چرا من تغيير نمي‌كنم؟

چنانچه مي‌بينيم با كمال تعجب، اغلب سعي و تلاش‌هاي ما در جهت ايجاد تغيير به نتيجه نمي‌رسند. استاد از سيگار كشيدن، سكس مكانيكي و اختلالات تغذيه، به عنوان عاداتي نام مي‌برد كه به سختي قابل كنترل هستند. در اين زمينه، او چگونگي رخ دادن چنين عادات و آنچه را كه مي‌توان در موردشان انجام داد مورد بحث قرار مي‌دهد:
«فرويد معتقد است مي‌گويد 90 درصد از بيماران رواني به علت سركوب تمايلات جنسي خود دچار بيماري‌هاي رواني شده‌اند. نمي‌گويم به سكس توجه نكنيد، وجود و هستي‌تان را تغيير دهيد و بقيه امور تغيير خواهند كرد. اما موضوع اين است كه چرا چنين نياز مفرطي به سكس وجود دارد؟ زيرا شما عصبي و نگرانيد و سكس باعث آرامش مي‌شود. تنش‌هايتان رها شده، احساس آرامش مي كنيد و مي‌توانيد بخوابيد. اگر سكس را سركوب كنيد عصبي و نگران باقي مي‌مانيد. اگر سكس را –امكان رهايي را – سركوب كنيد، چه اتفاقي خواهد افتاد؟ ديوانه خواهيد شد.
شما غذا مي‌خوريد چون بدنتان به آن نياز دارد. هر آنچه مي‌خوريد به نحوي مورد نياز بدن شما است. اگر غذاهاي غيرگياهي بخوريد، ذهن، بدن و روحتان خشن مي‌شود. نه! رژيم غذائي‌تان را تغيير ندهيد! زيرا خشونت به طريقي كانال ديگري پيدا خواهد كرد. خودتان را تغيير دهيد و غذا تغيير خواهد كرد؛ لباس پوشيدنتان تغيير خواهد كرد؛ سكس تغيير خواهد كرد؛ اما تغيير بايد در عميق‌ترين جاي روح شما رخ دهد نه در اندام‌هاي مشابه. تمام آشفتگي‌ها ناشي از توجه به پيرامون است، در مركز هيچ آشفتگي وجود ندارد، شما درست مانند دريا هستيد. به تماشاي دريا برويد. تمام آشفتگي‌ها، برخوردها و امواج فقط در سطح است. در عميق‌ترين ‌بخش‌هاي دريا هيچ آشفتگي وجود ندارد، حتي موجي كوچك؛ در درياي وجودتان عميق فرو رويد و آرامش را به دست ‌آوريد؛ به نقطه‌اي برسيد كه هيچ آشفتگي و ناآرامي هرگز در آن راه نداشته است. همان‌جا بايستيد. هر تغيير و دگرگوني از آن‌جا ميسر مي‌شود. در آن‌جا خود، استاد خويشتن‌ايد. اكنون هر آن‌چه غيرضروري است مي‌تواند دور انداخته شود؛ بدون هيچ‌‌گونه درگيري و نزاع. هر گاه چيزي را با جنگ و نزاع دور بيندازيد (ترك كنيد) هرگز دور انداخته نمي‌شود. مي‌توانيد با نزاع سيگار را ترك كنيد، اما بعد جانشين ديگري ا‌ز راه مي‌رسد. شروع به جويدن آدامس مي‌كنيد؛ ممكن است خود كار بجويد؛ بايد ذهنتان را مشغول سازيد! زماني كه دهانتان كار مي‌كند، احساس آرامش مي‌كنيد زيرا تنش‌ها از طريق دهان رها مي‌شوند. بنابر‌اين زماني كه فرد عصبي است شروع به سيگار كشيدن مي‌كند. او نمي‌تواند مستقيماً سيگار را ترك كند. زيرا الزامات مربوطه بسياري دارد. شما عصبي هستيد و اگر سيگار را ترك كنيد ممكن است دست به كاري مخرب‌تر بزنيد.
از مشكلات فرار نكنيد! با آن‌ها روبرو شويد! مشكل عصبي بودن شما است، «خواه سيگار بكشيد، خواه نكشيد.» مراقبه كنيد. تنش‌هايتان را در آسمان رها كنيد، بدون هيچ هدفي! بگذاريد تخليه هيجاني اتفاق بيفتد. زماني كه تنشي وجود ندار‌د، اين چيزها بي‌معني است و ترك خواهند شد. رژيم غذايي‌تان تغيير خواهد كرد، روش زندگي‌تان تغيير خواهد كرد. اصرارم بر شما است. شخصيت و رفتار يك موضوع ثانويه است. ماهيت شما امري اصلي و اساسي است. توجه زيادي به آنچه انجام مي‌دهيد نكنيد، توجه‌تان را به آنچه هستيد معطوف سازيد. «وجود» بايد مورد توجه قرار گيرد و عمل بايد به خود واگذاشته شود. زماني كه وجود تغيير كند، «عمل» نيز به دنبالش تغيير خواهد كرد. به واقع هيچ چيز هرگز ترك نمي‌شود، تنها به ناگاه مي‌رود زيرا شما مي‌خواهيد. اين آزادي شما است اما آزادي بسيار خطرنا‌ك است. زيرا ديگر هيچ گوشه‌اي براي مخفي شدن باقي نمي‌ماند. ديگر نمي‌توانيد مسؤوليت اعمال خود را بر گردن چيز ديگري بيندازيد. تنها چيزي كه مهم است اين است كه هميشه (همواره) متوجه آزادي‌تان باشيد. اگر ندانيد كه آزاديد به واقع دور چيزي انداخته نشده است. آنچه را كه را مي‌گويم انجام دهيد. بگذاريد تصميم «سيگار نكشيدن» وجود داشته باشد. اجازه دهيد سيگار از انگشتانتان بيفتد و آن‌گاه فقط نظاره كنيد. فقط مشاهده كنيد هرگاه دوباره خواستيد سيگار بكشيد! نگوئيد اين عمل را به علت عادتي كهنه انجام مي‌دهيد، زيرا هر بار تصميمي جديد است. براي مصون نگه داشتن خودتان سعي داريد مسؤوليت را بر گردن عادتي كهنه بيندازيد. لطفاً اين كار را نكنيد. به راحتي بگوييد: «من تصميم دارم دوباره سيگار بكشم.» تصميم خودتان است. مي‌توانيد دوباره لغوش كنيد يا به آن راي دهيد. سيگار كشيدن يا نكشيدن، اهميتي ندارد، احساس انساني آزاد بودن ا‌ست كه داراي اهميت بسزايي است. هيچ چيز بدين اندازه با اهميت نيست. و من اين‌جا هستم تا شما را از آزادي‌تان آگاه سازم. افراد به اصطلاح مذهبي مي‌گويند: «30 سال است كه سيگار مي‌كشيد؟ حالا قسم بخور كه ديگر سيگار نخواهي كشيد.» عادت كهنه وجود دارد و حالا آن‌ها از شما مي‌خواهند كه عادتي بزرگتر را گردن نهيد؛ به جاي نابود ساختن عادت كهنه! خواه سيگار بكشيد، خواه نكشيد، تمام اين‌‌ها از شما انساني بدون تفكر مي‌سازند و به محض آن‌كه ناگهان ترك شد به همان شيوه، در همان لحظه، دوباره برمي‌گردد. چرا چنين است؟ زيرا طبيعت انسان «آزادي مطلق» است. آزاديد تا در هر لحظه هر آنچه مي‌خواهيد باشيد. هيچ چيز بر سر راهتان نيست. هيچ كسي سر راهتان نيست. مي‌توانيد تمام گذشته‌تان را در يك لحظه دور بريزيد. زيرا آن گذشته «تصميم خودتان» بوده است. سرنوشتي نيست كه از بالا بر شما تحميل شده باشد. مي توانيد گناهكار باشيد و فردا تغيير كنيد. سعي كنيد اين نكته را درك كنيد. اين معني زندگي شما است. مسؤوليت‌تان را برگردن ديگري نيندازيد. حتي ديوانگان نيز به تصميم خودشان ديوانه‌اند. هيچ كس قادر نيست تصوير خوبي از شما به دست دهد. مگر خود شما؛ مي‌گوييد: «چه كار كنم؟ اين كار تبديل به عادتي كهنه شده و با اين‌كه مي‌خواهم تركش كنم، نمي‌توانم.» حماقت محض همين است. هيچ‌كس را جز خودتان فريب نمي‌دهيد. اگر به واقع درصدد ترك آن هستيد، لازم نيست هيچ كاري در موردش انجام دهيد. تنها «تصميمي» كه براي ترك آن گرفته‌ايد كافي است: سيگار نصفه در دستتان خواهد افتاد، اما شما آزاد باقي مي‌مانيد. اين بدين معنا نيست كه فردا نمي‌توانيد آن را برداريد. آزاد باقي مي‌مانيد و هيچ‌چيز نمي‌تواند مجبورتان سازد. پس خواهش مي‌كنم نگوييد: «به علت عادتي كهنه قادر به ترك نيستم، تمام سعي خود را به كار بستم و ترك كردم؛ 24 ساعت سيگار نكشيدم، اما به علت عادت 30 ساله دوباره شروع به كشيدن كردم و ...» سعي نكيند ديگران را احمق جلوه دهيد. غير از اين نيست كه دوباره تصميم گرفته‌ايد. مي‌توانيد هزار و يك راه بيابيد تا دوباره تصميم بگيريد. اما هميشه به خاطر داشته باشيد كه تصميم گيرنده شما‌ييد و شما آزاديد. به همين علت است كه هيچ چيز براي هميشه ناپديد نمي‌شود. دوباره و دوباره مي‌آيد.
تمام تاكيد من بر اين است كه از آزاديتان آگاه شويد. من كيستم كه به شما بگويم سيگار بكشيد يا نه، مشروب بنوشيد يا نه؟ من نگران چنين چيزهاي احمقانه‌اي نيستم، تصميم به عهده خود شماست. شما استان خودتان هستيد. اين‌ها جزييات كم‌اهميتي هستند. آنچه داراي اهميت است، آگاه باقي ماندن است. در مركز آزادي. هرگز كاري را كه مانع آزادي‌ شما است انجام ندهيد. هر چيزي مجاز است، اگر از دل آزادي برگرفته شده باشد. حركت از دل آزادي يعني پرهيزكار شدن و حركت از روي بردگي و اسارت يعني دست به گناه بردن.

يلدا يزدان‌پناه -
 www.shamisapsy.com