هم اندیشی " اساتید مدیریت و صاحب نظران نظام اجرایی "
بارویکرد سیاستهای کلی نظام اداری
و حضور معاون توسعه مدیریت وسرمایه انسانی رئیس جمهور
یک شنبه 1390/11/9 - ساعت 8 الی 16 بعداز ظهر
تالار الزهراء(س) - دانشکده مدیریت دانشگاه شهید بهشتی
برچسبها:
هم اندیشی,
مدیریت کشور,
اساتید مدیریت,
دانشگاه,
مدیران اجرایی
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
موشی درخانه صاحب مزرعه تـــلـــه مــوش دید .
به مرغ و گوسفند و گاو خبرداد .
همه گفتند: " تله موش مشکل توست ؛ به ماربطی ندارد! "
ماری درتله افتاد و زن مزرعه دار راگزید.
ازمرغ برایش سوپ درست کردند؛
گوسفندرابرای عیادت کنندگانش سربریدند؛
درنهایت زن مُرد و گاو رابرای مراسم ترحیم زن مزرعه دار کشتند!
دراین مدت موش ازسوراخ دیوارنگاه میکرد ؛ وبه "مشکلی که به دیگران ربــــط نداشت " فکرمیکرد. ... !
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
هر پدر یا مادری میتواند به شما بگوید که اگر به یک فرزند خود شکلات بزرگی بدهید و سپس به سمت فرزند دیگر خود رفته و شکلات بزرگ تری به او بدهید، مطمئنا شادی و خوشی تبدیل به خشم میشود. ناگهان آنچه باید عامل لذت و شادی باشد تبدیل به یک بیعدالتی بزرگ میشود. «چرا شکلات او بزرگتر از شکلات من است؟ این منصفانه نیست!»
یک مدیر کارگزینی نیز میتواند به شما بگوید که دنیای کسب و کار چندان متفاوت با مثال بالا نیست.
«مهمترین چیز مورد تایید قرار گرفتن در مقایسه با همتایان آنها بود و بسیاری از آنان حاضر بودند هر کاری برای رسیدن به این هدف انجام دهند.»
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
آن دسته از تیمهای رهبری كه نمیتوانند به اجماع برسند منتظر میمانند تا مدیرعامل حرف آخر را بزند و تصمیم نهایی را بگیرد. هم اینها گاه از نتیجه تصمیم مدیرعامل سرخورده میشوند. فریش این پدیده را عارضه خودكامگی بیتقصیر نامیده است. خیلی از شركتها برای رفع این ناهنجاری به تیمسازی و تمرین مفاهمه و ارتباط رو میآورند. اما بنابه استدلال فریش، این كارها مشكلگشا نیست، زیرا اشكال، افراد نیستند بلکه در خود فرایند حل مسئله است. تلاش برای رسیدن به مبنای عقاید فردی در ذات خود مشکلساز است. وقتی تیمهای رهبری دانستند ریاضیات سیستم رایگیری عامل و مقصر اصلی است، آنگاه بهتر میتوانند دست از تلفكردن وقت با تمرینهای روانی نامرتبط و بیمعنا بردارند و به جای آن اقدامات عملی را برگزینند كه برای شكستن و گشودن بنبست طراحی میشوند.
كار باید با اذعان به مسئله و شناخت علل آن آغاز شود. وقتی بیش از دو گزینه مطرح باشد، صحنه برای خودكامگی بیتقصیر مدیرعامل مهیاست. حتی گزینههای دوحالته «بله یا نه» هم مشکلساز میشوند، زیرا معمولاً گزینه تلویحی سومی نیز دارند: گزینه «نه این و نه آن».
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
یک آدم صبور و دهنقرص، گیر بیاورید و کل بدبختیها و جفتکهایی که از "الاغ زندگی" خوردهاید را با او تقسیم کنید…
بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند… علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز میکنید، اوهم سفره خودش را برایتان باز میکند و یحتمل می فهمید که شما در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید... و این یعنی آرامش..
دوم اینکه فقط به زمان حال فکر کنید:
گذشتهتان و آیندهتان را خیلی جدی نگیرید…
اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهیهایی که در گذشته در حق خودتان کردهاید، نشوید.
همه همینطور بودهاند وانگشت فرو کردن در زخمهای قدیمی، هیچ فایدهای جز چرکی شدن آنها ندارد.
آینده را هم که رسما باید به هیچ کجایتان حساب نیاورید.
ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است..
فکر هر چیزی، از خود آن چیز معمولا سختتر و دردناکتر است…
سوم اینکه به خودتان استراحت بدهید:
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است
و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن
هم حج و نماز !
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه
اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که
این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و
تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و
اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد
شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند
وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح
ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد،
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
نمره صفر این دانش آموز پس از اعتراض بیست شد!
پاسخ های جالب این دانش آموز باعث شد تا نمره صفر نگیرد. سوال ها و جوابها را بخوانید.
ANSWERS OF A BRILLIANT STUDENT WHO OBTAINED 0 But I would have given him 100
Q1. In which battle did Napoleon die?
* his last battle
درکدام جنگ ناپلئون مرد؟
در آخرین جنگش
Q2. Where was the Declaration of Independence signed?
* at the bottom of the page
اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضا شد؟
در پایین صفحه
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
كساني كه قصد دارند در مالزي مديريت موثري بر ديگران اعمال كنند بايد از موارد كليدي مشخصي آگاهي داشته باشند كه ممكن است نسبت به آنچه در كشور خود با آن سر و كار داشتهاند، تفاوتهاي عمدهاي داشته باشد.
نخستاينكه در سيستم سلسله مراتبي مالزي، از مديران انتظار ميرود اشخاصي باشند كه لايق احترام هستند واين احترام بيشتر بر مبناي ويژگيهاي شخصيتي است تا موارد كاري. اشخاصي لايق احترامند كه مسن تر باشند و دانايي كه سن بالا به ارمغان ميآورد را به همراه داشته باشند. همچنين اشخاص وقتي شايسته احترامند كه رو در روي ديگران رفتار احترامآميز از خود نشان دهند. بنابراين، يك مدير نبايد هيچ گاه كاري انجام دهد كه موجب خدشهدار شدن وجهه زيردستان خود شود. بهترين راه براي تذكر دادن به ديگران استفاده از يك شخص ثالث است. احترام گذاشتن به اشخاصي كه بسيار صريح و بي پرده صحبت ميكنند نيز كار دشواري است – سر بسته سخن گفتن و با سياست بودن نوعي هنر است، در حالي كه صراحت بيان ميتواند به عنوان رفتار نامودبانه و سطح پايين تلقي شود.
از مدير انتظار ميرود تا سلامت زيردستان خود را به طور كامل مورد توجه قرار دهد – هم در محيط كار و هم در خارج از آن. اين رابطه را بيشتر ميتوان به رابطه پدر و فرزندي تعبير كرد تا رابطه رييس و مرئوس در ديدگاه غربي آن.
دوماينكه از آنجايي كه اشخاص رويكرد گروهي به كار دارند، مايلند بخشي از يك تيم دانسته شوند و توقع دارند كه كار در جهت رسيدن به اهداف تيم، باعث تعالي اهداف شخصي آنها شود. مديران بايداين همكاري درون گروهي را تقويت كنند به جاي اينكه رقابت درون گروهي ايجاد كنند كه به عدم هماهنگي و نارضايتي خواهد انجاميد.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
معلم گفت : دو مرد پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟
هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !
معلم گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟
حالا پسرها می گویند : تمیزه !
معلم جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد. وباز پرسید : خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟
یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !
معلم دوباره گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟
بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو !
معلم بار دیگر توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!
شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است
معلم در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق ! و از دیدگاه هر کس متفاوت است.
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
می گفت: ماه مبارک رمضان یکی از هیات های عزاداری معروف (در شرق تهران)،
مجلس افطاری برای چهره های شاخص از مداحان اهل بیت علیهم السلام، برگزار می
کند که برای خودش محفل ارزشمندی است.
آن دوست که سال هاست در آن مجلس حضور دارد و به ستایشگران اهل بیت(ع) خدمت
می کند، می گفت: چند سالی است، که خیابان های اطراف مراسم، هنگام برگزاری
جلسه به نمایشگاه ماشین های گرانقمیت تبدیل می شود و برخی از بچه هیاتی ها
فقط می آیند تا ماشین های گرانقیمت حضرات اساتید - تقبل الله منهم - را
تماشا کنند!
وی، اوضاع پارکینگ را در جوار خیمه حضرت سیدالشهداء علیه السلام به چیزی
شبیه پارکینگ محل تمرین فوتبالیست های معروف ..! تشبیه می کرد و البته
ناگفته نماند که دوست ما، از برخی پیشکسوتان معروف از مداحان تهران نیز نام
می برد که با ماشین های معمولی و حتی با موتورسیکلت در این جلسه حاضر می
شوند.
به یاد مداحان اهل بیت علیهم السلام که بسیاری از جوان های قدیمی تجربه
زیبای مجالس شان را هنوزهم از یاد نبرده اند، با کلاه های فینه و شال سبز
بر کمر سوار بر موتور « وسپا » با هیبتی که از دور نیز گویای کسوت مقدس شان
بود...
از این رو که چشم محرم و نامحرم به جسارت این قلم باز خواهد شد و آموخته ام
که خوب و بد و زشت از ساحت مقدس این آستان رابه یمن انتصاب به « حضرت
ارباب» محترم بشمارم، جسارت قلم را، اعتذار می جویم به انحرافی که از فضای
ایجاد شده، حس می شود از حضور موثر « پول » - بخوانید پاکت - در مجالس
اباعبدالله علیهم السلام و مرام اشرافی گری در برخی محافل و چهره های شاخص –
تقبل الله منهم – که هیچ نشانی غیر از انحراف در نمایاندن مسیر سفینه
النجات در آن نمی توان مشاهده کرد.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
يک دفتر کليشهاي را در صبح روز دوشنبه در نظر بگيريد: ديوارها و سقف
خاکستري، رديفهاي متوالي ميزهاي کار و فضايي که با نور لامپهاي مهتابي
روشن شده است. کارمندان به دفتر وارد ميشوند. کمي خسته و کمنشاط هستند و
انگيزه لازم براي کار ندارد.
بسياري مجبور ميشوند براي ادامه کار به قهوه روي بياورند. چه اتفاقي
افتاده است؟ چگونه نسبت به اين خستگيها پاسخگو باشيم؟ آيا نبايد به فکر
سلامت کارمندان شرکتمان باشيم؟
بسياري از دفترهاي مدرن پنجرههاي بازشدني ندارند. آنها صرفا با سيستمهاي
تهويه هوا کار ميکنند. مساله مهم اين است که خطر «آلودگي داخلي هوا» در
اين فضاها وجود دارد. اين خطر معمولا با فقدان اکسيژن ضروري در هوا شناخته
ميشود. اين آلودگيها از چيزهاي داخل اتاق ساطع ميشوند، براي مثال از رنگ
روي ديوارها، از تهويه هواي رايانهها، از دستگاههاي مختلفي همچون
فتوکپي، فکس، پرينت و حتي از گرد و غبار خود سيستمهاي تهويه هوا. در واقع،
اين آلودگيها مشکلات عديدهاي براي سلامتي انسانها به وجود ميآورند.
بديهي است که اين مشکلات باعث کاهش بازده کلي شرکتها ميشوند.
سيستمهاي تهويه هوا و سيستمهاي حرارتي، رطوبت موجود در دفاتر را کاهش
ميدهند. رطوبت معيار خيسي هوا است و هواي خشک ميتواند مسبب مشکلات زيادي
براي سلامتي افراد باشد، براي مثال خطر افزايش حساسيتهاي تنفسي، خشکي دهان
و حنجره و دردهاي موضعي. اما همه ميدانيم که استفاده از دستگاههاي مولد
رطوبت چندان به صرفه نيست و هزينههاي زيادي را در بر دارد. پس چه بايد
کرد؟ چگونه بايد آلودگي هواي محيط کار را از بين برد يا تا جاي ممکن کاهش
داد؟
مشکلات زيادي در ارتباط با سلامت کارمندان وجود دارد. اين مشکلات پيوسته در
حال افزايش هستند؛ اما شرکتهاي بسياري نيز وجود دارند که راهحلهاي
مناسبي را پيشنهاد کردهاند. آنها از گلها و گياهان اداري براي بهبود فضاي
دفاتر استفاده ميکنند. به اين گلها و گياهان اداري «گلهاي گلداني»
ميگويند. گلهاي گلداني اندازهها و شکلها متنوعي دارند و ميتوانند در
نواحي متفاوتي به کار روند. مديران و رييسان شرکتهاي موفق تجاري معتقدند
که حضور گلهاي گلداني در شرکتها اهميت زيادي دارند.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي
رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال
تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند. يکي از آمريکايي ها
گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها
گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم.
همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما
ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد،
مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت:
بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور
قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي ها که اين را
ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است.
بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را
انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي
به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب
ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور
مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت
بدهم.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
صحبت كردن از ادراك سلول اوليه مستلزم اينه كه ما كليو باكستر رو كه پدر
نيروي ادراك سلول اوليه ناميده شد، رو بشناسيم: كليو باكستر كسي است كه هيچ
گونه مدرك تحصيلي ندارد، اين آقا با وجود اينكه در دانشگاه تگزاس و همين
طور در كالج ميدلبوري در ورمونت و تگزاس آ_ ام، به تحصيل در رشتههاي
مهندسي و كشاورزي و روانشناسي پرداخت، به دليل يك ترم نرفتن به دانشگاه از
اخذ مدركهاي علمي خودش محروم شد.
به قول گودمن، گوروي بزرگ متافيزيك: شايد اگه كليو باكستر از داشتن مدرك
فارغالتحصيلي خود در هر رشتهي علمي، محروم نميشد، آن وقت تمام دانشمندان
جهان و همين طور من و شما، هرگز پي نميبرديم كه چنانچه يكي از انگشتان ما
زخمي شود، كرفسها و كلم قمريهاي درون يخچال ما آن را حس كرده و به ثبت
خواهند رسانيد. (تعجب نكنيد، براتون توضيح ميدم.)
به گونهاي شاعرانهتر: انسان نميتواند به گلي دست بزند بدون آنكه ستارهاي در آسمان بلرزد.
حالا كه ميدونم كنجكاو شدين تا رابطه زخمي شدن انگشت رو با كلم قمريهاي توي يخچال بدونيد، پس مي ريم سر اصل ماجرا:
شروع ماجرا :
در فوريهي 1996، كليو باكستر توي لابراتوار خودش در شهر نيويورك، نشسته
بود كه به طور اتفاقي نگاهش به گياه بزرگ سبز رنگش افتاد كه گوشهي
آزمايشگاه قرار داشت. اون به نظرش رسيد كه گياهش اندكي بيحال و افتاده است
و تصميم گرفت به اون آب بده. بعد ناگهان به فكرش رسيد كه چقدر وقت ميگيره
تا آب از ريشهها به سمت برگهاي گياه برسه. بنابراين اون يك جفت الكترود
با نمودارهاي مختلف به يكي از برگها وصل كرد.
به قول خودش اون يه كمي هم احساس بلاهت از اين كارش پيدا كرد چون هيچ آدم
تحصيل كرده و درس خوندهاي در امور علمي چنين كاري نميكنه، اون صبر كرد تا
ببينه كه آيا امكان داره رطوبت وارده به گياه به كندي و به تدريج باعث
تغيير دادن سطح مقاومت گياه بشه و آن قدر ملموس باشه تا بر روي نقشهي
نمودار ظاهر بشه يا نه؟
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
میرزا تقی خان امیر کبیر, صدراعظم مشهور دورهٔ ناصرالدین شاه قاجار.نام
اصلی امیرکبیر محمد تقی بود که بعدها تقی گفته میشد و عناوین و القابی که
به دست آورد بدین قرار است: کربلایی محمد تقی- میرزا محمدتقی خان- مستوفی
نظام- وزیر نظام- امیر نظام- امیر کبیر- امیر اتابک اعظم(شوهر خواهر ناصر
الدین شاه نیز شد).
محمد تقی پسر کربلایی قربان، آشپز میرزا عیسی قائم مقام اول بود که در خانه
قائم مقام تربیت یافت و در اوایل جوانی به سمت منشی قائم مقام اول به خدمت
مشغول گشت و مورد عنایت رجل سیاسی دانشمند قرار گرفت و بعداٌ در دستگاه
قائم مقام دوم نیز مورد توجه واقع شد تا جایی که وی را همراه هیاتی سیاسی
به روسیه فرستاد و در نامهای در مورد هوش و نبوغ میرزا تقی خان چنین
نوشته:
خلاصه این پسر خیلی ترقیات دارد و قوانین بزرگ به روزگار میگذارد. باش تا صبح دولتش بدمد.
در این ماموریت که برای عذرخواهی از قتل گریبایدوف که در ایران رخ داده
بود، انجام میشد، از تزار روسیه معذرت خواست و طوری عمل نمود که مورد
تائید و پسند تزار و دربار ایران قرار گرفت. امیرکبیر در سفر به روسیه به
مؤسسات فرهنگی، نظامی و اجتماعی آنجا توجه نمود و به این فکر بود که راه
ترقی ایران نیز داشتن دانشگاه و تشکیلات نظامی و فرهنگی منظم است.
دومین ماموریت وی رئیس هیات سیاسی ایران به ارزنةالروم برای حل اختلاف
مرزی بین ایران و امپراتوری عثمانی بود. در این ماموریت که نزدیک به دو سال
طول کشید علاوه بر آشنایی با زدو بندهای سیاسی شرق و غرب با دلیری خاصی
توانست اختلاف مرزی را به نفع ایران پایان دهد و محمره و اراضی وسیع طرف چپ
شط العرب را که مورد ادعای عثمانیها بود به ایران ملحق کرد. این اقدام و
پیشنهادهای مفید امیرکبیر، مورد عناد و حسادت حاجی میرزا آغاسی قرار گرفت.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
هيچ كس مخالف آزادي نيست؛ نهايت امر، مخالف آزادي ديگران است.
كارل هنريش ماركس
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
مدت هاست که اقتصاد دنیا تحت تاثیر بحران اقتصادی روزگار نابسامانی را می گذراند و روزی نیست که خبری از ضرر و زیان به گوش نرسد.
براساس گزارش سالانه فوربس این 7 مدیرعامل در فاصله سال های 2006 تا 2010 و
در همین شرایط اقتصادی به دست کم 200 میلیون دلار رسیده اند:
1. ویلیام آر برکلی
ویلیام آر برکلی مدیر عاملی شرکت بیمه دبلیو آر برکلی را بر عهده دارد. وی
در سال 1965 این شرکت را تاسیس کرد و از آن زمان تا کنون مدیرعاملی آن را
بر عهده دارد.
او سالهات که ثابت قدم و با پشتکاری مثال زدنی به کار خود ادامه می دهد و حالا صاحب 200 میلیون دلار ثروت است.
2. میشل دی واتفورد
واتفورد از سال 1999 بر مسند مدیریت شرکت نفت و گاز اولترا تکیه زده است.
تمرکز کار این شرکت در طی دوران مدیریت وی روی اکتشاف نفت و گاز در آمریکا
بوده است.
ثروت این مدیر موفق در طی پنج سال یعنی از سال 2006 تا 2010 به 201/2 میلیون دلار رسیده است.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
هرگز بر روی آنچه از آن اطلاعات ندارید سرمایه گذاری نکنید
اغلب کسانی که در سرمایه گذاری شکست می خورند مهم ترین علت این امر را بی
اطلاعی یا کم اطلاعی از سوژه سرمایه گذاریشان می دانند و حسرت می خورند که
کاش مطالعه بیشتری کرده بودم.
این به این معنی نیست که بر روی تکنولوژی های جدید یا آنچه در آن تخصص
ندارید سرمایه گذاری نکنید بلکه به آن معناست که در مورد آنچه درآن سرمایه
گذاری می کنید مطالعه کنید و یا از مشاوران آگاه در آن زمینه استفاده کنید.
2.ریسک پذیر باشید
چشم بسته عمل کردن به معنای ریسک پذیر بودن نیست بلکه ریسک پذیری بدان
معناست که در عین اینکه عاقلانه عمل می کنید جسارت گرفتن تصمیم های قاطع را
داشته باشید چراکه ترس بیش از اندازه موفقیت شما را به تاخیر می اندازد و
حتی ممکن است آن را غیرممکن سازد.
3. رازدار باشید
یک سرمایه گذار حرفه ای رازهای حرفه ای اش را فریاد نمی زند و در هر محفلی
از راز و رمز تجارتش سخن به میان نمی آورد چراکه در عصر اطلاعات آنچه سبب
تمایز شما از دیگران می شود اطلاعاتتان است بنابراین برگ برنده خود را به
رایگان حراج نکنید.
برچسبها:
ریسک پذیری,
رازداری,
سرمایه گذاری,
طمع,
پولادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
امروزه مساله پول و مشکلات مالي، يکي از عوامل مهم در زندگی می باشد که به
راحتی نمی توان از کنار این مسئله رد شد. داشتن يا نداشتن پول ميتواند
علت بسياري از استرسها و نگرانيها به شمار آيد.
حتماً شما هم افرادی را دیده اید که با وجود درآمد معمول و متوسط با یک
مدیریت کاملاً آگاهانه و برنامه ریزی شده به خواسته های بزرگ، مهم و متعدد
خود مثل خرید خانه می رسند و همواره برای خالی نبودن دست خود در مواقع
اضطراری، پس انداز اندکی نیز دارند.
اقتصاد را ميتوان چگونگي سازماندهي و مديريت منابع تعريف کرد. ميتوان
فهرست کاملي از زمان، پول، فضاي زندگي و... تهيه کرد. شايد اقلام اين فهرست
متفاوت به نظر برسد، ولي همه آنها داراي يک ويژگي مشترک هستند. ويژگي همه
اين اقلام در زندگي امروز اين است که کمياب هستند. حتما شنيدهايد که مردم
ميگويند اي کاش وقت بيشتري داشتم، اي کاش خانه بزرگ تري داشتم، اي
کاش پول بيشتري داشتم و... . پس هر فرد باید بر اساس داشته های خود اقدام
به برنامه ریزی و استفاده بهینه از منابع نماید و زمان فعلی را به خاطر
آینده و به دست آوردن منابع هدر ندهد.
به عنوان مثال بیشتر افراد بر این باورند که با حقوق کارمندی نمی توان پس
انداز داشت یا پولدار شد. این فرضیه کاملا اشتباه است. چرا که بسیاری از
افراد با حقوق متوسط توانسته اند با برنامه ریزی درست صاحب ماشین، خانه و
... شوند. چرا که این افراد زمان فعلی را از دست نداده و برنامه ریزی درستی
در هر لحظه از زندگی داشته اند.
برچسبها:
مدیریت دخل و خرج,
اینترنت,
پول پرنده,
مطلوبیتادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
تغییر عادات و رویههای بد و پذیرش نقاط ضعف، بنیاد و پایه خود مدیریتی
است. بنابراین اجازه دهید تا از این ده مرحله عبور کنیم تا این اصول را به
طور موثری تقویت نماییم.
1-آنچه میگویید و نحوه بیان آن را کنترل کنید.
آنچه میگویید کنترل کنید. به کلماتی که از دهان شما خارج میگردد، مدیریت
کنید. این حقیقتی شناخته شده است که گوش کردن بیش از سخن گفتن، منفعت
دارد(به هر حال ما دو گوش داریم و یک دهان). همچنین به خاطر داشته باشید که
سخن گفتن در میان کلام دیگران بیادبانه است. بنابراین باید تصمیم بگیرید
چه زمانی بهتر است ساکت باشید و گوش کنید و چه زمانی بر نقطه نظر خود
پافشاری کنید. حفظ تعادل،کلید یک محاوره روان است، اما اگر رعایت اینکار
برایتان دشوار است، ساکت بمانید.
یکی از مشخصات افراد بسیار موفق و مشهور آناست که ظاهرا شنونده خوبی
هستند. در حقیقت این امر زاده خود مدیریتی است. آنان به تعادلی میان
شنیدن و سخن گفتن رسیدهاند.
2-خود کنترلی را ازدست ندهید
از دست دادن خودکنترلی به سرعت کفه تعادل را به نفع دیگران برهم میزند.
بسیاری از افراد مقادیر بسیار زیادی از ثروت و قدرت خویش را به خاطر
انتقامگیری خشم و تلاش برای بازاریابی خویش، از دست میدهند.
مطمئن گردید که چهره شما همواره نشانهای دال بر لبخند یا تفکر داشته
باشد.اگر هرگز از خود خشم، ناراحتی یا عدم کنترل نشان ندهید، همواره
چهرهای قابلاعتماد خواهید بود و موقعیت را در کنترل خود خواهید داشت.
وقتی کنترل خودرا از دست بدهید همهچیز را از دست خواهید داد.
بنابراین از مغز خود استفاده کنید و به خاطر داشته باشید که آنچه دیگران
میگویند، فکر میکنند و یا انجام میدهند، اهمیتی ندارد، فقط آنچه شما
انجام میدهید، مهم است.
برچسبها:
خود کنترلی,
پاداش,
تناسب اندام,
وسوسه,
اراده,
باورادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
آيا مي دانيد درشرايط بد اقتصادي چه بايد كرد؟ حتي اگر به شدت خود را مستأصل احساس مي كنيد بايد بدانيد كه هميشه جاي اميدواري هست.
شايد توصيه هاي زير به شما كمك كند:
1- بدترين حالت ممكن را درنظر بگيريد.
هرچند دست و پنجه نرم كردن با مشكلات اقتصادي كار دشواري است ولي به اندازه
سرطان خطرناك نيست! در مورد بدترين حالت ممكن فكر كنيد و آن را با از دست
دادن پول مقايسه نماييد. اين كار باعث مي شود اميد خود را از دست ندهيد.
2- با دوستان و اعضاي خانواده خود حرف بزنيد.
در مورد مسائل مالي با همسر و اطرافيان نزديك خود صحبت كنيد، با اين كار
اضطراب شما كمتر مي شود و احتمال يافتن راه حل افزايش مي يابد.
يادتان باشد هميشه راه حلي وجود دارد.
3- با فروش اجناس دارايي خود را افزايش دهيد
فهرستي از اجناسي كه مي توانيد به فروش برسانيد تهيه كنيد. شايد شما داراي
اجناس ارزشمندي مثل جواهرات باشيد كه فروش آنها فرصت كافي براي پيداكردن
شغل مناسب را به شما مي دهد.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
1- برای روزهای خود برنامهریزی کرده و فهرستی از کارهای روزانه خود تهیه
کنید. هیچ چیز مانند لیست برنامه کاری، نمیتواند ذهن شما را متمرکز کند.
وقتی کارهای روزانه خود را فهرستوار مینویسید و آنرا کنار خود قرار
میدهید، این فهرست مرتبا به شما یادآوری میکند که باید چه کاری را انجام
دهید و شما از آن مسیر اصلی منحرف نخواهید شد.
2- اختصاص دادن وقت به همکارانتان موجب حواسپرتی شما میشود. در یک اداره
شلوغ، افراد مرتبا درحال رفتوآمد و گفتوگو هستند. اگر شما یکی از
اعضای یک تیم کاری هستید مرتبا باید با شما در ارتباط باشند. برای گفتوگو
با سایرین، زمان مناسبی را اختصاص دهید. بهجای اینکه هر 10 دقیقه یک بار
کسی کنار میز شما بایستد و از شما سوال کند، زمانی را مثلا بین ساعت 2 تا4
بعدازظهر به اینکار اختصاص دهید. به این ترتیب در سایر اوقات، شما تنها
مشغول کار خود خواهید بود.
3- از بستهبندی زمان استفاده کنید. بدین ترتیب که بهجای تمام کردن یکباره
کارها، برای مدت زمانهای محدودی مثلا نیمساعت برروی آن کار کنید. درطول
این مدتزمان مشخص، یا کار به اتمام میرسد و یا بقیه آن به زمان دیگری
موکول میشود. روز دیگر، دوباره بخشی از آن پروژه کاری را بهدست بگیرید.
به این ترتیب، کار شما همیشه برایتان تازگی دارد و تمام اوقات کاری شما را
پر میکند.
برچسبها:
برنامه ریزی,
حواس پرتی,
ایمیل,
تغییر نگرش,
اینترنتادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
1. فروشندگی در خون من است
نخستین اشتباه بسیاری از کسانی که کسب و کار کوچک راه می اندازند این است
که تصور می کنند به همه فوت و فن های کار وارد هستند و می توانند به راحتی
به اهداف خود در باب میزان فروش دست یابند، در حالیکه اگر پیش از شروع کار
تلاش کنند تا از اهل فن تکنیک های این کار را بیاموزند، به مشکل نرسیدن به
اهداف تعیین شده برای فروش برنخواهند خو.رد
2.پول قرض می کنم و بعدا پس می دهم
اگر قصد راه انداختن کسب و کار کوچک را دارید، تلاش کنید تا حد ممکن به این
گزینه فکر نکنید و به اندازه جیبتان برای کاری که قرار است شروع کنید،
سرمایه بگذارید و بعدا به مرور آن را گسترش دهید. اما اگر پول، به ویژه به
مقدار زیاد قرض کردید و بعد انتظارتان برای بازگشت آن سرمایه بیهوده ماند،
مسوولیتش با خودتان است!
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
روزهای ابتدایی کار، همیشه ویژگی خاص خود را داشته اند. انگیزه بالا، استرس
زیاد، ناوارد بودن به کار، کنار آمدن با محیط تازه و غیره از جمله ویژگی
هایی هستند که کمابیش برای همه کسانی که این روزها را تجربه می کنند، وجود
دارند.
گاهی دیده شده که برخی افراد با اشتباهاتی که به ویژه در روزهای اول کاری
مرتکب می شوند، موقعیت خود را به خطر می اندازند یا باعث می شوند دیگران
دید خوبی نسبت به آنها نداشته باشند.
در این گزارش از سه اشتباهی خواهیم گفت که در روزهای اول کاری به شدت به شما ضربه می زند.
اشتباه اول: صرفا حضور فیزیکی کافیست
این تصور بسیاری از کسانی که تازه در مجموعه ای مشغول به کار می شوند و فکر
می کنند همین که در محل کار حضور پیدا می کنند، کار بزرگی کرده اند و به
نوعی بازده کاری را کلا بی خیال می شوند! در حالیکه رئیس شما حتما حواسش به
همه چیز هست و علاوه بر ساعت ورود و خروج، میزان کار شما را هم موشکافانه
بررسی می کند. پس این پنبه را از گوش خود بیرون کنید.
اشتباه دوم: خود را با مدیران اشتباه گرفتن
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
مصاحبه استخدامی را می توان مهمترین و سخت ترین خوان استخدام دانست. مرحله
ای که اگر به سلامت آن را پشت سر گذارید، می توانید تا حد زیادی مطمئن
باشید که از خیل بیکاران جدا شده و به جمع شاغلان می پیوندید.
در این گزارش از نکاتی برای شما خواهیم گفت که می توانید با بکارگیری آنها احتمال موفقیت خود در مرحله مهم مصاحبه را افزایش دهید.
1. از آینده صحبت کنید
انتظار مصاحبه کنندگان با تجربه این است که کسانی که در برابرشان برای
پاسخگویی قرار می گیرند، از آینده و گام هایی که قرار است بردارند، صحبت
کنند.
تلاش کنید تا با امید به آینده برنامه هایی که در سر دارید را با مصاحبه کننده در میان بگذارید.
2. "صحبت پایانی" نشانه خوبیست
اگر مصاحبه کننده در پایان پرسش و پاسخ از شما بخواهد حرفهای از قلم افتاده
را بزنید، نشان می دهد که پاسخ های شما به سوالاتش تا حدی رضایتش را جلب
کرده و مشتاق است چیزهای بیشتری از شما بداند. پس دقت کنید که این سوال را
هیچگاه سرسری نگیرید.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
در ايران و خارج از كشور سمتهاي مختلفي داشتيد و اين نشان ميدهد نياز
مالي برايتان مطرح نبوده است كه از تمام آنها دست كشيديد و در ايران كسب و
كار را براي خود شروع كرديد؟
بله بنده در 25 سالگي مديرعامل توليد دارو شدم حتي بعضي اوقات خجالت
ميكشيدم به 300 نفر پرسنل كه اكثرا با 20 سال سابقه كار بودند، مديريت
كنم! به دليل عشق به ايران به دنبال راهي بودم كه دينم را نسبت به آن ادا
كنم لذا يك منطقه محروم از كشور را انتخاب كردم و به وزارت كشور نامهاي
ارسال و جريان را توضيح دادم در پاسخ نامه برايم نوشتند كه در جغرافياي
ايران چنين منطقهاي وجود ندارد. به من برخورد كه حتي وزارت كشورهم از وجود
اين منطقه آگاه نيست.
ابتدا فكر كردم كه چگونه ميتوانم فقر را در اين منطقه ريشهكن سازم لذا به
توزيع قند، چاي و ساير مايحتاج زندگي پرداختم اما متوجه شدم بايد ماهيگيري
را به مردم ياد دهم نه ماهي خوردن را! در اين سرزمين چيزي وجود نداشت جز
يك طبيعت منحصربه فرد و چشمنواز.
لذا به مطالعه گياهان آن منطقه پرداختم و ياد گرفتم چگونه طبيعت را به
خدمت بگيرم سپس اقدام به راهاندازي لابراتوار و مدرسه كردم. به
دانشآموزان آموختم گياهان دشتها را بچينند و به لابراتوار بفروشند تا
هزينه تحصيل خود را هم از اين طريق تامين نمايند. به اين ترتيب 184 نفر از
30 روستا مشغول تحصيل و كار شدند و هزينههاي تحصيل خود را هم از طريق چيدن
گياهان تامين ميكردند.
برچسبها:
کارآفرینی,
کندلوس,
موزه مردم شناسی,
تولید داروادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|