الگوي ديگران باشيد
الگوي ديگران باشيد
هنگامي شما در مديريت موفق خواهيد بود كه ديگران راحت حرف و دستورات شما را بپذيرند و كاركنان هنگامي حرف شما را ميپذيرند که افكارشان با افكار شما همخواني داشته و نزديك هم باشد. در اين حالت است كه احتمالاً بتوانيد به عنوان الگو سرمشق و مرجع ديگران قرار گيريد و در سازمانها اين قضيه ميسر نميشود جزء اينكه فردي منضبط بوده و به قانون احترام گذاشته و دستورات دين مبين اسلام را در زندگي و محيط كاري خود اجرا نمائيد.
پرواضح است كه اگر شما نقش مدير سازمان را داشته و صبح دير بر سر كار حاضر شده و پايان وقت اداري زودتر محل خدمت را ترك نمائيد آنوقت نميتوانيد كاركنان خود را به رعايت موضوعات ياد شده ملزم نمائيد. اگر در محيط اداري از استعمال دخانيات خودداي نموده و از اموال و وسايل اداره جهت نيازهاي شخصي استفاده ننمائيد و اگر هم مجبور به اين كار شديد در قبال آن وجهي را جهت رعايت حرام و حلال به حساب اداره خود واريز نمائيد از غيبت پرهيز نموده و ديگران را از آن منع نمائيد، زودتر از وقت اداري در محل حاضر شده و ديرتر اداره را ترك كنيد، در هنگام گرفتاريهاي همكاران به داد آنها رسيده و در خصوص نيازهاي مادي به آنها كمك كنيد همچنين خوشرويي و عدم زودرنجي، احترام به همكاران و بسيار موارد ديگر كه اجراي آنها زياد هم مشكل نيست، را رعايت نمائيد مطمئناً بزودي بهعنوان مرجعي در سازمان شناخته شده ميتوانيد از اين مزيت جهت انجام مديريت سازمان خود به بهترين وجه بهره بگيريد.
در هر صورت خود قضاوت نمائيد آيا اگر فردي مسائل توضيحي بالا را رعايت نمايد فرد موفقي نيست؟! آيا اگر مدير شود بهتر از عهده وظايف محوله بر نخواهد آمد؟! پس هرگاه خود عادل باشيد ديگران نيز با شما با عدالت رفتار خواهند نمود. با رعایت نکات فوق اطرافيان نيز به ديده احترام به شما نگاه خواهند كرد و
هرگاه در سازمان فردي منظم باشيد ديگران به آساني در مقابل شما رفتاري بينظم انجام نخواهند داد.
ديگران را با خود همراه نمائيد
یکی از راههای موفقيت در سازمان این است که بايد كاركنان با شما هم عقيده باشند از اتحاد كارها بسيار سادهتر و آسانتر انجام ميگردد و اين كار از طرق مختلف انجامپذير ميباشد. دوستی عنوان نمود در دوران خدمت خودم همكاري داشتم كه علاقه عجيبي به خواندن كتب مديريتي داشت و مرا تشويق به خواندن كتب نمود خاطرم است اولين كتابي كه به دستم داد به سوي كاميابي نوشته آنتوني رابنيز بود و پس از آن كتب مختلف. همكاري ديگري داشتم كه تبحر زيادي در شناخت دستگاههاي موسيقي ايراني داشت و براي من جالب بود اينكه انسان قطعهاي از موسيقي را بشنود و بتواند تشخيص دهد كه اين قطعه در كدام دستگاه ايراني اجرا شده است.
در حقيقت دوستي و رفاقت و نزديكي خاصي مابين من و دو همكارم ايجاد شده بود كه نتايج بسيار مثبتي را به همراه داشت. در حقيقت اين دوستي باعث ميشد كه در اداره اگر براي هر كدام از ما گرفتاري پيش ميآمد ديگري به كمك او ميآمد.
حال اين قسمت از بحث كه وابستگي نسبي به الگوي ديگران بودن دارد اگر در سطحي وسيع بوجود آيد و شما نقش مدير سازمان را داشته باشيد و بتوانيد با اكثريت كاركنان به همين طريق حسب نيازهايي كه دارند نزديك شويد هيچ ميدانيد كه شما مديري موفق خواهيد بود. به مثال زير توجه نمائيد.
فرض نمائيد كه رئيس يك اداره ده نفري هستيد كه هشت نفر از كاركنان طبق فرضيه بالا با شما دوست و نزديك هستند و دو كارمند سركش زير دست شما كار ميكنند حال تجسم نمائيد كه جهت تنبيه آن دو كارمند خيلي راحت از حمايت آن هشت نفر بهرهمند خواهيد شد در صورت عكس مثال فوق اگر دو نفر با شما همراه باشند و هشت نفر ديگر با شما مشكل داشته باشند نه تنها خيلي راحت نميتوانيد آن هشت كارمند را تنبيه نمائيد بلكه شايد آن دو نفر هم عليه شما جبهه بگيرند و در آن وقت است كه اگر از قدرت سازماني خود و اجبار هم استفاده كنيد در كار خود دچار مشكل ميشويد. شروع اينكه بتوانيد ديگران را با خود همراه نمائيد همانند كاشتن يك عدد بذر است كه تبديل به چندين بذر در آينده خواهد شد. اگر شما بتوانيد ديگران را با خود همراه نمائيد در اصل روزگار را با خود همراه نمودهايد در اين صورت است كه راحتتر به اهداف خود ميرسيد و اين ميسر نميگردد جزء با فكر باز و افكاري عاقلانه و تكيه بر قوانين اسلام و توکل به خداوند متعال.
درون خود را به معنویات آراسته نمائيد
بايد بدانيم كه هدف از بدنيا آمدن ما چيست؟ و چرا خداوند متعال ما را به وجود آورده است. نكتهاي كه همه ما در كتب ديني، درسي و غير درسي خواندهايم آيا هدف از خلقت ما انسانها چيزي جزء آزمايش و رسيدن به كمال ميباشد آيا بجزء رعايت قوانين اسلام راهي جهت نزديك شدن به خداوند وجود دارد؟! پس بايد از همين لحظه افكار خود را اصلاح نمائيد و نگذاريد مسائل دنيوي و موفقيت در امور مادي با توجه به افكار مديريتي، شما را از اصل كار باز دارد. هم اكنون مشاهده ميگردد كه مديران و كاركنان ما تمام موفقيتهايشان را به خودشان نسبت ميدهند و فقط در هنگام گرفتاريها رو به خدا ميآورند.
هم اكنون عدهاي از مديران كارخانجات و تجار ما آنچنان غرق در ماديات شدهاند كه هنوز فردا نرسيده و شايد هم نرسد وظيفه خود را فقط افزايش توليد و كسب ماديات ميدانند و مدام به فكر كاستيهاي كارخانه خود بوده و كمتر به فكر كاستيهاي خود در انجام دستورات در مقابل خداوند ميباشند.
البته اين قسمت از بحث عموميت نداشته و فقط جهت گشايش ذهنيت افراد ميباشد. در كتابهاي زيادي كه در زمينه علوم مديريت منتشر ميگردد فقط در بعضي از آنها اشاره كوچكي به خداوند شده است و آنها تمامي موفقيت را به عملكرد خود شخص نسبت ميدهند كه اين مسئله متأسفانه در خصوص مديران ايراني نيز صدق مينمايد. آنها معمولاً تشكر خود از خداوند را فقط در نماز ميبينند در صورتي كه در كليه امور اين خداوند است كه انسانها را هدايت كرده و موفقيت را با توجه به خواست انسانها نصيب آنها مينمايد.
ما در اين قسمت از بحث قصد نداريم درس انسان شناسي و خداشناسي را عنوان نمائيم ولي اگر اين قسمت از بحث عنوان نشود ما نيز با نويسندگان خارجي تفاوتي نخواهيم داشت پس جهت موفقيت، افكار خود را اصلاح نمائيد با خداوند همراه شويد تا او نيز شما را همراهي نمايد فقط درب خانه او را بكوبيد تا جواب خواسته خود را بگيريد از نعمتهايي كه به شما داده و ميدهد تشكر كنيد، تا چندين برابر به شما دهد. در غير اين صورت اطمينان داشته باشيد كه شايد در امور دنيوي و مادي فردي موفق شويد ولي بدانيد دنياي اصلي غير از اين دنيا است.
هنگامي شما در مديريت موفق خواهيد بود كه ديگران راحت حرف و دستورات شما را بپذيرند و كاركنان هنگامي حرف شما را ميپذيرند که افكارشان با افكار شما همخواني داشته و نزديك هم باشد. در اين حالت است كه احتمالاً بتوانيد به عنوان الگو سرمشق و مرجع ديگران قرار گيريد و در سازمانها اين قضيه ميسر نميشود جزء اينكه فردي منضبط بوده و به قانون احترام گذاشته و دستورات دين مبين اسلام را در زندگي و محيط كاري خود اجرا نمائيد.
پرواضح است كه اگر شما نقش مدير سازمان را داشته و صبح دير بر سر كار حاضر شده و پايان وقت اداري زودتر محل خدمت را ترك نمائيد آنوقت نميتوانيد كاركنان خود را به رعايت موضوعات ياد شده ملزم نمائيد. اگر در محيط اداري از استعمال دخانيات خودداي نموده و از اموال و وسايل اداره جهت نيازهاي شخصي استفاده ننمائيد و اگر هم مجبور به اين كار شديد در قبال آن وجهي را جهت رعايت حرام و حلال به حساب اداره خود واريز نمائيد از غيبت پرهيز نموده و ديگران را از آن منع نمائيد، زودتر از وقت اداري در محل حاضر شده و ديرتر اداره را ترك كنيد، در هنگام گرفتاريهاي همكاران به داد آنها رسيده و در خصوص نيازهاي مادي به آنها كمك كنيد همچنين خوشرويي و عدم زودرنجي، احترام به همكاران و بسيار موارد ديگر كه اجراي آنها زياد هم مشكل نيست، را رعايت نمائيد مطمئناً بزودي بهعنوان مرجعي در سازمان شناخته شده ميتوانيد از اين مزيت جهت انجام مديريت سازمان خود به بهترين وجه بهره بگيريد.
در هر صورت خود قضاوت نمائيد آيا اگر فردي مسائل توضيحي بالا را رعايت نمايد فرد موفقي نيست؟! آيا اگر مدير شود بهتر از عهده وظايف محوله بر نخواهد آمد؟! پس هرگاه خود عادل باشيد ديگران نيز با شما با عدالت رفتار خواهند نمود. با رعایت نکات فوق اطرافيان نيز به ديده احترام به شما نگاه خواهند كرد و
هرگاه در سازمان فردي منظم باشيد ديگران به آساني در مقابل شما رفتاري بينظم انجام نخواهند داد.
ديگران را با خود همراه نمائيد
یکی از راههای موفقيت در سازمان این است که بايد كاركنان با شما هم عقيده باشند از اتحاد كارها بسيار سادهتر و آسانتر انجام ميگردد و اين كار از طرق مختلف انجامپذير ميباشد. دوستی عنوان نمود در دوران خدمت خودم همكاري داشتم كه علاقه عجيبي به خواندن كتب مديريتي داشت و مرا تشويق به خواندن كتب نمود خاطرم است اولين كتابي كه به دستم داد به سوي كاميابي نوشته آنتوني رابنيز بود و پس از آن كتب مختلف. همكاري ديگري داشتم كه تبحر زيادي در شناخت دستگاههاي موسيقي ايراني داشت و براي من جالب بود اينكه انسان قطعهاي از موسيقي را بشنود و بتواند تشخيص دهد كه اين قطعه در كدام دستگاه ايراني اجرا شده است.
در حقيقت دوستي و رفاقت و نزديكي خاصي مابين من و دو همكارم ايجاد شده بود كه نتايج بسيار مثبتي را به همراه داشت. در حقيقت اين دوستي باعث ميشد كه در اداره اگر براي هر كدام از ما گرفتاري پيش ميآمد ديگري به كمك او ميآمد.
حال اين قسمت از بحث كه وابستگي نسبي به الگوي ديگران بودن دارد اگر در سطحي وسيع بوجود آيد و شما نقش مدير سازمان را داشته باشيد و بتوانيد با اكثريت كاركنان به همين طريق حسب نيازهايي كه دارند نزديك شويد هيچ ميدانيد كه شما مديري موفق خواهيد بود. به مثال زير توجه نمائيد.
فرض نمائيد كه رئيس يك اداره ده نفري هستيد كه هشت نفر از كاركنان طبق فرضيه بالا با شما دوست و نزديك هستند و دو كارمند سركش زير دست شما كار ميكنند حال تجسم نمائيد كه جهت تنبيه آن دو كارمند خيلي راحت از حمايت آن هشت نفر بهرهمند خواهيد شد در صورت عكس مثال فوق اگر دو نفر با شما همراه باشند و هشت نفر ديگر با شما مشكل داشته باشند نه تنها خيلي راحت نميتوانيد آن هشت كارمند را تنبيه نمائيد بلكه شايد آن دو نفر هم عليه شما جبهه بگيرند و در آن وقت است كه اگر از قدرت سازماني خود و اجبار هم استفاده كنيد در كار خود دچار مشكل ميشويد. شروع اينكه بتوانيد ديگران را با خود همراه نمائيد همانند كاشتن يك عدد بذر است كه تبديل به چندين بذر در آينده خواهد شد. اگر شما بتوانيد ديگران را با خود همراه نمائيد در اصل روزگار را با خود همراه نمودهايد در اين صورت است كه راحتتر به اهداف خود ميرسيد و اين ميسر نميگردد جزء با فكر باز و افكاري عاقلانه و تكيه بر قوانين اسلام و توکل به خداوند متعال.
درون خود را به معنویات آراسته نمائيد
بايد بدانيم كه هدف از بدنيا آمدن ما چيست؟ و چرا خداوند متعال ما را به وجود آورده است. نكتهاي كه همه ما در كتب ديني، درسي و غير درسي خواندهايم آيا هدف از خلقت ما انسانها چيزي جزء آزمايش و رسيدن به كمال ميباشد آيا بجزء رعايت قوانين اسلام راهي جهت نزديك شدن به خداوند وجود دارد؟! پس بايد از همين لحظه افكار خود را اصلاح نمائيد و نگذاريد مسائل دنيوي و موفقيت در امور مادي با توجه به افكار مديريتي، شما را از اصل كار باز دارد. هم اكنون مشاهده ميگردد كه مديران و كاركنان ما تمام موفقيتهايشان را به خودشان نسبت ميدهند و فقط در هنگام گرفتاريها رو به خدا ميآورند.
هم اكنون عدهاي از مديران كارخانجات و تجار ما آنچنان غرق در ماديات شدهاند كه هنوز فردا نرسيده و شايد هم نرسد وظيفه خود را فقط افزايش توليد و كسب ماديات ميدانند و مدام به فكر كاستيهاي كارخانه خود بوده و كمتر به فكر كاستيهاي خود در انجام دستورات در مقابل خداوند ميباشند.
البته اين قسمت از بحث عموميت نداشته و فقط جهت گشايش ذهنيت افراد ميباشد. در كتابهاي زيادي كه در زمينه علوم مديريت منتشر ميگردد فقط در بعضي از آنها اشاره كوچكي به خداوند شده است و آنها تمامي موفقيت را به عملكرد خود شخص نسبت ميدهند كه اين مسئله متأسفانه در خصوص مديران ايراني نيز صدق مينمايد. آنها معمولاً تشكر خود از خداوند را فقط در نماز ميبينند در صورتي كه در كليه امور اين خداوند است كه انسانها را هدايت كرده و موفقيت را با توجه به خواست انسانها نصيب آنها مينمايد.
ما در اين قسمت از بحث قصد نداريم درس انسان شناسي و خداشناسي را عنوان نمائيم ولي اگر اين قسمت از بحث عنوان نشود ما نيز با نويسندگان خارجي تفاوتي نخواهيم داشت پس جهت موفقيت، افكار خود را اصلاح نمائيد با خداوند همراه شويد تا او نيز شما را همراهي نمايد فقط درب خانه او را بكوبيد تا جواب خواسته خود را بگيريد از نعمتهايي كه به شما داده و ميدهد تشكر كنيد، تا چندين برابر به شما دهد. در غير اين صورت اطمينان داشته باشيد كه شايد در امور دنيوي و مادي فردي موفق شويد ولي بدانيد دنياي اصلي غير از اين دنيا است.
زباني گويا داشته باشيد
به فن كلام مسلط شويد كه يكي از راههاي موفقيت شما بعد از افكار خوب در زبان شماست. چون شما با ديگران در گفتار در ارتباط هستيد بعضی اوقات ارتباطات تلفني از مكالمات حضوري قويتر عمل مينمايند. علت آن هم اين است كه در هنگام حضور متقابل شخص مقابل از ماهيت و ظاهر شما (كه گاهي اوقات سر دورن را آشكار مينمايد) با خبر شده و شما نميتوانيد بيشتر از آن كسي باشيد كه در آن لحظه هستيد ولي در هنگام مكالمه تلفني شما ميتوانيد دكتر يا مهندس، خلبان، وزير و يا هر شخص شخيص ديگري باشيد به شرط آنكه فن بلاغت را خوب دانسته و زباني گويا داشته باشيد. (ارائه مطالب فوق جهت گمراه نمودن طرف مقابل نبوده بلکه با این قسمت بحث قصد داریم قدرت کلام را برای شما بیان نمائیم)
منبع :http://manteghii.blogfa.com/post-3.aspx
+ نوشته شده در ساعت توسط اسلامي
|