لباس زیبا

خاصیت لباس ظاهری که ما میپوشیم این است که ما را از سرما و گرما محافظت میکند و عیوب ما را میپوشاند. در میان لباسهای ظاهری بهترین لباس، لباسی است که مشخصاتی چند را دارا باشد. اول این که زیبا و مردمپسند باشد. دوم این که پارگی و خرابی نداشته باشد، دیگر این که باید زیاد نازک نباشد و عیوب ما را نمایان نسازد و...
همه ما در هنگام پوشیدن، دوختن و یا خریدن لباس عوامل و ویژگیهای فوق و پارهای از خصوصیات  دیگر را در نظر میگیریم و برایمان اهمیت زیادی دارد. و انصافاً هم لباس نیکو در نحوه برداشت دیگران از شخصیت فرد و همچنین در آرامش روحی ـ روانی خود فرد، بسیار نقش عمده دارد و حائز اهمیت است. اینها همه مربوط بود به لباس ظاهری که تن و بدن ما را محافظت مینمود. اما آیا فقط بدن و تن ظاهری ما نیاز به لباس دارد و آیا صفات و خصایصی را که برای لباس ظاهری برشمردیم فقط در همین محدوده لباس ظاهری است؟ یا این که نه، ما لباس مهمتر و بالاتری هم نیاز داریم که اگر چنین لباسی را داشته باشیم علاوه بر خصوصیاتی هم چون محافظت و پوشاندن عیوب آثار عدیدهی دیگری هم دارد؟! پاسخ ما را کتاب آسمانی و کلام روحبخش الهی، قرآن مجید میدهد. آنجا که میفرماید:
و لباس التقوی ذلک خیر (اعراف/26). آری، تقوا یک لباس معنوی است و آن هم بالاترین و بهترین نوعش ـ تقوا لباسی است که اگر انسان بهرهای از آن نداشته باشد، هر چند بهترین و زیباترین و فاخرترین لباسهای ظاهری هم که بپوسد، عریان عریان خواهند بود و تمام عیوبش نمایان خواهد گشت. تقوا لباسی است که اگر در حدی برسد که همان ویژگیهای لباس ظاهری داشته باشد یعنی، نازک نباشد، زیبا باشد، حافظ انسان در برابر عوامل محیطی باشد، پاره نباشد و... انسان آلایش را در بالاترین درجه و شخصیت را در نهایت مرتبه به دست خواهند آورد و خصوصیت بالاتر آن این که این نوع لباس با این ویژگیها، نه تنها سپری است در برابر گرما و سرما و صدمات خارجی بلکه سپر و دژی است مستحکم در برابر آتش دوزخ و عذاب خوارکننده الهی! و حافظ انسان از خطرات آخرت.
تقوا لباسی است که هر کس از آن بهرهای نبرده خوار و ذلیل و گرفتار گشته و هر کس بسان جامهای جامعالشرایط به تن کرده، بزرگ و عزیز گشته و از بدیها رهایی یافته است.
اهمیت و قدر و ارزش تقوا تا بدانجاست که، اگر کسی عزت میخواهد، تقوا انسان را به اوج عزت میرساند. اگر کسی قدرت میخواهد، تقوا او را به قله رفیع قدرت میرساند، اگر کسی، نفوذ در روح مردم و بزرگی در نظر آنان را طالب است، تقوا او را به اوج بزرگی و عظمت در نظر مردم میرساند. خلاصه اگر کسی خیر و خوبی دنیا و آخرت را خواهان است، فقط کافی است لباس تقوا را بر تن کند و آن را هرگز از تن بیرون نکند تا این که خدای خویش را ملاقات نماید.
آری، تقواست که منشأ تمام خیرات و برکات است و تنها در سایه تقواست که انسان، انسان میشود و در دایره انسانیت جای میگیرد و الا کسی که لباس تقوا به تن ندارد و روحش را به هر پلیدی و زشتی و گناهی میآلاید و بی باکانه خود را در ورطه هر گناهی میاندازد باید او را از دایره انسانیت خارج دانست زیرا این تقواست که انسان را انسان میکند و در واقع رابطه انسانیت و تقوا همچون رابطهی لفظ و معنی است که اگر معنی را از لفظ بگیریم، چیزی از لفظ نمیماند.
بزرگی را پرسیدند: راه رسیدن به مدارج عالی از معنویات و مراتب بالایی از انسانیت کدام است؟
پاسخ داد: تقوا، تقوا، تقوا. آری سفارشی بهتر از تقوا نیست. اهمیت تقوا به حدی است که وقتی خداوند متعال در کلام خودش قرآن، میخواهد وصیت و سفارشی به تمام بندگانش بکند، تقوا را که جامع تمام خوبها و نیکیها و کمالات است ـ بر میگزیند و میفرماید:
و لقد وصینا الذین اوتو الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوالله. (نساء/130)
«یعنی: هر آینه کسانی را که پیش از شما کتاب آسمانی داده شدهاند و شما را وصیت میکند که تقوا پیشه کنید.»
آری براستی اگر وصیتی و سفارشی مهمتر و جامعتر از تقوا که بتواند همه خوبیها و کمالات را در خود جای دهد، وجود میداشت خدای متعال حتماً آن را به بندگان خودش ابلاغ میفرمود.
پس تقوا، وصیتی است که خداوند متعال به بنی آدم در تمام کتابهای آسمانیاش بیان میدارد و بندگانش را ملزم به رعایت آن میکند. آنچه که از گفتار بزرگان و از کتاب لغت استفاده میشود این است که حقیقت تقوا، یک نوع قدرت صیانت و نگهداری نفس و روح است از گناه و آنچه که به روح انسانی لطمه وارد میکند. بطوری که اگر انسان تمام اسباب و شرائط ارتکاب نگاه برایش فراهم باشد، این قدرت صیانت و حفاظت، او را از آلودگی به آن گناه حفظ کند.
استاد بزرگ تقوا، متفکر شهید مرتضی مطهری در کتاب «ده گفتار» خویش پیرامون حقیقت تقوا چنین میفرماید: «ما دو نوع تقوا میتوانیم داشته باشیم، تقوایی که ضعف است و تقوایی که قوت است. نوع اول اینکه انسان برای این که خود را از آلودگیهای معاصی حافظ کند، از موجبات آنها فرار میکند و خود را همیشه از محیط گناه دور نگه میدارد... نوع دوم این که در روح خود حالت و قوتی بوجود میآورد که به او مصونیت روحی و اخلاقی میدهد که اگر فرضاً در محیطی قرار بگیرد که وسایل و موجبات گناه و معصیت فراهم باشد، آن حالت و ملکه روحی او را حفظ میکند و مانع میشود که آلودگی پیدا کند... (نوع اول) همان نوع از تقوا و حفظ و صیانت نفس است که در عین حال ضعف و سستی است. این که انسان از محیط لغزنده دوری کند و نلغزد،هنری نیست هنر در اینست که در محیط لغزنده خود را از لغزش حفظ کند.» (1)

با این اوصاف میتوانیم بگوییم که تقوا بهترین لباسی است که میتوان آن را بر تن کرد و از پیامدها و آثار زیبایش در دنیا و آخرت بهره جست. خداوند همه ما را ملبس به لباس تقوا که بهترین لباس میگرداند و تمام ظلمها و تعدیها و تجاوزها و فسادها و اختلافها را که ریشه در بی تقوایی دارد به وسیله ملبس شدن جامعه و افراد آن با لباس تقوا، محو گرداند.