منابع مدیریت
منابع مدیریت
فکر میکنید یک مدیر چه منابعی در دست دارد ؟ و برای امور میتواند با چه ابزاری کار کند ؟ و این ابزار چه خصوصیاتی دارد ؟
برای یک مدیریت کارامد منابع زیادی وجود دارند ولی ما در اینجا 5 مورد از انها را که معروفترین بوده را توضیح میدهیم . همگی این 5 مورد با ام انگلیسی شروع شده در نتیجه به 5 ام نیز معروف میباشد که امکان یادگیری انها را اسان میسازد این 5 منبع عبارتند از : ( نیروی انسانی - مواد - ماشین الات - سرمایه و طرحها و روشها )
حال قبل از تعریف این 5 منبع به تفاوتی مهم نیز که در بین انهاست اشاره میکنیم :
active-------------------------------------passive
سرمایه - ماشین - مواد - روش --------------------نیروی انسانی
همانطور که در تصویر و گوشه های بردار نیز میبیند این منابع به دو گروه فعال و غیر فعال تقسیم شده اند . حال تفاوت در چیست ؟ بله منابع غیر فعال یعنی 4 منبع اول هیچ عکس العملی نداشته و تنها به انجام امور خود بنا به عادت میپردازند و هیچ واکنشی نسبت به محیط ندارند مثلا یک سرکارگر هر قدر با ماشین بدرفتاری کند یک ماشین به مقابله نپرداخته و واکنشی نشان نمی دهد یا مواد و روشهای تولید هیچ تاثیری از محیط نمی پذیرند ولی منابع نوع دوم یعنی تنها منبع فعال که مهمترین منبع هر امر و مدیریتی نیز میباشد در مقابل تمام شرایط و فعالیت ها واکنش نشان داده و ساکت نمیباشد مثلا کارگری که از سرپرستش بدی دیده باشد از زیر کار در رفته و یا به ابزار وسایل اسیب میرساند و همینطور در مقابل خوبیها و پاداش و شرایط مثبت نیز واکنش مثبت نشان میدهد و حال تعریف این منابع:
1- نیروی انسانی : این منبع به نیروی کار اعم از کارگر - سرپرست و مدیر و .... اشاره دارد که مهمترین منبع بوده و توانایی کار با سایر موارد نیز دارد در نتیجه باید خیلی زیاد در حفظ و نگهداری ان کوشش کرد
2- سرمایه : پول نیز عامل و منبع مهمی در زمینه هر نوع مدیریتی میباشد و برای هر نوع کاری اعم از تولیدی - خدماتی - بازرگانی و سایر انواع مدیریت سرمایه منبع مهمی است که توان تهیه سایر منابع را به دست میدهد
3- مواد : مواد نیز اعم از مواد اولیه - مواد ثانویه - مواد مصرفی و .... نیز از منابع بسیار ضروری هر کار و مدیریتی هستند مثلا شما مدیر یک مهمانی هستید در حالیکه هیچ موادی جهت پذیرایی از میهمانان ندارید ایا مهمانی شما مثبت خواهد بود ؟ یا یک کارخانه بدون وجود مواد اولیه قادر به تولید خواهد بود ؟ و ....
4- ماشین الات : ابزار و ماشین الات نیز اعم از وسایل دستی و ماشینی و .... نیز از منابع بسیار مهم میباشند که هر مدیریتی را در راستای روند یاری میکند لازم نیست این ماشین الات دستگاههای بزرگ و چند تنی باشد و برای مثال یک چکش یا بیل و کلنگ تا جرثقیل های بسیار بزرگ و غول پیکر را جزو ماشین الات به حساب می اورند
5- روشها : و بالاخره طرح ها و روشها که همان برنامه و روند کاری هر مجموعه ای میباشد که نحوه انجام امور و استفاده از منابع را نشان میدهد برای مثال طرحهای تولیدی یک کارخانه یا برنامه فروش یک موسسه بازرگانی یا حتی نقشه و طرح برگزاری یک مهمانی و .... حاوی این روشها میباشد
البته همانطور که در اول مطلب نیز گفتم یک مدیرو یک سازمان دارای منابع زیادی برای کار هست که مجموع انها منجر به انجام امور و کسب اهداف میشود که به تعدادی در تقسیم بندی بالایی اشاره شد و تعدادی دیگر نیز وجود دارد برای مثال اطلاعات نیز از منابع بسیار مهم و حیاتی یک سازمان میباشد که نقش زیادی در تصمیم گیریها و امور سازمان دارد و از منابع مختلفی چون گزارشات و امار داخلی یا رسانه ها و نهادها و موارد خارجی کسب شده و مدیریت را در کسب نتایج کمک میکند
تقسیم بندی مدیران در کارایی و اثربخشی
حال که برخی موارد مهم درباره مدیریت رو فهمیدیم اعم از اینکه یک مدیر باید چه مهارتهایی داشته باشد چه نقشهایی انجام دهد وظایفش چیست و ... باید دید ایا مدیران همه به یک شکل هستند ؟ و یا به عبارتی ساده تر ایا همگی این مدیران در هر سطح و شرایطی به یک مقدار و یک شکل از این منابع استفاده کرده و به انجام وظایف خود می پردازند ؟؟؟ اینجاست که تفاوت بین مدیران و انواع مختلف مدیران در کارایی و اثربخشی که قبلا صحبت کردیم مشخص میگردد ولی این چیست ؟ ایا همه مدیرانی که اسم برده شد به یک شکل و نوع از منابع نام برده استفاده میکنند و همه به یک اندازه بازدهی و کارایی و اثربخشی دارند ؟ یعنی اگر مقداری پول و شرایط و امکانات و ... به دو مدیر مختلف دهیم هر دو به یک شکل بازدهی خواهند داشت ؟ یقین که نه و یقین که این بازدهی ها مختلف و بنا به نوع مدیران متفاوت خواهد بود که اکنون به این تفاوت ها و اختلاف بین مدیران خواهیم پرداخت
البته تقسیم بندیهای زیادی میتوان برای مدیران انجام داد ولی ما در اینجا همانطور که در شکل میبینید مدیران را بنا به استفاده از منابع به چهار نوع مختلف تقسیم بندی میکنیم که به ترتیب مدیران بی اثر - مدیران کارا - مدیران اثربخش و مدیران کامل که همان کارا و اثربخش میباشند که در زیر هر کدام را تعریف میکنیم :
1- مدیریت بی اثر : در این نوع مدیریت هم منابع تا اخرین حد مصرف شده و حتی در شرایطی منجر به ضرر و زیان و بدهی نیز میگردد و هم هیچکدام از اهداف محقق نشده و یا معدودی از اهداف به دست می اید
2- مدیریت اثربخش : در این نوع مدیریت اهداف تعین شده به دست می اید ولی برای کسب این اهداف منابع به صورتی ناکارامد صرف میشود که منجر به هزینه ای زیادتر میشود
3- مدیریت کارامد: در این نوع مدیریت نیز منابع به صورتی کارامد صرف میشود به طوریکه منابع هدر نمی رود ولی با توجه به شرایط اهداف محقق نشده و تنها افتخار این مدیران استفاده مناسب از منابع میباشد
4- مدیریت کامل: در این نوع مدیریت با حداقل منابع و با استفاده مطلوب و مناسبی از منابع اهداف نیز به طور کامل محقق شده و میشود گفت بهترین نوع مدیریت میباشد که البته خیلی کم و در موارد معدودی میتوان مشاهده کرد
و اما اکنون مثالی میزنم برای درک بهتر و بیشتر این موارد که البته میتوان برای اکثر مراکز تولیدی - کارخانه ها - سازمانها - ادارات و ... مثالهای ملموسی زد ولی به جهت استفاده عموم کاربران و اشناتر بودن مثالی از برگزاری یک مراسم ساده مثلا عروسی یا ختم و ... میزنم که هر کسی میتواند در طول زندگی خویش بارها شاهد ان باشد :
مثال : برای اغاز مثال فرض کنید در خانواده ای میخواهیم یک مجلس عروسی یا هر مجلس دیگری برگزار کنیم که با شرایط و امکانات و اهداف زیر برگزاری این مجلس را توسط هر چهار نوع مدیری بررسی میکنیم برای برگزاری این مجلس کلا 5 میلیون بودجه در اختیار مدیر مجلس قرار داده میشود که وی میتواند همه ان را هزینه کرده و یا مقداری از ان را هزینه کند و یا حتی مقدار بیشتر از ان (یعنی قرض بگیرد) همچنین این مراسم باید شامل حداقل تالار - شام - میوه - وسایل و لوازم لازم تزئین - و .... و بالاخره بالاترین هدف یعنی رضایت میهمانان را شامل شود حال ببینیم این چهار مدیر به چه صورت کارهای خود را انجام میدهند و چه نتیجه ای به دست می اید :
1- مدیر بی اثر : این نوع مدیر با صرف هزینه ای زیاد که منجر به وجود امدن بدهی های زیاد نیز شده مراسم را برگزار میکند ولی نه محل تالار مناسب بوده نه غذا و پذیرایی و سایر موارد و بالاخره مهمتر از همه اینکه در اخر مهمانان هیچ رضایتی از مجلس نخواهند داشت و با عباراتی چون کار بلد نیستند این چه مجلسی بود و ... مجلس را ترک خواهند کرد همچنین علاوه بر هزینه کل بودجه 5 میلیونی شاید بدهی نیز به اندازه 2-3 میلیون دیگر بار اورده و خانواده را درگیر بدهی نماید
2- مدیر موثر (اثربخش) : این نوع مدیر تمامی اهداف تعین شده را کسب میکند ولی منجر به وجود امدن هزینه های زیاد شده و منابع را به طور موثر صرف نمیکند مثلا در مراسم این مدیر بهترین غذاها بهترین پذیرایی بهترین تزئین صورت گرفته محل تالار نیز مناسب میباشد که در نهایت منجر به تعریف و تحسین مهمانان نیز میشود ولی علاوه بر هزینه کل 5 میلیون شاید مبلغی در حد 5 میلیون دیگر نیز بدهی بالا بیاورد
3- مدیر کارا: این نوع مدیر نیز بیشتر به صرف مناسب منابع علاقه دارد (شاید به خسیس بودن محکوم شود) و کسب اهداف به صورت مناسب بیشتر در اولویت نیست در مثال فوق مراسم مدیر نامبرده با هزینه ای پایین تر یا حداکثر برابر بودجه انجام میشود مثلا با صرف مبلغ 3-4 میلیون مراسم فوق برگزار می گردد ولی اهداف محقق نشده و مثلا از تزئینات محل کاسته شده یا تالار در محلی نامناسب گرفته میشود و ... که بالاخره منجر به نارضایتی مهمانان که هداف اصلی میباشد میگردد
4- مدیر کامل: و بالاخره مدیر کامل مدیری است که با صرف کمترین منابع و به صورت مطلوب به تحقق بیشترین اهداف نایل شود این مدیر در مثال ما با صرف منابع به صورتی کارامد و عاقلانه مثلا صرف 2-3 میلیون تمامی اهداف در نظر گرفته شده را محقق می نماید که شامل مکان مناسب برای تالار و غذا و پذیرایی خوب و تزئینات مناسب است که در نهایت منجر به رضایت بالای مهمانان با کمترین هزینه میگردد که البته در تعاریف نیز گفتم که در واقع چنین مدیرانی خیلی کم پیدا میشوند و خلاقیت و تعین راههای مناسب کسب اهداف تاثیر بسیار زیادی در این نوع مدیریت دارد
فکر میکنید یک مدیر چه منابعی در دست دارد ؟ و برای امور میتواند با چه ابزاری کار کند ؟ و این ابزار چه خصوصیاتی دارد ؟
برای یک مدیریت کارامد منابع زیادی وجود دارند ولی ما در اینجا 5 مورد از انها را که معروفترین بوده را توضیح میدهیم . همگی این 5 مورد با ام انگلیسی شروع شده در نتیجه به 5 ام نیز معروف میباشد که امکان یادگیری انها را اسان میسازد این 5 منبع عبارتند از : ( نیروی انسانی - مواد - ماشین الات - سرمایه و طرحها و روشها )
حال قبل از تعریف این 5 منبع به تفاوتی مهم نیز که در بین انهاست اشاره میکنیم :
active-------------------------------------passive
سرمایه - ماشین - مواد - روش --------------------نیروی انسانی
همانطور که در تصویر و گوشه های بردار نیز میبیند این منابع به دو گروه فعال و غیر فعال تقسیم شده اند . حال تفاوت در چیست ؟ بله منابع غیر فعال یعنی 4 منبع اول هیچ عکس العملی نداشته و تنها به انجام امور خود بنا به عادت میپردازند و هیچ واکنشی نسبت به محیط ندارند مثلا یک سرکارگر هر قدر با ماشین بدرفتاری کند یک ماشین به مقابله نپرداخته و واکنشی نشان نمی دهد یا مواد و روشهای تولید هیچ تاثیری از محیط نمی پذیرند ولی منابع نوع دوم یعنی تنها منبع فعال که مهمترین منبع هر امر و مدیریتی نیز میباشد در مقابل تمام شرایط و فعالیت ها واکنش نشان داده و ساکت نمیباشد مثلا کارگری که از سرپرستش بدی دیده باشد از زیر کار در رفته و یا به ابزار وسایل اسیب میرساند و همینطور در مقابل خوبیها و پاداش و شرایط مثبت نیز واکنش مثبت نشان میدهد و حال تعریف این منابع:
1- نیروی انسانی : این منبع به نیروی کار اعم از کارگر - سرپرست و مدیر و .... اشاره دارد که مهمترین منبع بوده و توانایی کار با سایر موارد نیز دارد در نتیجه باید خیلی زیاد در حفظ و نگهداری ان کوشش کرد
2- سرمایه : پول نیز عامل و منبع مهمی در زمینه هر نوع مدیریتی میباشد و برای هر نوع کاری اعم از تولیدی - خدماتی - بازرگانی و سایر انواع مدیریت سرمایه منبع مهمی است که توان تهیه سایر منابع را به دست میدهد
3- مواد : مواد نیز اعم از مواد اولیه - مواد ثانویه - مواد مصرفی و .... نیز از منابع بسیار ضروری هر کار و مدیریتی هستند مثلا شما مدیر یک مهمانی هستید در حالیکه هیچ موادی جهت پذیرایی از میهمانان ندارید ایا مهمانی شما مثبت خواهد بود ؟ یا یک کارخانه بدون وجود مواد اولیه قادر به تولید خواهد بود ؟ و ....
4- ماشین الات : ابزار و ماشین الات نیز اعم از وسایل دستی و ماشینی و .... نیز از منابع بسیار مهم میباشند که هر مدیریتی را در راستای روند یاری میکند لازم نیست این ماشین الات دستگاههای بزرگ و چند تنی باشد و برای مثال یک چکش یا بیل و کلنگ تا جرثقیل های بسیار بزرگ و غول پیکر را جزو ماشین الات به حساب می اورند
5- روشها : و بالاخره طرح ها و روشها که همان برنامه و روند کاری هر مجموعه ای میباشد که نحوه انجام امور و استفاده از منابع را نشان میدهد برای مثال طرحهای تولیدی یک کارخانه یا برنامه فروش یک موسسه بازرگانی یا حتی نقشه و طرح برگزاری یک مهمانی و .... حاوی این روشها میباشد
البته همانطور که در اول مطلب نیز گفتم یک مدیرو یک سازمان دارای منابع زیادی برای کار هست که مجموع انها منجر به انجام امور و کسب اهداف میشود که به تعدادی در تقسیم بندی بالایی اشاره شد و تعدادی دیگر نیز وجود دارد برای مثال اطلاعات نیز از منابع بسیار مهم و حیاتی یک سازمان میباشد که نقش زیادی در تصمیم گیریها و امور سازمان دارد و از منابع مختلفی چون گزارشات و امار داخلی یا رسانه ها و نهادها و موارد خارجی کسب شده و مدیریت را در کسب نتایج کمک میکند
تقسیم بندی مدیران در کارایی و اثربخشی
حال که برخی موارد مهم درباره مدیریت رو فهمیدیم اعم از اینکه یک مدیر باید چه مهارتهایی داشته باشد چه نقشهایی انجام دهد وظایفش چیست و ... باید دید ایا مدیران همه به یک شکل هستند ؟ و یا به عبارتی ساده تر ایا همگی این مدیران در هر سطح و شرایطی به یک مقدار و یک شکل از این منابع استفاده کرده و به انجام وظایف خود می پردازند ؟؟؟ اینجاست که تفاوت بین مدیران و انواع مختلف مدیران در کارایی و اثربخشی که قبلا صحبت کردیم مشخص میگردد ولی این چیست ؟ ایا همه مدیرانی که اسم برده شد به یک شکل و نوع از منابع نام برده استفاده میکنند و همه به یک اندازه بازدهی و کارایی و اثربخشی دارند ؟ یعنی اگر مقداری پول و شرایط و امکانات و ... به دو مدیر مختلف دهیم هر دو به یک شکل بازدهی خواهند داشت ؟ یقین که نه و یقین که این بازدهی ها مختلف و بنا به نوع مدیران متفاوت خواهد بود که اکنون به این تفاوت ها و اختلاف بین مدیران خواهیم پرداخت
البته تقسیم بندیهای زیادی میتوان برای مدیران انجام داد ولی ما در اینجا همانطور که در شکل میبینید مدیران را بنا به استفاده از منابع به چهار نوع مختلف تقسیم بندی میکنیم که به ترتیب مدیران بی اثر - مدیران کارا - مدیران اثربخش و مدیران کامل که همان کارا و اثربخش میباشند که در زیر هر کدام را تعریف میکنیم :
1- مدیریت بی اثر : در این نوع مدیریت هم منابع تا اخرین حد مصرف شده و حتی در شرایطی منجر به ضرر و زیان و بدهی نیز میگردد و هم هیچکدام از اهداف محقق نشده و یا معدودی از اهداف به دست می اید
2- مدیریت اثربخش : در این نوع مدیریت اهداف تعین شده به دست می اید ولی برای کسب این اهداف منابع به صورتی ناکارامد صرف میشود که منجر به هزینه ای زیادتر میشود
3- مدیریت کارامد: در این نوع مدیریت نیز منابع به صورتی کارامد صرف میشود به طوریکه منابع هدر نمی رود ولی با توجه به شرایط اهداف محقق نشده و تنها افتخار این مدیران استفاده مناسب از منابع میباشد
4- مدیریت کامل: در این نوع مدیریت با حداقل منابع و با استفاده مطلوب و مناسبی از منابع اهداف نیز به طور کامل محقق شده و میشود گفت بهترین نوع مدیریت میباشد که البته خیلی کم و در موارد معدودی میتوان مشاهده کرد
و اما اکنون مثالی میزنم برای درک بهتر و بیشتر این موارد که البته میتوان برای اکثر مراکز تولیدی - کارخانه ها - سازمانها - ادارات و ... مثالهای ملموسی زد ولی به جهت استفاده عموم کاربران و اشناتر بودن مثالی از برگزاری یک مراسم ساده مثلا عروسی یا ختم و ... میزنم که هر کسی میتواند در طول زندگی خویش بارها شاهد ان باشد :
مثال : برای اغاز مثال فرض کنید در خانواده ای میخواهیم یک مجلس عروسی یا هر مجلس دیگری برگزار کنیم که با شرایط و امکانات و اهداف زیر برگزاری این مجلس را توسط هر چهار نوع مدیری بررسی میکنیم برای برگزاری این مجلس کلا 5 میلیون بودجه در اختیار مدیر مجلس قرار داده میشود که وی میتواند همه ان را هزینه کرده و یا مقداری از ان را هزینه کند و یا حتی مقدار بیشتر از ان (یعنی قرض بگیرد) همچنین این مراسم باید شامل حداقل تالار - شام - میوه - وسایل و لوازم لازم تزئین - و .... و بالاخره بالاترین هدف یعنی رضایت میهمانان را شامل شود حال ببینیم این چهار مدیر به چه صورت کارهای خود را انجام میدهند و چه نتیجه ای به دست می اید :
1- مدیر بی اثر : این نوع مدیر با صرف هزینه ای زیاد که منجر به وجود امدن بدهی های زیاد نیز شده مراسم را برگزار میکند ولی نه محل تالار مناسب بوده نه غذا و پذیرایی و سایر موارد و بالاخره مهمتر از همه اینکه در اخر مهمانان هیچ رضایتی از مجلس نخواهند داشت و با عباراتی چون کار بلد نیستند این چه مجلسی بود و ... مجلس را ترک خواهند کرد همچنین علاوه بر هزینه کل بودجه 5 میلیونی شاید بدهی نیز به اندازه 2-3 میلیون دیگر بار اورده و خانواده را درگیر بدهی نماید
2- مدیر موثر (اثربخش) : این نوع مدیر تمامی اهداف تعین شده را کسب میکند ولی منجر به وجود امدن هزینه های زیاد شده و منابع را به طور موثر صرف نمیکند مثلا در مراسم این مدیر بهترین غذاها بهترین پذیرایی بهترین تزئین صورت گرفته محل تالار نیز مناسب میباشد که در نهایت منجر به تعریف و تحسین مهمانان نیز میشود ولی علاوه بر هزینه کل 5 میلیون شاید مبلغی در حد 5 میلیون دیگر نیز بدهی بالا بیاورد
3- مدیر کارا: این نوع مدیر نیز بیشتر به صرف مناسب منابع علاقه دارد (شاید به خسیس بودن محکوم شود) و کسب اهداف به صورت مناسب بیشتر در اولویت نیست در مثال فوق مراسم مدیر نامبرده با هزینه ای پایین تر یا حداکثر برابر بودجه انجام میشود مثلا با صرف مبلغ 3-4 میلیون مراسم فوق برگزار می گردد ولی اهداف محقق نشده و مثلا از تزئینات محل کاسته شده یا تالار در محلی نامناسب گرفته میشود و ... که بالاخره منجر به نارضایتی مهمانان که هداف اصلی میباشد میگردد
4- مدیر کامل: و بالاخره مدیر کامل مدیری است که با صرف کمترین منابع و به صورت مطلوب به تحقق بیشترین اهداف نایل شود این مدیر در مثال ما با صرف منابع به صورتی کارامد و عاقلانه مثلا صرف 2-3 میلیون تمامی اهداف در نظر گرفته شده را محقق می نماید که شامل مکان مناسب برای تالار و غذا و پذیرایی خوب و تزئینات مناسب است که در نهایت منجر به رضایت بالای مهمانان با کمترین هزینه میگردد که البته در تعاریف نیز گفتم که در واقع چنین مدیرانی خیلی کم پیدا میشوند و خلاقیت و تعین راههای مناسب کسب اهداف تاثیر بسیار زیادی در این نوع مدیریت دارد
+ نوشته شده در ساعت توسط اسلامي
|