راهحلهاي جادويي مديريت: راه فرار مديران از تصميم گرفتن
راهحلهاي جادويي مديريت: راه فرار مديران از تصميم گرفتن
نوشته رابرت سايمونز
ترجمه مسعود سلطاني
بسياري از مديران به فايدهمندي روشهاي نوين مديريت ترديد دارند و دلايل خوبي نيز، براي ترديدشان دارند. مشاوران و ناشران مديريتي پيوسته رويكردهاي تازهاي عرضه ميكنند و مدعي هستند كه با اين رويكرد به بهبود عملكردي معجزهآسا دست خواهيد يافت. اما بيشتر اين ايدهها با توفيقهاي واقعي كسبوكارها نسبتي ندارند و به مشكلات كمكي نميكنند.
من هميشه اين نگراني را داشتهام كه براي مشكلات پيچيده كسبوكارها، راهحلهاي عمومي و دم دست به كار برود. در سالهايي كه استاد مدرسه بازرگاني هاروارد بودم، مدهاي مديريتي بسياري آمدهاند و رفتهاند؛ من اين الگوها و راهكارهاي از پيش تعريف شده را بر مبناي آخرين نظريهها و تكنيكها، تدريس كردهام.
نوشتن كتاب و مشاورههاي آنچناني كار ساده اي است. اداره كسبوكار بسيار دشوار است. نميتوانيد دور بايستيد و دستي بر آتش نداشته باشيد. بايد درگير كار شويد و به جزييات دقت كنيد.
مسايلي كه با آن مواجه ميشويد، پاسخي ساده ندارند. پاسخها در هر كسبوكاري فرق ميكنند. پس از 25 سال تجربه آموزش به مديران، به اين نتيجه رسيدهام كه تنها يك راه وجود دارد كه براي تمامي كسبوكارها به كار ميآيد و اين راه پرسيدن پرسشهاي درست است. رويكرد ما بر سه فرض استوار است.
نخست، من بر اين باورم كه اجراي موفق استراتژي مستلزم انتخابهاي سخت است. اين انتخابها بر منطقي ساده و شفاف استوار هستند. اغلب از اين اصول ساده و بديهي غفلت ميشود و دليل آن نيز پيچيدگي تكنيكها و چارچوبهايي است كه مشاوران و كتابهاي مديريتي براي يافتن راهحلي جادويي عرضه ميكنند. پرسشهاي ساده، چاره سردرگمي است و ابهامهاي مسير تفكر، را بر ميدارند. به ما اين فرصت را ميدهند كه بر مسايل كليدي متمركز شويم، مسايلي كه پشتيبان تصميمهاي مهم است.
اغلب، با اين استدلال غلط كه همه چيز را ميتوانيم داشته باشيم، به عادت پرهيز از انتخاب در ميغلطيم. به جاي تمركز بر يك گروه مشتري، به انواع مشتريها توجه ميكنيم. به جاي ترويج ارزشهاي كليدي، فهرستي از رفتارهاي مطلوب را طرح ميكنيم. به جاي تمركز بر چند معيار حياتي، كارت امتيازي با معيارهاي متعدد توسعه ميدهيم. سخت كار ميكنيم تا انتخابي نكرده باشيم. مسئله اصلي اين است كه فرضهاي مرسوم را به چالش بكشيم و تصميمهاي دشواري بگيريم.
دوم، هر كسبوكار و صنعتي، خاص است. بنابراين بيمعناست كه در پي راهحلي فراگير براي مسايل پيشرو باشيم. شما خيلي بيش از من درباره كسبوكارتان ميدانيد، خيلي بيش از آنچه من بتوانم در مدتي طولاني درباره كسبوكار شما بياموزم.
در نهايت، من معتقدم كه براي اجراي موفق استراتژي، بايد بحثي دو طرفه با سازمان داشته باشيم. هيچ توجيه جادويي وجود ندارد، هيچ معيار يا كارت امتيازي وجود ندارد كه به شما بگويد مشكل استراتژي شما در چيست. تنها يك راه براي موفقيت وجود دارد. بحثهاي مداوم و رو در رو را با اعضاي سازمان درباره دادههاي جديد، فرضيههاي ناگفته، انتخابهاي دشوار و در نهايت برنامههاي عملياتي دنبال كنيد.
* اين نوشته برگرفته از كتاب Seven Strategy Questions, 2011 است كه به زودي انتشارات آرياناقلم، ترجمه فارسي اين كتاب را منتشر خواهد كرد.
منبع : http://www.aryanacmc.com/Content.aspx?id=300
+ نوشته شده در ساعت توسط اسلامي
|