استراتژیهای انتقال تجارب
انتقال تجربه
استراتژیهای انتقال تجارب
انتقال تجربه با كمك فرآیندهای ارتباطی، مستند سازی و اطلاعاتی ممكن نبوده و این فرآیندها تنها می توانند توصیفی از بینشهای به دست آمده و آنچه تجربه شده را انتقال دهند؛ چرا كه دانش تجربی به وسیله فرآیند های انتقال قابل خلق نمی باشد و تنها از طریق فرآیند یادگیری تجربی می تواند ایجاد گردد. انتقال تجربه شكل خاصی از انتقال دانش محسوب میشود و به عنوان بخشی از استراتژی جامع مدیریت دانش دو هدف اساسی در بر دارد:
نخست، انتقال تجربه باید طیف گسترده تری از گزینه های تصمیم گیری و روش های ممكن انجام كار در موقعیت های گوناگون كسب و كار را در اختیار هر یك از كاركنان قرار دهد. این امر سبب پیشگیری از تلاش غیر ضروری و یادگیری مكرر به وسیله سعی و خطا می گردد. در وهله دوم، انتقال تجربه از فرآیند های یادگیری فردی و سازمانی پشتیبانی به عمل می آورد و به بالا بردن میزان خبرگی افراد و گسترش ظرفیت یادگیری سازمان كمك می نماید.
دو استراتژی زیر نقش مهمی در انتقال تجربه ایفا می كنند:
1- كد گذاری[1]: استراتژی كد گذاری تلاش دارد تا بخشهایی از دانش تجربی كه قابلیت تبدیل شدن به دانش آشكار را دارند (به عنوان مثال، دانشهایی كه می توانند نوشته شوند)، مستند نماید و با جدا سازی دانش تجربی هر یك از كاركنان، آن را به صورت كد بندی شده در دسترس سایرین قرار دهد (شكل 1). سایر كاركنان در هنگام مواجهه موقعیت های مشابه می توانند به این تجربههای مستند شده (برای مثال گزارشات دروس آموخته شده) در هر زمانی مراجعه نموده و در و بدون نیاز به تماس مستقیم با فرد خبره از آنها استفاده نمایند.
2- شخصیسازی[2]: تمركز استراتژی شخصی سازی بر انتقال تجربه از طریق ارتباط مستقیم میباشد و هدف از آن، تقویت انتقال دانش ضمنی از طریق فرآیند های ارتباطی میباشد (شكل 1). آگاهی از خبرگی كاركنان به منظور اطمینان از وقوع نظاممند این تماسها، برای یك سازمان ضروری است. پستهای الكترونیك، مستندات پروژه، صورت جلسات، گزارشات، مصاحبهها و ... شاخصهای مناسبی می باشند كه می توانند در تدوین نمایه خبرگان مورد توجه قرار گیرند.
سه سطح نشان داده شده در شكل 2 به عنوان پایههایی جهت تجزیه و تحلیل، طراحی و توسعه انتقال تجربه در یك سازمان به كار میروند. همواره آغاز و پایان فرآیند انتقال تجربه در سطح فردی صورت می گیرد. در استراتژی های كدگذاری، سطح سازمانی منشأ توزیع و انباشت تجارب مستند شده می باشد. در حالی كه در استراتژی شخصی سازی سطح سازمانی ابزار های مورد نیاز (به عنوان مثال، نمایه خبرگان) برای شناسایی همكاران و یا خبرگانی برخوردار از تجربه مورد جستجو، فراهم می آورد. سطح تیمی علاوه بر تبادل مفاهیم مورد نیاز برای انتقال تجربه (به عنوان مثال تیم پروژه)، به عنوان حلقه ارتباطی مهمی بین سطوح فردی و سازمانی عمل میكند (به عنوان مثال، انجمن های تجربه[3] و كارگاه های آموزشی دروس آموخته شده).
http://kmcenter.mihanblog.com/post/114
+ نوشته شده در ساعت توسط اسلامي
|