دوازده نشانه اصلی برای پایان یک رابطه
دوازده نشانه اصلی برای پایان یک رابطه
۱)وقتی به جای زندگی در زمان حال در گذشته سیر می کنی! آیا در حال تکرار لحظات قدیمی خوش رابطه ات هستی تا حس خوبی نسبت به آن پیدا کنی! آیا به خاطر همین خاطرات است که این رابطه را تا این جا ادامه داده ای!؟ اگر پاسخ مثبت است یعنی این رابطه دیگر آن چیزی نیست که می خواهی. هرچه بیشتر در گذشته یا در یک آینده ی دست سازت زندگی کنی بیشتر در واقعیتی غیر واقعی غرق می شوی و این بسیار خطرناک است چون این موارد انعکاس وضعیت فعلی رابطه ات نیستند. باید با کسی که الان در زندگی ات است باشی نه کسی که در گذشته ات حضور داشته! خاطرات گذشته فقط خاطره اند نباید دلیلی شود برای ادامه ی رابطه ات. تصمیمت برای ادامه یا قطع رابطه باید بر اساس احساسات امروزت نسبت به او باشد یعنی وضعیت فعلی ارتباط و چشم انداز آینده ای که با او در پیش رو خواهی داشت.
۲)وقتی رابطه بیشتر برایت رنج آور است تا لذت بخش! گاهی لحظات خوش گذشته چشمانمان را کور می کند تا جایی که عذاب های امروزش را نمی بینیم. اگر عصبانی و ناخشنود و افسرده ای اگر اشکت همیشه جاری است مطمئن باش این شخص برای تو مناسب نیست. رابطه باید موجب شادی و شور اکنونت شود. اگر در رابطه ای هستی که شادیهایش را در گذشته می جویی بدان که وقت پایان دادن به آن است.
۳)وقتی از تو خواسته می شود خودت را تغییر دهی! برای عشق ورزیدن نباید شرط و شروط قائل شویم. تغییر فقط در صورتیکه به نفع خود شخص باشد( مثلاً ترک سیگار یا رژیم گرفتن) درست است. دوستانی داشتم که مدام از آن ها خواسته می شد لباس های بهتری بپوشند یا در حالیکه در وزن سلامتی بودند رژیم بگیرند تا زیبا تر به نظر برسند. مسئله تو و تغییر تو نیست! مسئله توقع ایجاد تغییرات است! شاید در ابتدا طبیعی به نظر برسد اما کم کم همیشگی می شود! و هر چه پیش می روی این درخواست ها بیشتر می شود و این اولین قدم های وی است برای تغییر شخصیت و قالب تو به شکلی که خودش می خواهد و نه شکلی که خودت برای رشد و تعالیت در نظر گرفته بودی.
شاید بگویی نه ه ه ه ه رابطه را می توان یک طرفه هم برقرار داشت! اتفاقی هم نمی افتد! بله می شود! ما هم انکار نمی کنیم اما آیا ارزش تو همین است!؟ آیا رابطه ی ایده آلت همین بوده ؟!
4)وقتی از طرف مقابلت می خواهی برای خوشایند تو تغییر کند! گاهی به جای اینکه او را همان طور که هست بپذیریم به دلایل واهی سعی در تغییر و تحول او داریم. حتی وقتی شخص می پذیرد و خودش را تغییر می دهد به دنبال موردی دیگر می رویم هیچ وقت ارضا نمی شویم! بدتر از همه این است که شخص مقابل، ناآگاهانه به همه ی خواسته هایت تن دهد و سایه ی تو شود. ناگهان می بینی که هر دو یکی شده اید و این به نفع هیچ یک از شما نیست. تنها راهی که باقی می ماند این است که جدا شوید و هریک جداگانه در مسیر رشد طبیعیتان قرار گیرید.
۵)هنگامی که کارهایش را توجیه می کنی! وقتی در مورد چیزی احساس آرامش و راحتی نمی کنیم دچار نوعی ناسازگاری شناختی می شویم(cognitive dissonance). این مسئله مربوط به درگیری امور روزمره با اعتقاداتمان است که وقتی با آن ها مواجه می شویم شروع به توضیح و توجیه می کنیم تا بتوانیم با آن کنار بیاییم. پس وقتی حرکتی را توجیه می کنیم یعنی با آن راحت نیستیم و در پی توجیه خودمان هستیم. مسئله این است که این توجیهات همگی ساخته و پرداخته ی ذهنمان هستند و ممکن است درست نباشند. لذا این توجیهات مکرر نشان می دهد که این رابطه بر پایه ی ذهنیات و بافته های عقل بنا شده و نه واقعیات درست و مطمئن! برای دیدن واقعیات آن ها را همان طور که هستند ببین و بگذار خودشان روایتگر حوادث باشند. همیشه صدای حوادث بلندتر از کلمات است.
۶)وقتی به تو صدمه های روحی، جسمی یا بیانی می زند! هرکدام از این صدمات دلیلی بر وجود اشکال و اشتباهی در کار است. مهم نیست که بعد از آن عذر خواهی می کند یا نه! همین که ناگهان تعادلش را از دست می دهد مسئله ای قابل تأمل است.
صدمات روحی سخت تر هستند. گاهی از آن جا که این نوع ضربه ها عیان نیستند وجودشان را انکار می کنیم و نادیده شان می انگاریم. در حالیکه مانند بقیه و حتی بدتر از آن هستند. این زخم ها بر خلاف زخم های جسمی غیر قابل درمانند و تا مدت ها حتی بعد از قطع ارتباط شخص را درگیر می کند. مسئله ی مورد نظر ما فقط شکنجه و اذیت نیست! بلکه احترام متقابل افراد، مهم است و اینکه آن قدر علاقه و اشتیاق در میان باشد که راضی به رنجش و آزار شما نشود. باید در این مورد صحبت کنید انکار و پنهان کردن این توهین ها یعنی تشویق به ادامه ی آن از جانب شما. پس رابطه ی خود را ارزشیابی کنید و اگر دیدید آرامش و راحتیتان برایش مهم نیست عطای این ارتباط را به لقایش ببخشید.
۷)وقتی موردی ناپسند بارها اتفاق می افتد! دفعه ی اول حادثه تلقی می شود. دفعه ی دوم شانسی دوباره می دهیم. ولی بار سوم نشانگر وجود ایرادی در روند این ارتباط است. گاهی هر چه تلاش می کنیم سر جای اول هستیم. همان سناریو همان نتایج، تکرار مکررات! این جاست که به پایان راه می رسیم! برای هر دوی شما آینده ای وجود دارد اما نه با هم!
چیزهایی وجود دارند که به هیچ عنوان نمی خواهیم از دست بدهیم، افرادی که ترک کردنشان برایمان کابوس است! ولی بدان! ترک همه آن ها پایان دنیا نیست بلکه آغاز زندگی ای نو است!
8)وقتی می بینی طرف مقابلت هیچ تلاشی برای ادامه ی ارتباط نمی کند! هر ارتباط نیازمند تلاشی دو جانبه است. اگر تو و یا طرف مقابلت به تنهایی جور رابطه را بکشید خیلی زود خسته می شوید و رابطه کم کم به غرقاب فرو می رود و دیگر امیدی به نجات رابطه و نیز ناجی نیست و هرچه این عدم تعادل بیشتر شود خطر غرق شدن بیشتر می شود و ناگهان زمانی می رسد که می بینی هویت خودت را فدای نگه داری از هیچ کرده ای. هرجا چنین رابطه ای دیدی بدان که دیر یا زود در سراشیبی سقوط قرار می گیرد. برای یک طرف، رابطه بخش اعظم زندگی محسوب می شود و برای طرف دیگر تنها باریکه ای فرعی و نه ارزشمند. بنابراین همه ی تلاش شما فقط صرف وقفه انداختن در گسستن ارتباط و نه نجات آن می شود.
شاید بگویی نه ه ه ه ه رابطه را می توان یک طرفه هم برقرار داشت! اتفاقی هم نمی افتد! بله می شود! ما هم انکار نمی کنیم اما آیا ارزش تو همین است!؟ آیا رابطه ی ایده آلت همین بوده ؟! آیا می خواهی تا پایان عمر همین طور زندگی کنی!؟ با کسی که حاضر نیست برای ادامه ی رابطه اش با تو هیچ گونه تلاشی بکند! ؟ همه ی ما لایق ارتباطی دو طرفه ایم! باید همان قدر که عشق می دهیم پس بگیریم! پیش بردن روابط یک طرفه مانند راندن اتومبیلی است که تایرش خراب است! بله به زور آن را می کشیم اما در آخر از تپه ای پرت خواهد شد!
۹)وقتی ارزش ها و عقاید اصلیتان متفاوت است! در هر رابطه ی مانا و خوبی اصول و قواعد مشترکی بین دو طرف وجود دارد. این اصول در حکم سنگ بنای اولیه رابطه هستند که علی رغم وجود تفاوت ها آن را سرپا نگه خواهد داشت و از سهمگین ترین طوفان ها گذر خواهد داد. برعکس تفاوت در اصول، رابطه را در سراشیبی سقوط به پیش خواهد راند. مانند آن است که سعی کنی دانه های خاک را در بارانی شدید در کنار هم حفظ کنی! بدون ریشه های قطور یک درخت در خاک همه ی تلاش ها با شکست مواجه خواهد شد! مهمترین مسئله در زندگی این است که با خودمان روراست باشیم. در حالیکه هماهنگی و سازش امتیازاتی به همراه دارد اما نباید به قیمت رکود رشد شخصی و ارزش های شخصیتیمان تمام شود. سرسپردگی و مصالحه برای حفظ یک رابطه دوستی در نهایت انسان را تهیدست و مغبون خواهد کرد. چرا؟! چون خودت را از همه چیز محروم می کنی و هویتت را به دور رابطه ات می پیچی! قبل از این که هر رابطه ای شکل بگیرد باید با خود خودت کنار بیایی! گاهی دو طرف با توافق و هماهنگی کامل شروع می کنند اما در طول زمان هر یک از آن ها یا هردو تغییر می کنند و در شرایط فعلی و با اصول و عقاید جدید هماهنگی قبلی از بین می رود و زمان تجدید نظر در این ارتباط فرا می رسد.
۱۰)وقتی رابطه هر دو طرف را عقب نگه می دارد تا با تأخیر رشد و تعالی آن ها خودش پا بر جا بماند! هر رابطه موجودیت سومی است که از اتحاد دو فرد شکل می گیرد و در مسیرتغییر و تحول آن ها می بالد و رشد می کند. گاهی هر دو طرف با یک سرعت و به یک میزان رشد می کنند. گاهی نیز برعکس ارتباط دچار رکود و سکون می شود و این یعنی هر دو طرف در حال درجا زدن هستند. ولی مواردی پیش می آید که یک طرف به سرعت رشد می کند و گوی سبقت را از یارش می رباید. در این حالت دو انتخاب داری! یا باید از پویایی رابطه بکاهی تا با شرایط جدید وفق پیدا کنی و یا باید بر پویایی خودت بیافزایی تا از تغییرات ایجاد شده عقب نمانی! همان طور که گفتیم شرط اول قدم آن است که با خودمان صادق باشیم. مشخص کن چه کسی هستی و می خواهی چه کسی باشی! سپس صادقانه قضاوت کن که آیا این ارتباط تو را به آن جا خواهد رساند یا نه؟! رابطه ای که در راه پیشرفتت ایجاد مانع می کند باید هر چه زودتر ترک شود! اگر شرایط پیشرفت در یک رابطه برای یکی از دو نفر فراهم باشد گاهی شخص قادر می شود شریکش را نیز یاری کند تا در مسیر تعالی قرار گیرد و با یکدیگر راه باقیمانده را بپویند.
۱۱)وقتی که به امید بهبود شرایط، رابطه را ادامه می دهیم! این مورد همانند مورد شماره ی یک است با این تفاوت که شخص به آینده امیدوار است. همان طور که سیر کردن در گذشته اشتباه است زندگی به امید آینده نیز سودی نخواهد داشت. حقیقت آن است که در زمان حال زندگی می کنیم نه آینده! و هیچ چیز درباره ی آینده مسلم نخواهد بود. بنابراین پی ریزی ارتباط بر پایه ی احتمالات و شاید ها امری شایسته نخواهد بود. این پایه های لرزان و بی ثبات چشم اندازی نازیبا از آینده نشان می دهند.
۱۲)وقتی هیچ کدام از طرفین احساس قبلی را نسبت به هم ندارند! شرایط تغییر می کند و مردم عوض می شوند. اگر رابطه دیگر آن رابطه ی قدیمی نیست بدان که وقت ایجاد دگرگونی است. برخی افراد همچنان رابطه را حفظ می کنند در حالیکه احساسات دیر زمانیست که رخت بربسته است. شاید عادت کرده اند و نمی دانند چطور باید از این پیله بیرون آمد. گاهی نیز ادامه می دهیم تا از اندک مواهب باقیمانده نظیر همراهی هایش بهره مند شویم. رابطه بدون احساس کالبدی است بدون قلب! جان ندارد روحی در کار نیست! اگر احساسی به او نداری بدان که ادامه دادن ماجرا ظلمیست مسلم به او و البته به خودت! همچنین چسبیدن به کسی که دیگر دوستت ندارد تنها موجب تحقیر و فلاکت است. بدان و بخاطر بسپار:عشق پایان خوشی ندارد!! زیرا عشق راستین پایانی ندارد!! بخشش و آزاد کردن همراهت فریاد رسای دوستت دارم است. اما صرف دوست داشتن یک نفر دلیلی بر با او بودن نیست. یک عشق راستین در چارچوب مادی یک ارتباط خشک نمی گنجد. با هم بودن تنها یکی از تظاهرات مختلف عشق است اما به هیچ وجه یگانه توصیف آن محسوب نمی شود.
چیزهایی وجود دارند که به هیچ عنوان نمی خواهیم از دست بدهیم، افرادی که ترک کردنشان برایمان کابوس است! ولی بدان! ترک همه آن ها پایان دنیا نیست بلکه آغاز زندگی ای نو است!
۲۳
۱۴ آبان ۱۳۹۱
رابطه, زندگی, مشکلات
ترجمه توسط : افسانه کاظمی
ترجمه اختصاصی دگرش
degaresh.com
منبع : personalexcellence
نظرات کاربران :
علی ۱۵ آبان, ۹۱ at ۷:۵۱ ق.ظ پاسخ دادن
جسارتا بسیار چرت و در عین حال صحیح است این هشدار هایی که دادید بسیار درستند اما اینها نباید موجب متارکه در یک زندگی دوجانبه باشد... با این طریقه نگارش شما هر کسی با کوچکترین مشکلی که باشه وقتی متن شمارو بخونه فکر میکنه از اون بدبخت تر وجود نداره چون بجای یکی چندتای این موارد رو داره... پس... لطفا در نگارش مطالب دقت بیشتری بکنید که این مطالب میتونه به خودی خود ریشه خیلی از اختلافات بشه مشکلاتی که شما در بالا نام بردید دلیلی برای جدا شدن نیست، تنها دلیلی برای آغاز یک تلاش دوجانبه و آگاهانست...
مرتضی ۱۵ آبان, ۹۱ at ۸:۳۰ ق.ظ پاسخ دادن
این روزا همه این مشکلاتو دارن متاسفانه
نگاه ۱۵ آبان, ۹۱ at ۹:۰۷ ق.ظ پاسخ دادن
با علی آقا موافقم، من اولش وقتی این متن را خوندم احساس کردم باید برم و طلاق بگیرم اشتباه کردم که تا حالا صبر و تحمل کردم ولی بعد گفتم خوب این مشکلات را میتونم با هر کس دیگه ای هم داشته باشم، نمیدونم متن و گفته های درست و واقعی هستش این جور مشکلات را دقیقا لمس کردم، ولی اینکه عطای این ارتباط را به لقایش ببخشد، فکر میکنم درست نباشه.
نعیمه ۱۵ آبان, ۹۱ at ۱۲:۵۳ ب.ظ پاسخ دادن
با سلام . من هم با نظر آقا علی موافقم. در هر رابطه ای بصورت مقطعی ، مشکلاتی پیش میاد که هدف هر دو نفر باید درست کردن رابطه باشه نه بهانه برای پایان دادن به آن. در شرایط فعلی کشور ما، با توجه به مشائل اقتصادی و اجتماعی زیادی که مردم با آنها درگیرند خیلی از 12 مورد مطرح شده در بالا بر اثر اعصاب خوردی های اجتماعی تو رابطه ها پیش میاد که نباید به همین راحتی به تموم کردن رابطه فکر کرد.
علی ت ۱۵ آبان, ۹۱ at ۴:۵۹ ب.ظ پاسخ دادن
سلام منم با نظر علی آقا موافقم این بحث البته به نظر من فقط مربوط میشه به دوست دختر دوست پسر وقتی بحث عشق درمیون باشه یا ازدواج اصلا نباید رو این حرفا تکیه کرد یا اصلا خوندش چون اثرات زیان باری در پی داره انشا... واسه کسی مشکلی پیش نیاد موفق باشید
SE7EN ۱۵ آبان, ۹۱ at ۶:۱۱ ب.ظ پاسخ دادن
این نوشته ها خیلی هارو نا امید میکنه اصلا درست نیست برا خودم و برای دوستام هم بارها پیش اومده وقتی مدت زیادی شخصی از طرف مقابلش که دوستش داشته فاصله ای به وجود اومده بعدا دوباره با هم رابطشون رو ادامه دادن حتی اگه چند سال گذشته باشه توی متن نوشته شده نباید به فکر گذشته بود و باید خاطراتو فراموش کرد این کاملا اشتباه هستش چون چیزی که دوست داشتنو زنده نگاه میداره همین خاطرات گذشته هستن و بدون خاطرات عشقی وجود نداره به نظر من نباید هیچ وقت نا امید شد چون طرف مقابلت هم که دلش از سنگ نیست میبینه عشقتو باید بیشتر تلاش کنی و از راه مناسب اونو به خودت برگردونی
سردبیر ۱۵ آبان, ۹۱ at ۶:۲۰ ب.ظ پاسخ دادن
از همه شما دوستانی که نظرات خودتون را طرح کردید سپاسگزارم. 1- این مطلب فقط قصد نمایش مشکلات یک رابطه و صحبت از یک مسیر منطقی را دارد. شما هرگز نمی توانید مشکلات یک رابطه دو طرفه(چه دوستی چه زندگی مشترک) را ابد ادامه بدهید به این امید که روزی همه چیز درست شود!!!! 2- در هر رابطه ایی چه رابطه پسر و دختر و چه ازدواج هر چه بیشتر بدانید و آگاه باشید به نفع شماست...پس نوشته های ما نمی تواند آثار زیان باری داشته باشد اگر شما در مسیر درست و احترام متقابل در حرکت باشید. 3- زندگی همیشه زندگی شماست، هرگز اجازه ندهید یه مقاله ، یک سایت و یا یک نفر بتواند شما را به سوی طلاق سوق دهد. و در پایان از اینکه یک رابطه را پایان دهید نهراسید...گاهی در های اصلی به روی شما بعد از خروج از آن رابطه گشوده خواهد شد.
mostafa ۱۵ آبان, ۹۱ at ۱۱:۱۸ ب.ظ پاسخ دادن
این موارد در صورتیکه چند مورد از این موارد و چندین بار و در شرایط متفاوت و مدت زمانهای متفاوت و ب اشکال مختلف تکرار شود و ب عادت تبدیل شود میتواند در صورتیکه برای یکی از دو طرف تحمل نکنن میتواند قابل استناد باشد والا احساساتی بیش نیست و باید با کمی صبر و گذشت این موارد را خصوصا در زندگی مشترک از سر گذراند و هچنین اینکه باید همیشه در نظر داشت که رابطه یک امر بلند مدت است و گسترده ن کوتاه مدت و محدود که آنرا قطع کرد بلکه باید آنرا در شرایط مختلف مدیریت کرد
علیرضا ۱۷ آبان, ۹۱ at ۷:۲۷ ب.ظ پاسخ دادن
کلیه مطالب تایید می شود , من تجربه کردم. ممنون واقعا عالی بود .
آذر ۱۸ آبان, ۹۱ at ۱۱:۳۵ ب.ظ پاسخ دادن
به نظر منم وقت تلف کردنه آدم بشینه کتک بخوره و کم محلی تحمل کنه و بذاره به حساب مشکلات جامعه! بله گاهی مشکلاتی عنوان می شن که الکی و بهانه هستند ولی این 12 تا نهههههههه!
ع ف ۱۹ آبان, ۹۱ at ۱۰:۲۹ ق.ظ پاسخ دادن
با تشکر فراوان نکات مهمی است اما برای همه افراد به یک نسبت مؤثر نیستند چون به اندازه تفاوتی که بین اثر انگشتان مردم دنیا هست تفاوت دیدگاه وجود دارد و مطالب مزبور هم تجربه تعدادی از افراد می تواند باشد.
آسمان ۱۰ آذر, ۹۱ at ۱:۰۰ ق.ظ پاسخ دادن
کسایی که دارن با این موارد مخالفت میکنن خودشون هم جزو بعضی از موارد بالا هستن ! حتی در برابر آگاهی از این موضوع هم مقاومت میکنن ! من چندین بار برای داشتن یک رابطه ی موفق تلاش کردم و هر بار هم شکست خوردم و میتونم بگم به تمام موارد بالا ایمان دارم ... به خصوص در مورد کسانی که بعد از شروع رابطه تغییر میکنن و در یک نقطه دیگه اثری از فرد قبلی درشون نمیبینی اما اگر در این ضمینه آگاهی نداشته باشی باز ادامه میده و من تضمین میکنم نتیجش یه شکست کامل هست ... سپاسگذارم از نوشته ی سودمندتون
13 ۲۰ دی, ۹۱ at ۱:۵۷ ب.ظ پاسخ دادن
در جواب به آسمان باید بگم که پس ایشون هرگز نباید با کسی رابطه عاشقانه برقرار کنه، چون قطعا شکست میخوره مثل همیشه! امکان نداره دو نفر باهم همه موارد بالا رو به طور ذاتی و بالفطره رعایت کنند!
ساناز ۵ دی, ۹۱ at ۹:۴۹ ق.ظ پاسخ دادن
سلام به همه دوستان عزیز. نظرات همه هر کدوم به نوبه خودش جالب و قابل تامل هست. این مطالب نه کاملا قابل نفی و نه کاملا قابل تایید ، تو زندگی هر کسی ممکنه به یه شکلی خودشو نشون داده باشه .من متاهل هستم و به اصطلاح زندگیمونو با یه عشق آتیشیه دو طرفه شروع کردیم.بعد از 5 سال من احساسم به همسرم به همون اندازه است اما تقریبا 1سال پیش متوجه شدم که در عین داشتن یه رابطه خوب ایشون یه ارتباط عاشقانه کاملا به داغی عشق خودمون با یه خانوم دیگه داره.واقعا گیج بودم نمیدونستم چه کار کنم. اما خب به دلیل احساس علاقه خیلی خیلی عمیقی که به همسرم دارم که هر روزم بیشتر از قبل میشه سعی کردم برشگردونم و موفق هم شدم. گرچه هنوز اون انسان غیر محترم هنوز مزاحمت ایجاد میکنه اما خب .دیگه سعی می کنم که به این مسائل اهمیت ندم چون تنها کسی که داغون میشه منم. حالا با این اوصاف من فکر میکنم راجع به یه مطلب فقط به صرف اینکه منفی یا مثبت هست نباید نظر قطعی بدید که به درد نمیخوره . باید به جای خودش استفاده مفید کرد. از مطالب مفید و تذکرات به جایی که دادید ممنونم. واقعا استفاده کردم.
Pingback: دگرش » عمر کوتاه ما و 20 مورد تحمل ناپذیر
نادر پاشا ۳۰ دی, ۹۱ at ۱۱:۲۲ ب.ظ پاسخ دادن
با سلام و تشکر مطلب در کل مطلب بسیار جالبیست منتها هضم آن با فرهنگ شرقی و ایرانی کار بسیار مشکلی است. من نزدیک سی ساله که ازدواج کرده ام انهم با کسی که عاشق هم بودیم. اکثر سالهای این زندگی با تحمل و گذشت سپری شده.من اورا تحمل کرده ام و او مرا.گویی برای زندگی کردن افریده نشده ایم و همیشه در انتظار آینده ای هستیم که هرگز وجود ندارد.دوستان عزیز در این مدت با دوستان و همکاران زیادی درددل کرده ایم و واقعیت این است که اکثرا از زندگی مشترک رضایت چندانی نداشتند.فرهنگ و اداب و سننی که در جامعه ما حاکم است امکان انتخاب درست را چه از مذکر و چه مونث می گیرد.زندگی زناشوئی غیر از چند سال اولش به جای اینکه مامن آسایش و صفا باشد جهنمی زجرآوریست که در بیشتر موارد با مرگ پایان می پذیرد. استثناها دردی را دوا نمیکند
arman ۱۴ بهمن, ۹۱ at ۲:۵۴ ب.ظ پاسخ دادن
vali doos dashtan ye chize digass
مهرداد ۱۵ بهمن, ۹۱ at ۳:۱۱ ب.ظ پاسخ دادن
95% درسته ، با نظر اسمان موافقم به حر حال ممنون
مونا ۱۸ بهمن, ۹۱ at ۱:۳۴ ب.ظ پاسخ دادن
به نظر من دو نفر هرچقدر هم همدیگرو دوست داشته باشن اگر تفاهم نداشته باشن زندگیشون اونجوری که میخوان نمیشه!اما تفاهم یعنی چی؟! تفاهم یعنی... توانایی تحمل تفاوت ها ... مطالب فوق کاملا درسته. اونایی هم که قبول ندارن دارن خوذشون گول میزنن!دوستای عزیزم با خودتون صادق باشین لطفا! ارزش خودتونو بدونید.
+ نوشته شده در ساعت توسط اسلامي
|