سياست‌هاي اشتغال و مديريت راهبردي

مديريت راهبردي، هنر و علم تدوين‌، اجرا و ارزيابي تصميماتي است که مسير موفقيت سازمان را در نيل به اهداف بلند مدت هموار مي سازد . برنامه‌ريزي راهبردي چه در بخش خصوصي و چه در بخش دولتي و عمومي کمک مي کند که در عرصه بروز تحولات و تغييرات ، به شيوه اي کارسازتر عمل شود .
در کشور ما نگرش مديران براي تعالي سازمانها عمدتاً در وجه مالي متمرکز شده است و صرفاً سود بيشتر را دليل عملکرد خوب سازمان تلقي مي کنند تا آنجا که حتي بازرسي و مميزي سازمانها صرفاً از بعد مالي و از طريق حسابرسان داخلي و خارجي صورت مي پذيرد .مديريت راهبردي با طرح ساير وجوه که در زمره شاخصهاي تاخيري تعالي سازمانها هستند، به مجموعه عوامل موثر در اداره سازمانها توجه و رهبران سازمان را به جاي تک بعدي بودن به چند بعدي انديشيدن هدايت مي کند .
مقاله ذيل قصد دارد به ارزيابي مقوله مديريت راهبردي و تاثير آن بر موفقيت سازمان‌ها بپردازد:
    *
      مديريت راهبردي
براي درک مديريت راهبردي بايد اول آنرا شناخت . براي اين کار نيز بايد ابتدا به شناخت راهبردي رسيد . شناخت راهبردي شامل 2 بخش داخلي و محيط است. نيل به اين مهم در گرو برنامه ريزي راهبردي  است که خود 2 بخش راهبردها و اهداف  را شامل مي‌شود.
    *
      فنآوري ( تکنولوژي ) مديريت
توانمندي و يا فنآوري مديريت ، محصول ترکيب موزون چهار عامل : نرم افزار ( اطلاعات ، دانش چگونگي و دانش چرايي ) ، سخت افزار( امکانات مادي ) ، نيروي انساني ( مهارت ) و مديران ( مجهز ) مي باشد که موجب تصميم گيري حکيمانة مي‌گردد .
اين ترکيب موزون و سنجيده چهار عامل فوق است که سبب مي شود وظايف مديريت به طور کارآمد و اثربخش محقق گردد . توازن و تناسب اين عوامل را بصورت مربع فنّاوري مديريت نمايش مي دهند .
    *
      نگرش راهبردي
نگرش علت و معلولي و تعاملي به پديده هاي مادي و غير مادي از منظري وراي پديده (نظام) و محيط آن است که مي تواند درکي تجريدي و نه انتزاعي از رفتارهاي گذشته, حال و آينده آن نظام را ارائه نمايد.
    *
      موضوعات راهبردي :
کليه موضوعاتي که بر وضعيت, ساختار, رفتار و عملکرد نظام اثر تعيين کننده و دگرگون کننده مي گذارند موضوعات راهبردي هستند.
    *
      معضل راهبردي :
مسائل بالقوه و بالفعل فراروي نظام که حيات و بقاء نظام را به مخاطره مي افکند و يا آن را با مشکل جدي روبرو مي سازد.
    *
      مطالعات راهبردي :
بررسي ها و کوشش هاي فکري که در مورد موضوعات و يا مسائل راهبردي با نگرش راهبردي صورت مي گيرد.
    *
      مديريت راهبردي :
متکامل ترين شيوه مديريت که با نگرشي راهبردي نظام را در تعادل و تعامل بالنده و نظام مند با محيط نظام سازگارو تنظيم مي نمايد .
اين نظام مندي در جهت تحقق اهداف نظام و متضمن بقاء ، استحکام و پايداري مستمر نظام است.
    *
      لزوم سازگاري مديريت با فرهنگ, محيط, نگرش و جهان بيني جامعه يک امر قطعي است ولي تحقق اين امر تدريجي, پيچيده و زمان بر است.
    *
      لازمه مديريت راهبردي مديريت بر درون و آشنايي با محيط است.
    *
      مديريت هر مجموعه با مخاطب خود نياز به مفاهمه و ادبيات مشترک دارد.
    *
      هر ميزان مديريت و تدبير امور از موازين علمي دور شود هزينه بيشتري خواهد پرداخت.

ارکان تحول مديريت :
تحول مديريت داراي دو رکن فرهنگي و ساختاري است. هنگامي که هدف تحول مديريت است هر دو رکن بايد تغيير پيدا کند.
رکن فرهنگي در برگيرنده باورها, نگاهها و نگرش مديريت است (نوع نگاه مديريت به دولت , توسعه , مردم , حرمت , عزت , قانون , رفاه , رشد , تعالي).
آموزشهاي مديريت بايد به سمتي حرکت کند تا نگاهها را عوض کند.
    * استراتژي :
استراتژي طرحي است متحد (UNIFIDE) ، جامع (COMPREHENSIVE) و منسجم (INTEGRATED)  که در چارچوب اهداف و رسالت سازمان و عوامل محيطي طرح ريزي گرديده و در صورت سازماندهي و اجراي مناسب مي تواند سازمان را در رسيدن به اهدافش ياري نمايد.
    * فرآيند مديريت راهبردي:
   1. شناخت راهبردي
   2. برنامه ريزي راهبردي
   3. برنامه راهبردي و اجراي آن
   4. کنترل و نظارت راهبردي

1- شناخت راهبردي:
   1. نگاهي تاريخي به گذشته، حال و آينده.
   2. عوامل محيطي در دو حوزه داخلي و خارجي.
   3.  تجزيه و تحليل عوامل داخلي و محيطي.
   4. شناخت علمي با تبيين علل و ريشه ها.

2- برنامه ريزي راهبردي:
برنامه اي که نگاه به دگرگوني هاي اساسي دارد، تغيير ساختارها و رفتارهاي نظام در آن مطرح و داراي عناصر زير مي باشد:
   1. اصول و مباني
   2. شناخت راهبردي
   3. چشم انداز
   4. اهداف راهبردي
   5. راهبردها
   6. زمان بندي

3- برنامه راهبردي و اجراي آن
انواع برنامه ها براي عملياتي کردن راهبردها

4- کنترل و نظارت بر برنامه راهبردي
عناصر مديريت راهبردي:
    * رسالت
    * اهداف
    * راهبردها
    * ارکان مديريت راهبردي (حوزه راهبردي- استراتژيست ها- نظام برنامه ريزي)

5-جوهر مديريت راهبردي
    * برنامه ريزي : جوهر مديريت
    * هدف گذاري : جوهر برنامه ريزي
    * شناخت : جوهر هدف گذاري
    * اصول و مباني ارزشي و نگرشي انسان : جوهر شناخت

ويژگيهاي اهداف مطلوب:
    * شاخص پذيري.
    * سازگاري با ارزشها.
    * سازگار با ديگر اهداف.
    * روشني و صراحت.
    * اولويت بندي.
    * قابليت دستيابي.
    * مبتني بر شناخت داخلي و محيطي.
    * قابليت طبقه بندي.
    * زمان دار بودن.

راهبرد:
راهبرد پلي است بين تهديدها و فرصتهاي محيطي و نقاط قوت و ضعف داخلي زيرا راهبرد از امکانات محيطي و يا مديريت هاي داخلي براي غلبه بر ضعف هاي داخلي يا تهديدات محيطي بهره مند مي شود و يا بالعکس.
به تعبيري ديگر يکي از مزاياي راهبرد مرتفع کردن تهديدات محيطي بوسيله عوامل قوت دروني است. راهبردها در واقع راه کارهاي اصلي هستند که منجر به تغيير در ساختار، رفتار يا دگرگوني در عملکرد مي شوند.
    * ويژگيهاي راهبردهاي مطلوب:
   1. منعطف.
   2. منطبق با ارزشها.
   3. قابليت اجرا (امکان پذيري).
   4. سازگاري با يکديگر.
   5. داراي اولويت بندي.
   6. زمان دار.
   7. مبتني بر شناخت داخلي و خارجي

    * شناخت راهبردي محيط:
1-  عوامل محيط خارجي
    * عوامل اقتصادي
    * عوامل فناوري
    * عوامل اجتماعي
    * تصميمات و سياستها و منابع دولتي
    * عوامل جغرافيائي
    * رقبا
    * تأمين کنندگان سخت افزار و نرم افزار (عوامل مادي- انساني)
    * تجزيه و تحليل محيط
    * تشخيص محيط (تهديدات، فرصتها)

2-عوامل داخلي
    * عوامل انساني
    * عوامل و منابع مالي
    * مديريت و ساختارها، رويه ها، قوانين و مقررات
    * تحقيق و توسعه
    * شناخت مخاطبين، بازارها
    * مجموعه عوامل فني و تکنولوژيک مرتبط با خدمت يا محصول
تجزيه و تحليل عوامل داخلي

3- تنظيم جدول مزيت هاي راهبردي
جدول نمايي کلي از نقاط قوت و ضعف نظام را نشان مي دهد و اصلي ترين عوامل داخلي که در آينده بر وضعيت نظام تأثير خواهند گذاشت را به تصوير مي کشد.
ويژگيهاي برنامه راهبردي:
    * سازگاري اجزاء.
    * قابليت حصول.
    * قابليت انعطاف.
    * سمت و سوي شفاف.
    * زمان مناسب تحقق.
    * جامعيت.
    * سرعت مناسب.
هر تغيير راهبردي در سه حوزه اتفاق مي افتد:
    * منابع
امکانات مادي، فيزيکي، حمايتهاي مادي و معنوي.
    * تشکيلات
قوانين و مقررات، ساختارها، رويه ها، سازماندهي.
    * راهبري
عزل و نصب، تشويق و تنبيه، نظارت، کنترل، ارزيابي از بالاترين سطح سيستم.
    * ويژگيهاي سازمان مناسب:
   1. بدنبال راهبرد حرکت کند يعني تبعيت از راهبرد نمايد.
   2. سازمان کار در سطح کلان (ملي) و در سطح خرد بايد در حوزه هاي عمل بدون تداخل وظائف باشد.
   3. بيانگر شأن و اهميت وظائف اصلي باشد.
   4. تقسيم کار متوازن در سازمان صورت گيرد.
   5. ساختار سازماني نشان دهنده روابط حوزه ها با يکديگر باشد (فعاليتهاي اصلي- پشتيباني- راهبري)
   6. بيانگر چگونگي تقسيم و تخصيص منابع باشد.
   7. سازمان کار بايد سامان بخش اصلي ترين فعاليتها باشد.
   8. سازمان بايد در نظام تشکيلاتي فرهنگ سازي کند.
   9. سازمان بايد در مقابل تغييرات محيطي منعطف باشد.
کنترل  و نظارت (ارزيابي عملکرد)
عناصر نظام نظارت و ارزيابي:
    * شاخص ها (براي اندازه گيري عوامل و حوزه ها).
    * ابعاد نظارت (در سطح- در عمق).
    * مخاطبان (نظارت و ارزيابي براي چه کسي انجام مي شود).
    * دوره زماني (روزانه- هفتگي- ماهانه- فصلي- سالانه).
    * مراحل (قبل از عمل- در حين عمل- بعد از عمل).
    * تعيين مصاديق.
شاخص هاي ارزيابي
   1. شاخصهاي کمي.
   2. شاخصهاي کيفي.
سه پرسش اصلي و اساسي که در شاخصهاي ارزيابي کيفي مورد توجه قرار مي گيرند:
   1. سازگاري.
   2. تناسب داشتن.
   3. قابليت اجرا.

مرجع: روزنامه ی بازار کار