مدیریت در رهنمودهاي اخلاقي معصومين
مدیریت در رهنمودهاي اخلاقي معصومين
* معناي استغفرا...
استغفرا... داراي 6 معنا است :
1- پشيماني از آنچه گذشت .
2- تصميم به عدم بازگشت .
3- پرداخت حقوق مردم ، چنانکه خود را پاک کني که چيزي بر عهده تو نباشد .
4- تمام واجبات ضايع ساخته را به جا آوري .
5- گوشتي که از حرام بر اندامت روئيده با اندوه فراوان آب کني .
6- دفع گناه را به تن بچشاني چنانکه شيريني گناه را به او چشانده بودي .
* گواراترين زندگي
گواراترين زندگي را کسي دارد که به آنچه خدا نصيب او کرده است خرسند باشد .
( غرر الحکم – 7/339 )
* جهالت
مراتب و درجات را بي عمل خواستن ، جهالت است .
( غدر الحکم – ج 1 – ص209-1376/69 )
* نيمي از خرد
دوستي و مهرورزي با مردم ، نيمي از خرد است .
( الکافي – ج2- ص 643 )
* آزار بدکار
بدکار را با پاداش دادن به نيکوکار آزاد ده !
( نهج البلاغه – حکمت 177 )
* خوشرويي
به خوبي نيت ها است که خواسته ها برآورده گردد .
( غرر الحکم ج 2 – ص 524 – شماره 10043/12 )
* موضع تهمت
کسي که خود را در جايگاه تهمت قرار داد نبايد جز خود را نکوهش کند .
( نهج البلاغه – حکمت 159 )
* بيرون کردن بدي ها از سينه
بدي را از سينه ديگران ، با کندن آن از سينه خود ، ريشه کن نما .
( نهج البلاغه – حکمت 178 )
* بدترين توشه
بدترين توشه براي قيامت ، ستم بر بندگان است .
( نهج البلاغه – حکمت 221 )
* پرهيز از جدال
هر کس که از آبروي خود بيمناک است از جدال بپرهيزد .
( نهج البلاغه – حکمت 362 )
* در افتادن از حق
هرکس با حق درافتاد نابود شد .
( نهج البلاغه – حکمت 408 )
* کمترين حق خدا
کمترين حق خدا بر عهده شما اينکه از نعمت هاي الهي در گناهان ياري نگيريد .
( نهج البلاغه – حکمت 330 )
* ترک مستحبات
هرگاه مستحبات به واجبات زيان رساند آن را ترک کنيد .
( نهج البلاغه – حکمت 271 )
* نگران مباش
اگر به آنچه مي خواستي نرسيدي ، از آنچه هستي نگران مباش .
( نهج البلاغه – حکمت 69 )
* سرزنش مجاز
برادرت را با احساني که در حق او مي کني سرزنش مکن ، و شر او را با بخشش بازگردان .
( نهج البلاغه – حکمت 158 )
* مژده دهنده
آن که تو را هشدار داد ، چون کسي است که تو را مژده داد .
( نهج البلاغه – حکمت 59 )
* خوشرويي
دلهاي مردم گريزان است ، به کسي روي مي آورند که خوشرويي کند .
( نهج البلاغه – حکمت 50 )
* گوهر شخصيت
در دگرگوني روزگار ، گوهر شخصيت مردان شناخته مي شود .
( نهج البلاغه – حکمت 217 )
* دو شريک
براي هر کسي در مال او دو شريک است : وارث و حوادث .
( نهج البلاغه – حکمت 335 )
* فريب
چه بسا کساني که با ستايش ديگران فريب خوردند .
( نهج البلاغه – حکمت 462 )
* انسان شکيبا
انسان شکيبا ، پيروزي را ازدست نمي دهد ، هرچند زمان آن طولاني شود .
( نهج البلاغه – حکمت 153 )
* تقديرالهي
تقدير الهي چنان برمحاسبات ما چيره شود که تدبير، سبب آفت زدگي باشد .
(نهج البلاغه – حکمت 459 )
* بزرگترين عيب
بزرگترين عيب آن است که چيزي را درخودداري ، برديگران عيب بشماري .
(نهج البلاغه حکمت 353 )
* دعوت کننده ي بي عمل
دعوت کننده ي بي عمل ، چون تيراندازبدون کمان است .
( نهج البلاغه – حکمت 337 )
* سبک شمردن گناه
سخت ترين گناهان ، گناهي است که گناهکارآن را سبک بشمارد .
( نهج البلاغه – حکمت 477 )
* سخنان حکيمانه
اين دلها همانند تنها خسته مي شوند، براي نشاط آن به سخنان تازه حکيمانه روي بياوريد.
( نهج البلاغه – حکمت 197 )
* سرزنش
زياد روي درسرزنش ، آتش لجاجت را شعله ورمي کند .
( تحف العقول – ص 84 )
* بدترين توشه
خواري ، دردرخواست ازخلق است .
( غررالحکم – جلد 1 – ص 120 )
* ارزش
نابود شد کسي که ارزش خود را نداشت .
( نهج البلاغه – حکمت 149 )
* پرخوري
بپرهيزازپرخوري که هرکس بدان دچارشد دردهايش بسيارو خوابهايش آشفته و پريشان گردد .
( غررالحکم ج 1 – ص 163- شماره 972/10 )
* مداومت برگناهان
مداومت و ادامه دادن برگناهان روزي را قطع مي کند .
( غررالحکم – ج – ا – ص 127 – حديث 9771 )
* بدبخت ترين مردم
بدبخت ترين مردم کسي است که دين خود را به دنياي ديگري بفروشد .
(غررالحکم – ج – 1- ص 416 – شماره 3166/24 )
* خموشي
چه بسيارخموشي که ازسخن گفتن رساترو گوياتراست.
( غررالحکم – ج – 1 – ص 529 – شماره 4111/3 )
* شش گروه که با آنها نبايد ستيزکرد
با شش گروه نبايد ستيزکرد : دانشمند فقيه ، رئيس ، افراد پست ، بدزبان ، زن ، کودک .
( غررالحکم – ج – 2 – ص 424- شماره 9189/4 )
* رابطه سخن و دارو
سخن همانند دارو است که اندکش سودمند و بسيارش کشنده است .
( غررالحکم – ج 2- ص 335- شماره 8377/28 )
* درخواست ازمردم
کسي که سوال و درخواستش ازمردم مکررشد ازاوخسته و ملول شوند .
( غررالحکم – ج – ا – ص 505- شماره 3900/17 )
* عواقب کار
قبل ازهرکاربينديش تا درکاري که مي کني نکوهش نشوي .
( غررالحکم – ج 2-ص 294-شماره 7988/42 )
* اميد به خدا
جزبه پروردگارخود به چيزي اميد نداشته باش .
(غررالحکم ج 1 – ص 458- شماره 2502-14 )
* معامله ممنوع
معامله نکن با کسي که قدرت گرفتن حق خودرا ازاو نداري .
( غررالحکم ج 2- ص 479-9683/38 )
* سخن زشت
بپرهيزازسخن زشت که دردل کينه آورد.
( غررالحکم ج 2- ص 337- شماره 8388/39 )
* حيا
برترين جوانمردي آن است که توازخدا حياکني (دامن به زشتي نيالايي ) .
( غررالحکم چاپ قديم – ص 191-291 )
* خبر بدون آگاهي
خبر مده از چيزي كه علم و دانش تو آن را احاطه نكرده است .
( غرر الحکم ج 1 – ص 317 – شماره 2344/5 )
* روي شكفته
روي شكفته بهتر است از ترش روي بخشنده .
( غرر الحکم ج 1 – ص 159- شماره 931/26 )
* از نشانه هاي پستي
از نشانه هاي پستي شتاب در كيفر دادن (خطاكار) است .
( غرر الحکم ج 2 – ص 400- شماره 8974/48 )
* كار زشت
به حقيقت كه كار زشت آن قدر زياد شده كه شرم از آن كم شده است
( غرر الحکم ج 2 – ص 366- شماره 8655/5 )
* پنهان كردن راز
آن كس كه راز خود را پنهان كند ، اختيار آن در دست اوست .
( نهج البلاغه – حكمت 162 )
* عيب
عيب تو تا آن گاه كه روزگار با تو هماهنگ باشد ، پنهان است .
( نهج البلاغه – حکمت 51 )
* رابطه اصلاح نكردن اخلاق و گرفتاري
هركس اخلاقش را اصلاح نكند گرفتاري هايش زياد شود .
( تحت العقول – ص 237 )
* پيامدهاي گناه
هنگام ارتكاب گناه ، از بين رفتن لذت ها و باقي ماندن پيامدها را به يادآور .
( غرر الحکم ج 1 – ص 440- شماره 3342/14 )
* كار براي غيرخدا
پس به درستي كه هركس كاري براي غيرخدا انجام دهد ، خداوند او را به همان غير واگذارد .
( نهج البلاغه – خطبه 23 )
* سوء تدبير
تدبير بد ، سبب نابودي است .
( غرر الحکم ج 1 – ص 355- شماره 2711/9 )
* نشانه بي توفيقي
از نشانه هاي بي توفيقي و بي بهره ماندن از الطاف الهي ، امين دانستن مردمان خيانت كار است .
( غرر الحکم ج 1 – ص 319- شماره 2363/4 )
* از نشانه هاي بدبختي
از نشانه هاي بدبختي ، بدرفتاري و آزار به نيكان است .
( غرر الحکم ج 1 – ص 566- شماره 4427/7 )
* زندگي حسود
زندگي كسي سخت تر از زندگي حسود و كينه توز نيست .
( غرر الحکم ج 1 – ص 254- شماره 1785/65 )
* ذخيره بد
بد ذخيره و اندوخته اي است كار بد .
( غرر الحکم ج 1 – ص 557- شماره 4350/30 )
* شادي نكردن در خطاي ديگران
شادماني نكن به خطاي ديگران ، زيرا تو خود مالك درستكاري هميشگي خود نيستي .
( غرر الحکم ج 2 – ص 273 - شماره 7798/2 )
* كاوشگر عيب ها
بدترين مردم كسي است كه كاوشگر عيب هاي مردم است ولي از عيب هاي خود نابينا و كور است .
( غرر الحکم ج 2 – ص 230- شماره 7404/17 )
* درخواست از تازه به دوران رسيده ها
چيزي دردناك تر نيست از اينكه آدمي ناچار شود به درخواست از تازه به دوران رسيده ها .
( غرر الحکم ج 1 – ص 506- شماره 3907/24 )
* كمال حلم
به عقب انداختن كيفر نشانه كمال حلم و بردباري است .
( غرر الحکم ج 1 – ص 35- شماره 89/3 )
* الفت با مردم
كسي كه با مردم انس و الفت داشته باشد مردم او را دوست بدارند .
( غرر الحکم ج 1 – ص 87- شماره 489/1 )
* گناه آمرزيده نشده
نعمتي كه شكرگزاري نشود همانند گناهي است كه آمرزيده نشود .
( غرر الحکم ج 1 – ص 580 – شماره 4547/118 )
* پاسخ ناخوشايند
با كسي كه طرف گفتگو و خطاب تو است بدسخن مگو كه پاسخ ناخوشايند او تو را بدحال كند .
( غرر الحکم ج 2 – ص 354- شماره 8551/202 )
* پرهيز از شوخي با شخص شريف
با شخص شريف شوخي مكن كه كينه ات را به دل گيرد .
( غرر الحکم ج 2 – ص 426- شماره 9210/15 )
* تعدد مشغله
كسي كه بخواهد چند كار مختلف و دور از هم را اداره كند از چاره كار درمانده مي گردد .
( نهج البلاغه فيض – حكمت 395 )
* تأمل
عاقل ترين مردم كسي است كه در عواقب كارها بيشتر انديشه و تأمل كند .
( غرر الحکم ج 2 – ص 136- شماره 6571/2 )
* خير و خوبي
خير و خوبي فاني و نابود نشوند .
( غرر الحکم ج 1 – ص 350- شماره 2665/1 )
* فاش كردن راز
از زشت ترين بي وفايي ها فاش كردن راز است .
( غرر الحکم ج 1 – ص 451- شماره 3439/5 )
* سپاهيان
سپاهيان ، عزت و شوكت دين و حصارهاي زمامدارانند .
( غرر الحکم ج 1 – ص 190- شماره 1197/2 )
* نيكو دارنده كار زشت
موفق نمي شود كسي كه كار زشت را نيكو بداند ، و از گفتار خيرخواه دلسوز ، روي بگرداند .
( غرر الحکم ج 2 – ص 551- شماره 10310/21 )
* آبرو
آبروي خود را هدف گفتار هر گوينده اي قرار مده .
( غرر الحکم ج 2 – ص 105- شماره 6279/17 )
* گشاده رويي
بر تو باد به گشاده رويي كه آن كمند محبت است .
( غرر الحکم ج 1 – ص 159- شماره 928/23 )
* شتاب ممنوع
در گفتن عيب كسي شتاب مكن .
( نهج البلاغه – خطبه 258 – ص 140 )
* كوتاهي آرزو
كسي كه نگران مرگش باشد آرزويش را كوتاه گرداند .
( غرر الحکم ج 1 – ص 33- شماره 65/29 )
* زنده بودن نيكوكار
انسان نيكوكار زنده است و گرچه به گورستان منتقل گشته و از اين جهان رفته باشد .
( غرر الحکم ج 1 – ص 257- شماره 1810/15 )
* كوشش بد
بد كوشش كردني است ، كوشش براي جدايي انداختن بين دو دوست .
( غرر الحکم ج 1 چاپ قديم – ص 342 - 29 )
* ناداني
هرچه را مي داني مگو كه همين براي جهل و ناداني تو كافي است .
( غرر الحکم ج 2 – ص 353- شماره 8541/192 )
* زينت سياست
تحمل كردن ديگران (و يا بارشان را به دوش كشيدن) زيور سياست است .
( غرر الحکم ج 1 – ص 304- شماره 2234/2 )
* كار هر روز
و كار هر روز را در همان روز انجام ده ، زيرا هر روزي كار مخصوص به خود دارد .
( نهج البلاغه – فرازي از نامه 53 – صفحه 584 )
* اندرز
كسي كه از وضع مردم پند نگيرد خداوند مردم را به او (و وضع او) اندرز دهد .
( غرر الحکم ج 2 – ص 549- شماره 10287/34 )
* افشاي راز
روزگار رازهاي پوشيده را آشكار مي كند .
( غرر الحکم ج 2 – ص 613 – شماره 10894/1 )
* كار زشت
كاري را كه موجب زشتي آبرو و نام گردد انجام مده .
( غرر الحکم ج 2 – ص 105- شماره 6278/16 )
* پررويي
بدچهره اي است پررويي .
( غرر الحکم ج 1 – ص 313- شماره 2308/26 )
* نتيجه كوتاهي و دورانديشي
نتيجه كوتاهي در كار ، پشيماني ، و نتيجه دورانديشي ، سلامتي است .
( نهج البلاغه – حكمت 181- ص 668 )
* درخواست از نا اهل
از دست دادن حاجت بهتر از درخواست كردن آن از نا اهل است .
( نهج البلاغه – حكمت 66 – ص 636 )
* گنجينه راز
سينه خردمند گنجينه راز اوست .
( غرر الحکم ج 1 – ص 517- شماره 4011/8 )
* سخن گفتن در باره ديگران
ايمان آن است كه در سخن گفتن در باره ديگران از خدا پروا كني .
( نهج البلاغه – حكمت 458 – ص 738 )
* اطمينان پيش از آزمودن
و اطمينان به هر كس پيش از آزمودن او ناتواني است .
( نهج البلاغه – حكم 384- ص 722 )
* راه راست
اي مردم در راه راست بيم مداريد از اندكي اهل آن .
( نهج البلاغه – خطبه 201- ص 422 )
* پنهان كردن زبان
پس زبانت را نگه دار ، چنان كه طلا و نقره خود را نگه مي داري .
( نهج البلاغه حكمت 381 – ص 722 )
* برده
برده ديگري مباش كه خداوند تو را آزاد آفريده است .
( نهج البلاغه – نامه 31 - ص 532 )
* كوتاهي در عمل
هر كه در عمل كوتاهي كند به اندوه گرفتار شود .
( نهج البلاغه - حكمت 127 – ص 654 )
* زبان
خود را خوار نموده ؛ آن كه زبانش را بر خود فرمانروا كرده است .
( نهج البلاغه - حكمت 2 – ص 624 )
* همنشيني با هوسرانان
و بدانيد كه همنشيني با هوسرانان جايگاه فراموشي ايمان و حضور شيطان است .
( نهج البلاغه خطبه 86 – ص 144 )
* نعمت و سختي
نه به هنگام نعمت بسيار شادمان باش و نه در سختي سست و ترسان .
( نهج البلاغه – نامه 33 – ص 540 )
* فريبكار و منت گذار
فريبكار و منت گذار داخل بهشت نشوند .
( غرر الحکم ج 1 – ص 193- شماره 1229/23 )
* حسد
حسد نورزيد كه حسد ايمان را مي خورد ، چنان كه آتش هيزم را .
( نهج البلاغه – خطبه 86 – ص 144 )
* تغيير اوضاع
در زير و رو شدن و تغيير اوضاع و احوال ، گوهر مردان شناخته شود.
( غرر الحکم ج 1 – ص 201- شماره 1299/1 )
* لغزش بسيار
خطا و لغزش زياد ، از ناداني هاي بسيار خبر مي دهد .
( غرر الحکم ج 1 – ص 211- شماره 1393/86 )
منبع : http://www.emdadtehran.ir/DynamicPage.aspx?ID=21
+ نوشته شده در ساعت توسط اسلامي
|