X
تبلیغات
مـــــــــد يــــــــــر ســـــــــــرا - كارآفرينان ایرانی - علی اصغر جهانگیری

مـــــــــد يــــــــــر ســـــــــــرا

«« کامل تربن مـرجع رایـگان مقالات و نـکته های کاریردی مـديـريـت www.MODIRSARA.com »»

كارآفرينان ایرانی - علی اصغر جهانگیری


كارآفرينان ایرانی - علی اصغر جهانگیری

گفت و گو با دكتر علي اصغر جهانگيري – بنيان‌گذار مجتمع كشاورزي كندلوس
دكترجهانگيري متولد اسفندماه سال 1325 در روستاي كندلوس از توابع كجورمازندران است. وي پس از اتمام دوران تحصيلات ابتدايي و متوسطه در ايرانراهي آمريكا مي‌شود و در ايالت تگزاس در رشته حفاري چاه نفت ادامه تحصيلمي‌دهد و در كمپاني بايرون جكسون به فعايلت مي‌پردازد.
پس از تحصيلبه ايران بازمي‌گردد و بدليل پذيرفته‌شدن در بورس سازمان‌ملل متحد دردانكشده وين در رشته پلمير و الياف مصنوعي تحصيل خود را آغاز مي‌كند.
دكترجهانگيري زماني كه به ايران بازمي‌گردد در كارخانجات سيمان تهران مشغول به كار مي‌شود و همزمان با كار در كنكور دانشگاه پلي‌تكنيك پذيرفته مي‌شود وكارشناسي ارشد مهندسي نساجي مدرك تحصيلي بعدي اوست.
وي به مدت ده سال مديريت توليددارو را به عهده مي‌گيرد و همزمان با وقوع انقلاب، كارخانه هگزان كه توليدكننده محصولات شوينده و بهداشتي بود را تاسيس مي‌كند همزمان با هگزان،‌ مجتمع كشاورزي كندلوس را هم احداث مي‌نمايد با اين هدف كه بتواند براي منطقه محروم و دورافتاده كندلوس كاري انجام دهد ثبت موسسه فرهنگي و خيريه نيز از پروژه‌هايي بود كه همزمان با هگزان و مجتمع كشاورزي كندلوس انجام مي‌داد. دكتر جهانگيري در زمان جنگ تحميلي و وخامت اوضاع به دانشكده لندن مي‌رود و موفق به اخذ مدرك p.h.d از دانشگاه North field دررشته جامعه‌شناسي مي‌شود.
زندگي و تحصيل در تگزاس چطور بود؟
زندگي در آمريكا انسان را بيشتر رنج مي‌دهد زماني كه مشاهده مي‌كند ملتي باتاريخ درخشان چندهزار ساله با اين همه نعمات و ويژگيهايي كه خداوند به اين سرزمين عطا فرموده در مقابل سرزميني با 200 سال قدمت و يك عمر گاوچراني به درجه‌اي از پيشرفت و تعالي تكنولوژي و علم دست يافته‌اند، عقب مانده و رشدچنداني نداشته است، متاثر مي‌شود. به همين دليل تحمل آن فضا برايم دشواربود و عليرغم برخورداري از شغل و موقعيت مناسب در آمريكا، راهي كشورم شدم. آمريكا با تمام زيبايي‌هاي ظاهري بدليل اينكه از احساس و عواطف تهي است برايم دلپذير نبود. بنظرم افرادي هم كه تبليغات زندگي در خارج را مي‌كننداگر درونشان را به دقت بررسي كنيد متوجه خواهيد شد كه آنان نيز تفكر مشابه من را دارند و جبر زمان و مسائلي باعث شده كه اين سرزمين را براي اقامت انتخاب كنند.
در حال حاضر هنوز شركت‌ هگزان را در اختيار داريد؟
بدليل اينكه مي‌خواستم فعاليتهاي فرهنگي خود را توسعه دهم و زمان چنداني دراختيار نداشتم شركت هگزان را با شركت سرمايه‌گذاري پتروشيمي شريك شدم. متاسفانه وجود مديريتهاي دولتي و جناح بنديهايي كه در اين تشكيلات وجودداشت كمتر از يك سال باعث تعطيلي هگزان شد و هنوز هم كشمكش‌هاي آن برايم باقي مانده است.
در ايران و خارج از كشور سمت‌هاي مختلفي داشتيد واين نشان مي‌دهد نياز مالي برايتان مطرح نبوده است كه از تمام آنها دست كشيديد و در ايران كسب و كار را براي خود شروع كرديد؟
بله بنده در 25سالگي مديرعامل توليد دارو شدم حتي بعضي اوقات خجالت مي‌كشيدم به 300 نفرپرسنل كه اكثرا با 20 سال سابقه كار بودند، مديرت كنم! بدليل عشق به ايران بدنبال راهي بودم كه دينم را نسبت به آن ادا كنم لذا يك منطقه محروم ازكشور را انتخاب كردم و به وزارت كشور نامه‌اي ارسال و جريان را توضيح دادم در پاسخ نامه برايم نوشتند كه در جغرافياي ايران چنين منطقه‌اي وجود نداردبرايم بسيار برخورنده بودكه حتي وزارت كشورهم از وجود اين منطقه آگاه نيست. ابتدا فكر كردم كه چگونه مي‌توانم فقر را در اين منطقه ريشه‌كن سازم لذا به توزيع قند، چاي و ساير مايحتاج زندگي پرداختم اما متوجه شدم بايدماهيگيري را به مردم ياد دهم نه ماهي خوردن را! در اين سرزمين چيزي وجودنداشت جز يك طبيعت منحصربفرد و چشم‌نواز. لذا به مطالعه گياهان آن منطقه پرداختم و ياد گرفتم چگونه طبيعت را به خدمت بگيرم سپس اقدام به راه‌اندازي لابراتوار و مدرسه كردم. به دانش‌آموزان آموختم گياهان دشت‌هارا بچينند و به لابراتوار بفروشند تا هزينه تحصيل خود را هم از اين طريق تامين نمايند به اين ترتيب 184 نفر از 30 روستا مشغول تحصيل و كار شدند وهزينه‌هاي تحصيل خود را هم از طريق چيدن گياهان تامين مي‌كردند. اين كارخانه يكصد فرآورده توليد مي‌كند و به اكثر كشورهاي دنيا صادر مي‌نمايد. من 250 گونه گياه را از سراسر دنيا جمع‌آوري كرده‌ام و به ايران آورده‌ام و همان برايم پشتوانه‌اي شد كه اهداف عمراني‌ام را ادامه دهم. به 66 روستابرق‌رساني كردم، مخابرات،‌درمانگاه، مدرسه، موزه،‌ رستوران، پارك، فروشگاه و به طور كلي آنچه كه در زندگي امروز بشر ضرورت دارد در اين منطقه ايجادكردم.
من هيچ پشتوانه‌ مالي يا ميراث هنگفتي براي انجام اين امور دراختيا رنداشتم هيچ ارتباطات نفوذي هم در سيستم‌هاي دولتي نداشتم بلكه فردي آزاد و مستقل و مفتخر به روستايي بودن هستم. با تلاش شبانه روزي تمام فعاليت‌هايي كه اشاره كردم تحقق يافت و هنوزهم مسير را ادامه مي‌دهم. درحال حاضر كارشناس برنامه‌ علم و زندگي و نيز برنامه روزنه‌ها را در راديو،انتشار آثاري در زمينه‌هاي گوناگون علمي و فرهنگي، بازسازي و اجراي بيش از 20 ملودي موسيقي سنتي، احداث و اهداي موزه كندلوس، تحقيق و توليد بيش ازيكصد محصول توليدي از منشا طبيعت، تهيه مقالات گوناگون در زمينه‌هاي شوينده‌ها، محيط‌ زيست، توليد انسانهاي طبيعي، تكنولوژي ساخت دارو ازطبيعت، برگزاري سمينارهاي مرتبط و همكاري با دانشگاه‌ها و صنايع پتروشيمي به منظور ارائه طرحهاي كوچك و بزرگ اشتغالزايي تحت عنوان بانك اشتغال،‌تهيه و پيشنهاد پروژه‌هاي ايجاد باغ بوتانيك و نيز برپايي دهكده تاريخ جهت معرفي آئين‌ها و سنتهاي اجتماعي كشور پيش از حمله مغول به ايران نيز ازساير فعاليتهايم است.
چگونه كار در گياهان دارويي را انتخاب كرديد؟ آيا هنگام شروع از اين فعاليت نيازسنجي صورت داديد كه سودآور است يا خير؟
متاسفانه زماني كه از گياهان دارويي صحبت به ميان مي‌آيد فورا جوشانده و دم كرده گياهان و بيماري به ذهن مي‌رسد در صورتيكه اين امر بخش بسيا ركوچكي ازگياهان است. امروزه گياهان در 75 هزار فرآورده آرايشي، بهداشتي، غذايي،صنعتي و... حضور دارند و به زودي دنيا به سمت آنها باز خواهد گشت زيرامواد شيمايي عوارض نامطلوب و سود خود را بروز داده‌اند پس به سمت استفاده از گياهان بازخواهيم گشت اما علمي‌تر و اصولي‌تر از گذشته. گياهان دارويي يا گياهاني كه مصارف صنعتي دارند از كشت بسيار ارزاني برخوردار مي‌باشندنيازي نيست كه هرساله كاشت شوند و به شخم، كود و سم ساليانه نياز ندارند. قيمتش هم حداقل 10 برابر كشتهاي سنتي است در واقع توليد آن دوبرابرارزانتر و فروشش 10 برابر گرانتر مي‌باشد. اين يك ويژگي اقتصادي فوق‌العاده ارزشمند محسوب مي‌شود. نكته جالب اين است كه هركدام از اين گياهان مي‌توانند زيرمجموعه‌اي براي فرآوري مهيا كنند و صدها كارگاه كوچك و اشتغال چندين نفر را موجب گردد براي بازارهاي جهاني هم بدليل اينكه نصف كره زمين فاقد گياه است و با كارگر روزي 60 دلار، انرژي گالني 3 دلار،هزينه‌هاي بالاي گمرك و ماليات و... اصلا توجيه اقتصادي ندارد كه اقدام به كشت اين محصول را نمايند لذا نياز خود را از كشورهائي مانند هند، مراكش،چين و... تامين مي‌‌كنند كه متاسفانه ايران در جدول جايگاهي ندارد. ازكشورهاي جهان سوم اين محصولات را خريداري مي‌كنند زيرا توليد آنها براي خودشان بسيار گران تمام مي‌شود. گياهان دارويي تنها محصولي است كه دست دنيا جهت خريد آن به سمت ما دراز است آنها ناچارند خريدار و مشتري محصولات ما باشند در منطقه محرومي كه هيچ اميدي نبود توجه و توسعه گياهان بسيارحائز اهميت تلقي شد. از اين طريق تعداد زيادي از بيكاران نااميد داراي شغل شدند. تفاوت گياهان وحشي و گياهان ژنتيك در ماده موثرآنان است كه درگياهان، ژنتيك چندبرابر مورد تقويت قرار گرفته‌اند. مثلا اگر گياه مريم گلي را در لابراتوار استخراج كنيد حدود 7/%5 درصد متيل سالي سيلات از آن گرفته مي‌شود در صورتيكه گياه ژنتيك آن 6/3 درصدمتيل سالي سيالات دارد اينموضع به اندازه‌اي ارزش افزوده بالايي دارد كه قابل مقايسه با گونه‌هاي وحشي نيست. ضمن اينكه باور داشتيم بازارهاي جهاني هميشه خريدار هستند وهرگز نمي‌توانيم پاسخگوي يك درصد بازار آن هم باشيم.
در چه سالي مجتمع كشاورزي كندلوس را تاسيس كرديد؟
دوماه پس از وقوع انقلاب مقدمات كار را شروع كردم و در سال 1363 به طور رسمي فعاليت مجتمع آغاز شد.
به گردش مالي كار در آن روستاي كوچك و دورافتاده هم اشاره مي‌كنيد؟
زمانيكه مجتمع كشاورزي كندلوس راه‌‌اندازي شد چند پروژه ديگر راهم انجام مي‌دادم. حاصل تمام آن تلاشها تربيت مديركل، وكيل، شاعر، موسيقي‌دان،نويسنده و... از ميان 180 كودك بود كه مي‌خواستند همان چوپان، كشاورز و... باقي بمانند. به دليل تلاشهايي كه در توسعه و آباداني كندلوس صورت گرفتا ين منطقه جهاني شده است و دولت آنرا به عنوان يك منطقه توريستي بين‌المللي انتخاب كرده است. مانند دهكده‌هايي كه در جنوب فرانسه از اقصي نقاط دنيا توريست و جهانگرد دارد. دولت دكتر احمدي‌نژاد 500 ميليون تومان بودجه صرف آن كرد و كندلوس امروز قطب بين‌المللي توريستي است. سالي 60هزار گردشگر داريم كه اتفاق پيش پاافتاده‌اي براي يك ايراني نيست. اما دراين مدت حتي يك خسته نباشيد ساده هم از سيستمهاي دولتي دريافت نكردم. هرچند فرهنگ تاريخي كشورمان به نحوي است كه افراد پس از مرگشان موردتوجه وعنايت قرار مي‌گيرند! طي سالهاي فعاليتم هيچ بودجه‌اي از دولت نگرفتم وهميشه بصورت شبانه روزي كار كرده‌ام.
در اين سالها حتما با مشكلاتي هم مواجه بوديد چگونه با آنها برخود مي‌كرديد؟
زمانيكه شركت‌ هگزان را با پتروشيمي شريك شدم پس از مدتي متوجه شدم حاصل 20 سال تلاش بي‌وقفه‌ام به صفر رسيده است و من مانده‌ام و كوهي از بدهي كه پتروشيمي آنرا پرداخت نكرده بود و بانك مرا مقصر مي دانست زيرا امضاي مدارك و اسناد با بنده بود. هرروز با دادگاه و مامور روبه رو بودم. لذامجبور شدم از طريق نزول بدهي ها را پرداخت كنم و مجددا با اجاره يك دفتركوچك كارم را از صفر آغاز نمايم. شرايط بسيار سختي پيش‌رو داشتم، فشارهاي مالي زيادي هم به دوشم بود از سويي دو ميليارد تومان بدهي به بانك داشتم ومرا ممنوع‌الخروج اعلام كرده بودند دوراني را سپري كرده‌ام كه حتي هزينه روزمره هم به سختي تامين مي‌شد و مجبور بودم آلبوم‌هاي تمبر را بفروشم اماتلاش كردم و با يك دفتر كوچك به توليد لوازم آرايشي بهداشتي پرداختم وبراي اولين بار در ايران ژل كتيرا را روانه بازار مصرف كردم. سپس با پوست ميوه‌هاي معطر چاي كيسه‌اي با 10 طعم مختلف را به توليد انبوه رساندم كه آن‌هم با موفقيت روبرو شد. شبانه‌روز كار كردم تا توانستم سراپا بايستم. بارها گفته‌ام اگر مرا در كويرلوت رهاسازي پس از يك سال كه به كوير بياييدمشاهده خواهيد كرد كه در آنجا هم باغي درست كرده‌ام! در طي سالهاي فعاليتم با شكست‌هاي وحشتناك و سنگيني مواجه بودم حتي به دليل حضور درعرصه‌هاي فرهنگي كانديد قتل‌هاي زنجيره‌اي هم شدم، وزارت اطلاعات بعدها متوجه شد كه من فردي سياسي نيستم بلكه عاشق ايران و سرزمينم مي‌باشم ايران سرزميني بسيار گسترده و بزرگ است كه در آن انرژي ارازنتر از آب است، 8 هزار و 300گونه گياه در اين سرزمين وجود دارد، 300 روز آفتابي داريم و 20 ميليون نيروي جوان در اختيار است با يك ميليون و 648 هزار كيلومتر مساحت. اينهاثروت اندكي نيست همه‌‌چيز براي پيشرفت مهياست اما اگر ملتي در چنين سرزمين پربركتي، فقير باشد دليل آن فقر فرهنگي است.
با يك ايده نو در شرايطي كه ميليونها تومان بدهكار بوديد كسب و كار جديدي راه انداختيد و پس ازيكسال هم به موفقيت دست يافتيد، در حال حاضر چند مجموعه تحت مديريت شمااداره مي‌شود؟
سه مجموعه فرهنگي كه شامل يك موزه مردم‌شناسي بااشيائي از دوران قبل از ميلاد تا اواخر عهد قاجار. اين مجموعه شامل رستوران، مهمان‌سرا، پارك، فروشگاه و كليه اماكن موردنياز توريست‌ها است. مجتمع كشاورزي كندلوس هم به عرضه گياهان دارويي مي‌پردازد. موسسه خيريه هم به فعاليت‌هاي عمراني فرهنگي و بهداشتي مي‌پردازد.
در حال حاضر پروژه بسته‌بندي آب را دنبال مي‌كنم تا يكصد شغل جديد ايجاد شود. بدين منظور دريك منطقه محروم چشمه‌اي شناسايي كرده‌ام كه آب آن از كيفيت فوق‌العاده‌اي برخوردار است، فعلايت ديگري كه شروع كرده‌ام ساخت و ساز مجموعه‌هايي درمناطق كوهستاني كشور جهت فروش يا اجاره به گردشگران مي‌باشند.
به عقيده شما هر انساني مي‌تواند كارآفرين باشد؟
خير. كارآفرين دو بخش دارد كه ريشه در ژنتيك و اكتساب از محيط دارد. فردي كه ازهمان كودكي جاه‌طلب است و بزرگ فكر مي‌كند و ايده‌هاي متعددي در ذهن مي‌پروراند بايد دانست كه كارآفرين است و همين انسان كوچك، افق‌هاي بزرگي را مشاهده مي‌كند.
شرايط زندگي و اجتماع در كارآفرين شدن افراد موثراست ما در اين جامعه و با اين دولت زندگي مي‌كنيم و مي‌دانيم كسي به دادمان نخواهد رسيد و حتي مورد تمسخر هم قرار مي‌گيريم. اگر ايده‌هايي درذهن داريد آن را باور كنيد اما اگر به آن تحت عنوان سكو نگاه مي‌كنيد، كارنكردن را بهانه نكنيد. اگر آن اين ايده را باور داريد آنرا باور سازيد. من اعتقاد ندارم كه اين امر مشكل بزرگي براي توقف باشد. طرح را مي‌توان بادوستان،‌ اطرافيان و بانك در ميان گذاشت و انجام داده من براي تحقق ايده‌ام منزلم را به فروش رسانده‌ام اما از همان ابتدا به آن ديده اطمينان كافي داشتم. حتي زماني كه با مشكلات متعددي هم مواجه شدم و پول نزول كردم هم اين اعتقاد را داشتم و لحظه‌اي متزلزل نشدم.
ممكن است به جالب‌ترين ايده‌اي كه تاكنون داشتيد اشاره كنيد؟
احداث موزه مردم‌شناسي توسط يك فرد حقيقي، ايده‌اي بود كه بازتابهاي گسترده‌اي در جامعه داشت. اينكه براي نخستين بار به جاي پودر لباسشويي، مايع لباسشويي به توليد رسيده و روانه بازار شده ايده جالبي بود كه در سال 73به مرحله اجرايي رسيد. هرچند ده سال مبارزه كردم تا ايده‌ام را به مرحله عمل تبديل كردم.
معقتدم كارآفرين نبايد عمرش از به انجام يك فعاليت اختصاص دهد. بايد سراغ فعاليت‌هاي ديگر هم برود و مثلا صد ايده را به نتيجه برساند. اگر كارآفرين در يك شغل باقي بماند ديگر كارآفرين نيست.

منبع : روزنامه تفاهم 85/11/1

+ ارائه شده     توسط اسلامي  |