قهرمانان چگونه خود را توسعه مي دهند

در تحقيقات به عمل آمده توسط دانشگاه هاروارد از مديران برتر ويژگي هايي در ايشان شناسايي شده است كه در اين مقاله به اختصار مطرح مي شود.
استقبال از دشواري
اولين و شايد جالب ترين اين ويژگي ها استقبال مديران موفق از فشار و سختي است. افراد بايد بپذيرند كه تنها در شرايط سختي و فشار  رشد مي كنند و رقابت در واقع زمينه ساز پرورش مهارت ها و استعدادها است. بدين ترتيب افراد موفق فشار را دوست دارند و از آنجا كه مي خواهند همواره خود را توسعه دهند به استقبال شرايط دشوار مي شتابند.
در مصاحبه اخير خود با روزنامه نيويورك تايمز، جان چمبرز مديرعامل شركت سيسكو عنوان داشت كه يكي از شرايط پيروزي شركت ها اين است كه تا مرز نابودي پيش بروند و بتوانند در چنين شرايط سختي خود را از مرگ تجاري حتمي نجات دهند.
چمبرز اضافه مي كند كه يكي از بزرگترين معلمان وي جك ولش بوده است. وي مي گويد: "به خاطر مي آورم كه از جك پرسيدم كه چطور مي توان شركتي بزرگ بوجود آورد؟ جك گفت: بايد تا دم مرگ پيش بروي! پاسخ دادم: منظورت بحران آسيايي سال 1997 است كه پشت سر گذاشتيم؟ ولش جواب داد: نه جان، منظورم اين است كه مرگ را حس كني و تا مرز آن حركت كني!"
چمبرز اضافه كرد كه در سال 2001 شركتش تا دم مرگ پيش رفت و پس از طي کردن آن دوره دشوار تمام كوشش خود را به عمل آورد تا شركت بهتري را بسازد.
به علت علاقه و ضروري دانستن سختي ها، مديران نخبه توان مديريت فشار را نيز در خود پرورش مي دهند. جان چمبرز عنوان مي كند كه چگونه تحت فشار زياد منطقي و خونسرد مانده و وضعيت را تحت كنترل در مي آورد. اين توانمندي به قابليت رهبري عواطف و هوشمندي عاطفي باز مي گردد كه اكثر رهبران شناخته شده از آن بهره مند هستند.

بازآفريني مداوم توانمندي ها
موفقيت امكان پذير است اما حفظ مقام اول در دنياي رقابتي كاري است بسيار دشوار. به همين خاطر فيليپ كاتلر در بررسي استراتژي هاي جنگي بازاريابي عنوان مي كند كه بهترين دفاع همواره حمله به خود است. اين است كه مي بايد مداوماً خود و شركت خود را مورد نقد قرار داده و بدون هيچ پروايي نسبت به كالبدشكافي و نهايتاً جراحي ضعف ها بپردازيم.
در اين عرضه استيو جابز مديرعامل شركت اپل زبانزد خاص و عام است. وي به اين شهرت دارد كه نسبت به خويش و اطرافيانش بسيار سخت گير و جزء نگر است و همين كمال گرايي مطلق به وي اين امكان را داد شركتي را تربيت كند كه در شرايط سخت اقتصادي به سودآوري 8 ميليارد دلاري در سه ماهه سوم سال مالي 2009 برسد.
هر چند به چالش كشيده شدن دشوار است، اما مي بايد روحيه انتقاد پذيري را بپرورانيم و تنها انتقاداتي را بپذيريم كه مي دانيم در عمل و به گونه اي ملموس بهبود عملكردمان را در پي خواهند داشت.

چالش گرا بودن
قهرمانان نه تنها دشواري را دوست دارند، بلكه دوست دارند كه برنده شوند. ميل به برد توانمندي هاي متفاوتي را در مديران قهرمان و شركت هايشان به وجود مياورد كه كمترين آن بعد تخصصي دارد. اما مهمترين اين توانمندي ها استمرار و مداومت است. چند شركت را مي شناسيد كه چندين بار تا مرز ورشكستگي پيش رفتند اما مديرانشان آنها را با چرخشي باورنكردني به عرصه رقابت بازگرداندند؟
آي. بي. ام. در دههء 1980 و 1990 كاملاٌ بي معنا شده بود، اما مجدداً شاهد ظهور اين غول دنياي پردازش كامپيوتري هستيم. شركت هايي مثل اپل و دل نيز تجربيات مشابهي را پشت سر گذاشته اند.
ميل به برد و خالي نكردان ميدان هر دو لازم ملزوم يكديگرند و از عواملي محسوب مي شوند كه قهرمانان عرصه تجارت را به اسطوره مبدل مي كنند.
 
منبع :http://www.systemgroup.net