انسان های موثر
انسان های موثر
میل به موفقیت به عنوان یکی از انگیزههای جهانشمول آدمی منجر به حرکت و پویایی ما میشود. رقابت بر سر حفظ و تسخیر هرچه بیشتر منابع احتمالا از همان ابتدا، با ما بوده است. با نگاهی به سیر تحول در تمدن، شاهد افزایش و بهبود نسبی سطح رفاه، امنیت و امکانات جنبی زندگی هستیم اما آنچه در این بین هنوز تغییر چندانی نکرده ترسها و نگرانیهایی است که از الگوهای قدیمی خود تبعیت میکنند.
- ترس از مورد هجوم دشمن و دوست قرار گرفتن
- ترس از کمبود مواد غذایی و قحطی
- ترس از نبود سرپناه و آوارگی
- ترس از بلایای طبیعی
- ترس از قهر و غضب خدایان
شاید بر اساس تئوری سیستمها بتوان بقای این ترسها و نگرانیها را مطابق با الگوی تاخیر، توجیه نمود. یعنی مدتی طول میکشد که رفتار ما که واکنشی به تهدیدهای محیطی بوده است خود را با شرایط جدید وفق دهد. مانند هنگامی که شیر آب گرم را باز میکنیم و تا رسیدن آب گرم باید دقایقی را منتظر بمانیم.نگرانیهای تاریخی ذکر شده منجر به شکلگیری و تقویت فرهنگی میشود که میتوان به آن ”فرهنگ گیرندگی“ گفت.
عادت گیرندگی و عادت دهندگی
جوامع سالم و پویا تا حد زیادی نیاز به همدلی، مراعات، اعتماد و امید دارند. این در حالی است که فرهنگ گیرندگی (همه چیز را برای خود خواستن)، با تمرکز بر منافع فردی و در مرکزیت قرار دادن خود و عالم را وسیله و ابزاری برای خوشایند خود پنداشتن، جایی برای توجه و اهمیت به دیگری و ترجیح منافع جمعی باقی نمی گذارد.
موفقیت و مؤثر بودن
موفقیت واقعی با هدف دست یابی به آرامش درونی تنها زمانی حاصل میشود که با اصول اولیهی بشری که در وجدان و خرد جمعی انسانها نقش بسته مغایرت نداشته باشد اصولی مانند مهربانی، دوستی، همدلی، صداقت، صلح و ایثار به معنی اثر گذاری.
از ایثار تا موفقیت
می گویند جهان برای هر کسی معنی خاصی دارد و این برداشت رابطهی مستقیمی با محدودهای در هستی دارد که ما در آن اصطلاحا بازی میکنیم و بازیگر آنیم. به طور مثال محدودهی بازی من در جهان از سطح تعدادی از دوستان، خانواده، برخی از اقوام، تعدادی از همکاران که با آنها برخورد دارم و افرادی از جامعه که در مسیر رفع و رجوع نیازمندیهای شخصی خود با آنها مواجه میشوم فراتر نمیرود.
این سوال مهمی برای من است که اگر خود را در مرکز دایرهای فرض کنم و به ترتیب که از مرکز به سمت محیط این دایره حرکت میکنم، یار، خانواده،اقوام و آشنایان، جامعه و در نهایت هستی یا کائنات را در نظر آورم، منطقهی اثر گذاری من تا چه شعاعی را پوشش میدهد؟؟
دو ویژگی بارز انسانهای مؤثر
1- پویش در جهان امکان: هستی، فضای باز امکاناتی را در اختیار ما قرار داده است که ما به واسطهی پیلههای خودساختهی ذهنی و درگیر بودن با شرایط موجود قادر به مشاهده آنها نیستیم. انسانهای مؤثر با پویش در این فضا، مدام مثلثِ خواستن، دانستن و توانستن خود را گسترش میدهند. خود را خوب و دیگران را نیز خوب میپندارند و برنده برنده میاندیشند.
2- احساس یگانگی: انسانهای مؤثر همه چیز را کامل، هماهنگ و در تمامیت میبینند. هستی را در وحدت و خود را با آن یگانه میپندارند. بین خود، دیگری و جهان هستی فاصلهای نمیبینند. میدانند که همه در یک کل شناوریم و این جدایی و جدابینی ناشی از ذهن قیاسمند و قضاوتگر ماست. به قول مولانا
این دویی اوصاف دیدهی احول است ورنه اول آخر، آخر اول است
نوشته: علی حکم آبادی نقل از نشریه تحول خودمانی شماره۷ (ویژه نامه استفان کاوی)
نشریه تحول خودمانی- شماره7 (ویژه نامه استفان کاوی)
منبع :http://diamethod.blogfa.com/
میل به موفقیت به عنوان یکی از انگیزههای جهانشمول آدمی منجر به حرکت و پویایی ما میشود. رقابت بر سر حفظ و تسخیر هرچه بیشتر منابع احتمالا از همان ابتدا، با ما بوده است. با نگاهی به سیر تحول در تمدن، شاهد افزایش و بهبود نسبی سطح رفاه، امنیت و امکانات جنبی زندگی هستیم اما آنچه در این بین هنوز تغییر چندانی نکرده ترسها و نگرانیهایی است که از الگوهای قدیمی خود تبعیت میکنند.
- ترس از مورد هجوم دشمن و دوست قرار گرفتن
- ترس از کمبود مواد غذایی و قحطی
- ترس از نبود سرپناه و آوارگی
- ترس از بلایای طبیعی
- ترس از قهر و غضب خدایان
شاید بر اساس تئوری سیستمها بتوان بقای این ترسها و نگرانیها را مطابق با الگوی تاخیر، توجیه نمود. یعنی مدتی طول میکشد که رفتار ما که واکنشی به تهدیدهای محیطی بوده است خود را با شرایط جدید وفق دهد. مانند هنگامی که شیر آب گرم را باز میکنیم و تا رسیدن آب گرم باید دقایقی را منتظر بمانیم.نگرانیهای تاریخی ذکر شده منجر به شکلگیری و تقویت فرهنگی میشود که میتوان به آن ”فرهنگ گیرندگی“ گفت.
عادت گیرندگی و عادت دهندگی
جوامع سالم و پویا تا حد زیادی نیاز به همدلی، مراعات، اعتماد و امید دارند. این در حالی است که فرهنگ گیرندگی (همه چیز را برای خود خواستن)، با تمرکز بر منافع فردی و در مرکزیت قرار دادن خود و عالم را وسیله و ابزاری برای خوشایند خود پنداشتن، جایی برای توجه و اهمیت به دیگری و ترجیح منافع جمعی باقی نمی گذارد.
موفقیت و مؤثر بودن
موفقیت واقعی با هدف دست یابی به آرامش درونی تنها زمانی حاصل میشود که با اصول اولیهی بشری که در وجدان و خرد جمعی انسانها نقش بسته مغایرت نداشته باشد اصولی مانند مهربانی، دوستی، همدلی، صداقت، صلح و ایثار به معنی اثر گذاری.
از ایثار تا موفقیت
می گویند جهان برای هر کسی معنی خاصی دارد و این برداشت رابطهی مستقیمی با محدودهای در هستی دارد که ما در آن اصطلاحا بازی میکنیم و بازیگر آنیم. به طور مثال محدودهی بازی من در جهان از سطح تعدادی از دوستان، خانواده، برخی از اقوام، تعدادی از همکاران که با آنها برخورد دارم و افرادی از جامعه که در مسیر رفع و رجوع نیازمندیهای شخصی خود با آنها مواجه میشوم فراتر نمیرود.
این سوال مهمی برای من است که اگر خود را در مرکز دایرهای فرض کنم و به ترتیب که از مرکز به سمت محیط این دایره حرکت میکنم، یار، خانواده،اقوام و آشنایان، جامعه و در نهایت هستی یا کائنات را در نظر آورم، منطقهی اثر گذاری من تا چه شعاعی را پوشش میدهد؟؟
دو ویژگی بارز انسانهای مؤثر
1- پویش در جهان امکان: هستی، فضای باز امکاناتی را در اختیار ما قرار داده است که ما به واسطهی پیلههای خودساختهی ذهنی و درگیر بودن با شرایط موجود قادر به مشاهده آنها نیستیم. انسانهای مؤثر با پویش در این فضا، مدام مثلثِ خواستن، دانستن و توانستن خود را گسترش میدهند. خود را خوب و دیگران را نیز خوب میپندارند و برنده برنده میاندیشند.
2- احساس یگانگی: انسانهای مؤثر همه چیز را کامل، هماهنگ و در تمامیت میبینند. هستی را در وحدت و خود را با آن یگانه میپندارند. بین خود، دیگری و جهان هستی فاصلهای نمیبینند. میدانند که همه در یک کل شناوریم و این جدایی و جدابینی ناشی از ذهن قیاسمند و قضاوتگر ماست. به قول مولانا
این دویی اوصاف دیدهی احول است ورنه اول آخر، آخر اول است
نوشته: علی حکم آبادی نقل از نشریه تحول خودمانی شماره۷ (ویژه نامه استفان کاوی)
نشریه تحول خودمانی- شماره7 (ویژه نامه استفان کاوی)
منبع :http://diamethod.blogfa.com/
+ نوشته شده در ساعت توسط اسلامي
|