انگيزش
انگيزش
فصل اول : مفاهيم و كليات
براى هر مديرى در سازمان ، آگاهى از مسئله « انگيزش » كه در واقع پى جويى علت و سبب حركت و رفتارهاى اعضاى سازمان است ، ضرورت تام دارد؛ اينكه چرا افراد به كار خاصى اشتغال پيدا مى كنند؟ چرا تغيير فعاليت مى دهند؟ چرا بعضى افراد بسيار فعال و برخى كم كارند؟ علت علاقه مندى به شغل و بى علاقگى به كار چست ؟ اين سوالات و بسيارى ديگر، همه با موضوع انگيزش در ارتباطند و پاسخ به آنها، در انگيزش كاركنان خلاصه مى شود.
1. تعريق انگيزش
اصطلاح « انگيزش » (248) نخستين بار از واژه لاتينى « موو » (249) كه به معناى حركت است گرفته شده و در فرهنگ معين به معناى تحريك ، ترغيب و تحريض آمده است . براى « انگيزش » تعاريف بسيارى وجود دارد كه در ميان آنها، تعريف جامعى كه اتفاق نظر صاحب نظران را دارا باشد، وجود ندارد. در اينجا براى روشن شدن مفهوم « انگيزش » تعريف زير ارائه مى گيرد:
1. انگيزش عبارت است از نيروى كه كاركنان را به آغاز نمودن ، جهت دادن و تداوم رفتار و فعاليت تحريك مى كند. (250)
2. انگيزش يعنى نيروهايى كه موجب مى شوند افراد به گونه اى خاص رفتار كند. (251)
3. ميل به كوشش فراوان در جهت تاءمين هدفهاى سازمان ، به گونه اى كه اين تلاش در جهت ارضاى برخى نيازهاى فردى صوق داده شود. (252)
انگيزه ها گاهى اوقات به نيازها، خواسته ها، كششها و يا طپشهاى درونى يك فرد تعبير مى شوند. انگيزه ها به سوى هدفهايى طى طريق مى كند كه ممكن است از روى شعور آگاه و يا شعور نيمه آگاه باشند. انگيزه ها چراهاى رفتارند؛ آنها باعث بروز فعاليت و تداوم آن هستند و جهت كلى رفتار خود را نيز تعيين مى نمايند. (253)
در يك جمع بندى كلى ، انگيزش را مى توان حالتى در افراد دانست كه آنان را به انجام و تداوم رفتار خاصى متمايل مى كند و علت و چرايى فعاليتها را مشخص مى سازد.
آنچه كه در اصل ، محرك آدمى به سوى رفتارهاى خاص است ، همه نيازى است كه او را بى قرار مى سازد و فرار را براى اوضاى آن به تكاپو و تلاش بر مى انگيزاند. تعابير برخى صاحب نظران نيز گوياى آن است كه نياز، عامل و ريشه انگيزه نقطه شروع فرايند انگيزش مى باشد.
نقطه شروع فرايند انگيزش يا نياز، كمبودى است كه توسط فرد احساس مى شود. « نياز به معناى حالتى درونى است كه باعث مى شود نتيجه يا پيامد خاصى ، جالب به نظر برسد. يك نياز ارضا نشده ، ايجاد تنش كرده و در نتيجه در فرد، نوعى سائقه يا پويايى به وجود مى آورد؛ اين پويايى يا سائقه موجب بروز نوعى رفتار جستجوگر در عملكرد فرد مى شود و او در پى تامين هدفهاى ويژه اى بر مى آيد. وقتى كه آن هدفها تامين شد، نياز مزبور ارضا شده و تنش ، كاهش مى يابد. (254)
در سازمانها تلاش كاركنان براى رسيدن به هدف - كه محرك خارجى است - به سوى تامين هدفهاى سازمانى سوق داده مى شوند؛ و همزمان با تلاش و كوشش فرد براى ارضاى نيازهايش ، اهداف سازمان نيز تحقق مى يابد.
ميزان انگيزه به لحاظ شدت و ضعف ، تابع نياز است ؛ هر قدر نياز شديد باشد، انگيزه ارضاى آن نيز قوى تر خواهد بود؛ و البته در ميان نيازهاى متعدد و متعارض ، آن نيازى كه بيشتر احساس مى شود، زمان انگيزه را به دست گرفته و تعيين كننده رفتارهاى خاص در جهت ارضاى نياز مزبور مى باشد. منتهى به شرط آنكه مانعى بر سر راه ارضاء آن نباشد.
از سوى ديگر، هدف و يا محرك خارجى نيز در تشديد و يا تضعيف انگيزه ، نقش مهمى را ايفا مى كند و جذابيت هدف ، انگيزه را مضاعف مى گرداند.
2. اهميت و جايگاه انگيزه
يكى از وظايف اوليه مديران ، ايجاد انگيزه در كاركنان است ؛ به گونه اى كه عملكرد آنها به بالاترين سطح ممكن برسد؛ بدين معنى كه سخت تر تلاش كنند، به طور منظم در محل كار حاضر شوند، و براى ملى شدن هدفها و تصميمهاى سازمان كوشش كنند. البته عملكرد شغلى ، علاوه بر انگيزش ، به توانايى فرد و آمادگى محيط نيز بستگى دارد؛ « براى اينكه فردى به سطح بالايى از عملكرد برسد، بايستى بخواهد كه كار را انجام دهد (انگيزش )، بتواند كار را انجام دهد (توانايى )، و مواد و وسايل انجام كار را در اختيار داشته باشد (محيط)؛ فقدان هر يك از اين زمينه ها به عملكرد لطمه مى زند. (255)
بنابراين انگيزش يكى از پايه هاى اصلى رفتار است كه بدون آن ، عملكرد افراد شكل نمى گيرد. اين حقيقت در كلام نورانى امير مؤ منان على (عليه السلام ) چنين آمده :
« النية اءساس العمل ؛ (256) »
نيت (انگيزه ) اساس عمل است .
علاوه بر اين ، ملاك ارزش گذارى رفتار در منابع دينى ، روح عمل - يعنى همان نيت و انگيزه - معرفى شده و ارزش اخلاقى رفتار، تابه آن قلمداد شده است ؛ از اين رو حضرت در حديثى چنين مى فرمايد:
قدر الرجل على قدر همته ، و عمله على قدر نيته ؛ (257)
ارزش هر كس به ميزان ارزش همت او است و بهاى عمل او تابع ارزش نيت (و انگيزه ) او است .
بر اين اساس ، انگيزه و نيت است كه به رفتار، ارزش مى دهد يا آن را از ارزش ساقط مى كند. براى مثال ، ممكن است شخصى ، عمل عبادى خود را به انگيزه خشنودى خدا و اطاعت او بجا آورد، در اين صورت عم او ارزش مى يابد و مستحق پاداش الهى مى گردد؛ ولى اگر همين عمل با به انگيزه خودنمايى انجام دهد؛ نه تنها عمل او ارزش ندارد، كه در مواقعى ضد ارزش و گناه نيز محسوب مى شود و او را مستحق كيفر الهى مى گرداند.
انگيزه و نيتى كه از تمايلات متعالى در وجود آدمى سرچشمه مى گيرد خود، داراى ارزش است و رفتار را نيز ارزشمند مى كند؛ اما اگر انگيزه ها از تمايلات پست و غير انسانى ناشى شود، نه تنها خود، ضد ارزش خواهد بود، بلكه رفتار مبتنى بر آن را نيز فاقد ارزش مى گرداند، اگر چه آن رفتار به لحاظ ظاهرى ، داراى حسن و وجاهت باشد. در اين ميان انگيزه هايى كه نه از تمايلات على و نه پست سرچشمه گرفته است نه ارزش و نه ضد ارزش ، هيچكدام محسوب نخواهد شد.
اساسا يكى از ويژگيهاى نظام اخلاقى ايلام ، توجه به حسن فعلى و حسن فاعلى در رفتار است . حسن فعلى مربوط به رفتارى است كه مورد پسند و شايسته است ؛ اما حسن فاعلى به نيت و انگيزه خوب فاعل رفتار اشاره دارد. « در بيشتر مكاتب اخلاقى ، معيار قضاوت در مورد ارزشمند بودن يا بى ارزش بودن رفتار را خود عمل و نتايج آن مى دانند و به انگيزه و نيت انجام دهنده آن توجهى ندارد (يعنى تنها حسن فعلى را ملاك قرار مى دهند)؛ در حالى كه در نظام اخلاقى اسلام ، نيت - كه نقش جهت دهنده به عمل را دارد - روح و منشا ارزش انسانى عمل به حساب مى آيد. بنابراين كارى كه به خودى خود، خوب است ، تنها در صورتى مى تواند براى انجام دهنده آن ارزش اخلاقى فراهم كند كه از نيت و انگيزه صحيح فاعل سرچشمه گرفته باشد. در نتيجه ، خدمت به مردم ، انفاق ، ايثار و ديگر كارهاى نيك و عبادات مستقيم و غير مستقيم ، چنانچه انگيزه الهى نداشته باشند. اثر حقيقى خود را نداشته ، اجر و ثوابى در پى ندارند؛ بلكه گاه موجب تنزل انسان شده ، عقوبت و كيفر نيز به دنبال خواهند داشت . (258)
در قرآن كريم ، در بسيارى از موارد، تعبير « آمنوا » كه بر حسن فاعلى دلالت دارد، در كنار « عملوالصالحات » كه از حسن فعلى حكايت مى كند، ذكر شده و آثار مثبت كارهاى نيك ، نتيجه اعمال شايسته اى دانسته شده است كه از ايمان و انگيزه الهى نشاءت گرفته باشد؛ و اعمال مشركين به گرد پراكنده (259) تشبيه شده كه هيچ قابل توجهى ندارد.
قرآن تصريح مى كند، كسانى كه هدف و انگيزه كارهايشان دنيا و مظاهر آن است ، تنها به همان آثار دنيوى - مانند شهرت ، بحسن مردم و پاداشهاى مادى - دست پيدا مى كنند و عمل آنها در آخرت باطل و بيهوده خواهد بود:
من كان يريد الحيوة الدنيا و زينتها نوف اليهم اءعملهم فيها و هم فيها لايبخسون# اءولئك الذين ليس لهم فى الاخرة الا النار و حبط ما صنعوا فيها و بطل ما كانوا يعملون ؛ (260)
كسانى كه طالب زندگى دنيا و زينت آن هستند، مزدشان را در دنيا به طور كامل مى دهيم و هيچ از اجر عملشان در دنيا نمى كاهيم ؛ ايشان در آخرت بهره اى جز آتش دوزخ ندارند و هر آنچه در دنيا ساخته و پرداخته و انجام داده اند، ضايع و باطل است .
بنابراين انگيزه هاى غير الهى و ناپاك ، اگر چه به اعمال شايسته تعلق گيرد، ثمره و اجر آخرتى ندارد و چه بسا موجب كيفر اخروى نيز مى گردد. از سوى ديگر، ثمره و اجر آخرتى ندارد و چه بسا موجب كيفر اخروى نيز مى گردد. از سوى ديگر، انگيزه هاى شايسته و پاك ، اگر چه به رفتار خاص خود منتهى نشود، به تنهايى موجب ثواب و پاداش الهى خواهد بود. امام صادق (عليه السلام ) در اين باره مى فرمايد:
ان العبد المومن الفقير ليقول : يا رب ارزقنى حتى اءفعل كذا و كذا من البر و وجوه الخير؛ فاذا علم الله عز و جل ذلك منه بصدق نية ، كتب الله له من الاجر مثل ما يكتب له لو عمله ؛ ان الله واسع كريم ؛ (261)
همانا بنده مومن و فقير به خداوند عرضه مى دارد: پروردگار! به من روزى ده تا چنين و چنان از كارهاى خير انجام دهم ؛ پس هنگامى كه خداوند اين درخواست را از روى نيت صادقانه (و انگيزه پاك ) دى ، براى او از اجر و پاداش به مقدارى مى نويسد كه اگر عمل مى كرد، همان را مى نوشت ؛ همانا خداوند، گشايش دهنده كريم است .
بنابراين صرف داشتن انگيزه و نيت پاك ، كافى است كه موجب اجر و پاداش اخروى شود. اين حقيقت در كلامى از حضرت على (عليه السلام) نيز چنين آمده است :
احسان النية يوجب المثوبة ؛ (262)
حسن نيت موجب پاداش است .
علاوه بر اينها، انگيزه قوى ، ضعيف و خستگى را مى زدايد و مانع ناتوانى صاحب انگيزه مى شود. امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد:
ما ضعف بدن عما قويت عليه النية ؛ (263)
هرگز بدن از آنچه كه نيت (و انگيزه ) نسبت به آن قوى باشد، ضعيف و ناتوان نمى شود.
البته در اين باره روايات زيادى وجود دارد كه به جهت اختصار، به همين مقدار بسنده مى شود.
با توجه به مطالب بالا، ارزش و اهميت انگيزه به خوبى آشكار و نتايج زير حاصل مى گردد:
1. انگيزه پايه و اساس رفتار است و ارزش واقعى رفتار تابع انگيزه ها است .
2. در اسلام انگيزه هاى پاك و الهى ، اگر چه به امل هم منتهى نشود، موجب پاداش است .
3. خستگى ناپذيرى و توانمندى ، نشاءت گرفته از انگيزه هاى قوى و محكم است و اين حاكى از اهميت انگيزه است كه مى تواند چنين اثرى را در صاحب خود ايجاد نمايد.
248- Motivation.
249- Nove.
250- Bovee & Others, Management, P.436.
251- Griffin. Ricky. W, Managment: 5th ed: p.474.
252- Robbins, Stephen: Orgahizational Behavior: 6th ed: P.205.
253- Hersey & Blanchard: Management of organizational Behavior: 6th ed. P.20.
254- Robbins, Stephen: Organizational Behavior: P.205.
255- Moorhead & Griffin: Organizational Behavior: 6th ed: P.116.
256- غررالحكم و دررالكلم ، ح 1040.
257- غررالحكم و دررالكلم ، ح 6743.
258- موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى (قدس سره )، فلسفه اخلاق ، ص 146.
259- و قدمنا الى ما عملوا من عمل فجعلنه هباء منثورا؛ و به سراغ آنچه (مشركان ) انجام داده اند رفته ، همه را چون گرد پراكنده گردانيم ، فرقان ، 23.
260- هود، 15 و 16.
261- بحارالانوا، ج 70، ص 199.
262- غررالحكم و دررالكلم ، ح 1265.
263- بحارالانوا، ج 70، ص 205.
منبع: کتاب مديريت در اسلام
نويسندگان:على آقاپيروز، ابوطالب خدمتى ، عباس شفيعى و سيد محمود بهشتى نژاد
منبع : http://peyk.iribu.ir/magazine/107.htm
فصل اول : مفاهيم و كليات
براى هر مديرى در سازمان ، آگاهى از مسئله « انگيزش » كه در واقع پى جويى علت و سبب حركت و رفتارهاى اعضاى سازمان است ، ضرورت تام دارد؛ اينكه چرا افراد به كار خاصى اشتغال پيدا مى كنند؟ چرا تغيير فعاليت مى دهند؟ چرا بعضى افراد بسيار فعال و برخى كم كارند؟ علت علاقه مندى به شغل و بى علاقگى به كار چست ؟ اين سوالات و بسيارى ديگر، همه با موضوع انگيزش در ارتباطند و پاسخ به آنها، در انگيزش كاركنان خلاصه مى شود.
1. تعريق انگيزش
اصطلاح « انگيزش » (248) نخستين بار از واژه لاتينى « موو » (249) كه به معناى حركت است گرفته شده و در فرهنگ معين به معناى تحريك ، ترغيب و تحريض آمده است . براى « انگيزش » تعاريف بسيارى وجود دارد كه در ميان آنها، تعريف جامعى كه اتفاق نظر صاحب نظران را دارا باشد، وجود ندارد. در اينجا براى روشن شدن مفهوم « انگيزش » تعريف زير ارائه مى گيرد:
1. انگيزش عبارت است از نيروى كه كاركنان را به آغاز نمودن ، جهت دادن و تداوم رفتار و فعاليت تحريك مى كند. (250)
2. انگيزش يعنى نيروهايى كه موجب مى شوند افراد به گونه اى خاص رفتار كند. (251)
3. ميل به كوشش فراوان در جهت تاءمين هدفهاى سازمان ، به گونه اى كه اين تلاش در جهت ارضاى برخى نيازهاى فردى صوق داده شود. (252)
انگيزه ها گاهى اوقات به نيازها، خواسته ها، كششها و يا طپشهاى درونى يك فرد تعبير مى شوند. انگيزه ها به سوى هدفهايى طى طريق مى كند كه ممكن است از روى شعور آگاه و يا شعور نيمه آگاه باشند. انگيزه ها چراهاى رفتارند؛ آنها باعث بروز فعاليت و تداوم آن هستند و جهت كلى رفتار خود را نيز تعيين مى نمايند. (253)
در يك جمع بندى كلى ، انگيزش را مى توان حالتى در افراد دانست كه آنان را به انجام و تداوم رفتار خاصى متمايل مى كند و علت و چرايى فعاليتها را مشخص مى سازد.
آنچه كه در اصل ، محرك آدمى به سوى رفتارهاى خاص است ، همه نيازى است كه او را بى قرار مى سازد و فرار را براى اوضاى آن به تكاپو و تلاش بر مى انگيزاند. تعابير برخى صاحب نظران نيز گوياى آن است كه نياز، عامل و ريشه انگيزه نقطه شروع فرايند انگيزش مى باشد.
نقطه شروع فرايند انگيزش يا نياز، كمبودى است كه توسط فرد احساس مى شود. « نياز به معناى حالتى درونى است كه باعث مى شود نتيجه يا پيامد خاصى ، جالب به نظر برسد. يك نياز ارضا نشده ، ايجاد تنش كرده و در نتيجه در فرد، نوعى سائقه يا پويايى به وجود مى آورد؛ اين پويايى يا سائقه موجب بروز نوعى رفتار جستجوگر در عملكرد فرد مى شود و او در پى تامين هدفهاى ويژه اى بر مى آيد. وقتى كه آن هدفها تامين شد، نياز مزبور ارضا شده و تنش ، كاهش مى يابد. (254)
در سازمانها تلاش كاركنان براى رسيدن به هدف - كه محرك خارجى است - به سوى تامين هدفهاى سازمانى سوق داده مى شوند؛ و همزمان با تلاش و كوشش فرد براى ارضاى نيازهايش ، اهداف سازمان نيز تحقق مى يابد.
ميزان انگيزه به لحاظ شدت و ضعف ، تابع نياز است ؛ هر قدر نياز شديد باشد، انگيزه ارضاى آن نيز قوى تر خواهد بود؛ و البته در ميان نيازهاى متعدد و متعارض ، آن نيازى كه بيشتر احساس مى شود، زمان انگيزه را به دست گرفته و تعيين كننده رفتارهاى خاص در جهت ارضاى نياز مزبور مى باشد. منتهى به شرط آنكه مانعى بر سر راه ارضاء آن نباشد.
از سوى ديگر، هدف و يا محرك خارجى نيز در تشديد و يا تضعيف انگيزه ، نقش مهمى را ايفا مى كند و جذابيت هدف ، انگيزه را مضاعف مى گرداند.
2. اهميت و جايگاه انگيزه
يكى از وظايف اوليه مديران ، ايجاد انگيزه در كاركنان است ؛ به گونه اى كه عملكرد آنها به بالاترين سطح ممكن برسد؛ بدين معنى كه سخت تر تلاش كنند، به طور منظم در محل كار حاضر شوند، و براى ملى شدن هدفها و تصميمهاى سازمان كوشش كنند. البته عملكرد شغلى ، علاوه بر انگيزش ، به توانايى فرد و آمادگى محيط نيز بستگى دارد؛ « براى اينكه فردى به سطح بالايى از عملكرد برسد، بايستى بخواهد كه كار را انجام دهد (انگيزش )، بتواند كار را انجام دهد (توانايى )، و مواد و وسايل انجام كار را در اختيار داشته باشد (محيط)؛ فقدان هر يك از اين زمينه ها به عملكرد لطمه مى زند. (255)
بنابراين انگيزش يكى از پايه هاى اصلى رفتار است كه بدون آن ، عملكرد افراد شكل نمى گيرد. اين حقيقت در كلام نورانى امير مؤ منان على (عليه السلام ) چنين آمده :
« النية اءساس العمل ؛ (256) »
نيت (انگيزه ) اساس عمل است .
علاوه بر اين ، ملاك ارزش گذارى رفتار در منابع دينى ، روح عمل - يعنى همان نيت و انگيزه - معرفى شده و ارزش اخلاقى رفتار، تابه آن قلمداد شده است ؛ از اين رو حضرت در حديثى چنين مى فرمايد:
قدر الرجل على قدر همته ، و عمله على قدر نيته ؛ (257)
ارزش هر كس به ميزان ارزش همت او است و بهاى عمل او تابع ارزش نيت (و انگيزه ) او است .
بر اين اساس ، انگيزه و نيت است كه به رفتار، ارزش مى دهد يا آن را از ارزش ساقط مى كند. براى مثال ، ممكن است شخصى ، عمل عبادى خود را به انگيزه خشنودى خدا و اطاعت او بجا آورد، در اين صورت عم او ارزش مى يابد و مستحق پاداش الهى مى گردد؛ ولى اگر همين عمل با به انگيزه خودنمايى انجام دهد؛ نه تنها عمل او ارزش ندارد، كه در مواقعى ضد ارزش و گناه نيز محسوب مى شود و او را مستحق كيفر الهى مى گرداند.
انگيزه و نيتى كه از تمايلات متعالى در وجود آدمى سرچشمه مى گيرد خود، داراى ارزش است و رفتار را نيز ارزشمند مى كند؛ اما اگر انگيزه ها از تمايلات پست و غير انسانى ناشى شود، نه تنها خود، ضد ارزش خواهد بود، بلكه رفتار مبتنى بر آن را نيز فاقد ارزش مى گرداند، اگر چه آن رفتار به لحاظ ظاهرى ، داراى حسن و وجاهت باشد. در اين ميان انگيزه هايى كه نه از تمايلات على و نه پست سرچشمه گرفته است نه ارزش و نه ضد ارزش ، هيچكدام محسوب نخواهد شد.
اساسا يكى از ويژگيهاى نظام اخلاقى ايلام ، توجه به حسن فعلى و حسن فاعلى در رفتار است . حسن فعلى مربوط به رفتارى است كه مورد پسند و شايسته است ؛ اما حسن فاعلى به نيت و انگيزه خوب فاعل رفتار اشاره دارد. « در بيشتر مكاتب اخلاقى ، معيار قضاوت در مورد ارزشمند بودن يا بى ارزش بودن رفتار را خود عمل و نتايج آن مى دانند و به انگيزه و نيت انجام دهنده آن توجهى ندارد (يعنى تنها حسن فعلى را ملاك قرار مى دهند)؛ در حالى كه در نظام اخلاقى اسلام ، نيت - كه نقش جهت دهنده به عمل را دارد - روح و منشا ارزش انسانى عمل به حساب مى آيد. بنابراين كارى كه به خودى خود، خوب است ، تنها در صورتى مى تواند براى انجام دهنده آن ارزش اخلاقى فراهم كند كه از نيت و انگيزه صحيح فاعل سرچشمه گرفته باشد. در نتيجه ، خدمت به مردم ، انفاق ، ايثار و ديگر كارهاى نيك و عبادات مستقيم و غير مستقيم ، چنانچه انگيزه الهى نداشته باشند. اثر حقيقى خود را نداشته ، اجر و ثوابى در پى ندارند؛ بلكه گاه موجب تنزل انسان شده ، عقوبت و كيفر نيز به دنبال خواهند داشت . (258)
در قرآن كريم ، در بسيارى از موارد، تعبير « آمنوا » كه بر حسن فاعلى دلالت دارد، در كنار « عملوالصالحات » كه از حسن فعلى حكايت مى كند، ذكر شده و آثار مثبت كارهاى نيك ، نتيجه اعمال شايسته اى دانسته شده است كه از ايمان و انگيزه الهى نشاءت گرفته باشد؛ و اعمال مشركين به گرد پراكنده (259) تشبيه شده كه هيچ قابل توجهى ندارد.
قرآن تصريح مى كند، كسانى كه هدف و انگيزه كارهايشان دنيا و مظاهر آن است ، تنها به همان آثار دنيوى - مانند شهرت ، بحسن مردم و پاداشهاى مادى - دست پيدا مى كنند و عمل آنها در آخرت باطل و بيهوده خواهد بود:
من كان يريد الحيوة الدنيا و زينتها نوف اليهم اءعملهم فيها و هم فيها لايبخسون# اءولئك الذين ليس لهم فى الاخرة الا النار و حبط ما صنعوا فيها و بطل ما كانوا يعملون ؛ (260)
كسانى كه طالب زندگى دنيا و زينت آن هستند، مزدشان را در دنيا به طور كامل مى دهيم و هيچ از اجر عملشان در دنيا نمى كاهيم ؛ ايشان در آخرت بهره اى جز آتش دوزخ ندارند و هر آنچه در دنيا ساخته و پرداخته و انجام داده اند، ضايع و باطل است .
بنابراين انگيزه هاى غير الهى و ناپاك ، اگر چه به اعمال شايسته تعلق گيرد، ثمره و اجر آخرتى ندارد و چه بسا موجب كيفر اخروى نيز مى گردد. از سوى ديگر، ثمره و اجر آخرتى ندارد و چه بسا موجب كيفر اخروى نيز مى گردد. از سوى ديگر، انگيزه هاى شايسته و پاك ، اگر چه به رفتار خاص خود منتهى نشود، به تنهايى موجب ثواب و پاداش الهى خواهد بود. امام صادق (عليه السلام ) در اين باره مى فرمايد:
ان العبد المومن الفقير ليقول : يا رب ارزقنى حتى اءفعل كذا و كذا من البر و وجوه الخير؛ فاذا علم الله عز و جل ذلك منه بصدق نية ، كتب الله له من الاجر مثل ما يكتب له لو عمله ؛ ان الله واسع كريم ؛ (261)
همانا بنده مومن و فقير به خداوند عرضه مى دارد: پروردگار! به من روزى ده تا چنين و چنان از كارهاى خير انجام دهم ؛ پس هنگامى كه خداوند اين درخواست را از روى نيت صادقانه (و انگيزه پاك ) دى ، براى او از اجر و پاداش به مقدارى مى نويسد كه اگر عمل مى كرد، همان را مى نوشت ؛ همانا خداوند، گشايش دهنده كريم است .
بنابراين صرف داشتن انگيزه و نيت پاك ، كافى است كه موجب اجر و پاداش اخروى شود. اين حقيقت در كلامى از حضرت على (عليه السلام) نيز چنين آمده است :
احسان النية يوجب المثوبة ؛ (262)
حسن نيت موجب پاداش است .
علاوه بر اينها، انگيزه قوى ، ضعيف و خستگى را مى زدايد و مانع ناتوانى صاحب انگيزه مى شود. امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد:
ما ضعف بدن عما قويت عليه النية ؛ (263)
هرگز بدن از آنچه كه نيت (و انگيزه ) نسبت به آن قوى باشد، ضعيف و ناتوان نمى شود.
البته در اين باره روايات زيادى وجود دارد كه به جهت اختصار، به همين مقدار بسنده مى شود.
با توجه به مطالب بالا، ارزش و اهميت انگيزه به خوبى آشكار و نتايج زير حاصل مى گردد:
1. انگيزه پايه و اساس رفتار است و ارزش واقعى رفتار تابع انگيزه ها است .
2. در اسلام انگيزه هاى پاك و الهى ، اگر چه به امل هم منتهى نشود، موجب پاداش است .
3. خستگى ناپذيرى و توانمندى ، نشاءت گرفته از انگيزه هاى قوى و محكم است و اين حاكى از اهميت انگيزه است كه مى تواند چنين اثرى را در صاحب خود ايجاد نمايد.
248- Motivation.
249- Nove.
250- Bovee & Others, Management, P.436.
251- Griffin. Ricky. W, Managment: 5th ed: p.474.
252- Robbins, Stephen: Orgahizational Behavior: 6th ed: P.205.
253- Hersey & Blanchard: Management of organizational Behavior: 6th ed. P.20.
254- Robbins, Stephen: Organizational Behavior: P.205.
255- Moorhead & Griffin: Organizational Behavior: 6th ed: P.116.
256- غررالحكم و دررالكلم ، ح 1040.
257- غررالحكم و دررالكلم ، ح 6743.
258- موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى (قدس سره )، فلسفه اخلاق ، ص 146.
259- و قدمنا الى ما عملوا من عمل فجعلنه هباء منثورا؛ و به سراغ آنچه (مشركان ) انجام داده اند رفته ، همه را چون گرد پراكنده گردانيم ، فرقان ، 23.
260- هود، 15 و 16.
261- بحارالانوا، ج 70، ص 199.
262- غررالحكم و دررالكلم ، ح 1265.
263- بحارالانوا، ج 70، ص 205.
منبع: کتاب مديريت در اسلام
نويسندگان:على آقاپيروز، ابوطالب خدمتى ، عباس شفيعى و سيد محمود بهشتى نژاد
منبع : http://peyk.iribu.ir/magazine/107.htm
+ نوشته شده در ساعت توسط اسلامي
|