X
تبلیغات
مـــــــــد يــــــــــر ســـــــــــرا - شورا و مشاوره در مدیریت اسلامی

مـــــــــد يــــــــــر ســـــــــــرا

«« کامل تربن مـرجع رایـگان مقالات و نـکته های کاریردی مـديـريـت www.MODIRSARA.com »»

شورا و مشاوره در مدیریت اسلامی



شورا و مشاوره در مدیریت اسلامی

چکیده:شورا و مشاوره یکی از مباحث مهمی است که درفرهنگ اسلامی مورد توجه خاص قرارگرفته است به گونه ای که یکی از سوره های قرآن با این کلمه نامیده شده است. درسه جای قرآن ازآن نام برده و احادیث زیادی از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) درارتباط با اهمیت، شرایط و کاربرد آن وارد شده است. دراین مقاله ضمن بیان اهمیت موضوع شورا، محدودة مجاز برای استفاده از شورا، موارد کاربرد شورا، ویژگی های مشاوران و مستشاران، وظایف مشاورین و مستشاران و بالاخره نمونه های برجسته ای از شور و مشاوره درصدراسلام مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. مطالعه این مقاله، راه را برای استفاده صحیح از این موضوع مهم اسلامی درامر مدیریت جامعه، مؤسسات و حتی مدیریت امور فردی هموار می سازد

مقدمه:
مشورت با مردم در مسائل مختلف زندگی و جامعه باعث رسیدن به راه حل های بهتر و دقیق تر و جلوگیری از تکرار اشتباهات می باشد. مردم درجریان زندگی اجتماعی خود فرصت های زیادی برای پیدا کردن راه حل های مختلف درحل مسائل را می یابند و اطلاعات گرانبهایی را از رزیه کاری های اجتماعی و امور مختلف زندگی به دست می آورند که مجموعة این اطلاعات و راه حل ها در اختیار همة آنهاست و مشورت راهی برای استفاده بیشتر از اطلاعات و راه حل های مختلف و تجربیاتی است که دیگران درطول زندگی خود به دست آورده اند.
اسلام توجه مسؤولان ودست اندرکاران حکومت اسلامی را برخورد صحیح و اصولی با نظرها وپیشنهادهای مختلف مردم جلب می کند و از آنها می خواهد که دراین برخورد آراء و همفکری با دیگران ، دارای سعة صدر و نرمش باشند و نسبت به سلیقه ها و نظرهای مخالف تحمل و بردباری به خرج دهند، از هرگونه خودرأیی و مطلق گرایی پرهیز نمایند و تصمیم های مهم را با همفکری و تبادل اندیشه و مشورت با صاحبان نظراتخاذ نمایند.
خوشبختانه از ابتدای پیروزی اسلامی ، توجه مسؤولین و دست اندرکاران نظام جمهوری اسلامی به این امر مهم جلب شد و اولین بار درزمان نخست وزیری شهید رجایی، سمینار شوراها برگزار شد که نتیجه آن به صورت جزوه ای تحت عنوان « بررسی نظام شورایی درجمهوری اسلامی ایران» درآمد.1 پس از آن نیز بحث هایی دراین زمینه صورت گرفته است و مقالاتی نوشته شده است . دراین مقاله کوشش شده است که موضوع شور و مشاوره به صورت جامع و کامل و درابعاد مختلف و با استفاده از مآخذ معتبر مورد بحث و بررسی قرار گیرد، تا ان شاء‌الله زمینه اجرای کامل این اصل اسلامی در مدیریت جامعه پس از انقلاب اسلامی هموارگردد.

مفهوم کلمه شور و شورا
برخی بین مفهوم شور و شورا تفاوت قائل شده اند و گفته اند شور به معنی مشورت و نظرخواهی است و لذا نیازی به

----
1- این سمینار توسط نگارنده در مسؤولیت معاونت طرح و برنامه ریزی نخست وزیری شهید رجایی درسال 1360 برگزارشد.

آیین نامه و قانون ندارد و در هر شرایطی و هرجا می توان از آن بهره گرفت درحالی که شورا به جمع سازمان یافته ای گفته می شود که براساس یک آیین نامه داخلی رأی گیری و نظرخواهی می شود. بدین ترتیب شورا بــا مدیریت و اجـرا رابطة ارگانیک دارد درحالی که شور چنین خصوصیتی را دارا نیست . این تقسیم بندی ، صحیح به نظر نمی رسد زیرا شور و شورا بسته به شرایط ممکن است در شکل های مشورت، نظارت، تصمیم کیری و حتی اجرا ظاهر شود ودر حقیقت جمع بندی و تبادل نظری که یک شورا یا یک جمع با شرایط خاصی به عمل می آورد شوراست، خواه این شور به تصمیم گیری بینجامد یا تنها یک کمک فکری باشد و دو مفهوم مختلف را برای شور و شورا آوردن درحالی که در هر دو از یک ریشه بوده وبرای یک منظور به کار رفته است، منطقی به نظرنمی رسد.
از نظرلغوی شور واژة عربی و به معنی استخراج و استنباط است. البته استخراجی که همراه با پالایش و یا زحمت و کار و کوشش باشد و لذا خارج کردن اتومبیل از گاراژ را شور نمی گویند ولی استخراج عسل را از موم شورمی گویند و گفته می شود.« مشورت العمل، عسل را استخراج کردند». زیرا استخراج عسل از موم همراه با نوعی پالایش و تصفیه است . به همین ترتیب، استخراج آهن ، طلا و غیره می باشد که منظور، به دست آوردن آهن خالص یا طلا از سنگ های آهن یا معدن طلاست که همراه با نوعی پالایش و تصفیه می باشد، بنابراین وقتی از مواد اولیه پس از پالایش و تصفیه به یک ماده یا نتیجه ای رسیدیم عمل شور انجام یافته است. همین طور وقتی افکار و نظرات مختلف در رابطه با یک موضوع اجتماعی به عنوان مادة اولیه جمع شد و روی آن بحث و تبادل نظر گشت ( عمل پالایش ) و ازآن نتیجه ای به دست آمد، آن را شور می نامند و آنچه که مورد بحث ماست بیشتر همین قسمت است.2
شورا نیز درلغت به مفهوم اندیشیدن ، فکر و عقیده را بیان داشتن، رأی زنی کردن و نظایر آن آمده است. آنچه که در قانون اساسی جمهوری اسلامی به آن اشاره شده است مفهوم شور و شورا به صورت های مختلف است که ممکن است از کمک های فکری یا نظر مشورتی شروع شده و به نظارت، تصمیم گیری و حتی اجرا برسد که نحوه و شرایط آن را قانون مشخص خواهد کرد. لازم است قبل از هرچیزی به دیدگاه های اسلام نسبت به شورا و اهمیتی که اسلام برای شورا قائل است، توجه نمود .

اهمیت مشاوره و شورا در اسلام
انسان موجودی اجتماعی است که نیازها و خواست های او جز با همکاری و همیاری و تبادل نظر فکری برآورده نمی شود. انسان با کمک و همفکری توانسته است به اختراعات و اکتشافات بزرگ و بهره برداری از آن دست یابد و پیشرفت علم و تکنولوژی ، لزوم هرچه بیشتراین کار جمعی و تبادل اطلاعات و آرا و نظرات رادرمیان انسان ها ، ملت ها و دولت ها بیشترو بیشتر می نماید.
تصمیم گیری های اجتماعی درابعاد مختلف سیاسی ، نظامی ، فرهنگی و اقتصادی، وقتی دقیق تر و درست تر خواهد بود که افراد صاحب نظر درتنظیم آن بیشترشرکت داشته باشند و تصمیم ها، هرچه بیشتردر معرض نظرخواهی و تبادل افکار و اندیشه های مختلف قرار گیرند . برخورد اندیشه ها به صورت پیوسته و صحیح می تواند نقایص و نارسایی های تصمیم گیری و اجرا در مجامع مختلف از بین ببرد و نتایج به دست آمده را هرچه کامل تر و دقیق تر نماید.
این موضوع را هم عقل می پذیرد و هم تجربه تاریخی تأیید می کند که همواره چند فکر بهتر از یک فکر است و تصمیمی که ازتبادل نظرات و برخورد اندیشه های افراد مختلف به دست آید، کامل تر و بهتر از تصمیمی است که به وسیله یک
----
2- رجوع شود به سخنرانی آیت الله مشکینی درسمینارشوراها : جزوه « بررسی نظام شورایی درجمهوری اسلامی ایران» شهریورماه 60

فرد و بدون مشورت دیگران گرفته شده باشد و این همان انگیزه اصل وجود شور و شورا در سازمان ها و مؤسسات و جوامع مختلف می باشد.
اسلام که کامل ترین و بهترین قوانین را برای حرکت انسان به سوی سعادت و خوشبختی داراست و براساس سرشت انسان استوار بوده و رشد انسان و جامعه انسانی را درحرکت به سوی کمال مطلق که همان الله است، تضمین می کند، قطعاً نه تنها اهمیت مشاوره و شورا را درتعالی جوامع انسانی نادیده نگرفته است، بلکه به اندازه ای به آن ارج نهاده است که حتی یک سوره به نام شورا نام گذاری شده است.
به منظور نشان دادن دیدگاه قرآن نسبت به شکوفایی استعدادها و تبلور و تصفیه اندیشه ها در رابطه با مشاوره و شورا لازم است به منابع اسلامی درخصوص این موضوع رجوع کنیم که تا قبل از هر چیز ضرورت وجودی شورا و اهمیت آن از نظراسلام روشن شود.

الف – قرآن
قرآن در سه جای مختلف به شور و شورا به صورت های گوناگون اشاره کرده است.

اول : سوره بقره آیه 233
« والوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین لمن اراد ان تیم الرضاعة و علی المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف لاتکلف نفس الا و سعها لاتضاروالده بولدها و لامولود له لولده وعلی الوارث مثل ذلک فان اراد افصالا عن تراض منهما و تشاور فلا جناح علیهما وان اردتم ان تسترضعوا اولادکم فلاح جناح علیکم اذا سلمتم مااتیتم بالمعرفو واتقوالله و اعلمو ان الله بما تعلمون بصیر»
« و مادران شیر می دهند فرزندانشان را دوسال تمام ازبرای کسی که خواسته باشد که تمام کند، شیردادن را و برپدراست روزی ایشان و جامع ایشان به خوبی ، تکلیف کرده نشود هیچ تنی مگر به اندازه طاقتش و باید رنج رسانیده نشود مادری به سبب فرزندش و نه پدری به فرزندش و بر وارث است مانند آن. پس اگر ارائه کردند شیر بازگرفتن را از روی خشنودی ازایشان و مشورت پس نیست گناهی برشما چون تسلیم کنید آنچه دادید به خوبی و بترسید از خدا و بدانید که خدا به آنچه می کنید بیناست.»

دوم: سوره آل عمران ، آیه 159
« فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفصوا من حولک فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین»
« پس درپرتو رحمت خدا نسبت به آنها نرم و خشنود و اگر بد خود و سخت دل بودی هر آینه از پیرامونت پراکنده می شدند. بنابراین از ایشان درگذر و برایشان آمرزش طلب کن و با ایشان مشورت نما. پس چون تصمیم گرفتی برخدای توکل کن همانا که خدا توکل کنندگان را دوست دارد.

سوم : سوره شورا، آیه 38
« والذیت استجابوالربهم وواقامو الصلوة و امرهم شوری بینهم و مما رزقتا هم بنفقون»
« و آنان که دعوت پروردگار را اجابت کردند و برپای داشتند نماز را و کارشان با مشورت یکدیگر است و آنچه روزی دادیمشان، انفاق می کنند.»
آیه اول دررابطه با مسائلی است که بین زن و شوهرو فرزند شیرخوار آنها وجود دارد وقرآن تاکید می کند که ازشیرگرفتن فرزند درصورتی که با شورمتقابل زن و شوهرباشد و هر دو درآن به توافق برسند ( تشاور از باب تفاعل) مانعی ندارد. بدین ترتیب ملاحظه می کنیم که اسلامی حتی درمسائل کوچک خانواده نیز که فقط دو نفر در تصمیم گیری شرکت دارند اساس کار را برشورا و تبادل نظرو توافق طرفین می گذارد تا به هیچ وجه اراده یکی بردیگری تحمیل نشود و امکان تصمیم گیری صحیح تری وجود داشته باشد.
آیه دوم در رابطه با جنک احد نازل شده است. درجنگ احد نتیجه مشورت پیامبر(ص) با اصحاب و یاران ، سرانجام به این تصمیم انجامید که مسلمانان از مدینه خارج شوند و درخارج از شهر با سپاه کفر روبه روگردند و این پیشنهاد اکثریت افراد به خصوص جوانان پرشور و مومن بود. همان طور که می دانیم دراین جنگ سپاه اسلام به خاطرعدم رعایت تمامی دستورات جنگی پیامبر اکرم (ص) به شکست نسبی تن داد و جالب است که آیه پس از جنگ نازل می شود و درحقیقت می خواهد نفس شور و مشورت را در امر خروج مسلمانان از مدینه برای جنگ تایید کند و گوشزد کند که شکست سپاه اسلام نباید بهانه ای برای کوبیدن و رد کردن شور و مشاوره باشد و گناه سهل انگاری و عدم اجرای دستورات رادرمیدان جنگ به حساب شورای مشورتی و خروج از شهرنگذارند و لذا از پیغمبر (ص) می خواهد که به روش خود همچنان ادامه دهد و با ایشان درامور مشورت نماید (و شاورهم فی الامر) و این نشانگراهمیتی است که اسلام و قرآن برای شور و مشاوره قائل است.
آیه سوم آیه‌ی است که کلمه شورای آن برخود سوره نیز اطلاق شده است و اصولاً انتخاب یک سوره در قرآن به این نام اهمیت این موضوع را نشان می دهد و سوره هایی که با نام های عنکبوت، نمل، نحل و غیره آمده اند معمولاً یک یا چند بار بیشتر کلمات مذکور در سوره ذکر نشده ولی به لحاظ اهمیت آنها شوره را به آن نام خوانده اند . این سوره جزء سوره های مکی است یعنی زمانی که هنوز اسلام به صورت یک حکومت و یک جامعه درنیامده بود واین حاکی از آن است که مساله شورا نه تنها زمانی که اسلام حکومت تشکیل می دهد و جامعه اسلامی را به وجود می آورد و تصمیم گیری های بزرگ اجتماعی دارد، بلکه زمانی که هنوز به صورت چند خانواده هم مطرح است و مراحل اولیه رشد خود را طی می کند، اهمیت داشته و ازهمان زمان ازپیغمبر (ص) می خواهد که کارها را براساس شور و تبادل نظر انجام دهد. این سوره اهمیت شورا و شور را تا آنجا پیش می برد که انجام امور را براساس شورا جزئی ازصفات مؤمنین به حساب می آورد و آن را در کنار برپا داشتن نماز قرارمی دهد.
در توضیح این آیه گفته شده که توالی نماز و شورا به خاطر انسان را با خدا و خلق خداست که اولی تماس انسان را با خدای بزرگ و دومی ارتباط انسان را با انسان ها به منظور تبادل افکار و اندیشه ها و رسیدن به نتایج بهتر و پخته تر نشان می دهد.

ب- سخنان پیامبر (ص) درارتباط با شورا
1- « لامطاهره اوثق من المشاوره و لاعقل کالتدبیر»
« هیچ پشتیبانی قوی تر از مشورت نیست و هیچ عقلی بهتر از تفکر و تدبیرنیست.
( بحار الانوار، ج75، ص 100، حدیث 17)
2- « ما من رجل یشاور احداً الا هدی الی الرشد»
« کسی که به مشورت با دیگران بپردازد یقیناً به راه رشد هدایت خواهد شد.»
(نورالثقلین ،ج4،ص58،ش118)
3- « ماشقی عبد قط بمشوره و ما سعد باستعناء برای»
« انسان با اتکا به مشورت هرگز دچاربدبختی نخواهد شد و با استبداد و خودرأیی هرگز به نیک بختی نخواهد رسید.»
(نهج الفصاحه، ص 533 حدیث 2570)
4- « مشاوره العاقل الناصح رشد و یمن و توفیق من الله فاذا اشار علیک الناصح العاقل فاتاک و الخلاف فان فی ذلک العطب»
« مشورت با عاقل خیرخواه ، هدایت و سعادت و توفیقی از خداست و زنهار که خلاف رأی او عمل کردن موجب آفت و زیان است.»
( بحار الانوار، ج75، ص 100، حدیث 17)
5- « مامن قوم کانت لهم مشوره فحضر معهم من اسمه محمد اوحامد او محمود او احمد فادخلوه و فی مشورتهم الا خیر لهم »
« هرقومی که با یکدیگر مشورت می کنند و دربین آنان کسی که نامش محمد یا محمود یا احمد حاضر باشد و درمشورت او را شرکت دهند، برایشان خبراست.»
( بحار الانوار، ج75، ص 98، حدیث 7)
6- « یا علی ما خارمن استخارو لا ندم من استشار»
« ای علی آن کس که استخاره کند ، درنمی ماند و هر کس مشورت کند، پشیمان نمی شود.»
( بحار الانوار، ج75، ص 100، حدیث 13)
7- « استرشدوا العاقل ولاتعصوه فتندموا»
« با عاقل مشورت کنید و مخالفت با او موجب پشیمانی است.»
( بحار الانوار، ج75، ص 100، حدیث 14)
8- « قیل لرسول الله (ص) ما الحزم قال : مشاوره ذوی الرای و اتباعم »
« تفسیر دور اندیشی را پیامبر فرمود که مشورت با صاحب نظران و اتباع آنان است.»
( بحار الانوار، ج75، ص 100، حدیث 16)
9- « تصدقوا علی اخیکم بعلم یرشده و رای یسدده»
« صدقه دهید برادرتان را با علمی که او را هدایت کند.»
( بحار الانوار، ج75، ص 105، حدیث 40)
10- « الحزم ان تستشیرذا الرای و تطیع امره»
« (دوراندیشی ) آن است که با صاحب نظران مشورت کنی و به گفته های آنها عمل نمایی.»
( بحار الانوار، ج75، ص 105، حدیث 41)
11- « المشاوره حص من الندامه و امن من الملامه »
« مشورت دیوارامنی است مشورت کننده را ازندامت و ایمن می دارد او را از ملامت.»
( نهج الفصاحه، ، ص 627، حدیث 3095)

ج- سخنان علی (ع) در ارتباط با شورا
1- « لا غنی کالعقل ، ولا فقر کالجهل و لا میراث کالادب و لاظهیر کالمشاوره)
« نیست بی نیازی مانند خرد و نیست بی چیزی مانند نادانی و نیست میراثی مانند ادب و نیست پشتیبانی مانند مشورت و کنکاش.»
( نهج البلاغه فیض، حکمت51، ص 1112،)
2- « ولا مظاهره اوثق من المشاوره )»
« و هیچ پشتیبانی استوارتر از کنکاش کردن ( مشورت کردن ) نیست.»
( نهج البلاغه، فیض ،حکمت 109 ص 40-1139)
3- « من ملک استاتر و من استبد برابه هلک ومن شاورالرجال شارکها فی عقولها»
« هرکه برچیزی دست یافت خود رأی می شود و هر که خودرأیی نموده تباه گشت و هرکه با مردان شور نماید با خردهاشان شرکت می کند.»
( نهج البلاغه،فیض حکمت152، ص 165،)
4- « والا ستشاره عین الهدایه و قد خاطر من استغنی برایه»
« و مشورت نمودن همان هدایت و راهیابی است کسی که به رأی و اندیشه ای بی نیاز شد خود رادرخطر و تباهی افکند .»
(نهج البلاغه فیص،حکمت202، ص 181)
5- « فلا تکفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل ، فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطئی و لا امن ذالک من فعلی الا ان یکفی الله من نفسی ما هو املک به منی »
« پس، از حقگویی یا مشورت به عدل خودداری ننمایید زیرا من برتر نیستم از اینکه خطا کنم و ازآن درکار خویش ایمن نمی باشم مگرآنکه خدا از نفس من کفایت کند آن راکه او به آن از من مالک تر و تواناتر است.»
( نهج البلاغه فیض، خطبه 207، ص 687)
6- « من استقبل وجوه الاراء عرف مواقع الخطاء»
« کسی که به راه های اندیشه ها روی آورد جاهای خطا و اشتباه کاری را بشناسد.»
( نهج البلاغه فیض،حکمت 164، ص 1169)
7- « من شاورد دوی الالباب دل علی الرشاد»
« کسی که با صاحبان عقل مشورت کند به صواب راهنمایی و دلالت می شود.»
( بحار الانوار، جلد75، صفحه 105، حدیث 39)
8- « ما استنبط الصواب بمثل المشاوره »
« هیچ چیز راه راست را به مانند مشورت کردن باز نمی نماید»
( غرور الحکم و دررالکم ، ج 2، فصل 79، ص 74، حدیث74)
9- « حق علی العاقل ان یضیف الی رایه رای العقلا»
« شایسته است که هرشخص خردمند رای خردمندان دیگر را به رأی خود بیفزاید»
( غرور الحکم و درراالکم ، ج1، فصل 28،صفحه 384، حدیث 53»
10- ماعطب امرو استشار»
« شخصی که مشورت کند فرسوده نشود»
( بحار الانوار، ج75، ص 100، حدیث 15)

11- « من لم یشتشر یندم»
« هرکس که مشورت نکند پشیمان می شود.»
( بحار الانوار، ج75، ص 104، حدیث 35)
12- « لا رای لمن انفرد برایه »
« کسی که خود رایی کند رأیش بی ارزش است»
( بحار الانوار، ج75، ص 105، حدیث 39)
13- « اللجاجه تسل الرای »
« لجاجت ، رای را بیمار می کند »
( بحار الانوار، ج75، ص 105، حدیث 39)
15- « ومن اعجب برایه ضل و من استغنی بعقله زل و من تکبر علی الناس ذل و من سقه علی الناس شتم و من حالط العلماء و قرو من خالط الاندال حقرو من حمل ما لا یطیق عجز»
« هرکه به نظرش بنازد و خود بین باشد گمراه گردد، و هرکه به عقل خود بی نیازی کند بلغزد ، و هرکه به مردم بزرگی فروشد خوار گردد و هر که نسبت به مردم سبکسری کند دشنام خورد، و هرکه با دانشمندان آمیزد محترم گردد و هرکه با اوباش آمیزد کوچک شود و هرکه آنچه را تاب نیاورد، به دوش گیرد، درماند»
( تحف العقول ، ص 89، چاپ اسلامیه .1400هـ.ق )
16- « انما حص علی المشاوره لان رای المشیرصرف و رای المستشیر مشوب بالهوی»
« همانا ترغیب به مشورت کردن برای این است که رأی مشورت شونده و مشاورپاک است و نظر مشورت کننده آلوده به هوای نفسانی.
( غررالحکم و دررالکلم ، ج1، فصل 16، ص 303، حدیث 49)
17- « افه المشاوره انتقاض الاراء»
« آفت مشورت ، شکستن رای هاست .»
( غررالحکم و دررالکم ، ج1، فصل 16، ص305، حدیث 13)

د- امام حسن مجتبی (ع) می فرماید:
« ما تشاورقوم الا هدوا الی رشدهم »
« هیچ مردمی با هم مشورت نکنند جز اینکه به درستی رهبری شوند.»
(ترجمه تحف العقول ، ص 236، چاپ اسلامیه 1400 هـ ق، حدیث 1)

محدوده مجاز برای مشورت
در اسلام شورا و مشاوره وقتی موضوعیت پیدا می کند و می تواند مورداستفاده و عمل واقع شود که حکم و قانون نباشد. وقتی که حکم خدا و قوانین مقررات اسلام وجود دارد و یا جایی که فرمان صریح پیامبر صلی الله علیه و آله ، ائمه اطهار علیهم السلام و مقام ولایت فقیه وجود دارد ، نمی توان به موضوع شور و مشاوره رجوع نمود و لازم است احکام ، قوانین و دستورات بدون هیچ گونه تردید و تأملی به اجرا گذاشته شود . قرآن در آیه 36 از سوره احزاب می فرماید:
« وما کان لمومن ولا مومنه ذا قصی الله و رسوله امراً ان یکون لهم الخیره من امرهم و من یعص الله و رسوله فقد ضل صلالاً مبیناً»
« هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش مطلبی را لازم بدانند اختیاری از خود در برابرفرمان خدا داشته باشد و آنگه از فرمان خدا و رسولش سرپیچی نماید همانا گمراه است گمراهی آشکار .»
علی (ع) درپاسخ به طلحه و زبیر که اعتراض کرده بودند که چرا با آنها مشورت نکرده است می فرماید:
« اگر حکمی بود که درکتاب خدا بیانی درباره آن نبود و درسنت پیامبر راهی برای آن وجود نداشت، با شما مشورت می کنم .3
بنابراین موضوع شورا و مشورت در امور مباح مصداق پیدا می کند یعنی در جایی که اسلام نظر قاطع و تعیین کننده ای نداده باشد . دراین مورد عین عبارات آیت الله مشکینی را نقل می نماییم:
« یک وقت قانون درمعرض افکار واقع می شود، یک وقت اجرای قانون در معرض فکر واقع می شود . مثلاً همین مجلس شورای اسلامی یک وقت قانون یک مسأله ای را می خواهد د رمعرض شور قرار بدهد و نتیجه اش یک قانون کلی است . یک وقت قانون گذشته است ، اجرای آن را در معرض شور قرار می دهد، دو جور است و اسلام در هر دو نظردارد ... یک وقت می گویند به اینکه آیا اجازه بدهیم کارخانه مشروب سازی در کشور بیاید یا نه ، باشد یا نباشد ، اجازه بدهیم یا ندهیم ،‌نتیجه آن یک قانون است . یک وقت این است که می گوییم یک کارخانه کبریت سازی دراین شهر لازم است و قانون هم اجازه داده و قانونش هم گذشته است حالا آیا درطرف شمال شهر قرار بگیرد، درطرف جنوب شهر قرار بگیرد، در وسط شهر قرار بگیرد، بحث درپیاده کردن قانوناست و نتیجه شور دراینجا کیفیت اجراست... این دو جور است و اسلام درهر دو نظردارد. می گوید به اینکه شورا خوب است و باید مطالب و مسائل در شورا برود ولی اگر قانون می خواهد در شورا برود آن قانون باید قانونی باشد که نظر قاطع من در آنجا معلوم نباشد. من آنجا نظر قاطع به یک طرف نداده باشم . والا اگر من درآنجا یک نظر قاطع داشته باشم شما حق ندارید آن را به شور بگذارید . من نظر قاطع داده ام به اینکه ، کارخانه مشروب سازی در کشور اسلامی غلط است ، امضا نمی کنم ، نظر قاطع داده ام ، این درست نیست که حالاشما بنشینید آنجا شور کنید که آیا باشد یا نباشد . اسلام اجازه نمی دهد ، میگوید اینجا نظر من روشن است این حرام است ، من این را ممنوع کردم ، پس غلط است در مقابل این شما بنشینید ، شور کنید . پس بنابراین ... آن چیزی که در شور قرار می گیرد باید یک مطلبی باشد که اسلام از نظر اثباتی و از نظر نفی راجع به آن نظر قاطع بیان نکرده است و به تعبیر روشن تر عرض کنم ، وجوب و حرمتش ثابت نشده ، امری مباح است ، در کار مباح بنشینید فکر کنید هر کدام صلاح جامعه است انجام دهید .همچنین در مرحله اجرا که این کارخانه را کجا می خواهید قرار بدهید ، آنجا هم اختیار دارید شور کنید هر کجا صلاح ایت اما در جایی که من نظر نداشته باشم . ممکن است اسلام بگوید آنجا که شما می خواهید کارخانه قرار دهید آنجا وقف است ، آنجا مسجد است ، من اجازه نم دهم کارخانه را اینجا تاسیس کنید . اگر بنشینید مشورت کنید که کارخانه را اینجا تأسیس کنیم یا نه ، این هم غلط است ... هر چیزی که از نظر اسلام حرمتش یا وجوبش مسلم نباشد و اسلام مباحش کرده ، شما آنجا بنشینید و در مورد آن مشورت کنید.4 »

فواید و محسنات شورا و مشاوره
فواید و محسناتی که بر شورا مترتب است خود موید اهمیت شورا می باشد که مهم ترین آنها به شرح زیر است :

---
3- نظام حکومت در اسلام، سید صادق روحانی ، صفحه 109و110
4- سخنرانی آیت الله مشکینی در سمینارها« بررسی نظام شورایی درجمهوری» خردادماه سال 1360، معاونت طرح ها و بررسی ها نخست وزیری

1جلوگیری از پیدایش خودکامگی و استبداد
در یک جمع خانوادگی ، سازمانی ، اجتماعی و کشوری ، وقتی همة افراد امکان اظهار نظر داشته باشند و اجازة دخالت در سونوشت خود را پیدا کنند ، راه برخود محوری ها ، خودکامگی ها و تفکر استبدادی بسته می شود و لذا علی (ع) استبداد و مشاورت را در مقابل یکدیگر قرار می دهد .5

2شناخت مواضع خطا و اشتباهات
وقتی به وسیله مشاوره و مشورت خواهی به افراد دیگر اجازه اظهار نظر می دهیم ، افراد می توانند مثل آینه ای ، عیوب ما را نشان داده و مواضع اشتباه و خطا را بشناسانند . این عمل وقتی اهمیت بیشتری پیدا می کند که عیوب فرد و خطاهای احتمالی او به دلیل تعصبات فردی ، کم بودن تجربه و فقدان اطلاعات کافی و غفلت از واقعیات ، از دید او پنهان می ماند . این موضوع در مورد امور جمعی و سازمانی نیز کاملاً صدق می کند و لذا علی می فرماید :
« من استقبل وجوه الاراء عرف مواقع الخطاء»
کسی که از نظرات دیگران استقبال کند موارد اشتباه و خطا را خواهد شناخت.»
( نهج البلاغه فیض ، حکمت 164 ، ص 1169 )
3- ایجاد احساس شخصیت و مسئولیت در اعضای شورا
وقتی که افراد در امور جمعی که مربوط به آنها و سرنوشت آنهاست شرکت می کنند و در تدوین و اجرای امور و تحقق اهداف و نظارت بر اجرای آنها سهیم و دخیل می باشند نسبت به موفقیت آنها و دستیابی به نتایج قابل قبول احساس مسئولیت می کنند . تأثیر رأی و نظر فرد در تصمیم گیری و اجرا باعث می شود که او خود را در تمامی موفقیت ها و شکست ها سهیم بداند و نتواند نسبت به آن بی تفاوت باشد در حالی که وقتی افراد به بازی گرفته نمی شوند و یک گروه یا اقلیتی ، خود تصمیم گیری کرده و دیدگاه های خود را به دیگران دیکته می کنند ، افراد به تدریج نستب به شکست یا موفقیت برنامه ها بی تفاوت می شوند و تنها در جایی که به او لطمه ای نزند حضور خواهد داشت .
احساس مسئولیت در افراد پشتوانه عظیمی برای تحقق اهداف و موفقیت برنامه هاست . علی (ع)
می فرماید :
« لامظاهره اوثق من المشاوره »
« هیج پشتوانه ای مثل مشورت نیست.»
( نهج البلاغه فیض ، حکمت 109 ، ص 1139 )
4- تأمین منافع جمع و مصلحت عموم
وقتی در اموری که به جمع مربوط می شود ، چه دریک محیط خانوادگی ، چه دریک محیط سازمانی و چه حتی در سطح یک جامعه تصمیم گیری ها از طریق مشاوره و بررسی دیدگاه ها جمع به خصوص افراد مطلع و صاحب نظر اتخاذ شود و مسائل بدین گونه حل و فصل گردد، امکان دخالت هواهای نفسانی و منافع فردی در این تصمیم گیری ها و حل و فصل مسائل به حداقل می رسد و از میان می رود، چرا که لازمة احترام به آرای دیگران ، نادیده گرفتن امیال و خواسته های شخصی است.
بدین ترتیب ، همواره تصمیم گیری جمعی و مشاوره با افراد و اعضای یک مجموعه ، نتایج کار را به مصلحت کل آن مجموعه نزدیک تر می سازد.
------
5- و من استبد برأیه هلک و من شاور الرجال شارکها فی عقولها ( نهج البلاغه فیض ، حکمت 152 ، ص 1165 )

5- کاهش احتمال شکست در انجام تصمیمات
درتصمیم گیری هایی که پس از تبادل نظر و مشاوره با افراد صاحب صلاحیت اتخاذ می شود به خاطر اینکه :
اولاً: کمتر تحت تأثیر امیال و نظرهای شخصی قرار می گیرد.
ثانیاً: به دلیل اینکه همه افراد ، خود در اجرای آن مسئول می دانند ، احتمال شکست کمتر می شود ، زیرا هم تصمیم گیری پخته بر اتخاذ شده و هم در اجرای تصمیم ، تعهد و دلسوزی بیشتری وجود دارد.

6- شکوفایی استعدادها
هنگامی که اعضای یک مجموعه اجازه ابراز نظر داشته و با یکدیگر مبادله آرا و نظرات کنند و
اندیشه های خود را در هرمورد بیان نمایند، استعدادهای متنوع و نهفته اعضای سازمان اجازه بروز و رشد یافته و زمینه شکوفایی و طرح ایده های نو و بروز ابتکار و خلاقیت فراهم می گردد. به عکس وقتی در سازمان به رکود و انجماد کشیده می شوند.

7-ایجاد الفت بین اعضا
نظر خواهی از دیگران و احترام به آرای آنها ، به خصوص وقتی نقش زیر دست را ایفا می کنند به احترام متقابل و در نهایت به ایجاد انس و الفت بین قلوب افراد منتهی می گردد. لذا قرآن در آیه 159 سوره آل عمران خطاب به پیامبر اکرم ( ع ) می فرماید : « پس در پرتو رحمت خود نسبت به آنها خو شدی و اگر بدخو و سخت دل بودی ، هر آینه از پیرامونت پراکنده می شدند .بنابراین از ایشان در گذر و برایشان آمزرش طلب کن و با ایشان مشورت نما ، پس چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن که خدا توکل کنندگان را دوست دارد.»
این آیه نظر و مشورت ونرم خویی پیامبر (ع) را عامل الفت و نزدیکی آنها به ایشان می داند و بدون آن هر گونه الفت و نزدیکی را ، غیر ممکن می شمارد.

8- تأمین تکیه گاه در اتخاذ تصمیم های مهم
وقتی درتدوین شاخصها ، طراحی اهداف ، تنظیم روش های نیل به اهداف و حتی نحوه نظارت وکنترل بر اجرا ، آرا و نظرات اصلاحی تک تک اعضای یک مجموعه از طریق مشاوره وشرکت آنها در امور گرفته شود ، خود نوعی ضمانت و تکیه گاه برای اجرای درست و به موقع آنها خواهد بود . این موضوع به خصوص وقتی اهمیت پیدا می کند که در مجموعه ، نیاز به تغییر و تحول باشد که معمولاً افراد آن مجموعه ، در مقابل تغییر و تحول ، مقاومت نشان خواهند داد . اما د رصورت رعایت اصل مشارکت و مشاورت ، افراد مجموعه ، کمتر موقعیت خود را در خطر دیده و با روند و مراحل کا رآشنا خواهند شد و خود به جای مقاومت ، تغییرات را تسهیل خواهند نمود.
علاوه بر مواردفوق ، محسنات دیگری نیز در امر مشاوره وجود دارد که بدون توضیح ، تنها آنها را نام می بریم.
9- بهره گیری از آرا ونظرات بهتر و صائب تر
10- تضمین پویایی فرد و مجموعه
11- هدایت و اصلاح کژی ها و اشتباهات

محدوده و موارد کاربرد شورا
شورا و مشاوره می تواند در محدوده های مختلف وموارد متفاوت مورد استفاده قرار گیرد . محدوده کاری شورا می تواند از امور فردی آغاز شود و تا سطح بین الملل و جهانی توسعه یابد . موارد استفاده از شورا نیز می تواند متنوع و متعدد باشد که در زیر، هر یک از آنها را به اختصار بیان خواهیم کرد.

الف- سطح یا محدوده کار شورا
1امور فردی- مشاوره و مشورت در امور فردی مثل انتخاب همسر ، خرید یک منزل یا کالا ، تحصیل در یک رشته یا دانشگاه ، انجام یک عمل جراحی ، مسافرت به نقطه ای درداخل یا خارج از کشور ، ایجاد ارتباط با یک فرد یا تشکیلات و طرح دوستی با افراد می تواند مورد استفاده قرار گیرد .
البته بایستی شرایط لازم در مشاورین و سایر مواردی که در این زمینه لازم است و د رادامه این مقاله ، مورد بحث قرار خواهد گرفت ، رعایت گردد.
2- امور مربوط به سطح موسسات و سازمان ها- برای انجام مشاوره د رسطح موسسات وسازمان ها علاوه بر رعایت کلیه شرایط مربوط به امور فردی ، نیازمند یک سلسله ضوابط و مقررات هستیم که جلسات یاگروه های مشاوره بر اساس آن تشکیل شود و تصمیم گیری به عمل آید . مثلاً جلسات شورای معاونین در سطح یک وزارتخانه یا سازمان مصداق یک کار شورایی است اما رعایت ضوابط و مقررات درآن امر اجتناب ناپذیر است .
3- مشاوره درسطح کشور- مشاوره برای حل مسائل و اتخاذ تصمیم درسطح کشور بر اساس قوانین و مقرراتی است که یا مرجع آن در قانون اساسی پیش بینی شده است مثل مجلس شورای اسلامی ، هیات دولت ، شورای عالی امنیت ملی ، مجمع تشخیص مصلحت نظام ، شورای نگهبان ، یا اینکه بر اساس مصوبات مجلس شورای اسلامی تشکیل می گردد مثل شورای عالی اقتصاد ، شورای عالی شهر سازی و ده ها شورای دیگر و یا اینکه توسط مقام ولایت فقیه تشکیل شده است . مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی .
علاوه بر موارد فوق که شورا درآنها بر اساس قانون تشکیل شده و مصوبات آن دارای اعتبار می باشد و ضمانت اجرایی دارد، شوراهای موقتی برای بررسی و تصمیم گیری پیرامون موضوعات خاص نیزتوسط مسئولین نظام می تواند تشکیل شود.
4- مشاوره درسطح بین المللی- درسطح بین المللی نیز مجامع و محافل فراوانی وجود دارند که یا به تصویب سازمان ملل متحدو سایر مجامع بین الملل می رسند و یا مورد توافق دو کشور یا گروهی از کشورها و یا مجامع و نهادهای آن کشورها واقع می شوند .
ب- موارد کاربرد شورا
کاربرد شورا می تواند از مطالعه و تدوین قوانین تا اجرا و نظارت را در بر گیرد که به صورت زیر قابل تقسیم بندی است.
1- بررسی، استنباط و استخراج احکام و قوانین- در این سطح می توان مجامعی مثل شورای نگهبان و شورای تشخیص مصلحت نظام را نام برد .
2- تدوین قوانین و مقررات- این سطح شامل مجلس شورای اسلامی ، مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی می گردد.
3- اجرای قوانین و مقررات- این سطح شامل مجامعی مثل هیات دولت ، شورای اقتصاد، شورای عالی اداری ، شورای عالی شهرسازی و نظایر آن می باشد .
4- درسطح هدایت و رهبری در اجرای قوانین- این سطح شامل شورای معاونین دروزارتخانه ، موسسات وسازمان ها می گردد.
5- درسطح نظارت و کنترل- این سطح شامل شورای دیوان عالی کشور ، شورای بازرسی و نظارت درسطح کلان یا در سطح وزارتخانه و سازمان ها و موسسات شبیه هیات نظارت و بازرسی یا گروه های سنجش و ارزیابی می شود.

درسطح نتیجه گیری و جمع بندی.

ویژگی های افراد مورد مشاورت ( مشاوران و مستشاران )
حال که موارد مشورت برای تصمیم گیری های مختلف روشن شد ، بایستی مشخص نماییم که چه کسانی می توانند مشورت قرار گیرند ونظر اسلام درمورد مشاورین ومستشاران چیست . اسلام شرایطی را برای افرادی که می توانند طرف مشورت قرار گیرند قائل شده است که به ترتیب و تحت عنوان ویژگیهای مثبت ( خصوصیاتی راکه باید دارا باشند ) و ویژگیهای منفی ( خصوصیاتی را که نباید دارا باشند ) درزیر توضیح می دهیم

الف – ویژگیهای مثبت
-1ایمان
لازم است فردی که با او مشورت می شود مسلمان بوده و ایمان به خدا ، نبوت و قیامت داشته باشد.
پیامبر اکرم (ع) می فرماید:
« المومن منفعه ان ما شیته نفعک و ان شاورته نفعک و ان شارکته نفعک و کل شیی من امره منفعه»
«مومن مایه سود است اگرهمراهش شوی سودت دهد و اگر با وی مشورت کنی سودت دهد واگر شریکش شوی سودت دهد و همه کار وی مایه سود است .»
( نهج الفصاحه ، صفحه 627 ، حدیث 3098 )
علی (ع) می فرماید :
« من اراد امرا فشاور فیه امرء اً مسلماً وفقه الله لارشد اموره »
« هر که ارده کاری کند و با مرد مسلمانی درباره آن مشورت کند خدایش به معقول ترین کارها توفیق دهد .»
( نهج الفصاحه ، صفحه 605 ، حدیث 2962 )
« امام صادق (ع) یکی از شرایط مشاورین را ایمان می شمارد .»
( حکومت جمهوری اسلامی ایران ، صفحه 34)
2 -تقوی
علی (ع) می فرماید :
«شاور فی امورک الذین یخشون الله ترشد»
« در کارهایت با پرهیزکاران مشورت کن تا راه به کارت بری .»
(غرر الحکم و درر الکلم ، ج1 ، فصل 42، ص 448، حدیث 3)

3-عقل
کسی که مورد شور قرار می گیرد بایستی عاقل باشد بنابراین کسی که هنوز به سن لازم برای عاقلانه فکر کردن نرسیده است یا کسی که عقل او ناقص است ، نمی تواند مورد مشورت واقع شود.

پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
« مشاوره العاقل الناصح رشد و یمن و توفیق من الله »
« مشورت با عاقل خیرخواه ، هدایت و سعادت و توفیقی از خداست.»
(بحارالانوار ، ج 75 ، ص 102 ، حدیث27 )
پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
« استرشدوا العاقل و لا تعصوه فتندموا»
« با عاقل مشورت کنید و مخالفت با او موجب پشیمانی است.»
(بحارالانوار ، ج 75 ، ص 100 ، حدیث14 )
علی (ع)می فرماید :
« شاور ذوی العقول تامن الزلل و الندم »
« با خردمندان مشورت کن از لغزش و پشیمانی ایمن باش.»
(غرور الحکم و دررالکلم ، جلد اول ، فصل 42، ص 448 ، حدیث 2)
علی (ع) می فرماید :
«من شاور ذوی الالباب دل علی الرشاد»
« کسی که با صاحبان عقل مشورت کند به صواب راهنمایی و دلالت شود .»
( بحارالانوار ، جلد75 ، ص 105 ، حدیث 39 )
علی (ع) می فرماید :
« من استشار العاقل ملک»
« هرکه با عاقل مشورت کند امرش را مالک گردد.»
(غرور الحکم و دررالکلم ، جلد 2 ، فصل 77 ، صفحه 616، حدیث 128)

4-علم و تخصص
کسی که مورد مشورت قرار می گیرد بایستی در آن کار یا موضوع که مورد نظر خواهی قرار می گیرد دارای اطلاعات ، تجربه و تخصص باشدو دانش مربوط را داشته باشد . مثلاً درامورپزشکی با پزشک ، در مسائل سیاسی با افراد صاحب صلاحیت درامور سیاسی و درسایر موارد با افراد مربوط مشورت شود.
علی (ع) می فرماید:
« لاتشاورن فی امرک من یجهل»
«با کسی که نادان درکار تو است مشورت مکن. »
(غرور الحکم و دررالکلم ، جلد 2 ، فصل 85 ، صفحه 802، حدیث 55)


علی (ع) می فرماید:
« مشاوره الحازم المشفق ظفر ، مشاوره الجاهل المشفق خطاء»
« با دوست مهربان دوراندیش مشورت کردن پیروزی می آورد ، با دوست مهربان نادان مشورت کردن خطاست.»
(غرور الحکم و دررالکلم ، جلد 2 ، فصل 80 ، صفحه 767، حدیث 147و148)
علی (ع) می فرماید:
« خیر من شاورت ذوو النهی و العلم و اولو التجارب و الحزم »
« بهترین کسانی که با آنان مشورت می کنی صاحبان عقل و دارندگان علم و دارندگان علم و تجارب و دور اندیشی هستند.»
(غرور الحکم و دررالکلم ، ج 1 ، فصل 29 ، ص389، حدیث 44)

5 -رازداری
افرادی که مورد مشورت واقع می شوند بایستی رازدار باشند چرا که ممکن است فرد درباره موضوعاتی با او به مشورت بپردازد که بازگو کردن آن برای دیگران مشکلاتی را برای او به وجود آورد و یا به حیثیت او لطمه زند . مثلاً کسی که درباره ازدواج دخترش و خواستگار او با کسی مشورت می کند و یا کسی که در مورد گرفتن قرض از یک منبع به منظور بازپرداخت بدهی خود با کسی به مشورت می پردازد چنانچه طرف مورد مشورت راز دار نباشد مشکلاتی را در زندگی او ایجاد خواهد نمود . به همین دلیل گفته اند که با دشمن مشورت نکنید و راز خودتان را پیش او نگویید.
علی (ع )می فرماید:
« لا تشاور عدوک و استره خبرک»
« با دشمنت مشورت مکن و رازت را از وی بپوش»
(غرور الحکم و دررالکلم ، ج 2 ، فصل 85 ، صفحه 802، حدیث 49)

از امام باقر (ع) منقول است که :
« و لا تصحب الفاجر و لاتطلعه علی سرک و استشر فی امرک الذین یخشون الله»
« با فاجر هم صحبت مشو و او را بر سر خود مطلع مکن و در کار خود با کسی مشورت نما که از خدا بترسد.»
(ترجمه تحف العقول ، صفحه 301 ، چاپ اسلامیه ، 1400هـ ق ، حدیث 7 )
6 خیرخواهی
از خصوصیات دیگری که فرد مشاور بایستی دارا باشد ، خیر خواهی است .
امام صادق (ع) می فرماید:
« ثلاثه لایعدر المرء فیها مشاوره ناصح و مداراه حاسد و التجبب الی الناس»
« مرد از سه چیز عذری ندارد مشورت با خیر خواه ، مدارا با حسود و دوست یابی از مردم.»
( ترجمه تحف العقول ، ص 331، حدیث 28)

ب – ویژگیهای منفی
منظور از ویژگیهای منفی خصوصیاتی است که فرد مورد مشورت بایستی فاقد آن باشد . این خصوصیات عبارتند از :
1- ترسو بودن 2- بخیل بودن 3- حریص بودن 4- دروغگو بودن 5- مستبد بودن.
در زیر گفته های بزرگان اسلام در تایید مطالب فوق ارائه می شود:
پیامبر اکرم (ص) در گفتار خود با علی (ع ) صفات منفی یک مشاور را چنین بیان می کند:
ای علی با ترسو مشورت مکن چون راه گریز را بر تو تنگ می گرداند با بخیل مشورت نکن زیرا هدف را برای تو کوچک می نماید و با حریص مشورت مکن که حرص و آز را برای تو زینت می بخشد .
( تفسیر نور الثقلین ، جلد 1 ، ص 404-405 ، بحار الانوار، جلد 75 ، ص 99 ، حدیث 11 )

علی (ع) خطاب به مالک اشتر می فرماید:
« و لاتدخلن فی مشورتک بخیلایعدل بک عن الفصل و یعدک الفقر ولاجبانا یضعفک عن الامور و لاحریصا یزین لک الشره بالور فان البخل و الجبن و الحرص غرائز شتی یجمعها سوء الظن بالله»
« در مشورت و کنکاش خود بخیل را راه مده که تو را از نیکی و بخشش بازداشته و از بی چیزی و فقر می ترساند ، و نه بی دل و ترسو را که تو را از اقدام به کارهاست می گرداند ، و نه حریص و آزمند را که ستمگری را د رنظرت جلوه می دهد ، به درستی که بخل و ترس و حرص غرائزی هستند که بدگمانی به خداوند آنها را دروجود آدمی جمع می کند .»
( نهج البلاغه ، عهد نامه مالک اشتر ، نامه 53 ، ص 998 ، فراز 16)
علی (ع) می فرماید:
« لاتدخلن فی مشورتک بخیلا فیعدل بک عن القصد و یعدک الفقر »
« بخیل را در مشورت خودت داخل مکن که اگر کردی تو را از راست می گرداند وبه فقرت وعده می دهد (نمی گذارد صدقه و انفاق کنی )»
(غرور الحکم و دررالکلم ، ج 2 ، فصل 85 ، صفحه 815، حدیث196)
علی (ع) می فرماید:
« لا تشرکن فی رایک جبانا یضعفک عن الامر و یعظم علیک ما لیس بعظیم »
« ترسو را در اندیشه و کار خودت شرکت مه که او تو را در کارت سست می سازد و چیزی که بزرگ نیست به رایت بزرگ جلوه می دهد.»
(غرور الحکم و دررالکلم ، ج 2 ، فصل 85 ، صفحه 815، حدیث197)

علی (ع) می فرماید:
« لاتستشر الکذاب فانه کالسراب یقرب الیک البعید و یبعد علیک القریب»
« با شخص دروغگو مشورت مکن زیرا که او مانند سراب است دور را بر تو نزدیک و نزدیک را برتو دور می سازد.»
(غرور الحکم و دررالکلم ، ج 2 ، فصل 85 ، صفحه 816، حدیث199)

علی (ع) می فرماید:
« لا تشرکن فی مشورتک حریصا یهون علیک الشر و یزین لک الشره»
« شخص آزمند را در کار شور خویش شریک مساز زیرا که او زشتی را برای تو آسان
وا نمود می کند و آزمندی را برایت می آراید .»
(غرور الحکم و دررالکلم ، ج 2 ، فصل 85 ، صفحه 816، حدیث201)

امام صادق (ع) می فرماید:
« و لاتشر علی مستبد برایه »
(بحارالانوار ، ج 75 ، ص 104 ، حدیث37 )

وظایف مشاورین و مستشاران
اسلام به کسانی که مورد مشورت واقع می شوند نیز توصیه های نموده است که لازم است مورد توجه واقع شود که در زیر ، این وظایف را با استفاده از گفته های بزرگان اسلام بیان می کنیم.

1-لزوم امانت دار بودن مستشاران و حفظ کردن اسرار افراد خواستار نظر مشورتی
پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
«المستشار موتمنن ان شاء اشار و ان شاء لم یشر»
« کسی که با وی مشورت کنند امانت دار است اگر خواهد رأی دهد و اگر نخواهد ندهد .»
( نهج الفصاحه ، صفحه 629، حدیث 3110 )
پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
« المستشار موتمن فان شاء اشار و ان شاء سکت فان اشار فلیشر بما لو نزل به فعله »
« کسی که با وی مشورت کنند امانت دار است اگر خواهد رأی دهد و اگر خواهد خاموش ماند و اگر نظری داد همان گوید که اگر خود او بود ، می کرد.»
( نهج الفصاحه ، صفحه 626، حدیث 3094 )

2لزوم اعلام صریح نظر مشورتی توسط مستشاران
پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
« اذا استشار احد کم اخاه فلیشر علیه »
« وقتی یکی از شما با برادر خود مشورت می کند وی باید رأی خود را صریح بگوید .»
( نهج الفصاحه ، صفحه 34، حدیث 175 )
3اخطار در مورد کسانی که در مشورت خیانت می نمایند و تذکر عواقب آن
پیامبر اکرم (ص) می فرماید :
« ان الرجل لایزال فی صحه رایه ما نصح لمستشیره ، فاذا غش مستشیره سلبه الله تعالی صحه رأیه »
« مرد تا هنگامی که مشورت کنان خود را رهبری می کند از اصابت رای بهره ور است و همین که با مشورت کنان خیانت کرد خدا اصابت رای را از او می گیرد.»
( نهج الفصاحه ، صفحه 34، حدیث 175 )
علی (ع) می فرماید :
« لاتردن علی النصیح و لاتستغشن المستشیر »
« سخن شخص پندگو را رد مکن و با کسی که مشورت می کنی خیانت روا مدار.»
(غرور الحکم و دررالکلم ، ج 2 ، فصل 85 ، صفحه 808، حدیث130)
نمونه های برجسته از شورو مشاوره در تاریخ صدر اسلام
برای روشن شدن آنچه که تا به حال درمورد شورو شورا بیان داشتیم مناسب است که موارد مهم شورا را در صدر اسلام که اسناد تاریخی آن موجود است مورد توجه قرار دهیم تا هم مطالب گفته شده روشن تر و بهتر درک شود و هم بر اعتقاد به امان پیاده کردن این اصل مهم اجتماعی در چار چوب موازین اسلامی تاکید ناییم . در زیر شش مورد از اجرای این اصل اجتماعی را درصدر اسلام بیان می کنیم و برای روشن تر شدنموضوع تعدادی از این موارد را عیناً از کتاب « پیامبری وجهاد» نقل می نماییم.

1-جنگ بدر
آن شب سپاه مشرکان تا صبح نگهبانی می دهند .ابوجهل با دیدن این وضع برمی آشوبد و می گوید : « این دستور عتبه است که مایل نیست با محمد و یارانش بجنگد ، عجب است ! آیا می پندارید محمد محمد و یارانش به جمع انبوه شما حمله خواهند کرد ! من که با عشیره ام به یک سو می رویم و نمی گذاریم کسی برای ما نگهبانی بدهد» . و به کناری می روند. باران شروع به باریدن می کند . عتبه می گوید: « این یک مصیبت است ، اینها آبکشان شما را گرفته اند ».
در آن شب یسار برده ، عبیدبن سعید بن عاص، واسلم برده» منبه بن حجاج، وابو رافع برده ، امیه بن خلف دستگیر می شوند. سربازان اسلام آنها رابه خدمت پیامبر خدا می آورند.او در حال نماز است . آن چند نفر می گویند:« ما آبکشان فریش هستیم ، مارا فرستاده اند تا برای آنها آب ببریم »، مسلمانان از اظهار آنان خوششان نمی آید ، چه امیدوارند آنها از کاروان قریش و نوکران ابوسفیان باشند . آنها را کتک می زنند تا حقیقت را بگویند. چون آنها را با زدن از پا در می آورند ، می گویند:« ما نوکران ابوسفیان و جزو کاروان او هستیم ، و کاروان اینک پشت این تپه شنی است ». دست از آنها بر می دارند . وقتی پیامبر نمازش را تمام می کند روبه یارانش کردهمی فرماید:« اینها به شما حقیقت را می گویند شما آنها راکتک می زنیدو وقتی به شمادروغ می گویند دست از آنها بر می دارید». می گویند:« ای پیامبر خدا، اینها به ما می گویند که سپاه قریش آمده اند تا ازکاروان آنان حمله کنید ترسیده اند». آنگاه رو به آن آبکشان نهاده می پرسد:« سپاه قریش در کجاست » . می گویند :« پشت این تپه شنی که می بینی» . می پرسد : «چند نفرند؟ » می گویند: « خیلی ».می پرسد:« چند نفرند؟». می گویند : «خیلی».می پرسد:«چند نفر؟» می گویند : « نمی دانیم چند نفرند » می پرسد: « روزی چند شتر سر می برند ؟» جواب می دهند:« یک روزده تا ویک روز نه8 تا » . می فرماید: « اینها بین نهصد تا هزار نفرند» . آنگاه از آن چند نفر می پرسد:« چه کسانی ازمکه باسپاه همراه شده اند؟». می گویند:« هر که توانی داشته همراه سپاه آمده است » . در این هنگام روبه یارانش نموده می فرماید:« اینکه مکه پاره های جگرش را پیش شما افکنده است !». سپس از آن چند نفرمی پرسد:« آیا کسی از آنها تبه مکه برگشته است ؟» جواب می دهند:« یسرابوشریق عشیره ، زهره را بازگردانید» . می فرماید: « او با این که رشد عقلی نداردو تا جایی که می دانم همواره دشمن خدا ودشمن کتاب خدا بوده است آنها را به راه صواب برده است » . بعد می پرسد:« غیر از آنها یگری هم بازگشت ؟ » . می گویند:« آری ، عشیره ، عدی بن کعب».
در این هنگام ، رسول خدا به یارانش می فرماید: « به نظر مشورتی بدهید که کجا موضوع بگیریم » . حباب بن منذر می گوید :« ای پیامبر خدا، آیا این جای که اکنون موضوع داریم جایی است که خدا برای تومعین کرده است به طوری که حق نداریم قدمی پیش یا عقب تر از آن بگذاریم یا نه این یک تدبیر و جنگ و حیله خصمانه است ؟» می فرماید :« در حقیقت ، این یک تدبیرو جنگ و حیله خصمانه است » . می گویند : « پس این موضوع خوبی نیست ! بیا برویم به نزدیک محل آبگیری دشمن ، زیرا من آن منطقه و چاههایش را خوب می شناسم ، در آنجا چاهی است که می دانم آب خوشگواری دارد و آبی فراوان که خشک شدنی نیست . در آنجا حوضی می سازیم وظرف ها رادر آن می ریزیم ، می آشامیم و می جنگیم، ودیکر چاه ها را خراب می کنیم».
رسول خدا می فرماید: « ای حباب، تدبیر درستی را پیشنهاد می کنی» . آنگاه برخاسته وهمه این کارها را انجام می دهد . عماربن یاسر وا بن مسعود را می فرستد تا احوال و نیروی دشمن را ارزیابی کنند. در اطراف سپاه دشمن می گردند ، سپس به خدمت پیامبر باز می آیند ومی گویند :« اینها سخت ترسیده و درتشویش اند ، به طوری که وقتی اسبی می خواهد شیهه بکشد برصورت او می زنند تا ساکت شود، به علاوه باران تندی بر آنها می بارد» 6

2-جنگ احد
شب جمعه ، چهره های برجسته اوس و خزرج: سعدبن معاذ، اسیدبن حضیر، و سعبدبن عباره ، همراه عده ای مسلح در مسجد وبردرب خانه پیامبر به نگهبانی می ایستنداز ترس اینکه مشرکان شبیخون بزنند. شهر مدینه آن شب تا به صبح پاسداری می شوند. در آن شب ، پیامبر خوابی می بینند ، با مدادان که مسلمانان گرد می آیند و منبر بر می آید،پس از ستایش و سپاس خداوند می فرماید:« مردم ، من در خواب دیشبم رویایی دیدم . دیدم دردژی مستحکم قراردارم ، ودیدم یک طرف شمشیرم ذوالفقار شکسته است ، و دیدم گاوی را سر می برند، ودیدم قوچی را بر ترک خویش بسته دارم» . مردم می پرسند :« ای رسول خدا، رویای خویش را چه تعبیر کرده ای؟ » می فرماید : » دژ مستحکم ، مدینه است . بنابراین در آن بمانید . شکستن یک طرف شمشیرم مصیبتی است که بر من وارد می آید. گاو سربریده شده حکایت از کشته هایی است که در میان یارانم رخ می دهد. قوچی که بر ترک خویش بسته داشته ام این است که سردار سپاه دشمن را ان شاءاله خواهیم کشت ».
آنگاه پیامبربه یارانش می فرماید :« در این باره نظر دهید »، در حالی که براثر آن خواب مایل است که از مدینه بیرون نرود، ودست می دارد که نظر یارانش با نظر وی یکی باشد و با تعبیری که از خواب نظر بدهید»، در حالی که براثر آن خواب مایل است که از مدینه بیرون نرود، ودوست می دارد که نظر یارانش با نظر وی یکی باشد و با تعبیری که از خواب خویش کرده است مطابقت داشته باشد . عبداله بن ابی برخاسته می گوید : « ای پیامبر خدا، ما در دوره جاهلیت دردرون این شهر می جنگیدیم . زن و بچه هایمان را در درون این برج ها می گذاشتیم ، و سنگ درکنارشان می نهادیم .گاهی پسران مایک ماه تمام برای روبه روشدن با دشمن سنگ به دورن برج می برند. شهر را از هر سو دیوار می کشیدیم تا مثل یک دژ می شد. زن و بچه ما از فراز برج ها سنگ می پراندندو ما در کوچه باشمشیر می جنگیدیم . ای پیامبر خدا ، این شهر ما تاکنون با کره مانده است وهیچ دشمنی نتوانسته است که آن را بگشاید . هربار که از شهر بیرون رفته و دردشت با دشمن مصاف دادهایم از دشمن شکست خورده ایم و هر بار که دشمن خواسته به شهر ما درآید ضرب شستتی به او نشان داده ایم ، بنابراین ای پیامبر خدا، آنها را به حال خودشان بگذار تا اگر ماندند دربدترین وضعی مانده اند اگر بازگشتند سرشکسته و نومید و بدون کوچک ترین موفقیتی برگشته باشند ای پیامبر خدا،دراین امر از نظریه من پیروی
کن و بدان که من این نظریه را از بزرگان قبیله ام و از مردان کار آزموده شان به میراث برده ام و آنان مردان جنگ و دارای تجربه رزمی بوده اند» پیامبر با عبداله بن ابی هم رای است ورای اصحاب بزرگ پیامبر چه مهاجران وچه انصار نیز بر همین است . از این رو می فرماید:« در مدینه بمانید زنان و بچه ها را در برج و باروها بگذارید اگر به ما حمله کردند در کوچه ها خواهیم جنگید . ما بهتر از آنها با کوچه های شهرمان آشناییم . از فراز برج و باروها نیز به طرف آنها سنگ پرتاب کنید . مدینه ر از هر سو با دیواره ای سد کرده اند تا مانند دژی شده است .عده ای از نوجوانان کـه در جنگ بـدر
---
6-پیامبری و جهاد : نوشته جلال الدین فارسی صفحه 121تا 125

شرکت نداشته اند و مشتاق شهادتند و شیفه برخورد و رویارویی با دشمن ازشهر بیرون ببر»مرددانی بزرگسال و ودل به
شهادت بسته از جمله حمزه بن عبدالمطلب ، سعدبن عباده ، نعمان بن مالک و عده دیگری از اوس و خزرج میگویند:
« ای پیامبرخدا ، ما می ترسیم دشمن ما خیال کند که ما از روبرو شدن با او ترسیده ایم و نخواسته ایم از شهر بیرون برویم و این باعث شود که بر مادلیر شوند. از طرفی در جنگ بدر سیصد مرد جنگی بیشتر همراه نداشتی و خدا تورا برآنان پیروز ساخت و ما امروز عده ای بی شماریم . واز خدا می خواستیم چنین روزی را پیش آورد و اینک خدا آن را پیش روی ما آورده است » . پیامبر از اصرار آنان خوشش نمی آید ، و آنان درحالی که لباس رزم پوشیده اند شمشیرهای خویش را در هوا حرکت می دهند ومثل شیر تمرین حمله می کنند. مالک بن سنان پدر ابوسعید خدری
می گوید:« ای پیامبر خدا، ما به خداقسم برسر دوراهی خوشبختی قرار گرفته ایم : یا خدا ما را بر آنها پیروز می گرداند و به مراد خویش می رسیم که در آن صورت خدا آنها را به خاک ذلت نشانده است و حنگی مثل جنگ بدر رخ داده است و از آنها جز گریزپایی نمی ماند یا خدا شهادت را نصیب ما می گرداند. به خدا قسم ای پیامبر خدا ، من ذره ای نمی اندیشم که کدامیک از این دو اتفاق می افتد، زیرا در هر دوی اینها خیر است». پیامیر همچنان خاموش می ماند و کلمه ای بر زبان نمی آورد.حمزه بن عبدالمطلب که روزه داراست می گوید:« قسم به آن که قرآن بر توفرستاد تا بیرون مدینه با شمشیر خویش باآنها نجنگم لب به غذا نخواهم زد » حمزه آن جمعه و شنبه را روزه دار است .
چون بر بیرون رفتن از شهر اصرار می ورزند، پیامبر نماز جمعه رابا مسلمانان اقامه می کند، سپس زبان به اندرزشان می گشایدو آنان را به جدیت و جهاد سفارش می کند و می فرماید که اگر شکیبایی ورزند پیروزی از آن ایشان خواهد بود. مردم از این فرمایشات خوشنود می شوند چون می فهمند که پیامبر به مسلمانان دستور می دهد خودشان را برای جنگیدن با دشمن آماده سازند. آنگاه نماز عصر را به جماعت برگزارمی فرماید، در حالی که مردم بسیج شده اندواهالی منطقه بالای مدینه ، زنان را در برج و باروها گذاشته اند و خود درشهر حاضر گشته اند . بنی عمروبن عوف و وابستگان آنان و عشیره نیبت و وابستگان آنان در حالی که جامعه رزم برتن دارند آمده اند.پیامبربه درون خانه می رود تا جامع رزم بپوشد... مجاهدان از درب خانه تا به کنار منبرش به انتظار بیرون آمدنش صف بسته اند . سعدین معاذ و اسید بن حضیر آمده به آنان می گویند: « شما آن حرف ها را به پیامبر زدید و او را مجبور ساختید تا از شهر بیرون برود درحالی که برای او فرمان از آسمان می آیدبنا براین تصمیم گیری را به او واگذارید تا هر چه فرمان داداجرا کنید وهر کاری که دیدید به آن مایل است یا نظر به آن دارد انجام دهید ». در همین احوال ، و در حالی که بعضی به دیگران می گویند:« سخن درست همین است که سعد می گوید» وبعضی نظر به بیرون رفتن از مدینه دارند و برخی آن را نمی پسندندپیامبر کلاه خود بر سروزره برتن و بند چرمین شمشیر برکم و عمامه بر سر و شمشیر به کمر از خانه بیرون می آید وقتی بدین حال بیرون می آید همگی از کرده خویش پشیمان می شوند، وکسانی که قبلاً بر بیرون رفتن از شهر اصرار ورزیده بودند با خود می گویند .« حق نداشتیم اصرار بر امری بورزیم که پیامبر تمایل به خلاف آن دارد». صاحب نظرانی هم که قبلاً می گفتند که بهتر است در شهر بمانیم زبان به سرزنش آنان می گشایند و می گویند :« ای پیامبر خدا، ما حق نداشتیم نظری برخلاف نظرت بدهیم ،
بنابراین تصمیم با تو است . شایسته نبود که تورابه کاری که درست نمی بینی واداریم حال آنکه فرمان به دست خواست و پس از خدا به دست تو». می فرماید : « من شما را به همین که می گویید خواندم اما نپذیرفتند .هر پیامبری چون جامه رزم بپوشد تا خدا سرنوشت جنگ او با دشمنانش را روشن نساخته است شایسته نباشد که آن جانمع از تن بدر کند» .
آنگاه می افزاید: « دقت کنید تا چه فرمان می دهیم آن را به کار بندید.در پناه نام خدا حرکت کنید که در صورت شکیبایی پیروزی با شما خواهدبود».7

3-جنگ خندق
به محض این که سپاه قریش ازمکه روی به مدینه می نهد چند سوار از قبیله خزاعه حرکت کرده چهار روزه خود را به پیامبر می رسانند وخبر حرکت سپاه کفار را به وی می دهند. پیامبر فرمان بسیج صادر می فرماید وبه مسلمانان اطلاع می دهد که دشمن شان چه کرده است .ضمن فرمان کوشش و جهاد با ایشان درچگونگی امر دفاع به مشورت می پردازد، و به آنان می گوید که اگر شکیبایی ورزند و از خدای روا گیرند پیروز خواهند گشت ، و آنان را به فرمان برداری از پیامبرش سفارش می فرماید. وی که درکار جنگ بسیار با مسلمانان مشورت می کند این بارهم به مشورت وتبادل نظر به آنان می پردازدواین مسائل را به بحث با انان می گذرد: « آیا از مدینه بیرون رفته در صحرا با آنان مصاف دهیم ؟ آیا در مدینه باشیم و تکیه به این کوه ( احد)بدهیم ؟»
نظریات مختلفی اظهار می دارند . عده ای می گویند:« از نقطه پس از بعاث متمرکز می شویم تا ثنبه الوداع تاحرف » . عده ای دیگر می گویند :« مدینه را پشت سر خویش قرارمی دهیم » . سلمان فارسی می گوید :« ای پیامبر خدا، ما وقتی در کشور ایران بودیم و از حمله سواره نظام دشمن می ترسیدیم به دور خویش خندقی حفر می کردیم . آیا موافقید که خندق بکنیم ؟ « نظر سلمان مورد پسند مسلمانان قرار می گیرد . در همین حال به یاد می آورند که در آستانه جنگ احد نیز پیامبر از آنان خواست که در شهر بمانند و بیرون نروند . پس با بیرون رفتن از شهر مخالفت کرده با ماندن و پایداری در مدینه موافقت می نماید» 8
4-موضع گیری نسبت به هم دستان ابوسفیان درجنگ خندق ( عیینه بن حصن و حارث بن عوف)
در این احوال ، پیامبر به عیینه بن حص و حارث بن عوف پیاغام می فرستند که « آیا حاضرید در صورتی که یک سوم محصول خرمای مدینه را به شما بدهم همراه افراد عشیره شان برگردید ومیان قبایل بیابانگرد تبلیغ کنندکه آنها هم دست از جنگ بردارند ؟» در جواب پیشنهاد می کنند که « آیا حاضری نصف محصول خرمای مدینه را بدهی ؟» پیامبر حاضر نمی شود بیش ا ز یک سوم بپردازد . همان یک سوم را می پذیرندو همراه ده نفر از افراد عشیره شان می آیند . پیامبر هم عده ای از یارانش را دعوت کرده است تا حضور داشته باشند کاغذ و قلم ودوات هم آورده است . عثمان بن عفان را هم گفته است تا برای نوشتن قرارداد مصالحه حاضر باشد . عبادبن بشر هم در حالی که سراپا در زره است در کنار وی ایستاده است . اسیدبن حضیر که هیچ اطلاعی از مذاکرات انجام شده ندارد به خدمت پیامبر می آید .
عیینه بن حصن که آمده پاهایش را در حضور پیامبر دراز کرده است . اسید وقتی می فهمد قضیه از چه قرار است در حالی که نیزه ای در دست دارد به عیینه پرخاش می کند که « بوزینه زاده ! پاهایت را جمع کن ، در حضور پیامبر پاهایت را دراز می کنی ! به خدا اگر رسول خدا حضور نمی داشت این نیزه را در زیر شکمت فرو می بردم ! » بعد ، رو به پیامبر گردانده عرض می کند :« اگر این ، امری است که از آسمان رسیده است انجامش بده . اما اگر چنین نیست بدان که به خدا قسم به انها چیزی جز شمشیر نمی دهیم ! کجا اینها چنین امیدی درمورد ما داشته اند !» رسول خدا به او جوابی نمی دهد و سعدبن معاذ و سعد بن عباده را فرا می خواند و درحالی که دست بر شانه آن دو نهاده و از هیات طرف مذاکره فاصله گرفته است با آنان مشورت می کند ، و آهسته سخن می گوید تا آن هیات که نشسته اند نشنوند . می فرماید که می خواهد با این عده قرار آشتی بگذارد. می گویند :« اگر این ، امری است که از آسمان آمده است انجامش بده ،
---
7-همان ماخذ صفحات 433 تا 435 8-همان ماخذ صفحات 433تا 435

و در صورتی که کاری است که حکمی درباره اش دریافت نکرده ای ولی خودت به انجامش تمایل داری باز هم انجامش بدهو ما گوش به فرمان و فرمال برداریم .اگرکاری است که باید در باره اش اندیشید و نظر داد و تصمیم گرفت نظر ما این است که به آنها چیزی جز لبه تیز شمشیر را ندهیم ».9
رسول خدا به سعدبن معاذ می فرماید: « آب نوشته را پاره کن » . سعد ، آب دهان برآن نوشته افکند آن را پاره می کند، و به هیات می گوید:« بین ما و شما شمشیر در کار است !» عیینه در حال برخاستن می گوید. « بدانیدآنچه که نپذیرفتید برایتان بهتر است آن تدبیری است که اینک اتخاذ کردید. شما تاب ایستادگی در برابر چنین دشمن بزرگی را ندارید».عبادین بشر به او تندی می کند که « عیینه ! توما را از شمشیر می ترسانی ! خواهی دید که ما ناله مان در خواهد آمد یا شما ! خودت می دانی که در خشک سالی و هنگام تنگ دستی تو و قبیله ات از گرسنگی پشکل شتر مخلوط با خون را می خوردید و وقتی اینجا آمدید جرات باج گیری از ما را نداشتید و خرمای ما را یا می خریدید و یا میهمان می شدید تا بخورید ! آن وقتی که ما معبودی نداشتیم . حالا که خدا ما را به وسیله محمد هدایت و تایید وتقویت فرموده است آمده اید چنین مطالباتی دارید! به خدا سوگند اگر مقام و تصمیم رسول خدانبود سالم به قبیله تان نمی رسیدید!». پیامبر با صدای بلند به آنها می فرماید:« عیینه و حارث از آنجا می روند .10

نقش روحانیت در شوراها
روحانیون در جامعه اسلامی ایران می توانند همچون سایر حرکت های سازنده و انقلابی نقش بسیار سازنده و مثبتی در روند رشد یابنده شوراها داشته باشند و پیوندبین مردم و مسوولین را از طریق وجود شوراهای مختلف از سطح ده گرفته تا شورای شهر ، شورای استان تقویت نمایند، و رابطه بین مساجد وحسینیه هاومجالس اسلامی را با این شوراها مستحکم نمایند ونسبت به رعایت موازین اسلامی درتصمیم گیری ها نظارت کنند . البته به عنوان یک عضو بایستی به گونه ای عمل کنند که شائبه تحمیل رای و نظر انها بر دیگران به وجود نیاید وهمان طور که شهید بزرگوار آیت اله دکتر بهشتی اعلی اله تعالی مقاله الشریف می گوید:
« یاد آوری این نکته لازم است که حضور روحانیون در شوراها هرگز نبایدباتحمیل رای نظر آنها در زمینه انطباق تصمیمات شورا با موازین اسلام باید رعایت شود، ولیاز جهات دیگر رای ونظر آنها هم ارز رای و نظر اعضای دیگر شورا است ، وخود آنها باید در رعایت این هم ارزی کوشا باشند»11
نتیجه گیری
بحثی که در این مقاله در باره شورا ومشاوره صورت گرفت نشان می دهد که اسلامی برخلاف برخی شعایعات واتهامات ناروای مخالفین تا چه حد به آراء ودیدگاه های افراد و مجموعه ها و به خصوص صاحب نظران برای اتخاذ تصمیم درامورمختلف زندگی فردی واجتماعی اهمیت قائل می شود و برای پرهیز از عوارض سوء تبادل آراء ونظرات ، شرایط ، محدوده وموارد استفاده از این امر مهم را به خوبی روشن کرده و توضیح داده است و بالاخره وظایف کسانی که به مشورت می پردازند و کسانی که به عنوان مشاور انتخاب می شوند بیان نمود است تا این اصل مهم اجتماعی به صورتی درست و دقیق مورد توجه قرار گیرد و ضمن بهره برداری صحیح از آن راه برای هر گونه سوء تعبیر و یا سوء استفاده از آن بسته شود.
---
9- همان ماخذ
10-همان ماخذ
11-مواضع ما ، از انتشارات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ، چاپ سوم ، آذر ماه 1363، صفحه 60

منابع و ماخذ
1-« قرآن مجید»
2-« نهج الفصاحه»، مترجم و فراهم آورنده:ابوالقاسم پاینده، چناپخانه محمد حسن علمی ، سازمان انتشارات جاویدان ، چاپ سیزدهم 1360
3-« ترجمه و شرح نهج البلاغه » به قلم فیض الاسلام
4-«بحار النوار» مجلسی ، جلد 75
5-«تفسیر نورالثقلین »، جلد1و 4
6-« غرر الحکم و در رالکم »، ترجمه محمد علی انصاری ، جلد 1و2
7-«سخنرانی آیت اله مشکینی در سمینار شوراها ، تحت عنوان بررسی نظام شورایی در جمهوری اسلامی ایران » ، شهریورماه 1360 ، معاونت طرح ها و بررسی های نخست وزیری
8-«نظام حکومت در اسلام » ،صفحه 109 و 110
9-« پیامبری و جهاد»، نوشته جلال الدین فارسی ، ناشر موسسه انجام کتاب ، چاپ شفق ، تهران ، 1362
10-«مواضع ما» ازانتشارات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ، چاپ سوم ، آذر ماه 1363
11-«مشاوره وراهنمایی درتعلیم و تربیت اسلامی »،نوشته سید مهدی حسینی ، از انتشارات امیر کبیر، تهران ، 1364
12-« شورا در اسلام»، محمدملکی ، ناشر نهضت زنان مسلمان ، 1359
13-«حکومت در اسلام»، مقالات سومین کنفرانس اندیشه اسلامی ، ناشر سازمان تبلیغات اسلامی ، معاونت فرهنگی ، بهمن ماه 1364
14-« شورا ومشاوره دراسلام» ،نوشته دکتر عبداله جاسبی ، نشر علوم تربیتی، فصلنامه علمی و پژوهشی دانشکده علوم تربیتی(دانشگاه تهران)، سال یازدهم، شماره 1-2، 1367 ، صفحه 31 تا 54

http://www.jassbi.net/home/contents.asp?cid=32

+ ارائه شده     توسط اسلامي  |