ چه كسانى باید در جلسه مبارزه حضور داشته باشند؟ بهترین وقت، چه زمانى است؟ بهترین مكان كجاست؟ و...
مبارزهاى كه با رضایت دو جانبه و شرایط پذیرفته شده شروع مىشود، مبارزهاى خوشآغاز است.
راههاى قدیمى حلّ مناقشات
روشهاى معمول و شایع حلّ مناقشات كه لازمهاش برنده شدن یكى به قیمت باخت دیگرى است، دو روش است كه هر دو اینها اساسشان تحمیل قدرت است. هر دو حالت، برنده ـ بازنده دارند. همیشه یك نفر مىبرد و یك نفر مىبازد. بر هیچ یك از این دو روش اختلافات پنهان، به صورتى مثبت و سازنده به سطح نمىآید؛ امّا به هر حال، مردم معمولاً نسبت به یكى از این دو روش، تمایل بیشترى نشان مىدهند.
روش شماره یك: تو مىبرى و دیگرى مىبازد. در این وضعیت، تو براى رسیدن به نیازهایت از قدرت خودت به قیمت باخت دیگرى استفاده مىكنى. در نتیجه، دیگرى مىرنجد؛ چون نیازش برآورده نشده است. او احساس بىعدالتى مىكند، در نتیجه، تو اغلب دچار واكنشهایى از سوى او مىشوى، مثل: الف ـ از تو انتقاد مىكند و پشتسرت حرف مىزند. ب ـ او سعى خواهد كرد در راه برآورده شدن دیگر نیازهایت كارشكنى كند. جـ او دیگر تو را دوست ندارد و براى مقابله با قدرت تو با دیگران متحد مىشود. د ـ او به تو دروغ مىگوید و اغلب پنهانى خواستههاى خود را عملى مىكند و دیگر نیازهایش را با تو در میان نمىگذارد.
روش شماره دو: شما مىبازید و دیگرى مىبرد. در این وضعیت مناقشه، شما داراى قدرت بیشتر یا برابر هستید و اجازه مىدهید كه دیگرى به حساب شما به نیاز خودش برسد. شما تسلیم مىشوید؛ چون مىخواهید از مناقشه دورى كنید، در این صورت از آن جا كه شما به نیازهاى خود نمىرسید، ممكن است دچار واكنشهاى زیر شوید: الف ـ شما نسبت به دیگرى احساس رنجش و خشم مىكنید. ب ـ شما به تدریج از چنین رابطهاى خود را كنار مىكشید. ج ـ به تدریج، احساس بىتفاوتى و افسردگى مىكنید. د ـ شما احترام به خود را از دست مىدهید و عزت نفس خود را ضعیف مىكنید. هـ ـ شما تصمیم مىگیرید بعداً برنده شوید، تلافى كنید و...
راه بدون باخت در حلّ اختلافات (روش برنده ـ برنده)
اساس این روش، عدم استفاده از قدرت است. منظور، این است كه مىتوان در روابط انسانى، مناقشات را به صورت آشكارا و صادقانه حل كرد. هر دو طرف مىتوانند به نیازهاى خودشان برسند، و هیچ كس مجبور نیست ببازد.
قدم 1: مشخص كردن مسئله به صورت نیازها، نه مسابقه راهحلیابى.
قدم 2: بهوجود آوردن راهحلهاى ممكن (تفكر و سیّال سازى ذهن (Brain storming).
قدم 3: ارزشیابى راهحلها.
قدم 4: تصمیمگیرى روى راهحلهاى قابل قبول براى هر دو طرف.
قدم 5: عمل كردن بر اساس راهحل.
قدم 6: كنترل نتایج راهحل.
منابع:
1. روانشناسى روابط انسانى (مهارتهاى مردمى)، رابرت پولتون، ترجمه: حمید رضا سهرابى، تهران: رشد، 1383.
2. فرهنگ تفاهم در ازدواج، لیندا آدامز، با مقدمه توماس گوردون، ترجمه: پریچهر فرجادى، تهران: آیین تفاهم، 1380.
3. ارتباط انسانى، علىاكبر فرهنگى، تهران: خدمات فرهنگى رسا، 1374.
4. مهندسى رفتار ارتباطى، نیما قربانى، تهران: سینه سرخ، 1380.
منبع :http://hadithezendegi.mihanblog.com/post/348
مهدى حاجىآقابزرگى
تعارض ـ كه در زندگى انسان، امرى غیرقابل اجتناب به نظر مىرسد ـ در بهترین حالت، «اختلالآمیز» و در بدترین حالت، به طرز وحشتناكى «مخرّب» است. وقتى رادیو یا تلویزیون را روشن مىكنیم، تعارضهاى موجود در جهان به منزلمان وارد مىشود. گزارش اخبار به توصیف منازعه كارگران علیه مدیران و دولتمردان، نهادهاى دولتى علیه یكدیگر، احزاب و گروههاى سیاسى در قبال هم، اعتصاب آموزگاران و... مىپردازد. گزارشهاى بینالمللى از كودتاها، تهاجمات، آدمربایىها، سوءقصدها، تحریمهاى اقتصادى، شكست مذاكرات و... خبر مىدهد. وقتى به نشریّات مراجعه مىكنیم با آمار بالاى اختلافات زناشویى كه به طلاق ختم مىشوند و فاصلهاى كه در بسیارى از خانوادهها میان والدین و فرزندان ایجاد شده است و «شكاف بین نسلها (Generation gap)» نامیده مىشود، مواجه مىشویم. و سرانجام، معمولىترین و پایدارترین منبع اختلاف در جامعه، توزیع متفاوت و نابرابر دارایىهاى دولت است. این منبع اساسىِ تمایز اجتماعى، در جامعه ما كاملاً مشهود است.
به هر حال، تفاوت در دیدگاهها، ارزشها، خواستها، نیازها و عادتها، خمیره زندگى روزمره هستند و غلبه كامل بر خودخواهىها، خیانتها، تحریفها، خشم و عوامل دیگرى كه روابط را خدشهدار مىكنند و یا حتى باعث قطع آنها مىشوند تقریباً غیرممكن است و شاید علت مشاجرههاى روزمره ما نیز بیشتر همین واقعیت است كه ما «انسانها» هستیم و نه «خداوندان»!
با وجود این، برخى از انواع تعارض، مزایاى مهمى دارند. متخصّصان علوم اجتماعى، بین تعارض معقول و نامعقول، تمایز مهمى قائل مىشوند؛ در تعارض معقول، نیازها، اهداف، روشها، ارزشها و علایق متضادى وجود دارند؛ امّا تعارض نامعقول، از نادانى، اشتباه، پیشداورىهاى تاریخى، ساختار سازمانى ناكارآمد، رقابتهاى مبتنى بر بُرد و باخت، خصومت و یا نیاز به تخلیه تنش، سرچشمه مىگیرد. تعارض معقول، فوایدى دارد كه از جمله آن، این است كه: از ركود، جلوگیرى مىكند، علاقه و كنجكاوى را برمىانگیزد و خلاقیّت را پرورش مىدهد.
جان دیویى (فیلسوف معاصر امریكایى) مىنویسد: «تعارض، خرمگسِ تفكّر است. تعارض، ما را به حركت وا مىدارد، تا مشاهده كنیم و به خاطر بسپاریم. ابتكار را برمىانگیزد. ما را از حالت انفعال مطیعانه، بیرون مىراند و وادار مىسازد كه به توجه و ابداع، روى آوریم. تعارض، جزء لاینفك نبوغ و تفكر است».
بنابراین، سؤالى كه با آن مواجه مىشویم، این است كه: چگونه مىتوانیم تعارض را مهار كنیم، تا خطرات آن را به حداقل و مزایاى آن را به حدّاكثر برسانیم؟
روشهاى پیشگیرى و مهار تعارضهاى شخصى
اگر چه ریشهكن كردن كامل «تعارضْ» غیرممكن است؛ امّا بهوسیله روشهاى شخصى پیشگیرى و مهار تعارض، مىتوان بسیارى از كشمكشهاى بىجا را از بین برد.
1. استفاده كمتر از موانع
یكى از راههاى كاهش تعارضهایى كه هر فرد در زندگى تجربه مىكند، استفاده از موانع كمتر است، بخصوص زمانى كه یك یا چند نفر از طرفین درگیر در تعامل، نیاز شدیدى دارند. دستور دادن (سلطهجویى)، تهدید كردن، قضاوت كردن، اسمگذارى و به كارگیرى موانع دیگر، جزو تعاملهاى تعارضآفرین به شمار مىروند.
2. ابراز وجود (به كارگیرى پیامهاى «من...»)
توانایى ابراز وجود، فرد را قادر مىسازد كه نیازهاى خود را با كمترین درگیرى برآورده كند. وقتى شما نیازى دارید كه لازمه برآورده شدن آن، همكارى یا پشتیبانى شخص دیگر است، بیان كامل آن نیاز، همان چیزى است كه آن را «پیام من» مىنامند؛ این، بیانى است كه شما را با مردمى كه با آنها تجربه مشتركى دارید و مىتوانند به شما كمك كنند تا نیازهایتان را برآورید، در یك تجربه مشترك قرار مىدهد. به خاطر داشته باشید كه دیگران، زمانى بهتر مىتوانند و مىخواهند به شما در رسیدن به خواستههایتان كمك كنند كه تصویر روشنى از آنچه كه شما مىخواهید، داشته باشند.
نام اینگونه پیامها به این دلیل «پیامهاى من» است كه مىتوانند از بسیارى از درگیرىها و سوءتفاهمها جلوگیرى كنند. پیام شما (من دوست دارم...، من مىترسم كه...، من احتیاج دارم كه...) باعث مىشود دیگران از قبل بدانند كه نیاز و خواسته شما چیست؟ بارها و بارها دیده شده كه وقتى خانمى یا آقایى مهارت كاربرد بیان حرف دل خود را یاد مىگیرد، با كمال تعجّب و خوشحالى، متوجه همكارى و كمك تازهاى از طرف دیگران مىشود. چهقدر نیازهاى برآورده نشده، رابطههاى به رضایت نرسیده و هدفهاى مشخص نشده، در نتیجه این حقیقت به جود آمده كه تو «هرگز نگفتى» یا «خیلى دیر گفتى» یا طورى گفتى كه به جاى اینكه به آنها موقعیت عمل به محبّت و همكارى بدهى، آنها را به مقاومت وا داشتى و رابطه را بُریدى.
3. اجتناب از سرزنش یا تحقیر (پیامهاى «تو...»)
در بیشتر مواقع، وقتى مىخواهیم احساسات و نیازهایمان را بیان كنیم، پیامهایمان دیگرى را سرزنش یا تحقیر مىكنند. این گونه پیامها را «پیامهاى تو...» مىنامند؛ این دسته پیامها قضاوتها یا ارزشگذارىهاى منفىاى هستند كه هدفشان شخص دیگر است. در عین حال كه در بیشتر مواقع از آنها براى بیان خشم، عصبانیّت، ترس یا دلخورى استفاده مىشود، مشخصاً پیامهایى نیستند كه حرف دل را برسانند، چون نیازها یا علاقههاى خود شما را بیان نمىكنند.
پیامهاى «تو...» (مثل: تو اشتباه كردى، تو همه چیز را به هم زدى، تو بودى كه... و...) بدون در نظر گرفتن نیّت آنها، مىتوانند به نظر، تهاجمى و متهم كننده برسند؛ چون تأثیرى كه بر جاى مىگذارند، این است كه مىگوید: «تقصیر توست» یا «تو باید سرزنش شوى!» و در آنها خطر زیان رساندن به رابطه یا از میان بردن عزّت نفس دیگرى و به وجود آوردن احساس گناه، هست.
پیامهاى «تو...» باعث مقاومت و دفاع دیگران مىشوند و ممكن است باعث شروع بگو و مگوهاى فرساینده و فحّاشى شوند. در چنین موقعى شخص دیگر، اغلب مىخواهد جواب شما را بدهد و تلافى كند.
آگاهى از اینكه چه رفتارهایى تعارضهاى بى مورد بین شما و دیگران را فعال مىسازد، به شما كمك مىكند تا بسیارى از برخوردها را از بین ببرید. مردمان تیزبین مىتوانند خطر توفان را از وضع آسمان، پیشبینى كنند و به همین ترتیب، انسان آگاه نیز مىتواند به نشانهها و الگوهایى از رفتار خود و نزدیكانش توجه كند كه پیشبینى كننده وقوع توفان است.
4. گوش كردن انعكاسى
گوش كردن انعكاسى، در زمانى كه فرد، مشكل یا نیاز شدیدى دارد، مىتواند معجزه بكند. این كار به فرد دیگر كمك مىكند تا هیجانهاى منفى را از بین ببرد یا به حل مشكل خود بپردازد؛ مشكلى كه اگر حل نشده باقى بماند، مىتواند موجب پیدایش یك تعارض اساسى شود.
براى فهم بیشتر فرد یا افراد مقابل خویش به عنوان مخاطب، چنین به نظر مىرسد كه دو مهارت عمده مىباید در انسان شكل گرفته و آنها را در فراگرد ارتباطى به كار گرفت. این دو مهارت، یكى گوش دادن (Listening) و دیگرى همدلى (Empathy) است. با این دو مهارت، به تدریج مىتوان با دیگران، تفاهم مورد نظر را ایجاد كرد كه در پى آن، ارتباطات بین فردىِ مؤثّر شكل خواهد گرفت.
5. افزایش حمایت عاطفى
افزایش حمایت عاطفى از اعضاى خانواده و دوستان مىتواند آمادگى فرد را براى درگیر شدن در تعارضهاى غیر ضرورى كاهش دهد. هر یك از ما شیوههایى را سراغ داریم كه از طریق آنها توجه و صمیمیّت بیشترى را در روابط بین فردى خود به كار مىبریم. در مجموع، هر چه بیشتر مورد علاقه و توجه باشیم، كمتر احتیاج به جنگیدن داریم.
6. بالا بردن آستانه تحمّل
بالا بردن سطح تحمّل و پذیرش دیگران در وجود خود نیز مىتواند تعارضهاى نامعقول را كاهش دهد. سطح تحمّل و پذیرش ما، تا حدودى به واسطه تربیت و حتى شاید عوامل ژنتیك تعیین مىشود؛ امّا هر یك از ما مىتواند صبورتر و پذیراتر از آنچه در حال حاضر هست، باشد.
مقابله با عناصر عاطفى تعارض
میان جنبههاى بنیادى و هیجانى تعارض، مىتوان تمایز سودمندى قائل شد. اجزاى هیجانى تعارض، عبارتاند: خشم، بى اعتمادى، گرفتن حالت تدافعى، تمسخر، رنجش، ترس و طرد. در هنگام بروز احساسات شدید، راهبرد صحیح، آن است كه «ابتدا به جنبههاى هیجانى تعارض رسیدگى نمود» و پس از فروكش كردن هیجانها، به شكل سازندهترى با مسائل بنیادى، كنار آمد. مسائل بنیادى، شامل: نیازهاى متضاد، مخالفت بر سر قوانین و عادتها و برداشتهاى متفاوت در مورد نقشها و كاربرد امكانات است.
روش رفع تعارض
روش رفع تعارض را مىتوان به عنوان مجموعهاى از قوانین ساده در نظر گرفت كه تعارض را هدایت مىكنند. ما طى قرنها آموختهایم كه اگر تعارض به وسیله قوانین خاص خود هدایت نشود، مىتواند بسیار خطرناك باشد. فرآیند سه مرحلهاى رفع تعارض به افراد كمك مىكند تا به شكلى سازنده و به شیوهاى قانونمند و تكامل بخش و غیر مخرّب با یكدیگر مواجه شوند.
مرحله یك: با فرد دیگر به احترام رفتار كنید
احترام قائل شدن براى فرد دیگر، نگرشى است كه با رفتارهاى مشخصى، نشان داده مىشود. شیوهاى كه به كمك آن به فرد دیگر گوش داده و به او نگاه مىكنیم، تُن صداى ما و كلماتى كه انتخاب مىكنیم، استدلالهایى كه به كار مىبریم و خلاصه تمامى اینها، مىتواند نشانگر احترام باشد و یا عدم احترام را منتقل كند.
كلمات تحقیر كننده كه غالباً بدون توجه بیان مىشوند، مانع جریان ارتباط سالم مىشوند و زخمهایى ایجاد مىكنند كه ممكن است هرگز به طور كامل، التیام پیدا نكنند.
اغلب پس از فوران خشم، گفته مىشود: «تو مىدانى كه جدّى نگفتم. كاملاً دیوانه شده بودم و به حرفهایى كه مىزدم فكر نمىكردم»؛ امّا فرد دیگر با خود فكر مىكند: «در همین كه این حرف را زدى، نشان مىدهد كه این موضوع در ذهنت بوده است. دانستن اینكه تو واقعاً چه احساسى نسبت به من دارى، برایم به قیمت یك انفجار خشم تمام شد».
مرحله دو: گوش كنید تا جایى كه حرف طرف مقابلتان را مثل خودش بفهمید
در جریان مخالفتها و رفع تعارضها، یكى از بهترین راههاى برقرارى ارتباط سازگارتر، كاربرد قانون كارل راجرز است كه مىگوید: «هر كس تنها پس از اینكه به عقاید و احساسات فرد دیگر به دقت گوش كرد و آنها را چنان تكرار كرد كه رضایت گوینده جلب شد، مىتواند حرف خود را بزند».
مرحله سه: دیدگاهها، نیازها و احساسات خود را بیان كنید
اول. دیدگاه خود را به اختصار بیان كنید. دوم. از كلمات كنایهدار اجتناب كنید. سوم. گفتار و پندار، باید یكسان باشد. چهارم. احساسات خود را بروز دهید.
آمادگى براى رویارویى
افراد معمولاً، بدون آنكه از خود بپرسند آیا زمان براى آنان مناسب است یا خیر و بدون اینكه بدانند آیا طرف مقابل با مبارزه یا گفتگو موافقت مىكند یا خیر، بدون توافق قطعى بر سر شرایطى كه مىتواند موجب سودمند بودن تعارض شود، خود را شتابزده، گرفتار تعارضها مىكنند.
مسائل زیر، بخشى از مواردى است كه بررسى آنها مىتواند مفید و ارزشمند باشد. آیا هر یك از ما انرژى عاطفى مناسبى براى این تعارض داریم؟ چه كسانى باید در جلسه مبارزه حضور داشته باشند؟ بهترین وقت، چه زمانى است؟ بهترین مكان كجاست؟ و...
مبارزهاى كه با رضایت دو جانبه و شرایط پذیرفته شده شروع مىشود، مبارزهاى خوشآغاز است.
راههاى قدیمى حلّ مناقشات
روشهاى معمول و شایع حلّ مناقشات كه لازمهاش برنده شدن یكى به قیمت باخت دیگرى است، دو روش است كه هر دو اینها اساسشان تحمیل قدرت است. هر دو حالت، برنده ـ بازنده دارند. همیشه یك نفر مىبرد و یك نفر مىبازد. بر هیچ یك از این دو روش اختلافات پنهان، به صورتى مثبت و سازنده به سطح نمىآید؛ امّا به هر حال، مردم معمولاً نسبت به یكى از این دو روش، تمایل بیشترى نشان مىدهند.
روش شماره یك: تو مىبرى و دیگرى مىبازد. در این وضعیت، تو براى رسیدن به نیازهایت از قدرت خودت به قیمت باخت دیگرى استفاده مىكنى. در نتیجه، دیگرى مىرنجد؛ چون نیازش برآورده نشده است. او احساس بىعدالتى مىكند، در نتیجه، تو اغلب دچار واكنشهایى از سوى او مىشوى، مثل: الف ـ از تو انتقاد مىكند و پشتسرت حرف مىزند. ب ـ او سعى خواهد كرد در راه برآورده شدن دیگر نیازهایت كارشكنى كند. جـ او دیگر تو را دوست ندارد و براى مقابله با قدرت تو با دیگران متحد مىشود. د ـ او به تو دروغ مىگوید و اغلب پنهانى خواستههاى خود را عملى مىكند و دیگر نیازهایش را با تو در میان نمىگذارد.
روش شماره دو: شما مىبازید و دیگرى مىبرد. در این وضعیت مناقشه، شما داراى قدرت بیشتر یا برابر هستید و اجازه مىدهید كه دیگرى به حساب شما به نیاز خودش برسد. شما تسلیم مىشوید؛ چون مىخواهید از مناقشه دورى كنید، در این صورت از آن جا كه شما به نیازهاى خود نمىرسید، ممكن است دچار واكنشهاى زیر شوید: الف ـ شما نسبت به دیگرى احساس رنجش و خشم مىكنید. ب ـ شما به تدریج از چنین رابطهاى خود را كنار مىكشید. ج ـ به تدریج، احساس بىتفاوتى و افسردگى مىكنید. د ـ شما احترام به خود را از دست مىدهید و عزت نفس خود را ضعیف مىكنید. هـ ـ شما تصمیم مىگیرید بعداً برنده شوید، تلافى كنید و...
راه بدون باخت در حلّ اختلافات (روش برنده ـ برنده)
اساس این روش، عدم استفاده از قدرت است. منظور، این است كه مىتوان در روابط انسانى، مناقشات را به صورت آشكارا و صادقانه حل كرد. هر دو طرف مىتوانند به نیازهاى خودشان برسند، و هیچ كس مجبور نیست ببازد.
قدم 1: مشخص كردن مسئله به صورت نیازها، نه مسابقه راهحلیابى.
قدم 2: بهوجود آوردن راهحلهاى ممكن (تفكر و سیّال سازى ذهن (Brain storming).
قدم 3: ارزشیابى راهحلها.
قدم 4: تصمیمگیرى روى راهحلهاى قابل قبول براى هر دو طرف.
قدم 5: عمل كردن بر اساس راهحل.
قدم 6: كنترل نتایج راهحل.
منابع:
1. روانشناسى روابط انسانى (مهارتهاى مردمى)، رابرت پولتون، ترجمه: حمید رضا سهرابى، تهران: رشد، 1383.
2. فرهنگ تفاهم در ازدواج، لیندا آدامز، با مقدمه توماس گوردون، ترجمه: پریچهر فرجادى، تهران: آیین تفاهم، 1380.
3. ارتباط انسانى، علىاكبر فرهنگى، تهران: خدمات فرهنگى رسا، 1374.
4. مهندسى رفتار ارتباطى، نیما قربانى، تهران: سینه سرخ، 1380.
منبع :http://hadithezendegi.mihanblog.com/post/348
+ نوشته شده در ساعت توسط اسلامي
|