وقتی تغییرات کوچک، نتایج بزرگ ایجاد میکنند
وقتی تغییرات کوچک، نتایج بزرگ ایجاد میکنند
اینکه تغییرات کوچک، نتایج بزرگ ایجاد میکنند را بسیار شنیدهایم. اما اجازه بدهید در این مطلب، چند شاهدمثال از این نوع را که در همین دور و اطراف خود دیدهایم، ذکر کنیم. پس در ادامۀ مطلب، همراه ما باشید :)
هر سهشنبه، کیک یزدی تازه!
قنادیها همیشه شیرینیهای خوشرنگ و خوشعطر و خوشقیافه دارند و همۀ اینها چیزی است که اشتها را تحریک میکند و دلمان میخواهد چند تا از آنها را بخریم و به خانه ببریم و بخوریم. اما چه عاملی باعث میشود که واقعا تصمیم بگیریم امشب به قنادی برویم و شیرینی بخریم؟ بعضی وقتها، مناسبتهای خاصی این موقعیت را فراهم میکنند. اما در روزهای عادی چطور؟ یک قناد نابغه چطور میتواند شیرینیهای تازهاش را به مشتریان علاقهمند و خوشاشتها عرضه کند؟ یک قنادی در همین تهران خودمان، کاغذی پشت شیشۀ مغازهاش چسبانده و نوشته بود که «هر سهشنبه عصر، کیک یزدی تازه عرضه میشود». به همین سادگی! مشتریها که همیشه تازگی شیرینی برایشان مهم است، یادشان میماند که سهشنبهها میتوانند از این قنادی کیک یزدی تازه بخرند، و یادشان میماند که این قنادی جنسهای تازه دارد. بهبهانۀ کیک یزدی تازه وارد قنادی میشوند و ممکن است چیزهای دیگر هم بخرند، به دوستان و آشنایان خود هم دربارۀ آن میگویند؛ و به همین سادگی با این تغییر کوچک اما موثر، سهشنبهها عصر صف خرید کیک یزدی در این قنادی تشکیل میشود و تا آخرین دانۀ کیکهای یزدی تازه فروخته میشود!
میخواد منو بفروشه :(
برای فروختن ماشینها در ایران، همیشه معمول بوده است که صاحب ماشین، کاغذی را پشت شیشه میچسباند و روی آن مینویسد «فروشی» و احتمالا مدل ماشین و شمارۀ تماس را هم میگذارد. حالا در میانۀ این روش مرسوم و کلیشهشده، یک نفر ابتکاری جالب بهخرج میدهد و روی کاغذ یک صورتکِ ناراحت میگذارد با این جمله: «میخواد منو بفروشه». در میان این همه ماشین که فقط رویشان نوشته شده «فروشی»، این یکی با این تغییر ساده اما چشمگیر، کلی مشتری بیشتر جلب میکند!
فقط فتوکپی نداریم!
دیدهایم پشت خیلی از مغازههای لوازمالتحریرفروشی که انگار با لحنی عصبانی (گویا از بس جواب کسانی را دادهاند که در مورد کپی سوال داشتهاند) نوشتهاند: «کپی نداریم، لطفا سوال نکنید!» حالا، یک مغازۀ لوازمالتحریر آمده و همین چیزی را که میتواند نقطهضعف او محسوب شود، به نقطۀ قوت تبدیل کرده. حتما میپرسید چطوری؟ خیلی ساده؛ جمله را اینطوری شنگول کرده و نوشته: «فقط فتوکپی نداریم!»
کارتِ تخفیف بدهید، عکس بگیرید!
یک عکاسی تازه افتتاحشده در یک پاساژ بزرگ، چطور میتواند مشتریان را به سمت خود جلب کند؟ عکاسی مورد نظر ما، کاری جالب انجام داد. با سایر فروشگاههای پاساژ وارد مذاکره شد، گفت که به مشتریهایشان پیشنهاد بدهند در ازای فلان مقدار خرید، میتوانند یک کارت بگیرند که با آن میتوانند به عکاسی مراجعه کنند و یک سری عکسِ سه در چهار رایگان بگیرند. آن مغازهدارها خوشحال بودند که از این طریق، انگیزهای برای مشتریان خود ایجاد میکنند که بیشتر بخرند. وقتی خریداران با کارت تخفیف به عکاسی میرفتند، عکاس هوشمند و نابغۀ ما به آنها پیشنهاد میکرد که عکسهای دیگری هم بگیرند (اما اصلا آنها را توی رودربایستی و تحت فشار قرار نمیداد). تازه، کارتهای تخفیف را هم نگه میداشت و آخر ماه، پول عکسهای سه در چهار را از صاحبان مغازهها میگرفت. شما برای این ترفند ساده اما موثر دست نمیزنید؟
چی بپزم؟
این همه سایت آشپزی به زبان فارسی وجود دارد. این همه هم کتاب آشپزی. همه چیز از پیش مشخص است: مواد لازم و طرز تهیه و دستهبندی غذاها و... آیا واقعا همینطور است؟ یعنی راه ابتکار بسته است؟ یک سایت آشپزی چه کاری میتواند انجام دهد که از سایر سایتهای آشپزی متمایز شود و در عین حال، کاری انجام دهد که با کتاب آشپزی نمیشود انجام داد؟ باز هم یک ایدۀ ساده و جالب و بسیار موثر: به من بگو چه موادی تو خونه داری، تا بهت بگم چه غذاهایی میتونی درست کنی! دوست دارید این روش بامزه را از نزدیک ببینید و تجربه کنید؟ کافی است سری به سایت «چی بپزم؟» بزنید!
شما بگویید:
چه نمونههایی را در اطراف خود دیدهاید که فروشندگانی نابغه با تغییرات ساده، کارهای بزرگ و موثر انجام دادهاند؟ شاید خود شما در کار فروش هستید و از این نوع کارها انجام دادهاید. لطفا دربارۀ همۀ اینها، در بخش نظرات برای ما بنویسید. سپاسگزاریم!
منبع :http://www.maktabekamal.com/pe/media/mkmag/52-wealth-business/468
+ نوشته شده در ساعت توسط اسلامي
|