خدمات شیخ بهایی

هیچ ملتی بدون نگاه عمیق و دقیق به گذشته خود و بررسی احوال و اثار هنرمندان، صنعتگران، سیاستمداران و از همه مهمتر متفکران و دانشمندان نمیتواند مسیر حرکت به سوی ایندهای روشن و پربار را ترسیم و در ان پیش رود.
در این میان مطالعة زندگی برخی از این شخصیتهای تاریخ‌ساز اثر دیگری بر انسان دارد و زندگی شیخ بهائی از ان جمله است. زیرا وی از زمره متفکرانی است که علم و عمل، سیاست و اخلاق، مدارا با مردم و عرفان و سیر و سلوک را همزمان و در تار و پود شخصیت خود امیخته بود و بر اثر این جهاد علمی و معنویت درونی و خدمت به مردم به مقامی رسید که نامش نگین لوحة علما و دانشمندان است.

 خدمات عمرانی
دانش و هنر دو گوهر گرانبها هستند كه با هم پیوند نزدیك دارند و شیخ بها‌ء‌الدین، دانش و هنر را به خدمت آرمان‌های دینی گرفت و به راستی كه نمونه شاخصی از هنر متعهد بود.
 هنر معماری شیخ یادگارهای زیادی دارد كه در تاریخ اصفهان و ایران، بلكه جهان، پرآوازه است. این دانشمند بزرگ در این زمینه منشأ آثار گران‌قدری شد مهم‌ترین خدمات شیخ‌بهایی در رونق بخشیدن به شهر اصفهان  عبارتند از:
مسجدامام، ساعت شاخص اوقات شرعی، حمام شیخ بهایی، شهر نجف‌آباد و طرح تقسیم آب زاینده‌رود كه در برای اطلاعات بیشتر به مقاله شیخ بهایی اسوه علم و تقوا  و سازهای معروف شیخ بهایی مراجعه کنید.
آثار معماری و مهندسی شیخ بهائی را از حیث انتساب می توان به سه دسته تقسیم کرد؛
 اول ، آثاری که نسبت آنها به او قوی است ، مانند اثر مهندسی تقسیم آب زاینده رود برای هفت ناحیه از نواحی اصفهان که خصوصیّات آن بتفصیل در سندی که به طومار شیخ بهائی * شهرت دارد آمده است ؛
دوم ، آثاری که به گزارش منابع به بهائی منتسب است ، مانند طرّاحی کاریز نجف آباد معروف به قنات زرّین کمر، تعیین دقیق قبلة مسجدشاه اصفهان ، طرّاحی نقشة حصار نجف ، طرّاحی و ساخت شاخص ظهر شرعی در مغرب مسجد شاه اصفهان و نیز در صحن حرم مطهّر حضرت رضا علیه السلام ، طرح دیواری در صحن حرم حضرت علی علیه السلام در نجف اشرف به قسمی که زوال شمس را در تمام ایّام سال مشخص می کند،
 طرّاحی صحن و سرای مشهد مقدّس به صورت یک شش ضلعی ، اختراع سفیدآب که در اصفهان به سفیدآب شیخ معروف است ، ساختن منارجنبان * ، طرّاحی گنبد مسجدشاه اصفهان که صدا را هفت مرتبه منعکس می کند، وساختن ساعتی که نیاز به کوک کردن نداشت (مدرّس تبریزی ، ج 3، ص 305؛ امین ، ج 9، ص 240؛ نعمه ، ص 55ـ56؛ بهاءالدین عاملی ، کلیات ، مقدمة نفیسی ، ص 51؛ هنرفر، ص 455؛ رفیعی مهرآبادی ، ص 467، 471؛ همایی ، ج 1، ص 17)؛
 سوم ، آثاری که انتساب آنها به شیخ افسانه آمیز است و بیشتر نبوغ و شخصیّت نادر بهائی دستمایة انتساب این خوارق عادات و افسانه های تاریخی به وی شده است ، مانند حمّام معروف شیخ بهائی در اصفهان که می گویند مدت زیادی آب آن تنها با نور شمعی گرم بوده است (مدرّس تبریزی ، همانجا؛ نعمه ، ص 55؛ بهاءالدین عاملی ، کلیات ، مقدمة نفیسی ، ص 52؛ رفیعی مهرآبادی ، ص 397، 407).

 خدمات فرهنگی
در بخش فرهنگی، شیخ با تربیت و پرورش گروهی از دانشوران متعهد كه نام برخی از آنان را در شمار شاگردان وی آوردیم، گام هایی بلند برداشت و  اندیشه های اسلامی را در سراسر جهان گسترش داد.
نگارش حدود صد كتاب و رساله در علوم مختلف اسلامی، انسانی، پایه، ادبیات و غیره گام دیگری بود كه این عالم جهانگرد و زاهد سیاستمدار برداشت.
نویسنده كتاب "دین و دولت درعصر كنونی" می نویسد: شیخ بهایی علاوه بر آگاهی از علوم اسلامی، ریاضیدان و طبیب نیز بود.
وی دیوار صحن مرتضوی "امام علی" را طوری ساخته بود كه در تمام فصول وقت ظهر و زمان نماز را مشخص می كرد. تعیین قبله مسجد شاه اصفهان، تقسیم آب زاینده رود اصفهان به قراء "روستاها" و محلات مختلف، منارجنبان اصفهان، ساختمان گلخن حمام در اصفهان معروف به حمام شیخ بهایی كه با یك شمع آب را گرم می كرد. همگی از كارهای وی می باشد.(1 )
شیخ بهایی در حمایت از فعالیت های فرهنگی كوشا بود. از جمله برخی از كتاب هایی كه شیخ به كتابخانه امام رضا(ع) در مشهد اهداء كرده به نام "اعلام الدین دیلمی" خط شیخ بهایی را به یادگار دارد.(2 )

 خدمات اجتماعی
الف- حمایت از محرومان
"سید علیخان مدنی" معروف به كبیر در كتاب "سلافة العصر" كه یكی از منابع مهم حوادث دوران صفویه است چنین نوشته است:
 شیخ بهاءالدین بسیار بخشنده و با سخاوت بود. خانه ای بزرگ و عالی داشت كه یتیمان، زنان بی پناه و نیازمندان بدان پناه می بردند. چه بسیار كودكان خردسال كه در آن پایگاه محرومان شیر خوردند و چه بسیار مردم بی پناه كه در سایه آن آرام گرفتند؛ و شیخ كمك های فراوان به مردم داشت.
البته حمایت از محرومان و مستضعفان راه و رسم دیرینه همه انبیاء و اولیاء و عالمان متعهد بوده و شیخ بهایی یكی از شاگردان مكتب پیامبران و از چهره های برجسته تاریخ اسلام است.
 ب- احیای نام بزرگان
در راهنمای خراسان آمده است:(3) در شش كیلومتری شمال غربی مشهد، آرامگاه با شكوه خواجه ربیع واقع است كه از زیارتگاه های بسیار مشهور است. نام خواجه ربیع در تاریخ، ربیع بن خثیم - بر وزن قریش-  است. وی جزء تابعین "اصحاب پیامبر اسلام" و یكی از هشت زاهد نامی تاریخ اسلام به شمار می آید. "زهاد ثمانیه"
خواجه، تربیت یافته و دوست صمیمی "ابن مسعود" صحابی مشهور پیامبراست. شیخ بهایی در نامه ای كه به شاه عباس صفوی "اول" می نویسد.
 خواجه ربیع را از شورشیان علیه عثمان خلیفه سوم شمرده است كه در اوایل حكومت حضرت علی (ع) در ری حكومت داشت و در جنگ صفین با چهار هزار سپاهی ایرانی علیه معاویه به كمك علی (ع) شتافت. در این زمان كه در شمال ایران طغیان هایی علیه حكومت اسلامی برپا بود. حضرت امیر وی را به حكومت قزوین منصوب كرد.
هنگامی كه لشگر خراسان به جهاد با كفار می رفت خواجه ربیع كه در آن میان بود در طوس وفات كرد و در همین نقطه دفن شد. سال مرگ وی را سال 61 و 63 هجری قمری نوشته اند.
شیخ بهایی شاه عباس را وامی داشت كه آرامگاه پر شكوهی بر قبر خواجه بنیان كند. آرامگاه اصلی، بدین ترتیب در سال رحلت شیخ بهایی 1031 هجری قمری به دست "الغ الرضوی" خادم ساخته شده و كتیبه هایی به قلم "علیرضا عباسی" بر آن نوشته شده است.
چون ساختمان آرامگاه احتیاج به ترمیم های اساسی داشت، در سال 1310 هجری شمسی شروع به تجدید ساختمان كردند و كار تعمیر و ترمیم  بالاخره پس از 34 سال در شهریور 1344 هجری شمسی پایان یافت. از جنبه معماری ساختمان خواجه ربیع، منبع الهام تاج محل ( یكی از عجائب هفتگانه عالم ) بوده است.
سعی در احیای خاطره مردان بزرگ، یكی از تلاش های اجتماعی شیخ بهایی است كه در این جریان تاریخی ثبت شده است.

خدمات سیاسی
شیخ بهایی در روزگار شاه عباس معروف، نقش سیاسی مهمی در اداره امور  كشور داشت. جایگاه اجتماعی، اطلاعات گسترده از جهان، آشنایی با زبان های رایج زمان، و تخصص در علوم اسلامی، و زهد و ساده زیستی از وی چهره ای نمونه و بارز ساخته بود.
او مدّت ها در هرات "شیخ الاسلام" بود و كلیّه امور دینی مردم را رهبری می كرد. پس از مدتی از این سمت كناره گیری كرد و به مسافرت های حجاز و مصر و شامات و عراق و آذربایجان پرداخت و پس از سال 1006 قمری كه شاه عباس كبیر، رسماً اصفهان را پایتخت قرار داد منصب شیخ الاسلامی اصفهان را به عهده گرفت.
از سال های 1012 قمری تا 1019 مجدداً به مسافرت پرداخت و به شهرهای گوناگون حجاز، شام، آذربایجان و غیره رفت و در این مدت از مقام شیخ الاسلامی كناره گیری كرد. در سال 1019 قمری كه به اصفهان بازگشت تا آخر عمر، از رجال مهم مذهبی و سیاسی كشور بود و امور شرعی اصفهان و مقام شیخ الاسلامی را بر عهده داشت.(4)قفی الدین اوحدی بلیاتی در عرفات عاشقین لفظ "بهاءالدین" را كلمه فتح ایروان می داند. او می گوید: گنج ایروان طلسمی بود كه در ازل به اسم او بسته شده بود.(5)

خدمات علمی
گذشته از علوم و معارف اسلامی ، مهمترین حوزة فعالیت علمی بهائی ، ریاضی و سپس معماری و مهندسی است . معروفترین اثر علمی و ریاضی او خلاصة الحساب است که یک دورة ریاضیّات مقدماتی و متوسّط است و شروح بسیاری برآن نگاشته شده است ( ایرانیکا ، ذیل مادّه ؛ آقابزرگ طهرانی ، 1403، ج 7، ص 224ـ 225، ج 13، ص 227ـ234؛ نیز رجوع کنید به خلاصة الحساب * ).
دیدگاههای ریاضی بهائی تنها به مطالب خلاصة الحساب محدود نبوده ، بلکه وی در حلّ مسائل فلسفی نیز از ریاضی بهره جسته است .
برای نمونة در بطلان نظریة عدم تناهی ابعاد ( کشکول ، ج 2، ص 204ـ205، 253)، ابطال قول به «جزء لایتجزّی » یا «جوهر فرد» (همان ، ج 1، ص 266) و امتناع تسلسل علل و معلولات (شریف لاهیجی ، ص 1072) به طرح استدلالات ریاضی و هندسی روی آورده است .
در حلّ مسائل فقهی نیز از ریاضی به نحو مطلوبی بهره جسته که نمونة آن تعیین حجم و وزن آب کُر و تعیین نصاب در زکات است .
بهائی در کشکول نیز شماری از مسائل ریاضی و هندسی را طرح کرده است ، از جمله محاسبة جذر اَصَمّ تقریبی (ج 3، ص 437) و تعیین ارتفاع بناها یا عوارض مرتفع بدون داشتن ابزارهای اندازه گیری (ج 2، ص 200ـ201؛ نیز رجوع کنید به ج 1، ص 131ـ134، ج 2، ص 298ـ299، 303، ج 3، ص 166، 173، 224ـ225، 433 ـ 434).

مهمترین آثار بهائی در نجوم تشریح الافلاک و دو رسالة اسطرلاب به فارسی و عربی است . تشریح الافلاک مختصر است و بارها به طبع رسیده است و نسخ خطّی فراوانی از آن در کتابخانه های ایران و عراق وجود دارد.
در بین آثار علمی بهائی این کتاب پس از خلاصة الحساب بیش از هر اثر دیگری مورد توجه دانشمندان واقع شده و تا مدتها از کتب درسی حوزه های علمیه به شمار می آمده است .
مؤلف حاشیه ای ، بیش از دو برابر اصل ، نیز بر آن نگاشته است (برای آگاهی از شروح و حواشی تشریح الافلاک رجوع کنید به امینی ، ج 11، ص 263ـ264؛ نعمه ، ص 355ـ 356؛ آقابزرگ طهرانی ، 1403، ج 4، ص 186ـ187، ج 6، ص 39). رسالة اسطرلاب به عربی ، مشهور به الصفیحة یا الصّفحة نیز شرح شده است (رجوع کنید به نعمه ، ص 356)
و رسالة اسطرلاب به فارسی معروف به تحفة حاتمیّه یا هفتاد باب به خواهش اعتماد الدّوله حاتم بیک صافی اردوبادی (متوفی 1090)، صدراعظم شاه عباس ، نوشته شده است (بهاءالدین عاملی ، کلیات ، مقدمة نفیسی ، ص 66ـ67). این اثر نیز بارها به چاپ رسیده است .
بهائی در جغرافیا نیز آثار متعددی دارد که معروفترین آنها تضاریس الارض یا رسالة فی کرویّة الارض (995) است (آقابزرگ طهرانی ، 1403، ج 4، ص 200، ج 17، ص 292).
همچنین ، تبحّر بهائی در علوم غریبه ریشة انتساب بعضی افسانه های دیگر، است مانند آگاهی شیخ از سرمة خفا و تعلیم آن به نااهل و دفن کردن دو قطعه سنگ در شیراز و اصفهان برای دفع وبا و طاعون . بعضی منابع این حکایات را ساختگی دانسته (مدرّس تبریزی ، همانجا؛ بهاءالدین عاملی ، کلیات ، مقدمة نفیسی ، ص 47ـ53) و بعضی دیگر آنها را تلقّی به قبول کرده اند (نوری ، 1415ـ1416، ج 2، ص 229ـ230؛ عباس قمی ، 1327 ش ، ج 2، ص 513ـ514؛ خراسانی ، ص 639ـ640).
 در این میان ، استفادة شیخ از کتابی با عنوان کلّه سر که شامل علوم کیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا، ریمیا، بوده است ، به گزارش خود او مستند است (طباطبائی ، ج 1، ص 244). همچنین ، مصاحبت وی با آگاهان از علوم خفیه به گزارش محمدتقی مجلسی (1414، ج 5، ص 309) متیقّن است .
 در کشکول (ج 1، ص 313، ج 2، ص 188، 309، ج 3، ص 321) نیز مطالبی در علوم غریبه و طلسمات آمده که حاکی از اطلاع بهائی بر آنهاست (برای اطلاع از سایر انتسابات افسانه ای به شیخ بهائی رجوع کنید به تنکابنی ، ص 238).
همچنین فالنامه هایی که به نام بهائی به طبع رسیده فاقد اعتبار، ولی و حاکی از نفوذ شخصیّت او در فرهنگ عامّه است . نیز کتاب اسرار قاسمی که به قاسم نامی از شاگردان بهائی منسوب است و دربارة آن حکایات غریبی نقل شده است ، با آنکه محدّث نوری (1415ـ1416، ج 2، ص 228) به نقل از محبوب القلوب آن را آورده ، بی اساس می نماید.
 آنچه مسلّم است ، به گزارش سیدحسن کرکی ، بهائی از دانشهایی که هیچکس از علمای عامّه و خاصّه قبل از او و در زمان او از آنها اطلاع نداشتند، آگاهی داشته (خوانساری ، ج 7، ص 57ـ 58) و همین سبب شده است که هر امر عجیبی را بدو نسبت دهند (مدرّس تبریزی ، ج 3، ص 304ـ305؛ نوری ، همانجا).

پی نوشت ها :
1 - دین و دولت در عصر صفوی. چاپ دوم، مریم میر احمدی، ص 71، انتشارات امیر كبیر.
2 - یاد نامه علامه مجلسی، ویژه نامه رسالت، ص 30 به نقل از محمد باقر ابطحی.
3- راهنمای  خراسان، علی شریعتی با تلخیص، ص 142.
4- علامه مجلسی، سید مصلح الدین مهدوی، ص 282.
5- دین و دولت در عصر صفوی، ص 71، مریم میر احمدی، انتشارات امیركبیر.

طبع لطیف شیخ بهایی
بهائی آثار برجسته‌ای به نثر و نظم پدید آورده‌است که علاوه بر فارسی و عربی، شامل ترکی هم می‌شده‌است. اشعار فارسی او عمدتاً شامل مثنویات، غزلیات و رباعیات است.
 وی در غزل به شیوه فخرالدین عراقی و حافظ در رباعی با نظر به ابو سعید ابوالخیر و خواجه عبدالله انصاری و در مثنوی به شیوه مولوی شعر سروده‌است.
ویژگی مشترک اشعار بهائی میل شدید به زهد و تصوّف و عرفان است. بهترین منبع برای گردآوری اشعار بهائی، کشکول است تا جائی که به عقیده برخی محققان، انتساب اشعاری که در کشکول نیامده‌است به بهائی ثابت نیست.
 
 ازمثنوّیات معروف شیخ در زبان فارسی می‌توان از اینها نام برد:
    نان و حلوا یا سوانح سفر الحجاز (بر وزن مثنوی مولوی) در این اثر ابیاتی از مثنوی را نیز تضمین کرده‌است.
    نان و پنیر (بر وزن مثنوی مولوی) نزدیکترین مثنوی بهائی به مثنوی مولوی از نظر محتوا و زبان
    شیر و شکر (اولین منظومة فارسی در بحر خَبَب یا مُتدارک). شیر و شکر بسیار جذاب است و با وجود مختصر بودن (161 بیت در کلیات چاپ نفیسی و 141 بیت در کشکول) سرشار از معارف و مواعظ حکمی با لحنی حماسی است. [1]
    مثنوی‌هایی مانند نان و خرما، شیخ ابوالحشم و رموز اسم اعظم را نیز منسوب بدو دانسته اند. [2]
«طوطی نامه »، نفیسی این مثنوی را که از نظر محتوا و زبان نزدیکترین مثنوی بهائی به مثنوی مولوی است ، بهترین اثر ادبی شیخ دانسته و با آنکه آن را در اختیار داشته جز اندکی در دیوان بهائی نیاورده و نام آن را نیز خود براساس محتویاتش انتخاب کرده است (رجوع کنید به بهاءالدین عاملی ، کلیات ، مقدمة نفیسی ، ص 82 ـ85)؛ شیر و شکر ، اولین منظومة فارسی در بحر خَبَب یا مُتدارک است .
از نثر فارسی او تنها نمونه‌ای که در دیوان‌های چاپی آمده‌است رساله پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش است. بهایی در عربی نیز شاعر و زبان دانی چیره دست است و آثار نحوی و بدیع او در ادبیات عربی جایگاه ویژه‌ای دارد که مهم‌ترین و دقیقترین آنها اثر او در نحو به نام الفوائد الصمدیه است.
    قصیده: معروفترین آن موسوم به وسیلة الفوز و الامان فی مدح صاحب الزّمان علیه السلام در 63 بیت است که هرگونه شبهه‌ای را در دوازده‌امامی بودن وی مردود می‌سازد.
    ارجوزه سرایی : دو نمونه بی بدیل (هراتیة یا الزّهرة)[21] [3]و نیز (ریاض الارواح) [4]
    دوبیتی: دوبیتیهای عربی شیخ بیشتر در اظهار شوق نسبت به زیارت روضة مقدّسه معصومین علیه السلام است.
بخش مهمی از اشعار عربی شیخ لُغَز و معمّاست که بیانگر تسلط شیخ بر این حیطه‌است. توانایی او در ایجاز و بیان معماگونه مطالب در آثاری چون رسائل پنجگانه اثنی عشرّیه، خلاصة الحساب، فوائد الصمّدیه، تهذیب البیان، الوجیزه فی الدرایه و همچنین تبحر او در صنعت لُغَز و تعمیه در آثاری چون لغزالزبده، لغزالنحو، لغزالکشّاف، لغزالصمدیه، لغزالکافیه و فائده مشهود است.
نامدارترین اثر بهائی الکشکول، معروف به کشکول شیخ بهائی است که مجموعه گرانسنگی از علوم و معارف مختلف و آینه معلومات و مشرب بهائی محسوب می‌شود. بهائی در شمار مؤلفان پر اثر در علوم مختلف است و آثار او تماماً موجز و بدون حشو و زواید است.
 اثر منحولی نیز به نام مِخلاة به سبک کشکول ولی خلاصه تر و سست تر از آن به نام بهائی منتشر شده است . آنچه مسلّم است به تصریح خود بهائی در مقدمة کشکول (ج 1، ص 9)، وی تألیفی با عنوان مِخلاة قبل از کشکول و در جوانی نگاشته است .
 همچنین تذکره نویسان متقدّم (افندی اصفهانی ، 1410، ص 68؛ حرّعاملی ، 1385، ج 1، ص 156) نام مخلاة را در سیاهة آثار بهائی ثبت کرده و آن را مفصّل تر از کشکول دانسته اند، ولی انتساب آنچه به نام بهائی در 1317 در مصر چاپ شده مورد تردید و تأمّل بسیار است ، زیرا محتوای آن (ص 7، 11، 15) نشان از غیرامامی بودن مؤلفش دارد (نیز رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی ، 1403، ج 20، ص 232ـ233؛ استوارت ، ص 47؛ مهاجر، ص 170).
 همین شبهه دربارة رسالة کوتاه (21 صفحه ) اسرارالبلاغة که با مخلاة به چاپ رسیده و به بهائی منسوب است ، وارد است و آنچه انتساب آن را به بهائی بکلّی مردود می سازد، تاریخ نگارشِ (853) قید شده در پایان رساله است (نیز رجوع کنید به استوارت ، ص 46؛ مهاجر، ص 171).

 طنز و شوخ طبعی در کشکول شیخ بهایی
 در شماره سی و هفتم از مجموعه کتاب های مترو ، از کشکول شیخ بهایی، طنز و شوخ طبعی‌های موجود در كشكول شیخ بهایی توسط مهدی تمیزی استخراج شده كه چند حکایت از این مجموعه را در اینجا ذكر می‌نماییم:
- مردی زمینش را به مبلغی فروخت و در برابر آن اسبی خرید . حکیمی به او رسید و گفت: "دانستی که چه معامله‌ایی کردی؟ چیزی را که به آن سرگین می‌دادی و در برابرش جو می‌گرفتی، با چیزی عوض کردی که باید به آن جو بدهی و در برابرش سرگین بگیری! "
- یکی از یکی دیگر درخواست کرد، تا مبلغی را با مهلت یک ماهه به او قرض دهد . آن یکی گفت: "اکنون مبلغی را که می‌خواهی ندارم . اما می‌توانم به جای یک ماه به تو یک سال مهلت بدهم! "
- پارسایی مقداری گندم برای پیرمرد آسیابانی برد و به او گفت: "هر چه سریع‌تر گندم‌های مرا آرد کن، اگر نه نفرین می‌کنم تا الاغ تو به صورت سنگی درآید." آسیابان پیر ، نگاهی به او کرد و گفت: "اگر راست می‌گویی، الاغ را رها کن و دعا کن تا گندم‌هایت به صورت آرد درآید!"
- مردی به صاحبخانه‌ی خود گفت: "زحمت بکشید و ستون این سقف را تعمیر کنید که به شدت صدای شکستگی می‌کند." صاحبخانه گفت: "نگران نباش، ستون در حال ذکر گفتن است!" مرد گفت: "البته که نگران نیستم ، فقط می‌ترسم نازک دلی در او ایجاد شود و سجده کند! "[5]
در توضیح بیشتر برخی از آثار ادبی شیخ بهایی به مقاله  نان و حلوا مراجعه کنید. 
 
معروف ترین غزل شیخ بهایی

 تا کی به تمنای وصال تو یگانه                                                               اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه                                                     ای تیره غمت را دل عشاق نشانه

             جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

رفتم به در صومعه عابد و زاهد                                                             دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد

در میکده رهبانم و در صومعه عابد                                                        گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

         یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه

روزی که برفتند حریفان پی هر کار                                                        زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار

من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار                                                          حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار

     او خانه همی جوید و من صاحب خانه

هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو                                                     هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو

در میکده و دیر که جانانه تویی تو                                                           مقصود من از کعبه و بتخانه تو        مقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه

بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید                                                   پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید                                                     یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید

           دیوانه منم، من که روم خانه به خانه

عاقل به قوانین خرد راه تو پوید                                                               دیوانه برون از همه آئین تو جوید

تا غنچهء بشکفتهء این باغ که بوید                                                          هر کس به بهانی صفت حمد تو گوید

         بلبل به غزل خوانی و قُمری به ترانه

بیچاره بهایی که دلش زار غم توست                                                       هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست

امید وی از عاطفت دم به دم توست                                                       تقصیر "خیالی" به امید کرم توست

                                                      یعنی که گنه را به از این نیست بهانه

پی نوشت ها :
[1]  روزنامه همشهری، 21 مهر 1387، ص 16
[2] مثنوی اخیر به گزارش میر جهانی طباطبائی (ص 100) از آنِ سید محمود دهدار است
[3]  کشکول، ج1، ص 189 - 194
[4]  کشکول، ج1، ص225 - 227
[5]  مجموعه کتاب‌های مترو ، ش 37 ، مهدی تمیزی

اساتید
نام برخی از اساتید شیخ بهایی از این قرار است  [1]:
   1. فقه و اصول، تفسیر، حدیث و ادبیات عرب را نزد پدرش شیخ عزالدین حسین عاملی.
   2. منطق و کلام و معانی و بیان و ادبیات عرب و   را نزد نجم ابن شهاب، معروف به ملاعبدالله بهابادی  [2].
   3. ریاضی، کلام و فلسفه را از مولانا افضل قاینی مدرس سرکار فیض کاشانی فرا گرفت.
   4. طب را از حکیم عماد الدین محمود، طبیب ویژه شاه طهماسب و مشهورترین پزشک ایران در آن دوره آموخت.
   5. صحیح بخاری را نزد ابی الطیف مقدسی فرا گرفت [3].
   6. همچنین نقل است نزد ملا محمد باقر یزدی مؤلف کتاب مطالع الانوار که از ریاضی‌دانان عصر خود بوده نیز درس خوانده‌است.
7. ملاّ عبداللّه یزدی (متوفی 981) صاحب حاشیه بر تهذیب المنطق تفتازانی که به نام حاشیة ملاعبدالله از کتب درسی رایج منطق در حوزه های علمیّه است.
8. شیخ بهائی نزد ملاّ عبدالله حکمت ، کلام ، طب و قدری منقول خوانده و در آثار خود از او به علاّ مه یزدی تعبیر کرده است.
9. شیخ احمد گچایی معروف به پیراحمد قزوینی که بهائی در قزوین از او حکمت و ریاضیات آموخت
10. شیخ عبدالعالی کرکی (متوفی 993) فرزند محقق کرکی ؛ محمّدبن محمّدبن ابی اللّطیف مقدسی شافعی ، که بهائی الجامع الصحیح و دیگر آثار محمدبن اسماعیل بخاری و نیز الجامع الصحیح مسلم را از طریق او نقل می کند.اجازة روایت شیخ بهائی از صحیح بخاری یکی از اسناد کم نظیر است.[4]
11. ر علوم غریبه شاگرد محمود دهدار * (متوفی 1016) بوده است (میرجهانی طباطبائی ، ص 100). هرچند این مطلب در منابع معتبر نیامده و احتمالاً بهائی ، علوم غریبه را از کتابهایی که شیخ علی منشار از هند آورده بود آموخته است .

شهرت علمی و موقعیت اجتماعی بهائی شاگردان بسیاری را در محضرش گردآورد.
تعداد کثیری از دانشوران نامی قرن یازدهم نزد وی تحصیل کرده‌اند. یکی از محققان معاصر  [5] 33 تن از شاگردان او را نام برده‌است که در این‌جا به مشهورترین آن‌ها اشاره می‌کنیم:
   1. ملا محمد محسن بن ‏مرتضی بن محمود فیض کاشانی، متوفی 1091 ق.
   2. سیدمیرزا رفیع‌الدین محمدبن حیدر حسینی طباطبایی نائینی، متوفی 1099 ق.
   3. ملامحمدتقی بن مقصود علی مجلسی، معروف به مجلسی اول، متوفی 1070 ق.
   4. صدرالدین محمدبن‌ابراهیم شیرازی، معروف به ملاصدرا، حکیم مشهور قرن یازدهم، متوفی 1050 ق.
   5. ملامحمدباقربن‌محمد مؤمن خراسانی سبزواری، معروف به محقق سبزواری، شیخ‌الاسلام اصفهان، متوفی 1090 ق.

شاگردان 
شهرت علمی و موقعیت اجتماعی بهائی شاگردان بسیاری را در محضرش گردآورد. امینی (ج 11، ص 252ـ260)، کاملترین گزارش از اسامی شاگردان شیخ و راویان او را گردآوری کرده است .
وی از 97 نفر با ذکر منبع و ترتیب الفبایی نام می برد که مشهورترین آنها عبارت اند از: محمدتقی مجلسی ؛ محمدمحسن فیض کاشانی ؛ صدرالمتألهین شیرازی ؛ سید ماجد بحرانی * که بر الاثناعشریّة بهائی (دربارة نماز) تعلیقه نگاشته است (همان ، ج 11، ص 262)؛
شیخ جوادبن سعد بغدادی معروف به فاضل جواد، شارح خلاصة الحساب و زبدة الاصول شیخ بهائی ؛ ملاّ حسنعلی شوشتری که در 1030 از بهائی اجازة روایت دریافت داشته است (محمدباقر مجلسی ، ج 107، ص 23ـ24)؛
ملاّ خلیل بن غازی قزوینی (متوفی 1089)؛ شیخ زین الدّین بن محمد نوادة شهید ثانی ؛ ملاّ صالح مازندرانی ؛ مجتهد کرکی ؛ علی بن سلیمان بحرانی * معروف به امّالحدیث ؛ رفیع الدّین محمّد نائینی مشهور به میرزا رفیعا (برای تفصیل بیشتر رجوع کنید به محمدباقر مجلسی ، ج 106، ص 146ـ151؛ آقابزرگ طهرانی ، 1403، ج 1، ص 237ـ239).

از جمله شاگردان شیخ
    * صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی، معروف به ملاصدرا، فیلسوف بنیانگذار حکمت متعالیه، متوفی به سال 1050 ق.
    * ملا محمد تقی بن مقصود علی مجلسی، معروف به مجلسی اول، وفات 1070 ق.
و شیخ زین الدّین بن محمد نوادة شهید ثانی ؛ ملاّ صالح مازندرانی ؛ مجتهد کرکی ؛ علی بن سلیمان بحرانی * معروف به امّالحدیث ؛ رفیع الدّین محمّد نائینی مشهور به میرزا رفیعا و غیره . [6]
    * ملا محمدباقر بن محمد مومن خراسانی سبزواری، معروف به محقق سبزواری، شیخ الاسلام اصفهان، وفات 1090 ق.
    * سید میرزا رفیع الدین محمد بن حیدر حسینی طباطبایی نائینی، وفات 1099 ق.

پی نوشت ها :
 [1] اربعین شیخ بهایی، مترجم: عقیقی بخشایشی، چاپ سوم، قم، دفتر نشر نوید اسلام.
 [2] مؤلف مشهور «حاشیه بر تهذیب منطق» معروف به «حاشیه ملا عبدالله».
 [3] روضات الجنات، ج 7، میرزا محمدباقر خوانساری، کتابخانه اسماعیلیان .
[4]   اسکندر منشی ، ج 1، ص 156، 168؛ افندی اصفهانی ، 1401، ج 5، ص 95؛ بحرانی ، ص 434ـ435؛ محبّی ، خلاصة الاثر ، 1411، ج 3، ص 440؛ امینی ، ج 11، ص 250ـ251؛ امین ، ج 9، ص 243؛ آقابزرگ طهرانی ،1411، ص 75؛ همو، 1403، ج 15، ص 378، ج 1، ص 519؛ نوری ، 1415ـ1416، ج 2، ص 252
 [5] سیمایی از شیخ بهایی در آئینه آثار، محمد قصری، انتشارات آستان قدس رضوی، 1374 ش.
[6]   برای تفصیل بیشتر رجوع کنید به محمدباقر مجلسی ، ج 106، ص 146ـ151؛ آقابزرگ طهرانی ، 1403، ج 1، ص 237ـ239


http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=206436