مدواژه هاي سازمان های ناکارآمد و معنی پس آنها

مهندسی مجدد سازمان: اخراج آدم ها!
بهره وری: نام ديگر براي 80 ساعت کار در هفته!
رمپ آپ!: فرآيند دور شدن تدريجي از واقعيت!
استراتژی: مشخصه هر طرحي که اصلا امکان ندارد پايانش را بداني تا بتواني بفهمي اگر به جائي رسيدی تاثير آن طرح چه اندازه بوده!
وين ـ وين: مربوط به موقعيتي است که شما احساس مي کنيد کاملا سر طرف مقابل را کلاه گذاشته ايد( با کلاه گذاري اشتباه نشود، دوبونو گفته اين کلاه تفکر است!) و با تکرار وين! فقط داريد خوشحالي خودتان را با طرف به اشتراک مي گذاريد! اگر که توانستيد کلاه طرف مقابل را برداريد(با کلاهبرداري اشتباه نشود!) که جايز است حتي سه بار وين! بگوئيد.
چشم انداز: بيانيه خوش خيال ها!
ارزش افزوده: گراني بيشتر کالا يا خدمات!
مشعوف شدن مشتري: اين که هاج و واج بماند که از کجا خورده است!
عضو تيم: آن که توانائي آن را دارد که با دمپائی در يک تيم فوتبال بازي کند!
(يک تجربه عيني: در دوران آموزشي سربازي به مدت چهار ماه با دو چشم سر شاهد آن بودم که عضوي از گروهان ما ـ در کمال صحت و سلامت ـ  کلي تيمسار رو سر کار گذاشته بود و به بهانه درد مزمن! پا، با دمپائي کنار ما رژه مي رفت. در حقيقت سان مي ديد. او عضو خوب تيم ما بود!)
تيم: گروهي از بچه ها( يعني کارکنان!) که با هم اول صبح سر کار صبحانه مي خورند. تيمي قوي تر است که از پنير عبور کند! و به حليم برسد. اين کار حلم زيادي مي خواهد!
نتيجه محوري: رعايت نکردن اخلاق و ايجاد انگيزه به هر شيوه ممکن براي رسيدن به عدد!
لسنز لرند!: عذر خواهي و يادآوري اشتباهات گذشته!
انعطاف پذيري: انجام هر چه مدير در آن لحظه مي خواهد و آماده شدن براي انجام خواست او در لحظه ديگر! قائل بودن به اصل عدم قطعيت براي مدير و سازمان!
تسهيل گري: فشار وارد آوردن بيجا! براي جا انداختن کاري!
توانمند سازي: گفتن اين جمله به کارکنان که شما مي توانيد!
موقعيت اضطراري: شرايطي که هر کس در آن است!
دستاوردها: گاوهاي جديدي که زائيده شده اند!
فرابخشي: کاري که سر و ته آن معلوم نيست!
بنچمارک: از حيز انتفاع انداختن يک چيز و دگرگونه کردن قيافه آن به گونه اي که کسي او را باز نشناسد!

منبع : http://dehestani.blogfa.com/