امیرکبیر؛ مرد تمام عیار تاریخ ایران
محمد تقی فرزند کربلایی محمد قربان است که به آشپزی خاندان میرزا عیسی قائم مقام بزرگ درآمد و به مقام آشپزی رسید و در زمان میرزا ابوالقاسم قائم مقام دوم و صدر اعظم محمدشاه مقام نظارت در آشپزخانه را احراز کرد.
امیرکبیر مرد تمام قد تاریخ کشوری است که در مسموم ترین فضای حکومت وابسته قاجار، کمر به همت و تلاش بست تا ایران را بسازد و آن را در مسیر پیشرفت قرار دهد دریغ که چهار سال بیشتر مهلت نداشت و تیغ خیانت را بر رگهایش کشیدند.
به گزارش مهر، تاریخ ناصرالدین شاه و شاهان قاجار تاریخ خودفروختگی و سیاهی است و تاریکترین نقطه حکومت ناصرالدین شاه زمان مرگ امیر است صبحگاهی که قاصد خیانت به کاشان، تبعیدگاه امیررسید و رگهای دست او را باز کرد تا آخرین نفسهای ایران، مرگ را تجربه کند و شاید حمام تعبیری از پاکی امیر بود.
محمد تقی که بعدها میرزا تقی خان امیرکبیر نام گرفت مردی چیره در عرصه اقتصاد و سیاست بود وی جدی ترین مخالف حضور بیگانه اعم از روسیه و انگلیس در ایران و تصمیم گیریهای داخلی بود و به همین علت بود که مزدوران داخلی با همدستی بیگانگان دست به دست هم دادند تا او را از میان بردارند.
هزاوه؛ جایی که اولین فریادهای امیرکبیر را شنید
هزاوه جایی است که اولین فریادهای امیر کبیر را در سال 1223 هـ ق به جان خرید و شاید اگر میدانست خون فرزندش این چنین به تیغ کینه دشمنان داخلی و خارجی به زمین خواهد ریخت به زادگاهی امیر نظام به خود نمیبالید.
هزاوه روستای نسبتا بزرگی در فراهان است و زادگاه امیر کبیر است روستایی که زادگاه بزرگ مردان ایران زمین مینامند.
روستای هزاوه زادگاه امیرکبیر، میرزا بزرگ قائم مقام و میرزا ابوالقاسم قائم مقام است و علاوه بر آن مقبره شاهزاده احمد بر بلندترین قسمت این روستای تاریخی قرار دارد و هر ساله زیارتگاه هزاران عاشق ائمه و اهل بیت است.
این روستا در 16 کیلومتری شمال غربی شهرستان اراک که ناحیهای از دهستان فراهان بخش فرمهین با دوهزار و 736 نفر سکنه است و قدمت آن با توجه به سفالهای پیداشده و براساس مطالعات باستانشناسی در تپه تاریخی هزش به قرن پنجم هجری قمری میرسد.
مثلث فرهیخته پروری ایران کجاست؟
بررسیهای انجام گرفته در کشور حاکی است حداقل در 200 سال اخیر بیشترین نخبگان، دانشمندان و موثران بر تاریخ، علم، دین و فرهنگ کشور از خطه استان مرکزی است.
شاخصهای این نتیجه گیری، امام خمینی، امیر کبیر، دکتر حسابی، برادران قریب، عالمان نراقی، قائم مقام فراهانی، دکتر کاظمی، علامه آشتیانی و دهها شخصیت دیگر است و بر اساس همین نتیجه گیری بیشترین شاخصها مربوط به سه شهرستان فراهان، تفرش و آشتیان است سه شهرستانی که در کنار هم مثلث فرهیخته پروری را در استان مرکزی تشکیل دادند.
یکی از این فرهیختگان که عمر و دانش خود را صرف کشور کرد میرزا تقی خان بود.
هوش خدادادی محمد تقی را از آشپزخانه به صدارت رساند
محمد تقی فرزند کربلایی محمد قربان است که به آشپزی خاندان میرزا عیسی قائم مقام بزرگ درآمد و به مقام آشپزی رسید و در زمان میرزا ابوالقاسم قائم مقام دوم و صدر اعظم محمدشاه مقام نظارت در آشپزخانه را احراز کرد.
تاریخ در مورد وی میگوید: حشر و نشر میرزا تقی خان با فرزندان خانواده قائم مقام از سویی و استعداد و دقت نظر امیرکبیر از سوی دیگر از او شخصیتی ساخت که نظیر آن در عصر قاجار دیده نشد. راه یافتن امیر کبیر به کلاس درس فرزندان قائم مقام در حالیکه امثال او حق تعلیم و تعلم نداشتهاند و تعبیراتی که قائم مقام در خصوص او به کار میبرد، عظمت شخصیت امیرکبیر را در همان دوران طفولیت نشان میدهد.
امیر چون به سن رشد رسید در دستگاه قائم مقام و دستگاه محمدخان زنگنه امیر نظام، وارد خدمات دولتی شد و تحریر و نویسندگی را در محضر این دو شخصیت، آغاز کرد.
بعد از مدتی لشکرنویسی در سال 1251 هجری قمری به شغل و لقب مستوفی نظام در لشکر آذربایجان منسوب و ملقب شد.
سپس به وزیر نظامی فرمانده کل قوا میرسد و بعد از مدتی با جلوس ناصرالدین شاه بر تخت، محمدتقی خان، به لقب امیرکبیری، اتابکی و نائبی درآمد در حالی که منصب صدارت و امیر نظامی را داشت.
موفقیتهای امیر چیزی نبود جز هوش خدادادی و همتی که او داشت.
سه ماموریتی که از محمدتقی دیپلماتی برجسته ساخت
میرزا تقی خان قبل از صدارت منشی دستگاه قائم مقام بود و در این مدت به سه مأموریت مهم سیاسی به روسیه، ایروان و به عثمانی رفت.
مسئولیت وی در قضیه ارزنه الروم بود و درایتش از وی دیپلماتی کارکشته ساخت. چنانچه در این قرار داد که روس و انگلیس همواره به دنبال زیان ایران و نفع عثمانی بودند کوتاه نیامد.
سرسپردگی و علاقه امیر به کشور تا به آنجا بود که وقتی به زیان ایران بود از محمدشاه هم پیروی نمیکرد تا برسد به روس و انگلیس و همه اقداماتش برای سربلندی ایران بود.
39 ماه صدارت از امیر چهرهای جهانی ساخت
39 ماه خدمت امیر کبیر در لباس صدارات حکومت قاجار در زمان ناصرالدین شاه کافی بود که از ی چهرهای جهانی بسازد و او را مردی سیاستمدار و اقتصاددانی زبردست که هدفی جز سربلندی ایران و خودکفایی کشور نداشت بسازد.
گرچه بسیاری از شاهزادگان قجری به مردی که از آشپزخانه به صدارت رسیده حسادت میکردند نشان داد ماندگارترین آثاری که از دوران قاجار در تاریخ این مرز و بوم بر جای میماند خدمات اوست.
دارالفنون سنگ بنای آموزش مدرن ایرانی
حاصل مجموع آموختهها و دیدههای امیرکبیر از جهان، ایجاد دارالفنون بود آکادمی برای رشد علوم جهانی در پایتخت.
این مدرسه در هفت شعبه تأسیس شد و اولین مدرسه جدید ایران بود. در دارالفنون اصول علمی جدید و دانشهای مهندسی، پزشکی و فنون به جوانان آموزش داده میشد و بسیاری از معلمهای آن از اروپا و به ویژه از کشورهایی چون اتریش، اسپانیا، ایتالیا و فرانسه به کار گرفته شده بودند. پس از برکناری امیرکبیر، با وجود مخالفتهای میرزا آقاخان نوری، مدرسه کار خود را ادامه داد.
انتشار اولین روزنامه ایرانی
روزنامه وقایع اتفاقیه در سال سوم سلطنت ناصرالدینشاه، به دستور امیر کبیر برای جلوگیری از شایعه در ایران چاپ شد.
اولین شماره این روزنامه در ۱۸ بهمن ۱۲۲۹ خورشیدی به کوشش امیرکبیر منتشر شد.
به دستور امیرکبیر اشتراک این روزنامه برای هر یک از افرادی که از دستگاه دولتی بیش از ۲۰۰ تومان حقوق میگرفتند اجباری بود.
در این روزنامه، اخبار داخلی شامل خبرهای مربوط به دربار، عزل و نصبها، اعطای مقامها، نشانها و امتیازات چاپ میشد. چاپ اخبار رویدادهای شهرهای ایران، اخبار مربوط به کشورهای اروپایی و صفحه حوادث از بخشهای مختلف این روزنامه بود.
رسیدگی به وضع مالی و مبارزه با فساد اقتصادی
امیرکبیر در دوران صدراعظمی خود با رشوه خواری به مبارزه خاست. او دستور داد دریافتیهای بیحساب و قطع مواجب بیجهتی که از دستگاههای دولتی میگرفتند؛ قطع شود.
وی حقوق شاه را کاهش داد و ماهانه به دوهزار تومان رسانید و قرار گذاشت که هر ماه به او کارسازی کنند.
امیرمواجب بیحسابی که حاج میرزا آقاسی برقرار کرده بود، قطع کرد و سروسامانی به قوانین مالیاتی داد و صورت عواید و مخارج آن را تعدیل کرد.
او برای ماموران دولتی حقوق ثابت تعیین کرد تا فعالیت سالمی داشته باشند.
وی در اقدامی دیگر القاب و عناوین فرمایشی را موجب زیانهای اجتماعی میدانست و در نامیدن دیگران به گفتن واژه جناب اکتفا میکرد، حتی نسبت به مقام صدارت.
مقابله با خرافات ضد دینی و قمه زنی
در حالیکه اکنون قمه زنیها سوژه داغ رسانههای بیگانه برای زیر سوال بردن اساس اسلام و مسلمانان است امیر کبیر در دوران صدارت خود با این رسم نادرست و غیر دینی مقابله کرد و بدون تردید اولین کسی که مقابله با این نوع خرافات را در تاریخ ایران به نام خود به ثبت رساند امیر کبیر بود.
امیر امور روضه خوانی را سامان داد و مخالف خرافات دینی در جامعه بود. وی دستور داد که رسم قمهکشی و لوطیبازی از شهرها و راهها برداشته شود و حمل اسلحه سرد و گرم ممنوع شد.
ساماندهی ارتش
از دیگر اقدامات امیر کبیر در دوران خود ساماندهی امور ارتش کشور بود. تاریخ مینویسد: امیرکبیر، مشق و دروس ارتشیان و تسلیحات آنها و برکشیدن صاحبمنصبان بیطرف و نهادن شغل و سمت در مقابل افراد و حذف مشاغل بیفایده در نظام سازمانی را پایهگذاری کرد.
رسم بخشیدن مناصب بیشغل را برانداخت و معیار ترفیع صاحبمنصبان، شایستگی ایشان گشت. مهماتسازی در زمان او رشد کرد و توپریزی و باروتسازی تبریز دوباره رونق گرفت. وضع لباس ارتش مرتب و منظم شد. به دستور وی لباس سربازان از پارچه ایرانی بود.
از جمله اقدامات و اصلاحات امیر کبیر می توان به چنین مواردی اشاره داشت:
ایجاد
آرامش و امنیت در سراسر ایران و برخورد قاطع با یاغیان، گردنکشان و تجزیه
طلبان، کوتاه کردن دست درباریان از بیت المال، اصلاح ساختار پوسیده اداری،
مبارزه قاطع با فساد و ارتشا، از بین بردن پارتی بازی و خرید و فروش پست و
مقام، اجرای عدالت و قانون و تقسیم پست ها به مقیاس لیاقت و ارزش اشخاص،
جلوگیری از تعدی حکام، حذف القاب زاید درباریان، ایجاد نیروی دریاری برای
دفاع از تمامیت ارضی ایران با وجود مخالفت های سرسختانه انگلیس و خودداری
این استعمارگر پیر از فروش کشتی به ایران، سازماندهی و انتظام ارتش همراه
با تهذیب اخلاق نظامیان، ایجاد چاپارخانه های منظم، توجه جدی به امر بهداشت
و سلامتی مردم، ایجاد و گسترش صنایعی همچون راه اندازی کارخانه های تصفیه
شکر و قندسازی در مازندران، بلورسازی در تهران و اصفهان و قم، کاغذسازی در
تهران و اصفهان، حریربافی در کاشان، راه اندازی کارگاه های چدن ریزی، ترویج
کشت نیشکر در خوزستان در دو منطقه عقیلی و شوشتر، تجدید بنای پل عظیم و
تاریخی شوشتر و هفت چشمه آن، ساختن یک سد بزرگ روی رودخانه معروف گرگان رود
ـ زیر نظر یک مهندس ایرانی و توسط هزار کارگر ظرف تنها یک سال و در نتیجه
به زیر کشت رفتن دشت وسیع استر آباد، بنای یک سد بزرگ در نقطه اتصال دو رود
قره چای و بستن پل معروف دلاک بر روی آن، اتمام کار نهر عظیمی که آب رود
کرج را به تهران منتقل کرد و تهران را از بی آبی شدید نجات داد، آغاز کار
انتقال آب از شمیران به تهران که به علت شهادتش نیمه کاره ماند، گسترش نشر و
ترجمه کتاب، راه اندازی مدرسه دارالفنون، انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه،
ایجاد عمارات، بناها و بازار در تهران و دیگر شهرهای کشور، برخورد قاطع با
فتنه بابیت و بهائیت و... .
نکته ظریف اینکه امیر کبیر مدرسه
دارالفنون ایران را بیست سال پیش از دارالفنون ژاپن بنا نهاد. از سویی
حساسیت امیر کبیر به خودکفایی ایران و وابسته نبودن به بیگانگان چنان بود
که دستور داد، برای حمایت از صنایع داخلی، لباس نظامیان از شال پشمین
مازندرانی تهیه شود و شال های دستی کرمانی را طوری ارتقای کیفیت داد که با
شال های کشمیری رقابت کرده و از این روی به شال امیری معروف شدند.
در
این باره، جالب است بدانیم از آنجا که تا آن زمان سردوشی نظامیان از اتریش
تهیه می شد، امیرکبیر روزی با دیدن سردوشی زیبا و جالبی که توسط یک زن
ایرانی به نام بانو خورشید دوخته شده بود، چنان خوشحال شد و به وجد آمد که
ضمن تشویق فراوان او دستور داد امتیاز تهیه سردوشی را برای مدت پنج سال به
این بانو واگذار کنند تا با تأسیس کارگاهی مجهز و به کارگیری شاگردانی
زیاد، سردوشی مورد نیاز ارتش را تأمین کند.
امیر کبیر اعتقاد داشت:
این خیانت به ملت و کشور است که آنچه را که می توان در کشور تولید کرد،
مورد استفاده قرار نداد و از بیرون آورد.
در سیاست خارجی نیز
امیرکبیر ذره ای انعطاف در برابر زیاده خواهی دیگر کشوها از خود نشان نمی
داد. در زمان صدارت امیر، کسی اجازه نداشت که با مأمورین و سفرای خارجی
روابط خصوصی برقرار کند و همه مأمورین دولت را از ایجاد رابطه با اجانب بر
حذر می داشت.
در زمان صدارت او، هیچ یک از کشورهای همسایه نتوانستند
حقوق سیاسی کشور را مورد تعرض قرار دهند. امیرکبیر امتیاز شمال را از دست
روس ها بیرون کرد و زیر نظر دولت ایران قرار داد. از ساختن بیمارستان توسط
روسیه در استر آباد جلوگیری کرد، زیرا به طور معمول کشورهای استعمارگر تلاش
داشتند اهداف تبلیغاتی و استعماری خود را در لوای ساختن بیمارستان و مدرسه
و پخش دارو در کشور دنبال کنند و امیر کبیر با هوشیاری، مانع از اجرای این
ترفند دشمنان شد و در عوض خود به بهبود بهداشت کشور پرداخت.
او
مصونیت جزایی خارجی ها را لغو کرد و در یک کلام در پی عزت ایران لحظه ای در
برابر زیاده خواهی اجانب کوتاه نیامد. در این راه نیز انگلیس یا فرانسه یا
روسیه و غیره برای او تفاوتی نداشت.
قائم مقام درباره امیر کبیر چنین گفته است: «پشتکار شگفت آوری داشت.»
«واتسون» منشی وقت سفارت انگلیس در کتاب تاریخ ایران چنین از او یاد کرده است:
«امیر
نظام به همان اندازه پرکار بود که غیرت مسئولیت داشت. روزها و هفته ها می
گذشت که از بام تا شام کار می کرد و نصیب خود را همان وظیفه مقدس می دانست و
دشواری ها و تیرگی ها او را از کار سست و دلسرد نمی ساخت. درستی و راست
کرداری از دیگر مظاهر استحکام اخلاقی اوست. از این نظر فنا ناپذیر بود...
او به آسانی به کسی قولی نمی داد، اما هر آینه که انجام کاری را وعده می
داد، باید به سخنش اعتماد نمود و انجام آن کار محقق شمرده می شد. امیر سخن
کوتاه می گفت و کوتاه می نوشت.»
وزیر مختار انگلیس در باب امیرکبیر چنین لب به اعتراف گشود: «پول دوستی در وجود امیر بی اثر بود.»
دکتر پلاک از اهالی اتریش به ظرافت درباره او گفت: «پول هایی که می خواستند به او بدهند و نمی گرفت، خرج کشتنش شد.»
رضا قلی که او را به خوبی می شناخت، درباره اش نوشت: «امیرکبیر به رشوه و عشوه کسی فریفته نمی شد.»
در
هنگامه ای که امیرکبیر سخت در پی ایجاد نیروی دریایی برای حضور مقتدرانه
ایران در خلیج فارس بود، وزیر خارجه انگلیس با مخالفت شدید با فروش کشتی به
ایران، در نامه ای محرمانه به سفارت خود در تهران، از این موضوع به طور
شدید اظهار نگرانی و چاره جویی می کند و کلنل میشل، کاردار بریتانیا در
ایران، با تأیید خطرناک بودن اقدام امیر کبیر، در عین حال چنین نویدی را
به مافوق خود می دهد:
«به احتمال قوی پس از مرگ یا عزل میرزا تقی
خان، تمام نقشه های او راجع به احداث نیروی دریایی در خلیج فارس به بوته
فراموشی خواهد افتاد»؛ نامه ای که نشان از توطئه کثیف انگلیس در فراهم
آوردن زمینه عزل و شهادت امیر کبیر دارد.
باری! یکی از نکات بسیار
مهم درباره اقدامات گسترده امیرکبیر در دوران صدارتش این است که همه این
فعالیت ها و خدمات گسترده اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، نظامی، اجتماعی،
بهداشتی، آموزشی و... تنها و تنها ظرف سه سال انجام گرفت، آن هم در زمانی
که امیر از هر سو تحت فشار بود و زیرساخت های لازم برای انجام امور فراهم
نبود، لکن امیر بدون بهانه جویی، کمر همت بست و آنچه را کرد که می دانیم.
بنا
بر آنچه گفته شد، بدون شک، فعالیت های بی نظیر امیرکبیر آن هم ظرف سه سال
باید درسی باشد برای همه مدیران ما که وقتی در مصدر امور قرار می گیرند،
بعضأ چنین بهانه نیاورند که به علت ضعف و کم کاری مدیران پیشین، نمی توان
ظرف سه یا چهار سال کاری کرد و... بلکه هر مدیری باید بداند در مدتی ولو
کوتاه، می تواند به اندازه مسئولیت خود، بانی کاری نیک و ماندگار برای
جامعه باشد، مگر آن که همت و نیت لازم را نداشته باشد.
گفتنی است،
رهبر انقلاب درباره امیرکبیر چنین فرموده اند: «امیر کبیر در کشور ما سه
سال در رأس دولت بوده است. معلوم می شود، سه سال وقت زیادی است، همه
کارهایی که امیرکبیر انجام داده و همه خاطرات خوبی که تاریخ و مردم ما از
این شخصیت دارد، محصول سه سال است.»
امیرکبیر، دستگاه وزارت امور خارجه را توسعه داد. تأسیس سفارتخانههای دائمی در لندن و سنپترزبورگ، ایجاد کنسولگری در بمبئی، عثمانی و قفقاز؛ تربیت کادر برای وزارت امور خارجه و تنظیم دفتر اسناد سیاسی از کارهای اوست.
محور سیاست خارجی امیر کبیر عزت ایران بود و خواستار قطع حضور و دخالت بیگانگان در امور ایران بود و شاید مهمترین دلیل قتل و شهادت وی همین موضوع بود.
مقابله امیر با بهائیت و تجزیه ایران
امیر به همان اندازه که یا خرافه پرستی مخالف بود نسبت به ایجاد فرقههای گمراه کننده از اصل دین و اسلام مخالف بود. وی با وجود حمایتهای بیگانگان به خصوص انگلیس از فرقه باب که همان بهائیت امروز است فرمان قتل علی محمد باب را داد.
به دستور امیرکبیر، باب که در قلعه چهریق آذربایجان زندانی بود، در تبریز تیرباران شد. امیر همچنین در دوران صدارت خود با تجزیه طلبی ایران مقابله میکرد.
امیر از بی سوادی مردم در رنج بود و آن را عاملی برای عقب نگهداشتن ایران از پیشرفت میدانست و 39 ماه صدارت خود را صرف کار برای مردم ایران کرد.
بیش از اینکه شاهزادگان قجری دوستدار امیر باشند مردم او را دوست میداشتند و او را از خود میدانستند و همین عوامل باعث بروز حسادتهایی در اطرافیان شد و نسخه امیر را پیچاند و شهادت فرزندی لایق دیگری از این مرز و بوم را رقم زد.
هراس از اقدامات راهگشای امیر در توسعه ایران به حدی بود که مزدوران داخلی و دستهای خارجی برای کشتن وی متحد شدند.
تاریخ روایت میکند، در ابتدا حسادت امثال میرزا آقاخان نوری و دسایس او همراه با مهدعلیا علیه امیرکبیر در شاه اثری نکرد و ازدواج امیرکبیر با خواهر تنی ناصرالدین شاه یعنی عزت الدوله اوضاع را کمی به نفع امیرکبیر آرام کرد.
با این حال از آن رو که اصلاحات امیرکبیر، مخالف منافع درباریان و اربابان خارجی بود. سرانجام با اغوای شاه توسط درباریان و اطرافیان و تحریک بیگانگان، امیرکبیر از صدارت عزل و به حکومت کاشان منصوب شد. در حقیقت کاشان تبعیدگاه مردی بود که کمر به خدمت بسته بود.
در این زمان عناصر داخلی و خارجی که در دوره صدارت امیر به کمین او نشسته بودند دست به دست هم دادند و حکم قتل او را از شاه بی کفایت گرفتند.
حاج علی خان حاجب الدوله با اینکه امیرکبیر مهربانیهای بسیار به او کرده بود، مامور اجرای فرمان قتل شد.
سرانجام امیرکبیر در ۲۰ دی ۱۲۳۰ (برابر با ۱۰ ژانویه ۱۸۵۲ میلادی) در حمام فین کاشان با بریدن رگ دستهایش به شهادت رسید.
کالبد امیر را ابتدا در همان کاشان دفن کردند اما به اصرار همسرش عزت الدوله جسد او را چند ماه بعد به کربلا حمل کردند و در اتاقى که در آن به سوى صحن امام حسین(ع) باز مى شود به خاک سپردند.
هدیه امام حسین(ع) به امیر کبیر
یکی از روایتهای جالب در مورد شهادت امیر این است که آیت الله محمدعلی اراکی بازگو میکند ومی گوید که در خواب امیرکبیر را دیده است که جایگاه رفیعی در عالم برزخ داشته است. سبب آن را میپرسد و امیر پاسخ میدهد :"با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! دو تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.
گرچه پس از مرگ امیر، ناصرالدین شاه پشیمان شد اما این امر سودی به حال خود و ملت نداشت و مرگ امیر به فرصتی تازهای برای فاسدان و بیگانه پرستان برای دست اندازی بیشتر به داراییهای کشور تبدیل شد.
منبع : http://www.tabnak.ir/fa/news/141578