نيروهاي كاردان، متخصص و باانگيزه به ويژه آنها كه سابقه‌اي چندساله در شركت دارند از سرمايه‌هاي شركت به حساب مي‌آيند. سال‌ها و هزينه‌ها صرف شده است تا به اين مرحله رسيده‌اند كه نه تنها مشكلي براي شركت نيستند بلكه از عوامل پيشرفت و موفقيت شركت به شمار مي‌روند. بسياري از اينها يك‌تنه ارزش چند و گاه چندين كارمند يا كارشناس را دارند.

حفظ اين‌گونه نيروها و جلب رضايت آنها و برآورد خواسته‌هاشان هم از نظر مادي و هم از نظر معنوي به سود يك موسسه است. اگر يكي از آنها به دليلي مادي يا معنوي مجبور شود از شركت برود يا نخواهد بماند بايد چندين برابر حقوقي كه به او مي‌پرداختيم صرف استخدام و بكارگيري نيروهايي كنيم كه در مجموع، توان و آگاهي آن يك فرد را ندارند و محصول كارشان نيازمند بازنگري و اصلاح است.

همين نيروها را موسسات رقيب شكار خواهند كرد و بهره خود را خواهند برد. درايت ايجاب مي‌كند كه تا بيشترين حد مقدورات و توان‌هاي شركت، اين نيروها را حفظ كنيم و اگر نتوانستيم همكاري دائمي خود را با آنان ادامه دهيم با آنها قراردادهاي مشاوره يا پاره‌وقت ببنديم يا مسووليتي در آموزش كاركنان جايگزين به آنها بسپاريم. چنين نيروهايي حتي با ريسماني بايد به موسسه وصل باشند.