رفتار مديران با زيردستان
رفتار مديران با زيردستان
محمود مهدی پور
در نظام اسلامى، مديران نسبت به زيردستان وزيرمجموعه خويش، وظايفى سنگين بر عهده دارند. فهرستى از اين وظايف، براى توجه مديران خدمتگزار و مسئولان ادارات مختلف جامعه اسلامى، يادآورى مىشود:
1. توجه به رشد ايمانى زيردستان.
2. توجه به پيشرفت اخلاقى آنان.
3. توجه به مشكلات اقتصادى آنان.
4. برنامهريزى براى تكامل علمى و آموزش فنى آنان.
5. كمككردن به آنان در انجام مسئوليتهايشان.
6. تعيين دقيق وظايف و پيشگيرى از حواله دادن امور به يكديگر.
7. در نظر گرفتن توان فكرى و جسمى آنان.
8. نظارت بر كم و كيف فعاليتهاى آنان.
9. تقويت اعتماد به نفس و خودباورى در زندگى آنان.
10. مشاوره و بهرهگيرى از پيشنهادها و ديدگاههاى آنان.
11. تأكيد بر عدم دخالت در حوزه كارى يكديگر.
12. پيشگيرى از تحريك حسادت و رقابت ناسالم.
13. به كارگيرى آنان براساس قرار داد روشن و مشروع.
14. حفظ شخصيت آنها و احترام به آنان.
زيردستان در جامعه اسلامى، به دلايل گوناگون، حقوقى برعهده مديران دارندكه شناخت و اداى آن حقوق، از اصول اخلاقى و شرايط مديريت اسلامى است. اين حقوق عبارتند از:
1. حق برادرى ايمانى و همراهى در امور دينى.
2. حق همسايگى در خانه، محل كار و تحصيل.
3. حق همكارى و تعاون در اهداف اجتماعى.
4. حق رفتار انسانى و عادلانه با آنان.
در روابط مديران و نيروهاى يك سازمان، سه نوع اصلاح و تحول زير، ضرورى است:
1. اصلاح نگاه مديران به نيروها.
2. اصلاح خلق و خوى مديران نسبت به زير مجموعه ادارى.
3. اصلاح رفتار و گفتار مديران با زيردستان.
از آن جا كه رياست و قدرت، در غالب انسانها، تكبر وغرور مىآفريند و اين بيمارى بزرگ روحى و اخلاقى، ريشه بسيارى از خطاها و اشتباهات و موجب سقوط اخلاقى و اجتماعى مديران است، مديران جامعه اسلامى، بايد متواضع باشند و از رويش جوانههاى غرور و خودپسندى، پيشگيرى كنند.
فروتنى نسبت مؤمنين، فرمان صريح قرآن، خطاب به رسول اعظمصلىاللّهعليهوآله است.در قرآن، چنين آمده است:
1. «و اخفض جناحك للمؤمنين؛1 نسبت به مؤمنان، فروتن باش».
2. «و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين؛2 نسبت به پيروان مؤمن خويش، فروتن باش».
تمام حقوق مؤمن بر مؤمن، در روابط دو جانبه مديران و كاركنان نظام ادارى نيز جريان دارد.
اين حقوق عبارتند از:
1. مصونيت جان و مال و آبروى طرفين از هر گونه تعرض.
2. حرمت ارعاب و تهديد مؤمن.
3. حرمت تحقير و توهين مؤمن.
4. حرمت ظلم و ستم بر يكديگر.
5. حرمت فحش دادن و بدزبانى نسبت به همديگر.
6. حرمت غيبت و هتك آبروى مؤمن.
7. حرمت تهمت و افتراى مالى و اخلاقى.
8. حرمت ناراحت كردن مؤمن.
9. حرمت وعده دروغ.
10. حرمت عيبجويى.
11. حرمت گزارش دروغ درباره مؤمن.
12. حرمت فريب دادن و خيانت.
اين احكام، مربوط به عموم مؤمنين است. از اينرو، در روابط مديران و كاركنان ادارى نيز بايد رعايت شوند. در احاديث آمده است كه شخصى در نامهاى به اميرالمؤمنينعليهالسلام از ديگرى بدگويى كرد. حضرت نگاهى به نامه انداخت و بعد فرمود: فلانى! اگر راست بگويى، منفور ما واقع مىشوى و اگر دروغ بگويى كيفر مىشوى و اگر درخواست پوزش كنى، تو را مىبخشيم. او گفت: يا اميرالمؤمنين! مرا ببخش.3
گذشت از خطاهاى كوچك، يكى از اصول مديريت است. امام صادقعليهالسلام فرمود: «لايطمعن المعاقب على الذنب الصغير فى السودد؛4
كسى كه از خطاهاى كوچك نگذرد، اميد سرورى و سيادت، نداشته باشد».
به كارگيرى نيروهاى ادارى در امور شخصى، يكى از ستمهايى است كه گاهى مديران گرفتار آن مىشوند؛ زيرا بيش از وظايف قانونى نيروها، از آنان انتظار دارند. اين گونه امور، حدو مرزى ندارد و گاهى، فشار بيش از اندازه، بر جسم و جان كاركنان ادارى وارد مىآورد.
گاهى در پرداخت حقوق نقدى و يا بن كالاى كارمندان، بين مديران و بانكها، شركتها و فروشگاههاى خاصى، قراردادهايى بسته مىشود كه منافع و مصالح كاركنان رعايت نمىشود و مديران به دليل غفلت و يا مصالح و منافع گروهى و شخصى، به امضاى چنين قرادادهاى مىپردازند. اين امور، نوعى ستم از سوى مديران و سلب حقوق و آزادىهاى زيردستان محسوب مىشود. مديران نظام اسلامى بايد با دقت كامل و بر مبناى عدالت، اين قراردادها را مورد ارزيابى قرار دهند.
در منابع فرهنگ و انديشه اسلامى، روايات فراوانى درباره آموزش زيردستان، مشورت با زيردستان، رفتار احترامآميز با آنان - حتى با غلامان و كنيزان - و تعيين حقوق كارگران و اجيران و رفتار نيك با رعيت، وجود دارد كه اگر بايدها و نبايدهاى رفتارى با زيردستان فهرست شوند، مجموعه مفصل و ارزشمندى از آيات و روايات مديريت اسلامى پديد مىآيد. براى نمونه، به چند حديث زير دراين باره بسنده مىكنيم:
1. قال علىعليهالسلام: «من اختال فى ولايته ابان عن حماقته؛5 هر كس در رياست خويش، دچار غرور شود، حماقت خويش را افشا كرده است».
2. قال علىعليهالسلام:
«انصف الله و انصف الناس من نفسك و من خاصه اهلك و من لك فيه هوى من رعيتك فانك الا تفعل تظلم؛ حق خدا و مردم را از خويش، بستگان خويش و افراد محبوب خود بازستان كه اگر چنين نكنى، گرفتار ظلمخواهى شد».
رفتار الهى با بندگان، رفتار نبوى بابردگان و زيردستان، رفتار علوى باكارگزاران و رفتار سليمان پيامبرعليهالسلام با اطرافيان و سيره امام خمينى - قدس سره- در رفتار با مسئولان، مىتواند الگوى خوبى براى مديران نظام اسلامى باشد. امام صادقعليهالسلام درباره سيره حضرت سليمان، چنين فرمود:
«كان سليمان يطعم اضيافه اللحم بالحوارى وعياله الخشكار و يأكل هو من الشعير غيرمنخول؛ سليمانعليهالسلام ميهمانانش را باگوشت و نان سبوس گرفته، پذيرايى مىكرد و به عيالش، نان گندم معمولى مىداد و خودش، نان جوين سبوس دار مىخورد».
مديران دلسوز نظام اسلامى مىدانند كه قبول مسئوليت در نظام اسلامى، نوعى محروميت اقتصادى و برداشتن بار سنگين اجتماعى است و بستگان و همكاران آنان هم با اين نگاه بايد وارد ميدان خدمترسانى و مهرورزى شوند.
مديران نظام اسلامى، بايد خود را براى امتياز كمتر، زحمت بيشتر و خدمترسانى براى رضاى خدا و آسايش خلق، آماده كنند؛ باشد كه مورد رحمت و رضاى دوست، قرار گيرند.
پىنوشت:
1. حجر، آيه 88.
2. شعرا، آيه 215.
3. مجلسى، بحارالانوار، ج72، ص246.
4. همان، ص272.
5. آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ص 346، ص 7963.
منبع :http://www.ayineh.com/defaulte.aspx?namayesh=432
محمود مهدی پور
در نظام اسلامى، مديران نسبت به زيردستان وزيرمجموعه خويش، وظايفى سنگين بر عهده دارند. فهرستى از اين وظايف، براى توجه مديران خدمتگزار و مسئولان ادارات مختلف جامعه اسلامى، يادآورى مىشود:
1. توجه به رشد ايمانى زيردستان.
2. توجه به پيشرفت اخلاقى آنان.
3. توجه به مشكلات اقتصادى آنان.
4. برنامهريزى براى تكامل علمى و آموزش فنى آنان.
5. كمككردن به آنان در انجام مسئوليتهايشان.
6. تعيين دقيق وظايف و پيشگيرى از حواله دادن امور به يكديگر.
7. در نظر گرفتن توان فكرى و جسمى آنان.
8. نظارت بر كم و كيف فعاليتهاى آنان.
9. تقويت اعتماد به نفس و خودباورى در زندگى آنان.
10. مشاوره و بهرهگيرى از پيشنهادها و ديدگاههاى آنان.
11. تأكيد بر عدم دخالت در حوزه كارى يكديگر.
12. پيشگيرى از تحريك حسادت و رقابت ناسالم.
13. به كارگيرى آنان براساس قرار داد روشن و مشروع.
14. حفظ شخصيت آنها و احترام به آنان.
زيردستان در جامعه اسلامى، به دلايل گوناگون، حقوقى برعهده مديران دارندكه شناخت و اداى آن حقوق، از اصول اخلاقى و شرايط مديريت اسلامى است. اين حقوق عبارتند از:
1. حق برادرى ايمانى و همراهى در امور دينى.
2. حق همسايگى در خانه، محل كار و تحصيل.
3. حق همكارى و تعاون در اهداف اجتماعى.
4. حق رفتار انسانى و عادلانه با آنان.
در روابط مديران و نيروهاى يك سازمان، سه نوع اصلاح و تحول زير، ضرورى است:
1. اصلاح نگاه مديران به نيروها.
2. اصلاح خلق و خوى مديران نسبت به زير مجموعه ادارى.
3. اصلاح رفتار و گفتار مديران با زيردستان.
از آن جا كه رياست و قدرت، در غالب انسانها، تكبر وغرور مىآفريند و اين بيمارى بزرگ روحى و اخلاقى، ريشه بسيارى از خطاها و اشتباهات و موجب سقوط اخلاقى و اجتماعى مديران است، مديران جامعه اسلامى، بايد متواضع باشند و از رويش جوانههاى غرور و خودپسندى، پيشگيرى كنند.
فروتنى نسبت مؤمنين، فرمان صريح قرآن، خطاب به رسول اعظمصلىاللّهعليهوآله است.در قرآن، چنين آمده است:
1. «و اخفض جناحك للمؤمنين؛1 نسبت به مؤمنان، فروتن باش».
2. «و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين؛2 نسبت به پيروان مؤمن خويش، فروتن باش».
تمام حقوق مؤمن بر مؤمن، در روابط دو جانبه مديران و كاركنان نظام ادارى نيز جريان دارد.
اين حقوق عبارتند از:
1. مصونيت جان و مال و آبروى طرفين از هر گونه تعرض.
2. حرمت ارعاب و تهديد مؤمن.
3. حرمت تحقير و توهين مؤمن.
4. حرمت ظلم و ستم بر يكديگر.
5. حرمت فحش دادن و بدزبانى نسبت به همديگر.
6. حرمت غيبت و هتك آبروى مؤمن.
7. حرمت تهمت و افتراى مالى و اخلاقى.
8. حرمت ناراحت كردن مؤمن.
9. حرمت وعده دروغ.
10. حرمت عيبجويى.
11. حرمت گزارش دروغ درباره مؤمن.
12. حرمت فريب دادن و خيانت.
اين احكام، مربوط به عموم مؤمنين است. از اينرو، در روابط مديران و كاركنان ادارى نيز بايد رعايت شوند. در احاديث آمده است كه شخصى در نامهاى به اميرالمؤمنينعليهالسلام از ديگرى بدگويى كرد. حضرت نگاهى به نامه انداخت و بعد فرمود: فلانى! اگر راست بگويى، منفور ما واقع مىشوى و اگر دروغ بگويى كيفر مىشوى و اگر درخواست پوزش كنى، تو را مىبخشيم. او گفت: يا اميرالمؤمنين! مرا ببخش.3
گذشت از خطاهاى كوچك، يكى از اصول مديريت است. امام صادقعليهالسلام فرمود: «لايطمعن المعاقب على الذنب الصغير فى السودد؛4
كسى كه از خطاهاى كوچك نگذرد، اميد سرورى و سيادت، نداشته باشد».
به كارگيرى نيروهاى ادارى در امور شخصى، يكى از ستمهايى است كه گاهى مديران گرفتار آن مىشوند؛ زيرا بيش از وظايف قانونى نيروها، از آنان انتظار دارند. اين گونه امور، حدو مرزى ندارد و گاهى، فشار بيش از اندازه، بر جسم و جان كاركنان ادارى وارد مىآورد.
گاهى در پرداخت حقوق نقدى و يا بن كالاى كارمندان، بين مديران و بانكها، شركتها و فروشگاههاى خاصى، قراردادهايى بسته مىشود كه منافع و مصالح كاركنان رعايت نمىشود و مديران به دليل غفلت و يا مصالح و منافع گروهى و شخصى، به امضاى چنين قرادادهاى مىپردازند. اين امور، نوعى ستم از سوى مديران و سلب حقوق و آزادىهاى زيردستان محسوب مىشود. مديران نظام اسلامى بايد با دقت كامل و بر مبناى عدالت، اين قراردادها را مورد ارزيابى قرار دهند.
در منابع فرهنگ و انديشه اسلامى، روايات فراوانى درباره آموزش زيردستان، مشورت با زيردستان، رفتار احترامآميز با آنان - حتى با غلامان و كنيزان - و تعيين حقوق كارگران و اجيران و رفتار نيك با رعيت، وجود دارد كه اگر بايدها و نبايدهاى رفتارى با زيردستان فهرست شوند، مجموعه مفصل و ارزشمندى از آيات و روايات مديريت اسلامى پديد مىآيد. براى نمونه، به چند حديث زير دراين باره بسنده مىكنيم:
1. قال علىعليهالسلام: «من اختال فى ولايته ابان عن حماقته؛5 هر كس در رياست خويش، دچار غرور شود، حماقت خويش را افشا كرده است».
2. قال علىعليهالسلام:
«انصف الله و انصف الناس من نفسك و من خاصه اهلك و من لك فيه هوى من رعيتك فانك الا تفعل تظلم؛ حق خدا و مردم را از خويش، بستگان خويش و افراد محبوب خود بازستان كه اگر چنين نكنى، گرفتار ظلمخواهى شد».
رفتار الهى با بندگان، رفتار نبوى بابردگان و زيردستان، رفتار علوى باكارگزاران و رفتار سليمان پيامبرعليهالسلام با اطرافيان و سيره امام خمينى - قدس سره- در رفتار با مسئولان، مىتواند الگوى خوبى براى مديران نظام اسلامى باشد. امام صادقعليهالسلام درباره سيره حضرت سليمان، چنين فرمود:
«كان سليمان يطعم اضيافه اللحم بالحوارى وعياله الخشكار و يأكل هو من الشعير غيرمنخول؛ سليمانعليهالسلام ميهمانانش را باگوشت و نان سبوس گرفته، پذيرايى مىكرد و به عيالش، نان گندم معمولى مىداد و خودش، نان جوين سبوس دار مىخورد».
مديران دلسوز نظام اسلامى مىدانند كه قبول مسئوليت در نظام اسلامى، نوعى محروميت اقتصادى و برداشتن بار سنگين اجتماعى است و بستگان و همكاران آنان هم با اين نگاه بايد وارد ميدان خدمترسانى و مهرورزى شوند.
مديران نظام اسلامى، بايد خود را براى امتياز كمتر، زحمت بيشتر و خدمترسانى براى رضاى خدا و آسايش خلق، آماده كنند؛ باشد كه مورد رحمت و رضاى دوست، قرار گيرند.
پىنوشت:
1. حجر، آيه 88.
2. شعرا، آيه 215.
3. مجلسى، بحارالانوار، ج72، ص246.
4. همان، ص272.
5. آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ص 346، ص 7963.
منبع :http://www.ayineh.com/defaulte.aspx?namayesh=432
+ نوشته شده در ساعت توسط اسلامي
|