همت و تلاش در دوران ظهور

سیدمحمد رضوی

با توجه به نامگذاری امسال با نام «همت و تلاش مضاعف» در این نوشتار قصد داریم تا رویکردهای متفاوت تلاش و فعالیت را دردوران عصر ظهور بررسی و پیگری نماییم. با توجه به اینکه دوران ظهور، دوران حضور مقدس امام (علیه السلام) است، مشاهده می شود که نه تنها تلاش پیگیر برای تحقق اهداف جامعه مهدوی از بین نخواهد رفت، بلکه همه مولفه های این حکومت جهانی باید با تلاش مضاعف و همت دوچندان همه افراد جامعه محقق شود.
در طول تاریخ هماره از سوی اندیشه های متفاوت، تصویرهایی از یک مدینه فاضله و جامعه ایده آل ترسیم شده است. جامعه ای که مولفه های راستین هر حوزه ای را فراهم آورد، کم و بیش شبیه آرزوهای دست نیافتنی است. اما در ورای این توصیف، هماره انتظار برای تشکیل یک جامعه جهانی که همه این توقعات را فراهم آورد، رویکردی است که در بحث دوران ظهور منجی مطرح می شود.

عدالت اجتماعی توسعه یافته، حکومت جهانی بر محور دین و عدالت و به طور کلی محوریت خدا و عدل، مهم ترین شاخصه های چنین حکومت و رویکردی است. از سوی پژوهشگران عرصه دین و مذهب، مولفه های مختلف و بسیاری که شاکله دوران ظهور منجی را تشکیل می دهد، هماره مورد ارزیابی و نقد و بررسی قرار گرفته اند.

بحث از مسئولیت و تلاش و فعالیت در دوران ظهور، یکی از همین شاخصه های مورد اشاره است. اینکه آیا در دوران ظهور، تک تک افراد جامعه دارای مسئولیت های مختلفی هستند یا خیر، هماره یکی از بحث های مطرح در این حوزه بوده است.

اینکه آیا تلاش و فعالیت برای تحقق آرمان های حکومت جهانی حضرت مهدی، جزء وظایف افراد جامعه است و یا اینکه توسط اسباب غیب، مشکلات جامعه برچیده خواهد شد، یکی از مهم ترین سوالاتی است که در حوزه مهدویت مطرح می شود.

با توجه به نامگذاری امسال با نام «همت و تلاش مضاعف» در این نوشتار قصد داریم تا رویکردهای متفاوت تلاش و فعالیت را دردوران عصر ظهور بررسی و پیگری نماییم. با توجه به اینکه دوران ظهور، دوران حضور مقدس امام (علیه السلام) است، مشاهده می شود که نه تنها تلاش پیگیر برای تحقق اهداف جامعه مهدوی از بین نخواهد رفت، بلکه همه مولفه های این حکومت جهانی باید با تلاش مضاعف و همت دوچندان همه افراد جامعه محقق شود.

حکومت حضرت مهدي(عج)
موضوع حکومت حضرت مهدي(عج) و کارگزاران او از مهمترين و بحث انگيزترين موضوعاتي است که از گذشته هاي دور در ميان اديان مختلف آسماني مطرح بوده است، که پيروان اديان آسماني حداقل سه دين اسلام، مسيحيّت و يهود در اين عقيده مشترک است که آينده ي جهان به دست صالحان و خداپرستان است. از اين رو هرکدام از اديان، حکومت آخرالزمان را از آن خود مي دانند به طور مثال مسيحيان، منجي آخرالزّمان را حضرت مسيح مي دانند در حالي که مسلمانان معتقدند او از نسل پيامبر اسلام(ص) است و دين او اسلام و براساس شريعت محمّدي قيام و حکم مي راند.

حکومت جهان اسلام به رهبري امام زمان(عج) داراي روح و ماهيت ويژه اي است که ديگر حکومتها از آن بي بهره اند. ماهيت حکومت اسلام، آموزه هاي وحياني است که به او تعليم مي دهد که خداي او يکي است و فقط بايد در برابر او عبادت و کرنش کند و در رفتار و کردارش از دايره بندگي خدا بيرون نرود زيرا فرمود: «يعبدونني لا تشرکون بي شيئاً» اين حکومت پيامي دارد که در بستر عمل به ارزشهاي وحياني، دنياي بهتري را به وي ارزاني بدارد و متأسفانه آنچه در حکومت امروز بشري کمتر يا اصلاً به چشم نمي خورد خداست و عدم پاي بندي به وحي و اخلاق و ارزشهاي معنوي است .

اساساً تاروپود حکومت مادي بر سرمايه اندوزي، مال پرستي و سود بيشتر از هر طريق و ترفندي بناگذاري شده است. و اين تاروپود جاي عشق به خوبي ها، ارزشها، ايثار و مجاهدت ها و بالأخره زيبائيهاي زندگي را اشغال کرده به طوري که جامعه ي انساني را از گردونه ي خوبي ها حذف نموده .

بنابراين حکومت مادي بر اين پندار است که دين و امور معنوي در پيوندهاي اجتماعي ناکارآمد است و اين پندار تا جايي در افکار و انديشه جامعه بشري ريشه کرده که معتقد است تمدّن و حکومت را بايد بدون در نظر گرفتن ارزشها پايه ريزي کرد.

استاد شهيد مرتضي مطهري در اين باره مي نويسد: «فکر خدا و زندگي اخروي را بايد کنار گذاشت ... بايد رأفت و رقت قلب را دور انداخت، رأفت از عجز است. فروتني و فرمانبرداري از فرومايگي است . حلم و حوصله، عفو و اغماض، از بي همّتي و مستي است . مردانگي بايد اختيار کرد . بشر بايد به مرحله مرد برتر برسد، عزم و اراده داشته باشد اين است روح حکومت مادي غرب که از باب نمونه به آن اشاره کرديم .»

ولي حکومت جهاني مهدويت که به همّت تواناي امام عصر(عج) توسعه و گسترش مي يابد براساس وحي و ماهيت ديني جلوه گري مي کند داراي چند ويژگي خواهد بود.

1 - عدل و احسان
در حکومت جهاني اسلام عدل و احسان سنگ زيرين است.

اجراي عدالت اجتماعي و گسترش آن از بنيادي ترين حکومت مهدويّت است که پيامبر اکرم(ص) نيز و امام بعد از آن بر اين حقيقت انگشت نهاده اند که امام زمان(عج) خواهد آمد و جهان پر از ظلم و جور را پر از عدل و داد خواهد کرد . بنابراين مي توان گفت سرآغاز انقلاب اجتماعي و حکومت جهاني آن حضرت اجراي عدالت براساس دين است. و اين اجراي عدالت نيازمند کارگزاران و کارکناني عادل و نيکوکار است .

او، ادامه دهنده ي راه پيامبران و اولياء است .
«لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الکتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط؛ ما فرستادگان خود را با نشانه هاي روشن و پيغامهاي راست فرستاديم و با ايشان کتاب و ترازو فرستاديم تا مردمان را به دادگري به پا دارند». از اين رو همانطور که پيامبران وظيفه داشتند که برابر کتاب و ميزان، مردمان را به دادگري به پا دارند حضرت مهدي(عج) نيز وظيفه دارد بر سيره پيامبران، جامعه انساني را به دادگري به پا دارد و از نارواها و ستم بازدارد .

«انّ الله يأمر بالعدل والاحسان و ايتاء ذي القربي و ينهي عن الفحشاء والمنکر والبغي ...؛ خدا به عدل و احسان و بخشش به خويشاوندان فرمان مي دهد از فحشا و زشتکاري و ستم نهي مي کند».

اين آيه اصول ارزشهاي فردي و اجتماعي را ترسيم کرده و نيز از ضد ارزش ها و پليدي ها بازداشته است و اين آيه به معناي واقعي و کامل در عصر ظهور پياده خواهد شد، عدل يعني نگهداشت دقيق حقوق مردمان و مبارزه فراگير، و همه سويه با نابرابريها و احسان، جايگاه برتري در ميان ارزشهاي اجتماعي اسلام دارد که به يک معنا بالاتر از عدالت است. زيرا اگر در هر حکومتي پايه هاي حقوقي انساني، براساس عدالت اجتماعي استوار گردد، در اين صورت جلوه هاي احسان و نيکوکاري، فضاي جامعه را مي آکند.

به فرموده امام علي(ع) عدل قانوني است فراگير و قابل گسترش «سائس عام» و احسان نيز ارزشي است ويژه: «عارض خاص». وظيفه اوليه در هر حکومت و جامعه اي به خصوص در جامعه ي ديني نهادينه کردن بنيادهاي اجتماعي براساس عدل است اگر مردم در حکومتي که همه ي نهادها و ارکان آن بر هِرم عدل استوار گشته باشند. در آنوقت است که ريشه هاي نوع دوستي، برادري، مهرورزي، توانا مي گردند. همانطور که در ابتداي اين فصل اشاره شد ماهيت اصلي حکومت جهاني مهدويت دائرمدار بندگي و عبوديت است، همان که خداي متعال به آن فرمان داده .

«امر الاّ تعبدوا الاّ ايّاه».
عبوديت و بندگي وقتي به اوج مي رسد که بنده آنچه را که معبودش از همه چيز بيشتر دوست دارد. در راه پياده کردن آن تلاش ورزد. اسماعيل بن مسلم مي گويد: در محضر امام صادق(ع) بودم که شخصي از آن حضرت پرسيد بين اين دو آيه: «انّ الله يأمر بالعدل والاحسان» و «امر ربي الّا تعبدوا الاّ ايّاه» چگونه مي توان جمع کرد. حضرت فرمود: «نعم، ليس في عباده امر الاّ العدل والاحسان» بلي، خداوند براي بندگان خود دستوري ندارد جز اجراي عدالت و عمل به احسان .

به عبارت ديگر «عدل» نماد فرهنگ اجتماعي اسلام است و «احسان» نماد فرهنگ اخلاقي آن . اگر اين دو رکن رکين در جامعه و حکومتي رواج يابد و ساختار اجتماعي آن حکومت بر اين دو استوار و پايه ريزي گردد دو واقعيت ديگر که از ويژگيهاي فرهنگ و حکومت جهاني مهدويت است روشن مي گردد.

تراز حکومت حضرت مهدي(عج) عدل است که در پرتوي آن، ديگر ارزشها جايگاه واقعي خود را مي يابند.

مرحوم شيخ صدوق در اين باره مي گويد: «يظهر الله به الأرض من کلّ جور و يقدسها من کل ظلم ... فاذا خرج وضع ميزان العدل بين النّاس، فلا يظلم احدٌ احداً.»

در حکومت جهاني حضرت مهدي جهان از هرگونه ستم پاک مي شود. آن گاه که ظهور کند، ميزان عدل را در ميان جامعه بشري بنا خواهد کرد، هيچ کس به ديگري ستم روا نخواهد داشت .

2 - استحکام پيوندهاي اجتماعي
به طور کلي تاروپود و ساختار هر تمدّني و حکومتي را افراد آن مي سازند. جامعه بشري با برخورداري از روح جمعي، پايه هاي حکومت را بنا مي کنند و بر پويايي و شکوفايي آن مي افزايند. انسانها پاره هاي پيکر هر حکومت مي مانند که به هر نسبت پيوند و زندگي جمعي آنان بيشتر باشد آثار پيشرفت و توسعه در آن حکومت نمايان تر است .

در آموزه هاي اسلامي مفاهيم و واژه هايي وجود دارد که پيام آنها بنيان گذاري و شکوفاسازي و استحکام روحيه جمعي و اجتماعي است. مانند اين کلمات «توادّ» «تراحم» «تعاضد» «تواصي» و از همه گوياتر واژه «تعاون» که خداوند در قرآن بعنوان يک دستور اجتماعي به انسانها مي فرمايد.

«تعاونوا علي البرّ والتّقوي ولا تعاونوا علي الأثم والعدوان» در نيکوکاري و خويشتن داري يکديگر را همکاري کنيد، در گناه و تجاوز همکاري نکنيد ».

بنابراين از آيات و روايات بخوبي استفاده مي شود که تعاون بر نيکي و نيکويي، به مفهوم گسترده آن فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي در يکي از ابزارهاي تمدّن اسلامي است و روشن است که پيدايش روح جمعي و تعاون ساخته و پرداخته حکومت اسلامي است .

پيدايش اين روحيه در جامعه اسلامي، پيشرفتهاي مادي و معنوي و توسعه مادي و تکامل معنوي گسترده اي به دنبال دارد و در زمينه هاي عاطفي و اخلاقي نيز از سازندگي چشم گيري برخوردار است .

استاد مطهري مي نويسد: «زنده بودن اجتماع به اين است که در افراد آن اجتماع روح اجتماعي و حسن اجتماعي و عاطفه اجتماعي وجود داشته باشد ... يعني خودت را همواره به جاي ديگران بگذار و براي آنها همان را بپسند که براي خود مي پسندي و همان را کراهت داشته باش که براي خويشتن کراهت داري».

همان طور که گفته شد مسئله تعاون نقش حياتي در تمدّن و جوامع بشري دارد از اين رو در سيره و روش زندگي پيامبر(ص) و امامان معصوم(عليهم السلام) به نمونه هايي برمي خوريم که بر اين اصل بلند و بنيادي به روشني تأکيد شده است . در تاريخ آمده که روزي پيامبر(ص) در سفري که همراه ياران بودند در منزل گاهي براي پخت غذا نياز به هيزم بود پيامبر نيز در اين کار همکاري مي کند. و يا آن حضرت در کندن خندق در اطراف مدينه براي خود سهمي قرار داد و شروع به کندن مي کند .

در سيره امام علي(ع) نيز نمونه هايي فراوان ديده مي شود که آن حضرت در کارها و حرکت هاي جمعي شرکت مي جويد. امام صادق(ع) در هنگامه ها با مردم همراه مي شود که از جمله در زمان خشکسالي مدينه آنچه براي خود ذخيره کرده بود که تا پايان سال به مصرف برساند، به بازار عرضه کرد، که مبادا ذخيره سازي او به مردم آسيب برساند .

در مدينه، داستان ايثار و تعاون انصار نسبت به مهاجران، آنچنان گويا و روشن است که هرکس اندک آشنايي با آيات قرآن داشته باشد به اين حقيقت پي مي برد. قرآن از اين روحيه و سيره ي مسلمانان به نيکي و زيبايي ياد مي کند و با اين شيوه، ساختار حکومت اسلامي را که به دست تواناي پيامبر اکرم(ص) و مسلمانان با ايمان و خالص پايه ريزي شده، ترسيم مي کند .

«والذين تبوء الدار والايمان من قبلهم يحبّون من هاجر اليهم ولا يجدون في صدورهم حاجة مما اوتوا و يؤثرون علي انفسهم ولو کان بهم خصاصة و من يوق شحّ نفسه فاولئک هم المفلحون؛ کساني که قبل از ايشان در مدينه و در ايمان جاي گرفتند در حالي که هرکس را که به سوي آنان هجرت کرد دوست مي داشتند و در دل خويش نسبت به آنچه داشتند نيازي احساس نمي کردند و ديگران را بر خويش مقدم مي داشتند، گرچه آن چيز ويژه ايشان مي بود و کساني که بخل از درون مهار کند، همانا رستگارانند».

خلاصه سخن اينکه اين ويژگي در ساختار حکومت اسلامي و شکوفايي آن نقش بنيادي و اساسي داشته است و همين ويژگي در حکومت جهاني حضرت مهدي نيز به گونه ي گسترده پديدار خواهد شد .

در حکومت جهاني مهدويت ارزشهاي انساني مانند:

ايثار، انسان دوستي، تعاون و نوع دوستي، برادري، امدادرساني آنچنان ريشه دار و از استحکامي برخوردار است که گويي همگي در يک خانواده زندگي مي کنند و نيازهاي خويش را از جيب و کيسه ي يکديگر بدون مانع برطرف مي سازند «من» و «تو» در آن جامعه مفهومي ندارد بلکه آنچه معنا و حقيقت دارد «ما» است که خود را مي نماياند.

«قال اسحاق بن عمار: کنت عند ابي عبدالله(ع) فذکر مواساة الرجل لأخوانه و ما يجب عليهم فدخلني من ذلک امر عظيم. فقال انما ذلک اذا قام قائمنا وجب عليهم ان يجهزوا اخوانهم و يقووّهم». اسحاق بن عمار مي گويد نزد امام صادق(ع) بودم و از ياري و غمخواري هرکس با برادرانش و آنچه بر آنان واجب است سخن به ميان آمد .

من از اين موضوع در شگفت شدم امام(ع) فرمود: اين هنگامي است که قائم ما قيام کند، که در آن روزگار بر همگان واجب است يکديگر را ياري رسانند و يکديگر را نيرو بخشند. در آخرالزمان، اين مکارم اخلاقي و بزرگواري هاي انساني است که پايه هاي حکومت جهاني اسلام را استحکام مي سازند .

اما باقر(ع) مي فرمايد: «... حتي اذا قائم القائم جاءت المزامله و يأتي الرجل الي کيس اخيه فيأخذ حاجته لا يمنعه».

به هنگام قيام قائم «آل محمد» آن چه ديده مي شود دوستي و يگانگي و تعاون و الفت است تا آنجا که هرکس آنچه نياز دارد، از جيب ديگري برمي دارد، بدون هيچ دشواري و بازدارنده اي .

به راستي تصوير و ترسيم چنين جامعه اي چقدر دلپذير و دلنشين است. زيرا در حکومت و جوامع امروزي بخصوص غيرالهي رقابت و تفوق تنگاتنگ مادي در ساخته و زندگي هاي آنان موج مي زند و اساس ارزشهاي معنوي و کمالات انساني را دگرگون ساخته و روح جمعي و تعاون و همکاري و برادري را رخت بربسته و جوامع به دو دسته تقسيم شده: جامعه هايي که فقير و گرسنه هستند و هرچه تلاش مي کنند به حقوق خويش نمي رسند و مداوم به طور مستقيم يا غيرمستقيم تحت سلطه ي زورمداران و سلطه گران و بالاخره صاحبان قدرت مي باشند و هرگز توان خروج از اين وضعيت اَسفبار را ندارند. پس هميشه بايد تحت سلطه و فرمان آنان باشند .

دسته ي ديگر از جوامع صاحبان ثروت و مکنت و قدرتند که چيزي را بنام ارزش و کرامت انساني نمي شناسند و اصولاً ارزشهاي کمالات انساني را همان ثروت و قدرت و سلطه تعريف مي کنند. و اين چنين است که در روزگار ما در عصر حکومت جديد متأسفانه سرنوشت بني آدم را در عصر حاضر همين ها به دست گرفته اند و براي آنان خط و نشان مي کشند.

درست برخلاف آن در حکومت جهاني مهدويت، شيرازه نظام اجتماعي جهان بر تعادل و تعاون دور مي زند آنچنان روحيه ها پرورش مي يابد، غل و غش ها و ناخالصي ها و خودخواهي ها از ميان مي رود که «مزامله» يعني دوستي ها خالص مي گردد، پيوندهاي اجتماعي و انساني براساس تعادل و تعاون، راستي، درستي، يکدلي و يکرنگي استحکام پيدا مي کند و خلاصه فرهنگ مهدويت جان ها را با تزکيه و افکار و انديشه ها را با تعليم به پاکي و پاکيزگي سوق مي دهد.

3 - برقراري امنيت
در هر فرهنگ و حکومتي، امنيت اجتماعي اصل است. از مهم ترين نيازهاي اساسي بشر، برقراري امنيّت است، امنيّت سياسي، قضايي، قانوني، اقتصادي، حقوقي، اجتماعي، فرهنگي، اخلاقي، خانوادگي .

بستر زندگي سالم و جامعه صالح و با امنيّت و آرامش را فراهم مي سازد.

قهراً جامعه ي اين چنيني آثار و برکاتي دارد که پيوندهاي انساني و اجتماعي با آرامش و بي تنش شکل مي گيرد. تلاش هاي اقتصادي با رونق و شادابي انجام مي گيرد، رفتارهاي ناهنجار اخلاقي و خشونت ها و خشم ها فروکش مي کند، قانون گرايي رواج مي يابد. صاحبان ثروت و قدرت خون فرودستان را نمي مکند. فاصله بين دولت مردان و رعيت از بين مي رود، ميدان براي نقد و نظر فراهم مي گردد و کاستي ها از روي خيرخواهي گفته مي شود. نقطه هاي قوت دولت مردان به دور از چاپلوسي و گزافه گويي مطرح مي گردد.

همه ي افراد جامعه براساس احترام متقابل به يکديگر نگاه مي کنند و به يکديگر اعتماد مي کنند و در نتيجه همگان با احساس مسئوليت همديگر را نصيحت مي کنند.

از مهم ترين محصولات امنيّت، پديدار شدن نشانه هاي عدالت است و مردم وحدت و همبستگي بيشتري پيدا مي کنند و در اين صورت است که راههاي نفوذ هجومها و شبيخونهاي دشمنان داخلي و خارجي را با تمام توان مي بندند و آقايي و سربلندي خويش را پاس مي دارند.

و يکي از خصائص و ويژگي هاي حکومت جهاني مهدويت برقراري امنيت به معناي اعم آن است، همه جا و در همه ي موارد ذکر شده، امنيت و آرامش در حد اعلاي آن توسعه و گسترش پيدا مي کند و در آن حکومت جان و مال و ناموس و آبروي مردمان از هر گزند و آسيبي در امان مي ماند.

شايد آيه ي شريفه ي سوره نور بر همين مورد يعني حکومت جهاني آن حضرت تطبيق پيدا کند.

«وليبدلّنهم من بعد خوفهم اَمنا».

امام صادق(ع) مي فرمايد: آيه ي شريفه درباره ي حکومت امام زمان است و سپس ادامه مي دهند «در آن زمان چندان امنيت بر سراسر جهان گسترده مي شود که از هيچ چيز به چيز ديگر، زيان نمي رسد، ترس و وحشتي به چشم نمي خورد. حتي جانوران و حيوانات در بين مردم رفت و آمد مي کنند و نسبت به يکديگر آزاري ندارند.

ايمان نيز که آرام بخشي دلهاست سايه خود را بر جامعه ي مهدوي مي افکند. فضاي آن روز جامعه، سرشار از اعتماد و اطمينان به يکديگر است. در پرتو کلمه توحيد دلها به هم نزديک و ضريب ناامنيها به صفر مي رسد.»

متأسفانه در جامعه هاي عصر حاضر رقابت هاي بي هدف و ناسالمي که بر اثر ترس و عدم اعتماد از يکديگر به وجود آمده و درد بي درماني است که حکومت امروز آن را به ارمغان آورده و ملت ها را فرا گرفته، ناامنيهاي خانوادگي و ناهنجاريهاي اجتماعي در اين گونه جامعه ها به خوبي نشان مي دهد که دنياي به اصطلاح متمدّن امروز صنعتي و داراي تکنولوژي در برآوردن آرامش روحي و رواني ناتوان بوده است. گرچه توانسته است تا اندازه اي زمينه آسايش مادي و جسمي شهروندان را فراهم سازد. اين واقعيت ثابت مي کند که دنياي انسانها را نمي توان هميشه و همه جا با قراردادهاي اجتماعي بي روح و خشک و بدون پشتوانه معنوي و ايماني تربيت کرد، تا در آشکار و پنهان حريم حرمت و حقوق ديگران را نگاهدار باشند و همين حقيقت نياز به آمدن شخص مصلح و رهايي بخش و نجات دهنده اي را که زمينه ساز امنيت همه جانبه باشد ثابت مي کند.

در عقايد مسلمانان و پيروان حقه محمدي(ص) آن اصلاح گر و نجات دهنده و امنيت گستر، امام زمان حضرت حجة بن الحسن(ع) است که با قيام و ظهور خود امنيت را توسعه و مي گستراند و اين نياز مهم انساني را به جامعه انساني ارزاني مي دارد و زندگي آرام بخش را براي جهان بشريت فراهم مي سازد و با تدبير چهره ي حکومت هولناک و ترس آلود را به حکومت انساني و اميدبخش بدل مي کند .

4 - سامان دهي اقتصادي
در تعاليم ديني و آموزه هاي آن بين مسائل اقتصادي و مسائل معنوي پيوندي استوار ديده مي شود. در اين باب روايات فراوان است از جمله اين روايت:

پيامبر(ص) فرمود: «لولا الخبز ما صلّينا ولا صمنا ولا ادّينا فرائض ربّنا»، بدون نان، نه عبادت مي توان کرد و نه روزه مي توان گرفت و نه واجبات ديگر را مي توان انجام داد .

«ثلاثة تحتاج الناس طراً اليها: الامن والعدل والخصب» سه چيز است که همه مردم به آن نياز دارند: امنيت، عدالت و فراواني ارزاق .

در روايات اسلامي آمده است که در فرهنگ و عدل جهاني و حکومت جهاني مهدويت(ع) اين واقعيت نويد داده مي شده که آن حضرت رفاه اقتصادي را همراه با عدالت اجتماعي به گونه اي گسترده و فراگير، فراهم خواهد آورد .

و نيز در حديث ديگر نقل شده که آن حضرت در پرتو مديريت شايسته و سالم و برنامه هاي جامع و سياستهاي واقع نگر، زمينه شکوفايي استعدادها فراهم مي آيد، تلاش و کوشش مردم با انگيزه هاي معنوي در مي آميزد و بهره گيري از منابع طبيعي و خدادادي دوچندان مي شود.

در حديث ديگر فرموده: «کار وجهه ي عبادت و تکليف به خود مي گيرد نيروهاي بالقوه و پنهان ميدان بروز و ظهور مي يابند، خلق وخوي مردم دوستي و خدمتگزاري در بين مردم، رشد مي کند.

در چنين جامعه اي زندگي اقتصادي، چهره نويني پيدا مي کند و همگان از زندگي سالم و به دور از تشويش خاطر و نگراني و اضطراب بهره مند مي شوند.

بواسطه ي پيشرفت علم و صنعت تکنولوژي در زمان آن حضرت منابع جديد و ناپيدا کشف مي شوند، و زمين آنچه در درون خود دارد بيرون مي افکند و بهره برداري از آن آغاز مي شود.»

براساس روايات در حکومت جهاني مهدويت(ع) فرآورده هايي به جامعه عرضه مي شود که تا آن روز بر بشر ناشناخته بوده است. راههاي توليد سالم و توزيع عادلانه به عنوان ارزش وظيفه ايماني و ديني نمودار مي شود و در نتيجه، اقتصاد جامعه، در پرتو مديريت صحيح آن حضرت شکوفا مي شود و برکت و فراواني نعمت، سرتاسر جهان را فرا مي گيرد و همه از نعمت الهي به آساني استفاده مي برند .

پيامبر اکرم(ص) فرمود: «ينعم امّتي في زمن المهدي(عج) نعمةً لم يتنعّموا قبلها قطّ، يرسل السماء عليهم مدراراً ولا تدع الارض شيئاً من نباتها الاّ اَخرجته». فرمود: پيروان من در زمان حکومت جهاني مهدي(عج) به آسايش و به نعمتهايي دست مي يابند که بيش از آن در هيچ دوره اي از حکومتهاي گذشته به آن دست نيافته اند. در آن دوره آسمان باران فراوان مي بارد و زمين نيز تمام روييدنيهايش را بيرون مي اندازد.

قرآن در اين باره مي فرمايد:

«ولو ان اهل القري آمنوا و اتّقوا لفتحنا عليهم برکات من السماء والارض؛ اگر مردم قريه ها ايمان آورده و پرهيزگاري پيشه کنند، برکات آسمان ها و زمين را به رويشان مي گشائيم ».

براساس اين آيه و آيات ديگر معيارهاي قرآني، تقوا و خويشتن داري، نيکوکاري و عدالت گستري ... و زمينه هاي نزول و ريزش رحمت ها و برکات از سوي پروردگار مي شود اگر فضاي جامعه، فضايي معنوي و الهي باشد و زبان هاي دعاگو، آلوده به گناه نگردد و لقمه ها حلال و قصد نيّت ها خدايي، بي شک رزق و روزي ها فراوان تر مي گردد.

روشن است هنگامي که پيوند انسانها بر پايه عدالت و نيکي شکل مي گيرد، بينوايان و مستمندان از ياد نمي روند و هر کسي مرز خود را مي شناسد و به حقوق ديگران، دست دراز نمي کند.

در چنين جامعه اي نعمت ها و بخشش هاي پروردگار بر مردمان فرو مي ريزد و بسياري از گرفتاريهاي اجتماعي، برطرف و بن بست هاي اقتصادي گشوده مي شود و راه براي پيشرفت هموار مي گردد.

زيرا در قرآن وعده داده شده: «من عمل صالحاً من ذکرٍ او انثي و هو مؤمن فلنحيينَّه حيوة طيبةً و لنجزينّهم اجرهم باحسن ما کانوا يعملون» حکومت حضرت مهدي(عج)، حيات طيّبه، بر پايه ايمان و عمل صالح رخ مي نمايد. از يک سو طمع هاي زايد مهار مي گردد. مساوات و عدالت دامن مي گستراند. بخل و تنگ چشمي، دامن بر مي چيند و از سوي ديگر، انگيزه ها براي تلاش بيشتر و خالص تر مي شود. و استفاده ي بهتر و سالم تر از طبيعت آماده مي گردد. طبيعي است که زمينه ي فراواني نعمت ها و رونق مسائل اقتصادي نيز پديد آيد و گسترش يابد.

امام علي(ع) در اين باب مي فرمايد: «و تخرج له الارض اَفاليد کبدهها و تلقي اليه سلماً مقاليدها فيريکم کيف عدل السّيرة و يحيي ميّتَ الکتاب والسنَّة». زمين گنجينه هاي خود را برون اندازد و کليدهاي خويش را از دَر آشتي، تسليم او سازد، پس روش عادلانه را به شما بنمايد و آنچه از کتاب و سنت مرده است زنده کند.

5 - رشد عقل و گسترش دانش
در نظام و حکومت اسلامي، عقل جايگاه ويژه اي دارد و رکن حرکت و تلاش به شمار مي رود عقل ستون نيمه ي دين است و بدون عقل دين جايگاه حقيقي خود را پيدا نمي کند. اساساً دين بدون عقل شناخته نمي شود و مجهول مي ماند. عقل است که گوهر و جوهر دين را مي شناسد و به انسان مي فهماند و دستور مي دهد در برابر آن سر فرود آورد، و به فرمانهايش گردن نهد. خلاصه، عقل، راهنماي انسان است به سوي زيبائيها، خوبيها، ارزشها، راستي ها و پرهيزدهنده از خطرها . از اين رو در قرآن از عقل به خِردورزي، انديشيدن به علم و دين آگاه شدن و فرزانگي سفارش بسيار شده است، و در فقه اسلامي نيز عقل يکي از منابع چهارگانه اجتهاد به شمار مي رود که اجتهاد بدون در نظر گرفتن اين رکن مهم و پايه استوار، ناتمام است. امام صادق(ع) درباره ي پرسش شد جايگاه عقل در زندگي بشر چگونه است؟ حضرت در پاسخ مي فرمايد: «العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان». يعني عقل چيزي است که به آن خداوند عبادت مي شود و بهشت به دست مي آيد. سپس سؤال کننده پرسيد: آنچه معاويه در زندگي خود به کار بست چه بود؟ حضرت در پاسخ فرمود: «تلک النکراء، تلک الشيطنة و هي شبيهة بالعقل و ليست بالعقل» يعني آنچه معاويه داشت، نيرنگ، فريب و شيطنت بود و آن مانند عقل بود نه خود عقل .

در حکومت اسلامي مهدويت(ع) عقل و بندگي، عقل و اخلاق، عقل و ارزش و عقل و تقوا پيوند ناگسستني دارند. هرگاه عقل با يکي از اينها که برشمرديم و صدها ارزش والاي ديگر، همراه نبود از مدار خارج مي شود و جامعه به نيرنگ مي آلايد و هرگونه سودجويي، استثمار، استعمار و به بردگي واداشتن ديگران، خردورزي نام مي گيرد. علم و تکنولوژي که دستاورد عقل و خرد است، اگر با عقل سالم، عقل به دور از هوي و هوس و اگر عقل به دور از آلودگي ها به کار گرفته نشود، فاجعه به بار مي آورد، همان فاجعه اي که امروز شاهد آن هستيم .

عقل سالم، محور جامعه انساني و حکومت اسلامي است که راهنما به سوي نيکي ها، زيبائيها و ارزشهاست . عقل است که با اخلاق همراه و هم خانه و همزاد است و جدايي بين آنها در پندار نگنجد.

در آموزه هاي ديني، بويژه شيعي، به پيوند عقل و اخلاق توجه ويژه شده است.

امام صادق(ع) مي فرمايد: «انّا لحبّ من کان عاقلاً، عاملاً، فهماً، فقيهاً، حليماً، مدارياً، صبوراً، صدوقاً و وفيا». ما دوستار کساني هستيم که عقل، دانش، فهم، فقاهت، بردباري، نرمش و صبر دارند و اهل وفا و راستي اند.

امام صادق(ع) فرمود: «العلم سبعة و عشرون حرفاً فجميع ما جاءت به الرّسل حرفان فلم يعرف الناس اليوم غير حرفين، فاذا قام قائمنا اخرج خمسة والعشرين حرفا فبثها في النّاس و ضمّ اليها الحرفين حتّي يبثّها سبعة و عشرين حرفا». علم و دانش بيست و هفت بخش دارد، که بشر تاکنون دو بخش از آن را آموخته است. به هنگام حکومت جهاني مهدويت(عج) بيست وپنج باب ديگر بر آن افزوده خواهد شد و در ميان جامعه گسترش مي يابد.

روشن است که با پيشرفت علم به رهبري پيشواي عالم و عادل، زمينه توسعه همه سويه و بهبود زندگي مردمان فراهم خواهد آمد و تغيير عميق پيدا خواهد شد.

از آنجا که علم، تيغ دو دم است، اگر به دست نااهل سپرده شود، ويران گري به بار مي آورد در برنامه ي آن حضرت «حضرت مهدي(عج)» تکامل اخلاقي، در کنار تکامل علوم نيز پيش بيني شده است.

امام باقر(ع) فرمودند: «اذا قائم قائمنا وضع يده علي رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم». در حکومت جهاني مهدويت دست محبت و امامت بر سر بندگان مي نهد.

رشد عقلاني همراه با رشد اخلاقي، جامعه اي رشيد به وجود مي آورد که شايستگي اداره تمام جهان را پيدا مي کند.

امام علي(ع) در اين باب مي فرمايد: «يعطف الهوي علي الهدي اذ عطفوا الهدي علي الهوي و يعطف الرأي علي القرآن اذا عطفوا القرآن علي الرأي» خواهش نفساني را به هدايت آسماني بازگرداند، و آن هنگامي است که ـ مردم ـ رستگاري را تابع هوي ساخته اند و رأي آنان را پيرو قرآن کند، و آن هنگامي است که قرآن را تابع رأي خود کرده اند.

بنابراين از متون و روايات چند چيز حاصل شد:
1. روح حکومت جهاني اصلاحي امام زمان(عج) که دورنمايي از حکومت والا و متعالي الهي قرآن است که تربيت و انسان سازي را با عقلانيت و سياست سازش داده است و نتيجه ي آن رهايي انسانهاي گرفتار در بند هوا و هوس و راهنمايي و ارشاد آن به سوي فضايي روشن و سعادت همه جانبه است.

2. در فرهنگ و حکومت مزبور عقل و اخلاق طوري به هم پيچيده شده که جداسازي آن دو از يکديگر کاري است ناشدني . خردورزي و تکامل مادي و معنوي، کامل کننده و ياري رسان يکديگرند.

3. بدون دين و ارزشهاي ديني و اخلاقي، بنيان هاي مدينه و حکومت هم سست و ناپايدار است .

4. مدينه فاضله ي حکومت جهاني مهدويت(عج)، سرشار از شکوفايي و بالندگي عقل ها و انديشه ها است، علوم و فنون تکامل مي يابد و بشر هر روز به شناخت هاي تازه و نويي دست مي يابد، دانايي و دانش بر جهل و غفلت، غلبه مي يابد. تکنيک و صنعت در مسير انسانيت قرار مي گيرد آن حضرت با نفس قدسي و پاک خويش بستر گسترش دانش ها و ارزش ها را فراهم مي سازد و بازدارنده ها و موانع را از سر راه بشر دور مي سازد.

کارگزاران حکومت جهاني مهدويت(عج)
در حديثي از امام علي(ع) صفات کساني که با حضرت بيعت مي کنند و بعد جزء کارگزاران حضرت قرار مي گيرند، نقل شده، حديث عبارتست از:

«يبايعون علي اَن لا يسرقوا ولا يزنوا ولا يسبّوا مسلماً ولا يَقتلوا محرّماً ولا يهتکوا حريماً محرما ولايهجموا منزلاً، ولا يضربوا احداً الاّ بالحق، ولا يکنزوا ذهباً ولا فضّة ولا برّاً ولا شعيرا، ولا يأکلوا مال اليتيم، ولا يشهدوا بما لا يعلمون ولا يخربوا مسجداً، ولا يشربوا مسکراً، ولا يلبسوا الخزّ ولا الحرير، ولا يتمنطقوا بالذّهب، ولا يقطعوا طريقاً، ولا يخيفوا سبيلاً، ولا يفسقوا بغلامٍ ولا يحبسوا طعاماً من بُرِّ، ولا شعيرٍ، و يرضونَ بالقليل، و يشتمونَ علي الطيب، و يکرهونَ النّجاسة، و يأمرون بالمعروف، و ينهونَ عن المنکر و يلبسون الخشنَ من الثياب و يتوسَدون التّراب علي الخدودِ، و يجاهدون في الله حقّ جهاده، و يشترط علي نفسهِ لهم: آن يمشيَ حيث يمشونَ، و يلبسَ کما يلبسونَ، و يرکب کما يرکبون، و يکونَ مِن حيث يريدون و يرضي بالقليل، و يملاَ الارض بعونِ اللهِ عدلاً کما ملئت جوراً يعبُد اللّه حقّ عبادتِه، ولا يأخذ حاجباً ولا بوّاباً .

1 - دزدي نکنند.
2 - زنا نکنند.
3 - به هيچ مسلماني دشنام ندهند.
4 - خون حرامي نريزند.
5 - آبروي کسي را که احترامش لازم است لگدمال نکنند.
6 - به خانه ي کسي حمله نکنند.
7 - کسي را به ناحق کتک نزنند.
8 - طلا و نقره و گندم و جو ذخيره نکنند.
9 - مال يتيم نخورند.
10 - به چيزي که نمي دانند، گواهي ندهند.
11 - مسجدي را ويران نکنند.
12 - مشروبات الکلي نخورند.
13 - جامه ي حرير و ابريشم نپوشند.
14 - کمربند زرّين نبندند.
15 - راهزني نکنند.
16 - راهها را ناامن نکنند.
17 - هم جنس بازي نکنند.
18 - مواد خوراکي چون گندم و جو را احتکار نکنند.
19 - به مقدار اندک خشنود باشند.
20 - عطر بزنند.
21 - از پليديها دوري کنند.
22 - مردم را به نيکيها فرمان دهند.
23 - ديگران را از زشتيها باز دارند.
24 - لباس خشن بپوشند.
25 - خاک را بالش خود قرار دهند.
26 - در راه خدا آن گونه که شايسته است جهاد کنند.

همان طور که در حديث فوق آمده در نظام و حکومت مهدوي کارها و پست ها، به شايستگان واگذار مي شود، ثروت هاي غصب شده به صاحبان ثروت برگردانده مي شود.

بيت المال از چنگ غارتگران و حرام خواران و خيانت پيشه گان خارج مي شود، درهاي رفاه و بهره مندي سالم از طبيعت و رزق و روزي حلال به روي مردم گشوده مي شود، ديو فقر و تنگدستي زوزه کشان سرزمين حکومت جهاني مهدويت را ترک مي کند.

همگان در اوج عزّت و به دور از هرگونه منّت و ذلّت، روزگار را مي گذرانند.


منبع : http://zerotime.ir/vdcjfveizuqey.sfu.html