برنامه‌ريزي، ابزار تشريح پروتكل سازماني    

يكي از محدوده‌هاي مديريت پروژه، مديريت ارتباطات است كه قسمتي از آن از طريق دستورالعمل‌ها، فرم‌ها  و نرم‌افزارها شكل مي‌گيرد اما يك قسمت از اعمال نظام و سيستم موثر ارتباطات در پروژه‌ها، رفتار است. ساختار سازماني مانند هر شبكه‌ي ديگري نيازمند تدوين پروتكل‌هاي ارتباطي است و اگر اين ارتباطات خوب تعريف نشود به ارتباطي براساس زور و قدرت صندلي تبديل مي‌شود.
برنامه‌ريزي به منظور تصميم‌گيري براي آن چيزي است كه در آينده قرار است انجام شود. براي تدوين پروتكل سازماني بايد از برنامه‌ريزي استفاده كرد. در ساختار سازماني، سمت‌ها با خطوطي با هم مرتبط مي‌شوند. سوال اين است كه اين مسووليت‌ها از طريق چه تعريف، روش و پروتكلي با هم مراوده دارند؟
بايد بدانيم كه در پروژه، الگوي ذهني ما تحويل اقلام است و هدف مهم پروژه تحويل كار، محصول يا خدمت است. بنابراين وقتي بين دو مسووليت خطي ترسيم مي‌شود يعني قرار است بين دو مسووليت چيزي تحويل داده شود.
حال بايد مختصات تحويل مشخص شود بنابراين ابتدا بايد تعيين شود كه چه چيزي بايد تحويل داده شود؟ مبحث دوم اين است كه چه عملياتي بايد انجام شود؟ در قدم سوم مشخص مي‌كنيم كه چه قدم‌هايي بايد انجام شود؟ و در قدم چهارم مشخص مي‌كنيم كه تحويل‌‌گيرنده چه كارهايي بايد انجام دهد؟ بايد پاسخگويي را در سطح سازماني بياوريم يعني همه نمي‌توانند پاسخگوي همه چيز باشند. در قدم پنجم بايد طول دوره‌هاي بررسي مشخص و زمان تحويل تعيين شود. از كلان به جزييات در سازمان طول دوره‌ها كم مي‌شود. با چه تناوبي پايش صورت مي‌گيرد (تنها انعكاس وضعيت) و بايد دانست كه درباره‌ي رفع مغايرت‌ها در بخش كنترل تصميم‌گيري مي‌شود پس گام بعدي تعيين تناوب كنترل است. در انتها نيز بايد پيامد انجام يا عدم انجام كار مشخص شود.
پس حالا خطوط ارتباطي بين دو مسووليت (كه فضا را گل‌آلود و مبهم مي‌كنند و مانع توسعه مي‌شوند) به يك پروتكل و برنامه تبديل مي‌شوند. نبود چنين برنامه‌هايي در پروژه‌هاي بزرگ ما نشانگر عدم توسعه‌يافتگي است. اين كار به حفظ احترام افراد و توسعه‌ي نيروي انساني و به خصوص جوانان بسيار كمك خواهد كرد. كارهاي بزرگ را افراد بزرگ مي‌توانند انجام دهند، نه افرادي كه تحقير شده‌اند.