نيازسنجي
نيازسنجي
بابك اسمعيلي
اولين و اساسي ترين گام در تدوين و اجراي برنامه آموزشي ، اجراي صحيح و مبتني بر واقعيت فرايند نيازسنجي است . نيازسنجي درحقيقت سنگ زيرين ساختمان آموزش است باشد كه هرقدر اين سنگ زيرين بنياني تر و مستحكم تر باشد، بناي روي آن محكم ترو آسيب ناپذير است .
در قلمرو آموزش ، نيازسنجي به عنوان يكي از مولفه هاي اساسي و ضروري فرايندبرنامه ريزي درنظر گرفته مي شود و در هر كجا كه مساله تدوين طرحها و اتخاذمجموعه اي از تدابير آموزشي مطرح باشد، از نيازسنجي به طور مكرر ياد مي گردد و مبناي منطقي هر برنامه ، وجود نياز يا مجموعه اي از نيازها است . برنامه ريزان آموزشي درسراسر جهان و درتمامي سازمانهايي كه با آموزش سروكار دارند، ناگزيرند براي تدوين برنامه ها و طرحهاي آموزشي خويش ، دلايل قانع كننده اي داشته باشند. نيازسنجي درواقع فرايند جمع آوري و تحليل اطلاعات است كه براساس آن نيازهاي افراد، گروهها، سازمانهاو جوامع موردشناسايي قرار مي گيرد.
شناخت و تحليل اثربخش نيازهاي آموزشي ، پيش نياز يك سيستم آموزشي موفق است . تعيين نيازهاي آموزشي اولين گام برنامه ريزي آموزش كاركنان و درواقع نخستين عامل ايجاد و تضمين اثربخش كاركرد آموزش و بهسازي است كه اگر به درستي انجام شود مبناي عيني تري براي برنامه ريزي به عنوان نقشه اثربخشي فراهم خواهدشد واحتمال تطابق آن با نيازهاي سازمان ، حوزه هاي شغلي و كاركنان و درنهايت اثربخشي آن افزايش خواهديافت .
مفهوم نياز
نياز يك مفهوم عمومي است كه در زمينه هاي مختلف كاربرد نسبتا وسيعي دارد وتعاريف متعددي از آن ارائه مي شود. اين تعاريف اگرچه همگي يك نوع مفهوم يا احساس مشتركي را انتقال مي دهند با وجود اين ، از مناظر و ابعاد مختلف و بعضا متفاوتي به آن مي نگرند. اهميت اين ديدگاهها در تعريف واژه هايي مانند نياز از آن جهت است كه عملاطرح ريزي و اقدام در زمينه سنجش و رفع نيازها و به سهم خود نتايج حاصل از آن قرارمي گيرد.
در يك تعريف عمومي ، نياز چيزي است كه براي ارضاء و تحقق يك هدف قابل دسترس ، ضروري يا مفيد است . به طوركلي برداشتها و تعاريف ارائه شده درخصوص نيازها را مي توان به چهار دسته زير طبقه بندي كرد:
1 - نياز به عنوان فاصله بين وضع موجود و وضع مطلوب : يكي از متداول ترين ومقبول ترين تعريف از نيازها است ، نياز به موقعيتي دلالت دارد كه در آن وضعيت موجوديا حاضر با وضعيت مطلوب فاصله دارد. وضعيت مطلوب يا موردنظر دربرگيرنده ايده آلها، هنجارها، ترجيحات ، انتظارات و ادراكات مختلف درباره آنچه كه بايد باشد،است .
2 - نياز به عنوان يك خواست يا ترجيح : اين برداشت از نياز عموما داراي كاربردگسترده اي است . آنچه هسته اصلي اين نظريه تشكيل مي دهد. آن است كه نظرات وعقايد افراد و گروهها درخصوص نيازها كانون اصلي نيازسنجي است .
3 - نياز به عنوان يك عيب يا كاستي : از اين رو ديدگاه عدم وجود دانش ، مهارت و توانايي يا نگرشي و يا ابزار و وسايلي كه منجر به ايجاد اشكال در عملكرد بهينه شود نياز تلقي مي شود. در اين مفهوم نياز هنگامي مطرح مي شود كه در يك مورد خاص سطح حداقل رضايت به دست نمي آيد يا نمي تواند به دست آيد.
4 - برداشت تركيبي : از اين ديدگاه آنچه كه بين وضع موجود و وضع مطلوب قرار دارد،آنچه كه ترجيحات ، علايق و انتظارات افراد را شكل مي دهد و سرانجام آنچه كه برعملكردهاي مطلوب اثرمنفي دارد، همگي نشانگر نياز هستند.
اهداف نيازسنجي
1 - فراهم سازي اطلاعات
ازطريق فرايند نيازسنجي اهداف برنامه موردشناسايي قرار مي گيرند، اقدامات ضروري براي اجراي برنامه ها مشخص مي شوند و نوع و ميزان تلاشها و منابعي كه براي دستيابي به هدفها بايد مصرف شوند، تعيين مي گردند. ازسوي ديگر اطلاعات حاصل ازنيازسنجي ، ماهيت و نوع برنامه ها را نيز مشخص مي سازد. به عبارت ديگر براساس سنجش حاصله ، برنامه هاي كوتاه مدت (ضربتي ) و يا برنامه هاي بلندمدت و آينده نگرتدوين مي شوند.
2 - ارزيابي و سنجش
نيازسنجي فرايند ارزيابي اوليه براي اجراي برنامه هاي آتي است . براي اجراي طرح خاص يا برنامه مشخصي ، ابتدا زمينه ويژه اي كه برنامه و يا طرح بايد در آن اجرا شود،مورد سنجش واقع مي شود، پس از بررسي وضعيت نتايج در برنامه ها منعكس مي گردد وپس از اجراي برنامه و ارزشيابي از آن ، نتايج حاصله با وضعيت اوليه موردمقايسه قرارمي گيرد.
3 - پاسخگو كردن نظام هاي آموزشي
يكي از اهداف فرايند نيازسنجي آن است كه نظامها و سازمانهاي آموزشي را نسبت به نتايج تلاشها و اقداماتشان مسئول و پاسخگو نگهدارد. بسياري از نظامهاي آموزشي ويا سازمانهايي كه بر اقدامات و عمليات نظامهاي آموزشي نظارت دارند از الگوهاي مختلف نيازسنجي در سطح گسترده اي استفاده مي كنند تا دريابند كه آيا اقدامات وفعاليتهاي آموزشي موثر بوده است يا خير و نيز موارد و حوزه هايي كه پيشرفتهاي آموزشي كمتر از حد مطلوب بوده است كدام هستند و چه اقداماتي براي بهبود آنها بايدبه مرحله اجرا گذاشت .
4 - شناسايي ضعفها
در برخي موارد علي رغم تلاشهاي گسترده ، بسياري از اقدامات ، عقيم مي ماند و نظام يا سازمان در تحقق رسالت حقيقي خود با شكست مواجه مي گردد. براساس نتايج حاصل از نيازسنجي ، مديران و برنامه ريزان مي توانند حوزه ها و قلمروهاي بحراني را شناسايي كرده و تصميمات مقتضي را درخصوص نحوه رفع يا برخورد با آنها را اخذ كنند.
5 - توسعه سازمان
امروزه توسعه سازماني و رشد و پرورش مستمر كاركنان يكي از مسائل اساسي فرايند مديريت آموزشي است . دستيابي به اين مهم همواره بستگي به شناسايي ايده آل هاي نوين ، موانع موجود در دستيابي به ايده آل ها و يافتن بهترين روش توسعه سازمان و كاركنان است . تحقق چنين امري تنها ازطريق طراحي و به كارگيري نظام مستمرنيازسنجي در ابعاد آموزشي امكان پذير است .
6 - استفاده بهينه از منابع
درتمامي نظامهاي آموزشي ، در مقابل خواسته ها و نيازهاي متعدد و متنوع ، امكانات و منابع انساني ، مالي و مادي محدودي وجود دارد و گذشته از اين ، زمان لازم براي تحقق تمامي نيازها وجود ندارد. يكي از اهداف اساسي اكثر فعاليتهاي نيازسنجي مشخص كردن اهداف و نيازها و درجه اهميت آنها براي تهيه برنامه هاي عمل است .
به اين اعتبار نيازسنجي به مديران و برنامه ريزان كمك مي كند تا دربين تمامي خواسته ها و نيازها، آن دسته اي را موردتوجه قرار دهند كه از اولويت ويژه اي برخورداربوده ، منابع و امكانات نيز پاسخگوي آنها باشد. بنابراين مي توان گفت نيازسنجي حداكثراستفاده از منابع موجود درجهت تحقق هدفهاي مهم و باارزش را امكان پذير مي سازد.
منابع
1 - فتحي و اجارگاه كوروش ، نيازسنجي در برنامه ريزي آموزشي و درسي (روشها و فنون )،انتشارات اداره كل تربيت معلم و آموزش نيروي انساني 1375.
2 - آقازاده ، محرم و دكتر احديان ، محمد، راهنماي عملي برنامه ريزي درسي ، انتشارات نوپردازان 1377.
3 - دكتر عباس زادگان ، محمد و ترك زاده ، محمد، نيازسنجي آموزشي در سازمانها، شركت سهامي انتشار، 1379.
منبع :http://www.imi.ir/tadbir/tadbir-117/s%20and%20r-117/3.asp
بابك اسمعيلي
اولين و اساسي ترين گام در تدوين و اجراي برنامه آموزشي ، اجراي صحيح و مبتني بر واقعيت فرايند نيازسنجي است . نيازسنجي درحقيقت سنگ زيرين ساختمان آموزش است باشد كه هرقدر اين سنگ زيرين بنياني تر و مستحكم تر باشد، بناي روي آن محكم ترو آسيب ناپذير است .
در قلمرو آموزش ، نيازسنجي به عنوان يكي از مولفه هاي اساسي و ضروري فرايندبرنامه ريزي درنظر گرفته مي شود و در هر كجا كه مساله تدوين طرحها و اتخاذمجموعه اي از تدابير آموزشي مطرح باشد، از نيازسنجي به طور مكرر ياد مي گردد و مبناي منطقي هر برنامه ، وجود نياز يا مجموعه اي از نيازها است . برنامه ريزان آموزشي درسراسر جهان و درتمامي سازمانهايي كه با آموزش سروكار دارند، ناگزيرند براي تدوين برنامه ها و طرحهاي آموزشي خويش ، دلايل قانع كننده اي داشته باشند. نيازسنجي درواقع فرايند جمع آوري و تحليل اطلاعات است كه براساس آن نيازهاي افراد، گروهها، سازمانهاو جوامع موردشناسايي قرار مي گيرد.
شناخت و تحليل اثربخش نيازهاي آموزشي ، پيش نياز يك سيستم آموزشي موفق است . تعيين نيازهاي آموزشي اولين گام برنامه ريزي آموزش كاركنان و درواقع نخستين عامل ايجاد و تضمين اثربخش كاركرد آموزش و بهسازي است كه اگر به درستي انجام شود مبناي عيني تري براي برنامه ريزي به عنوان نقشه اثربخشي فراهم خواهدشد واحتمال تطابق آن با نيازهاي سازمان ، حوزه هاي شغلي و كاركنان و درنهايت اثربخشي آن افزايش خواهديافت .
مفهوم نياز
نياز يك مفهوم عمومي است كه در زمينه هاي مختلف كاربرد نسبتا وسيعي دارد وتعاريف متعددي از آن ارائه مي شود. اين تعاريف اگرچه همگي يك نوع مفهوم يا احساس مشتركي را انتقال مي دهند با وجود اين ، از مناظر و ابعاد مختلف و بعضا متفاوتي به آن مي نگرند. اهميت اين ديدگاهها در تعريف واژه هايي مانند نياز از آن جهت است كه عملاطرح ريزي و اقدام در زمينه سنجش و رفع نيازها و به سهم خود نتايج حاصل از آن قرارمي گيرد.
در يك تعريف عمومي ، نياز چيزي است كه براي ارضاء و تحقق يك هدف قابل دسترس ، ضروري يا مفيد است . به طوركلي برداشتها و تعاريف ارائه شده درخصوص نيازها را مي توان به چهار دسته زير طبقه بندي كرد:
1 - نياز به عنوان فاصله بين وضع موجود و وضع مطلوب : يكي از متداول ترين ومقبول ترين تعريف از نيازها است ، نياز به موقعيتي دلالت دارد كه در آن وضعيت موجوديا حاضر با وضعيت مطلوب فاصله دارد. وضعيت مطلوب يا موردنظر دربرگيرنده ايده آلها، هنجارها، ترجيحات ، انتظارات و ادراكات مختلف درباره آنچه كه بايد باشد،است .
2 - نياز به عنوان يك خواست يا ترجيح : اين برداشت از نياز عموما داراي كاربردگسترده اي است . آنچه هسته اصلي اين نظريه تشكيل مي دهد. آن است كه نظرات وعقايد افراد و گروهها درخصوص نيازها كانون اصلي نيازسنجي است .
3 - نياز به عنوان يك عيب يا كاستي : از اين رو ديدگاه عدم وجود دانش ، مهارت و توانايي يا نگرشي و يا ابزار و وسايلي كه منجر به ايجاد اشكال در عملكرد بهينه شود نياز تلقي مي شود. در اين مفهوم نياز هنگامي مطرح مي شود كه در يك مورد خاص سطح حداقل رضايت به دست نمي آيد يا نمي تواند به دست آيد.
4 - برداشت تركيبي : از اين ديدگاه آنچه كه بين وضع موجود و وضع مطلوب قرار دارد،آنچه كه ترجيحات ، علايق و انتظارات افراد را شكل مي دهد و سرانجام آنچه كه برعملكردهاي مطلوب اثرمنفي دارد، همگي نشانگر نياز هستند.
اهداف نيازسنجي
1 - فراهم سازي اطلاعات
ازطريق فرايند نيازسنجي اهداف برنامه موردشناسايي قرار مي گيرند، اقدامات ضروري براي اجراي برنامه ها مشخص مي شوند و نوع و ميزان تلاشها و منابعي كه براي دستيابي به هدفها بايد مصرف شوند، تعيين مي گردند. ازسوي ديگر اطلاعات حاصل ازنيازسنجي ، ماهيت و نوع برنامه ها را نيز مشخص مي سازد. به عبارت ديگر براساس سنجش حاصله ، برنامه هاي كوتاه مدت (ضربتي ) و يا برنامه هاي بلندمدت و آينده نگرتدوين مي شوند.
2 - ارزيابي و سنجش
نيازسنجي فرايند ارزيابي اوليه براي اجراي برنامه هاي آتي است . براي اجراي طرح خاص يا برنامه مشخصي ، ابتدا زمينه ويژه اي كه برنامه و يا طرح بايد در آن اجرا شود،مورد سنجش واقع مي شود، پس از بررسي وضعيت نتايج در برنامه ها منعكس مي گردد وپس از اجراي برنامه و ارزشيابي از آن ، نتايج حاصله با وضعيت اوليه موردمقايسه قرارمي گيرد.
3 - پاسخگو كردن نظام هاي آموزشي
يكي از اهداف فرايند نيازسنجي آن است كه نظامها و سازمانهاي آموزشي را نسبت به نتايج تلاشها و اقداماتشان مسئول و پاسخگو نگهدارد. بسياري از نظامهاي آموزشي ويا سازمانهايي كه بر اقدامات و عمليات نظامهاي آموزشي نظارت دارند از الگوهاي مختلف نيازسنجي در سطح گسترده اي استفاده مي كنند تا دريابند كه آيا اقدامات وفعاليتهاي آموزشي موثر بوده است يا خير و نيز موارد و حوزه هايي كه پيشرفتهاي آموزشي كمتر از حد مطلوب بوده است كدام هستند و چه اقداماتي براي بهبود آنها بايدبه مرحله اجرا گذاشت .
4 - شناسايي ضعفها
در برخي موارد علي رغم تلاشهاي گسترده ، بسياري از اقدامات ، عقيم مي ماند و نظام يا سازمان در تحقق رسالت حقيقي خود با شكست مواجه مي گردد. براساس نتايج حاصل از نيازسنجي ، مديران و برنامه ريزان مي توانند حوزه ها و قلمروهاي بحراني را شناسايي كرده و تصميمات مقتضي را درخصوص نحوه رفع يا برخورد با آنها را اخذ كنند.
5 - توسعه سازمان
امروزه توسعه سازماني و رشد و پرورش مستمر كاركنان يكي از مسائل اساسي فرايند مديريت آموزشي است . دستيابي به اين مهم همواره بستگي به شناسايي ايده آل هاي نوين ، موانع موجود در دستيابي به ايده آل ها و يافتن بهترين روش توسعه سازمان و كاركنان است . تحقق چنين امري تنها ازطريق طراحي و به كارگيري نظام مستمرنيازسنجي در ابعاد آموزشي امكان پذير است .
6 - استفاده بهينه از منابع
درتمامي نظامهاي آموزشي ، در مقابل خواسته ها و نيازهاي متعدد و متنوع ، امكانات و منابع انساني ، مالي و مادي محدودي وجود دارد و گذشته از اين ، زمان لازم براي تحقق تمامي نيازها وجود ندارد. يكي از اهداف اساسي اكثر فعاليتهاي نيازسنجي مشخص كردن اهداف و نيازها و درجه اهميت آنها براي تهيه برنامه هاي عمل است .
به اين اعتبار نيازسنجي به مديران و برنامه ريزان كمك مي كند تا دربين تمامي خواسته ها و نيازها، آن دسته اي را موردتوجه قرار دهند كه از اولويت ويژه اي برخورداربوده ، منابع و امكانات نيز پاسخگوي آنها باشد. بنابراين مي توان گفت نيازسنجي حداكثراستفاده از منابع موجود درجهت تحقق هدفهاي مهم و باارزش را امكان پذير مي سازد.
منابع
1 - فتحي و اجارگاه كوروش ، نيازسنجي در برنامه ريزي آموزشي و درسي (روشها و فنون )،انتشارات اداره كل تربيت معلم و آموزش نيروي انساني 1375.
2 - آقازاده ، محرم و دكتر احديان ، محمد، راهنماي عملي برنامه ريزي درسي ، انتشارات نوپردازان 1377.
3 - دكتر عباس زادگان ، محمد و ترك زاده ، محمد، نيازسنجي آموزشي در سازمانها، شركت سهامي انتشار، 1379.
منبع :http://www.imi.ir/tadbir/tadbir-117/s%20and%20r-117/3.asp
+ نوشته شده در ساعت توسط اسلامي
|